اضطرار زمان ظهور توحید یا شرک
🌻🔆 🔆🌻
🌼🔆🌼غلیظترین شرک🌼🔆🌼
🔹جلسات هفتگی شرح و تفسیر صحیفه سجادیه (دعای بیستم)
📅 تاریخ: 1404/08/29 – 29 جمادلی الاولی 1447
✨ جلسه: مشکات نور
🎤 سخنران: استاد علی ساعی
📝 برخی موارد مطرح شده در جلسه:
🕊 آغاز کلام با صلوات بر محمد و آلش
(۱۱) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ أَوْسَعَ رِزْقِكَ عَلَيَّ إِذَا كَبِرْتُ، وَ أَقْوَى قُوَّتِكَ فِيَّ إِذَا نَصِبْتُ، وَ لَا تَبْتَلِيَنِّي بِالْكَسَلِ عَنْ عِبَادَتِكَ، وَ لَا الْعَمَى عَنْ سَبِيلِكَ، وَ لَا بِالتَّعَرُّضِ لِخِلَافِ مَحَبَّتِكَ، وَ لَا مُجَامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْكَ، وَ لَا مُفَارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ إِلَيْكَ.
در محضر دعای مبارک بیستم صحیفه سجادیه، فراز یازدهم دعای بیستم. صحیفه، این دریای خروشان سجادیه است و ما غواصان این بحر عظیم، مرواریدها و جواهرات عظیم این دعای مبارکتر از مبارک را استخراج میکنیم. امام این فراز مبارک را با صلوات بر محمد و آلش آغاز میکند.
🎶 صلوات: خوشایندترین نوای جهان هستی
صلوات در صحیفه سجادیه از جمله رموزات امام سجاد (ع) است. صلوات یعنی خوشایندترین نوای جهان هستی، زیباترین ترانه در این جهان هستی، همین صلوات بر محمد و آل محمد است. صلوات، این ترانه عظیم کبریایی، این دعای همیشه به اجابت، ترانه مشترکی است میان انسانها و تمام کائنات؛ از زنبور عسل تا ملائک، از اسفل تا به اعلی، از فرش تا به عرش تا به سدرة المنتهی، این نوای مبارک صلوات گسترده است.
🔑 صلوات: کلید تمام مشکلات و رحمت ناشناخته خدا
امام ادامه دعای خود را با صلوات شروع میکند، چرا که صلوات دارو و درمان است، راز شیرینی در این جهان هستی است، کلید است، کلید تمام مشکلات، گشاینده تمام قفلها است، رافع نفاق است و به ثمر رساننده خلوص در تمام جانها است. صلوات یعنی ناشناختهترین رحمت خاصه خدا در این جهان هستی، ناشناختهترین و رمزآلودترین رحمت خدا، نه از جنس رحمت رحمانیت است نه رحیمیت؛ این صلوات، این رحمت، جنس خاصی دارد. صلوات یعنی توحیدیترین توسل به درگاه خدا. اگر میخواهم به زیباترین شکل به درگاه خدا متوسل شوم، پس باید که صلوات بفرستم به محمد و آل محمد. صلوات یعنی توسل، توسلی به عالیترین کیفیت ممکن. صلوات یعنی زیباترین و قویترین و مؤثرترین توسل. صلوات یعنی همان رمز ابتغای وسیله الی الله.
🙏 دعا در پناه دو صلوات
مؤثرترین و مجیبترین دعای همیشه به اجابت، صلوات است. پس ما تمام دعاهای خود را میان دو اجابت، میان دو دعای همیشه به اجابت، صلوات بر محمد و آلش قرار میدهیم. صلوات هم دعا است، هم توسل است، توسلی طلایی، هم نیایش با خداست و هم صحیحترین ساختار توسل الی الله. صلوات یعنی دعا به خودِ وسیله. ما با صلوات به دعا به وسیله دعا میکنیم، دعا به خودِ وسیله، به وسیلهای که خودش وسیله ما به سوی خداست برای اجابت دعاهای ما است. صلوات یعنی طلب بالندگی و تعالی وسیلهای متعالی که نفع ما از این صلوات بیشتر و بیشتر از آن چیزی است که به تصور ما درآید. پس این فراز مبارک را به این زیبایی شروع میکنیم: اللهم صل علی محمد و آله.
⏳ درخواست رزق وسیع در زمان پیری
امام سجاد (ع) چه راههای زیبایی را برای ما باز نموده است! چه رمزهایی را که به ما نشان میدهد! «خداوندا قرار ده برای من، گشادهترین و وسیعترین رزق خودت را بر من زمانی که پیر گشتم». «خداوندا عالیترین رزق خود را نسبت به من زمانی که پیر شدم قرار ده». این چه رمزی است که امام به ما یاد میدهد؟ آری، وقتی انسان پیر میشود، نیازهایش نیز بیشتر میگردد؛ نه نیازهای مادی، نیازهای معنوی انسان به زمان پیری بیشتر و بیشتر میگردد. زمان پیری یعنی زمان گشتن، آغاز گذر به جهان بسیار پهناور. پس باید که کار را تمام کنم، این جانم را، این جان به پیری رسیدهام را با تغذیه به کمالش برسانم. من در رحم عالم دنیا قرار دارم، باید که تمام روزی این جهان هستی را تغذیه کنم و وارد آن جهان والاتر گردم، یعنی من باید این جهان اکبر خودم را تغذیه کنم. از حالا، زمانی که طفلم، کودکم، باید که زمان پیری خود را یاد کنم. زمان پیری یعنی زمان رسیدهشدن، تمام میوه به تمام شیرینی خودش رسیده است و زمان چیدهشدن است. پس باید تمام غنیمت خود را از این دنیا…
💪 تغذیه ارواح و اوجگیری در ناتوانی
…بگیریم، تمام غنایم، نه مادی، مادی و معنوی. من باید این جسمم را به شکوفایی برسانم و تمام ارواح جانم؛ از روح ایمان تا روح بدن و شهوت که تحت امارت عقل است و اگر بتوانم راهی به سوی روح القدس باز کنم آن را نیز تغذیه کنم و روح الامر را و عقلم را، جنود عقل را، آن هفتاد و پنج سرباز را در جانم تغذیه کنم، به کمالشان برسانم و با جهانی اعظم وارد آن جهان والا گردم. عجب دعایی است این دعای امام سجاد (ع)! چه رمزهایی دارد! من نمیبینم، من تنها یکی از رموزاتش را یافتم و به عرضتان رساندم: «خداوندا گشادهترین روزیات را بر من زمانی که پیر شدم برایم قرار ده». عجب رموزی است! و «قویترین قوتت را نسبت به من زمانی که به ناتوانی رسیدم». انسان وقتی ناتوان میشود نباید بخوابد، بلکه اوج ناتوانی زمان جهیدن است. این رمزی است که امام سجاد به ما یاد میدهد. به خدا این رموزات را در جای دیگری نتوان یافت. این دیوان سجادیه، این رموز سجادیه کجا یافت میشود؟ در سدرة المنتهی؟ نه، تنها در دل امام سجاد یافت میشود. این رمز بسیار بسیار اخفایی است. امام یادمان میدهد روزی خواهد رسید که از این رموز به نحو اعلی بهره خواهیم جست، اگر این دعا به جانمان بنشیند روزی کار خواهد کرد. باید تمام این دعاها را عملیاتی کنیم. وقتی که ناتوان شدم، باید که در اوج ناتوانی به عالیترین تواناییهای خودم برسم. کی؟ چگونه؟ تنها دست به قوت حقیقی، آن وجودی که هیچ حول و قوتی نیست مگر او. پس ناتوانی، اوج خستگی، هنگامه خوابیدن نیست، زمانی تسلیم شدن نیست، بلکه آغاز جهیدن است، هنگام پریدن است، به اوج رسیدن است. همان زمانی که ناتوان شدیم باید که آن نیروی هستهای جانمان به انفجار درآید. آری، ما حامل نیروی عظیم هستیم، ما نیروی عظیم فوق عظیمی فراتر از عظمت مثل خدا داریم. وقتی من به ناتوانی رسیدم، وقتی به آن درک رسیدم که ناتوانم، آن وقت است که آن توانای حقیقی را میتوانم صدا بزنم تا به آن انفجار عظیم نیرو دست یابم. آری، این مزد کوچکی است از شاگردی امام سجاد. امتیاز والایی است. به کجا خواهیم رسید اگر با امام سجاد ما قله سدرة المنتهی، قاب قوسین او ادنی را فتح نکنیم، در حق امام سجاد ظلم کردهایم.
🏃 فرار از آزمون تنبلی در عبادت
سری عظیم بعد از سری دیگری، هر چه جلو میرویم جواهراتش درخشانتر و زیباتر میگردند: «خداوندا مرا میازما به تنبلی از عبادتت». خداوندا مرا مبادا به تنبلی در عبادتت امتحانم نمایی. خداوندا من از این امتحان فرار خواهم نمود. خداوندا مرا با تنبلی در عبادتت آزمایشم مکن. خدا، من از این آزمون انصراف میدهم. من این آزمون را نمیپذیرم. این بی ادبی نیست، این کمال ادب است. این فرار نمودن حُسن بندگی خداست. بردن است، باختن نیست. ما باید از این چنین آزمونها بگریزیم و غایب گردیم. قبولی در امتحان کسالت در بندگی خدا این است که از این امتحان بگریزیم و فرار کنیم. آزمون تنبلی در عشق و محبت خدا… نه خدا، من نمیخواهم در عشق و محبت تو تنبلی کنم.
👁🗨 دوری از کوری در راه؛ راه قرآن و عترت
و «خداوندا نمیخواهم کوری در راهت را». نمیخواهم امتحان شوم به کور شدن در راهت. اگر کورِ راه شدم، کورِ دل خواهم شد. آیا کسانی هستند که این نوع آزمونها را پذیرفتهاند؟ کسالت و کوری در راه خدا؟ چه بسا این همه کوران که این آزمون را پذیرفتهاند و در راه ضلالتاند. پذیرفتن این آزمون اوج نادانی است. چه بسا افتادگان و ظالمان دنیا همینها هستند که این نوع آزمون را به جان خریدند. نفهمیدند که این آزمون، همانی است که باید از آن میگریختی. نبایستی لحظهای دیده از راه قرآن ببندیم. من نمیخواهم دیده به قرآن و محمد و آلش ببندم.
💡 بینایی راه؛ محبت با معرفت و تبعیت
راه خدا همان قرآن و عترت است. چه کورانی که قرآن میخوانند! چه کورانی که عترتخوانی میکنند! مدعی محبت اهل بیت هستند، اما غیر قرآن و عترت را قرائت میکنند و نمیفهمند. خداوندا من میخواهم بینای راهت باشم، همیشه دیدهام گشوده، باز و درخشان به ثقلین تو باشد. کوری در راه یعنی محبت بدون معرفت. کوری در راه یعنی محبت بدون تبعیت. از این کورتر من نمیشناسم؛ مدعی محبت قرآن و عترت داشته باشم، اما در مسیرشان نباشم، مطیعشان نگردم. آری، باید که بسیاری از اختیارات خود را وا بگذاریم. به جرئت، تمام مفاسد عالم از این دریچه کوری در راه خداست.
💔 فرار از مخالفت با محبت خدا
«خداوندا نمیخواهم روی بگردانم به مخالفت در محبتت». خداوندا نمیخواهم خلاف مسیر محبت تو را طی کنم. نمیخواهم پشت به کوی محبت تو بگردانم. خداوندا نفهمیدم لحظهای به غیر تو رو نمودم که به غیر محبت تو بود. از تمام محبت بریدم. خداوندا پناه میبرم به تو از تعرض به خلاف محبتت. محبت خود راه است، مقصدی دارد، بالی است برای پریدن. باید بپرم و به مقصد اعلی برسم.
🤝 دوری از ساقطان و همنشینی با آنان که از خدا جدایند
«خداوندا نمیخواهم کسانی را که از تو جدا شدهاند با آنها همنشین گردم». خداوندا پناه میبرم به تو از همنشینی با کسانی که از تو دور شدهاند. خداوندا چگونه با کسانی من همنشینی گردم در حالی که به اسفل سقوط کردهاند، آنهایی که افتادهاند در قعر نجاسات افتادهاند؟ پناه میبرم از مصاحبت با آنهایی که از تو بریدهاند، قرین اسفل و سافلین گشتهاند. نمیخواهم کسانی که از احسن نظام تو بریدهاند با آنها رفاقت کنم، آنهایی که مسخ شدهاند. اگر لذت مناجات با خدا و آیات خدا و سخن اولیای خدا را حس میکردیم، ما نمیگریختیم. شیرینی محافل انس با قرآن و عترت، دوری از این چنین محافل، دوری از صحیفه سجادیه، نشان این است: ما رفیق ساقطان گشتهایم، ما همراه گمراهان گشتهایم.
🫂 حفظ ارتباط با مجتمعین به سوی خدا
و «نه به جدایی کسی که گرد آمده به سوی تو است». خدایا چگونه من کسی را که فقط تو را میخواهد از او جدا شوم؟ از تو میخواهم تا مرا نگذاری که از کسانی که عشق تو در قلب آنها میجوشد، از آنها جدا شوم. اگر از رفیقان تو جدا گردم، به غضب تو گرفتار خواهم شد. اگر از نور بگریزم، کور خواهم شد، در ظلمت فرو خواهم رفت. کیست که از خورشید بگریزد و به ظلمت فرو نرود؟ کسی که از گلستان میگریزد، مثل مگسان میگردد. مگس چرا مگس شد؟ سوسک و موش چرا به آن ذلت افتادند؟ علت آن است که آنها از رفیقان تو گریختند، از گلها فرار کردند و رفیق فضولات شدند.
🚀 هجوم بردن با خدا به هنگام ضرورتها
عجب رموزاتی است، رموزات سجادیه! «خداوندا مرا قرار ده تا هجوم بَرم با تو به هنگام ضرورت، به هنگام نیاز». خداوندا مرا چنان گردان که به هنگامه ضرورتها هجوم بَرم با تو. خداوندا زمانی که حاجات و نیاز و ضرورت به من هجوم آوردند، مرا چنان گردان که با تو به عمق مصائب و مشکلات هجوم بَرم. چه میشود انسان با خدا هجوم بَرد؟ هیچ مقاومتی در برابر این هجوم نیست. چگونه من به قدرت لایزالی برسم؟ رمز است. این همان رمزی است که امام سجاد به ما یاد میدهد.
اگر چنین روحیهای بیابم چه میشود؟ در عرصه انفرادی، سیاسی، اجتماعی، مدیریتی، چه ها که نمیتوانم بکنم. کسی که با این روحیه به مشکلات سیاسی و اخلاقی و مدیریتی و جهانی بپردازد، در برابرش مشکلی نخواهد بود. ما به چنین انسانهایی نیاز داریم که با خدا هجوم بَرند به عمق مشکلات تا راه حل خدا را به عین الشهود دریابند. و «از تو مسئلت میجویم تا به وقت حاجت و نیاز، تنها تو را بخوانم». مگر میشود کسی به وقت حاجت دیگری را بخواهد؟ چه بسیارند که به وقت غیر حاجت، غیر خدا را میخوانند. چه بسا زمانهایی که حاجت به ما روی آورد و ما قاضی الحاجات را فراموش کردیم. ما کی فقط به زمان اضطرار است که «أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ» سر دهیم؟ چگونه میشود به وقت حاجت، انسان به غیر خدا روی کند؟ حاجت همان صدای خداست که مرا به سوی خدا میخواند. خدا ما را میخواند. خدا اشتهای مرا برانگیخته است تا او را بخوانم. فراموش نکن خواندن خدا را عند الحاجة.
😭 تضرع خالصانه به سوی خدا
«از تو میخواهم زاری کنم تنها و تنها به سوی تو به هنگام مَسکَنَت، درماندگی و بیچارهگی». خداوندا میخواهم تنها به تو تضرع کنم. خودم را در برابر تو به خاک بمالم. خداوندا چنانم گردان که تنها خودم را به تو بشکنم، تنها خودم را برای تو بپاشانم، بریزانم. «خداوندا مرا به فتنه میفکن». خداوندا مرا به آن امتحان خاص خودت امتحان مفرما. اینکه به غیر تو دست گدایی بلند کنم، از غیر تو یاری بجویم زمانی که مضطر شدم. عجب کلامی است! عجب رازهای پنهانی دارد! این دعای خاصان است. باید با گوش دل شنود کنیم. پیامبران باید این دعا را بخوانند و اجابتش را از درگاه خدا بخواهند. عجب سِرّی است! مگر کسی میتواند مضطر شود غیر خدا را بخواند؟ من شنیدهام که میشود و شده است! انسان زمانی که به اضطرار رسید، فقط خدا را میخواند و السلام. فقط خدا در دلش حضور دارد و السلام. کسی که به حال اضطرار هم خدا را فراموش کند، میخواهد به یکباره قید ارتباط با خدا را ببرد. ما مضطر میشویم، فطرتمان بیدار میشود. زمانی که سوار کشتی شدند، در میان امواج آب قرار گرفتند، خطر غرق شدن در طوفان است، خدا را به خلوص میخوانند، اما زمانی که به خشکی رسیدند مشرک میشوند. اضطرار، فطرت انسان را بیدار میکند، متوجه درگاه خدا میکند. کسی که به اضطرار خدا را نمیخواند، یعنی شرک چنان بر جان او غلبه کرده است که نمیداند غیر خدا را میخواند به نیت این که خدا را میخواند، در حالی که غیر خدا را میخواند. همه مبتلاییم در این عصر. این حقیقت خود را نشان میدهد. چرا و چگونه؟ همه به اضطرار فقط خدا را میخوانند. چرا امام سجاد فرار میکند؟ این چنین دعا میکند تا به این فتنه درنیفتد. چرا این دعا را این چنین به ما یاد میدهد؟ کسی که در حال اضطرار خدا را یاد نکند، یعنی رگ فطرت توحیدیاش بریده است. پس همین حالا به وقت اضطرارات خودمان را محاسبه کنیم. در آن حال و هواها ما چه کسی را یاد میکنیم؟ هرکسی را به اضطرار یاد میکنیم، آن همان معبودی بود که یک عمر آن را میپرستیدیم. نیایش غریقانه مخصوص خداست، هیچ کس در آن سهمی ندارد. این همان رمزی است که محمد و آل محمد به ما تأکید مؤکد نمودهاند و امام سجاد (ع) با این فرازش این مصیبت بسیار بسیار بزرگ را برای ما یادآوری میکنند تا از آن بگریزیم. خواندن غیر خدا به گاه اضطرار، عبادت محض و خالصانه همانی است که او را میخوانیم.
🚫 پرهیز از خضوع و تضرع برای غیر خدا
دیگر این شرک خفی نیست، چرا که خالصانهترین حال عبادت و تنها به حال اضطرار رخ میدهد. «خداوندا چنانم نگردان تا خضوع کنم در سؤال کردن، در گدایی نمودن به غیر تو زمانی که فقیر گشتم». «خداوندا و نه خضوع کردن برای درخواست کردن زمانی که تنگدست گشتم». خضوع همان تشریفات عبادت است. ما میخواهیم به زیباترین وجه حال و هوای خود را به نمایش بگذاریم. آن زیبا حالت نمایش، همان خضوعی است که ما از خود نشان میدهیم. میزان نمودن حرکات است. خضوع همان است، یعنی من تمام ریخت و قیافه و حالت خودم را برای او نمایش میدهم. میخواهم به زیباترین فروتنی ممکن خودم را به او عرضه کنم، میشود خضوع. این خضوع از آن خداست. مبادا به وقت فقر و بیچارهگی به غیر خدا خودمان را این چنین خاضع کنیم. خضوع یعنی زیباترین حالت اظهار بندگی خدا. زمان فقر، همان زمان امتحانی است که انسان متوجه میشود که آیا خدا را میپرستیده است یا غیر خدا را. آزمون فقر؛ فقر به انسان هجوم میبَرَد. اگر رُخ از خدا برکشید، یقیناً باخته است. به غیر خدا رو نمود، غیر او را برای عبادت انتخاب کرده است.
🛑 استحقاق رهانیدن به خاطر گریز از بدیها
و «نه به تضرع و زاری نمودن به سوی کسی به جز تو هنگامی که ترس بر من غالب شد». زمان فقر و ترس، زمان اثبات خلوص بندگی خداست. تضرع یعنی انسان در اوج درماندگی زاری کند، مثل کودک بگرید، بیقراری کند، آغوشی بجوید. این میشود تضرع، طلب کردن با نهایت وجود. تضرع یعنی جستجوی امنیت و آرامش، همان امنیت و آرامشی که تنها در آستان خداست. کودکی که میگرید و بیقراری میکند، به خدا، خدایش را جستجو میکند و خدا مادر را به سوی همان شخصی که او را جستجو کرده میفرستد. محبتش را به دل مادر میاندازد. این نشانههای توجه خداست. آن آغوش مادر، آغوش رحمت خداست. برای همه این چنین است. همه باید این چنین حالی نسبت به پروردگار خویش داشته باشند.
تا «خداوندا سزاوار آن شوم که به خاطر تمام این بدیهایم، مستحق رهانیدن و منع تو گردم، مستحق اعراض و روی گرداندن تو نگردم ای مهربانترین مهربانان».
نظرتون در مورد این پست چیه؟