جام جان

خوف و رجاء چگونه در شخص میزان و تنظیم میشود ؟!

خوف و رجاء چگونه در شخص میزان و تنظیم میشود ؟!

- اندازه متن +

سوال584 خوف و رجاء چگونه در شخص میزان و تنظیم میشود ؟!
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ584
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🔆🔅🌱حدیث منتسب به امام صادق علیه السلام به زیبایی تمام جواب سؤال شماست!
🌸🔅🌱قالَ الصَّادِقُ ع الْخَوْفُ رَقِيبُ الْقَلْبِ وَ الرَّجَاءُ شَفِيعُ النَّفْسِ وَ مَنْ كَانَ بِاللَّهِ عَارِفاً كَانَ مِنَ اللَّهِ خَائِفاً وَ إِلَيْهِ رَاجِياً وَ هُمَا جَنَاحَا الْإِيمَانِ يَطِيرُ بِهِمَا الْعَبْدُ الْمُحَقِّقُ إِلَى رِضْوَانِ اللَّهِ وَ عَيْنَا عَقْلِهِ يُبْصِرُ بِهِمَا إِلَى وَعْدِ اللَّهِ تَعَالَى وَ وَعِيدِهِ وَ الْخَوْفُ طَالِعُ عَدْلِ اللَّهِ بِاتِّقَاءِ وَعِيدِهِ وَ الرَّجَاءُ دَاعِي فَضْلِ اللَّهِ وَ هُوَ يُحْيِي الْقَلْبَ وَ الْخَوْفُ يُمِيتُ النَّفْسَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُؤْمِنُ بَيْنَ خَوْفَيْنِ خَوْفِ مَا مَضَى وَ خَوْفِ مَا بَقِيَ وَ بِمَوْتِ النَّفْسِ يَكُونُ حَيَاةُ الْقَلْبِ وَ بِحَيَاةِ الْقَلْبِ الْبُلُوغُ إِلَى الِاسْتِقَامَةِ وَ مَنْ عَبَدَ اللَّهَ‏ تَعَالَى عَلَى مِيزَانِ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ لَا يَضِلُّ وَ يَصِلُ إِلَى مَأْمُولِهِ وَ كَيْفَ لَا يَخَافُ الْعَبْدُ وَ هُوَ غَيْرُ عَالِمٍ بِمَا يُخْتَمُ صَحِيفَتُهُ وَ لَا لَهُ عَمَلٌ يَتَوَسَّلُ بِهِ اسْتِحْقَاقاً وَ لَا قُدْرَةَ لَهُ عَلَى شَيْ‏ءٍ وَ لَا مَفَرَّ وَ كَيْفَ لَا يَرْجُو وَ هُوَ يَعْرِفُ نَفْسَهُ بِالْعَجْزِ وَ هُوَ غَرِيقٌ فِي بَحْرِ آلَاءِ اللَّهِ وَ نَعْمَائِهِ مِنْ حَيْثُ لَا تُحْصَى وَ لَا تُعَدُّ وَ الْمُحِبُّ يَعْبُدُ رَبَّهُ عَلَى الرَّجَاءِ بِمُشَاهَدَةِ أَحْوَالِهِ بِعَيْنِ سَهَرٍ وَ الزَّاهِدُ يَعْبُدُ عَلَى الْخَوْفِ قَالَ أُوَيْسٌ لِهَرِمِ بْنِ حَيَّانَ قَدْ عَمِلَ النَّاسُ عَلَى الرَّجَاءِ فَقَالَ بَلْ تَعْمَلُ عَلَى الْخَوْفِ وَ الْخَوْفُ خَوْفَانِ ثَابِتٌ وَ مُعَارِضٌ فَالثَّابِتُ مِنَ الْخَوْفِ يُورِثُ الرَّجَاءَ وَ الْمُعَارِضُ مِنْهُ يُورِثُ خَوْفاً ثَابِتاً وَ الرَّجَاءُ رَجَاءَانِ مِنْهُ عَاكِفٌ وَ بَادٍ فَالْعَاكِفُ مِنْهُ يُورِثُ خَوْفاً ثَابِتاً يُقَوِّي نِسْبَةَ الْمَحَبَّةِ وَ الْبَادِي مِنْهُ يَصِحُّ أَمَلُ الْعَجْزِ وَ التَّقْصِيرِ وَ الْحَيَاة
مصباح الشريعة، ص: 180
❄️🔅🌱 حضرت صادق (ع) فرمود: خوف مراقب و مواظب و محافظ دل است، و دل را از موارد خطر و ضرر و از اعمال سوء و ناپسند نگهدارى مى‏كند. و رجا و اميدوارى به خداوند مهربان بخشاينده شفاعت‏كننده نفس انسانى بوده، و او را به سوى پروردگار متعال و رحمت و لطف و فضل او قرين و نزديك‏ كرده، و مشمول احسان و رحمت الهى قرار مى‏دهد. و خوف نتيجه معرفت است، و به هر مقدارى كه معرفت و شناسايى حق متعال محقق گشت؛ ترس از مؤاخذه و بيم از خلاف و عصيان او نيز بيشتر خواهد بود. و خوف و رجا دو بال ايمان باشد، و بنده‏اى كه در راه تحقق و تثبيت مقام روحانى است، به يارى و نيروى اين دو بال حركت كرده و در منزل رضوان و خوشنودى پروردگار عزيز برقرار مى‏شود. و هم چنين خوف و رجا دو چشم عقل انسانند، و به وسيله آنها نظر مى‏كند به سوى وعده‏ها و وعيدهاى الهى، زيرا خوف آدمى را به شاهراه عدالت و امن و اطمينان سوق داده، و از موارد وعيد و نهى الهى و ضرر و گرفتارى دور مى‏كند. و رجا انسان را به سوى فضل و كرم و لطف پروردگار متعال دعوت كرده، و دل را نور و حيات روحانى مى‏بخشد.
چنان كه خوف نفسانيت را به تدريج از ميان برده و خودستايى و خود خواهى و پيروى نفس را مى‏ميراند.
پيغمبر اكرم (ص) فرموده است: شخص مؤمن در ميان دو خوف قرار گرفته است، ترس و وحشت از اعمال گذشته و سوابق امور خود، و ترس از آنچه در پيش روى او و در جريان امور آينده او مى‏باشد.
و بايد توجه داشت كه جنبه نفسانى آدمى در جبهه مخالفت قلب و روح انسانى قرار مى‏گيرد، و هر چه يك طرف ضعيف‏تر گشت، طرف ديگر نيرومندتر و قويتر گشته، و در صورتى كه يكى نابود و فانى شد، ديگرى زنده و ابدى خواهد شد. و چون قلب انسانى حياة روحانى و نورانيت حقيقى پيدا كرد، انسان به مقام استقامت نائل شده، و در مسير حق الهى پا بر جا خواهد شد. پس اگر كسى روى ميزان خوف و رجا و با اين دو بال حركت كرد، هرگز از صراط مستقيم و از راه حق و عدل و صواب منحرف نگشته، و توفيق وصول به نقطه مطلوب و مقصود پيدا خواهد كرد.

و چگونه ممكن است كه كسى خوف و هراسى نسبت به گذشته و آينده امور خود نداشته باشد، در صورتى كه نمى‏داند صحيفه أعمال او به چه نحوى پر شده، و به چه صورتى خاتمه پيدا خواهد كرد، و باطن و حقيقت نفس او به چه مقام و مرحله‏اى منتهى شده، و صفحه دل خود را با چه خصوصياتى پر خواهد كرد. و از طرف ديگر، عمل و فعاليتى كه بتواند به آن تكيه كرده، و به استناد آن مستحق نتيجه مطلوب و ثواب جميل باشد، نخواهد داشت، زيرا اگر توفيق و صلاح عملى صورت گيرد، با توجه و عنايت خداوند متعال خواهد بود. و باز بايد متوجه باشد كه هرگز خود او با نيروى ذاتى و قدرت و قوت خود نخواهد توانست كار نيكويى را انجام داده و يا از عمل خلافى پرهيز كند، زيرا حول و قوت از پروردگار متعال است و بس. و چگونه ممكن است كه اميدوار به فضل و رحمت و لطف پروردگار متعال نبوده و خود را بى‏نياز از صفت رجا بيند، در صورتى كه او خود بهتر به ظاهر و باطن و قوت و قدرت و أعمال آشكارا و پنهانى خود آگاه است، و صد در صد مى‏داند كه در مقام عمل به وظائف مقرره عبوديت عاجز و ضعيف و ناتوان بوده، و در عين حال از انجام مراتب سپاس و شكرگزارى نعمتهاى پروردگار متعال قاصر است، زيرا نعمتهاى ظاهرى و باطنى خداوند عزيز و رحمتهاى عمومى و خصوصى او چنان بندگان خود را فرا گرفته است كه: هرگز از عهده شكرگزارى آنها نخواهد توانست برآيد.
پس شخص مؤمن به اعتبار جلوه محبت روى برنامه رجا عبادت و انجام وظيفه مى‏دهد، زيرا او از حقيقت اعمال و از باطن و حالات درونى خود آگاه است، و قصور و عجز و حاجت و فقر و نياز كامل خود را با چشم بيدار و بيناى خود مشاهده مى‏كند، و در اين مشاهده اشتباهى او را رخ ندهد. و به اعتبار جلوه زهد و پرهيزكارى و توجه به سطوت و قهاريت خداوند متعال روى برنامه خوف عبادت خواهد كرد. اويس قرنى به رفيق خود هرم بن حيان كه هر دو از بزرگان اهل معرفت هستند، گفت مردم روى برنامه رجا عمل مى‏كنند، ولى ما براساس خوف عمل مى‏بايد بكنيم، و هرگز نشايد خود را اميدوار كنيم. و هر يك از خوف و رجا بر دو قسم منقسم مى‏شوند: ثابت، عارضى.
خوف ثابت: در دل انسان به اقتضاى معرفت و ايمان و تقوى پابرجا و محكم و ثابت شده، و در هر قدم و عملى فعاليت دارد، و چون شخص مؤمن به اين صفت متصف گشت: زمينه رجا در دل او پيدا مى‏شود، زيرا اميدوارى بى‏تحقق تقوى و حسن عمل و مراقبت در سلوك و احتياط در سير نادرست است.
خوف عارضى: هنوز به درجه ثبوت و تحقق نرسيده. و گاهى ظهور پيدا كرده و منتفى مى‏شود، و اين گونه از خوف هر گاه مورد مراقبت قرار گيرد، مبدل به خوف ثابت خواهد شد. و رجاى ثابت و عاكف، در دل انسان برقرار و راسخ است و اين صفت از رسوخ و ثبوت محبت و علاقه كشف مى‏كند، و عكوف به معنى الزام در توقف و محتبس بودن در محلى است.
و رجاى بادى و عارض، كه گاهى ظهور و جلوه مى‏كند، و ظهور اين رجا بتدريج موجب برقرارى و رسوخ حقيقت عجز و قصور و فقر گشته، و صفت حيا و شرم را در مقابل عظمت و الطاف و رحمتهاى الهى ثابت مى‏كند.
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى، متن، ص: 399

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply