رصد جسم و جان قسمت اول

12

دانشگاه سیر و سلوک

سیر و سلوک عرفانی، از منظر قرآن و عترت

سلوکیه47

رصد جسم و جان (شماره_1)

  • خود کاوی نمایید، مکارم و مکاره وجودتان را از رصد دل و اندیشه دور نگه ندارید!
  • تلاش نمایید تا سیمای جان خود را رصد نمایید!
  • آیا چهره ای انسانی دارید؟! شکل انسانی شما چگونه است؟! زیبایید، دلربایید؟ آیا بعنوان آیه عشق به خود عاشق  میشوید؟
  • آیا چهره ای فرشته گونه دارید؟ اگر چنین است هر چند که جای خرسندی است! اما عقب مانده اید! چرا که فرشته خویی و  جمال ملکوتی تنها یک چهره و یک ظرفیت شماست نه تمام آن!
  • نعوذ بالله- دور از کمال و محضر شما- آیا چهره چهره ای بهیمی است، مثل جهار پایان، مثل گاو و گوسفند و شتر! یا مثل هزارپایان، با خصلت های گوناگون! 
  • کدام نوع حیوان؟ بهایم که بهتر از گزندگان و درندگان اند! وای به حال کسانی که  به خوک شبیه باشند، تابع شکم و شهوت اما به طرز زشت و نازیبا و از نوع حرامش.  یا  از گزندگان، مار و عقرب و رتیل و … یا درندگان شیر، گرگ، شغال و یا … یا مثل کلاغ…
  • کافیست بعضی از خصلت های روح و روان مرور شود تا سیمای آدمی نمایان شود. از آئینه نترسید ، آئینه را نشکنید! چون وضعیت روح و روان آدمی را بدتر میکند، شیطان را دور نمایید چرا که زشتی ها را زیبا وانمود میکند و در جهت عکس حرکت انسان مشوّق آدمی میگردد و تا آدمی را به اسفل سافلین نکشاند آرام نمیگیرد! وجدان خود را بیدار و روشن نگه دارید، مباد که وجدان کشی کنید بگذارید تا چهره ی حقیقی نمایان شود!!!
  • درمان و تصحیح و جراحی چهره و شفای زیبایی آسان است، کافیست روی به خدای رئوف و رحیم و منیب آوریم، هم زیبایی مان را برمیگرداند و هم بر آن می افزاید و هم عاشق مان میگردد.
  • ای کاش زیبایی های ماهیان زیبا و محاسن پرندگان زیبا و  کرامات فرشته گان و نیکویی های هر موجود زیبا نقش جانتان باشد و  بار دیگر شاهد ندای «فتبارک الله احسن الخالقین» باشد!
  • در حدیث ذیل دقت فرمایید، امیدوارم جزء هیچ یک از طبقات شش گانه نباشید! یادتان باشد که شیعه مومنی است که به مثابه زنبور عسل است!

أحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ يَرْفَعُهُ إِلَى زُرَارَةَ بْنِ أَوْفَى‏ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ يَا زُرَارَةُ النَّاسُ فِي زَمَانِنَا عَلَى سِتِّ طَبَقَاتٍ أَسَدٍ وَ ذِئْبٍ وَ ثَعْلَبٍ وَ كَلْبٍ وَ خِنْزِيرٍ وَ شَاةٍ فَأَمَّا الْأَسَدُ فَمُلُوكُ الدُّنْيَا يُحِبُّ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ أَنْ يَغْلِبَ وَ لَا يُغْلَبَ وَ أَمَّا الذِّئْبُ فَتُجَّارُكُمْ يَذُمُّونَ إِذَا اشْتَرَوْا وَ يَمْدَحُونَ إِذَا بَاعُوا وَ أَمَّا الثَّعْلَبُ فَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ بِأَدْيَانِهِمْ وَ لَا يَكُونُ فِي قُلُوبِهِمْ مَا يَصِفُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ أَمَّا الْكَلْبُ يَهِرُّ عَلَى النَّاسِ بِلِسَانِهِ وَ يُكْرِمُهُ النَّاسُ مِنْ شَرِّ لِسَانِهِ وَ أَمَّا الْخِنْزِيرُ فَهَؤُلَاءِ الْمُخَنَّثُونَ وَ أَشْبَاهُهُمْ لَا يُدْعَوْنَ إِلَى فَاحِشَةٍ إِلَّا أَجَابُوا وَ أَمَّا الشَّاةُ فَالْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ تُجَزُّ شُعُورُهُمْ وَ يُؤْكَلُ لُحُومُهُمْ وَ يُكْسَرُ عَظْمُهُمْ فَكَيْفَ تَصْنَعُ الشَّاةُ بَيْنَ أَسَدٍ وَ ذِئْبٍ وَ ثَعْلَبٍ وَ كَلْبٍ وَ خِنْزِيرٍ.

 الخصال، ج‏2، ص: 339

 

  • جعفر بن محمد بن سرور براى ما حديث كرد گفت محمد بن جعفر بن بطه ما را حديث كرد گفت احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از گفته پدرش حديث را بزرارة بن اوفى رسانيد كه گفت حضور امام چهارم رسيدم، بمن فرمود اى زراره؛ مردم در زمان ما شش طبقه‏اند شير، گرگ، روبا، سگ خوك، گوسفند، پادشاهان چون شيرند كه هر كدام آنها ميخواهند غالب باشند و مغلوب نگردند، بازرگانان شما گرگند هنگامى كه ميخرند بدى كالا را ميگويند و چون ميفروشند از آن تمجيد ميكنند روباه آن كسانيند كه بنام دين نان ميخورند و آنچه را بزبان شرح ميدهند در دل خود قبول ندارند.
  • سگان مردمان بدزبان و فحاشند كه چون سگ با زبان خود مردم را ميگزند و مردم از ترس نيش زبان آنها را احترام ميكنند.
  • خوك آنانند كه طبع و خوى مخنث و شبیه به آن را دارند و به هر هرزگى و ننگى خوانده شوند ميپذيرند.
  • گوسفند مؤمنان رنج كشند كه موى آنها را ميبرند و گوشت آنها را ميخورند و استخوانشان را خرد ميكنند، چه كند گوسفندى ميان چنگال شير و گرگ و روباه و سگ و خوك؟؟!

                        الخصال / ترجمه كمره‏اى، ج‏1، ص: 302

  • ·        110-141

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.