پرش به محتوا

notifications_active جلسه هفتگی مشکات نور: پنج‌شنبه‌ها ساعت 20:۳۰ در مسجد حاج رضا

سوال شماره ۳۳۶۸ ۱۱ آبان ۱۴۰۲ پاسخ رسمی استاد علی ساعی (عبدالله مشکات) تأیید شد سطح محتوا: متوسط

آیا لباس روحانیت قدسیت ذاتی دارد؟

محور استناد: به متن پاسخ مراجعه شود ۱۰ بار مشاهده ۲۳ یادداشت و حاشیه تبیینی
پاسخ معتبر مکتوب و مستند
پرسشگر گرامی: پژوهشگر معارف اسلامی (ناشناس)
کد رهگیری: #Q-3368

#تکمله
برای برخی ک برای لباس روحانیت قداسیت ذاتی قائل شدن و متعصبانه، عرفی و اکتسابی بودن حرمت آن لباس را ک با احوالات گوناگون دستخوش تغییر است، دفاع میکنند این دلیل زیر میتواند قدسی بودن آن لباس را فی ذاته ثابت کند؟
لطفا داستان زیر را هم تحلیل بفرمایید در صورت صحیح السند بودن.
دلقک فرعون
فرد دلقکی در دربار فرعون بود که کار او مسخره کردن دیگران بالاخص موسی علیه السلام و اطرافیانش بود. روزی حضرت موسی علیه السلام و برادر او هارون برای هدایت فرعون به در قصر او آمدند. دلقک دم درب قصر آمد و از آنها پرسید که کیستند و چه می خواهند. آنها گفتند فرستادگان خدا، موسی و هارون می باشند و عصائی در دست و دلقی بر تن و کلاهی بر سر داشتند. دلقک سریع داخل قصر آمده و لباسهائی شبیه لباسهای آنان بر تن کرد و نزد فرعون آمد. فرعون بسیار خندید و از او پرسید: «این چه لباسی است که پوشیده ای؟» او گفت: «این لباس موسی است که الان به قصر تو آمده و ادعای پیامبری و هدایت دارد».
فرعون دستور داد که وارد شوند. آنها معجزه خود را نشان فرعون دادند و او را از عذاب الهی ترساندند ولی فرعون به ندای آسمانی آنها گوش فرا نداده و کار به عذاب الهی کشید. عذاب روزی بود که موسی علیه السلام به اذن خدا دریا را شکافت و از آن عبور کرد. وقتی لشگریان فرعون داخل آب شدند، عذاب الهی آنها را گرفتار کرده و همگی را غرق نمود اما تنها یک نفر از میان آنها نجات پیدا کرد و او دلقک فرعون بود. موسی علیه السلام از نجات یافتن او تعجب می کند و دلیل آن را از خداوند می پرسد. خطاب می رسد: «ای موسی! من کسی که خود را شبیه دوست من گردانیده است عذاب نمی نمایم»1.
1. انوار نعمانیه.

عصاره و پاسخ‌اول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمه‌ای)

روایت دلقک فرعون صحیح السند نیست و حتی اگر صحیح باشد، دلالتی بر قدسیت ذاتی لباس روحانیت ندارد. عالم نماها دزد رداء نبوت و امامت هستند و ظاهرشان نباید فریبنده باشد. خدای تعالی فرمودند: هر کس ظاهرش آراسته تر از باطنش باشد، دشمن من است.

پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)

مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادان

روایت مذکور را در کتب شیعه نیافتم، هر چند که حمل بر صحت نماییم هیچ برائتی برای عالم نماها ایجاد نمیکند، فرق بین دلقک و عالم نما این است که دلقک جایگاهش مشخص و همه او را به دلقکی میشناسند لذا عملش صرفا مسخره کردن است، اما عالم نما کسی است که مردم به او اعتماد میکنند و او را نماینده دین تلقی میکنند و هر گونه خطای او ضربه مهلکی بر عقاید مردم است!
عالم نماها در واقع دزد رداء نبوت و امامت و ولایتند!
و عن رسول الله ص عن الله تعالى أوحى الله تعالى إلى موسى یا موسى من کان ظاهره أزین من باطنه فهو عدوی حقا و من کان ظاهره و باطنه سواء فهو مؤمن حقا و من کان باطنه أزین من ظاهره فهو ولیی حقا
جامع الأخبار(للشعیری)، ص: 185
خدای تعالی فرمودند: هر کس ظاهرش آراسته تر از باطنش باشد، پس او به راستی دشمن من است، و هر کس ظاهر و باطنش یکی باشد پس او مومن حقیقی است، و هر کس باطنش آراسته تر از ظاهرش باشد پس او به راستی دوست من است!
ما أقبح بالإنسان ظاهرا موافقا و باطنا منافقا
عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، ص: 477
چه زشت است که انسان ظاهرى موافق داشته باشد و باطنى منافق!
و قال ص رأیت لیله أسری بی قوما تقرض شفاههم بمقاریض من نار کلما قرضت ردت فقلت یا جبرئیل من هؤلاء فقال خطباء أمتک کانوا یأمرون الناس بالبر و ینسون أنفسهم و هم یتلون الکتاب أ فلا یعقلون‏
مجموعه ورام، ج‏2، ص: 215
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شبی که مرا به معراج بردند بر گروهی عبور کردم که لبانشان را با مقراض‌های آتشین می‌بریدند. از جبرئیل پرسیدم اینان کیانند؟ گفت: اینان گویندگانی‌اند از اهل دنیا که مردم را به کار نیک فرمان می‌دادند، ولی خود را فراموش می‌کردند».
عن أبی جعفر ع قال شیعتنا ثلاثه أصناف صنف یأکلون الناس بنا و صنف کالزجاج یتهشم و صنف کالذهب الأحمر کلما أدخل النار ازداد جوده.

عن أبی عبد الله ع قال: کان بالمدینه رجل بطال یضحک الناس منه فقال قد أعیانی هذا الرجل أن أضحکه یعنی علی بن الحسین ع قال فمر علی ع و خلفه مولیان له فجاء الرجل حتى انتزع رداءه من رقبته ثم مضى فلم یلتفت إلیه علی ع فاتبعوه و أخذوا الرداء منه فجاءوا به فطرحوه علیه فقال لهم من‏ هذا فقالوا له هذا رجل بطال یضحک أهل المدینه فقال قولوا له إن لله یوما یخسر فیه المبطلون.
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 221
امام صادق (ع) فرمود در مدینه مردى بود دلقک که مردم را میخندانید، گفت این مرد را نتوانستم بخندانم مقصودش على بن الحسین (ع) بود فرمود على (ع) میگذشت دو غلام همراهش بود چون چشم آن دلقک باو افتاد رداى آن حضرت در بر گرفت و رفت و آن حضرت توجهى نکرد آن مسخره را دنبال کردند و رداء را از او گرفتند و آوردند و بدوش او انداختند بآنها فرمود این کیست؟
گفتند مردیست دلقک که مردم را میخنداند، فرمود بگوئید براى خدا روزیست که در آن مردم‏ بیهوده زیان کارند.
الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره‏اى، متن، ص: 221

روى العتائقی فی شرحه لنهج البلاغه أن رجلا سرق رداء النبی ص و خرج إلى قوم فقال هذا رداء محمد ص أعطانیه لتمکنونی من تلک المرأه- فاستنکروا ذلک فبعثوا من سأله عنه فقام فشرب ماء فلدغته الحیه فمات و لما سمع النبی ص ذلک قال لعلی انطلق فإن وجدته و قد کفیت فأحرقه بالنار فجاء و أمر بإحراقه‏

آیا این پاسخ برای شما روشنگر بود؟ بازخورد شما به بهبود پاسخ‌ها و تنظیم جلسات کمک می‌کند.
ضمیمه صوتی: این پرسش در حال حاضر فاقد فایل صوتی است و پاسخ به‌صورت مکتوب و برهانی ارائه گردیده است.

پرسش‌های مرتبط

پاسخ‌های رسمی
#سوال۳۱۰۰
#سوال۱۳۱۳
#سوال۳۰۹۹
چگونه از راه دور زائر خانه خدا باشیم؟
احکام فقهی • ۹ شهریور ۱۴۰۱
#سوال۲۷۲
چرا امام حسین (ع) ملقب به فرزند سدرة المنتهی است؟
اهل‌بیت و تاریخ اسلام • ۲۶ تیر ۱۴۰۱
#سوال۱۸۴۲
توضیح حدیث پیامبر دربارهٔ چادر حضرت فاطمه (س)؟
اهل‌بیت و تاریخ اسلام • ۲۹ مرداد ۱۴۰۱
#سوال۳۱۰۱