متن مکتوب و پیادهشده درسگفتار
سلسله معارف مشکات نور🌼🔆🌼محب جاهل یزید هنر شهادت🌼🔆🌼
🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹
🔅🌹 «ظالمانهترین محبت» «دانشگاه عاشورا» «زیست عاشورائی» «زخم تازه امام حسین ع» «قیمت محبت حسین» و … چکیده با تکمله 1405.03.31 علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903) 🌹🔅
❇️هنر بیبدیل حسین
در موزه جهان هستی عاشورای حسینی درّ درخشان است!
عاشورا یک اثر بینظیر در عرصه هنر بندگی الهی است!
این اثر بینظیر هنری را بایستی پاسداشته و از آن الگو برداری شود!
عاشورا سامانهای است که باید تکثیر و توسعه یابد!
❇️ظلم بر هنر جاودانه
مرواید، زیبنده صدف است، هر دلی لایق حب حسین نیست! هر مدعی، لایق و امین امانت پاسداشت حرمت عاشورا نیست!
هر آن کسی که با زبان مدعی دوستی حسین است و با عمل خلاف آن را اثبات میکند در حقیقت ظالمی است که با لباس دوست به جان خیمه حسین افتاده است، سارقی است که زیبائی هنر حسینی را به آتش میکشد!
جنایت در حق این «اثر هنری بینظیر فرا تاریخی» ظلمی بس عظیم است!
عاشورا یک پیروزی عظیم با عشق و خون و شهادت است، محب جاهل با جهالتش در جهت نابودی و خنثیسازی این پیروزی عظیم حرکت میکند!
❇️عاشورا هم کتاب و هم دانشگاه
عاشورا یک کتاب و یک جهان عظیم است باید به دقت آن را یاد بگیریم و کلاسش را به پایان برسانیم تا نمره و مدرک حسینی عالی بگیریم!
❇️ظالمانه ترین محبت ناسپاسی در حق صاحب محبت
کربلا و عشق به امام حسین علیه السلام را تاج دل و دنیا و عقبای خود کنیم، آن را دکان تجاری دنیوی نسازیم! با بمب گناه و معصیت به جان و جهان حسین و کربلا و عاشورا انتحاری نکنیم، با مقام شفاعت امام حسین علیه السلام گناه را مجاز و توجیه نکنیم!
ناجوانمردانهترین محبت، محبتی است که کسی با محبت حسین بخواهد گناهانش را توجیه کند!
با عشق حسین باید توبه نمود، نه اینکه گناه را مباح نمود!
❇️امام حسین و محبش برای اهداف متعالی است
اگر هدف از آفرینش رهائی از جهنم و رهیابی به بهشت بود آزمون توجیهی نداشت!
هدف از خلقت بندگی خالصانه خداست! هدف از خلقت حسین برای ریدن به مدارج عالیات بندگی خداست!
امام حسین علیه السلام قربانی خداست نه قربانی بندگان خدا که بخواهند به بهشت بروند! یا با او از جهنم برهند بلکه با حسین انسان برای بهشت، بهشت میشود، آتش نشان جهنم میشود، زیور و زینت جهانیان می گردد!
با حسین باید طوفان بندگی نمود!
محب احراری حسین باشیم!
❇️حسین اکیر حیات بندگی است
با حسین فطرت پاک خود را زنده نگهداریم!
❇️زیست جهان عاشورا
عاشورای حسینی زنده است، نفس میکشد!
عاشورا مغزی دارد، سلسله اعصابی دارد! روح و جان و دلی دارد! اعضاء و جوارحی دارد! زبانی دارد! کلامی دارد! کتابی دارد! جهانی دارد!
در عاشورا باید زندگی کنیم، کاشته شویم، پرورش یابیم، میوهها و ثمرات عاشورائی دهیم!
عاشورا یک سامانه عظیم است، یک راهاندازنده عظیم است! برانگیزاننده است!
❇️با حسین ارزش و بهای ما بالا میرود
💫🔆قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ لَهُ وَ مَنْ ذُكِرَ الْحُسَيْنُ ع عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ [عَيْنَيْهِ] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّةِ.[1]
🔆 امام صادق (ع) در حدیثی طولانی فرمود: «هر کس که امام حسین (ع) نزد او یاد شود و از چشمانش به اندازهی بال مگسی اشک جاری گردد، پاداش او بر عهدهی خدای عزّ و جلّ است و خداوند برای او به کمتر از بهشت راضی نمیشود.»
اگر نم اشک حسینی چنین بهائی دارد، حب خالصانه، اطاعت مخلصانه، هممرامی حسینیانه، شور بندگی حسینیانه، شبه سیره و سنت حسینیانه چه بهائی خواهد داشت؟! زیست حسینیانه، فکر حسینیانه، اخلاق و اعمال حسینیانه، شهادت حسینیانه، جهاد حسینیانه چه بهائی خواهد داشت؟!
به کم راضی نشویم! با حسین باید مرتفعترین قلل بندگی و عشق الهی را فتح کنیم!
❇️قیمت خود را با حسین به اوج برسان
💫🔆 قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُه[2]
🔆قیمت هر شخص به آن چیزی است که نیکویش میشمارد!
قیمت حسینی ما به قیمت شناخت ما از حسین است!
قیمت حبی با وسعت معرفت اوج میگیرد!
حب الحسین را در وجودمان محاسبه کنیم! چگونه از حسین بهره میبریم؟ آیا با او نفس میکشیم؟ روشن میشویم؟ بنده ناب خدا میشویم؟!
عاشقان واقعی حسین هر لحظه با حسین با او زیست میکنند، با حسین بندگی خدا میکنند! با حسین هر لحظه شهید می شوند!
تحسین هر شیء نیاز به علم و معرفت دارد!
هر چند که ما «حُسن» را انتخاب کنیم، قیمت ما قیمت خامی خواهد بود که با میزان شناخت ما از «حُسن» پخته خواهد شد.
میزان و درجه قیمت ما در تحسین محسن به اندازه شناخت و ملازمت ما با آن رقم خواهد خورد.
قیمت حسینی ما چند است؟!
قیمت ما در انتخاب ولایت و امامت و محبت حسین چقدر است؟!
قیمت محبت ما به میزان معرفت ماست و قیمت ولایت ما به میزان اطاعت و تبعیت ماست.
❇️ عاشق دنیا دشمن خونین حسین است
💫🔆 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا قَبْرُ ابْنِ حَبِيبِكَ وَ صِفْوَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ أَنَّهُ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِكِتَابِكَ وَ خَصَصْتَهُ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْيِكَ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَصْفِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ وَ الْعَمَى وَ الشَّكِّ وَ الِارْتِيَابِ إِلَى بَابِ الْهُدَى مِنَ الرَّدَى وَ أَنْتَ تَرَى وَ لَا تُرَى وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى حَتَّى ثَارَ عَلَيْهِ مِنْ خَلْقِكَ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ الْآخِرَةَ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ الْأَدْنَى وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ رَسُولَكَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ مِنْ أَهْلِ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةِ الْأَوْزَارِ مَنِ اسْتَوْجَبَ النَّار[3]
🔆 «سپاس خدای را که ما را به این (دیدار و معرفت) هدایت کرد، و اگر خدا ما را هدایت نمیکرد، هرگز راه نمییافتیم. بهراستی که فرستادگان پروردگارمان، حق را آوردند.
بارخدایا، من گواهی میدهم که این (اینجا) قبر فرزند حبیب تو و برگزیدهات از آفریدگانت است؛ و اوست که به کرامت تو دست یافته است. او را با کتابت گرامی داشتی و اختصاص دادی و بر وحی خود امینش گردانیدی و میراثهای پیامبران را به او عطا کردی و او را از برگزیدگان، حجّت بر آفریدگانت قرار دادی. پس در دعوت (به حق) عذر را به جای آورد و جان خود را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از گمراهی و نادانی و کوری و شک و تردید، به درگاه هدایت از هلاکت برهاند. و تو میبینی و دیده نمیشوی و بر بالاترین دیدگاهی. تا آنکه از آفریدگانت بر او شوریدند کسانی که دنیا فریبشان داد و آخرت را به بهای بسیار ناچیز و پست فروختند، و تو و رسولت را به خشم آوردند، و از بندگانت – از اهل تفرقه و نفاق و باربردارانِ گناهان – آن کسانی را اطاعت کردند که سزاوار آتش شدند.»
🔸 نکته متذکرانه:
با افکار و اعمال خود ارزش حماسه عظیم امام حسین علیه السلام را پائین نیاوریم!
امام حسین علیه السلام بر علیه « گمراهی و نادانی و کوری و شرک و شک و تردید» قیام نمود، هر آن کسی که از این خصائص در وجودش نهفته باشد در صف دشمنان امام حسین علیه السلام قرار گرفته است!
حب دنیا میکروبی است که آدمی را به دشمنی ولیّ خدا بیمار میکند!
❇️تا گناه رواج دارد خون حسین جاری است
💫🔆عَنْ أَبِي عُمَارَةَ الْمُنْشِدِ قَالَ: مَا ذُكِرَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِي يَوْمٍ قَطُّ فَرُئِيَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مُتَبَسِّماً قَطُّ إِلَى اللَّيْلِ. [4]
🔆 از ابو عمارة مُنشِد روایت شده که گفت: «هیچگاه در هیچ روزی، نام حسین بن علی (ع) نزد امام صادق (ع) برده نشد، مگر اینکه در آن روز تا شب، هرگز امام صادق (ع) را خندان ندیدیم.»
چرائی این غصهی حلیف و مقیم این است که هنوز جراحات عاشورا التیام نیافته است، چون که هنوز ظلم و جهل و گناه و تعدی نَفَس می کشد!
🌟 خلاصه «هنر بینظیر شهادت سیدالشهداء»
۱. محور اصلی: عاشورا به مثابه یک اثر هنریِ بینظیر
عاشورا در موزهی جهانِ هستی، «درّی درخشان» و یک اثرِ هنریِ بیبدیل در عرصهی بندگیِ الهی است.
این اثر باید پاس داشته شود و از آن الگو برداری گردد؛ چرا که سامانهای است برای تکثیر و توسعهی فرهنگِ ایثار و شهادت و بندگی عاشقانه.
۲. ظلم بر هنرِ جاودانهی عاشورا
هر دلی، لایقِ حبِّ حسین (ع) نیست؛ همانگونه که مروارید، تنها در صدفِ خود میگنجد.
مدعیانِ دروغینِ محبت که با عملِ خود، خلافِ ادعایشان را ثابت میکنند، در حقیقت ظالمانی هستند که با لباسِ دوست، به جانِ خیمهی حسین میافتند.
جنایت در حقِ این اثرِ هنریِ فرا تاریخی، ظلمی بس عظیم است؛ چرا که عاشورا، یک پیروزیِ عظیم با عشق و خون و شهادت است و محبِ جاهل با جهالتِ خود، در جهتِ نابودیِ این پیروزی حرکت میکند.
۳. عاشورا؛ هم کتاب است و هم دانشگاه
عاشورا، یک کتابِ عظیم و یک جهانِ معرفت است که باید با دقت، آن را آموخت و کلاسِ آن را به پایان رساند تا «مدرکِ حسینیِ عالی» دریافت کرد.
۴. ظالمانهترین محبت؛ ناسپاسی در حقِّ صاحبِ محبت
نباید عشق به حسین (ع) را «دکانِ تجاریِ دنیوی» ساخت.
با بمبِ گناه و معصیت، به جانِ حسین و کربلا و عاشورا، انتحارِ معنوی نکنیم.
ناجوانمردانهترین محبت، آن است که کسی با محبتِ حسین (ع)، گناهانِ خود را توجیه کند و گناه را مباح شمارد.
با عشقِ حسین باید توبه کرد، نه اینکه گناه را مجاز دانست.
۵. هدف از خلقتِ حسین؛ بندگیِ خالصانه، نه بهشترفتنِ صرف
اگر هدف از آفرینش، فقط رهایی از جهنم و رسیدن به بهشت بود، آزمونِ الهی معنا نداشت.
هدف از خلقت، بندگیِ خالصانهی خداست؛ و حسین (ع) برای رسیدنِ انسان به «مدارجِ عالیاتِ بندگی» قربانی شد.
حسین، قربانیِ خداست، نه قربانیِ بندگانِ خدا؛ او نیامد تا مردم با او به بهشت بروند یا از جهنم بگریزند، بلکه آمد تا انسان برای بهشت، خودْ بهشت شود و آتشِ نشانِ جهنم گردد و زیورِ جهانیان شود.
با حسین، باید طوفانِ بندگی کرد و محبِّ احراریِ (واقعیِ) حسین بود.
۶. حسین، احیاءکنندهی حیاتِ بندگی
با حسین، فطرتِ پاکِ خود را زنده نگه داریم؛ چرا که او، احیاءکنندهی حیاتِ بندگی و عبودیتِ خالصانه است.
۷. زیستن در جهانِ عاشورا
عاشورا زنده است و نفس میکشد؛ دارای مغز، سلسلهی اعصاب، روح، جان، دل، اعضاء، جوارح، زبان، کلام، کتاب و جهانی است.
باید در عاشورا زندگی کنیم، کاشته شویم، پرورش یابیم و میوهها و ثمراتِ عاشورائی بدهیم.
عاشورا، یک سامانهی عظیمِ راهاندازنده و برانگیزاننده است که انسان را به حرکت و تحوّل فرا میخواند.
۸. قیمتِ انسان، به میزانِ معرفتِ او به حسین (ع) است
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «قیمتِ هر کس، به آن چیزی است که نیکویش میشمارد.»
قیمتِ حسینیِ ما، به اندازهی شناختِ ما از حسین (ع) و ملازمتِ ما با او رقم میخورد.
حبِّ حسین، با وسعتِ معرفت، اوج میگیرد و ولایتِ حسین، با میزانِ اطاعت و تبعیّت از او سنجیده میشود.
عاشقانِ واقعیِ حسین، هر لحظه با او زیست میکنند، با او بندگی میکنند و با او شهید میشوند.
به کم راضی نشویم؛ با حسین باید مرتفعترین قلههای بندگی و عشقِ الهی را فتح کنیم.
۹. حبِّ دنیا؛ دشمنیِ خونین با حسین (ع)
در زیارتِ اربعین میخوانیم که دشمنانِ حسین (ع)، کسانی بودند که دنیا فریبشان داد و آخرت را به بهایِ ناچیز فروختند.
حبِّ دنیا، میکروبی است که آدمی را به دشمنیِ ولیِّ خدا بیمار میکند.
هر که در وجودش گمراهی، نادانی، کوری، شک و تردید باشد، در صفِ دشمنانِ حسین (ع) قرار گرفته است.
با افکار و اعمالِ خود، ارزشِ حماسهی عظیمِ امام حسین (ع) را پائین نیاوریم.
۱۰. تا گناه رواج دارد، خونِ حسین (ع) جاری است
امام صادق (ع) هرگاه نامِ حسین (ع) برده میشد، تا شب، خندان دیده نمیشد.
دلیلِ این اندوهِ همیشگی، آن است که هنوز جراحاتِ عاشورا التیام نیافته؛ زیرا همچنان ظلم، جهل، گناه و تعدّی در جهان نفس میکشد.
خونِ حسین (ع) تا زمانی جاری است که گناه و ظلم رواج دارد؛ و این، یعنی پیامِ عاشورا، پایانناپذیر است.
۱۱. جمعبندیِ نهایی
عاشورا، یک اثرِ هنریِ بینظیر در عرصهی بندگیِ الهی است که باید پاس داشته شود و از آن الگو برداری گردد.
محبِّ جاهل، با توجیهِ گناه به نامِ حسین (ع)، به این اثرِ جاودانه خیانت میکند.
هدف از خلقت، بندگیِ خالصانه است و حسین (ع)، قربانیِ این راهِ عظیم.
قیمتِ هر انسان، به اندازهی معرفتِ او به حسین (ع) و اطاعت از اوست.
تا گناه و ظلم در جهان است، خونِ حسین (ع) جاری و پیامِ عاشورا زنده خواهد ماند.
۱۲. کلیدواژههای مفهومی برای یادآوری سریع:
عاشورا = اثرِ هنریِ بیبدیل = کتاب + دانشگاه.
محبِّ جاهل = ظالمی با لباسِ دوست = توجیهکنندهی گناه.
هدفِ خلقت = بندگیِ خالصانه، نه بهشتِ ارزان.
قیمتِ انسان = میزانِ معرفت و اطاعت از خدا و ولیّ خدا
حبِّ دنیا = میکروبِ دشمنیِ با ولیِّ خدا.
جراحتِ عاشورا = تا گناه هست، التیامناپذیر.
🌟 جملات حکمتی و فلسفیِ مستخرج از متن «هنر بینظیر شهادت سیدالشهداء»
گزارههائی بر اساس رویکردِ هستیشناختی، معرفتشناختی، انسانشناختی، اخلاقی و غایتشناختیِ
از متن «هنر بینظیر شهادت سیدالشهداء»،
۱. هستیشناسی (وجودشناسی)
«عاشورا یک اثر بینظیر در عرصهی هنرِ بندگیِ الهی است.»
⇐ حقیقتِ عاشورا، نه یک رویدادِ تاریخیِ صرف، که «اثری هنری» در نظامِ آفرینش است؛ اثری که در آن، زیبایی و حقیقت و عشق، در هم آمیختهاند و جهانیِ جاودان را رقم زدهاند.
«عاشورا سامانهای است که باید تکثیر و توسعه یابد.»
⇐ عاشورا، یک «نظامِ متعالی» برای گسترشِ فرهنگِ ایثار و شهادت است؛ یعنی نه فقط در یک برهه، که در تمامِ اعصار، باید جاری و ساری باشد.
«خونِ حسین (ع) تا زمانی که گناه رواج دارد، جاری است.»
⇐ شهادتِ حسین (ع)، یک «حقیقتِ پویا»ست که با استمرارِ ظلم و گناه، همچنان زنده و تأثیرگذار باقی میماند؛ گویی خونِ او، به «نقطهی عزیمتِ تاریخ» برای مبارزه با هر چه باطل است، تبدیل شده است.
۲. معرفتشناسی (شناختشناسی)
«عاشورا هم کتاب است و هم دانشگاه.»
⇐ عاشورا، هم «منبعِ معرفتِ نظری» (کتاب) است و هم «عرصهی تحوّلِ عملی» (دانشگاه). برای فهمِ آن، باید هم خواند و هم زیست.
«قیمتِ هر شخص به آن چیزی است که نیکویش میشمارد.»
⇐ معرفتِ انسان، ارزشِ وجودیِ او را تعیین میکند؛ هر که «حُسن» (زیبایی و خوبیِ مطلق) را بشناسد و برگزیند، قیمتش ارتقا مییابد.
«قیمتِ حسینیِ ما، به اندازهی شناختِ ما از حسین است.»
⇐ معرفتِ شهودی و عمیق به امام (ع)، ملاکِ ارزشِ انسانیِ ماست؛ نه صرفاً ادعایِ محبت.
۳. انسانشناسی (ولایت و کمالِ انسانی)
«حسین، قربانیِ خداست، نه قربانیِ بندگانِ خدا.»
⇐ حسین (ع) برای «خدا» قربانی شد، نه برای مردم؛ یعنی هدفِ او، تحقّقِ «ارادهی الهی» در بندگی بود، نه تأمینِ منافعِ دنیویِ مردم.
«با حسین، انسان برای بهشت، بهشت میشود.»
⇐ ولایتِ حسین (ع)، انسان را از «طلبِ بهشت» فراتر میبرد و او را به «فرابهشتگونهگیِ وجودی» میرساند؛ یعنی خودِ وجودش، برای بهشت، بهشت میشود.
«با حسین باید طوفانِ بندگی کرد.»
⇐ بندگیِ حسینی، آرام و سطحی نیست؛ بلکه طوفانی است که تمامِ وجودِ سالک را در بر میگیرد و او را به اوجِ عبودیت میرساند.
«عاشقانِ واقعیِ حسین، هر لحظه با او شهید میشوند.»
⇐ شهادت، محدود به یک واقعهی تاریخی نیست؛ بلکه «حالتی وجودی» است که عاشقِ حقیقی، در هر لحظه، با فنا کردنِ خود در عشقِ حسین (ع)، آن را تجربه میکند.
۴. فلسفهی اخلاق (ارزششناسیِ عملی)
«ظالمانهترین محبت، توجیهِ گناه به نامِ حسین است.»
⇐ محبتِ بیمعرفت، نه تنها سودمند نیست، که به «ظلمی مضاعف» بدل میشود؛ زیرا هم به امام (ع) ظلم میکند و هم خودش را تحقیر میکند.
«با عشقِ حسین باید توبه کرد، نه اینکه گناه را مباح نمود.»
⇐ عشقِ حقیقی، همیشه با «بازگشت» و «اصلاح» همراه است؛ عشقی که گناه را توجیه کند، عشق نیست، فریب است.
«حبِّ دنیا میکروبی است که آدمی را به دشمنیِ ولیِّ خدا بیمار میکند.»
⇐ دنیاپرستی، «بیماریِ وجودی» است که نه تنها انسان را از معرفت دور میکند، بلکه او را در صفِ دشمنانِ اولیاءِ خدا قرار میدهد.
۵. غایتشناسی (هدفِ آفرینش و سیرِ تکوین)
«اگر هدف از خلقت، فقط رهایی از جهنم و رسیدن به بهشت بود، آزمونِ الهی معنا نداشت.»
⇐ غایتِ آفرینش، فراتر از «نتیجهگراییِ صرف» (بهشت/جهنم) است؛ هدف، «بندگیِ خالصانه»ست که خود، غایتِ ذاتیِ خلقت است.
«هدف از خلقتِ حسین، برای رسیدن به مدارجِ عالیاتِ بندگی است.»
⇐ امام حسین (ع)، به عنوان «انسانِ کامل»، هدفِ خود را در «تحقّقِ بندگیِ مطلق» قرار داد و این، الگویی برای همهی انسانهاست.
«عاشورا یک پیروزیِ عظیم با عشق و خون و شهادت است.»
⇐ پیروزیِ حقیقی، نه در غلبهی نظامی، که در «غلبهی معنا» بر «ظاهر» است؛ عاشورا، پیروزیِ «حقیقت» بر «باطل» است.
۶. فلسفهی هنر و زیبایی
«عاشورا درّ درخشانِ موزهی جهانِ هستی است.»
⇐ عاشورا، یک «اثرِ هنریِ متعالی» است که در آن، هماهنگیِ عشق، ایثار، زیبایی و حقیقت، به اوج میرسد.
«مروارید، زیبندهی صدف است؛ هر دلی لایقِ حبِّ حسین نیست.»
⇐ محبتِ حسین (ع)، گوهریِ نایاب است که تنها دلهایِ پاک و آماده، ظرفیتِ پذیرشِ آن را دارند.
«هر مدعی، لایقِ پاسداشتِ حرمتِ عاشورا نیست.»
⇐ هنرِ عاشورا، امانتی است که باید توسط «امینانِ حقیقی» (عارفان و عاملان) حفظ شود؛ مدّعیانِ ناآگاه، به این اثرِ جاودانه خیانت میکنند.
۷. فلسفهی زمان و تاریخ
«عاشورا زنده است، نفس میکشد.»
⇐ عاشورا، رویدادی «تاریخی» نیست که در زمانِ خودش محدود شود؛ بلکه «حقیقتی جاری» است که در هر عصر، با قیامِ انسانهایِ آزاده، تکرار میشود.
«جراحاتِ عاشورا هنوز التیام نیافته، چون ظلم و جهل همچنان نفس میکشد.»
⇐ زمان، زخمِ عاشورا را التیام نمیبخشد؛ زیرا این زخم، تا زمانی که باطل در جهان هست، تازه میماند و فریاد میزند.
۸. فلسفهی محبت و ولایت
«قیمتِ محبتِ ما به میزانِ معرفتِ ماست.»
⇐ محبت، بدونِ معرفت، ارزشِ چندانی ندارد؛ ارزشِ عشق، به عمقِ شناختِ عاشق از معشوق بستگی دارد.
«قیمتِ ولایتِ ما به میزانِ اطاعت و تبعیّتِ ماست.»
⇐ ولایت، فقط یک «ادعا» نیست؛ بلکه «التزامِ عملی» به مسیرِ امام است و ارزشِ آن، به درجهی اطاعت از او وابسته است.
«حبَّ حسین، تاجِ دل و دنیا و عقبای ماست.»
⇐ محبتِ حسین (ع)، «تاجِ عزت» برای انسان است؛ هم در دنیا، هم در آخرت، و هم در عمقِ وجود.
۹. نقدِ اجتماعی و سیاسی
«هر که با لباسِ دوست، به جانِ خیمهی حسین بیفتد، سارقی است که زیباییِ هنرِ حسینی را به آتش میکشد.»
⇐ خیانتِ درونی (از سویِ مدعیانِ دروغین) از خیانتِ بیرونی (دشمنانِ آشکار) خطرناکتر است؛ زیرا با «لباسِ دوستی» به اصلِ قیامِ حسین (ع) ضربه میزند.
«محبِّ جاهل با جهالتِ خود، در جهتِ نابودیِ پیروزیِ عاشورا حرکت میکند.»
⇐ جهلِ همراهِ با ادعایِ محبت، از کفرِ آشکار هم خطرناکتر است؛ زیرا با ناآگاهی، ثمراتِ خونِ حسین (ع) را تباه میکند.
۱۰. سخنانِ پایانیِ حکیمانه
«عاشورا یک سامانهی عظیمِ راهاندازنده و برانگیزاننده است.»
⇐ عاشورا، «موتورِ محرّکِ تاریخ» است؛ انسان را از رکود و غفلت بیرون میکشد و به سویِ تعالی به حرکت درمیآورد.
«با حسین، فطرتِ پاکِ خود را زنده نگه داریم.»
⇐ حسین (ع)، «احیاءکنندهی فطرت» است؛ یعنی انسان را به گوهرِ الهیِ خویش بازمیگرداند و از خودبیگانگی نجات میدهد.
«با حسین باید مرتفعترین قلههای بندگی و عشقِ الهی را فتح کرد.»
⇐ هدفِ نهایی از پیوند با حسین (ع)، نه یک «سعادتِ معمولی»، بلکه «اوجِ عبودیت» و «شهودِ عاشقانهی حقیقت» است.
جمعبندیِ نهایی (در یک عبارتِ حکمی)
«عاشورا، تنها یک واقعه نیست؛ یک «نظامِ وجودی» است که انسان را از سطحِ “زیستن” به اوجِ “عاشقانه زیستن” میرساند؛ جایی که نه بهشت و نه جهنم، بلکه “خودِ خدا” مقصدِ نهایی است.»
«بسط غنائی» «هنر بینظیر شهادت سیدالشهداء»
🌟 ۱. عاشورا، نگینی درخشان در موزهی جهان هستی
اگر جهان را موزهای بدانیم که خداوند، هر لحظه، گوشهای از زیباییهای خود را در آن به نمایش میگذارد، عاشورا، درخشانترین نگینِ این موزه است.
نه از جنس طلا و نقره، که از جنس «خونِ عاشقانهای» که بر خاکِ کربلا ریخته شد و تاریخ را رنگین کرد.
این اثرِ هنری، با دستانِ عشق و شهادت، در کارگاهِ بندگیِ الهی آفریده شده است.
هر که به آن مینگرد، اگر چشمِ دل داشته باشد، نه یک صحنهی تاریخی، که یک «جهانِ بیزمانِ عشق» را میبیند که در آن، حسین (ع) چون خورشیدی میدرخشد و یارانش، چون ستارگانی در گردِ او میچرخند.
🌸 ۲. مروارید، تنها در صدفِ خود میگنجد
حبِّ حسین (ع)، گوهری است نایاب؛ نه هر دلی، ظرفیتِ پذیرشِ آن را دارد.
همانگونه که مروارید، تنها در صدفِ خود میگنجد، عشقِ حسین نیز تنها در دلهایی که از غبارِ خودخواهی و دنیاپرستی پاک شدهاند، جای میگیرد.
اما چه بسیارند کسانی که با لباسِ دوستی، به حریمِ این عشق قدم میگذارند و درونشان، از کینه و جهل و گناه، آکنده است.
اینان، چون دزدانی هستند که با نقابِ دوست، به خیمهی حسین میتازند و زیباییِ این هنرِ بینظیر را به آتش میکشند.
و این، ظلمی است بزرگتر از ظلمِ دشمنانِ آشکار؛ زیرا که با «نامِ حسین»، به «جانِ حسین» خیانت میکنند.
🌺 ۳. عاشورا، هم کتاب است و هم دانشگاه
عاشورا را نباید فقط روایت کرد؛ باید آن را خواند، چون کتابی که هر آیهاش، دریایی از معرفت است.
و نباید فقط خواند؛ باید در آن زیست، چون دانشگاهی که هر کلاسِ آن، تحوّلی در وجودت ایجاد میکند.
کلاسِ اول: «عشق»؛ کلاسِ دوم: «ایثار»؛ کلاسِ سوم: «صبر»؛ کلاسِ چهارم: «شهادت»؛ و کلاسِ نهایی: «لقاءالله».
و هر که این کلاسها را با موفقیت پشت سر بگذارد، نه مدرکی کاغذی، که «نوری در دل» دریافت میکند که تا ابد، راهنمایِ اوست.
🌻 ۴. محبتِ بیمعرفت، ظلمی است در لباسِ دوستی
چه زیبا و چه خطرناک است محبتی که به جایِ اصلاحِ گناه، به توجیهِ آن میپردازد!
کسی که با عشقِ حسین (ع)، گناهانِ خود را مباح میشمارد، در حقیقت، تیشه به ریشهی این عشق میزند.
انگار که بگوید: «من حسین را دوست دارم، پس هر کاری بکنم، او شفیعِ من است!»
این، نه عشق که فریبِ نفس است؛ نه محبت که خیانتِ بزرگ.
عشقِ حسین، چراغی است که باید در آن، راهِ توبه و پاکی را جست، نه پناهگاهی برای ادامهی گناه.
محبتِ حقیقی، یعنی آنقدر عاشقِ معشوق باشی که از هر چه او را میرنجاند، دوری کنی؛ نه اینکه با نامِ او، بر دلِ او آتش باری.
🌷 ۵. حسین، قربانیِ خداست، نه قربانیِ بندگان
خیلیها فکر میکنند حسین (ع) آمد تا برای گناهانِ آنان قربانی شود، تا آنان به بهشت بروند یا از جهنم بگریزند.
اما این، نگاهی است که عظمتِ حسین (ع) را کوچک میکند.
حسین، قربانیِ خداست؛ یعنی هدفش، تحقّقِ «ارادهی الهی» در زمین بود، نه تأمینِ منافعِ دنیویِ مردم.
او آمد تا به ما بیاموزد که بندگی، خودْ هدف است؛ نه وسیلهای برای رسیدن به بهشت.
با حسین، انسان از «طالبِ بهشت» بودن، به «فرابهشتگونه» بودن میرسد؛ یعنی خودِ وجودش، برای بهشت، بهشت میشود و در هر لحظه، طعمِ قربِ الهی را میچشد.
🌹 ۶. با حسین، طوفانِ بندگی کن
بندگیِ حسینی، آرام و بیتحرک نیست؛ طوفانی است که تمامِ وجودت را در بر میگیرد.
طوفانی از عشق، که هر چه را غیرِ خداست، از دل میشوید.
طوفانی از شور، که تو را از خوابِ غفلت بیدار میکند.
طوفانی از شهادت، که به تو میآموزد چگونه بمیری تا زندهتر از همیشه باشی.
محبِّ احراریِ حسین، یعنی کسی که با تمامِ وجود، در این طوفان، غرقِ عشق شده و جز خدا و رضایت حبیب خدا(حسین)، هیچ نمیبیند.
🌿 ۷. قیمتِ تو، به اندازهی معرفتِ تو به حسین است
در بازارِ هستی، هر کس قیمتی دارد؛ اما این قیمت، با سکههایِ زر و سیم سنجیده نمیشود.
قیمتِ هر انسانی، به اندازهی «معرفتِ او به حسین (ع)» است.
هر چه این معرفت عمیقتر، قیمت بالاتر؛ هر چه این معرفت سطحیتر، قیمت ناچیزتر.
پس از خود بپرس: «قیمتِ من در بازارِ ولایت، چند است؟»
آیا با حسین (ع) نفس میکشی؟ آیا با او روشن میشوی؟ آیا با او بندهی نابِ خدا میشوی؟
اگر پاسخها مثبت است، بدان که قیمتِ تو، در خزانهی الهی، بینهایت است.
🌾 ۸. حبِّ دنیا، میکروبی که انسان را بیمار میکند
دنیاپرستی، بیماریِ خطرناکی است که آرامآرام، جانِ آدمی را میگدازد.
این میکروب، آنقدر موذی است که انسان را از درون، به دشمنیِ ولیِّ خدا مبتلا میکند، بیآنکه خودش بفهمد.
کسی که دل به دنیا بسته است، هرگز نمیتواند حقیقتِ عاشورا را درک کند؛ چون عاشورا، یعنی «رهایی از دنیا» و «پیوستن به حقیقت».
دشمنانِ حسین (ع)، کسانی بودند که دنیا فریبشان داد و آخرت را به بهایِ ناچیزی فروختند.
و امروز، هر که با دنیا معاملهای خیانتآمیز کند، در همان صف ایستاده است؛ اگر چه با زبان، ادعایِ محبتِ حسین کند.
🌼 ۹. خونِ حسین، تا ابد جاریست
جراحاتِ عاشورا، هرگز التیام نمییابد؛ زیرا این جراحات، فقط بر پیکرِ حسین (ع) وارد نشده، بر پیکرِ «حقیقت» وارد شده است.
تا زمانی که ظلم هست، این زخم تازه است.
تا زمانی که جهل هست، این خون جاری است.
تا زمانی که گناه هست، این فریاد بلند است.
امام صادق (ع) هرگاه نامِ حسین برده میشد، تا شب غمگین بود؛ نه برای آنکه حسین (ع) به شهادت رسیده است، بلکه برای آنکه هنوز پیامِ او در جهان، نادیده گرفته میشود.
خونِ حسین، نه در تاریخ، که در رگهایِ زمان جاری است و هر روز، با فریادِ مظلومی، دوباره به جوش میآید.
🌺 ۱۰. عاشورا، یک سامانهی راهاندازنده
عاشورا، فقط یک خاطره نیست؛ یک موتورِ پرتوان برای حرکتِ تاریخ است.
هر که در این سامانه قرار میگیرد، به حرکت درمیآید؛ از خوابِ غفلت بیدار میشود؛ و به سویِ حقیقت، گام برمیدارد.
عاشورا، مغزی دارد که میاندیشد، قلبی دارد که میتپد، و روحی دارد که در جانِ انسانِ آزاده، حلول میکند.
زیستن در عاشورا، یعنی هر روز، چون حسین (ع) زیستن؛ هر لحظه، با عشق و ایثار و شهادت، تنفس کردن.
🌟 سخنِ پایانیِ
ای دل، اگر میخواهی قیمتِ خود را بدانی، به میزانِ عشقِ خود به حسین (ع) نگاه کن.
اگر این عشق، تو را از گناه دور کرد، بدان که عشقِ حقیقی را یافتهای.
و اگر این عشق، گناه را برایت توجیه کرد، بدان که در دامِ فریب افتادهای.
حسین، قربانیِ خدا شد تا تو قربانیِ نفسِ خود نشوی.
پس با کربلایش، دل را بشوی؛ با عشقِ او، جان را صیقل ده؛ و با یادِ او، هر صبح، عاشورایی تازه را آغاز کن.
که عاشورا، نه یک روز، که یک «زندگی»ست؛ زندگیای که در آن، مرگ، شیرینترین جرعهی عشق است.
تذکرات:
هنر عشق و شهادت عالیترین حال و نقش بندگی، اثبات عملی
زیبائی عشق و شهادت روحی است برای تنفس عمیق بندگی الهی
عاشورا در تمام ابعاد جهاد هستی در جان تمام مکارم جاری است! به حقیقت جان میدهد اخلاق را به بلوغ میرساند! انسان را تاجدار بندگی میسازد!
هنر شهادت نظم هستی را در بینظمیهای ظاهری آشکار میکند، نور را در دل ظلمان منتشر میسازد! حیات عدالت و اقتدار را اثبات میکند! اجل قریب زشتی و ظلم و ظلمت را فریاد میکشد!
«هنر» شهادت یعنی اثبات «نظمِ عادلانهی هستی» «نمایشِ هنرمندانهی عدالتِ الهی» در برابرِ ظلم و تعدی!
هنر حسینی شکوفههای نو در شجرهی انبیای عظام است!
محبت و ولایت قرین و حلیف هماند و جدائی نمیپذیرند!
عشق تنها با اطاعت خالصانه امضاء میشود، بدون اطاعت عشق فقط سر وصدائی دارد و با اطاعت عطرش به مشام میرسد!
محبت چاشنی حرکت و شوریدگی است ایستائی محبت، مرگ محبت را به دنبال دارد!
عاشورا جهانی است که تمام امت در آن همرنگ و همعطر حسین میگردند!
محب خالص و صادق نگهبان مقتدر خیمه هنر حسینی است!
هنر شهادت زیباترین رسم خط عاشق برای گذر به پسا پرده عشق محبوب است!
محب خالص نقشه کوی بندگی را به کف دارد و قدم بر جا پای محبوبش برای رسیدن به میقات لقاء الله دارد!
حسین و آباء و اولاد پاکش نور درخشان ره عاشقان سیر الی الله است!
اگر امکان توبه نبود یاد عاشورا تازه نمی شد!
🌟 ۱. هنر، اثباتِ عملیِ بندگی است
«هنرِ عشق و شهادت» نه یک زیباییِ انتزاعی، که عالیترین حالِ بندگی و نقشِ عملیِ عبودیت است.
هنرِ حقیقی، نقاشی بر بومِ جان نیست؛ ایستادن در برابرِ ظلم است، با تمامِ وجود.
هنرِ شهادت، یعنی آنقدر عاشقِ خدا بودن که مرگ را در آغوش بگیری تا زندگیِ ابدی را بچشی.
این هنر، با قلمِ خون، بر صفحهی تاریخ، نقشِ «بندگیِ خالصانه» را حک میکند؛ نقشی که هر که بنگرد، خود را در برابرِ حقیقت، مسئول مییابد.
🌸 ۲. زیباییِ شهادت، نفسِ عمیقِ بندگی
زیباییِ عشق و شهادت، یک زیباییِ سطحی و ظاهری نیست؛ روحی است که به جانِ بنده، «تنفسِ عمیقِ بندگی» میبخشد.
همانگونه که نفسِ عمیق، اکسیژن را به تمامِ سلولهایِ بدن میرساند، شهادت نیز، روحِ عبودیت را به تمامِ شئونِ زندگیِ انسان جاری میکند.
و این، یعنی «حیاتِ طیّبه»؛ یعنی نفسکشیدن در فضایی که هر ذرهاش، بویِ عشقِ الهی میدهد.
🌺 ۳. عاشورا، جهادِ هستی در جانِ مکارم
عاشورا، فقط یک قیامِ نظامی یا یک رویدادِ تاریخی نیست؛ جهادی است در بسترِ تمامِ هستی، که در جانِ همهی مکارمِ اخلاقی جاری میشود.
عاشورا، به حقیقت جان میبخشد؛ یعنی انسان را از سطحِ «زندگیِ زیستی» به «زندگیِ حقیقی» ارتقا میدهد.
اخلاق را به بلوغ میرساند؛ یعنی فضائلِ اخلاقی (چون شجاعت، ایثار، صداقت، و عدالت) را در وجودِ انسان، به کمالِ خود میرساند.
و انسان را «تاجدارِ بندگی» میسازد؛ یعنی او را از بندگیِ نفس و دنیا، به بندگیِ خالصانهی خدا، ارتقا میدهد.
🌻 ۴. هنرِ شهادت، آشکارکنندهی نظمِ هستی
در ظاهر، عاشورا صحنهای از بینظمی و ظلم و کشتار بود؛ اما هنرِ شهادت، نظمِ پنهانِ هستی را آشکار میکند.
نظمی که در آن، نور در دلِ تاریکی میدرخشد، عدالت در بسترِ ظلم میروید، و حیات از دلِ مرگ، زاده میشود.
هنرِ شهادت، یعنی اثباتِ «نظمِ عادلانهی الهی»؛ نظمی که ظاهرِ آن، هر چند غمبار است، اما باطنِ آن، سرشار از حکمتِ الهی و پیروزیِ نهاییِ حقیقت است.
این، نمایشِ هنرمندانهی عدالتِ الهی در برابرِ ظلم و تعدی است؛ نمایشی که تماشاگرِ آن، هر انسانِ آزادهایست که چشمِ دل دارد.
🌷 ۵. هنرِ حسینی، شکوفهای بر شجرهی انبیاء
هنرِ حسینی، ادامهی هنرِ پیامبران است؛ شکوفهای نو بر شجرهی کهنِ انبیاء.
همانگونه که ابراهیم (ع) با قربانیِ اسماعیل، هنرِ تسلیم را به نمایش گذاشت، و موسی (ع) با عصا و یدِ بیضا، هنرِ قدرتِ الهی را، حسین (ع) با خونِ خود، هنرِ شهادت را به کمالِ مطلق رساند.
پس عاشورا، نه یک گسست از سنتِ نبوی، که «اوجِ آن سنت» است؛ حلقهای زرّین در زنجیرهی نورانیِ پیامبران و اولیاء.
🌹 ۶. محبت و ولایت، قرین و حلیف هم
محبت و ولایت، دو رویِ یک سکهاند و جدائی نمیپذیرند.
اگر محبت، عشقِ قلبی است، ولایت، «اطاعتِ عملیِ آن عشق» است.
عشق، بدونِ اطاعت، فقط سر و صدایی بیش نیست؛ اما با اطاعت، عطرش به مشامِ جان میرسد و جهان را معطّر میکند.
پس محبت، چاشنیِ حرکت و شوریدگی است؛ اگر راکد و ایستاده شود، «مرگِ محبت» را به دنبال دارد؛ چون آبِ ایستاده، گندیده میشود و عشقِ ساکن، به غرور و خودخواهی بدل میگردد.
🌼 ۷. عاشورا، جهانی که امت در آن همرنگِ حسین میشوند
عاشورا، فقط یک واقعه نیست؛ یک «جهان» است.
جهانی که در آن، تمامِ امت (شیعیان و محبانِ حسین)، همرنگ و همعطرِ حسین (ع) میشوند.
این جهان، مرز نمیشناسد؛ نه مرزِ جغرافیا، نه مرزِ زمان، نه مرزِ نژاد و زبان.
هر که در این جهان قدم میگذارد، با عشقِ حسین (ع) رنگ میگیرد و با خونِ او، عطرآگین میشود.
محبِّ خالص و صادق، نگهبانِ مقتدرِ خیمهی هنرِ حسینی است؛ او نه فقط عاشق، که «سربازِ خیمه» است؛ تا زمانی که نفس میکشد، از این خیمه، پاسداری میکند.
🌿 ۸. شهادت، خطِّ عاشق برای گذر به پسا پرده
هنرِ شهادت، زیباترین رسمِ خطِّ عاشق است برای «عبور از پردهها» و رسیدن به «پساپردهی عشقِ محبوب».
این خط، با خون نوشته میشود و هر نقطهاش، ستارهای است در آسمانِ ولایت.
محبِ خالص، نقشهی کویِ بندگی را در کف دارد و قدم بر جایِ پایِ محبوبش میگذارد تا به «میقاتِ لقاءالله» برسد.
حسین و آباء و اولادِ پاکش، نورِ درخشانِ راهِ عاشقانِ سیرِ الیالله هستند؛ چراغهایی که در هر قدم، راه را روشن میکنند و از هر لغزشی، محافظت مینمایند.
🌾 ۹. توبه، ثمرهی تازگیِ عاشورا
اگر امکانِ توبه نبود، یادِ عاشورا تازه نمیشد.
عاشورا، هر سال با محرم، تازه میشود تا به ما یادآوری کند که «بازگشت» ممکن است.
توبه، یعنی از مسیرِ غلط، به مسیرِ حسین برگشتن؛ یعنی با درخشش خونِ پاک او، دل را شستن و با عشقِ او، جان را صیقل دادن.
عاشورا، هر سال، فرصتی است برای «توبهی تازه»؛ توبهای که از یادِ خونِ او، قوّت میگیرد و از عشقِ او، حرارت.
پس هر که در محرم، اشک میریزد، در حقیقت، توبهای تازه میکند و عهدی دوباره با حسین (ع) میبندد.
عاشورا، هنرِ عاشقانهی خداست در کارگاهِ هستی؛ هنری که با خون، نقش میزند و با عشق، جان میبخشد و با توبه، تازه میماند. هر که در این مکتب، درسِ بندگی خواند، تاجدارِ عشق میشود و هر که از آن غافل ماند، در ظلمتِ خودخواهی، سرگردان میماند.
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
[1] كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص100 ابن قولويه، جعفر بن محمد، دار المرتضوية – نجف اشرف، چاپ: اول، 1356ش.
[2] الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص447 ابن بابويه، محمد بن على، كتابچى – تهران، چاپ: ششم، 1376ش.
[3] كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص228 ابن قولويه، جعفر بن محمد، دار المرتضوية – نجف اشرف، چاپ: اول، 1356ش.
[4] كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص101 ابن قولويه، جعفر بن محمد، دار المرتضوية – نجف اشرف، چاپ: اول، 1356ش.