پرش به محتوا

notifications_active جلسه هفتگی مشکات نور: پنج‌شنبه‌ها ساعت 20:۳۰ در مسجد حاج رضا

نسخه رایگان کانون مشکات نور
کمال الانقطاع (اوج گسستگی)
verified نسخهٔ رسمی نشر کانون چاپ معتبر
کتب و تقریرات

کمال الانقطاع (اوج گسستگی)

عرضه مستقیم اثر با نظارت هیئت امنای کانون فرهنگی

person_book
پدیدآورنده / مؤلف:
استاد علی ساعی (عبدالله مشکات) محقق و پژوهشگر
پژوهشگر و مؤلف اثر

cover_type سلفون مات حرارتی با طلاکوب برجسته کتیبه‌ای و یووی موضعی
paper_type کاغذ تحریر ۷۰ گرم اندونزی کرم‌رنگ (مخصوص مطالعه بدون خستگی چشم)
page_count ۲۱۶
size وزیری (۱۷ × ۲۴ سانتی‌متر)
binding ته‌دوزی با چسب گرم و شیرازه ابریشمی زرین
print_edition چاپ اول
publication_year ۱۴۰۳
language فارسی با اعراب‌گذاری کامل متون عربی و آیات
مؤلف استاد علی ساعی (عبدالله مشکات) محقق و پژوهشگر
ناشر کانون فرهنگی سروش بامدادان (مشکات نور)
هزینه دریافت:
رایگان (اهدایی کانون)
اثر معارفی آزاد و عمومی

این کتاب به صورت اهدایی از سوی کانون جهت مطالعه عموم پژوهشگران قرار داده شده است.

شرح و تحلیل توحیدی فراز اوج مناجات شعبانیه، مراتب پانزده‌گانه انقطاع و خرق حجب نور

«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ…»؛ کندوکاوی ژرف و شهودی در والاترین تمنای سالک الی‌الله، از گسستن زنجیرهای نفسانی و دنیوی تا گذر از هفتاد هزار حجاب نور و اتصال به معدن عظمت سرمدی.

مناجات شعبانیه یکی از ناب‌ترین و مرتفع‌ترین قله‌های معرفت توحیدی در میان ادعیه مأثوره از اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) است؛ متنی قدسی که تمامی امامان معصوم بر مداومت و زمزمه آن مواظبت داشته‌اند. اوج این مناجات در فراز «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ…» تجلی یافته است.

استاد سید رضا موسوی در این اثر ارزشمند، با موشکافی متن حدیثی و قرآنی و بهره‌گیری از روایات ژرف کافی، توحید صدوق، بحارالانوار و نهج‌البلاغه، نقشه‌ای بی‌نظیر از عروج باطنی انسان ترسیم می‌کند. کتاب با تبیین مراتب انقطاع آغاز می‌شود: انقطاع از گناهان، مباحات، نفسانیات، زمان و مکان، مرزهای هویت خلقی، تا انقطاع از اسما و صفات و فنای خودِ خود در مبدأ فیاض. سپس به بررسی تفاوت بنیادین «ضیاء» و «نور» پرداخته و نشان می‌دهد چگونه ضیاء باطن به ابصار قلوب قدرت نفوذ می‌بخشد تا هفتاد هزار حجاب نوری را دریده و به حریم قدس و معدن عظمت ربوبی متصل گردند.

فهرست و سرفصل‌های کتاب

فصل اول

  • معناشناسی انقطاع و تفاوت بریدن با انزوا
  • مراتب سلوکی انقطاع از گناه تا انقطاع از خودیت
  • تحلیل دعای ۲۸ صحیفه سجادیه و اخلاص در انقطاع
  • انقطاع تقدیری، ارادی، مشیتی، علمی و فراعلمی

فصل دوم

  • فرق فلسفی و قرآنی میان ضیاء و نور
  • مادة‌المواد روشنایی و حرارت باطنی قلب
  • پاسخ به شبهات تشبیه و تعطیل در باب نور پروردگار
  • تأثیر معرفت شهودی بر گسترش ظرفیت دل

فصل سوم

  • شرح روایت توحیدی زینب عطاره درباره عظمت عوالم
  • خطبه امیرالمؤمنین (ع) در خصال و اوصاف هفتاد هزار حجاب نور
  • نقشه حدسی جهان هستی: از ارضین سبع تا عرش و کرسی
  • مفهوم خرق حجاب: گذر از موانع نوری به سوی حق

فصل چهارم

  • حقیقت «معدن العظمة» در بیانات ائمه معصومین (ع)
  • تعلق روح سالک به محل اعلی و حظائر قدس
  • شرح عبارت «وَ أَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ»
  • مناجات سرّی و فنای جلوات در مقام صعق جلال

فصل پنجم

  • تحلیل جامع حدیث شگفت‌انگیز دُرّة العظیمة
  • آفرینش بحار بیست‌گانه و صدگانه از انوار مقدسه
  • قصیده عینیه ابن سینا و اسرار هبوط و عروج روح
  • راز سرمدی «هو فوق الفوق و علمه تحت التحت»

فرازهایی زرین از متن کتاب

کمال الانقطاع؛ فنای از خود و بازگشت به نقطه صفر اراده الهی
«مقام از خود بریده شدن و از خود به فنا رسیدن، یعنی خودیِ خود آدمی هم بریده شود تا انسان به همان ابتدا و نقطه صفر و آغاز خود برسد؛ ورود به منطقه اراده الهی در ایجاد خودش با اراده غیر قابل وصفش! انسان نبود و پروردگار اراده فرمود تا او را بیافریند… کمال الانقطاع در نهایت، بریده شدن از هستی خود است که تنها علمیِ آدمی باقی می‌ماند، و آنچه از ماست اما از جنس هستی و هیچ‌چیز نیست، تنها نزد اوست پیش‌تر از اسما و صفاتش.»

مراتب پانزده‌گانه بریدن از ماسوی؛ سلوک تا خلع جمیع قیود
«انقطاع از چه؟! معرفت صرف و اکمل، انقطاع از معاصی و مکاره، انقطاع از مباحات، انقطاع از نفسانیات، انقطاع از تعلقات، انقطاع از زمان و مکان، انقطاع از حد و حدود و قیود، انقطاع از جسم و جان و تمام لایه‌های وجود، انقطاع از نشانه‌ها و واسطه‌ها، انقطاع از اسما و صفات، و سرانجام انقطاع از خودیِ خودم… چه بسا انسان موانع نامحسوس را فراموش کند، ذکر مراتب موجب تنبیه و طلب عارفانه می‌گردد.»

تفاوت جوهری ضیاء و نور؛ مادة‌المواد بینایی باطن
«رتبه «ضیاء» برتر از «نور» است و نور از فرزندان ضیاء محسوب می‌شود! جایگاه ضیاء در برابر نور، مثل جایگاه شمس در برابر قمر است. اگر ضیاء را تشعشعات بدانیم، نور روشنیِ حاصل از آن تشعشعات است. ضیاء مادة‌المواد روشنایی و فروغ و حرارت دل است که لازمه بینایی دل برای نظر به منظرگاه اعلاست. تا دیده دل روشن نشود توانایی رؤیت نخواهد داشت؛ دل ظلمانی در تاریکی محبوس است، اما با ضیاءالله، لقاءالله طلب می‌شود.»

جغرافیای عظیم علم الهی و نقشه‌راه عروج روح
«در جغرافیای عظیم علم الهی، امضاء و قضا و تقدیر و اراده و مشیت، جاده‌های به‌سوی علم الهی‌اند. ظهور موجودات در عالم دنیا به‌خاطر طی مسیر علم تا امضای الهی است. هستی تا منطقه مشیت هویت داشته و قبل از آن هستی معدوم، اما علمیِ آن باقی می‌ماند و ذات کبریا فراتر از هستی و علمی است… سالک الی‌الله با قطع تعلق از هر منطقه، به مرکزالمراکز هویت خود نزدیک می‌شود تا سرآخر آن هم از هم بگسلد.»

خرق حُجب نور؛ گذر از هفتاد هزار حجاب جلال
«رویت و خرق حجاب‌های نور با روشنی دیدگان دل به ضیاء الهی، نشان از آن دارد که دیده‌ای که مضیء به ضیاء الهی است، نافذ و دارای فوق‌بینایی است. چنین دیدگانی جان حجاب‌های نور را می‌گسلاند؛ حجاب‌هایی که همچون جاده‌ای به‌سوی معدن عظمت بودند. حجاب‌های نور برای نظاره کردن نبوده بلکه برای گذر کردن است! دلی که به ضیاء الهی منور نشود در میان این حجاب‌ها سرگردان خواهد ماند.»

معدن العظمة؛ پیوند جان با کانون جوشش جلال
«عظمت الهی معدنی دارد و قدس الهی دارای عزّت است. هر چیزی در جهان هستی دارای معدن و پایگاهی است، و معدن هر چیز جانِ جان و مرکز جوشش آن است. معدن عظمت یعنی دل عظمت و محل تپش و انتشار جلال الهی. دیده‌ای که به معدن عظمت متصل شود، افق بصیرتش تا ازلیت امتداد می‌یابد و جان آدمی به معدن کشف و شهود ربانی مبدل می‌گردد.»

آویختگی ارواح به عزّ قدس و حقیقت اَبهج
«وَ أَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفاً وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفاً… مرا به فرح‌بخش‌ترین و خوش‌ترین روشنایی عزتت ملحق فرما تا تنها به تو عارف و از ماسوای تو منصرف و گریزان گردم. نور فرح‌آفرین عزت پروردگار یگانه، جان‌ها را سرمست خوشی جاودانه می‌کند و تمام موانع تقرب را برمی‌دارد و تعلق باطن را منحصراً به ذات اقدسش گره می‌زند.»

حقیقت ازلی نور نبوی و ولوی در حدیث دُرّة العظیمة
«پیش از آفرینش آسمان و زمین، خداوند دُرّه‌ای عظیم آفرید و نور پیامبر و علی (ع) در آن مستقر شد؛ آنگاه از آن دُرّه صد بحر از علم و جود و کرم و عظمت پدید آورد. هنگامی که از رسول خدا پرسیدند: فما فوق العرش؟ فرمود: «الله تعالی و هو فوق الفوق و علمه تحت التحت». معرفت این عوالم نورانی، پرده‌های پندار مادی را می‌درد و سالک را به سرچشمه فیض ازلی پیوند می‌دهد.»