باتوجه به فراز های آمده در دعای زمان غیبت سلسله مراتب شناخت از شناخت خدا شروع ميشه بعد به واسطه ي شناخت خدا رسول شناخته ميشه و بواسطه شناخت رسول حجت خدا قابل شناخته. اين موضوع چگونه با حديث 🌱أنَا مَدینَةُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها، فَمَن أرادَ العِلمَ فَلیَأتِ بابَ المَدینَةِ.🌱قابل جمع است؟ كه در اين حديث از باب حجت ميتوان به علم رسول دست يافت؟

29

سوال1422:
سلام عليكم. با توجه به اين فراز دعاي زمان غيبت:
🍀🌾اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏ 🍀🌾اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ 🍀🌾اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏🍃
سلسله مراتب شناخت از شناخت خدا شروع ميشه بعد به واسطه ي شناخت خدا رسول شناخته ميشه و بواسطه شناخت رسول حجت خدا قابل شناخته. اين موضوع چگونه با حديث 🌱أنَا مَدینَةُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها، فَمَن أرادَ العِلمَ فَلیَأتِ بابَ المَدینَةِ.🌱قابل جمع است؟ كه در اين حديث از باب حجت ميتوان به علم رسول دست يافت؟
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ1422
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🌻🍀🌱🌱🍀🌻
🔆🔅🌱خدای یکتا و یگانه هم خالق جهان هستی و عالم آن است، خالق تا اراده ی آفرینش نکند، خلقتی رخ نخواهد داد، همچنین تا اراده ی انتشار علم به جان مخلوقات را نداشته باشد، هیچ مخلوق دانایی یافت نخواهد شد!
🍀🔅🌱نکته ی اول 🌱🔅🍀
🔆🔅🌱رسولان و اولیاء الهی همچون انوار مقدسی هستند که تا خالق آنها را به حال اشتعال و روشنی نگه ندارد چشم هیچ مخلوقی به ضیاء آنها روشن نخواهد شد! تا خالق هستی دیده ای نیافریند و بینایی آدمی را تدبیر نفرماید، رویت نور برای او ممکن نخواهد شد، پس برای رویت نور-یا معرفت نور- باید خدا یاری مان فرماید، باید توانایی مان ببخشد، باید هر لحظه عقل و فکرمان را تدبیر و تقدیر و تحکیم فرماید تا قادر به درک نور و بهره مندی از آن باشیم.
🍀🔅🌱نکته ی دوم 🌱🔅🍀
🔆🔅🌱نبایستی «نفس» را در این دعا به «ذات خدا» معنی کنیم، ذات خدا دست نیافتنی و غیر قابل شناخت است، به بیان دیگر بی نیاز از شناخت است، مخلوقات برای ارتباط با ذات او نیازی به هیچ شناختی ندارند، چرا که این ارتباط با وجود مخلوق عجین است و از ناحیه ی خود خالق تامین میشود و مخلوق هیچ نقشی در این رابطه ندارد!
🔆🔅🌱«نفس خدا» مثل «دست خدا» قابل تاویل است همین طور، «عین الله» و «ثار الله» و … در واقع «نفس خدا» همان آیه اول خدا میتواند باشد، که برای آیات دیگرش حکم اصل و ریشه را دارد، پس تا انسان به اصل و ریشه ی آیات الهی آگاهی نیابد به شاخ و برگ و میوه ی آن آیات معرفت نخواهد یافت. مثل اینکه اگر کسی به سامانه ی برق متصل نباشد به روشنایی آن نخواهد رسید. هو العلیم…..
🔆🔅🌱پس میتوان مراد از نفس خدا را به آیت اول ، یا به اصل تجلّی نورمحمدی تعبیر نماییم ، رسول را به تجلّی خاکی همان نور اول و ولی را به تجلی ثانوی رسول تعبیر نماییم! یعنی در واقع با طلب معرفتِ اصل نور محمدی میخواهیم به شاخ و برگش برسیم!
🔆🔅🌱«نفس خدا» ، «رسول خدا»، «ولیّ خدا» در واقع تعابیر و یا مراتب مختلف آیه ی خدای واحد و قهار میباشند، با اینکه روح و جان (آیه اول یا جان آیات خدا) دست نیافتنی است، اما تا آن نباشد جسم شناخته نخواهد شد هر چند که همان جسم آیه ی روح میگردد.
🔆🔅🌱به تعبیر دیگر نفس و رسول و ولیّ ، «جان جانان، جان، تن» میباشند.
🔆🔅🌱علی علیه السلام باب مدینه النبی است اما معرّف علی رسول خدا بود! نبایستی باب را از شهر جدا دانست و آنرا از علم!
🔆🔅🌱«علم و شهر علم و باب علم » در این سلسله، مراتب علم است که حکم نور را دارد و به شهر روشنی میبخشد و شهر به نور علم روشن میگردد و باب علم مثل دیدگان بوده که بدون آن از شهر علم و نورش بی بهره خواهیم بود!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.