پرش به محتوا

notifications_active جلسه هفتگی مشکات نور: پنج‌شنبه‌ها ساعت 20:۳۰ در مسجد حاج رضا

1405/03/10 زیارت جامعهٔ کبیره سطح: متوسط

نور بدون نار

مدرس: استاد علی ساعی (عبدالله مشکات) • کانون فرهنگی سروش بامدادان • ۲۰ بار مشاهده

امام علی النقی الهادی (ع) نوری بدون نار و راهنمای سلوک است که معرفت و محبت او، انسان را به کمال می‌رساند و از تشبیه خدا به مخلوقات بازمی‌دارد. او حجت خدا و واعظ باطن است که انسان را به سوی خودیابی و درک حقیقت هدایت می‌کند.

استماع صوت کامل درس‌گفتار

نور بدون نار

درس‌گفتار سلسله مباحث مشکات نور • استاد علی ساعی
1405/03/10 حجم: ۲۴.۷ مگابایت زیارت جامعهٔ کبیره
۰۰:۰۰ --:--

متن مکتوب و پیاده‌شده درس‌گفتار

سلسله معارف مشکات نور

🌼🔆🌼اسوه کامل بنده کامل🌼🔆🌼

🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹

🔅🌹 «راز امامت امام علی النقی الهادی علیه السلام »  «راز حس تمام »  « آزمون فطرت» « راز متشابهات»  « شب ولادت امام علی النقی الهادی علیه السلام» و … چکیده با تکمله       1405.03.10    علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌹🔅

✳️✅ ❇️ 🔆✨💫🔆

❇️سلوک نقویه

سیر و سلوک از دروازه مقدس امام علی النقی الهادی علیه السلام به حریم مقدس و بیکران حجج الهی

❇️خطیب شیعیان

امام علی النقی الهادی علیه السلام «خطیب شیعیان و مزوّج حور» هستند، یعنی جراح اعصاب زیبائی و لذت در جان آدمی‌اند!

منزلت هادی منزلت «حجاب الرّفعة» است، راز سربلندی و اوج و خیز بندگی!

❇️بی اثابت نار می‌درخشد

امام علی النقی الهادی علیه السلام همان درخشش ازلی بدون حرارت هستند، «و لو لم تمسسه نار»

نور تمام و نور بدون نار، بی‌هیچ محرکی، عصاره نورند، شعله خالص و منتخب خدایند!

نوری که برای درخشیدن به محرک نیاز ندارد جز نظر خاص منور النور!

❇️وصف النّقویه

عدم معرفت به ساحت نقوی، خسران آشکار دنیوی و اخروی از موهبت نقوی است!

امام علی النقی الهادی علیه السلام یک شأن اعظم الله «کل یوم هو فی شأن» است!

امام علی النقی علیه السلام یک فرا عضو نقوی و فرا عصب اعظم جهان اکبر آدمی است! بدون آن انسان ناقص الحیات است!

فقدان ولایت و محبت و معرفت امام هادی علیه السلام با هیچ فدائی پر نمی‌شود!

هر امام یک سرزمین باشکوه ملکوتی است!

باید در سرزمین امامت هر امام سفر کنیم، کاوش کنیم، مقیم شویم! بدون امام انسان بی‌وطن است! آواره است هر چند خبر نداشته باشد!

برای ورود به حریم امامت نیازمند گذرنامه‌ی ویژه‌ایم!

اخذ گذرنامه ورود به سرزمین امامت هر امام ضروری است!

حاجت عظیم الاعظم ما موهبت ائتمام به امامت هر امام است! باید جانانه از خدا این حاجت خود را طلب کنیم!

بدون معرفت و محبت و تبعیت امام، فقیریم!

❇️استماع ملکوت سخن

به آهنگ کلام معصوم گوش فرا دهید! به گوش جان و دل! تا حقیقت مبطونش استماع شود!

بهتر و زیباتر از نغمه پرندگان! لطیف‌ترین و دلرباترین! گشاینده فطرت، رویاننده فطرت، به شأن آورنده، راه‌اندازه جوهر وجود! اگر همراهش جمالش را می‌شنیدم! چه می‌شد.

ما  ناخواسته کلام حضرت‌شان را شبیه‌سازی می‌کنیم و همچنین جمالشان را، اگر عین کلامشان را استماع می‌کردیم و جمالشان را زیارت، غوغائی به پا می‌شد.

هر نوائی که از جهاز عظیم وجود امام خارج می‌شود، از میان عظیم‌ترین جهاز نوای هستی، ساز هستی، موسیقی بطنی، ملکوتی!  خارج می‌شود.

چه کسی توان شنیدن دارد؟!

انسان اگر از خود بی‌خود نشود تعجب دارد!

❇️واعظان باطن

به واعظان باطنی خود احترام بگذار!

مرد آن است که واعظان دلش را راه‌اندازی کند!

حجت خدا سید واعظان دل آدمی است!

نور ولیّ خدا در دل مومنان است، نور موعظه‌گر!

به موعظه‌های امام علی النقی الهادی علیه السلام گوش دل نهاده‌ای؟!

واعظان باطنی سفرای الهی در دل تو‌اند،

واعظان دورنی خود را مران طرد نکن شرد مکن!

💫🔆عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ إِذَا أَذْنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ انْمَحَتْ وَ إِنْ زَادَ زَادَتْ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَى قَلْبِهِ فَلَا يُفْلِحُ بَعْدَهَا أَبَداً.

💫🔆أَشَارَ بِقَوْلِهِ ص‏ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً جَعَلَ لَهُ وَاعِظاً مِنْ‏ قَلْبِهِ.

💫🔆وَ بِقَوْلِهِ ص‏ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ قَلْبِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ.[1]

🔆از ابو بصیر نقل شده که گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‌فرمود: «چون انسان گناهی کند، نقطه‌ای سیاه در دلش پدید آید. پس اگر توبه کند، آن نقطه محو گردد؛ و اگر (بر گناه) بیفزاید، آن نقطه نیز فزونی یابد تا آنکه بر دل چیره شود، که دیگر پس از آن هرگز رستگار نشود.»

و اشاره است به فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله که: «هرگاه خدا برای بنده‌ای خیری بخواهد، از درون دلش واعظی برای او قرار دهد.»

و نیز به فرموده آن حضرت که: «هرکه از دل خود واعظی داشته باشد، از جانب خدا نگهبانی بر او خواهد بود.»

✨🔆الشمس : 8   فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها

🔆سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است،

💫🔆أَشْهَدُ أَنَّكَ تَسْمَعُ‏ كَلَامِي‏ وَ تَشْهَدُ مَقَامِي، وَ أَشْهَدُ لَكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ بِالْبَلَاغِ وَ الْأَدَاءِ، يَا مَوْلَايَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ، يَا أَمِينَ اللَّهِ، يَا وَلِيَّ اللَّهِ، أَنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ ذُنُوباً قَدْ أَثْقَلَتْ ظَهْرِي وَ مَنَعَتْنِي مِنَ الرُّقَادِ، وَ ذِكْرُهَا يُقَلْقِلُ أَحْشَائِي، وَ قَدْ هَرَبْتُ مِنْهَا إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكَ، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكَ عَلَى سِرِّهِ، وَ اسْتَرْعَاكَ أَمْرَ خَلْقِهِ، وَ قَرَنَ طَاعَتَكَ بِطَاعَتِهِ، وَ مُوَالاتَكَ بِمُوَالاتِهِ، كُنْ لِي إِلَى اللَّهِ شَفِيعاً، وَ مِنَ النَّارِ مُجِيراً، وَ عَلَى الدَّهْرِ ظَهِيراً.[2]

🔆گواهی می‌دهم که تو سخن مرا می‌شناسی و در جایگاهم حاضر هستی، و برای تو ای ولی خدا، گواهی می‌دهم به ابلاغ و ادای رسالت. ای سرور من، ای حجت خدا، ای امین خدا، ای ولی خدا، همانا میان من و خدا گناهانی است که پشتم را سنگین کرده و مرا از خواب بازداشته است، و یادشان اندرونم را به لرزه می‌آورد. و من از آن گناهان به سوی خدا و به سوی تو گریخته‌ام. پس به حق آن کس که تو را بر راز خود امین ساخت، و امر آفریدگانش را به تو سپرد، و اطاعت تو را با اطاعت خود قرین گردانید، و دوستی تو را با دوستی خود همراه ساخت، برای من نزد خداوند شفیع باش، و از آتش دوزخ پناه‌دهنده، و بر روزگار یاری‌کننده باش.

❇️طبقات و درجات تکامل

خدای متعال تمام طبقات و درجات را در یک سفره پهن نفرموده، در سفره‌های مختلف پخش نموده است.

آیا پروردگار متعال نمی‌توانست! تنها در یک درخت با یک میوه طعم و خواص تمام میوه را برویاند؟!

بیشک شجره مادر، ام الثمرات(مادر میوه‌ها) وجود دارد! که تمام درختان و میوه‌ها ترجمه همان میوه‌اند!

علت پخش میوه و طعم آن، ایجاد امکان برای درک و تجربه است!

ستاره مادر

گل مادر

زیبائی مادر

لذت مادر

زمان مادر

مکان مادر

جای بحث ویژه دارد!

❇️اتصال به دل و جوهر هستی

دل، لذت را به دیگر ارکان بدن منتقل می‌کند و هر کدام ترجمه‌ای از لذت را بروز می‌دهند، میزان اتصال آنها به مرکز کیفیت بهره آنها را تعیین می‌کند

جهل را خود بران تا به علم برسی، جهل مانع علم است، جهل، ترس از نور و ترس از پاکی را القاء خواهد نمود!

با علم بیعت کن! با پاکی بیعت کن! با حجت خدا بیعت کن!

❇️حجت خدا راز خود‌یابی

بازیابی، خودیابی، خودفهمی خود، تنها با نور خدا! میسر است.

چگونه از نسیان نفس خلاص شویم؟!

من که من خود را فراموش نمودم، اراده الهی را، قانون الهی را به فراموشی خواهم سپرد.

💫🔆الحشر : 19   وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ

🔆و همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنها را به «خود فراموشى» گرفتار كرد، آنها فاسقانند.

نکته لطیفه: راز «من عرف نفسه فقد عرف ربه» این است که هر کس که خدا را فراموش کرد خودش را از یاد می‌برد، پس هر کس خدا را به نیکی و نورانیت یاد کند خودش را به یاد خواهد آورد به عبارتی خواهد درخشید، زنده خواهد شد،

 نسیان انسان را خاموش می‌کند، ولایت حجت خدا روشنش می‌سازد.

❇️سیر در جان امام سیر در کل جهان هستی است

قرآن و عترت ارض ‌الله هستند!

✨🔆 الأنعام : 11   قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ

🔆 بگو: «روى زمين گردش كنيد! سپس بنگريد سرانجام تكذيب‏كنندگان آيات الهى چه شد؟!»

✨🔆 النمل : 69   قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمينَ

🔆 بگو: «در روى زمين سير كنيد و ببينيد عاقبت كار مجرمان به كجا رسيد!»

✨🔆 العنكبوت : 20   قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ

🔆 بگو: «در زمين بگرديد و بنگريد خداوند چگونه آفرينش را آغاز كرده است؟ سپس خداوند (به همين گونه) جهان آخرت را ايجاد مى‏كند؛ يقيناً خدا بر هر چيز توانا است!

✨🔆 الروم : 42   قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلُ كانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكينَ

🔆 بگو: «در زمين سير كنيد و بنگريد عاقبت كسانى كه قبل از شما بودند چگونه بود؟ بيشتر آنها مشرك بودند!

💫🔆 عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ‏ فَقَالَ: عَنَى بِذَلِكَ أَيِ انْظُرُوا فِي الْقُرْآنِ، فَاعْلَمُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مَا أَخْبَرَكُمْ عَنْهُ.[3]

از ابوالربیع شامی نقل شده که گفت: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ گفتار خداوند عزّوجلّ: «در زمین بگردید و بنگرید که فرجام کسانی که پیش از شما بودند چگونه بود» پرسیدم. فرمود: «منظور از این [آیه] آن است که در قرآن بنگرید، پس بدانید فرجام کسانی که پیش از شما بودند چگونه بود و آنچه [قرآن] درباره ایشان به شما خبر می‌دهد [چگونه است].»

سیر در قرآن صامت و سیر در قرآن ناطق سیر در میان حقایق است.

قرآن یک سرزمین زنده و فارغ از زمان است و عترت نیز همان است.

اهل قرآن چه کسانی هستند؟

راز احصاء هر چیز در امام مبین!

يس : 12   إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ

النبأ : 29   وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ كِتاباً

❇️چرا به سکون و سکوت امامت بسنده‌ایم

رمز امامت برای ما گشوده نشده، ما تنها به صفحه نمایش سکوت امامت ناظریم! ما هنوز طوفان امامت، انفجارات و کهکشانهای امامت را ندیده‌ایم، از باغ امامت نچیده‌ایم!

❇️نام کاربری و رمز عبور امام نقوی

نام کاربری و رمز ورود امام نقوی چیست؟!

❇️جان خود را در دل ارض بسیط امام کشت کنیم

برای زنده شدن در سرزمین امامت کاشته شویم، گل دهیم،

اگر جهان اعظم ما زنده شود! چه می‌شویم! ما هنوز خود را نشناخته‌ایم! نمی‌دانیم ما یک اراده خاص خدائیم!

ما هنوز از اختیار خود به نحود احسن بهره نجسته‌ایم! چون از ظرفیت خود خبر نداریم! بهره دوچرخه سواری از خود برده‌ایم! نمی‌دانیم پرنده فوق کهکشانیم!

جهان ما ساکت و به خواب است! ما خوابگردی می‌کنیم! هوس بیداری نداریم!

❇️راه‌انداز ما امام است

حجت خدا راه‌انداز جهان آدمی است هر یک از حجج بخشی از جهان اعظم ما را بیدار می‌کنند! یعنی، ما باید تحت ولایت و معرفت تک تک حجج قرار داده باشیم! فراموشی هر یک از حجج خسارت آشکار است!

❇️اسوه‌پذیری عینیت پذیری است

اسوه کامل همان بنده کامل است، تا اسوه‌پذیری به کمال خود نرسد بندگی به اکمال نرسد!

اگر اسوه‌پذیری ما بالفعل شود! تبدیل به نمایشی از حضرت می‌شویم، به حقیقتی از حضرت، چراغ و صفحه نمایش حضرت! ترجمه‌ای از حضرت!

زنده شدن حقیقت آدمی! با حجت خدا، تجربه حیات واقعی است!

چرا باید خود را مدفون حیات خاکی کنیم، خاک برای دفن شدن نیست برای شکوفه زدن و بیرون جستن از خاک و سر به آسمان بلند کردن است!

اگر با امام راه‌اندازی شویم، در جهان طوفان خواهیم نمود!

❇️ما از امام غایبیم

مراد از اینکه امام از ما در حجاب هستند! این است که ما هنوز دیده به جمالشان نگشوده‌ایم!

باید تبدیل به بهشت هر امام شویم!

بهشت نقوی و هادوی ویژه آن حضرت است بدیلی ندارد!

❇️جهش با امامت

انسان باید کل جهان شود تا حظ کل جهان برد!

انسان، به واقع یک سامانه اداراک است، یک سیستم علمی، مشیئتی و ارادی متعالی و الهی است!

انسان علوم را از جان جهان استخراج می‌کند! کشف علمی می‌کند.

هر یک از حواس مترجمان علومند!

هر چه قدرت حواس آدمی بالا رود سعه ترجمه علمی ارتقاء می‌یابد!

مناظر و اصوات و آهنگ و مزه و بو و ذوق و لمس همه و همه ترجمه‌های خاصی از علومند!

اگر انسان کل جهان شود حس کل جهان یابد، امام و حجت خدا همان وسیله‌ای است که ما را به این مقام می‌رساند!

ظرفیت کل جهان بالقوه در وجود ما موجود است و با امام به بالفعل می‌رسد!

با امام کل جهان را می‌توان به خدمت گرفت! اگر از انرژی و ظرفیت کل جهان بهره بگیریم، منشا شگفتی‌های عظیم خواهیم بود! هنر واقعی بندگی جلوه خواهد نمود!

❇️اگر مجهز به کل جهانم پس چرا آثاری ندارد!

اگر انسان مجهز است به کل جهاز آفرینش پس چرا فقیرانه در کره زمین می‌گردد؟!

مجهز است امام نرم‌افزار بهره‌برداری را ندارد، حجت خدا همان نرم‌افزار راه‌اندازنده و آگاهنده ما به جهاز آفرینش است(از این هم بالاترند)

✨🔆إبراهيم : 32   اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ

🔆خداوند همان كسى است كه آسمانها و زمين را آفريد؛ و از آسمان، آبى نازل كرد؛ و با آن، ميوه‏ها (ى مختلف) را براى روزى شما (از زمين) بيرون آورد؛ و كشتى‏ها را مسخّر شما گردانيد، تا بر صفحه دريا به فرمان او حركت كنند؛ و نهرها را (نيز) مسخّر شما نمود؛

✨🔆إبراهيم : 33   وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ

🔆و خورشيد و ماه را- كه با برنامه منظّمى در كارند- به تسخير شما درآورد؛ و شب و روز را (نيز) مسخّر شما ساخت؛

✨🔆النحل : 12   وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

🔆او شب و روز و خورشيد و ماه را مسخّر شما ساخت؛ و ستارگان نيز به فرمان او مسخّر شمايند؛ در اين، نشانه‏هايى است (از عظمت خدا،) براى گروهى كه عقل خود را به كار مى‏گيرند!

✨🔆الحج : 65   أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ وَ الْفُلْكَ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحيمٌ

🔆آيا نديدى كه خداوند آنچه را در زمين است مسخّر شما كرد؛ و (نيز) كشتيهايى را كه به فرمان او بر صفحه اقيانوسها حركت مى‏كنند؛ و آسمان [كرات و سنگهاى آسمانى‏] را نگه مى‏دارد، تا جز بفرمان او، بر زمين فرو نيفتند؟ خداوند نسبت به مردم رحيم و مهربان است!

✨🔆لقمان : 20   أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنيرٍ

🔆آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما كرده، و نعمتهاى آشكار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! ولى بعضى از مردم بدون هيچ دانش و هدايت و كتاب روشنگرى درباره خدا مجادله مى‏كنند!

✨🔆الجاثية : 12   اللَّهُ الَّذي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فيهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

🔆خداوند همان كسى است كه دريا را مسخّر شما كرد تا كشتيها بفرمانش در آن حركت كنند و بتوانند از فضل او بهره گيريد، و شايد شكر نعمتهايش را بجا آوريد!

✨🔆الجاثية : 13   وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً مِنْهُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

🔆او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته؛ در اين نشانه‏هاى (مهمّى) است براى كسانى كه انديشه مى‏كنند!

❇️درک جامع و واحد

راز دیدن تمام مناظر خلقت به یکجا و چشیدن طعم کل جهان به یک آن، درک لذت تمام به یک لحظه!

 همه این اهداف با ابر وسیله آن امکان پذیر است! با سبب باید بالا رفت! بدون سبب بالا رفتن غیر ممکن است!

اگر به حبل الله معتصم شویم به اهداف عالیات دست خواهیم یافت!

اسباب الهی را بیاب و بسوی الله پرواز کن!

✨🔆 آل‏عمران : 103   وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

🔆 و همگى به ريسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسيله وحدت‏]، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد؛ شايد پذيراى هدايت شويد.

✨🔆 آل‏عمران : 112   ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ

🔆 هر جا يافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجديد نظر در روش ناپسند خود،) و (يا) با ارتباط به مردم (و وابستگى به اين و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده‏اند؛ و مهر بيچارگى بر آنها زده شده؛ چرا كه آنها به آيات خدا، كفر مى‏ورزيدند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند. اينها بخاطر آن است كه گناه كردند؛ و (به حقوق ديگران،) تجاوز مى‏نمودند.

❇️راز سبب

أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ،

سبب، همان عصب اعظم خلقت است!

این سبب ما را به مقامات بالاتر از مقام ذوالقرنین می‌رساند!

✨🔆غافر : 36   وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لي‏ صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ

🔆فرعون گفت: «اى هامان! براى من بناى مرتفعى بساز، شايد به وسايلى دست يابم،

✨🔆غافر : 37   أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى‏ إِلهِ مُوسى‏ وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبيلِ وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلاَّ في‏ تَبابٍ

🔆وسايل (صعود به) آسمانها تا از خداى موسى آگاه شوم؛ هر چند گمان مى‏كنم او دروغگو باشد!» اينچنين اعمال بد فرعون در نظرش آراسته جلوه كرد و از راه حق باز داشته شد؛ و توطئه فرعون (و همفكران او) جز به نابودى نمى‏انجامد!

✨🔆البقرة : 166   إِذْ تَبَرَّأَ الَّذينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ

🔆در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراه‏كننده) از پيروانِ خود، بيزارى مى‏جويند؛ و كيفر خدا را مشاهده مى‏كنند؛ و دستشان از همه جا كوتاه مى‏شود.

❇️وجود اعلای من

با محمد و آل محمد ص باید نفس بکشیم، حیات و بندگی را به نحو احسن تجربه نماییم؛  نگاه کنیم، احساس کنیم، نماز کنیم، بندگی کنیم و زندگی کنیم، وگر نه برگ جدا شده از شجره طیبه‌ایم!

اسوه‌پذیری مثلیت طلبی است!

✨🔆 الأحزاب : 21   لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً

🔆 مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند.

❇️با نگاه و لسان و لبان حجج الهی بنگریم و تکلم کنیم و حس کنیم

✨🔆 البلد : 8   أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ

🔆 آيا براى او دو چشم قرار نداديم،

✨🔆 البلد : 9   وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ

🔆 و يك زبان و دو لب؟!

تاج آدمی محمد و آل محمد ص، انسان اگر این تاج را فعال کند، با ابر رایانه محمد و آل محمد ص.

💫🔆فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ‏ فِي قَوْلِهِ: يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً قَالَ: هُوَ عَمْرُو بْنُ عَبْدِ وُدٍّ حِينَ عَرَضَ عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ الْإِسْلَامَ يَوْمَ الْخَنْدَقِ وَ قَالَ: فَأَيْنَ مَا أَنْفَقْتُ فِيكُمْ مَالًا لُبَداً، وَ كَانَ أَنْفَقَ مَالًا فِي الصَّدِّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَقَتَلَهُ‏ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ‏ أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ قَالَ: فِي فَسَادٍ كَانَ فِي نَفْسِهِ. أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ‏ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ «وَ لِسَاناً» يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ «وَ شَفَتَيْنِ» يَعْنِي الْحَسَنَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ. [4]

🔆در روایت ابوالجارود از امام باقر علیه السلام دربارهٔ گفتار خداوند (که می‌گوید: «مالی انباشته نابود کردم») آمده است: فرمود: «این سخن عمروم بن عبدود است، هنگامی که علی بن ابی‌طالب علیه السلام در روز خندق او را به اسلام فراخواند. او گفت: “پس آن مالی که در راه (مقابله با) شما انباشته هزینه کردم، چه شود؟” – و او مالی را در بازداشتن مردم از راه خدا خرج کرده بود – آنگاه علی علیه السلام او را کشت. (خداوند می‌فرماید:) “آیا گمان می‌کند که کسی او را ندیده است؟” (یعنی این سخن) درباره فسادی است که در درون خود داشت. (سپس خداوند می‌فرماید:) “آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟” (منظور) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. “و زبانی” یعنی امیر مؤمنان علیه السلام. “و دو لب” یعنی حسنین علیهما السلام.»

❇️سیر در جهان کلام امام علی النقی الهادی علیه‌السلام
❇️ إِنَّ الْخَالِقَ لَا يُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ
💫🔆 أَبِي‏ الْقَاسِمِ‏ إِبْرَاهِيمَ‏ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيِّ عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ الْجُرْجَانِيِّ قَالَ: لَقِيتُهُ ع‏ عَلَى الطَّرِيقِ عِنْدَ مُنْصَرَفِي مِنْ مَكَّةَ إِلَى خُرَاسَانَ وَ هُوَ سَائِرٌ إِلَى الْعِرَاقِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ مَنِ اتَّقَى اللَّهَ يُتَّقَى وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ يُطَاعُ فَتَلَطَّفْتُ فِي الْوُصُولِ إِلَيْهِ فَوَصَلْتُ فَسَلَّمْتُ فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلَامَ ثُمَّ قَالَ يَا فَتْحُ مَنْ أَرْضَى الْخَالِقَ لَمْ يُبَالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقِ وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخَالِقَ فَقَمِنٌ أَنْ يُسَلَّطَ عَلَيْهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقِ وَ إِنَّ الْخَالِقَ لَا يُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّى يُوصَفُ الَّذِي+ تَعْجِزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِكَهُ وَ الْأَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الْأَبْصَارُ عَنِ الْإِحَاطَةِ بِهِ جَلَّ عَمَّا وَصَفَهُ الْوَاصِفُونَ وَ تَعَالَى عَمَّا يَنْعَتُهُ النَّاعِتُونَ نَأَى فِي قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِي نَأْيِهِ فَهُوَ فِي بُعْدِهِ قَرِيبٌ وَ فِي قُرْبِهِ بَعِيدٌ كَيَّفَ الْكَيْفَ فَلَا يُقَالُ لَهُ كَيْفَ وَ أَيَّنَ الْأَيْنَ فَلَا يُقَالُ لَهُ أَيْنَ إِذْ هُوَ مُبْدِعُ الْكَيْفُوفِيَّةِ وَ الْأَيْنُونِيَّةِ  يَا فَتْحُ كُلُّ جِسْمٍ مُغَذًّى بِغِذَاءٍ إِلَّا الْخَالِقَ الرَّزَّاقَ فَإِنَّهُ جَسَّمَ الْأَجْسَامَ وَ هُوَ لَيْسَ بِجِسْمٍ وَ لَا صُورَةٍ لَمْ يَتَجَزَّأْ وَ لَمْ يَتَنَاهَ وَ لَمْ يَتَزَايَدْ وَ لَمْ يَتَنَاقَصْ مُبَرَّأٌ مِنْ ذَاتِ مَا رَكَّبَ فِي ذَاتِ مَنْ جَسَّمَهُ‏ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ مُنْشِئُ الْأَشْيَاءِ  وَ مُجَسِّمُ الْأَجْسَامِ وَ مُصَوِّرُ الصُّوَرِ- لَوْ كَانَ كَمَا يَقُولُ الْمُشَبِّهَةُ لَمْ يُعْرَفِ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِ وَ لَا الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقِ وَ لَا الْمُنْشِئُ مِنَ الْمُنْشَأِ لَكِنَّهُ الْمُنْشِئُ فَرَّقَ بَيْنَ مَنْ جَسَّمَهُ وَ صَوَّرَهُ وَ شَيَّئَهُ وَ بَيْنَهُ‏  إِذْ كَانَ لَا يُشْبِهُهُ شَيْ‏ءٌ قُلْتُ فَاللَّهُ وَاحِدٌ وَ الْإِنْسَانُ وَاحِدٌ فَلَيْسَ قَدْ تَشَابَهَتِ الْوَحْدَانِيَّةُ فَقَالَ أَحَلْتَ ثَبَّتَكَ اللَّهُ‏  إِنَّمَا التَّشْبِيهُ فِي الْمَعَانِي فَأَمَّا فِي الْأَسْمَاءِ فَهِيَ وَاحِدَةٌ وَ هِيَ دَلَالَةٌ عَلَى الْمُسَمَّى‏  وَ ذَلِكَ أَنَّ الْإِنْسَانَ وَ إِنْ قِيلَ وَاحِدٌ فَإِنَّهُ يُخْبَرُ أَنَّهُ جُثَّةٌ وَاحِدَةٌ وَ لَيْسَ بِاثْنَيْنِ وَ الْإِنْسَانُ نَفْسُهُ لَيْسَ بِوَاحِدٍ لِأَنَّ أَعْضَاءَهُ مُخْتَلِفَةٌ وَ أَلْوَانَهُ مُخْتَلِفَةٌ غَيْرُ وَاحِدَةٍ وَ هُوَ أَجْزَاءٌ مُجَزَّأَةٌ لَيْسَ سَوَاءً  دَمُهُ غَيْرُ لَحْمِهِ وَ لَحْمُهُ غَيْرُ دَمِهِ وَ عَصَبُهُ غَيْرُ عُرُوقِهِ وَ شَعْرُهُ غَيْرُ بَشَرِهِ وَ سَوَادُهُ غَيْرُ بَيَاضِهِ وَ كَذَلِكَ سَائِرُ جَمِيعِ الْخَلْقِ فَالْإِنْسَانُ وَاحِدٌ فِي الِاسْمِ لَا وَاحِدٌ فِي الْمَعْنَى‏ وَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ وَاحِدٌ لَا وَاحِدَ غَيْرُهُ وَ لَا اخْتِلَافَ فِيهِ وَ لَا تَفَاوُتَ وَ لَا زِيَادَةَ وَ لَا نُقْصَانَ فَأَمَّا الْإِنْسَانُ الْمَخْلُوقُ الْمَصْنُوعُ الْمُؤَلَّفُ- فَمِنْ أَجْزَاءٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ جَوَاهِرَ شَتَّى غَيْرَ أَنَّهُ بِالاجْتِمَاعِ شَيْ‏ءٌ وَاحِدٌ … .[5]

💫🔆 ابوالقاسم ابراهیم بن محمد علوی از فتح بن یزید جرجانی نقل کرده است که گفت: در مسیر بازگشتم از مکه به خراسان، در راه با امام (علیه السلام) برخورد کردم که عازم عراق بود. از ایشان شنیدم که می‌فرمود: «هرکس از خدا پروا کند، از او پروا می‌شود، و هرکس خدا را اطاعت کند، اطاعت می‌شود.» پس کوشیدم تا به محضر ایشان برسم. چون نزدیک شدم، سلام کردم و ایشان پاسخم را دادند. سپس فرمودند: «ای فتح! هرکه خالق را خشنود سازد، از خشم مخلوق باکی ندارد؛ و هرکه خالق را به خشم آورد، سزاوار است که خشم مخلوق نیز بر او چیره گردد. همانا خالق را جز به صفاتی که خود وصف کرده، نتوان وصف نمود. چگونه وصف شود آنکه حواس از درکش عاجز است و اوهام از رسیدن بدان ناتوان و اندیشه‌ها از تحدیدش قاصر، و دیدگان از احاطه بر او بازمانده؟! برتر است از آنچه وصف کنندگان وصف می‌کنند و متعالی‌تر از آنچه نعت‌کنندگان می‌گویند. در نزدیکی‌اش دور است و در دوری‌اش نزدیک؛ پس او در دوری خود نزدیک و در نزدیکی خود دور است. چگونگی را پدید آورد، پس به او “چگونه” گفته نشود؛ و مکان را پدید آورد، پس به او “کجا” گفته نشود، چرا که او پدیدآورنده چگونگی و مکان‌مندی است.

ای فتح! هر جسمی با غذایی تغذیه می‌شود، مگر خالق روزی‌دهنده که او اجسام را جسمانی گردانید در حالی که خود جسم نیست و نه صورتی دارد؛ نه جزءپذیر است و نه محدود، نه افزایش می‌یابد و نه کاهش؛ منزه است از آنچه در ذات هرکه او را جسم پنداشته، ترکیب یافته است. اوست لطیف آگاه، شنوای بینا، یگانه یکتا، صمد. نه زاده است و نه زاده شده، و نه هیچ‌کس او را همتا بوده است. پدیدآورنده اشیاء، جسمانی‌کننده اجسام، صورت‌بخش صورتها. اگر چنان بود که مشبهه می‌گویند، خالق از مخلوق و روزی‌دهنده از روزی‌خورده و پدیدآورنده از پدیدآمده بازشناخته نمی‌شد. بلکه او پدیدآورنده است؛ میان آنکه جسمانی و صورت‌مند و شیء کرده، با خود جدایی انداخت، زیرا هیچ چیز با او همانند نیست.

گفتم: پس خدا یکی است و انسان نیز یکی است. آیا یگانگی با هم تشابه ندارد؟

فرمود: به خطا رفتی، خدا تو را ثابت قدم بدار! تشابه در معانی است؛ اما در نام‌ها، یکسانند و دلالت بر مُسَمّی دارند. چون انسان هرچند گفته می‌شود “یک” است، مراد این است که کالبدی یکپارچه است و دو تا نیست؛ ولی خود انسان به حقیقت یکی نیست، زیرا اعضایش مختلف و رنگ‌هایش گوناگون است؛ اجزایی جدا از هم دارد نه یکسان: خونش غیر از گوشتش، گوشتش غیر از خونش، عصبش غیر از رگهایش، مویش غیر از پوستش، سیاهی‌اش غیر از سفیدی‌اش، و همچنین سایر آفریدگان. پس انسان در نام یکی است نه در معنا. اما خداوند جل جلاله یکی است و جز او یکی نیست؛ نه اختلاف در او راه دارد، نه تفاوت، نه افزایش و نه کاهش. اما انسان آفریده شده، ساخته شده، ترکیب یافته از اجزای مختلف و گوهرهای پراکنده است، که با اجتماع، چیزی واحد است… .

❇️حل متشابهات

🌹 «نسبت ید الله با قدرت الله» مثل «نسبت قدرت الله با ذات الله» است و آنهم مثل «نسبت ذات با هو» است، و هیچ کس را از «هو» خبردار نیست که به وصف ناید.

🌹 و «نسبت علم الله با ذات الله» آخرین درجه ارتباطی موجودات با «هو»یت اوست، و علم پیشا آیه حضرت «هو» است.

🌹 تمام «عبارات و اشارات و لطایف» در وصف پرودگار همچون راههائی برای رسیدن به این حقیقت والاست که او بزرگتر از آن است که به وصف آید!

 آیا میتوانی بیندیشی که، در وصف پروردگار سر کدامین کتاب و کلاس قرار داری، سر کلاس عباراتی و یا …

🌹 بدون عترت در تفسیر و تاویل توصیفات و آیات قرآن ناتوان خواهیم بود! هر توصیفی باید تفسیر و تاویل شود.

🌹 امکان جدائی از تشابه در عالم متشابهات نیست، چرا که هر فهمی از مسیر دل و عقل گذر میکند و قلبی و عقلی میگردد یعنی شبیه‌سازی عقلی می‌شود، خروج از تشبیهات برای ما خاموشی است، صرف درک این حقیقت، تفسیر «الله اکبر» را برای ما مشخص می سازد.

🌹 از این راه تشابه و عقل و دل باید گذر نمود!

❇️متشابهات امتحان فطرت

✨🔆البقرة : 26   إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيي‏ أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدي بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقينَ

🔆خداوند از اين كه (به موجودات ظاهرا كوچكى مانند) پشه، و حتى كمتر از آن، مثال بزند شرم نمى‏كند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده‏اند، مى‏دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها كه راه كفر را پيموده‏اند، (اين موضوع را بهانه كرده) مى‏گويند: «منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟!» (آرى،) خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى‏كند؛ ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى‏سازد!

در امتحات متشابهات فقط فاسقان بازنده‌اند!

متشابهات تنها بر فطرت خاموش تشابه ایجاد می‌کند، مشتبه می‌شود، به شبهه می‌اندازد! فطرت پاک به نیکی متشابهات را به محکمات تاویل می‌کند!

هر دلی در برابر متشابهات واکنش نشان می‌دهد! متشابهات همچون عبارات رمزی هستند!

متشابهات قرانی که با محکمات قرانی حل می‌شود، به واقع کلاس ویژه‌ای است که با آن دروس متشابهات تکمیل تا بتوانیم در برابر هر گونه القائات جهلانی و شیطانی و نفسانی مقاومت نموده و حقیقت را بشناسیم!

هر که متشابهات را حل کند در حقیقت شناسی و امام شناسی موفق خواهد بود.

واکنش دل در برابرتشابهات اساس هدایت و یا ضلالت آدمی است! واکنش نیکو موجب اصلاح از خطا و اشتباه است!

باید تشابهات محکم‌کاری شوند!

تشابهات اشاره به اموری ماورای فکر و خیال و درک ما دارند!

❇️درجات تشابه

متشابهات درجاتی دارند، هر صفتی نسبت به ذات حضرت وحید متشابه است،

تشابهاتی که حضرت الله به لحاظ مراعات بشر توصیفش را با آنها مجاز شمرده و تشابهاتی که بایستی با محکمات تاویل شود و تشابهاتی که نباید استفاده شود!

همچنین بعضی توصیفات نسبت به بعضی دیگر تشابه دارند!

تنزیه مطلق همان مقام «کمال الاخلاص» است که به «نفی الصفات» ختم می‌گردد.

✨🔆آل‏عمران : 7   هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ

🔆او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است؛ كه اساس اين كتاب مى‏باشد؛ و قسمتى از آن، «متشابه» است اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏طلبند؛ در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند (و اين حقيقت را درك نمى‏كنند).

❇️نقد دیدگاه مُشَبِّهَه

صاحبان این دیدگاه معتقدند صفات الهی و صفات مخلوقات از نظر معنا و مصداق با یکدیگر تفاوتی ندارند و دقیقا به یک معنا به کار می‌روند.

این گروه از این جهت که اوصاف خداوند را به اوصاف مخلوقات تشبیه می‌کنند «اهل تشبیه» یا « مشبهه» نامیده شده‌اند.

این گروه معتقدند خداوند نیز مانند انسان دارای اعضاء و جوارح است و اگر خداوند بصیر است با چشم می‌بیند و همچنین درباره سایر صفات.

این گروه عمدتا ظاهر برخی از آیات و پاره‌ای از روایات را مورد استناد خود قرار می‌دهند.

❇️تشابه: ان الله خلق آدم علی صورته

یعنی حضرت آدم به شکل و صورت خداوند خلق شده است.

مضاف واقع شدن صورت برای ذات الهی به لحاظ احترام و تعظیم است! خدای متعال منزه از آن است که دارای صورت باشد! این نوع اضافه مثل «بیت الله» و «روح الله» است. اضافه «اضافه تشریفیه و اکرامیه» است.

❇️تشابه: روح الله، وجه الله، صورة الله

💫 عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَمَّا يَرْوُونَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ‏ عَلَى‏ صُورَتِهِ‏ فَقَالَ هِيَ صُورَةٌ مُحْدَثَةٌ مَخْلُوقَةٌ وَ اصْطَفَاهَا اللَّهُ وَ اخْتَارَهَا عَلَى سَائِرِ الصُّوَرِ الْمُخْتَلِفَةِ فَأَضَافَهَا إِلَى نَفْسِهِ كَمَا أَضَافَ الْكَعْبَةَ إِلَى نَفْسِهِ وَ الرُّوحَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ‏ بَيْتِيَ‏ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‏.[6]

🔆محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره آنچه [برخی] روایت می‌کنند که «خداوند، آدم را بر صورت خود آفرید» پرسیدم. امام فرمود: آن، صورت و شکلِ محدَث (حادث) و مخلوقی است که خداوند آن را برگزید و بر دیگر صورت‌های گوناگون برتری داد و آن را به خود نسبت داد، همان‌گونه که کعبه و روح را به خود نسبت داد و فرمود: «خانه‌ی من» و «از روح خود در او دمیدم».

☘️شرح و تفسیر:

این حدیث بسیار مهم، به شبهه‌ای قدیمی درباره «تشبیه» پاسخ می‌دهد و تفسیر صحیحی از روایت «خَلَقَ اللهُ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ» ارائه می‌کند.

۱. ریشه شبهه:

برخی — به ویژه اهل حدیث افراطی — از ظاهر این روایت، شباهت جسمانی بین خدا و انسان را برداشت کرده و خداوند را به شکل انسان تصور کردند که با تنزیه الهی منافات دارد.

۲. پاسخ امام باقر (ع): تنزیه و تبیین صحیح:

امام (ع) با صراحت هرگونه تشبیه را رد می‌کنند و تفسیری دقیق ارائه می‌دهند:

☘️«هِیَ صُورَةٌ مُحْدَثَةٌ مَخْلُوقَةٌ»: این «صورت»، حادث و مخلوق است. بنابراین، نمی‌تواند ذات غیر قابل وصف و درک خدا باشد. این جمله، نفی صریح تشبیه است.

☘️«اصْطَفَاهَا اللَّهُ وَ اخْتَارَهَا»: این صورت، برگزیده‌ی خداوند از میان همه صورت‌های ممکن است. یعنی شکل و هیئت خاصی که انسان دارد (ایستاده، با اعضای خاص) برگزیده خداوند برای تجلی روح اوست.

☘️«فَأَضَافَهَا إِلَى نَفْسِهِ»: خداوند این صورت مخلوق و برگزیده را به خود نسبت داده است (اضافه تشریفی). این به معنای «شباهت ذاتی» نیست، بلکه به معنای «انتساب خاص و شرافت» است.

تشبیه برای توضیح: امام برای روشن‌تر کردن مطلب، به دو مثال واضح اشاره می‌کنند:

☘️«کَعْبَه»: خداوند می‌فرماید: «بَیْتِی» (خانه‌ی من). آیا کعبه، مکانی است که خدا در آن ساکن است؟! قطعاً نه. این، اضافه تشریفی و نشان‌دهنده شرافت و انتساب خاص است.

☘️«رُوح»: خداوند می‌فرماید: «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» (از روح خود در او دمیدم). آیا این روح، جزئی از ذات خداست؟! قطعاً نه. این هم اضافه تشریفی و نشان‌دهنده شرافت و خلقت خاص است.

۳. جمع‌بندی تفسیر صحیح:

بر اساس این روایت، معنای «خَلَقَ اللهُ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ» این است:

«خداوند، انسان را در آن صورت و شکل ویژه‌ای که خود برگزیده و شایسته گرامی‌ترین نقش خود ساخته است، و به سبب این شرافت، آن صورت را به خود نسبت داد.»

این صورت، کامل‌ترین و شریف‌ترین شکل در میان مخلوقات است که ظرفیت پذیرش امانات خاص الهی است.

نتیجه نهایی:

این حدیث، نمونه‌ای درخشان از روش تفسیری اهل بیت (ع) است که با حفظ تنزیه کامل ذات الهی، معانی عمیق روایات را آشکار می‌سازند و از افتادن در ورطه تشبیه جلوگیری می‌کنند.

❇️تشابه: ید الله، انگشتان خدا، سردی انگشت

💫🔆قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ رَبِّ الْعَرْشِ‏ رَبِّ الْوَحْدَانِيَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ‏ وَ قَوْماً وَصَفُوهُ بِيَدَيْنِ فَقَالُوا يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ وَ قَوْماً وَصَفُوهُ بِالرِّجْلَيْنِ فَقَالُوا وَضَعَ رِجْلَهُ عَلَى صَخْرَةِ بَيْتِ الْمَقْدِسِ فَمِنْهَا ارْتَقَى إِلَى السَّمَاءِ  وَ قَوْماً وَصَفُوهُ بِالْأَنَامِلِ فَقَالُوا إِنَّ مُحَمَّداً ص قَالَ إِنِّي وَجَدْتُ‏ بَرْدَ أَنَامِلِهِ عَلَى قَلْبِي فَلِمِثْلِ هَذِهِ الصِّفَاتِ قَالَ‏ رَبِ‏ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ‏ يَقُولُ رَبِّ الْمَثَلِ الْأَعْلَى عَمَّا بِهِ مَثَّلُوهُ‏  وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى‏ الَّذِي لَا يُشْبِهُهُ شَيْ‏ءٌ وَ لَا يُوصَفُ وَ لَا يُتَوَهَّمُ فَذَلِكَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَ وَصَفَ الَّذِينَ لَمْ يُؤْتَوْا مِنَ اللَّهِ فَوَائِدَ الْعِلْمِ فَوَصَفُوا رَبَّهُمْ بِأَدْنَى الْأَمْثَالِ وَ شَبَّهُوهُ بِالْمُتَشَابِهِ مِنْهُمْ فِيمَا جَهِلُوا بِهِ‏  فَلِذَلِكَ قَالَ‏ وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا … .[7]

امام صادق علیه السلام: … پس از اختلاف صفات عرش این است که خداوند تبارک و تعالی فرمود: «پروردگار عرش از آنچه وصف می‌کنند منزّه است» و این وصف عرش یگانگی (وحدانیّت) است، چرا که گروهی (به او) شرک ورزیدند، چنانکه به تو گفتم. خداوند تبارک و تعالی فرمود: «پروردگار عرش» یعنی پروردگار یگانگی، منزّه است از آنچه وصف می‌کنند. و گروهی او را به دو دست وصف کردند و گفتند: «دست خدا بسته است.» و گروهی به دو پا وصفش کردند و گفتند: «پای خود را بر صخره بیت‌المقدس نهاد و از آنجا به آسمان بالا رفت.» و گروهی به انگشتان وصفش کردند و گفتند: «محمد صلی الله علیه و آله فرمود: من سردی انگشتان او را بر قلب خود یافتم.» پس برای چنین صفاتی است که فرمود: «پروردگار عرش از آنچه وصف می‌کنند منزّه است» یعنی پروردگار مَثَلِ اعلی منزّه است از آنچه به مثل و همانندی برای او ساخته‌اند. و «خدا را مَثَلِ اعلی است» که هیچ چیز همانند او نیست و وصف نتواند شد و به وهم درنیاید. پس آن است مَثَلِ اعلی. و کسانی که از خداوند فایده‌های دانش نیافته‌اند، پروردگار خود را به پست‌ترین مَثَل‌ها وصف کردند و او را به متشابهات (نسبت به) خودشان، در آنچه از آن ناآگاه بوده‌اند، تشبیه نمودند. از این رو فرمود: «و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است.» ….

❇️ارائه حدیث بصورت کامل

💫🔆مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيِّ فَقَالَ إِنَّ لِلْعَرْشِ صِفَاتٍ كَثِيرَةً مُخْتَلِفَةً لَهُ فِي كُلِّ سَبَبِ وَضْعٍ فِي الْقُرْآنِ صِفَةٌ عَلَى حِدَةٍ  فَقَوْلُهُ‏ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ‏ يَقُولُ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ وَ قَوْلُهُ‏ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏ يَقُولُ عَلَى الْمُلْكِ احْتَوَى وَ هَذَا مُلْكُ الْكَيْفُوفِيَّةِ فِي الْأَشْيَاءِ  ثُمَّ الْعَرْشُ فِي الْوَصْلِ مُتَفَرِّدٌ مِنَ الْكُرْسِيِ‏  لِأَنَّهُمَا بَابَانِ مِنْ أَكْبَرِ أَبْوَابِ الْغُيُوبِ وَ هُمَا جَمِيعاً غَيْبَانِ وَ هُمَا فِي الْغَيْبِ مَقْرُونَانِ لِأَنَّ الْكُرْسِيَّ هُوَ الْبَابُ الظَّاهِرُ  مِنَ الْغَيْبِ الَّذِي مِنْهُ مَطْلَعُ الْبِدَعِ وَ مِنْهُ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا وَ الْعَرْشُ هُوَ الْبَابُ الْبَاطِنُ الَّذِي يُوجَدُ فِيهِ عِلْمُ الْكَيْفِ وَ الْكَوْنِ وَ الْقَدْرِ وَ الْحَدِّ وَ الْأَيْنِ وَ الْمَشِيَّةِ وَ صِفَةِ الْإِرَادَةِ وَ عِلْمُ الْأَلْفَاظِ وَ الْحَرَكَاتِ وَ التَّرْكِ وَ عِلْمُ الْعَوْدِ وَ الْبَدْءِ  فَهُمَا فِي الْعِلْمِ بَابَانِ مَقْرُونَانِ لِأَنَّ مُلْكَ الْعَرْشِ سِوَى مُلْكِ الْكُرْسِيِّ وَ عِلْمَهُ أَغْيَبُ مِنْ عِلْمِ الْكُرْسِيِّ فَمِنْ ذَلِكَ قَالَ‏ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ‏ أَيْ صِفَتُهُ أَعْظَمُ مِنْ صِفَةِ الْكُرْسِيِّ وَ هُمَا فِي ذَلِكَ مَقْرُونَانِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَلِمَ صَارَ فِي الْفَضْلِ جَارَ الْكُرْسِيِّ قَالَ إِنَّهُ صَارَ جَارَهُ لِأَنَّ عِلْمَ الْكَيْفُوفِيَّةِ فِيهِ وَ فِيهِ الظَّاهِرُ مِنْ أَبْوَابِ الْبَدَاءِ وَ أَيْنِيَّتِهَا وَ حَدِّ رَتْقِهَا وَ فَتْقِهَا فَهَذَانِ جَارَانِ أَحَدُهُمَا حَمَلَ صَاحِبَهُ فِي الصَّرْفِ‏  وَ بِمَثَلٍ صَرَّفَ الْعُلَمَاءُ  و يستدلوا [لِيَسْتَدِلُّوا] عَلَى صِدْقِ دَعْوَاهُمَا  لِأَنَّهُ‏ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ فَمِنِ اخْتِلَافِ صِفَاتِ الْعَرْشِ‏ أَنَّهُ قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ‏  وَ هُوَ وَصْفُ عَرْشِ الْوَحْدَانِيَّةِ لِأَنَّ قَوْماً أَشْرَكُوا كَمَا قُلْتُ لَكَ‏  قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ رَبِّ الْعَرْشِ‏ رَبِّ الْوَحْدَانِيَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ‏ وَ قَوْماً وَصَفُوهُ بِيَدَيْنِ فَقَالُوا يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ وَ قَوْماً وَصَفُوهُ بِالرِّجْلَيْنِ فَقَالُوا وَضَعَ رِجْلَهُ عَلَى صَخْرَةِ بَيْتِ الْمَقْدِسِ فَمِنْهَا ارْتَقَى إِلَى السَّمَاءِ  وَ قَوْماً وَصَفُوهُ بِالْأَنَامِلِ فَقَالُوا إِنَّ مُحَمَّداً ص قَالَ إِنِّي وَجَدْتُ‏ بَرْدَ أَنَامِلِهِ عَلَى قَلْبِي فَلِمِثْلِ هَذِهِ الصِّفَاتِ قَالَ‏ رَبِ‏ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ‏ يَقُولُ رَبِّ الْمَثَلِ الْأَعْلَى عَمَّا بِهِ مَثَّلُوهُ‏  وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى‏ الَّذِي لَا يُشْبِهُهُ شَيْ‏ءٌ وَ لَا يُوصَفُ وَ لَا يُتَوَهَّمُ فَذَلِكَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَ وَصَفَ الَّذِينَ لَمْ يُؤْتَوْا مِنَ اللَّهِ فَوَائِدَ الْعِلْمِ فَوَصَفُوا رَبَّهُمْ بِأَدْنَى الْأَمْثَالِ وَ شَبَّهُوهُ بِالْمُتَشَابِهِ مِنْهُمْ فِيمَا جَهِلُوا بِهِ‏  فَلِذَلِكَ قَالَ‏ وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا فَلَيْسَ لَهُ شِبْهٌ وَ لَا مِثْلٌ وَ لَا عَدْلٌ وَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ الَّتِي لَا يُسَمَّى بِهَا غَيْرُهُ وَ هِيَ الَّتِي وَصَفَهَا فِي الْكِتَابِ فَقَالَ- فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏  جَهْلًا بِغَيْرِ عِلْمٍ فَالَّذِي يُلْحِدُ فِي أَسْمَائِهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ يُشْرِكُ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ وَ يَكْفُرُ بِهِ وَ هُوَ يَظُنُّ أَنَّهُ يُحْسِنُ فَلِذَلِكَ قَالَ- وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ‏  فَهُمُ‏ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَيَضَعُونَهَا غَيْرَ مَوَاضِعِهَا يَا حَنَانُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمَرَ أَنْ يُتَّخَذَ قَوْمٌ أَوْلِيَاءَ فَهُمُ الَّذِينَ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ الْفَضْلَ وَ خَصَّهُمْ بِمَا لَمْ يَخُصَّ بِهِ غَيْرَهُمْ فَأَرْسَلَ مُحَمَّداً ص فَكَانَ الدَّلِيلَ عَلَى اللَّهِ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى مَضَى دَلِيلًا هَادِياً فَقَامَ مِنْ بَعْدِهِ وَصِيُّهُ ع دَلِيلًا هَادِياً عَلَى مَا كَانَ هُوَ دَلَّ عَلَيْهِ مِنْ أَمْرِ رَبِّهِ مِنْ ظَاهِرِ عِلْمِهِ ثُمَّ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ ع.[8]

💫🔆محمد بن اسماعیل برمکی گفت: حسین بن حسن برای ما نقل کرد که پدرم از حنان بن سدیر برایم نقل کرد که گفت: از امام صادق علیه السلام درباره عرش و کرسی پرسیدم. پس فرمود: «همانا عرش را صفات بسیار و گوناگونی است؛ در هر سبب و جایگاهی از قرآن، صفتی جداگانه برای آن ذکر شده است. پس گفتار او: “پروردگار عرش عظیم” یعنی پادشاهی بزرگ. و گفتار او: “خدای رحمان بر عرش استیلا یافت” یعنی بر پادشاهی احاطه و چیرگی یافت، و این همان پادشاهیِ “چگونگی” در اشیاء است. سپس عرش در پیوند، از کرسی جدا (و متمایز) است، زیرا آن دو، دری از بزرگترین درهای غیب هستند و هر دو غیب‌اند و در غیب به هم پیوسته‌اند. زیرا کرسی، دری است ظاهر از غیب که از آنجا، طلوع و پدیدار شدن پدیده‌های نو (بِدَع) و همه چیز پدید می‌آید. و عرش، دری است باطن که در آن، دانش “چگونگی” و “بودن” و “اندازه” و “حد” و “مکان” و “مشیّت” و صفت “اراده” و دانش واژه‌ها و حرکت‌ها و ترک‌ها و دانش بازگشت و آغاز یافت می‌شود. پس این دو در (حوزه) دانش، دو درِ به هم پیوسته‌اند، زیرا پادشاهی عرش غیر از پادشاهی کرسی است، و دانش آن از دانش کرسی نهان‌تر است. از همین رو فرمود: “پروردگار عرش عظیم”، یعنی صفت او بزرگ‌تر از صفت کرسی است، و آن دو در این (حقیقت) به هم پیوسته‌اند.

گفتم: فدایت شوم، پس چرا عرش در فضیلت همجوار کرسی شده؟ فرمود: «همجوار آن شده، چون دانش “چگونگی” در عرش است، و در کرسی، ظاهرِ درهای بداء و مکان‌مندیشان و حدّ بسته و گشوده شدنشان نهفته است. پس این دو همسایه‌اند که یکی دیگری را در تغییر و صرف (و تحول) حمل کرده است. و دانشمندان با مثالی این معنا را تصریف کرده‌اند تا بر درستی دعوی هر دو استدلال کنند. زیرا خداوند “هرکه را بخواهد به رحمت خود اختصاص می‌دهد و اوست توانای پیروزمند.”»

پس از اختلاف صفات عرش این است که خداوند تبارک و تعالی فرمود: «پروردگار عرش از آنچه وصف می‌کنند منزّه است» و این وصف عرش یگانگی (وحدانیّت) است، چرا که گروهی (به او) شرک ورزیدند، چنانکه به تو گفتم. خداوند تبارک و تعالی فرمود: «پروردگار عرش» یعنی پروردگار یگانگی، منزّه است از آنچه وصف می‌کنند. و گروهی او را به دو دست وصف کردند و گفتند: «دست خدا بسته است.» و گروهی به دو پا وصفش کردند و گفتند: «پای خود را بر صخره بیت‌المقدس نهاد و از آنجا به آسمان بالا رفت.» و گروهی به انگشتان وصفش کردند و گفتند: «محمد صلی الله علیه و آله فرمود: من سردی انگشتان او را بر قلب خود یافتم.» پس برای چنین صفاتی است که فرمود: «پروردگار عرش از آنچه وصف می‌کنند منزّه است» یعنی پروردگار مَثَلِ اعلی منزّه است از آنچه به مثل و همانندی برای او ساخته‌اند. و «خدا را مَثَلِ اعلی است» که هیچ چیز همانند او نیست و وصف نتواند شد و به وهم درنیاید. پس آن است مَثَلِ اعلی. و کسانی که از خداوند فایده‌های دانش نیافته‌اند، پروردگار خود را به پست‌ترین مَثَل‌ها وصف کردند و او را به متشابهات (نسبت به) خودشان، در آنچه از آن ناآگاه بوده‌اند، تشبیه نمودند. از این رو فرمود: «و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است.» پس برای خدا نه شِبهی است و نه مثلی و نه همتایی. و او را نامهای نیکوست که جز او کسی بدان نامها نامیده نمی‌شود، و همانهاست که در کتاب (قرآن) وصف کرده و فرموده: «پس او را بدانها بخوانید و کسانی را که در نامهای او کجروی می‌کنند رها کنید» به نادانی و بی‌دانشی. پس کسی که در نامهای خدا بدون دانش کجروی کند، شرک ورزد در حالی که نمی‌داند، و به خدا کافر شود در حالی که گمان می‌کند نیکی می‌کند. از این رو فرمود: «و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرکند.» آنها همان کسانی هستند که در نامهای خدا نادانسته کجروی می‌کنند و نامها را در غیر جایگاهشان می‌نهند.

ای حنان! همانا خداوند تبارک و تعالی فرمان داد که گروهی دوست (ولی) گرفته شوند، همانان که خداوند فضیلتشان داد و به آنچه دیگران را بدان اختصاص نداد، ویژه ساخت. پس محمد صلی الله علیه و آله را فرستاد؛ او به اذن خداوند عزّوجل راهنما و دلیلی بر خدا بود تا درگذشت، در حالی که دلیلی هدایتگر بود. پس از او وصیّش علیه السلام برخاست، دلیلی هدایتگر بر آنچه او از امر پروردگارش از ظاهر دانشش دلالت کرده بود. سپس امامان راهیاب علیهم السلام.»

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼

❇️خلاصه‌ای ضابطه‌مند از جلسه «نور بدون نار»

«راز امامت امام علی النقی الهادی علیه السلام، راز حس تمام، آزمون فطرت، راز متشابهات»

🧭 بخش اول: سلوک و معرفت نقوی

۱. سلوک نقویه

سیر و سلوک حقیقی از دروازه امام هادی علیه السلام به حریم ائمه علیهم السلام

امام هادی علیه السلام «خطیب شیعیان و مزوّج حور» است؛ جراح اعصاب زیبایی و لذت در جان آدمی.

منزلت ایشان «حجاب الرفعة» است؛ راز سربلندی و اوج بندگی.

۲. نور بدون نار

امام هادی علیهالسلام تجلی «نوری است که بی‌حرارت می‌درخشد»؛ عصاره نور ناب ایزدی.

اشاره به آیه «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ» (نوری که نیاز به محرک ندارد).

۳. وصف النقویه

نشناختن ساحت نقوی، خسران دنیا و آخرت است.

هر امام یک «سرزمین ملکوتی» است. بدون امام، انسان بی‌وطن و آواره است.

ورود به حریم امامت نیازمند «گذرنامه ویژه» است.

🧠 بخش دوم: استماع ملکوت و واعظان باطن

۴. استماع ملکوت سخن

کلام معصوم را با گوش دل شنیدن باید؛ از نغمه پرندگان لطیف‌تر و فطرت‌گشاتر.

اگر کلام و جمال امام را بی‌واسطه درک کنیم، قیامتی برپا می‌شود.

۵. واعظان باطن

حجت خدا، سید واعظان دل است.

روایت امام صادق علیه السلام: گناه نقطه سیاهی در دل ایجاد میکند که با توبه محو و با اصرار افزون می‌شود.

حدیث نبوی: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً جَعَلَ لَهُ وَاعِظاً مِنْ قَلْبِهِ.»

🔍 بخش سوم: طبقات، اسباب و حجت خدا

۶. طبقات و درجات تکامل

خداوند تمام درجات را در یک سفره ننهاده، تا امکان تجربه و درک پدید آید.

«شجره مادر» یا «ام الثمرات» وجود دارد که تمام میوه‌ها ترجمه آناند.

۷. اتصال به جوهر هستی

جهل مانع علم است؛ با علم، پاکی و حجت خدا بیعت کن.

خودشناسی تنها با نور خدا ممکن است (اشاره به آیه «نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ»).

۸. سیر در جان امام = سیر در کل جهان

قرآن و عترت، «ارض الله» هستند.

سیر در زمین در روایات تفسیر به «سیر در قرآن» شده است (امام صادق علیه السلام).

«کُلُّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ»

🔐 بخش چهارم: چالش‌ها و رمزهای امامت

۹. چرا به سکوت امامت بسنده کرده‌ایم؟

رمز امامت برای ما گشوده نشده؛ فقط به «صفحه نمایش سکوت» نگاه می‌کنیم.

۱۰. نام کاربری و رمز عبور امام نقوی

«پرسشی بی‌پاسخ در متن – دعوت به تأمل»

۱۱. جان خود را در ارض بسیط امام بکاریم

انسان پرنده فراکهکشانی است، ولی در خواب غفلت.

اسوه‌پذیری = عینیت‌پذیری. بنده کامل = اسوه کامل.

۱۲. ما از امام غایبیم

حجاب امام از ما، به‌معنای ندیدن جمال اوست.

باید «بهشت هر امام» شویم؛ بهشت نقوی بدیل‌ناپذیر است.

🌌 بخش پنجم: جهش با امامت و درک جامع

۱۳. انسان کل جهان شود

انسان یک سامانه ادراکی و ارادی الهی است.

حواس، مترجمان علوم‌اند. اگر انسان کل جهان شود، حس کل جهان می‌یابد.

امام نرم‌افزار بهره‌برداری از جهاز آفرینش است.

۱۴. چرا با اینهمه تجهیزات، فقیرانه زندگی می‌کنیم؟

تجهیزات هست، ولی نرم‌افزار بهره‌برداری (امام) را نداریم.

آیات متعدد «سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ…»

۱۵. سبب متصل بین زمین و آسمان

«أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ…» سبب = عصب اعظم خلقت.

بدون سبب، صعود به مقامات عالیه ممکن نیست.

🧩 بخش ششم: متشابهات، تنزیه و نقد مشبهه

۱۶. حل متشابهات

«ید الله» نسبتش به «قدرت الله» مانند نسبت «قدرت» به ذات خداست.

بدون عترت، تفسیر و تأویل متشابهات ممکن نیست.

متشابهات، امتحان فطرت‌اند. فقط فاسقان در آنها گمراه می‌شوند.

۱۷. نقد تشبیه (مشبهه)

روایات «خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ» به معنای اضافه تشریفی است (مثل بیت‌الله، روح‌الله).

هرگونه دست، پا، انگشت برای خدا نفی میشود. «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ»

حدیث امام صادق علیه السلام در نقد کسانی که خدا را با دست و پا و انگشت وصف کردند.

۱۸. خلاصه حدیث عرش و کرسی

عرش و کرسی دو درب از درب‌های غیب‌اند.

کرسی: باب ظاهر غیب

عرش: باب باطن غیب (دانش چگونگی، مشیت، اراده، بداء)

هر کس در نام‌های خدا کجروی کند، نادانسته مشرک می‌شود.

🌸 بخش پایانی: نتیجه‌گیری کلی

امام هادی علیه السلام تجلی «نور بدون نار» و دروازه سلوک الی الله است.

معرفت، محبت و تبعیت از امام، شرط رستگاری و خودشناسی است.

متشابهات قرآنی بدون عترت قابل حل نیست و امتحانی برای فطرت است.

تنزیه مطلق یعنی نفی هرگونه تشبیه و تجسیم.

هدف نهایی: جهش با امامت، درک جامع و واحد از هستی، و تبدیل شدن به «ترجمه‌ای از حضرت»

❇️تکمله و بسط غنائی

🌹 تکمله و بسط غنائی بر «راز امامت امام هادی علیهالسلام» 🌹

۱. «نور بدون نار» – شعله بی‌سوزان

غنای ادبی-عرفانی:

نورِ بدون نار، استعارهای از «فعلیت محض» است که بدون نیاز به ماده، بستر یا محرک، خود را مینمایاند. امام هادی علیه السلام تجلی آن «شعله سفید» در شب تاریک امکان است؛ نوری که می‌گشاید؛ عین حیات است، این نور، «نورُ علی نور» است.

امام هادی علیهالسلام، حلقه وصل این نور به جان‌های مشتاق است؛

۲. تکمله «سبب متصل» – عصب اعظم خلقت و نردبان ملکوت

غنای حکمی-عرفانی:

سبب، فقط وسیله نیست؛ «حقیقت رابط» میان زمین و آسمان، خلق و حق است. ذوالقرنین با سبب به اقالیم ثلاث رسید، ولی امام هادی علیهالسلام خود «سببُ الاسباب حضرت مسبب الاسباب» است و «عصبی است که تمام جهان را به لامکان هستی متصل می‌کند».

«متشابهات قرانی، شبنم‌هایی بر برگهای قرآنند که اگر با چشم ظاهر بنگری، خیال ببینی؛ و اگر با دلِ هادی گشوده، هر قطره را دریایی بینهایت.

فاسق، در آنها جهل می‌بیند؛ مؤمن، حکمت؛ و امام، خودِ صراط.»

۴. تکمله «اسوه پذیری» – عینیت یافتن اسوه کامل

غنای عملی-سلوکی:

اسوه پذیری، کپی‌برداری نیست؛ تجلی حقیقت مولی در وجود عبد است. بنده کامل، چنان آیینه اسوه می‌شود که تفاوتی میان او و اسوه نماند این همان «کونوا لنا جَنةً» نیست، بلکه «کونوا لنا آیة» است؛ نمایشی از جمال و کمال معصوم در قالب انسان خاکی.

بسط غنائی:

«تا اسوه را به جان نخری، بنده نشوی.

اسوه پذیری، تن پوشیدن جامه محبوب است، بی آنکه خود را ببافی.

امام هادی، آن اسوه‌ای است که اگر در تو نقش بندد، از تو جز نور نماند».

۵. بسط «راز حس تمام» – لذتِ حضور در ملکوت

غنای وجودشناختی:

«حس تمام» در مقابل «حس ناقص» است. انسان معمولی فقط یک بُعد از جهان را حس میکند (حس ناقص)، اما امام علیه السلام و سالک هدایت‌شده، کل جهان را در یک آن حس می‌کند. این «حس تمام» یعنی چشیدن طعم عرش، فرش، ملک، ملکوت، جبروت و ناسوت در یک جرعه.

عبارت ادبی:

«حس تمام، حس با تمام وجود است، نه با حنجره یا دست.

حسی که در آن، دیدن همان شنیدن است، و شنیدن همان چشیدن.

امام هادی، معلم این حس است؛ کسی که به بنده می‌آموزد چگونه با یک نگاه، تمام کهکشانها را ببوید.»

۶. تکمله «وصف النقویه» – سرزمینی که تو را می‌خواند

غنای عرفانی-هنری:

«سرزمین نقوی» فقط یک مقام معنوی نیست؛ سرزمینی است با اقلیم‌های متنوع:

اقلیم عشق (هوای آن، شوق است)

اقلیم معرفت (خاک آن، نور است)

اقلیم خدمت (آب آن، خدمت به محرومان)

اقلیم جمال (آسمانش، نور پر بارش)

بسط شاعرانه:

«ای مسافر بیراهه‌های نفسانیات!

سرزمین نقوی، نه بر نقشه مجاز، که بر نقشه دل یافت می‌شود.

گذرنامه‌اش، اشک شبانه؛ راهنمایش، اشتیاق؛ و خوراک سفرش، ذکر بی‌آلایش است.»

۷. نتیجه‌گیری تکمله – از «تشابه» تا «توحید» با راهبری امام هادی علیه السلام

خلاصه بسط غنائی:

امام هادی علیهالسلام «نوری بدون نار» است؛ فعلیتی محض که نیاز به ماده ندارد.

«سبب متصل» او، عصب اعظم خلقت و پل میان زمین و آسمان است.

متشابهات را جز با تأویل اهلبیت نتوان شناخت؛ و متشابهات، امتحان فطرت‌اند.

اسوه‌پذیری به معنای تجلی اسوه در وجود سالک است.

«حس تمام» یعنی ادراک همزمان تمام طبقات هستی.

سرزمین نقوی، اقلیمی است که جز با دل پاک و عاشق نتوان وارد شد.

🍃 نغمه پایانی:

«اگر روزی امام هادی علیهالسلام را با گوش دل بشنوی،

خواهی دید که تمام حروف هستی،

تنها یک اسم را تکرار می‌کنند:

الله…

و امام، آن آینه‌ای است که این نام را بی‌حرف، می‌نمایاند.»

❇️ بخش نخست: سلوک نقویه – از دروازه هادی تا حریم ائمه

پیونددهنده مؤمنان به لذت‌های معنوی و متعالی

ایجاد تعادل فطریِ از دست رفته

تنظیم قوای ادراکی انسان برای دریافت حقیقت زیبایی و لذات تقرب الهی

❇️ بخش دوم: نور بدون نار – شعله‌ای که نمی‌سوزاند

امام هادی علیه‌السلام تجلی «نوری است که بدون حرارت می‌درخشد».

❇️ بخش سوم: وصف النقویه – سرزمینی به نام امام علی النقی الهادی

برای ورود به حریم هر امام، نیازمند گذرنامه ویژه‌ایم:

گذرنامه معرفت

گذرنامه محبت

گذرنامه تبعیت

پاسخ به پرسش «نام کاربری و رمز عبور امام نقوی چیست؟»

نام کاربری: «عبدِ عاشق خدا»

رمز عبور: «دل پاک و مشتاق»

❇️ بخش چهارم: واعظان باطن – موعظه‌ای از جنس نور

حجت خدا، سید واعظان دل انسان است.

به ندای واعظ درون احترام بگذار؛ آن را مران و طرد مکن. مبادا جای منبرش خالی بماند، امام هادی علیه‌السلام، آن واعظ اعظمی است که موعظه‌اش را باید با گوش دل شنید.

❇️ بخش پنجم: متشابهات – امتحان فطرت یا ورطه ضلالت

اصل موضوع: متشابهات آیاتی هستند که چندوجهی‌اند و احتمال فهم نادرست در آنها هست.

آیه شریفه:

«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ…» (آل‌عمران: ۷)

تحلیل عرفانی:

متشابهات تنها در قرآن نیستند؛ بلکه هر صفتی از خداوند نسبت به ذاتش متشابه است.

راسخان در علم (اهل‌بیت علیهم‌السلام) تأویل متشابهات را می‌دانند و به ما می‌آموزند.

متشابهات، امتحان فطرت‌اند. فاسقان در آنها گمراه می‌شوند و مؤمنان با نور عترت به حقیقت می‌رسند.

نمونه: «ید الله» – ید به معنای قدرت و نعمت است نه عضو جسمانی. همان‌گونه که در عرف می‌گوییم «دولت دستش باز است» یعنی سخاوتمند است.

روایت درباره «خلق آدم علی صورته»:

فرمود: «صورتی است حادث و مخلوق که خدا آن را برگزید و به خود نسبت داد، همان‌گونه که کعبه را «بیتی» و روح را «روحی» نامید.» (اضافه تشریفی، نه تشبیه ذاتی)

❇️ بخش ششم: اسباب و سبب متصل – نردبان ملکوت

سبب در قرآن کریم، وسیله اتصال به حقایق بالاتر است. فرعون گفت: «ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ» (غافر: ۳۶) – اما او سبب حقیقی را نشناخت.

سبب حقیقی، همان حجت خدا است؛ عصبی که جهان خاکی را به ملکوت متصل می‌کند. ذوالقرنین با سبب به اقالیم ثلاث رسید، اما امام هادی علیه‌السلام خود «سبب‌الاسباب» حضرت مسبب الاسباب است.

نکته عملی:

با تمسک به «حبل الله» (ریسمان الهی) که همان قرآن و عترت است، می‌توان به درجات عالیات دست یافت:

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً» (آل‌عمران: ۱۰۳)

❇️ بخش هفتم: اسوه‌پذیری – تشبه به عینیت

«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب: ۲۱)

اگر اسوه‌پذیری ما بالفعل شود، تبدیل به نمایشی از حضرت می‌شویم؛ چراغی که نور او را بازتاب می‌دهد.

❇️ بخش هشتم: انسان کل جهان – از بالقوه تا بالفعل

خداوند تمام آنچه در آسمان و زمین است را مسخّر انسان کرده (آیات متعدد از سوره‌های ابراهیم، نحل، حج، لقمان و جاثیه). اما چرا بسیاری از ما فقیرانه زندگی می‌کنیم؟

پاسخ:

انسان بالقوه مجهز به کل جهاز آفرینش است.

اما نرم‌افزار بهره‌برداری از این تجهیزات را ندارد.

آن نرم‌افزار، امام و حجت خداست.

حجت خدا انسان را از بالقوه به بالفعل می‌رساند. با امام، می‌توان «حس تمام» یافت: یعنی درک همزمان تمام طبقات هستی در یک آن.

❇️ بخش نهم: خلاصه حدیث عرش و کرسی

امام صادق علیه‌السلام درباره عرش و کرسی فرمودند:

عرش و کرسی دو در از بزرگترین درهای غیب هستند.

کرسی: دری ظاهر از غیب که همه اشیاء از آن پدید می‌آیند.

عرش: دری باطن که دانش «چگونگی»، «مشیّت»، «اراده» و «بداء» در آن است.

کسانی که خدا را با دست و پا و انگشت وصف کردند (مشبهه)، از دانش حقیقی بی‌بهره‌اند.

برای خداوند «مثل اعلی» است و هیچ چیز همانند او نیست.

«وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلی» (نحل: ۶۰)

نکته تنزیهی: هرگونه تشبیه خدا به مخلوقات، شرک به خداست.

🌸 بخش دهم: دستاوردهای سلوکی برای مخاطب (افزوده شده)

این متن، اگرچه رازآلود و عرفانی است، ثمرات عملی زیر را برای سالک به ارمغان می‌آورد:

ردیف دستاورد عملی تکلیف متناظر
۱ شناخت امام هادی علیه‌السلام به عنوان «نور بدون نار» خواندن زیارت جامعه کبیره با توجه به صفات نورانی ایشان
۲ پرهیز از تشبیه خدا به مخلوقات مطالعه و تعلیم روایات تنزیهی اهل‌بیت علیهم‌السلام
۳ توجه به واعظ باطن ترک گناهانی که نقطه سیاه دل را افزایش می‌دهند
۴ تلاش برای «تشبه به اسوه» نه ادعای عینیت الگوگیری عملی از سیره امام هادی علیه‌السلام در اخلاق و عبادت
۵ درک «حس تمام» از هستی مراقبه اسلامی (تفکر در آیات و نشانه‌ها) با حضور قلب
۶ کسب گذرنامه ورود به سرزمین امامت افزایش معرفت، محبت و تبعیت از امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف

💎 خاتمه و نتیجه‌گیری

امام علی النقی الهادی علیه‌السلام:

نوری بدون نار است؛ شعله‌ای که می‌درخشد و نمی‌سوزد.

سرزمینی ملکوتی است که بدون او انسان بی‌وطن و آواره است.

مُحِلّ متشابهات است؛ با تأویل ایشان، فطرت از ورطه تشبیه نجات می‌یابد.

سبب متصل میان زمین و آسمان است؛ نردبانی که بدون آن نمی‌توان عروج کرد.

اسوه کامل است که تشبه به او، بندگی را به کمال می‌رساند.

نغمه پایانی:

اگر روزی امام هادی علیه‌السلام را با گوش دل بشنوی، خواهی دید که تمام حروف هستی تنها یک اسم را تکرار می‌کنند: «الله» … و امام، آن آینه‌ای است که این نام را بی‌حرف می‌نمایاند، نه این که خود آن نام باشد.


[1] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏70 ؛ ص327  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

[2] المزار الكبير (لابن المشهدي) ؛ ؛ ص211  ابن مشهدى، محمد بن جعفر، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم – قم، چاپ: اول، 1419 ق.

[3] تفسير نور الثقلين    ج‏4    191  حويزى، عبدعلى بن جمعه، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.

[4] تفسير نور الثقلين    ج‏5    580 حويزى، عبدعلى بن جمعه، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.

[5] التوحيد (للصدوق) ؛ ؛ ص61  ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.

[6] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص134  كلينى، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[7] التوحيد (للصدوق) ؛ ؛ ص321  ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.

[8] التوحيد (للصدوق) ؛ ؛ ص321  ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.

ا
✓

استاد علی ساعی

(عبدالله مشکات) پژوهشگر و شارح حکمت شیعی و مبانی توحید

محقق و پژوهشگر امور دینی و توحیدی، با تمرکز تخصصی بر علوم قرآن و حدیث (ثقلین). ایشان پژوهش‌های خود را بیشتر در حوزهٔ قرآن و حدیث سامان داده و در سال‌های اخیر به مباحث توحیدی و نقد دیدگاه‌های فلسفی نیز می‌پردازد.

آیا مباحث مطرح‌شده در این جلسه برای شما مفید و راهگشا بود؟ بازخورد شما به بهبود پاسخ‌ها و تنظیم جلسات کمک می‌کند.

یادداشت‌ها و دیدگاه‌های پیرامون این جلسه

اگر نکته‌ای در این پاسخ برای شما مبهم است، مطرح فرمایید تا پس از بررسی توسط استاد پاسخ داده شود.

0 مورد ثبت‌شده
برای طرح ابهام ابتدا باید عضو شوید یا وارد حساب خود شوید. پاسخ‌های داده‌شده به ابهام در پیشخوان اختصاصی شما نیز ثبت خواهد شد.
ورود / عضویت پیامکی

تاکنون ابهامی پیرامون این پاسخ ثبت نشده است. دیدگاه و استفسار شما نخستین خواهد بود.

کاوش در موضوعات مشابه و اطلس معارف

هدایت پژوهشی و موضوعی در منظومه معرفتی و استفسارات مکتب مشکات نور

مشاهدهٔ درختوارهٔ کامل

سایر جلسات

مشاهده همه