آیا نفی صفات خداوند مربوط به نفی صفات از حقیقت خداوند متعال می باشد نه ذات او؟
سوال899:
در توضیح «کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه» وقتی از شما می پرسیم چطور می توان وحدت را از ذات الهی نفی کرد؟ پاسخ شما تا کنون این بوده که وحدت خداوند وحدتی فوق وحدت است. این جمله شما صحیح است. اما اشکالتان را در این می بینم که از کلمه ذات استفاده می فرمایید و می گویید که « صفات را باید از ذات الهی نفی کرد» این جمله حضرت عالی بی اشکال نیست. و بنابراین بنده توضیحی بر آن عرض می کنم. حضرت علی علیه السلام می فرماید: « کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه » ذات الهی، یعنی توجه داشته باشیم که تمام صفات با این که دارای کثرت اعتباری هستند اما از «یک حقیقت» تعبیر می کنند. مثلا رحمت خداوند متعال و غضب او هر دو از یک ذات حکایت می کنند. « پس ذات، یعنی حقیقت واحدی که با اسم ها و صفات مختلف تجلی کرده است. »
این عبارت فوق، به خودی خود بیان می کند که ذات الهی قابل «شناخت نسبی» است. و بنابراین نمی توان صفات را از ذات الهی نفی کرد و باید قائل شد که صفات عین ذات است. پس معنای حدیث «کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه» نفی صفات از ذات خداوند متعال نیست. یعنی ذات الهی به واسطه اسماء حسنا و صفاتش قابل شناخت است و صفاتش عین ذاتش است؛ زیرا این صفات ما را متوجه « ذات واحد » می کند که ما حتی در شناخت وحدتش هم عاجزیم. با این نگاه می توان حال دعا کردن را توضیح داد: ما هنگام دعای خالصانه، متوجه ذات خداوند می شویم و تمام صفات و اسماء حسنی را یک جا بر ذات او واقع می کنیم بی آن که متوجه صفتی خاصی بشویم. و این یک شناخت نسبی به ذات اوست. اما همه معترفیم که « آن چه قابل شناخت نیست کنه و حقیقت خداوند متعال است.» و مطمئنا شما هم این را قبول دارید. پس به راحتی می توان حدیث فوق را به این شکل ترجمه کرد: « کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه» کمال اخلاص نفی صفات از حقیقت و کنه خداوند است (نه ذات او). در عبارات شما هم به کرّات این معنی را درک کرده ام. اما شاید اشکال شما در این است که با قبول همین معنای فوق، اما صفات را از « ذات » نفی می کنید. و کلمه نفی صفات از «ذات» را به کار می برید. در حالی که باید بگویید « نفی صفات از کنه و حقیقت.» یعنی ظاهرا در به کار بستن لفظ دچار اشتباه شده اید. و الا قطعا شما هم صفات را از حقیقت و کنه خداوند نفی می کنید.
خلاصه فهمم متوجه دو جهت است: 1- ذات الهی 2- کنه و حقیقت الهی ذات الهی قابل شناخت به واسطه اسماء است و در حجاب اسماء و صفاتش قرار دارد و اصولا اسماء و صفاتش، تجلی همان ذات است که از آن تعبیر به وحدت می کنیم؛ زیرا ذات او همان حقیقتی است که کثرت اعتباری اسماء و صفات را در خود جمع می کند و وقتی در دعاهایمان به خدا توجه قوی داریم دیگر متوجه فقط یک صفت خاص نیستیم بلکه همه صفاتش را با هم در نظر گرفته ایم و این همان توحید (البته باز هم ناقص و مشرکانه) است. و این همان توجه به ذات است. (که توحید مرتبه کاملتر را ان شاء الله از خود حضرات معصومین علیهم السلام درک خواهیم کرد.) پس ذات قابل شناخت است. زیرا ذات الهی با اسماء و صفاتش تجلی کرده است و خود آن ذات هم تجلی کنه و حقیقت الهی است که هرگز قابل شناخت نمی باشد و هیچ فهمی به آن راه ندارد. پس آن چه قابل شناخت نیست و باید صفات ازش نفی کرد، حقیقت و کنه خداوند متعال، است. و نفی صفات مربوط به نفی صفات از حقیقت خداوند متعال می باشد نه ذات او.
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ899
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
⚡️⚡️⚡️لطفا در انتساب مطالب دقت فرمایید! بنده چنین مطالبی را به این شکل بیان نکرده ام!
🔆⚡️🔆لطفا در نقل مطالب رعایت امانت داری را بفرمایید!
🍀⚡️🍀حتی مطالب بنده با نقل به معنا ی شما هم سازگار نیست!
❄️⚡️❄️حیف از آن مطالبی که با این شکل کفران میشود!
🌙⚡️🌙اگر قرار بر نقد است، عین مطالب را بدون هیچ دخل و تصرفی بیان فرمایید!
👈⚡️👉واقعا این مطالب تعجب آور است! گویا که در این وادی …!
🌿⚡️🌿تهمت علمی بدترین تهمت است!
نظرتون در مورد این پست چیه؟