استاد با توجه به دو آیه زیر، چنین برداشت کرد که عهد و پیمان پیامبران و انسان در چند عالم متفاوت و در چند مرحله صورت گرفته است و همزمان نبوده اند. لطفا برداشت شخصی ام را نقد بفرمایید. جزاکم الله خیر الجزاء ..........
عهد و پیمان پیامبران و انسان در چند عالم و مرحله صورت گرفته است؟
عصاره و پاسخاول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمهای)
اقرار «یوم الست» از بدن خاکی نبوده، بلکه از پیکر ذری انسانها صورت گرفته و همزمان با آدم و تمام انسانها در عالم ذر بوده است. این اقرار از تمام انسانها یکجا و به صورت همگانی با حضور ارواح و پیکر ذریشان صورت پذیرفته است.
پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)
مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادانرمز اول: توجه نماییم که آیه شریفه اشاره فرموده از فرزندان آدم از پشت شان(نه از پشت آدم)
رمز دوم: اقرار «یوم الست»(عالم ذر) از بدن خاکی نبوده بلکه از پیکر ذری آنها بوده، میتوان چنین نتیجه گرفت این اقرار از تمام انسانها یکجا صورت پذیرفته و یک همایش همگانی با حضور ارواح تمام انسانها با پیکر ذری شان بوده که آدم علیه السلام از این امر مستثنا نبوده، یعنی آدم به اتفاق تمام انسانها که تمام انبیاء عظام را هم شامل میشود با روح بدن ذری شان حاضر و اقرار و عهد و میثاق صورت گرفته!
رمز سوم: بنظر میرسد ذریه های بنی آدم از خشت و گل آدم خارج شده و قبل از ایجاد بدن اصلی و دمیدن روح صورت پذیرفته، خشتی که تمام ذریه ها در نهاد آن بوده و پیکر ذری آدم هم در آن بوده.
رمز چهارم: بنظر میرسد خشت و ذریه دو امر جدا از هم هستند، ذریه ها همچون دانه های پاشیده شده در دل خشت و گل میباشد!
عن زراره أن رجلا سأل أبا جعفر ع عن قول الله جل و عز- و إذ أخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و أشهدهم على أنفسهم أ لست بربکم قالوا بلى إلى آخر الآیه فقال و أبوه یسمع ع حدثنی أبی أن الله عز و جل قبض قبضه من تراب التربه التی خلق منها آدم ع فصب علیها الماء العذب الفرات ثم ترکها أربعین صباحا ثم صب علیها الماء المالح الأجاج فترکها أربعین صباحا فلما اختمرت الطینه أخذها فعرکها عرکا شدیدا فخرجوا کالذر من یمینه و شماله و أمرهم جمیعا أن یقعوا فی النار فدخل أصحاب الیمین فصارت علیهم بردا و سلاما و أبى أصحاب الشمال أن یدخلوها.
الکافی (ط - الإسلامیه)، ج2، ص: 7
زراره گوید: مردى از امام باقر علیه السلام در باره این آیه پرسید: «و چون پروردگارت از فرزندان آدم، از پشتهایشان، نژادشان را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که مگر من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا- تا آخر آیه 172 سوره 7-» حضرت در حالى که پدرش میشنید پاسخ داد.
پدرم بمن حدیث فرمود که: خداى عز و جل یک مشت از خاک زمینى که آدم علیه السلام را از آن آفرید برگرفت و آب گواراى فرات بر آن بریخت، و آن را چهل صباح بحال خود گذاشت، سپس بر آن آب شور و تلخ ریخت و چهل صباح دیگر واگذاشت. چون آن گل خمیر شد، آن را برگرفت و بشدت مالید، آنگاه آدمیان مانند (ذر ) مور از راست و چپش بجنبش در آمدند، بهمگى دستور فرمود بآتش درآیند، اصحاب یمین داخل شدند و آتش بر آنها سرد و سلامت گشت و اصحاب شمال از داخل شدن سرپیچى کردند.
أصول الکافی / ترجمه مصطفوى، ج3، ص: 10
عن أبی عبد الله ع إن الله تبارک و تعالى خلق فی مبتدإ الخلق بحرین أحدهما عذب فرات و الآخر ملح أجاج ثم خلق تربه آدم من البحر العذب الفرات ثم أجراه على البحر الأجاج فجعله حمأ مسنونا و هو خلق آدم ثم قبض قبضه من کتف آدم الأیمن فذرأها فی صلب آدم فقال هؤلاء فی الجنه و لا أبالی ثم قبض قبضه من کتف آدم الأیسر فذرأها فی صلب آدم ...
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج5، ص: 255