1-علت این که عده ای به محضر امام زمان علیه السلام می رسند و انکارش می کنند چیست؟ مهمترین علت و سایر علل؟ (به نظر بنده مهمترین علت، تکبر است که باعث میشود انسان حجت الهی علیه السلام را ببیند، اما انکار کند با این که می داند او بر حق است. اما آخر چرا؟)
2- با توجه به این که در روایات به چنین انکاری اشاره شده است، چطور می توانیم خودمان را برای قبول ولایت -آن چنان که خدا و اهل بیت علیهم السلام می پسندند- آماده کنیم؟
چرا برخی امام زمان (عج) را انکار میکنند و چگونه خود را برای قبول ولایت آماده کنیم؟
عصاره و پاسخاول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمهای)
ریشهٔ انکار ولایت اهل بیت (ع) به سرشت و طینت انسانها برمیگردد که از عالم ذر نشأت گرفته است. در آن عالم، برخی به ولایت اقرار و برخی انکار کردند. برای آمادگی قبول ولایت، باید به درک درستی از خلقت و جایگاه اهل بیت (ع) رسید و لجاجت و تکبر را کنار گذاشت.
پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)
مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادانریشه انکار ولایت اهل بیت علیهم السلام به ذات و طینت انسانها برمیگردد! در واقع حیات دنیوی ما تفسیری از حیات قبل از عالم دنیا از جمله عالم ذر است!
الأعراف : 101 تلک القرى نقص علیک من أنبائها و لقد جاءتهم رسلهم بالبینات فما کانوا لیؤمنوا بما کذبوا من قبل کذلک یطبع الله على قلوب الکافرین
اینها، شهرها و آبادیهایى است که قسمتى از اخبار آن را براى تو شرح مىدهیم پیامبرانشان دلایل روشن براى آنان آوردند (ولى آنها چنان لجوج بودند که) به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند، ایمان نمىآوردند! این گونه خداوند بر دلهاى کافران مهر مىنهد (و بر اثر لجاجت و ادامه گناه، حس تشخیصشان را سلب مىکند)!
یونس : 74 ثم بعثنا من بعده رسلا إلى قومهم فجاؤهم بالبینات فما کانوا لیؤمنوا بما کذبوا به من قبل کذلک نطبع على قلوب المعتدین
سپس بعد از نوح، رسولانى به سوى قومشان فرستادیم آنان دلایل روشن برایشان آوردند اما آنها، به چیزى که پیش از آن تکذیب کرده بودند، ایمان نیاوردند! اینچنین بر دلهاى تجاوزکاران مهر مىنهیم (تا چیزى را درک نکنند)!
عن أبی جعفر ع قال: إن الله خلق الخلق فخلق ما أحب مما أحب و کان ما أحب أن خلقه من طینه الجنه و خلق ما أبغض مما أبغض و کان ما أبغض أن خلقه من طینه النار ثم بعثهم فی الظلال فقلت و أی شیء الظلال قال أ لم تر إلى ظلک فی الشمس شیء و لیس بشیء ثم بعث الله فیهم النبیین یدعونهم إلى الإقرار بالله و هو قوله و لئن سألتهم من خلقهم لیقولن الله «4» ثم دعاهم إلى الإقرار بالنبیین فأقر بعضهم و أنکر بعضهم ثم دعاهم إلى ولایتنا فأقر بها و الله من أحب و أنکرها من أبغض و هو قوله فما کانوا لیؤمنو بما کذبوا به من قبل ثم قال أبو جعفر ع کان التکذیب ثم.
الکافی (ط - الإسلامیه)، ج1، ص: 437
عقبه، از امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «خدا، خلائق را آفرید، پس آنچه را که دوست مىداشت آفرید، از آنچه دوست داشت، و آنچه دوست مىداشت، آن است که او را از طینت و سرشت بهشت آفرید، و آنکه را که دشمن داشت، آفرید از آنچه دشمن داشت، و آنچه دشمن مىداشت، آن است که آن را از سرشت آتش و دوزخ آفرید. پس ایشان را برانگیخت در صورت سایهها».
عرض کردم که: سایهها چیست؟ فرمود که: «آیا نظر به سایه خود نمىکنى در آفتاب (که آن چیزى است که به حرکت و سکون صاحب خود متحرک و ساکن مىشود) و چیزى نیست (یعنى: فى حد ذاته تحقق و وجودى ندارد). و بعد از آن، خدا در میان ایشان پیغمبران مبعوث گردانید، در حالى که ایشان را به سوى اقرار کردن به خدا دعوت مىفرمود. و این است معنى قول آن جناب: «و لئن سألتهم من خلقهم لیقولن الله» «1»، پس ایشان را به سوى اقرار کردن پیغمبران دعوت فرمود. و بعضى از ایشان، اقرار کردند و بعضى، انکار نمودند. پس ایشان را به سوى ولایت ما دعوت فرمود. به خدا سوگند که هر که خدا او را دوست مىداشت، به آن اقرار کرد و هر که خدا او را دشمن مىداشت، آن را انکار نمود. و این است معنى فرموده آن جناب که: «و ما کانوا لیؤمنوا بما کذبوا من قبل» «2». (و در قرآن فما کانوا با فا است)، یعنى: پس نبودند که ایمان آورند به آن چیزى که تکذیب کرده بودند به آن، پیش از این» (یا به سبب تکذیب ایشان به آن، و این ظاهرتر است، به قرینه آیه سوره اعراف که لفظ به را ندارد).
بعد از آن، حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود که: «این تکذیب، در آنجا (یعنى: در عالم ذر) تحقق یافت».
(1). زخرف، 87.
(2). یونس، 74.
تحفه الأولیاء (ترجمه أصول کافى)، ج2، ص: 505