آیا “لاهو الا هو” ب معنی اینه ک ،خدا عین ماست و ما هیچ از خود نداریم؟

1

سوال2784:
آیا “لاهو الا هو” ب معنی اینه ک ،خدا عین ماست و ما هیچ از خود نداریم؟

🌷🌸بسم الله الرحمن الرحیم🌸🌷
#پاسخ2784
🌹علیکم السلام
🌼🌿«هو» نیز اسمی از اسماء حسنای الهی است؛ همانطوریکه ذات الهی بی شبه و نظیر است اسماء حسنای او نیز بی بدیل است، هر چند که غیر خدا با لفظ و ضمیر «هو» خطاب میشود بی شک از باب اشتراک لفظی است.
شرح «هو» سوره توحید است: قل هو الله احد الله الصمد …
🌼🌿در «هو» داعی قصد دارد خدا را با تمام اوصاف وحدانیتش بستاید و اقرار میکند که او در عین معروفیت پیش خلایق ناشناخته ترین ناشناخته هاست و «هو» از جمله عجیب ترین لفظی است که او با آن معبود یگانه خطاب میشود.
🌼🌿هر چند که «هو» در اشاره به غیب است اما تنها الله است که که به او هیچ اشاره ای نتوان نمود، غیب او سمت و سوئی ندارد تا اشارت شود.
غیر او اگر به «هو» اشارت شود، سمت و سویش مشخص و معین است، هر چند که غیر او غایب از مخاطب خویش باشد اما نسبت به دیگران حاضر است. هر غیری برای خالقش حاضر است. معنای «هو» برای غیر او چیز دیگر است. تنها او اوست. برای او شبیهی نیست.
🌼🌿 «یا من لا هو الا هو» تنها اوست غایب از نظر و حواس و فهم و عقل و درک؛ تنها اوست که کاشف کشفش نیست، هر چیز غیر او عیان است و به فهم و عقل و درک درآید و محسوس حواس گردد، به غیر او اگر «هو» خطاب کنیم آن غیر «هو» نیست» مثل و شبه و نظیر دارد، تنها اوست که احد و صمد و لم یلد و «لم یولد» است.
🌸🌿 عنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ: رَأَيْتُ الْخَضِرَ ع فِي الْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَيْلَةٍ فَقُلْتُ لَهُ عَلِّمْنِي شَيْئاً أُنْصَرْ بِهِ عَلَى الْأَعْدَاءِ فَقَالَ قُلْ يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إِلَّا هُوَ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ لِي يَا عَلِيُّ عُلِّمْتَ الِاسْمَ الْأَعْظَمَ فَكَانَ عَلَى لِسَانِي يَوْمَ بَدْرٍ وَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إِلَّا هُوَ اغْفِرْ لِي وَ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ ذَلِكَ يَوْمَ صِفِّينَ وَ هُوَ يُطَارِدُ فَقَالَ لَهُ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا هَذِهِ الْكِنَايَاتُ قَالَ اسْمُ اللَّهِ الْأَعْظَمُ وَ عِمَادُ التَّوْحِيدِ لِلَّهِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ «2» ثُمَّ قَرَأَ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ «3» وَ آخِرَ الْحَشْرِ ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ قَبْلَ الزَّوَالِ قَالَ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع اللَّهُ مَعْنَاهُ الْمَعْبُودُ الَّذِي يَأْلَهُ فِيهِ الْخَلْقُ وَ يُؤْلَهُ إِلَيْهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْمَسْتُورُ عَنْ دَرْكِ الْأَبْصَارِ الْمَحْجُوبُ عَنِ الْأَوْهَامِ وَ الْخَطَرَاتِ.
– قَالَ الْبَاقِرُ ع اللَّهُ مَعْنَاهُ الْمَعْبُودُ الَّذِي أَلِهَ الْخَلْقُ عَنْ دَرْكِ مَاهِيَّتِهِ وَ الْإِحَاطَةِ بِكَيْفِيَّتِه‏
🌹🌿حديث كرد مرا پدرم از پدرش از امير المؤمنين (ع) كه فرمود يك شب پيش از جنگ بدر خضر (ع) را در خواب ديدم و باو گفتم كه مرا چيزى تعليم كن كه بآن بر دشمنان نصرت يابم گفت كه بگو
يا هو يا من لا هو الا هو
يعنى اى او اى كسى كه اوئى نيست مگر او و چون صبح كردم اين خواب را بر رسول خدا (ص) قصه كردم بمن فرمود كه يا على اسم اعظم بتو تعليم شده و در روز بدر اين بر زبانم جارى بود و بدرستى كه امير المؤمنين (ع) سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را خواند و چون فارغ شد فرمود كه:
يا هو يا من لا هو الا هو اغفر لى و انصرنى على القوم الكافرين‏
و ترجمه تتمه كلام بيامرز مرا و يارى كن مرا بر گروه كافران و على (ع) در روز جنگ صفين اين را ميفرمود و حمله ميبرد عمار بن ياسر بآن حضرت (ع) عرض‏ كرد كه يا امير المؤمنين اين كتابها چيست و كنايه پوشيده و ناصريح سخن گفتن است حضرت فرمود كه اسم اعظم خدا و عماد توحيد از براى خدا است كه خدائى نيست مگر از بعد از آن شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ و آخر سوره حشر را كه از لو أنزلنا باشد تا آخر سوره خواند پس فرمود آمد و پيش از زوال چهار ركعت نماز بجا آورده و فرمود كه امير المؤمنين (ع) فرمود كه اللَّه كه بمعنى خدا است معنيش معبود و پرستيده ايست كه خلق در او متحيرند و باو پناه ميبرند يا بسوى او باز ميگردند و خدا همانست كه از دريافتن ديدها مستور و از خيالها و انديشها محجوب است‏
اسرار توحيد / ترجمه التوحيد للصدوق، ص: 79

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.