🌼پیش از اسرار، چه سرّی است🌼

46

🌸🔆🌿   « شگفتی‌های شیعه»  «حیات فراتر از زمان »

🔅🌹 چکیده با تکمله « رازهای شگفت‌انگیز شیعه» « شرح دعای 20 صحیفه سجادیه»  « جلسه 214 »  « وَ مِنْ ظِنَّةِ أَهْلِ الصَّلَاحِ الثِّقَة» «حریم شیعه» و …       1402.09.02    علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌹🔅

🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹

🔅🌼شایستگان دشمن ناشایستگی هستند 🌼🔅

🌷«اهل صلاح» کیستند؟ عجب مقام و قدرتی دارند! چرا که نظرشان آبادگر و یا ویران‌گر اعتبار است.

🌷صلاح‌دید اهل صلاح به صلاح فرد و جامعه است و تنها انسان‌های شایسته رای و نظر شایستگان را به جان و دل می‌پذیرند.

🌷یکی از علل طولانی شدن غیبت سید صالحان عالم، عدم صداقت در پذیرش رای والای حضرت است، اهل نفاق عامل طرد و شرد حضرت‌اند. با رفتارشان حضرت را طرید و شرید ساخته‌اند.

🌷اهل صلاح آئینه صلاح افراد جامعه هستند.

🌷مومن اگر از  اهل صلاح باشد حق هرگونه گمانی را دارد اما تا زمانی که به این مقام نرسیده بدون برهان قاطع حق اظهار هیچ گمانی را ندارد.

🌷حفظ رشته پیوند میان ما و اهل صلاح ارتباط دائمی و مستمر با شایستگی است.

🌷پیوند با شاخ شمشاد، هر انسانی را شاخ شمشاد می کند. پیوند خود را با اهل صلاح پاس داریم تا در مسیر صلاح قرار گیریم.

🌷هر گونه گمان بد بدون دلیل آشکار، نابودگر ایمان آدمی است.

🌷خدا نسبت به مومن غیرت دارد هیچ بدگمانی را نسبت به مومن تحمل نمی‌کند.

🌷پیوسته مراقب گمان خود باشیم که دشمن و نابودگر ایمان آدمی است.

🔅🌼سفر پیش زمانی  شیعه🌼🔅

🌷انسان از سفر دور درازی پای به عرصه عالم دنیا گذاشته است. انسان شایسته و مومن وجودش دارای درجات  و طبقات متعالی است. از بدو عالم که ناپیداست پای به این جهان ادنی گذاشته است.

🌷حدس غالب بر این است که انسان مومن در تمام صفحات جهان هستی حضور داشته. ارقام دنیا نمی‌تواند سنّ انسان مومن را برآورد کند، کل ارقام دنیا تنها قادر است سنّ دنیوی آدمی را برآورد کند، یعنی سن زمانی او را مشخص می‌کند، در حالیکه انسان مومن سن‌اش به فراتر از زمان می‌رسد.

🔅🌼خلقت شگفت‌انگیز شیعه🌼🔅

🌸🔆عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ‏ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنِي‏ وَ خَلَقَ‏ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ نُورٍ فَعَصَرَ ذَلِكَ النُّورَ عَصْرَةً فَخَرَجَ مِنْهُ شِيعَتُنَا فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحُوا وَ قَدَّسْنَا فَقَدَّسُوا وَ هَلَّلْنَا فَهَلَّلُوا وَ مَجَّدْنَا فَمَجَّدُوا وَ وَحَّدْنَا فَوَحَّدُوا ثُمَّ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ خَلَقَ الْمَلَائِكَةَ فَمَكَثَتِ الْمَلَائِكَةُ مِائَةَ عَامٍ لَا تَعْرِفُ تَسْبِيحاً وَ لَا تَقْدِيساً وَ لَا تَمْجِيداً فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحَتْ شِيعَتُنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَةُ لِتَسْبِيحِنَا وَ قَدَّسْنَا فَقَدَّسَتْ شِيعَتُنَا فَقَدَّسَتِ الْمَلَائِكَةُ لِتَقْدِيسِنَا وَ مَجَّدْنَا وَ مَجَّدَتْ شِيعَتُنَا فَمَجَّدَتِ الْمَلَائِكَةُ لِتَمْجِيدِنَا وَ وَحَّدْنَا فَوَحَّدَتْ شِيعَتُنَا فَوَحَّدَتِ الْمَلَائِكَةُ لِتَوْحِيدِنَا وَ كَانَتِ الْمَلَائِكَةُ لَا تَعْرِفُ تَسْبِيحاً وَ لَا تَقْدِيساً مِنْ قَبْلِ تَسْبِيحِنَا وَ تَسْبِيحِ شِيعَتِنَا فَنَحْنُ الْمُوَحِّدُونَ حِينَ لَا مُوَحِّدَ غَيْرُنَا وَ حَقِيقٌ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى كَمَا اخْتَصَّنَا وَ اخْتَصَّ شِيعَتَنَا أَنْ يُنْزِلَنَا فِي أَعْلَى عِلِّيِّينَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى اصْطَفَانَا وَ اصْطَفَى شِيعَتَنَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَكُونَ أَجْسَاماً فَدَعَانَا وَ أَجَبْنَا فَغَفَرَ لَنَا وَ لِشِيعَتِنَا مِنْ قَبْلِ أَنْ نَسْبِقَ أَنْ نَسْتَغْفِرَ اللَّه‏[1]

🌸🔆روايت كند ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه القمى أز جابر بن عبد اللَّه الانصارى كه من شنيدم از رسول اللَّه (ص) كه ميفرمود كه خداى تعالى مرا و على و فاطمه و حسن و حسين (ع) را از يك نور خلق كرد، و آن نور را بيد قدرت فشرد شيعيان ما از آن فشردن حاصل شدند، چون ما تسبيح ميكرديم ايشان نيز با ما تسبيح ميكردند، و هر گاه تقديس و تهليل مينموديم ايشان نيز با ما تقديس و تهليل مينمودند، و در تمجيد و توحيد نيز اين چنين بعد از آن حق سبحانه و تعالى آسمانها و زمينها و ملايكه را آفريد ملايكه صد سال مكث كرده تسبيح و تقديس نميدانستند، و چون ما و شيعه ما تقديس و تسبيح مى‏كرديم ملائكه از آن دانستند و تسبيح مينمودند، و باقى اذكار اين چنين، پس موحدان ما بوديم كه غير ما موحد نبود، و سزاوار است بر خداى تعالى آنكه همچنان كه ما را اختصاص داده شيعه ما را نيز اختصاص دهد بآن كه فرود آرد ما را و شيعه ما را در اعلى عليين، بدرستى كه حق سبحانه و تعالى برگزيده ما را و شيعه ما را پيش از آنكه اجسام را بوجود آرد، پس خواند ما را اجابت كرديم، و آمرزيد ما را پيش از آنكه استغفار كنيم خداى را[2]

🔅🌼نور هم عطر و روغن دارد🌼🔅

🌷خدای خلّاق علیم، روغن نور اهل بیت علیهم السلام را گرفت و عطر نورش را استخراج کرد و شیعه پدیدار شد.

🌷مفهوم فشار بر نور با معادلات جهان مادی قابل درک نیست، آیا امکان درک این جذبه عظیم و عجیب که بر نور وارد شد، هست؟! آن هم جذبه‌ای خاص! چه عالمی دارد آن فشار و آن جذب و آن مقام والا!

🌷شیعه، عصاره نور اهل بیت علیهم السلام است، تسبیح و تقدیس و تهلیل و تمجید انوار شیعه به تسبیح و تقدیس و تهلیل و تمجید انوار اهل بیت  علیهم السلام متصل و مرتبط بود، هم‌آهنگ و هم‌آوا بود، به فوریت و بدون هیچ فاصله، نور مثل تاری بود که نوایش ذکر عظیم خدا بود،  

🌷ظرایف و لطایف انتشار ذکر الهی در حالیکه محلی برای انتشار آن نبود از اسرار ناشناخته است؛ زمانی برای نبود تا عامل بسط و تجزیه آن باشد، «ذکر پکپارچه و وحدت کلام» چگونه قابل تصور است. ذکر نور چگونه ذکری است؟!  چرا که در آن افق اول نه زمانی بود و نه مکان؛ چرا که هنوز در آن افق اولیه زمان و مکان پدیدار نگشته بود.

🌷افشره نور الهی و طنین ذکر الهی از نهاد آن افشره و جلوات جرقه‌های انوار و نشاط بندگی در آن خلوت اولیه هستی عجب عالمی داشته!

🌷عصاره گیری از نور اوّل بمنزلت عصاره‌گیری از عصاره است، این امر یعنی، سرّ السرّ، چگونه از حقیقتی صلب و دارای وحدت، عصاره گیری می‌شود، ما شاء الله و فتبارک الله.

🌷شیعه یعنی، عطر و صفای جهان هستی.

🌷انتشار در منطقه لامکان و لازمان از جنس انتشار نیست، تنگنای کلمات مانع از یافتن واژه مناسب آن جایگاه فوق آفاق و فارغ از آفاق است.

🌷عالی‌ترین نوا و آوا و آهنگ و موسیقی هستی و ذکر تسبیح و تقدیس و تهلیل و تمجید، طنین انوار اولین است.

هماهنگی عصاره جان با جان جان محض فوق ارادی است. هماهنگی است به فوق ارادگی.

🌷پاسخ آنی به تسبیح مُسبّحان اولین، بی هیچ فاصله زمانی است هماهنگی مطلق ساز و آواز است.

🌷حقیقت ذکر اولین، در آن منظر فوق آفاق از جنس الفاظ نیست؛ آنچه دارای وحدت است خودش همان ذکر تسبیح است، همان تندیس تسبیح و تقدیس و تهلیل و تمجید و توحید است.

🌷راستی نور چگونه حنجره‌ای دارد؛ نور با خودش و حنجره‌ و ذکرش یکی است. مطلق نور همان مطلق حنجره و همان مطلق آواست.

🌷راستی معنای تسبیح در آن منظر فوق آفاق که جز نور و و نوای تسبیح آفریده‌ای نیست چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟! از چه تسبیحش می‌کنیم، آیا از هیچ؟!

🌷شیعه پیشتاز ذکر خدا بود پیش از آفرینش ملائک، و ملائک به مکث صد ساله آن هم، سال بی‌زمان، ملائک برای گشایش زبان ذکر ایستادند تا پرورش یابند، این امر نشان عظمت شیعه بر فرشتگان دارد؛ ملائک صد سال آموزش دیدند تا لایق ذکر گوی خدا شوند.

🌷مفهوم ذکر در آن افق اولیه، فراتر از فهم است.

🌷شور و شیدایی میان خالق و انوار اولیه خارج از قدرت وصف است.

🌷ملائک می‌بایست در کلاس تسبیح تعلیم می‌یافتند. یعنی، کلاس آموزش و پرورش و عالی و متعالی برای ملائک برای آغاز بندگی. می‌بایست به رشد و بالندگی می‌رسیدند و توان بندگی و عشق‌بازی با معبود را می‌یافتند.

🌷آری برای تسبیح‌گویی اذن خدا لازم است. اوست که همه را ذاکر ذکر خودش می‌کند.

🌷حدیث خلقت اولین نشان می‌دهد که ملائک در کلاس «شیعیان در محضر انوار اولین» شرکت داشتند.

🌷 شیعه در تسبیح، متصل به قلب و جان تسبیح خدا بود؛ قلب و لب یکی بودند.

🌷شیعه نیز مصطفای خداست.

🌷تاثیر آنی «کائنات شیعه» رمز اثبات حقیقت شیعه است، این ارتباط فارغ از هرگونه محدودیت است.  هم‌آوایی و هماهنگی با امام در هر طبقه جهانی چه در مقام خلقت اولین و چه در این جهان مادی جریان دارد.

🌷مفهوم مغفرت قبل از ظهور گناه، معنای اصلی و حقیقی مغفرت را به فراتر از بخشش از معاصی می‌رساند. مغفرت از چه، آیا مغفرت از آنچه هیچ است و هنوز بوجود نیامده است.

🌷حقیقت شیعه میان خلقت‌های متوالی یکی بعد از دیگری مستور است.

🔅🌼اعصاب مرئی و نامرئی میان مومنین🌼🔅

🌸🔆عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ قَالَ: تَنَفَّسْتُ بَيْنَ يَدَيْ أَبِي جَعْفَرٍ ع ثُمَّ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَهْتَمُّ مِنْ غَيْرِ مُصِيبَةٍ تُصِيبُنِي أَوْ أَمْرٍ يَنْزِلُ بِي حَتَّى يَعْرِفُ ذَلِكَ أَهْلِي فِي وَجْهِي وَ يَعْرِفُهُ صَدِيقِي قَالَ نَعَمْ يَا جَابِرُ قُلْتُ وَ مِمَّ ذَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ وَ مَا تَصْنَعُ بِذَاكَ قُلْتُ أُحِبُّ أَنْ أَعْلَمَهُ فَقَالَ يَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ‏ طِينَةِ الْجِنَانِ‏ وَ أَجْرَى فِيهِمْ مِنْ رِيحِ رَوْحِهِ فَلِذَلِكَ الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ فَإِذَا أَصَابَ تِلْكَ الْأَرْوَاحَ فِي بَلَدٍ مِنَ‏ الْبُلْدَانِ شَيْ‏ءٌ حَزِنَتْ عَلَيْهِ الْأَرْوَاحُ لِأَنَّهَا مِنْه‏[3]

🌸🔆امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: خداوند، مؤمنان را از خاك بهشت آفريد و از روح خود در آنان دميد، از اين رو مؤمن با مؤمن، برادرِ پدر و مادرى است پس هر گاه كه به يكى از آنان در ديارى اندوهى برسد، ديگرى هم در غم او اندوهگين مى شود.

🌸🔆عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ لِأَنَّ اللَّهَ خَلَقَ طِينَتَهُمَا مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ هِيَ مِنْ‏ طِينَةِ الْجِنَانِ‏ ثُمَّ تَلَا رُحَماءُ بَيْنَهُمْ‏ فَهَلْ يَكُونُ الرَّحِمُ إِلَّا بَرّاً وَصُولًا وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ وَ أَجْرَى فِيهِمَا مِنْ رَوْحِ رَحْمَتِهِ‏.[4]

وَ عَنْهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّيَّارِيِّ وَ حَسَنِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ طِينَةِ جِنَانِ السَّمَاوَاتِ وَ أَجْرَى فِيهِمْ مِنْ رَوْحِ رَحْمَتِهِ فَلِذَلِكَ هُوَ أَخُوهُ لِأَبِيهِ وَ أُمِّه‏[5]

🌸🔆عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَهْلٍ الْهَمَدَانِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَ اللَّهُ طِينَةَ الْمُؤْمِنِ قَالَ مِنْ طِينَةِ الْأَنْبِيَاءِ فَلَنْ يُنَجِّسَ أَبَدا[6]

🌷مومن نسبت به مومن دیگر برادرند، برادر برادر، برادر خواهر، خواهر خواهرند.

🌷مومن نسبت به امام مومنان حکم فرزند را دارا هستند.

🌷مومن با غم مومن دیگر دلش می‌شکند، هر چند یکی در غرب و دیگری در شرق باشد.

🌷با حزن امام، دل مومن پاره می‌گردد، هر چند که در خارج از بعد زمانی و مکانی باشند، هر چند به قرون متوالی از هم فاصله داشته باشند. راز در هم شکستگی قلوب مومنان با غم عاشورا همین است. زمان و مکان نمی‌تواند عایق میان مومنان و امام مومنان باشد.

🌷رشته ارتباطی میان مومنان با اعصاب خاصی است اعصاب درون مکانی و برون مکانی و اعصاب زمانی و برون زمانی. مومنان در هم پیچیده و در هم سرشته‌اند.

🌷مومن با مومنون به هم تکینگی هستند. آنها مثل قلب واحد و روح واحدند و پیکر واحد.

🌷مومن از زمان و مکان پیش افتاده.

🌷پدر هر مومن و مومنه‌ای با او برادر و مادرش  خواهر اوست.

🌷مومن در طول سفر بندگی در گذر از جاده بهشت، با بهشت هم‌سرشت گشته، به واقع مومن بهشت عالمیان است، عطر و نسیم بهشتی از جان او به ارتعاش و تراوش است. مومن منبع زیبایی و لذت و صفا و لطافت است.

🌷مومنون مثل سامانه واحدند هیچ مومنی جدا از مومن دیگر نیست همانطوری‌که هیچ عضوی از اعضای بدن جدا از دیگری نیست، دیده از سامعه و قلب و کبد و … جدا نیستند.

🌷سلسله اعصاب مومنین به همدیگر گره خورده در هم تنیده گشته، مومنان عصبه‌اند. مومنون مرز جغرافیایی ندارند به هم پیوسته اند. مومنان نسبت به هم دارای اعصاب زمانی و فرازمانی‌اند.

🌸🔆راز و زیبایی دعای استنشاق: اللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنِي‏ رِيحَ‏ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَشَمُّ رِيحَهَا وَ طِيبَهَا

🔅🌼 ته دیگ 1402.9.2🌼🔅

🌷علوم امروزی سوار بر مرکب جهل است

🌷خوف عدم اجابت بر رونق عبادت و بندگی می‌افزاید

🌷خوف ما از عدم اجابت دعا نه بخاطر عدم اعتماد به خدا بلکه بخاطر حس عدم شایستگی برای اجابت است.

🌷راز بخشش گناهان  گذشته «غفران ماتقدم» و گناهان آینده «غفران ماتأخر» یا به عدم ارتکاب گناه و یا ضمانت توفیق توبه در آینده است اما نسیان خوف، گستاخی ارتکاب گناه را به دنبال خواهد داشت و موجب عصیان می‌گردد و راه پیشرفت را کند می‌نماید.

🌷بشری که به دنبال کشف موجودات فرازمینی است، هنوز عمق اقیانوس‌های زمین را کشف نکرده و از موجوداتش خبری ندارد.

🌷لزومی ندارد که موجودات فرازمینی از عناصر مرئی و یا از جثه انسانی برخوردار باشد چه بسا میکروسکپی و یا ماکروسکپی باشند، که هستند.

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌼


[1] جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ؛ ص9 شعيري، مطبعة حيدرية – نجف، چاپ: اول، بى تا.

[2] كشف الغمة / ترجمه و شرح زواره‏اى ؛ ج‏2 ؛ ص14  اربلى، انتشارات إسلامية – تهران، چاپ: سوم، 1382 ش.

[3] المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص133  برقى، دار الكتب الإسلامية – قم، چاپ: دوم، 1371 ق.

[4] المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص133  برقى، دار الكتب الإسلامية – قم، چاپ: دوم، 1371 ق.

[5] المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص134  برقى، دار الكتب الإسلامية – قم، چاپ: دوم، 1371 ق.

[6] المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص133  برقى، دار الكتب الإسلامية – قم، چاپ: دوم، 1371 ق.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.