برای جلوگیری و تشخیص غلو در مورد معصومین لطفا حد و حدود و محدودیت معصومین را توضیح بفرمائید

2

سوال۲۴۶۲:
سلام علیکم
جناب استاد کانالی هست که در مورد غلو در دین مطالبی از سخنان معصومین و بررسی و تحقیق هائی در این مورد انجام می دهد و از این کانال مطالب به گروه ارسال می شود البته به استناد روایات بیان می دارد که قابل استفاده می باشد که امروز مطلبی باز در این مورد به گروه ارسال داشتند که محدود بودن معصومین را به زمان و مکان بیان داشته البته مطلب را ارسال می کنم لطف می فرمائید حد و حدود محدودیت معصومین را توضیح بفرمائید البته دقیقا بخاطر ندارم فکر کنم که قبلا نیز در این مورد توضیحاتی داشتیدو در عین حال بعضا بعضی از مداحان و روضه خوانهای مجالس معصومین بیان می دارند که امیر المومنین در یک لحظه در چهل خانه افطار مهمان بودند که قابل بررسی می باشد خدا خیرتان دهد ان شاءالله 👇
💠 نکته ای مهم درباب غلو
بشر بودن اولیا از مسلمات قرآنی است وجود بشر حدود روشنی دارد بشر با تولد پا به عرصه وجود میگذارد و با مرگ از این عالم رخت می بندد بشر حتی در زمان حیات محدود به زمان و مکان است و نمی تواند همزمان در دو مکان باشد و از این قبیل محدودیت ها.
اما در پاره ای از روایات – شیعه و سنی – اوصافی برای اشخاص – پیامبر و امام و صحابی – ذکر می شود که با جنبه بشری آنان سازگار نیست.
این روایات از دو حال خارج نیست :
1. برخلاف قرآن و غیرقابل اعتماد
2. موافق قرآن و خارج از عقول بشری
در هر دو حال نتیجه یکی است و آن اینکه اعتقاد به آن روایات لازم نیست و چنانچه کسی آن روایات را باور نداشت از دایره اسلام خارج نیست.
به عبارت دیگر مسلمان تکلیفی برای ایمان آوردن به مضمون آن روایات ندارد.
با این تحلیل خیلی از عقاید غلوآمیز و اختلاف انداز رفع خواهد شد.
🌸🔆🌷بسم الله الرحمن الرحیم🌷🔆🌸
#پاسخ2462
🍀🔅🌷علیکم السلام🌷🔅🍀
🌷🔅🌱غالیون به واقع مزاحم نشر حقایق و لطایف معصومین علیهم السلام میباشند آنها با رفتار و افکار و عقاید جاهلانه خود سد راه اهل بیت عصمت و طهارت میباشند. در مقابل غالیون، قالیون قرار دارند که فضائل اثبات شده اهل بیت علیهم را نادیده میگیرند و بعضا به خطا برای خنثی نمودن ادعاهای غالیون، کرامات بحق معصومین را انکار میکنند.
🌷🔅🌱متن مذکور خالی از خطا نیست چرا که اشاره دارد که «بشر با تولد پا به عرصه وجود میگذارد و با مرگ از این عالم رخت میبندد» در حالیکه آغاز اثبات وجود از عالم دنیا نمیباشد بلکه نشأت بشری انسان از عالم دنیا آغاز شده است و در باطن این نشأت نشآت دیگری وجود دارد که پنهان بوده اما ظهور و بروز های خاص خود را دارد، مثل نشأت ذری، نشأت روحی، نشأت قلبی، نشأت نوری، نشأت اسمائی و …
🌷🔅🌱محدودیت جسم مانع وجوهات و جنبه های دیگر آدمی نمیباشد که در محدوده ای که خالق برای آنها تعیین فرموده میتوانند حضور و ظهور در عوالم مختلف را داشته باشتند، به هر حال هر عجایبی که از انسان در حضور در امکان مختلف ایجاد مقام او را از مخلوقیت ارتقاء نخواهد داد بلکه به احسن مخلوق الهی تغییر خواهد داد.
🌷🔅🌱هیچ جای انکار نیست که وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم با همین پیکر بشری عروج نمودند و تا « قاب قوسین او ادنی» صعود داشتند و زمان و مکان را زیر پا گذاشته و تجربیات فرازمانی و مکانی را تجربه نمودند. اما مقاشان همان مقام «عبده و عبداللهی» بود.
🌷🔅🌱النجم : 9 فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏
النجم : 10 فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏
☘️
🌷🔅🌱غالی کسی است که ظرفیت درک فضائل و کرامات و حقایق وجودی حضرات را نداشته و آنها را به جنبه های الوهیت ربط داده و به شرک مبتلا میگردد، و همچنین قالی کسی است که بخاطر اینکه خیال میکند که این نوع تجربیات فراتر از حد بشری بوده و مختص ذات الهی است پس آنها را از ناحیه حضرات انکار نماید در واقع حق و حقوقی را که خالق برای آنها تثبیت نموده انکار میکند و به درد تفریط در حق حضرات گرفتار میگردد.
تفسير القمي، ج‏2، ص: 334
☘️
🌸🔅🌱الْحَمْدُ لِلَّهِ الرَّازِقِ الْبَارِئِ الرَّحِيمِ، ذِي الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ، وَ النِّعْمَةِ السَّابِغَةِ، وَ الْحُجَّةِ الْبَالِغَةِ، وَ الْأَمْثَالِ الْعُلَى، وَ الْأَسْمَاءِ الْحُسْنَى، شَدِيدِ الْقُوَى، فَالِقِ الْإِصْبَاحِ، فَالِقِ الْحَبِّ وَ النَّوَى،
الدروع الواقية، ص: 177
☘️
🌷🔅🌱رسول صاحب المعارج اگر از «او ادنی» هم میگذشت و به پایانش میرسید به واقع فاتح تمام عالم هستی میگشت، معما و اهداف هستی و بندگی را تا آخرین حجاب و روشنایی اش تحصیل میکرد و محمد غیر محمد میگشت. صلی الله علیه و آله وسلم.
🌸هو العلیم🌸
🌸🔅🌱 عنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلَ أَبُو بَصِيرٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَمْ عُرِجَ بِرَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ مَرَّتَيْنِ فَأَوْقَفَهُ جَبْرَئِيلُ مَوْقِفاً فَقَالَ لَهُ مَكَانَكَ يَا مُحَمَّدُ فَلَقَدْ وَقَفْتَ مَوْقِفاً مَا وَقَفَهُ مَلَكٌ قَطُّ وَ لَا نَبِيٌّ إِنَّ رَبَّكَ يُصَلِّي فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ كَيْفَ يُصَلِّي قَالَ يَقُولُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ أَنَا رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي فَقَالَ اللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ قَالَ وَ كَانَ كَمَا قَالَ اللَّهُ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ قَالَ مَا بَيْنَ سِيَتِهَا «1» إِلَى رَأْسِهَا فَقَالَ كَانَ بَيْنَهُمَا حِجَابٌ يَتَلَأْلَأُ يَخْفِقُ «2» وَ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا وَ قَدْ قَالَ زَبَرْجَدٌ فَنَظَرَ فِي مِثْلِ سَمِّ الْإِبْرَةِ «3» إِلَى مَا شَاءَ اللَّهُ مِنْ نُورِ الْعَظَمَةِ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَا مُحَمَّدُ قَالَ لَبَّيْكَ رَبِّي قَالَ مَنْ لِأُمَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ قَالَ اللَّهُ أَعْلَمُ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ «4» قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- لِأَبِي بَصِيرٍ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ اللَّهِ مَا جَاءَتْ وَلَايَةُ عَلِيٍّ ع مِنَ الْأَرْضِ وَ لَكِنْ جَاءَتْ مِنَ السَّمَاءِ مُشَافَهَةً.
الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏1، ص: 442
🌹على بن ابى حمزه گويد: ابو بصير از امام صادق عليه السلام پرسيد و من حاضر بودم عرضكرد:
قربانت، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را چند مرتبه بمعراج بردند؟ فرمود: دو مرتبه، و جبرئيل او را در مقامى نگه داشت و گفت: در جايت بايست اى محمد! زيرا در جايى ايستاده‏ئى كه هرگز هيچ فرشته و پيغمبرى در آنجا نايستاده است، همانا پروردگارت در نماز است، فرمود: اى جبرئيل! چگونه نمازى؟
گفت: ميفرمايد: سبوح، قدوس، منم پروردگار ملائكه و روح كه رحمتم بر غضبم پيشى دارد، پيغمبر (ص) فرمود: بار خدايا در گذشتت را خواهم، در گذشتت را خواهم، امام فرمود: و همچنان بود كه خدا فرمايد پيغمبر بمقام «قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏» رسيد- 9 سوره 53-.
ابو بصير بحضرت عرضكرد: قربانت، قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ چيست؟ فرمود: بمقدار فاصله ميان هلالى كمان تا سرش، سپس فرمود: و در ميان آن دو حجابى ميدرخشيد و خاموش ميشد و بگمانم فرمود: زبر جدى بود، پس پيغمبر نور عظمت را از اندازه سوراخ سوزن تا آنچه خدا خواهد (از كمترين درجه تا بالاترين مرتبه) مشاهده فرمود: و خداى تبارك و تعالى فرمود: اى محمد! عرضكرد: لبيك پروردگارم؛ فرمود كيست براى امتت بعد از تو؟ (رهبرشان كيست؟) عرضكرد: خدا داناتر است، فرمود: على بن ابى طالب است، امير مؤمنان و سرور مسلمانان و پيشواى روسفيدان، دست و پا درخشانان، سپس امام صادق عليه السلام به ابو بصير فرمود: اى ابا محمد! بخدا ولايت على عليه السلام از زمين نيامده، بلكه شفاها از آسمان رسيده است.
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 329

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.