خدایا یاریم بفرمائید تا بتوانم این سوال را طرح کنم بعضا در طرح سوال در چینش کلمات دچار مشکل می شویم تا بتوانیم آن منظور اصلی خودمان را بیان کنیم .
جناب استاد در مورد عشق و علاقه به خداوند حال در نظر خودمان فکر می کنیم نهایت عشق و علاقه به خداوند را داریم ولی وقتی در فضای معنوی آن عشق و علاقه خداوند به بندگانشان را درک می کنیم انگاری یک تیکه نان که مال آدم فقیر باشد و تمام دارائیش همان یک تیکه نان است و حیاتش به آن بستگی دارد و برایش ارزشمند است بعد این یک تیکه نان را نزد سلطانی مثل حضرت سلیمان ببریم و به او تقدیم کنیم که در برابر دارائی ایشان هیچ به حساب می آید وباز ما در درگاه الهی طور دیگری شرمگین و شرمسار می شویم با این مقایسه ای که کردم منظورم به این است که انسان هر چقدر تلاش برای افزودن به این علاقه کند باز در برابر علاقه خداوند به بندگانشان هیچ است حال بر میگردیم به محبتی که ابا عبدالله الحسین به خداوند داشتند که استاد انصاریان
می فرمودند:امام جمادات را نمی دیدند غرق و محو در خداوند بودند نوع ابراز علاقه ما به خداوند مسلما خیلی کمتر از احساس امام است دنبال راهی هستم که بتوانیم تحفه های ارزشمندی به محضر خداوند ببریم تا کمی به حساب بیاید حالا باید چیکار کنیم ما هم ظرفیتهایمان محدود ؟
چگونه تحفههای ارزشمندی به درگاه خداوند ببریم؟
عصاره و پاسخاول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمهای)
برای بردن تحفههای ارزشمند به درگاه خداوند، باید در مسیر ثقلین استقامت ورزید و با خلوص نیت به بندگی پرداخت. محبت واقعی به خدا، انسان را از هر مشغولیت غیر او تهی کرده و او را به خالصترین بندگان بدل میسازد، چنانکه ملائکه به او افتخار میکنند.
پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)
مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادانبا عنایت به رونمایی ورای پرده عشق الهی مسیر ما به سوی حب الهی بازتر میگردد. استواری در مسیر ثقلین آب جام عشق الهی نوشانده خواهد شد. کافیست به خلوص بر استقامت خود در مسیر حق اصرار ورزیم.
الجن : 16 و أن لو استقاموا على الطریقه لأسقیناهم ماء غدقا
قال الصادق ع حب الله إذا أضاع على سر عبده أخلاه عن کل شاغل و کل ذکر سوى الله ظلمه و المحب أخلص الناس سرا لله و أصدقهم قولا و أوفاهم عهدا و أذکاهم عملا و أصفاهم ذکرا و أعبدهم نفسا تتباهى به الملائکه عند مناجاته و تفتخر برؤیته و به یعمر الله تعالى بلاده و بکرامته یکرم الله عباده یعطیهم إذا سألوه بحقه و یدفع عنهم البلایا برحمته و لو علم الخلق ما محله عند الله و منزلته لدیه ما تقربوا إلى الله إلا بتراب قدمیه و قال أمیر المؤمنین ع حب الله نار لا تمر على شیء إلا احترق و نور الله لا یطلع على شیء إلا أضاء و سماء الله ما ظهر من سحاب تحته من [زائد] شیء إلا غطاه و ریح الله ما تهب فی شیء إلا حرکته و ماء الله یحیا به کل شیء و أرض الله ینبت منها کل شیء فمن أحب الله أعطاه کل شیء من الملک و الملک قال النبی ص إذا أحب الله عبدا من أمتی قذف فی قلوب أصفیائه و أرواح ملائکته و سکان عرشه محبته لیحبوه فذلک المحب حقا طوبى له ثم طوبى له و له عند الله شفاعه یوم القیامه
مصباح الشریعه، ص: 193
حضرت صادق (ع) فرموده است: محبت خدا چون روشنایى داد بر باطن بنده خود، تخلیه مىکند آن را از هر گونه مشغولکننده
و هر رقم توجه و یاد کردنى که از غیر خدا باشد. و شخص محب خالصترین افراد مردم است از جهت باطن، و راستگوترین آنان باشد، و باوفاترین آنهاست در مقابل تعهدات و پیمانها، و پاکترین ایشان است از لحاظ اعمال، و باصفاترین مردم باشد از نظر توجه و ذکر پروردگار متعال، و کاملترین نفوس است از جهت بندگى و عبادت. ملائکه آسمان هنگام مناجات کردن او خوشحالى نشان مىدهند، و با دیدن و مشاهده او افتخار مىکنند، و خداوند متعال به وجود او بلاد و زمینهاى خود را آباد کرده، و با تکریم و گرامى داشت وى مردم را اکرام و گرامى مىدارد. پروردگار متعال خواستههاى مردم را چون به مقام او متوسل شوند عطا مىفرماید، و ابتلائات و گرفتاریهاى آنان را با لطف و مهربانى خود برطرف مىسازد، و هر گاه آنان توجه پیدا کرده و بدانند که چه مقام بلند و مرتبه رفیعى او را نزد خداوند متعال مىباشد، هر آینه با خاک قدم او به خدا تقرب جویند.
امیر المؤمنین (ع) فرموده است: محبت به خداوند آتشى است که به چیزى نفوذ نمىکند مگر آنکه سوخته شود، و نور الهى است که به قلبى اشراف نمىکند مگر آنکه روشنایى دهد، و چون آسمانیست که هر چه در زیر سایه آن قرار گرفت از فیوضات آن بهرهمند گردد، و مانند نسیم و رحمت رحمانى است که به هر چه عبور کرده و بوزد آن را حیات و حرکت بخشد، و مثل آب نازل از آسمانست که همه چیز را به وسیله آن زنده نماید، و چون زمین است که نباتات را از آن به وجود آورد. پس کسى که خدا را دوست داشت: خداوند متعال همه چیز از امور مادى و معنوى او را اعطا فرماید.
رسول اکرم (ص) فرمود: چون خداوند متعال بندهاى را دوست بدارد، محبت او را در دل بندگان بر گزیده و پاک و ملائکه آسمان و ساکنین عرش خود القا مىفرماید، و همگى او را دوست مىدارند، و محب حقیقى خداوند متعال این چنین آدم است، خوشا به حال او، و براى روز قیامت رتبه شفاعت او را عطا مىشود، تا کسى را که مىخواهد شفاعت نماید.
مصباح الشریعه / ترجمه مصطفوى، متن، ص: 437
مناجاه المحبین امام سجاد علیه السلام معجون موثری در جوشش عشق و محبت الهی دارد
إلهی من ذا الذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا، و من ذا الذی أنس بقربک فابتغى عنک حولا، إلهی فاجعلنا ممن اصطفیته لقربک و ولایتک و أخلصته لودک و محبتک، و شوقته إلى لقائک و رضیته بقضائک، و منحته بالنظر إلى وجهک و حبوته برضاک و أعذته من هجرک و قلاک، و بوأته مقعد الصدق فی جوارک و خصصته بمعرفتک و أهلته بعبادتک، و هیمت قلبه لإرادتک، و اجتبیته لمشاهدتک و أخلیت وجهه لک، و فرغت فؤاده لحبک و رغبته فیما عندک، و ألهمته ذکرک و أوزعته شکرک، و شغلته بطاعتک و صیرته من صالحی بریتک، و اخترته لمناجاتک و قطعت عنه کل شیء یقطعه عنک، اللهم اجعلنا ممن دأبهم الارتیاح إلیک و الحنین، و دهرهم الزفره و الأنین، جباههم ساجده لعظمتک و عیونهم ساهره فی خدمتک، و دموعهم سائله من خشیتک و قلوبهم متعلقه بمحبتک، و أفئدتهم منخلعه من مهابتک، یا من أنوار قدسه لأبصار محبیه رائقه، و سبحات وجهه لقلوب عارفیه شائفه، یا منى قلوب المشتاقین و یا غایه آمال المحبین أسألک حبک و حب من یحبک و حب کل عمل یوصلنی إلى قربک، و أن تجعلک أحب إلی مما سواک، و أن تجعل حبی إیاک قائدا إلى رضوانک، و شوقی إلیک ذائدا عن عصیانک، و امنن بالنظر إلیک علی، و انظر بعین الود و العطف إلی، و لا تصرف عنی وجهک و اجعلنی من أهل الإسعاد و الحظوه عندک، یا مجیب یا أرحم الراحمین.