سلام علیکم استاد عزیز سوال یکی از دوستان هست .
باعرض سلام @ علم که یکی از صفات خداست،امام شیعیان می فرمایند:العلم ذاته،علم ذات اوست،وکسی هم که حقیقت علم را مخلوق بداند طبق فرمایش امامان، خروج از ولایت است،ضمنا اگر بر فرض که نعت را غیر از صفت بگیریم ناچاریم در ذکر مصداق بر نعت، حی و علم وقدرت، را بگیریم که امام ع می فرمایند (والنعوت ذاته) که میشود علم ذاته،بنابرین مخلوق نیست.
علم خداوند مخلوق نیست، بلکه ذات اوست؟
عصاره و پاسخاول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمهای)
علم خداوند مخلوق نیست، بلکه عین ذات اوست. درایت حدیث مقدم بر روایت آن است و باید روایات را با قرآن و روایات صحیح سنجید. مراد از «العلم ذاته» نفی جهل از ذات حق و احاطه علمی او به تمام خلایق بدون واسطه است. خداوند برتر از آن است که با علم وصف شود، بلکه او تجلی دهنده علم است.
پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)
مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادانوقتی روایتی منتسب به حضرات را دریافت میکنیم باید چند اصل مهم را در صحت انتساب مورد توجه قرار بدهیم!
آیا روایت مذکور با قرآن قابل توثیق میشود،
آیا روایات مذکور با روایات صحیح توثیق میشود.
اگر روایت مذکور از نوع روایات متشابه باشد آیا با روایات محکم قابل توثیق هست؟
آیا راوی روایت تمام بیان معصوم را نقل نموده و یا به تقطیع بیان داشته!
آیا راوی نقل به معنی نموده و یا نقل به عین
و...
پس درایت حدیث مقدم بر روایت حدیث است، کشف مراد معصوم از بیان شریفشان از جمله حساسیت های لازم در بیان حدیث است!
مخاطب معصوم و حوزه فهم و درک فرد مذکور دایره شمول حدث را مشخص خواهد نمود،
آیا حضرت مطلب مذکور را در جواب کسی بیان فرمودند و سطح علمی و فهمی شخص مذکور در چه سطحی بوده!
آیا معصوم برای عموم خطاب نمودند به یقین میانگین فهم آنها مد نظر امام بوده است.
آیا برای فرد با فراست مطلب را ارائه نمودند در این حالت بیان معصوم از عمق خاصی برخوردار خواهد بود.
آیا معصوم علیه السلام به رمز مطلب را ارائه نموده اند و یا راوی روایت را از مناجات شخصی حضرات استخراج نموده، بیشک هر کدام دامنه و سطح مشخص خود را خواهد داشت.
و من کلام أمیر المؤمنین ع علیکم بالدرایات لا بالروایات همه السفهاء الروایه و همه العلماء الدرایه تزاوروا و تذاکروا الحدیث إلا تفعلوا یدرس
کنز الفوائد، ج2، ص: 32
بر شما باد به فهم (دقیق و ظریف) حدیث نه اینکه صرف روایت حدیث باشد، همت کمخردان جمع روایات است و همت دانشمندان درایت و فهم، همدیگر را دیدار کنید و حدیث را یادآور شوید و اگر نکنید کهنه شود و از دست برود.
فرمایش حضرت با توجه به قرائن بیشمار مراد از «العلم ذاته » نفی هر گونه جهل و نا آگاهی از ذات حق میباشد و احاطه علمی او به تمام خلایق بی هیچ واسطه ای است!
با عنایت به «عظیم العظمه» بودن خدا همانطور نیز نست به علم نیز علیم العلم بوده و با علم وصف نشود، بلکه الله اکبر، خالق بزرگتر از آن است که با علم وصف شود، بلکه او برتر و بالاتر از علم است. تجلی دهنده و ظاهر کننده علم است!
این کلام حضرت را در کنار دیگر کلام حضرات که حق ولایتشان به تمام و کمال محرز است
و کمال الإخلاص له نفی الصفات عنه لشهاده کل صفه أنها غیر الموصوف و شهاده کل موصوف أنه غیر الصفه فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه و من قرنه فقد ثناه و من ثناه فقد جزأه و من جزأه فقد جهله
نهج البلاغه
الممتنعه من الصفات ذاته و من الأبصار رؤیته و من الأوهام الإحاطه به ... فمن وصف الله فقد حده و من حده فقد عده و من عده فقد أبطل أزله ...
الکافی (ط - الإسلامیه)، ج1، ص: 139