سلام علیکم. لغت حیوان از ماده حیی در عربی به معنای مقر حیات(زندگانی) می باشد، اما همین کلمه وقتی در فارسی به کار میرود معنای اصلی مورد غفلت واقع می شود و گاهی ممکن است در نظر برخی افراد نوعی احساس توهین نسبت به انسانیت انسان ایجاد شود در حالی که علمای اسلام در طول تاریخ سعی داشته اند کتابها و کلمات و اصطلاحات خود را به زبان عربی و قرآنی بنویسند. در قرآن مجید هم حیوان به معنای مقر حیات به کار رفته است و ان الدار الآخره لهی الحیوان.عنکبوت/64 در کتاب مفردات الفاظ القرآن نیز همین معنا به تفصیل بیان شده است. پس می توان گفت انسان هم نوعی حیوان است یعنی نوعی جاندار و دارای حیات است و البته با سایر جانداران تفاوتهایی هم دارد. میخواستم دلیل مخالفت حضرت عالی با کاربرد کلمه حیوان در مورد انسان را جویا شوم. سپاسگزارم
آیا انسان نوعی حیوان است؟
عصاره و پاسخاول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمهای)
کلمه «حیوان» در عربی به معنای مقر حیات است و قرآن نیز آن را به همین معنا به کار برده است. اما در محاورات و در غیر انسان به کار میرود. نهجالبلاغه نیز حیوان را در مورد جانداران غیر انسان به کار برده است، لذا کاربرد آن برای انسان ممکن است توهینآمیز تلقی شود.
پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)
مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادانحیوان بر وزن غلیان و قمران به معنای حیات میباشد اما بنظر میرسد که به تعین نه تعیین در عموم و محاورات در جانور کاربرد دارد که در غیر انسان استفاده میگردد، چرا که معنای حیات و زندگانی با جاندار، متفاوت است(=حیات و موجود دارای حیات) هر چند که هم خانواده میباشند!
در مجمع از ابو عبیده نقل میکند که حیوان (بر وزن قمران) و حیات هر دو بیک معنى است قاموس نیز چنین گوید. یعنى:
این زندگى دنیا فقط مشغولیت و بازیچه است و خانه آخرت آن زندگى حقیقى است ایکاش میدانستند.
قاموس قران، ج2، ص: 213
و إن الدار الآخره لهی الحیوان: و البته خانه آخرت و بهشت جاودانى حقیقتا سراى زندگى است زیرا او دائمى و جاودانى بوده، نابودى و مرگ در او نخواهد بود و تقدیرش «و ان الدار الآخره لهى دار الحیوان او ذات الحیوان» میباشد زیرا «الحیوان» مصدر و هم وزن «نزوان» و «غلیان» است پس مضاف حذف شده و مضاف الیه جانشین او میباشد و معنى چنین میشود که زندگى در آخرت زندگانى ایست که هیچ نوع کم و کاست ندارد.
ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج19، ص: 91
در نهج البلاغه هم حیوان در مورد جانداران غیر انسان استفاده شده!
صوره إنسان و القلب قلب حیوان لا یعرف باب الهدى فیتبعه و لا باب العمى فیصد عنه و ذلک میت الأحیاء
نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: 119
صورت صورت انسان است، و قلب قلب حیوان. آگاه به هدایت نیست تا از آن پیروى کند، و آشناى به گمراهى نیست تا از آن دست بردارد. این چنین آدمى مردهاى است در میان زندهها.