سلام علیکم استاد وقتتون بخیر
در ادامه مباحث مطرح شده در جلسه مشکات پیرامون رابطه علم و خداوند متعال، حضرتعالی در مورد علم فرمودید که علم فراتر از هستی است. نتیجه ای که از این تعریف حاصل می شود این است که چون هستی شروع شده و ابتدا دارد پس بنابراین علم به دلیل فراتر بودن نسبت به هستی دارای نقطه ابتدا و شروع نیست. این گزاره که " علم ابتدا ندارد " چگونه اثبات می شود؟
گزارهٔ «علم ابتدا ندارد» چگونه اثبات میشود؟
عصاره و پاسخاول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمهای)
علم الهی آغاز زمانی و مکانی ندارد، زیرا ابتدائیت به معنای آغاز نشأت زمانی و مکانی است و درک بیابتدایی برای موجود مقید به زمان و مکان ممکن نیست. با جنبه فرازمانی و فرا مکانی میتوان به درکی از علم بیانتها رسید. علم خداوند از کم و کیف و حدود آزاد است و پیش از مشیت و ارادهٔ الهی قرار دارد.
پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)
مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادانابتدائیت بمنزله آغاز نشات زمانی و مکانی است، درک بی ابتدایی برای موجود مقید به زمان و مکان ممکن نیست، به عبارتی با جنبه فرا زمان و فرا مکانی امکان درک خارج از فراسوی زمان و مکان میسر است، «هستی» و «علم به هستی» مثل زمان و علم به زمان است، میدانیم زمان در زمان شروع نشده بلکه این شروع رتبه اش مقدم بر آن است(البته اطلاق شروع، غلط و بکار گیری آن از روی ناچاری است، بخاطر عدم دسترسی ما به واژگان فراسوی زمان و مکان است) رتبه علم نیز نسبت به هستی به این شکل است.
همانطوریکه قبل از زمان برای ما نامفهوم و غیر قابل درک است پیش از هستی نیز برای ما قابل درک نیست، آغاز آفرینش زمان چگونه آغاز شده؟ آیا اصلا اطلاق آغاز برای این آغاز صحیح است؟! چون چاره ای نداریم ناگزیر از کاربرد چنین واژگان برای مفاهیمی هستیم که از سنخ زمان و مکان خارجند!
رابطه علم با ذات حق:
عن العبد الصالح موسى بن جعفر ع قال: علم الله لا یوصف منه بأین و لا یوصف العلم من الله بکیف و لا یفرد العلم من الله و لا یبان الله منه و لیس بین الله و بین علمه حد
التوحید (للصدوق) ؛ ؛ ص137
علم الهی از کم و کیف بی نیاز است از مقدار و خصوصیت مستغنی است، یعنی حوزه علم الهی پیش تر از مشیت و اراده و تقدیر الهی است و منطقه اندازه و ویژگی شامل علم نمیگردد، کم و کیف نشان از محدودیت و علم از قید حدود آزاد است. در عین حال علم غیر از ذات الهی یعنی ذاتش برتر از دانایی است!
عن أبی عبد الله ع قال: العلم هو من کماله
التوحید (للصدوق) ؛ ؛ ص134
عن سلیمان بن سفیان قال حدثنی أبو علی القصاب قال: کنت عند أبی عبد الله ع فقلت الحمد لله منتهى علمه فقال لا تقل ذلک فإنه لیس لعلمه منتهى.
التوحید (للصدوق) ؛ ؛ ص135
عن حمران بن أعین عن أبی جعفر ع فی العلم قال هو کیدک منک
التوحید (للصدوق) ؛ ؛ ص135
عن أبی عبد الله ع قال: قلت له أ رأیت ما کان و ما هو کائن إلى یوم القیامه أ لیس کان فی علم الله قال فقال بلى قبل أن یخلق السماوات و الأرض.
التوحید (للصدوق) ؛ ؛ ص137
عن عبد الله بن مسکان قال: سألت أبا عبد الله ع عن الله تبارک و تعالى أ کان یعلم المکان قبل أن یخلق المکان أم علمه عند ما خلقه و بعد ما خلقه فقال تعالى الله بل لم یزل عالما بالمکان قبل تکوینه کعلمه به بعد ما کونه و کذلک علمه بجمیع الأشیاء کعلمه بالمکان.
التوحید (للصدوق) ؛ ؛ ص138
البته اشاره بعضی از احادیث به اینکه خدا علمی است بدون ظلمت و حیاتی است بدون موت، درواقع از دانایی و حیات الهی جهل و موت را تنزیه میکند که به صفات الهی برمیگردد که این صفات در مرتبه اخلاص در توحید نفی میگردد!
عن أبی عبد الله ع قال: إن الله علم لا جهل فیه حیاه لا موت فیه نور لا ظلمه فیه.