شما عقل را بر غیر انسان اعم از جماد و نبات تعمیم می دهید در حالی که روایات به صراحت از این کار ابا دارند و میفرمایند عقل مخصوص انسان است. و هیچ روایتی عقل را به جمادات یا حیوانات غیر انسان نسبت نداده است بلکه شعور را به آن ها نسبت میدهند و عقل را صراحتا از آنان نفی می کنند‌.

35

سوال1692:
آن حدیث شریف نهج البلاغه که می فرماید الصوره صوره انسان و القلب قلب حیوان لا یعرف باب هدی… اگر در این حدیث دقت فرمایید مقصود حیوانیت به قید 《لا یعرف باب هدی》 می باشد نه مطلق حیوانیت. تمنا دارم دقت فرمایید که استفهام و نفی و نهی و … همیشه بر قید وارد میشود نه مقیَد. مثلا وقتی میفرماید لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم… مقصود نهی از دخول در بیوت دیگران است نه مطلق بیوت! یا مثلا وقتی خطاب به امیر المومنین عرض میکنیم که 《ما اتقیت ضارعا》 مقصودمان نفی مطلق تقیه از آن حضرت نیست بلکه 《تقیه ضارعانه》 را نفی میکنیم. و بر فرض بطلان همه آن چه عرض کردم باز هم باید توجه کرد که برخی کلمات دارای چند معنا هستند که باید از روی قرینه حالیه یا مقالیه یا… پی به معنایشان برده شود. مثلا این که یک عالم دینی واژه حیوان را مثل آیه شریفه مذکور، به معنای مقر و محل حیات به کار میبرد و به انسان اطلاق 《حیوان ناطق》می کند دلیل نمیشود که دیگران آن را به معانی دیگر استعمال نکنند اما با این وجود جایی برای اشکال کردن به آن عالم و متفکر نیست که چرا به انسان گفته است حیوان ناطق(یعنی محل حیات متفکر و عاقل)!! خب البته وحی منزل که نیست. بله شاید تعریف قابل مناقشه ای باشد اما به هر حال توهین به انسانیت انسان هم نیست. چون حیوان را در یکی از معانی اش که در قرآن مجید هم آمده است استعمال نموده است. 👈تمام این دو بحث هم در مورد کلمه حیوان و هم صلاه کمابیش به صورت مشابه مطرح است و اشکال پیش آمده ناشی از ترجمه و نبود معادل دقیق فارسی برای الفاظ دینی است. 👈اگر شما هنوز هم اصرار بر موضع خود دارید لطفا جسارت مرا ببخشید که یادآور کلمات شما میشوم. شما عقل را بر غیر انسان اعم از جماد و نبات تعمیم می دهید در حالی که روایات به صراحت از این کار ابا دارند و میفرمایند عقل مخصوص انسان است. و هیچ روایتی عقل را به جمادات یا حیوانات غیر انسان نسبت نداده است بلکه شعور را به آن ها نسبت میدهند و عقل را صراحتا از آنان نفی می کنند‌.
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ1692
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🌻🍀🌱🌱🍀🌻
🔆🔅🌱بنده رابطه ی بین این نکته ی ادبی مورد اشاره شما «استفهام و نفی و نهی و … همیشه بر قید وارد میشود نه مقیَد» را با بخشی از حدیث «صورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوَانٍ» نمییابم، در این فراز مبارک جایگاه قید و مقیّد و رابطه ی آن با انسان و حیوان محسوس نیست! در این حدیث اشاره به انسانی دارد که صورتش انسانی، اما سیرتش حیوانی است، این امر به وضوح از فرمایش حضرت نمایان است!
🔆🔅🌱همچنین رابطه ی آیه ی شریفه ی 64 سوره ی عنکبوت را با حیوان به معنای جانور ( و یا جاندار) متوجه نمیشم چرا که در این آیه ی مبارک هیچ اشاره ای به جاندار و جانور و موجود زنده نیست بلکه تاکید آیه به موضوع حیات واقعی است.
🌻🔅🌱العنكبوت : 64 وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
🌷اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى‏دانستند!
🔆🔅🌱البته اگر حیوان را (نه حَیَوان منظور آیه) به جاندار و موجود زنده معنا کنیم به یقین اطلاق حیوان برای انسان مشکلی را ایجاد نخواهد نمود! امّا با بکار گیری این کلمه آنچه به تبادر به ذهن متبادر میشود همان موجودات غیر انسانی است، حتی گیاهان که موجودات زنده ای هستند به ذهن نمی آید! اما این موضوع به آنصورت ظرفیتی ندارد که مورد مناقشه قرار گیرد، چرا که دعوا سر کلمه و معنای آن نیست بلکه موضوع اصلی بر سر مفاهیمی است که در صدد بیان آن هستیم.
🌸🔅🌱 و ضُرُوبُ النَّبَاتِ مُهَيَّأَةٌ لِمَآرِبِهِ وَ صُنُوفُ الْحَيَوَانِ مَصْرُوفَةٌ فِي مَصَالِحِه‏
🌸🔅🌱انْظُرْ يَا مُفَضَّلُ إِلَى مَا خُصَّ بِهِ الْإِنْسَانُ دُونَ جَمِيعِ الْحَيَوَان‏
🌸🔅🌱قدْ شَرَحْتُ لَكَ يَا مُفَضَّلُ مِنَ الْأَدِلَّةِ عَلَى الْخَلْقِ وَ الشَّوَاهِدِ عَلَى صَوَابِ التَّدْبِيرِ وَ الْعَمْدِ فِي الْإِنْسَانِ وَ الْحَيَوَانِ وَ النَّبَاتِ وَ الشَّجَرِ وَ غَيْرِ ذَلِك‏
🌸🔅🌱 ليْسَ فِي شَيْ‏ءٍ مِنَ الْحَيَوَانِ زَكَاةٌ غَيْرِ هَذِهِ الْأَصْنَافِ الثَّلَاثَةِ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَم‏
🌸🔅🌱: لَيْسَ فِي الْحَيَوَانِ شُفْعَةٌ.
🌷🍀🌷
🍀🌷🍀اما اثبات عقل برای غیر انسان!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.