جام جان

بغض خداوند چگونه با رحیمیتش با توجه به اینکه انسان دراین دنیا غالبا غفلت دارد چگونه قابل جمع است؟

بغض خداوند چگونه با رحیمیتش با توجه به اینکه انسان دراین دنیا غالبا غفلت دارد چگونه قابل جمع است؟

- اندازه متن +

سوال676 :
سلام علیکم.اگراین روایت ازلحاظ سندی مشکلی نداره بغض خداوند چگونه با رحیمیتش با توجه ب اینکه انسان دراین دنیا غالبا غفلت داره، جوردرمیات؟ قال أمیرالمؤمنین علیه السلام: إِذَا رَأَيْتَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُؤْنِسُكَ بِذِكْرِهِ فَقَدْ أَحَبَّكَ إِذَا رَأَيْتَ اللَّهَ يُؤْنِسُكَ بِخَلْقِهِ وَ يُوحِشُكَ مِنْ ذِكْرِهِ فَقَدْ أَبْغَضَك. – غررالحکم / حدیث ۳۶۱۱
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ676
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🔆🔅🌱بدون رجوع به سند، با توجه به اینکه حب و بغض از اوصاف پروردگار محسوب میشود و تمام اوصاف حضرت باریتعالی به اسماء او برمیگردند، یعنی در واقع آنچه را که ما از صفات الهی درک میکنیم در واقع اسماء الهی هستند، و تمام اسماء مخلوقات الهی میباشند، پس بغض الهی خلقی از مخلوقات الهی که حضرت بی مثال و غیر قابل وصف زشتی اعمال بندگانش را به آن شکل به آنها می نمایاند.
🌸🔅🌱عنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ فِي حَدِيثِ الزِّنْدِيقِ الَّذِي سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَكَانَ مِنْ سُؤَالِهِ أَنْ قَالَ لَهُ فَلَهُ رِضًا وَ سَخَطٌ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَعَمْ وَ لَكِنْ لَيْسَ ذَلِكَ عَلَى مَا يُوجَدُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الرِّضَا حَالٌ تَدْخُلُ عَلَيْهِ فَتَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ لِأَنَّ الْمَخْلُوقَ أَجْوَفُ مُعْتَمِلٌ مُرَكَّبٌ لِلْأَشْيَاءِ فِيهِ مَدْخَلٌ وَ خَالِقُنَا لَا مَدْخَلَ لِلْأَشْيَاءِ فِيهِ لِأَنَّهُ وَاحِدٌ وَاحِدِيُّ الذَّاتِ وَاحِدِيُّ الْمَعْنَى فَرِضَاهُ ثَوَابُهُ وَ سَخَطُهُ عِقَابُهُ مِنْ غَيْرِ شَيْ‏ءٍ يَتَدَاخَلُهُ فَيُهَيِّجُهُ وَ يَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ لِأَنَّ ذَلِكَ مِنْ صِفَةِ الْمَخْلُوقِينَ الْعَاجِزِينَ الْمُحْتَاجِينَ.
الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏1، ص: 110
❄️🔅🌱 هشام بن حكم گويد: مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد: آيا خداوند هم‏ داراى خشنودى و خشم است؟ فرمود: آرى، ولى نه آن گونه كه آفريدگان خشمگين و يا خوشحال مى‏گردند چون شادمانى و بر آشفتگى يك حالتى است درونى كه بر اعمال و رفتار شخص اثر مى‏گذارد.
بشر آفريده‏اى تو خالى و تشكيل شده از عناصرى است كه يك ديگر را نفى مى‏كنند، يا از ذات و صفت تركيب گرديده، پيش آمدها و حوادث روى او اثر مى‏گذارند، وقتى خوشنودى و خشم كه از كيفيتهاى نفسانى است به او راه پيدا مى‏كنند او را از حالتى به حالت ديگر مى‏برند. ولى در پروردگار هيچ چيز اثر نمى‏گذارد چون يكتا و يگانه واقعى است كه در وجود منقسم نمى‏شود و مادّه و صورت ندارد بنا بر اين خوشنودى خدا عبارت است از اراده ثواب، و خشمش همان اراده مجازات مى‏باشد بدون اينكه حالتى به او دست دهد كه او را به هيجان آورد تا از حالى به حال ديگر برگردد، زيرا كه اين تغيير از ويژگيهاى آفريدگان است كه ناتوان و نيازمندند و او (خداوند) نيرومند مقتدرى است كه هيچ گونه احتياجى به آنچه آفريده است ندارد، و تمامى مخلوقاتش محتاج اويند، محققا آفرينش و اختراع اشياء به دليل داشتن نيازى نبوده كه به وسيله آنها برطرف گردد، و علّتى نيز نداشته است.
معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 44

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply