جام جان

باتوجه به اینکه ما از تفکر در ذات حق نهی شده ایم ، آیا عبادت ذات خداوند امکان پذیز است؟

باتوجه به اینکه ما از تفکر در ذات حق نهی شده ایم ، آیا عبادت ذات خداوند امکان پذیز است؟

- اندازه متن +

سوال371 :
استاد با توجه به اینکه ذات حق قابل درک نیست و تفکر در ذات حق نیز غیر ممکن است، آیا میتوان گفت که عبادات ما هم عبادت ذات حق نیست؟ینی آیا ذات حق قابل عبادت است؟
پاسخ استاد علی ساعی به سوال شماره 371 : کسی که ذات حق را پرستش نکند، کافر است، هر چند که کسی نمیتواند به شایستگی ذاتش را پرستش نماید اما قصدی جز پرستش ذات حق نبایستی داشت.
🌸🌱 عنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اشْتِقَاقِهَا فَقَالَ اللَّهُ مُشْتَقٌّ مِنْ إِلَهٍ وَ إِلَهٌ يَقْتَضِي مَأْلُوهاً وَ الِاسْمُ غَيْرُ الْمُسَمَّى فَمَنْ عَبَدَ الِاسْمَ دُونَ الْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ لَمْ يَعْبُدْ شَيْئاً وَ مَنْ عَبَدَ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ وَ عَبَدَ الِاثْنَيْنِ وَ مَنْ عَبَدَ الْمَعْنَى دُونَ الِاسْمِ فَذَاكَ التَّوْحِيدُ أَ فَهِمْتَ يَا هِشَامُ قَالَ قُلْتُ زِدْنِي قَالَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ اسْماً فَلَوْ كَانَ الِاسْمُ هُوَ الْمُسَمَّى لَكَانَ كُلُّ اسْمٍ مِنْهَا هُوَ إِلَهاً وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْنًى يُدَلُّ عَلَيْهِ بِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ وَ كُلُّهَا غَيْرُهُ يَا هِشَامُ الْخُبْزُ اسْمٌ لِلْمَأْكُولِ «1» وَ الْمَاءُ اسْمٌ لِلْمَشْرُوبِ وَ الثَّوْبُ اسْمٌ لِلْمَلْبُوسِ وَ النَّارُ اسْمٌ لِلْمُحْرِقِ أَ فَهِمْتَ يَا هِشَامُ فَهْماً تَدْفَعُ بِهِ وَ تُنَافِرُ أَعْدَاءَنَا وَ الْمُلْحِدِينَ فِي اللَّهِ وَ الْمُشْرِكِينَ مَعَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ غَيْرَهُ «2» قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ نَفَعَكَ اللَّهُ بِهِ وَ ثَبَّتَكَ يَا هِشَامُ قَالَ هِشَامٌ فَوَ اللَّهِ مَا قَهَرَنِي أَحَدٌ فِي التَّوْحِيدِ حِينَئِذٍ حَتَّى قُمْتُ مَقَامِي هَذَا.
التوحيد (للصدوق)، ص: 221
❄️🌱 از هشام بن حكم كه حضرت صادق (ع) را از اسمهاى خدا و اشتقاق آنها سؤال نمود فرمود كه اللَّه مشتق است از اله و اله مألوه و معبودى را اقتضاء و خواهش ميكند و اسم غير مسمى است چه اسم همان مركب از حروف است چون زيد كه مركب است از زاى و ياء و دال و مسمى آن شخص معين مشخص است كه اين اسم بر او دلالت ميكند پس هر كه اسم خدا را عبادت كند نه معى را كافر شده و چيزى را عبادت نكرده و كسى كه اسم و معنى را هر دو عبادت كند شرك آورده و دو چيز را عبادت كرده و هر كه معنى را عبادت كند نه اسم اين عبادت توحيد است اى هشام آيا آنچه گفتم فهميدى هشام ميگويد كه عرض كردم كه مرا زياد كن و بيش از اين بمن بفرما فرمود كه خداى عز و جل را نود و نه اسم است پس اگر اسم همان مسمى باشد هر آينه هر اسمى از آنها خدائى خواهد بود و ليكن خداى عز و جل معينى است كه بواسطه اين اسمها بر او دلالت مى‏شود و همه اين اسمها غير اويند اى هشام نان اسم است از براى آنچه خورده مى‏شود و آب اسم است از براى آنچه خورده مى‏شود و آب اسم است از براى آنچه پوشيده مى‏شود و آتش اسم است از براى آن سوزاننده معروف اى هشام آيا فهميدى چنان فهميدى كه بآن دفع كنى و مخاصمه نمائى با دشمنان ما و كسانى كه در باب خدا الحاد ميكنند و از حق ميل مى‏نمايند و آنان كه با خداى عز و جل‏ غير او را شريك ميسازند عرض كردم آرى فرمود كه اى هشام خدا تو را بآن نفع بخشد و تو را ثابت و پا بر جاى دارد هشام گفت بخدا قسم كه بعد از آنكه از اين مقام و مجلس برخاستم كسى در باب توحيد خدا بر من غالب نشد.
اسرار توحيد / ترجمه التوحيد للصدوق، ص: 246
🍀⚡️🍀مراد از معنی ذات حق است!👆
🌸🌱علِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ عَبَدَ اللَّهَ بِالتَّوَهُّمِ فَقَدْ كَفَرَ وَ مَنْ عَبَدَ الِاسْمَ وَ لَمْ يَعْبُدِ الْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ مَنْ عَبَدَ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ عَبَدَ الْمَعْنَى بِإِيقَاعِ الْأَسْمَاءِ عَلَيْهِ بِصِفَاتِهِ الَّتِي وَصَفَ بِهَا نَفْسَهُ «2» فَعَقَدَ عَلَيْهِ قَلْبَهُ وَ نَطَقَ بِهِ لِسَانُهُ فِي سَرَائِرِهِ وَ عَلَانِيَتِهِ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا.
التوحيد (للصدوق)، ص: 221
از على بن ريأب از چندين نفر از حضرت صادق (ع) كه فرمود هر كه خدا را عبادت كند بتوهم و گمان بى‏آنكه يقين بوجود آن جناب داشته باشد بحقيقت كه كافر شده و كسى كه اسم خدا را عبادت كند بواسطه حروف يا مفهوم وصفى و معنى آن اسم را عبادت نكند كه از آن به اين اسم تعبير مى‏شود كافر شده و آنكه اسم و معنى هر دو را عبادت كند شرك آورده و آنكه معنى را عبادت كند بواقع ساختن اسمها بر او كه اسمهاى آن- جناب را بر او واقع سازد با آن صفاتى كه خدا خويش را بآنها وصف فرموده و دل خود را بر آن محكم گرداند كه بآن اعتقاد كند و زبانش بآن گويا شود در نهان كار يا نهانيها و آشكار خويش اين گروه اصحاب امير المؤمنين‏اند و در حديث ديگر چنين است كه اين گروه ايشانند مؤمنان از روى حق و راستى بايمان درست و راست و خالص از شك و ريب و كاملان در ايمانند.
اسرار توحيد / ترجمه التوحيد للصدوق، ص: 245

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply