جام جان

با  تصور  این  که  اسماء  حسنا  و  صفات  غیر  از  همند،  و  اسماء  از  یک  اسم  پدید  آمده  اند،  آیا  صفات  هم  قابل  بسط  دادن  هستند  یا  خیر؟

با تصور این که اسماء حسنا و صفات غیر از همند، و اسماء از یک اسم پدید آمده اند، آیا صفات هم قابل بسط دادن هستند یا خیر؟

- اندازه متن +

سوال944 :
بسم الله الرحمن الرحیم
1- اسم های خدا بر خلقش جاریست و صفاتش بر خودش. فالصفات له و أسماؤها جارية على المخلوقين مثل السميع و البصير و الرءوف و الرحيم و أشباه ذلك و النعوت نعوت الذات لا تليق إلا بالله تبارك و تعالى‏
2- علاوه بر آن، طبق احادیث ، تمام اسم های حسنا از یک اسم پدید آمده اند. و چرا نباید اسم ها را بسط داد؟
3- حالا با تصور این که اسماء حسنا و صفات غیر از همند، و اسماء از یک اسم پدید آمده اند، آیا صفات هم قابل بسط دادن هستند یا خیر؟ و اگر بسط داده نشوند، آیا محدودیت در صفات پدید می آید؟ و اگر صفات را بسط دهیم، آن گاه رحمت و غضب عین هم می شوند یا خیر؟
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ944
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🔆🔅🌱اگر الله دارای صفات باشد این سوال پیش میاید که کدام صفات؟ به یقین هر صفتی که عقل و فهم بشر به آن آشنا باشد پروردگار غیر آن را دارا خواهد بود! پس به ناچار هر صفت معلوم و مجهول و بیان شده و نشده و وصف شدنی را بایستی از ذاتش نفی نمود چرا که او از آن منزه است!
🔆🔅🌱تنها میماند وصفی که تنها معلوم ذات الله است، لا غیر که تنها آن، شایسته ذات اوست.
🔆🔅🌱کسی نمیتواند از ذات الله خبر دار شود، به زبان عامیانه اینکه کسی نمیتواند او را وصف نماید، تنها خود اوست که از خود آگاه است! و این آگاهی مختص ذات کبریایی است و این اختصاص، حقیقی است، پس ما کدام صفت را ما عین ذاتش میپنداریم درحالیکه هیچ راهی نسبت به آن نداریم! این است کلام معصوم علیه السلام:
🌸🔅🌱 «يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ إِلَّا هُو
تفسير القمي، ج‏1، ص: 353
🌸🔅🌱 يا مَنْ يَعْلَمُ كَيْفَ هُوَ إِلَّا هُوَ يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ مَا هُوَ إِلَّا هُوَ يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ مَا يَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ
إقبال الأعمال (ط – القديمة)، ج‏1، ص: 344
🌸🔅🌱 يا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ مَا هُوَ وَ لَا أَيْنَ هُوَ وَ لَا حَيْثُ هُوَ وَ لَا كَيْفَ هُوَ إِلَّا هُو
مهج الدعوات و منهج العبادات، ص: 153
🌸🔅🌱 ضلَّتْ فِيكَ الصِّفَاتُ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَكَ النُّعُوتُ، وَ حَارَتْ فِي كِبْرِيَائِكَ لَطَائِفُ الْأَوْهَام‏
🔆🔅🌱پس صفات در مسیر وصفش راه گم کرده اند و نعت و توصیف در پیشگاهش گسسته است و لطایف و ظرایف و دقایق عقلها و اندیشه ها در برابر بزرگی بی مثالش حیران و سرگردان اند! باز سوال این است ! کدام صفات! هر آن که را که ما صفاتش بیابیم نشان اوست نه صفات او! اما خود او میداند که کیست و از خود آگاه است و هیچ کس به او آگاه نیست چرا که هر که غیر اوست، نشان و آفریده ی اوست و نشان های او ابزار و اسباب نشانهایش هستند که عقلها و اندیشه ها هم جزء آن است و از مسیر نشان و آیه و آفریده خارج نیست! یعنی عقل و به دنبالش تعقل و همچنین معقولات هم آفریده ی اوست، یعنی هر وصفی که از او به عقلها میرسد تلالؤ آیت اوست، لاغیر، پس او از هر چه صفات است منزه است!
🔆🔅🌱نکته ی دیگر اینکه نردبان توحید پله ها دارد، آخرین پله اش نفی الصفات از ذات بی مثال اوست، در پله های پایین تا راه به پله های بالا گشوده نشده ملامتی نیست اگر مخلوق الهی برای آرامش خاطرش کمالات و صفات والا را به ذات بی نیاز از صفاتش نسبت دهد! تقصیری نداریم، دانش آموز مکتب اهل بیت ایم و خالق مان را از بالا هم بالاتر و از کمالات هم کاملتر و اکمل و فوق اکمل میدانیم!
🌸🔅🌱 عنْ هَارُونَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ التَّوْحِيدِ فَقَالَ هُوَ عَزَّ وَ جَلَّ مُثْبَتٌ مَوْجُودٌ لَا مُبْطَلٌ وَ لَا مَعْدُودٌ وَ لَا فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ صِفَةِ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ نُعُوتٌ وَ صِفَاتٌ فَالصِّفَاتُ لَهُ وَ أَسْمَاؤُهَا جَارِيَةٌ عَلَى الْمَخْلُوقِينَ مِثْلُ السَّمِيعِ وَ الْبَصِيرِ وَ الرَّءُوفِ وَ الرَّحِيمِ وَ أَشْبَاهِ ذَلِكَ وَ النُّعُوتُ نُعُوتُ الذَّاتِ لَا تَلِيقُ إِلَّا بِاللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ اللَّهُ نُورٌ لَا ظَلَامَ فِيهِ وَ حَيٌّ لَا مَوْتَ لَهُ وَ عَالِمٌ لَا جَهْلَ فِيهِ وَ صَمَدٌ لَا مَدْخَلَ فِيهِ رَبُّنَا نُورِيُّ الذَّاتِ حَيُّ الذَّاتِ عَالِمُ الذَّاتِ صَمَدِيُّ الذَّاتِ.
التوحيد (للصدوق)، ص: 140

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply