اینکه میفرمایید تفکیک ماهیت و وجود باطله، یعنی چی؟ وجود آیا با ماهیت فرقی نداره؟
تکمله1661-1: استاد من متوجه نمیشم، اینکه میفرمایید تفکیک ماهیت و وجود باطله، یعنی چی؟ وجود آیا با ماهیت فرقی نداره؟ تفاوت هستی با چیستی.. وجود بدون ماهیت که نمیشه…. متوجه نمیشم
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🌻🍀🌱🌱🍀🌻
🔆🔅🌱اگر ماهیت را از وجود جدا کنیم، ماهیت معدوم خواهد شد، چرا که هر شیئی که وجود نداشته باشد معدوم خواهد بود!
🔆🔅🌱اگر بگوییم ماهیت هم وجود دارد و وجود هم وجود دارد، در این حالت نقش مستقل وجود در ماهیت بی معنی خواهد بود چرا که وجود دارد و وجود داشت وجود هم تعریف سبکی خواهد بود، چرا که وجود یعنی وجود و وجود داشتن وجود تکراری بی معناست!
🔆🔅🌱اگر چیستی را از هستی جدا کنیم ، بایستی چیستی هم وجود نداشته باشد، چرا که جدایی آن از هستی مساوی با نیستی خواهد بود،
🔆🔅🌱اگر ماهیت و چیستی را تحدید وجود قلمداد کنیم در این صورت وجود را از صرافت انداخته ایم یعنی وجود را هم نابود ساخته ایم!
ادامه ی سوال :
ممنونم. پس ماهیت جزئی از وجود هست و چیز جدایی نیست و هر چیزی که به وجود میاد با خودش ماهیتی رو داره.
نمیتونیم هیچ وجودی رو بدون ماهیت تصور کنیم..در اون صورت دیگه وجود نداره. ولی ماهیت هر وجود منحصر به فرد هست و مختص اون موجود خاصه.
شاید بشه گفت اصلا وجود یک موجود با ماهیت و چیستی اون مفهوم و نمود پیدا میکنه..در غیر این صورت اصلا نمود بیرونی نخواهد داشت.
استاد اگر برداشتم اشتباهه لطفا راهنمایی بفرمایید.🌸🌸🌸
پاسخ استاد به ادامه ی سوال :
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🌻🍀🌱🌱🍀🌻
🔆🔅🌱اگر مطالب بنده بازگوکننده ی همان برداشت شما از مطالب که در بالا ذکر فرمودید داشته باشد بی شک خطا خواهد بود اما نظر بنده این است برداشت شما با پاسخ های بنده کاملا در تعارض و تخالف است.
🔆🔅🌱ماهیت نمیتواند جزئی از وجود باشد، چرا که وجود تجزیه شده و از صرافت می افتد و علاوه بر آن، این سوال را پیش خواهد آورد که اگر بپذیریم که ماهیت جزئی از وجود است، پس اجزاء دیگر وجود چه هستند!
🔆🔅🌱برای ساده تر شدن مطلب بجای ماهیت میتوانیم کلمه ی «موجود» را بکار ببریم به یقین هر موجودی وجود دارد و وجود داشتن لازمه ی هر موجودی است، اگر وجود را از موجود بگیریم دیگر موجودی نخواهد بود، هر موجودی مقدور بوده و دارای هندسه ی خاص و محدود به حدود و قیود خویش است؛ اراده الهی بر موجودی که هنوز وجود ندارد شامل شده و با «کُن» «یکون» تحقق مییابد، اراده میکند بر موجودی که وجود ندارد پس آن موجود وجود مییابد، وجود هر موجود همان اراده ی الهی است که از جان موجود تجلی مییابد و تداوم اراده ی الهی بر بقاء موجود استمرار موجودیت موجود میباشد اگر اراده ی الهی بر بقاء موجود قطع شود، موجود معدوم میشود!
نظرتون در مورد این پست چیه؟