امیر المومنین علیهم السلام در خطبه 162در موضوع خداشناسی می فرمایند :خداوند به موجودات آنقدر نزدیک نیست که به آنها چسبیده ،و آنقدر دور نیست که جدا و بریده باشد، کلام خداوند که می فرماید “ونحن أقرب إليه من حبل الوريد” و آقا امیر المومنین علیهم السلام با هم هم خوانی ندارد؟

2

سوال3234:
سلام علیکم
جناب استاد خداوند می فرمایند :من از رگ گردن به شما نزدیکتر هستم پس خداوند در تک تک سلول و اتمهای وجود ما حضور دارند ولی آقا امیر المومنین علیهم السلام در خطبه 162در موضوع خداشناسی می فرمایند :خداوند به موجودات آنقدر نزدیک نیست که به آنها چسبیده ،و آنقدر دور نیست که جدا و بریده باشد کلام خداوند و آقا امیر المومنین علیهم السلام با هم هم خوانی ندارد؟
🌸🌷بسم الله الرحمن الرحیم🌷🌸
#پاسخ3234
🌹سلام علیکم
🌷🔆توصیف ذات محال است، چرا که ظهور و بقاء صفات از اوست و او برتر از آن است که به وصف آید و این، همان «الله اکبر» است.
🔆توصیف حق نه اینکه شرح ذات مقدس او باشد، بلکه تنها به قصد تطهیر ذهن از هر گونه تصور مادی و خلقی از ذات بی همتای اوست.
🔆رگ گردن برای حقظ پیوند پیکر مادی آدمی با زندگانی است و خالق هستی پیوند دهنده رگ با پیکر آدمی است، رگ آدمی با او به جسم و روح آدمی پیوند مییابد، او خالق رگ و جسم و روح آدمی است و همچنین عامل ارتباط و اتصال میان آنها و هم عامل حیات و بقاء آنهاست، سببیت رگ برای تزریق نیاز و تداوم زندگی به اوست، او سبب ساز هر سببی است. تنها او حیات بخش است.
🔆چسبیدن دو شیء به هم، نشان جدایی آنها از هم و همچنین محدود بودن هر دوی آنهاست، در حالیکه بود و نبود اشیاء هیچ کاستی و افزونی برای ذات او نیست، حقیقت خلقت سری است از اسرار و او بوجود آورنده اسرار و فراتر از هر سر و اسراری است، بقاء اشیاء به اوست اراده خدا وقتی بر بقاء اشیاء تحقق یابد اشیاء وجود خواهند داشت و با تغییر اراده حق بر محو آنها اشیاء معدوم خواهند شد.
🔆او برتر از اشیاء و بوجود آورنده آنهاست اشیاء در حیات و بقاء نیازمند اویند و نیاز اشیاء به او به معنای اتصالشان به ذات او نیست، برتریت او از اشیاء به معنای قطع اراده او بر اشیاء نبوده چرا که موجب اعدام اشیاء خواهد شد.

🌻🔆 … لَا يُقَالُ فِيمَ لَا شَبَحٌ فَيُتَقَصَّى وَ لَا مَحْجُوبٌ فَيُحْوَى لَمْ يَقْرُبْ مِنَ الْأَشْيَاءِ بِالْتِصَاقٍ وَ لَمْ يَبْعُدْ عَنْهَا بِافْتِرَاقٍ وَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ مِنْ عِبَادِهِ شُخُوصُ لَحْظَةٍ وَ لَا كُرُورُ لَفْظَةٍ وَ لَا ازْدِلَافُ رَبْوَةٍ وَ لَا انْبِسَاطُ خُطْوَةٍ فِي لَيْلٍ دَاجٍ وَ لَا غَسَقٍ‏ سَاجٍ يَتَفَيَّأُ عَلَيْهِ الْقَمَرُ الْمُنِيرُ وَ تَعْقُبُهُ الشَّمْسُ ذَاتُ النُّورِ فِي الْأُفُولِ وَ الْكُرُورِ وَ [تَقْلِيبِ‏] تَقَلُّبِ الْأَزْمِنَةِ وَ الدُّهُورِ مِنْ إِقْبَالِ لَيْلٍ مُقْبِلٍ وَ إِدْبَارِ نَهَارٍ مُدْبِرٍ قَبْلَ كُلِّ غَايَةٍ وَ مُدَّةِ وَ كُلِّ إِحْصَاءٍ وَ عِدَّةٍ تَعَالَى عَمَّا يَنْحَلُهُ الْمُحَدِّدُونَ مِنْ صِفَاتِ الْأَقْدَارِ وَ نِهَايَاتِ الْأَقْطَارِ وَ تَأَثُّلِ الْمَسَاكِنِ وَ تَمَكُّنِ الْأَمَاكِنِ فَالْحَدُّ لِخَلْقِهِ مَضْرُوبٌ وَ إِلَى غَيْرِهِ

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 232

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.