قتلی که حضرت موسی مرتکب شد عمدی بود یا شبه عمد یا خطا ؟
قتل حضرت موسی عمدی بود یا خطا؟
عصاره و پاسخاول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمهای)
قتل حضرت موسی قبل از دوران رسالت ایشان رخ داد و عمدی نبود، بلکه به قصد دفاع از یکی از پیروان خود و به خطا اتفاق افتاد. پس از آن، موسی از خدا طلب مغفرت کرد و از خدا خواست که او را از دست دشمنانش در امان بدارد و خود را در معرض خطر قرار ندهد.
پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)
مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامداداناولا این قتل به زمان قبل از رسالت ایشان برمیگردد و در ثانی قتل عمد نبوده است، چرا که ایشان به قصد دفاع از یار خویش به خطا مرتکب قتل شدند!
القصص : 15 و دخل المدینه على حین غفله من أهلها فوجد فیها رجلین یقتتلان هذا من شیعته و هذا من عدوه فاستغاثه الذی من شیعته على الذی من عدوه فوکزه موسى فقضى علیه قال هذا من عمل الشیطان إنه عدو مضل مبین
او به هنگامى که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند یکى از پیروان او بود (و از بنى اسرائیل)، و دیگرى از دشمنانش، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى کمک نمود موسى مشت محکمى بر سینه او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد) موسى گفت: «این (نزاع شما) از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراهکننده آشکارى است»
روایتی در تفسیر آیه ی شریفه
مأمون گفت، آفرین بر شما یا ابا الحسن! (حال) در باره این آیه توضیح دهید: «فوکزه موسى فقضى علیه قال هذا من عمل الشیطان
» (موسى او را با مشت زد و او مرد، گفت این از کار شیطان است- قصص: 15) حضرت فرمودند: موسى به یکى از شهرهاى فرعون وارد شد در حالى که بىاطلاع از ورود او بودند، و این ورود، بین مغرب و عشاء رخ داد، در آن هنگام دید دو مرد با یک دیگر زد و خورد مىکنند، یکى از گروه موسى و دیگرى از دشمنان او بود، آن که هم گروه و هم مسلک موسى بود، از موسى بر علیه دیگرى که دشمن بود کمک خواست، موسى علیه السلام هم به حکم خدا در باره دشمن حکم کرد و با مشت او را زد و او مرد، و (موسى پس از این کار) گفت: این عمل کار شیطان است، منظورش زد و خوردى بود که بین آن دو مرد رخ داده بود، نه کشتن آن مرد توسط موسى، او یعنى شیطان، دشمنى است گمراهکننده و آشکار. مأمون گفت، پس معنى این گفته موسى چیست؟: «رب إنی ظلمت نفسی فاغفر لی» (خداوندا! من بخودم ظلم کردم، مرا بیامرز- قصص: 16) حضرت فرمود: منظورش این است که من با وارد شدن به این شهر، خود را در شرایطى قرار دادم که نمىبایست در آن شرایط قرار مىدادم، «فاغفر لی «1»» یعنى مرا از دشمنانت بپوشان تا به من دست نیابند و مرا نکشند، خداوند نیز او را آمرزید (و یا طبق آنچه در اینجا آمده، او را پوشانید) زیرا که او سترکننده و (آمرزنده و) مهربان است، موسى علیه السلام گفت: خداوندا! به شکرانه این نعمت، یعنى بازوئى که به من دادى به گونهاى که با یک مشت مردى را از پاى در آوردم هرگز کمک کار مجرمین نخواهم بود، بلکه با این نیرو در راه تو مجاهده خواهم کرد تا تو راضى شوى. فردا صبح، موسى علیه السلام در شهر ترسان و مراقب بود که دید دوباره همان کسى که دیروز او را به یارى طلبیده بود، بر علیه شخص دیگرى، از او کمک مىخواهد، موسى فرمود: تو جدا آدم اهل شرى هستى، دیروز با یکى نزاع مىکردى و امروز با دیگرى! ادبت خواهم کرد، و خواست او را بزند، و همین که خواست آن کسى را که دشمن آن دو بود بزند او- همان که هم گروه و هم مسلک موسى بود- گفت: اى موسى آیا مىخواهى همان طور که دیروز یک نفر را کشتى، مرا هم بکشى! تو مىخواهى جبار باشى و در صدد آن نیستى که جزء مصلحین باشى! مأمون گفت: خداوند از طرف انبیائش، به شما جزاى خیر دهد یا ابا الحسن!
عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه غفارى و مستفید، ج1، ص: 404
قال المأمون بارک الله فیک یا أبا الحسن فأخبرنی عن قول الله عز و جل فوکزه موسى فقضى علیه قال هذا من عمل الشیطان
«4» قال الرضا ع إن موسى دخل مدینه من مدائن فرعون على حین غفله من أهلها و ذلک بین المغرب و العشاء «5» فوجد فیها رجلین یقتتلان هذا من شیعته و هذا من عدوه فاستغاثه الذی من شیعته على الذی من عدوه فقضى موسى على العدو «1» و بحکم الله تعالى ذکره فوکزه فمات قال هذا من عمل الشیطان یعنی الاقتتال الذی کان وقع بین الرجلین لا ما فعله موسى ع من قتله إنه یعنی الشیطان عدو مضل مبین فقال المأمون فما معنى قول موسى رب إنی ظلمت نفسی فاغفر لی قال یقول إنی وضعت نفسی غیر موضعها بدخولی هذا المدینه فاغفر لی أی استرنی من أعدائک لئلا یظفروا بی فیقتلونی فغفر له إنه هو الغفور الرحیم قال موسى ع رب بما أنعمت علی من القوه حتى قتلت رجلا بوکزه فلن أکون ظهیرا للمجرمین بل أجاهد فی سبیلک بهذه القوه حتى رضی فأصبح موسى ع فی المدینه خائفا یترقب فإذا الذی استنصره بالأمس یستصرخه على آخر قال له موسى إنک لغوی مبین قاتلت رجلا بالأمس و تقاتل هذا الیوم لأوذینک «2» [لأؤدبنک] و أراد أن یبطش به «3» فلما أن أراد أن یبطش بالذی هو عدو لهما و هو من شیعته قال یا موسى أ ترید أن تقتلنی کما قتلت نفسا بالأمس إن ترید إلا أن تکون جبارا فی الأرض و ما ترید أن تکون من المصلحین قال المأمون جزاک الله عن أنبیائه خیرا ...
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص: 198