منظور از حروف ابجد ی که به یادگیری ان تاکید شده چیه لطفا توضیحاتی بفرمائید کامل در این زمینه ؟دو حدیث هم که اشاره شده در پایین گذاشتم.
] «عن أبی الحسن علی بن موسى الرضا (ع) قال: إن أول ما حلق الله عز وجل لیعرف به خلقه الکتابه حروف المعجم»، مجلسی، بحار الانوار، ج 2، ص 31، موسسه الوفاء، بیروت، 1404ق.
[4] «قال امیر المؤمنین (ع) سأل رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: ما تفسیر ابجد؟ فقال: تعلموا تفسیر أبجد فإن فیه الاعاجیب کلها، ویل لعالم جهل تفسیره»، همان، ج 2، ص 317.
کتابت اشاره شده است:
1. از امام رضا (ع) روایت شده است: اولین چیزی که خداوند خلق کرد تا نوشتن را برای مخلوق خود بیاموزد حروف معجم بود.[3]
2. از روسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد آن حضرت فرمودند: تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه شگفتی ها در آن است.[4]
حساب ابجد
لطفا کامل توضیح بفرمائید
ذکر خفی و ذکر فی نفسک چگونه است؟
عصاره و پاسخاول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمهای)
حروف ابجد دارای باطنی روحانی هستند و نسبت به اسماء حسنای الهی تناسب خاصی دارند. علم کامل آن نزد معصومین (ع) است. محاسبات عددی که برخی برای نسخهپیچی انجام میدهند، ارتباطی با اسرار این حروف ندارد. تفسیر کامل آن در حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) بیان شده است.
پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)
مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادانظاهر حروفات ابجد باطنی دارد، جسمانیت حروفات روحانیتی دارد، اگر به تاویل حروفات ابجد واقف شویم به ریشه ی صناعت خلقت دست مییابیم، حروفات ابجد نسبت و تناسب خاصی با اسماء حسنای الهی دارند، علم آن نزد حضرات معصومین علیهم السلام است، آنچه میان بعضی ها مرسوم است که با محاسبات اعداد این حروفات نسخه هایی می پیچند هیچ ربطی به اسرار و اعاجیب این حروفات مقدس ندارد، بیان کامل حدیث کاشف سؤال شماست!
قال أمیر المؤمنین ع سأل عثمان بن عفان رسول الله ص فقال یا رسول الله ما تفسیر أبجد فقال رسول الله ص تعلموا تفسیر أبجد فإن فیه الأعاجیب کلها ویل لعالم جهل تفسیره فقیل یا رسول الله ما تفسیر أبجد قال أما الألف فآلاء الله حرف من أسمائه و أما الباء فبهجه الله و أما الجیم فجنه الله و جلال الله و جماله و أما الدال فدین الله و أما هوز فالهاء هاء الهاویه فویل لمن هوى فی النار و أما الواو فویل لأهل النار و أما الزاء فزاویه فی النار فنعوذ بالله مما فی الزاویه یعنی زوایا جهنم و أما حطی فالحاء حطوط الخطایا عن المستغفرین فی لیله القدر و ما نزل به جبرئیل مع الملائکه إلى مطلع الفجر و أما الطاء ف طوبى لهم و حسن مآب و هی شجره غرسها الله عز و جل و نفخ فیها من روحه و إن أغصانها لترى من وراء سور الجنه تنبت بالحلی و الحلل متدلیه على أفواههم و أما الیاء فید الله فوق خلقه- سبحانه و تعالى عما یشرکون و أما کلمن فالکاف کلام الله لا تبدیل لکلمات الله- و لن تجد من دونه ملتحدا و أما اللام فإلمام أهل الجنه بینهم فی الزیاره و التحیه و السلام و تلاوم أهل النار فیما بینهم و أما المیم فملک الله الذی لا یزول و دوام الله الذی لا یفنى و أما النون ف ن و القلم و ما یسطرون فالقلم قلم من نور و کتاب من نور فی لوح محفوظ- یشهده المقربون و کفى بالله شهیدا و أما سعفص فالصاد صاع بصاع و فص بفص یعنی الجزاء بالجزاء و کما تدین تدان إن الله لا یرید ظلما للعباد و أما قرشت یعنی قرشهم فحشرهم و نشرهم إلى یوم القیامه ف قضی بینهم بالحق و هم لا یظلمون
عثمان بن عفان از رسول خدا (ص) پرسید تفسیر ابجد چیست؟ رسول خدا (ص) فرمود تفسیر ابجد را بیاموزید که همه عجائب در آنست واى بر عالمى که تفسیر ابجد را نداند عرض شد یا رسول الله تفسیر ابجد چیست؟ فرمود الف آلاء خداست و حرفى است از اسماء او باء بهجه خداست ج جنت و جلال و جمال خداست د دین خداست هوز ه هاویه است واى بر آنکه فرو شود در دوزخ و واى بر اهل دوزخ زاویه ایست در دوزخ و پناه بخدا از آنچه در زاویه است یعنى گوشههاى دوزخ حطى ح فرو ریختن گناه از آمرزشجویان در شب قدر و آنچه جبرئیل فرود آورد با فرشتگان تا سپیده دم ط طوبى بآنان و سرانجام خوش و آن درختى است که خدایش کاشته و در آن از روح خود دمیده و شاخههایش از پشت دیوار بهشت نمایانست زیور و جامه رویاند و بر دهان بهشتیان سرازیر است ى ید الله بالاى همه خلق او است سبحانه و تعالى عما یشرکون کلمن کاف کلام خداست که تبدیلى در کلمات خدا نیست و نیابى هرگز جز او پناهگاهى ل المام و ورود بهشتیانست بر پیغمبر خود در زیارت و تحیه و درود و ملامت دوزخیان نسبت بیکدیگر م ملک خداست که زوال ندارد دوام خدا که فنا ندارد ن نون و القلم و ما یسطرونست که قلم از نور است و کتاب از نور در لوح محفوظى که مقربان بر آن گواهند و بس است خدا را براى گواه سعفص (ص) پیمانه به پیمانه و کیفر بکیفر یعنى جزاء بجزاء و چنانچه جزاء دهى جزاء داده شوى براستى خدا ستم بر بنده را نخواهد قرشت یعنى آنها را دریابد و محشورشان و منتشرشان سازد بسوى روز قیامت و بحق میان آنها حکم کند و ستم نشوند.
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 317
عن أبی الحسن علی بن موسى الرضا ع قال: إن أول ما خلق الله عز و جل لیعرف به خلقه الکتابه حروف المعجم و إن الرجل إذا ضرب على رأسه بعصا فزعم أنه لا یفصح ببعض الکلام فالحکم فیه أن تعرض علیه حروف المعجم ثم یعطى الدیه بقدر ما لم یفصح منها و لقد حدثنی أبی عن أبیه عن جده عن أمیر المؤمنین ع فی ألف ب ت ث أنه قال الألف آلاء الله و الباء بهجه الله و التاء تمام الأمر بقائم آل محمد ص و الثاء ثواب المؤمنین على أعمالهم الصالحه ج ح خ فالجیم جمال الله و جلال الله و الحاء حلم الله عن المذنبین و الخاء خمول ذکر أهل المعاصی عند الله عز و جل د ذ فالدال دین الله و الذال من ذی الجلال ر ز فالراء من الرءوف الرحیم و الزاء زلازل القیامه س ش فالسین سناء الله و الشین شاء الله ما شاء و أراد ما أراد- و ما تشاؤن إلا أن یشاء الله ص ض فالصاد من صادق الوعد فی حمل الناس على الصراط و حبس الظالمین عند المرصاد و الضاد ضل من خالف محمدا و آل محمد ط ظ فالطاء طوبى للمؤمنین و حسن مآب و الظاء ظن المؤمنین بالله خیرا و ظن الکافرین بالله سوءا ع غ فالعین من العالم و الغین من الغنی ف ق فالفاء فوج من أفواج النار و القاف قرآن على الله جمعه و قرآنه ک ل فالکاف من الکافی و اللام [لغو] الکافرین فی افترائهم على الله الکذب م ن فالمیم ملک الله یوم لا مالک غیره و یقول الله عز و جل لمن الملک الیوم ثم ینطق أرواح أنبیائه و رسله و حججه فیقولون لله الواحد القهار فیقول الله جل جلاله الیوم تجزى کل نفس بما کسبت لا ظلم الیوم إن الله سریع الحساب و النون نوال الله للمؤمنین و نکاله بالکافرین و ه فالواو ویل لمن عصى الله و الهاء هان على الله من عصاه لا ی لام ألف لا إله إلا الله و هی کلمه الإخلاص ما من عبد قالها مخلصا إلا وجبت له الجنه ی ید الله فوق خلقه باسطه بالرزق- سبحانه و تعالى عما یشرکون ثم قال ع إن الله تبارک و تعالى أنزل هذا القرآن بهذه الحروف التی یتداولها جمیع العرب ثم قال قل لئن اجتمعت الإنس و الجن على أن یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمثله و
تو کان بعضهم لبعض ظهیرا
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 325
امام هشتم (ع) فرمود اول چیزى که خدا آفرید که بخلق خود بشناساند نوشتن حروف الف باء بود و چون با عصا ضربتى بر سر کسى زنند و گمان رود که توان سخن از او رفته حکمش اینست که حروف الف را باو عرضه کنند و بقدر آنچه نتواند ادا کند باو دیه دهند و پدرم از پدرش از جدش امیر المؤمنین برایم باز گفت که الف ب ت ث الف آلاء و نعمتهاى خداست ب بهجه خداست ت تمامیت کار بقائم آل محمد است ث ثواب مؤمنانست بر کارهاى خوب آنان ج ح خ جیم جلال و جمال خدا حاء حلم خدا بر گنهکاران خاء خمول ذکر گنهکاران نزد خدا د ذ، دال دین خدا ذال از ذى الجلال ر ز راء رؤف و رحیم زا زلازل قیامت س ش سین سناء و بلندى خدا شین خواهد خدا آنچه خواهد و اراده کند آنچه اراده کند و شما نتوانید خواست جز آنچه خدا خواهد (ص) ص ض صادر است گفتار در بردن مردم بر صراط و حبس ستمکاران در کمینگاه حساب ضاد یعنى گمراه است هر که مخالف آل محمد است (ص) ط ظ طوبى براى مؤمنانست و سرانجام خوش ظ مؤمنان بخدا خوشگمانند و کافران بدگمان ع غ عین از عالم است و غین از غنى ف ق فاء فوجى از افواج آتش و ق قرآن است و بر خداست جمع آن و قرائتش ک ل کاف از کافى و لام لغو کافران در افتراء دروغ بر خدا م ن میم ملک خداست در روزى که که جز ملک او ملکى نیست و خدا فرماید امروز ملک از کیست؟ و فرود آید و بزبان آرد ارواح پیغمبران و رسولان و حجج خود را و گویند ملک از آن خداى قهار است و خداى عز و جل گوید امروز هر کس جزاى کسب خود را دریابد امروز ستمى نباشد براستى خدا زود بحساب رسد نون نوال و بخشش خداست بمؤمنان و نکال و کیفر او بکافران و ه واو واى بر آنکه نافرمانى خدا کند هاء سهل است بر خدا آنکه عصیان کند لاى لام الف لا إله إلا الله است و آن کلمه اخلاص است هیچ بندهاى از روى اخلاص آن را نگوید جز اینکه بهشت بر او واجب شود ى دست خدا بالاى خلق است و روزى بخش است سبحانه و تعالى و عما یشرکون.
سپس فرمود خدا این قرآن را با این حروف نازل کرد که در همه عرب متداول بود و سپس فرمود بگو اى محمد اگر انس و جن جمع شوند که مانند این قرآن را بیاورند نتوانند آورند گرچه همه بهم کمک کنند.
الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمرهاى، متن، ص: 325