معرفت، مخرج بن بست بندگی

6

### 🌟 درخواست تزیین با لباس عبادت و اطاعت

خداوندا، مرا به لباس خدمت، عبادت و اطاعت خود مزین فرما. مرا با هدایت صالح بیارای و در مسیر حق و نیت رشد قرار بده تا لباس عمرم را وقف خدمت به تو کنم. خودم را با یاد، اطاعت و عبادت تو فرسوده سازم و آغاز و پایان زندگی‌ام را تنها با ذکر و بندگی تو رقم بزنم. 🌼
ای پروردگار، اگر چنین نباشد، به چراگاهی برای شیطان بدل خواهم شد. نعوذبالله، او مرا خواهد چرید و لقمه‌ای چرب از وجودم خواهد ساخت. خدایا، مرا به حال خودم وامگذار و خودت مرا بپذیر. پذیرای عبادتت باش و مرا لحظه‌ای از یاد و بندگی‌ات جدا مکن.

### 🌟 مسیر رسیدن به اطاعت و بندگی

کسی که می‌خواهد به اطاعت و بندگی خدا برسد، باید این خواسته را به اثبات برساند. یکی از این ابزارها، اطاعت از خود خداست. ما به اطاعت خدا نخواهیم رسید مگر اینکه بنده‌ی او باشیم، و بنده‌ی خدا نخواهیم شد مگر اینکه به معرفت او دست یابیم. 🌟
باید جایگاه خود را در مقام بندگی و در درجات معرفت خدا بشناسیم تا بتوانیم از نردبان معرفت بالا برویم. اگر حد و مرز معرفت خود را نشناسیم، در پایین‌ترین درجات معرفت او خواهیم ماند. اما اگر اوج معرفت را دیدیم، به سوی آن گام برمی‌داریم.

### 🌟 روایت زیبا از معرفت

شخصی نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و عرض کرد: “یا رسول‌الله، مرا به غرایب علم آگاه کن.” پیامبر فرمودند: “در پایه‌های علم چه کرده‌ای که اکنون از غرایب علم می‌پرسی؟” 🌺
آن شخص دوباره از حضرت سوال کرد: “راس علم چیست، یا رسول‌الله؟” پیامبر پاسخ دادند: “معرفت خداوند به‌گونه‌ای که شایسته‌ی اوست.”
ایشان افزودند: زمانی که به معرفت شایسته‌ی خداوند رسیدیم، هنوز به راس علم نرسیده‌ایم؛ بلکه تنها آغاز معرفت است. ما هنوز در مقدمه‌ی علم و عبادت خدا هستیم و وارد متن اصلی بندگی نشده‌ایم.

### 🌟 فتح قله‌ی علم

پس باید راس علم را فتح کنیم و پس از آن به متن علم دست یابیم. این مسیر از مقدمه‌ی معرفت الله آغاز می‌شود؛ همان معرفت حقیقی خداوند که شایسته‌ی اوست. 🌟

### 🌟 سوال از حق معرفت خدا

اعرابی از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسید: معرفت حق خدا چگونه معرفتی است؟ حضرت فرمودند: “اینکه او را بشناسی به‌گونه‌ای که بدانی او مثلی ندارد، شبهی ندارد، همتایی ندارد؛ و بدانی که او واحد است، احد است، کفوی ندارد و نظیری ندارد. و این، حق معرفت اوست.” 🌺

حال اگر بدانم او مثلی ندارد، چرا برای او نمونه‌ای می‌سازم؟ اگر به او اشاره می‌کنم، یعنی برای او مثلی قائل شده‌ام. او مثلی ندارد، اشاره‌پذیر نیست. او تمثیلی ندارد، چرا که صفتی ندارد تا با آن برایش تمثیلی قائل شویم. او علامتی ندارد که بتوان با آن به او رسید. هرچه در این عالم وجود دارد، صرفاً نشانه ها و صفاتی است که به توجه انسان‌ها جهت می‌دهد، نه ذات او.

### 🌟 فهم صحیح از توحید

این معرفت، به معنای شناخت ذات خداوند نیست، بلکه شناخت اوست به‌گونه‌ای که بدانیم او:

  • مثلی ندارد.
  • شبهی ندارد.
  • همتایی ندارد.
  • شریکی ندارد.
  • یگانه است، واحد است، احد است.
  • آغاز و پایان است.
  • ظاهر و باطن است.
  • بی‌نظیر و بی‌همتاست. 🌟

او هیچ لنگه یا همسانی ندارد. این، حق معرفت اوست. آیا ما به این مقام رسیده‌ایم؟ ای کاش رسیده باشیم یا برسیم. این همان توحید ناب است؛ راس علم، آغاز بندگی و عبادت.

### 🌟 شرک در عصر آخرالزمان

در این عصر آخرالزمان، شرک غوغا می‌کند. برخی می‌گویند یا هیچ موجودی نیست، یا آنچه هست، خود اوست! (علو کبیرًا)
چگونه می‌توانیم بگوییم:

  • لا مثله.
  • لا شبیه له.
  • لا ند له.
  • لا کفو له.

چگونه به این مدعیان علم بقبولانیم که او نظیری ندارد؟ آیا آن‌ها به عمق و انتهای جهل رسیده‌اند؟ پس کی به راس علم خواهند رسید؟ 🌼

### 🌟 تجهیز برای معرفت الله

ما چگونه به مقام معرفت الله برسیم؟ چگونه مجهز به ابزارهای لازم برای شناخت او شویم؟ مگر خداوند به ما نیاموخت که دست به دامان لطف او شویم تا خود، ما را به معرفت برساند؟ چرا هر لحظه این دعا را تکرار نمی‌کنیم:

اللهم عرفنی نفسک. 🌟

### 🌟 دعای عظیم معرفت

دعای اللهم عرفنی نفسک یکی از عظیم‌ترین و عمیق‌ترین دعاهاست. هرچه در این دعا غور می‌کنم، به انتهایش نمی‌رسم؛ گویی این دعا سرالاسرار است. اگر این دعا در حق ما مستجاب شود، از راس علم گذشته‌ایم و به معرفت نهایی دست یافته‌ایم. 🌟
سپس دعا ادامه می‌یابد: اللهم عرفنی رسولک و اللهم عرفنی حجتک. این دعا راهنمایی به سوی معرفت نفس خدا، معرفت رسول و معرفت حجت است.

### 🌟 شناخت مقام نفس الله

چگونه می‌توان مقام نفس الله را فهمید؟ مفهوم این عبارت چیست؟ معرفت به خدا، رسول و حجت، در واقع معرفتی یگانه است. چرا که معرفت به رسول و حجت، در حکم معرفت به خداست.

حال سوال این است: چگونه می‌توان به معرفت رسول و حجت رسید؟ این معرفتی است که نبوت و امامت به آن رسیده‌اند؛ همان معرفت حقیقی که در دعا از خدا طلب می‌کنیم.

زمانی که می‌گوییم اللهم عرفنی نفسک**، در واقع چیز والایی از خدا طلب می‌کنیم. این دعا به معنای طلب کردن عزیزترینِ عزیزان است، چرا که نبوت و امامت، مرکز اطلاعات علمی و حکمت الهی‌اند.

### 🌟 دستگاه معرفت

معرفت خداوند، سازوکاری در انسان می‌آفریند که به وسیله‌ی آن، تنها می‌توان خداوند را عبادت کرد. بدون این دستگاه معرفت، عبادت خداوند معنایی ندارد. بنابراین، باید با جان و دل این دستگاه معرفت را از خدا طلب کنیم. این معرفت از طریق مثلث هدایت صالح، طریق حق، و نیت رشد تحقق می‌یابد. 🌺

بدون این ارکان، توانی برای عبادت خدا نخواهیم داشت. معرفت یعنی توانایی در اطاعت و بندگی خدا. اگر به معرفت نرسیم، در عبادت خداوند توانی نخواهیم داشت.

### 🌟 سخن امام باقر علیه‌السلام

امام باقر (علیه‌السلام) در خطابی به ابوحمزه ثمالی می‌فرمایند:
**تنها کسانی که خدا را شناخته‌اند، خدا را عبادت کرده‌اند. هرکس خدا را نشناسد، غیر خدا را عبادت کرده است.

ابوحمزه سوال کرد: “معرفت خدا چیست؟” حضرت پاسخ دادند:
معرفت خدا، تصدیق خداوند است؛ تصدیق محمد رسول‌الله و حقیقت نبوت او در جان؛ تصدیق ولایت علی و پذیرش امامت امامان پس از او؛ و برائت از دشمنانشان در راه خدا.

### 🌟 معیار معرفت حقیقی

معرفت حقیقی به خدا، معرفتی است که انسان را از هرگونه شرک و شبیه‌پنداری برای خداوند دور می‌کند. کسی که به این معرفت دست یافته باشد، دیگر برای خداوند همتایی، شبیه یا نظیری قائل نمی‌شود. 🌟

### 🌟 تصدیق محمد رسول‌الله و ولایت اهل‌بیت

معرفت حقیقی خداوند با تصدیق رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آغاز می‌شود. تصدیق محمد رسول‌الله یعنی حقیقت نبوت او را در جان خود مشاهده کنی و حضرتش را با پذیرش ولایت علی (علیه‌السلام) و امامت امامان پس از او تصدیق نمایی. همچنین باید از دشمنان ایشان به سوی خدا برائت جویی. 🌺

کسی که به این مقام نرسد، به حقیقت معرفت خدا دست نیافته است. این، نشانه‌ای بارز است که انسان به معرفت حقیقی خدا رسیده باشد و دیگر برای او ند، شبیه، یا نظیری قائل نباشد.

### 🌟 شرط رسیدن به مقام توحید

تا زمانی که نور امامت قلب انسان را روشن نکند، به مقام توحید ناب دست نخواهد یافت. از امام باقر (علیه‌السلام) سوال شد:
“چه عملی انجام دهم تا بدانم حقیقت ایمان در وجودم کامل شده است؟”
حضرت فرمودند:
“دوستان خدا را دوست بدار و دشمنان خدا را دشمن بدار، آنگونه که خدا امر فرموده است، و همراه و ملازم صادقان باش.” 🌟

وقتی از حضرت پرسیدند اولیای خدا چه کسانی هستند، فرمودند:
“اولیای خدا محمد رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، علی، حسن، حسین، علی بن الحسین (علیهم‌السلام) هستند.”
سپس حضرت به خودشان اشاره کردند و فرمودند:
“پسرم جعفر (علیه‌السلام) نیز از اولیای خداست.”

### 🌟 نشانه‌های معرفت حقیقی

امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند:
“هرکس این افراد را دوست بدارد و ولایتشان را بپذیرد، به اولیای خدا رسیده و همراه صادقان است، همان‌گونه که خداوند دستور داده است.” 🌺

ابوحمزه سوال کرد:
“آیا اینها نشانه‌های معرفت الله است؟”
حضرت پاسخ دادند:
“بله، هرگاه این نشانه‌ها در وجود کسی ظاهر شود، می‌تواند مطمئن باشد که به معرفت حقیقی خدا دست یافته است.”

### 🌟 آغاز عبادت خدا

بدان که تنها با شناخت خداوند، عبادت خدا آغاز می‌شود. بدون شناخت، انسان در بن‌بست بندگی خدا گرفتار می‌شود و نابنده‌ی بندگی خداست. 🌟

### 🌟 هدف آفرینش انسان

امام حسین (علیه‌السلام) چه زیبا فرمودند:
“خداوند جل ذکره بندگانش را نیافرید مگر به خاطر اینکه او را بشناسند، و زمانی که او را شناختند، عبادتش کنند، و هنگامی که او را عبادت نمودند، از عبادت دیگران بی‌نیاز گردند.” 🌺

اگر کسی خدا را نشناسد، اسیر غیر خدا خواهد شد. مردی از حضرت سوال کرد:
“معرفت الله چیست؟”
حضرت پاسخ دادند:
“معرفت اهل هر زمان، معرفت امامی است که خداوند اطاعتش را بر آنان واجب کرده است. این است معرفت الله.”

### 🌟 امام، روح معرفت و عبادت

امام، ساز و برگ معرفت الله است و ضلع سوم این مثلث مقدس. اگر کسی به امام نرسد، دو ضلع دیگر را نیز از دست خواهد داد.

امام یعنی روح، طراوت و طعم معرفت.
بدون امام، معرفت بی‌مزه، بی‌رنگ، و بدون حرارت است؛ عشقی در آن نیست. امام است که عشق به خدا را در دل‌ها جاری می‌سازد. امام، معرفت محض، عبادت محض، و بندگی محض است. امام، تفسیر و تأویل معرفت و عبادت است. 🌟

اگر معرفتی که در جستجوی آن هستیم به شکل انسانی تجسم یابد، همان امام و حجت خدا خواهد بود. اگر عبادت مجسم شود، به شکل امام در می‌آید.

### 🌟 حجت خدا، رگ بندگی

حجت خدا، رگ بندگی خدا است. اگر از این رگ دور شویم، در بندگی خدا مرده‌ایم. عبادتی ارزشمند است که به ظهور برسد و روح آن با معرفت خدا مزین شود. عبادتی که بدون معرفت باشد، عبادت نیست. 🌺

### 🌟 عبادت، نمایش اراده خدا

عبادت، نمایش اراده خداوند است. با عبادت، انسان به صفحه‌ی نمایش اراده‌ی خداوند تبدیل می‌شود. عبادت تنها زمانی زیبا و ارزشمند است که به الماس معرفت مزین گردد.

هنگامی که انسان به سامانه عبادت و بندگی خدا متصل شود، حس بندگی خدا در او جریان پیدا می‌کند. اگر این ارتباط تقویت و مستمر شود، حال عبادت باقی می‌ماند؛ اما اگر قطع گردد، رگ بندگی قطع خواهد شد.

پس عبادت ما باید روح و معرفت داشته باشد تا به ظهور برسد؛ عبادتی که تنها در آن، اراده‌ی خداوند متجلی شود. 🌟

### 🌟 مزه و اوج لذت عبادت

هنگامی که به عبادت راستین خداوند برسیم، حس و مزه‌ی حقیقی آن را درک خواهیم کرد. اما علامت عبادت چیست؟ باید آن را با چشم دل ببینیم و تجربه کنیم. 🌺

پای لذت به اطاعت نمی‌رسد، مگر آنکه به اوج لذت برسیم. در این اوج است که خواهیم فهمید فراسوی لذت کجاست و چه جایگاهی دارد. آن فراسوی لذت، عبادت است؛ تجربه‌ای که به وصف نمی‌آید و چگونگی ندارد. تنها باید به آن برسیم، بفهمیم، علم پیدا کنیم و تجربه نماییم. بندگی راستین خداوند، فراتر از عشق، قرب و هر زیبایی است.

برای بندگی باید عاشق شویم و در این بندگی حالتی فراتر از عشق را درک کنیم. عشق وسیله‌ای است برای رسیدن به مقام بندگی و بندگی، آغاز تجربه‌ای والاتر از عبادت است. 🌟

### 🌟 معرفت امام و معرفت الله

معرفت امام در حکم معرفت خداوند است. معرفت تنها کافی نیست؛ اطاعت از امام نیز ضروری است، چرا که اطاعت از امام، ظهور معرفت الله در جان ماست.

زمانی که به این مقام برسیم و به دستگاه عظیم معرفت متصل شویم، بنده‌ی حقیقی خدا خواهیم شد. عبادات ما ابزارهایی می‌شوند که خداوند از طریق آنها هنر نمایی می‌کند و چه هنرهایی که آفریده نخواهد شد!

مقام حجت خدا را دریابیم؛ آنان نفس معرفت الله هستند و تمثیلی از عبادت. هنگامی که به حجج الهی سلام می‌کنیم، در واقع به معرفت خدا سلام می‌فرستیم. آنان محل‌های معرفت خدا و مساکن ذکر الهی هستند. 🌺
کسی که حجج خدا را نشناسد، جاهل به عظمت خداوند است و از او دور شده است.

### 🌟 ابزار معرفت الله

خداوند، لطف خود را شامل حال ما کرد و ابزاری به نام معرفت آفرید. این معرفت وسیله‌ای برای توجه ما به سوی اوست. سه ضلع معرفت الله که در دعای شریف آمده است، چنین‌اند:
اللهم عرفنی نفسک، نبیک و حجتک.

فهمیدیم که معرفت تنها با خود خدا میسر است. ما با معرفت، طلب معرفت می‌کنیم؛ معرفتی بی‌واسطه، همان معرفتی که اولیا و حجج الهی به آن رسیده‌اند. این دعا به ما می‌آموزد که برای رسیدن به کمال انقطاع، از خداوند یاری بجوییم. 🌟

### 🌟 دعای عصر آخرالزمان

این دعای شریف “اللهم عرفنی نفسک” بسیار شبیه به دعای “الهی هب لی کمال الانقطاع الیک” است. گویی در هر دو دعا، ما از خدا می‌خواهیم که ما را به معدن عظمت خود متصل کند. این دعاها مانند آینه‌هایی هستند که یکدیگر را انعکاس می‌دهند.

معرفت خدا با خود خدا ممکن است. این معرفت، بی‌واسطه و فراتر از حجاب است؛ معرفتی که بدون هیچ اسم و صفت، انسان را به حقیقت الهی نزدیک می‌کند. 🌺

### 🌟 سخن پایانی

آنچه عرض شد، تنها برداشت و فهمی محدود بود. حقیقت معرفت خداوند، بسیار والاتر از این است. ما تنها با دعا و طلب مستمر می‌توانیم در این مسیر گام برداریم. اللهم عرفنی نفسک. 🌟


### 🌟 معرفت فراتر از اسم و صفت

پس از رسیدن به مقام حقیقی معرفت، تازه باید به معرفت اسم دست یابیم. اما این معرفت بالاتر از اسم و صفت است؛ معرفتی که نیازی به هیچ اسم و صفتی ندارد. تنها باید طلب کنیم، و خداوند است که ما را به این مقام می‌رساند. 🌺

در این مقام، نبوت و حجت الهی، تفسیر این معرفت ناب را برای ما آشکار می‌سازند.

### 🌟 مقام نفس الله و نبوت

مقام نفس، فراتر از نبوت است. نبوت، ستاد دانش و فرزانگی معرفت است. این همانند دیدن و چشیدن است که با هر حس، سقف معرفت بالاتر می‌رود. سه دستگاه اللهم عرفنی نفسک، نبیک و حجتک**، حواس کاملی برای معرفت الله فراهم می‌کنند و ما را به درک عمیق‌تر می‌رسانند. 🌟

### 🌟 ناتوانی در درک ذات الهی

باید بدانیم و بپذیریم که ما نمی‌توانیم خداوند را بفهمیم. او با علم، قابل دستیابی نیست. او دیدنی، شنیدنی و دانستنی نیست؛ فراتر از تمامی اینهاست.

هر آنچه دیدنی و شنیدنی است، نشانه ای از اوست. این نشانه ها ما را به سوی او هدایت می‌کنند، اما ذات الهی فراتر از آنهاست و با خود او درک می‌شود.

### 🌟 رابطه خالق و مخلوق

خداوند چگونه با ما رابطه خالقیت برقرار می‌کند؟ ما چگونه حس می‌کنیم، در حالی که واقعاً حس نمی‌کنیم؟
اوست که خود می‌داند چگونه این ارتباط را به ادراک ما برساند. پس باید جایگاه معرفتی و سکوی خود را بشناسیم تا بتوانیم طلب حقیقی کنیم؛ همان طلبی که شاید هرگز به درستی نخواسته‌ایم. 🌺

### 🌟 آفریدن اسم و علامت

خداوند اسمی آفرید و علامتی ایجاد کرد. اما قلب این علامت چه بود؟ چیزی که نبود، ولی هست؛ چیزی که پیش از هر اسم و علامتی وجود دارد و همان است که هست. این همان حقیقت ناب و مقام والایی است که فراتر از تمامی درک‌ها و ادراک‌ها قرار دارد.

“اللهم عرفنی نفسک.” 🌟




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.