پرش به محتوا

notifications_active جلسه هفتگی مشکات نور: پنج‌شنبه‌ها ساعت 20:۳۰ در مسجد حاج رضا

سوال شماره ۲۳۲۵ ۹ شهریور ۱۴۰۱ پاسخ رسمی استاد علی ساعی (عبدالله مشکات) تأیید شد سطح محتوا: متوسط

آیا علم ازلی خدا با نفی صفات نفی می‌شود؟

محور استناد: به متن پاسخ مراجعه شود ۲ بار مشاهده ۲۳ یادداشت و حاشیه تبیینی
پاسخ معتبر مکتوب و مستند
پرسشگر گرامی: پژوهشگر معارف اسلامی (ناشناس)
کد رهگیری: #Q-2325

محمد بن أبی عبد الله‏ رفعه‏ إلى‏ أبی هاشم الجعفری‏ قال: کنت عند أبی جعفر الثانی ع فسأله رجل فقال أخبرنی عن الرب تبارک و تعالى له أسماء و صفات‏ فی کتابه‏ و أسماؤه و صفاته هی هو فقال أبو جعفر ع إن لهذا الکلام وجهین‏ إن کنت تقول هی هو أی إنه‏ ذو عدد و کثره فتعالى الله عن ذلک‏ و إن کنت تقول هذه الصفات و الأسماء لم تزل‏ فإن لم تزل محتمل معنیین فإن قلت لم تزل عنده فی علمه‏ و هو مستحقها فنعم‏ و إن کنت تقول لم یزل تصویرها و هجاؤها و تقطیع حروفها فمعاذ الله أن یکون معه شی‏ء غیره‏ بل کان الله و لا خلق‏ ثم خلقها وسیله بینه و بین خلقه یتضرعون بها إلیه و یعبدونه‏ و هی ذکره‏ و کان الله و لا ذکر و المذکور بالذکر هو الله القدیم الذی لم یزل‏ و الأسماء و الصفات مخلوقات‏ و المعانی‏ و المعنی بها هو الله‏ الذی لا یلیق به الاختلاف‏ و لا الائتلاف‏ و إنما یختلف و یأتلف‏ المتجزئ‏ فلا یقال الله مؤتلف‏ و لا الله قلیل‏ و لا کثیر و لکنه القدیم فی ذاته‏ لأن ما سوى الواحد متجزئ و الله واحد لا متجزئ و لا متوهم بالقله و الکثره و کل متجزئ أو متوهم بالقله و الکثره فهو مخلوق دال على خالق له‏ فقولک‏ إن الله قدیر- خبرت‏ أنه لا یعجزه شی‏ء فنفیت بالکلمه العجز و جعلت العجز سواه‏ و کذلک قولک عالم إنما نفیت بالکلمه الجهل و جعلت الجهل سواه‏ و إذا أفنى الله الأشیاء أفنى الصوره و الهجاء و التقطیع‏ و لا یزال من لم یزل عالما فقال الرجل‏ فکیف سمینا ربنا سمیعا فقال‏ لأنه لا یخفى علیه ما یدرک بالأسماع‏ و لم نصفه بالسمع المعقول فی الرأس‏ و کذلک سمیناه بصیرا لأنه لا یخفى علیه ما یدرک بالأبصار من لون أو شخص أو غیر ذلک‏ و لم نصفه ببصر لحظه العین‏ و کذلک سمیناه لطیفا لعلمه بالشی‏ء اللطیف‏ مثل البعوضه و أخفى من ذلک‏ و موضع النشوء منها و العقل‏ و الشهوه للسفاد و الحدب‏ على نسلها و إقام‏ بعضها على بعض‏ و نقلها الطعام و الشراب إلى أولادها فی الجبال و المفاوز و الأودیه و...........

الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏1، ص: 116 حدیث شماره 7

با توجه به حدیث فوق سوالاتی پیش میاید ..
آیا صفاتی که که ازلی هست نفی میشود یا صفاتی که ازلی نیست نفی میشود ؟
مثلا با توجه به حدیث ذکر شده و حدیث ذیل ما باید علم رو از خدا نفی کنیم ؟

سمعت أبا عبد الله ع یقول‏ لم یزل الله عز و جل ربنا و العلم‏ ذاته‏ و لا معلوم و السمع ذاته و لا مسموع و البصر ذاته و لا مبصر و القدره ذاته و لا مقدور فلما أحدث الأشیاء و کان المعلوم‏ وقع العلم منه على المعلوم و السمع على المسموع و البصر على المبصر و القدره على المقدور قال قلت فلم یزل الله متحرکا قال فقال تعالى الله عن ذلک إن الحرکه صفه محدثه بالفعل قال قلت فلم یزل الله متکلما قال فقال إن الکلام صفه محدثه لیست بأزلیه کان الله عز و جل و لا متکلم.
الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج‏1 ؛ ص107 کلینى

عصاره و پاسخ‌اول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمه‌ای)

علم خدا به صفات ازلی است، نه خود صفات. صفات و اسماء مخلوقند و واسطه‌ای بین خدا و خلق برای عبادت و دعا هستند. خداوند قدیم است و صفات مخلوقند. بنابراین، نفی صفات به معنای نفی علم ازلی خدا نیست، بلکه به معنای مخلوق بودن صفات و اسماء است.

پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)

مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادان

توجه نماییم که حدیث اشاره ای به ارلی بودن صفات و یا اسماء ندارد(اشاره ای به صفات و اسماء ازلی نیست) بلکه به این تاکید دارد که علم خدا به آن صفات و اسماء ازلی است؛ یعنی عنوان سوال با متن روایت هم خوانی ندارد!
لم تزل عنده فی علمه
ابو هاشم گوید خدمت حضرت جواد (ع) بودم که مردى از آن حضرت پرسید و گفت بمن بگوئید آیا اسماء و صفاتى که در قرآن براى پروردگار هست، آن اسماء و صفات، خود پروردگار است حضرت فرمود: سخن تو دو معنى دارد، اگر مقصود تو که گوئى اینها خود او هستند اینست که خدا متعدد و متکثر است که خدا برتر از آنست (که متکثر باشد) و اگر مقصودت اینست که این اسماء و صفات ازلى (همیشگى) میباشند، ازلى بودن دو معنى دارد: (اول) اگر بگوئى خدا همیشه بآنها علم داشته و سزاوار آنها بوده، صحیح است (دوم) و اگر بگوئى تصویر آنها و الفباى آنها و حروف مفرده آنها همیشگى بوده، پناه میبرم بخدا که با خدا چیز دیگرى در ازل بوده باشد، بلکه خدا بود و مخلوقى نبود، سپس این اسماء و صفاترا پدید آورد تا میان او و مخلوقش واسطه باشند و بوسیله آنها بدرگاه خدا تضرع کنند و او را پرستش نمایند و آنها ذکر او باشند، خدا بود و ذکرى نبود و کسى که بوسیله ذکر یاد شود همان خداى قدیمست که همیشه‏ بوده و اسماء و صفات مخلوقند و معانى آنها و آنچه از آنها مقصود است همان خدائیست که اختلاف و بهم پیوستگى او را سزاوار نیست، چیزى که جزء دارد اختلاف و بهم پیوستگى دارد (نه خداى یگانه یکتا) پس نباید گفت: خدا بهم پیوسته است و نه خدا کم است و نه زیادست بلکه او بذات خود قدیمست، زیرا هر چیز که یکتا نباشد تجزیه پذیر است و خدا یکتاست و تجزیه پذیر نیست و کمى و زیادى نسبت باو تصور نشود هر چیز که تجزیه پذیرد و کم و زیادى نسبت باو تصور شود مخلوقى است که بر خالق خویش دلالت کند، اینکه گوئى خدا تواناست خبر داده‏اى که چیزى او را ناتوان نکند و با این کلمه ناتوانى را از او برداشته‏اى و ناتوانى را غیر او قرار داده‏اى و نیز اینکه گوئى خدا عالمست، با این کلمه جهل را از او برداشته‏اى و جهل را غیر او قرار داده‏اى و چون خدا همه چیز را نابود کند، صورت تلفظ و مفردات حروف را هم نابود کند و همیشه باشد آنکه علمش همیشگى است.
آن مرد عرض کرد (اگر الفاظ از بین رود) پس چگونه پروردگار خود را شنوا مینامیم؟ فرمود:
از آن جهت که آنچه با گوش درک شود بر خدا پوشیده نیست ولى او را بگوشى که در سر فهمیده مى‏شود توصیف نمیکنیم، همچنین او را بینا مینامیم از آن جهت که آنچه با چشم درک شود مانند رنگ و شخص و غیر اینها بر او پوشیده نیست ولى او را به بینائى نگاه چشم توصیف نکنیم و همچنین او را لطیف نامیم براى آنکه بهر لطیفى داناست (چیز کوچک و دقیق) مانند پشه و کوچکتر از آن و محل نشو و نماى او و شعور و شهوت جنسى او و مهرورزى باولادش و سوار شدن بعضى بر بعض دیگر و بردن خوردنى و آشامیدنى براى اولادش در کوهها و کویرها و نهرها و خشکزارها، از اینجا دانستیم که خالق پشه لطیف است بدون کیفیت، کیفیت تنها براى‏ مخلوقست که چگونگى دارد، و همچنین پروردگار خود را توانا نامیم نه از جهت توانائى مشت‏کوبى که میان مخلوق معروف است، اگر توانائى او توانائى مشت‏کوبى معمول میان مخلوق باشد تشبیه بمخلوق مى‏شود و احتمال زیادت برد و آنچه احتمال زیادت برد احتمال کاهش برد و هر چیز که ناقص و کاست باشد قدیم نباشد و چیزى که قدیم نیست عاجز است، پس پروردگار ما- تبارک و تعالى- نه مانند است و نه ضد و نه همتا و نه چگونگى و نه پایان و نه دیدن بچشم، بر دلها تحریم شده است که تشبیهش کنند و بر خاطرها که محدودش کنند و بر اندیشه‏ها که پدید آمده‏اش دانند، او از ابزار مخلوقش و نشانه‏هاى آفریدگانش بالا و بر کنار است، و از آن برترى بسیارى دارد.
أصول الکافی / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 157

آیا این پاسخ برای شما روشنگر بود؟ بازخورد شما به بهبود پاسخ‌ها و تنظیم جلسات کمک می‌کند.
ضمیمه صوتی: این پرسش در حال حاضر فاقد فایل صوتی است و پاسخ به‌صورت مکتوب و برهانی ارائه گردیده است.

پرسش‌های مرتبط

پاسخ‌های رسمی
#سوال۳۱۰۰
#سوال۱۳۱۳
#سوال۳۱۰۱
#سوال۳۰۹۹
چگونه از راه دور زائر خانه خدا باشیم؟
احکام فقهی • ۹ شهریور ۱۴۰۱
#سوال۳۶۶۳
تأثیر خرید گندم، آرد و نان بر مال و برکت چیست؟
احکام فقهی • ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ • ضمیمه صوتی