جام جان

چگونه ميتوان ذكر زباني را به ذكر قلبي و ذكر عملي تبديل كرد؟

چگونه ميتوان ذكر زباني را به ذكر قلبي و ذكر عملي تبديل كرد؟

- اندازه متن +

سوال1072 :
چگونه ميتوان ذكر زباني را به ذكر قلبي و ذكر عملي تبديل كرد؟
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ1072
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🔆🌻🔆تمام ذکر آن است که انسان جان و وجودش ذکر خدا شود🔆🌻🔆
🔆🔅🌱ذکر عملی همان اطاعت محض از پرودگار متعال است، ذکر قلبی همان ذکری است که از قلب منیب و طاهر و عارف بر خیزد، ذکر زبانی که با موافقت قلب نباشد الفاظ بدون روحی است که صادر میشود.
🔆🔅🌱حدیث منسوب به امام صادق علیه السلام کامل و شامل جواب سوال شماست!
🌸🔅🌱 حضرت صادق (ع) فرمود: كسى كه حقيقة و از صميم قلب در ياد خدا باشد؛ او بنده مطيع خداست. و هر كه در جريان امور و حالات خود از خدا غافل باشد؛ او بنده عاصى است و اطاعت خدا علامت هدايت پيدا كردن و معصيت علامت ضلالت و گمراهى است، و اصل و ريشه اطاعت و معصيت ذكر پروردگار متعال و غفلت او است. پس قلب خود را مرجع و قبله زبان قرار بده، و بى‏اشارت قلب زبان‏ خود را حركت مده، و در سخن گفتن موافقت عقل و جهات ايمانى را لازم بشمار، و متوجه باش كه خداوند به ظاهر و باطن تو مطلع است. و مانند كسى باش كه در حالت نزع روح و احتضار است، و يا كسى كه در عرصه محشر براى عرض اعمال حاضر شده است، و از آنچه خداوند متعال تو را تكليف فرموده است از اوامر و نواهى و وعد و وعيد، اعراض مكن، و به غير تكاليف خود مشغول مباش. و قلب خود را به آب خوف و حزن غسل بده.
و قرار بده ذكر خداوند متعال را به خاطر اين كه او تو را ياد مى‏كند، زيرا او تو را ياد كرده و مى‏كند در حالى كه از تو بى‏نياز است، پس ذكر كردن او تو را مهمتر و بالاتر و تمامتر و روشنتر و هم سابقتر است از ذكر تو او را. و معرفت پيدا كردن تو به اينكه او تو را ذكر كرده است، موجب خضوع و حياء و تواضع و انكسار تو است، و از اين معرفت ديدن فضل و كرم سابق او حاصل مى‏شود؛ و هم عبادتهاى تو در اين هنگام كوچك و كم مى‏شود در مقابل احسان و كرم او اگر چه طاعت تو بيشتر باشد، و باز اعمال تو براى او خالص مى‏شود.
و اما رؤيت و توجه تو به ذكر پروردگار متعال، پس موجب خود بينى و خود نمايى و سفاهت و درشتخويى با مردم و زياد شمردن عبادت خود و فراموش كردن فضل و احسان او است، و اين معنى زياد نكرده و نتيجه نمى‏دهد مگر دورى از حق را، و تحصيل نكرده و بدست نمى‏آورى به مرور ايام مگر وحشت و اضطراب خاطر را. و ذكر بر دو قسم است: ذكر خالص پروردگار متعال كه به موافقت قلب صورت مى‏گيرد، و ذكرى كه اشعار داشته باشد به نفى ذكرى كه از غير خدا واقع مى‏شود، چنان كه رسول اكرم فرمود: من نمى‏توانم تو را ثنا گويم به آن طورى كه تو خودت را ثنا گفته‏اى.
پس پيغمبر خدا براى ذكر خالص خود ارزش و قيمتى قائل نشد، در مقابل ذكرى كه از جانب خود خدا در سابق صورت گرفته است، و البته رسول اكرم به حقيقت آن ذكر پيش از اينكه خودش ذكر خدا گويد مطلع و عالم بوده است.
پس در جايى كه پيغمبر خدا ذكر خود را نفى كرده، و ذكر را كه از جانب خدا بوده است اثبات مى‏كند، ديگران به اين معنى اولويت دارند.
و بايد شخص ذاكر به اين نكته هم متوجه باشد كه تا پروردگار متعال‏
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى، متن، ص: 21
بنده خود را متذكر نشده است به وسيله توفيق دادن او، هرگز بنده‏اى نخواهد توانست مشغول ذكر خدا گشته و او را ذكر گويد.
🌸🔅🌱قالَ الصَّادِقُ ع مَنْ كَانَ ذَاكِراً لِلَّهِ تَعَالَى عَلَى الْحَقِيقَةِ فَهُوَ مُطِيعٌ وَ مَنْ كَانَ غَافِلًا عَنْهُ فَهُوَ عَاصٍ وَ الطَّاعَةُ عَلَامَةُ الْهِدَايَةِ وَ الْمَعْصِيَةُ عَلَامَةُ الضَّلَالَةِ وَ أَصْلُهُمَا مِنَ الذِّكْرِ وَ الْغَفْلَةِ فَاجْعَلْ قَلْبَكَ قِبْلَةً لِلِسَانِكَ لَا تُحَرِّكْهُ إِلَّا بِإِشَارَةِ الْقَلْبِ وَ مُوَافَقَةِ الْعَقْلِ وَ رِضَى الْإِيمَانِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى عَالِمٌ بِسِرِّكَ وَ جَهْرِكَ وَ كُنْ كَالنَّازِعِ رُوحُهُ أَوْ كَالْوَاقِفِ فِي الْعَرْضِ الْأَكْبَرِ غَيْرَ شَاغِلٍ نَفْسَكَ عَمَّا عَنَاكَ بِمَا كَلَّفَكَ بِهِ رَبُّكَ فِي أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ وَ وَعْدِهِ وَ وَعِيدِهِ وَ لَا تَشْغَلْهَا بِدُونِ مَا كَلَّفَ بِهِ رَبُّكَ وَ اغْسِلْ قَلْبَكَ بِمَاءِ الْحُزْنِ وَ الْخَوْفِ وَ اجْعَلْ ذِكْرَ اللَّهِ تَعَالَى مِنْ أَجْلِ ذِكْرِهِ تَعَالَى إِيَّاكَ فَإِنَّهُ ذَكَرَكَ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنْكَ-فَذِكْرُهُ لَكَ أَجَلُّ وَ أَشْهَى وَ أَثْنَى وَ أَتَمُّ مِنْ ذِكْرِكَ لَهُ وَ أَسْبَقُ وَ مَعْرِفَتُكَ بِذِكْرِهِ لَكَ تُورِثُكَ الْخُضُوعَ وَ الِاسْتِحْيَاءَ وَ الِانْكِسَارَ وَ يَتَوَلَّدُ مِنْ ذَلِكَ رُؤْيَةُ كَرَمِهِ وَ فَضْلِهِ السَّابِقِ وَ تَصْغُرُ عِنْدَ ذَلِكَ طَاعَتُكَ وَ إِنْ كَثُرَتْ فِي جَنْبِ مِنَّتِهِ وَ تَخْلُصُ لِوَجْهِهِ وَ رُؤْيَتُكَ ذِكْرَكَ لَهُ تُورِثُكَ الرِّيَاءَ وَ الْعُجْبَ وَ السَّفَهَ وَ الْغِلْظَةَ فِي خَلْقِهِ وَ اسْتِكْثَارَ الطَّاعَةِ وَ نِسْيَانَ فَضْلِهِ وَ كَرَمِهِ وَ لَا تَزْدَادُ بِذَلِكَ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى إِلَّا بُعْداً وَ لَا تَسْتَجْلِبُ بِهِ عَلَى معنى [مُضِيِ‏] الْأَيَّامِ إِلَّا وَحْشَةً وَ الذِّكْرُ ذِكْرَانِ ذِكْرٌ خَالِصٌ بِمُوَافَقَةِ الْقَلْبِ وَ ذِكْرٌ صَارِفٌ لَكَ بِنَفْيِ ذِكْرِ غَيْرِهِ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا لَا أُحْصِي ثَنَاءً عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ فَرَسُولُ اللَّهِ ص لَمْ يَجْعَلْ لِذِكْرِ اللَّهِ تَعَالَى مِقْدَاراً عِنْدَ عِلْمِهِ بِحَقِيقَةِ سَابِقَةِ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَبْلِ ذِكْرِهِ لَهُ وَ مَنْ دُونَهُ أَوْلَى فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يَذْكُرَ اللَّهَ تَعَالَى فَلْيَعْلَمْ أَنَّهُ مَا لَمْ يَذْكُرِ اللَّهُ الْعَبْدَ بِالتَّوْفِيقِ لِذِكْرِهِ لَا يَقْدِرُ الْعَبْدُ عَلَى ذِكْرِهِ‏
مصباح الشريعة، ص: 55

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply