جام جان

مومن راستین دژ مستحکم الهی

مومن راستین دژ مستحکم الهی

- اندازه متن +

🌼🔆🌼رزم با نور عظمت🌼🔆🌼
📅 تاریخ:1405/05/01 – 08 صفر 1448
✨ جلسه: مشکات نور
🎤 سخنران: استاد علی ساعی

🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹

🔅🌹 «اعجاز فراست مومن»  «مومن فرزند شجره نبوت»  «تدبیر حسینی»  «عملیاتی در دل هستی و تاریخ» «ادامه شرح فراز 13 دعای 20 صحیفه سجادیه» و … چکیده با تکمله       1405.05.01    علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌹🔅

📅 تاریخ:1405/05/01 – 08 صفر 1448
✨ جلسه: مشکات نور
🎤 سخنران: استاد علی ساعی

🌼🌸☘️🌷🌹🌻 🕋  🤲 🌙 ✳️✅ ❇️ ✨🔆💫🔆

🌻 🌼 🔆 اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي🔆 🌼 🌻

🕋

🌼🌹مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ🌹🌼

🤲 🔆ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك🔆 🤲

🟡ادامه مبحث:

اصول و قواعد رزم متعالی

ادامه بحث تدبیر بر علیه دشمن خدا

دورنمای بحث:

رزم با نور عظمت الله

مومن واقعی مجهز به نور عظمت خداست!

جامعه را مجهز به مومنان راستین کنیم که دژ مستحکم دفاعی و تهاجمی است!

❇️تشخیص با فراست

قوه تشخیص با فراست ایمانی معجزه تشخیص است!

حقیقت تنها با فراست ایمانی قابل تشخیص است!

دشمن شیطانی را نیز با فراست ایمانی می‌توان شناسائی و نابودش ساخت!

دشمنان خدا، دامنه‌ای از شیاطین انسی و جنی، حیوانی، نباتی، جمادی را تشکیل می‌دهند! به اقتضای هر کدام باید با آنها برخورد نمود!

برای یارگیری بر علیه دشمن بایستی فراست دینی داشت!

آثار و انوار الهی باید در جان ما پیاده‌سازی شود! تا مرکز عملیات جان ما بر علیه دشمن تکمیل شود!

❇️انسان باید معدن آثار رحمانی باشد

در حوزه دین و علم اگر انسان در میدان جغرافیای «نافذ البصیره و صلب الایمان» نباشد در نهایت به دشمن دین تبدیل خواهد شد و یا اسباب زحمت آن خواهد بود! یعنی باید رگ عباسی(ابولفضل قمر منیر بنی‌هاشم) داشته باشد، و یا مزین به صفت مالکی(مالک اشتر)، و یا خوئی سلمانی و ابوذری و مقدادی باشد!

از عالم شدن تا عاقل شدن، سیر به زنبور عسل و پروانه شدن است و گرنه کلاغ نیز عالم است اما عاقل نیست، زنبور عسل عالم عاقل است!

علم در دستان غیر عاقل خطرناک است!

بدون علم با دشمن نمی‌توان جنگید، علم بدون تقوا بر علیه خود آدمی عمل می‌کند!

علم سلاحی است که نباید در دستان هر کسی قرار بگیرد!

تشخیص حاملان شایسته علم مثل قرار دادن ثروت عظیم در خزینه‌ای محکم است!

❇️نور در دل نا اهل ابزار ظلمت است

💫🔆 هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى [أُصِيبُ‏] أَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّينِ‏ لِلدُّنْيَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ-  أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ لَا بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشَّهْوَةِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّينِ فِي شَيْ‏ءٍ أَقْرَبُ شَيْ‏ءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيه‏[1]

💫 امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود:

«هان! در اینجا (و با دست به سینه‌اش اشاره کرد) دانشی انبوه است؛ اگر حاملانی برای آن می‌یافتم [که آن را حفظ کنند]… آری، حاملانی یافتم، اما امین نبودند و ابزارِ دین را برای دنیا به کار می‌گرفتند و با نعمت‌های خدا بر بندگانش و با حجت‌هایش بر دوستانش استدلال می‌کردند (و سلطه می‌جستند).

و [برخی] دیگر، تسلیمِ حاملانِ حق بودند، ولی در زوایای آن بینایی نداشتند و به نخستین شبهه‌ای که بر آنان عرضه می‌شد، شک در دلشان پدید می‌آمد.

هان! نه آن و نه این (نه آنان که امانتدار نبودند و نه آنان که بصیرت نداشتند).

یا [علم را] کسانی حمل می‌کنند که دلباخته‌ی لذّتند و به آسانی در بند شهوت‌اند، یا شیفته‌ی جمع‌آوری و اندوختنند، و اینان هیچ‌یک از حافظانِ دین نیستند. نزدیک‌ترین چیزی که به آنان شباهت دارد، چهارپایانِ چراکننده‌اند.

این گونه است که دانش با مرگِ حاملانش از میان می‌رود.»

❇️بیان تفصیلی کلام امام علی امیرالمومنین علیه السلام

هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً

«هان! همانا در اینجا دانشی انبوه و فراوان است»

وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ

«و با دست خود به سینه‌اش اشاره فرمود»

لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً

«اگر برای آن [دانش] حمل‌کنندگانی می‌یافتم»

بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ

«آری، [حمل‌کنندگانی] یافتم، اما زیرکی که بر او اطمینان نباشد»

مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيَا

«که ابزار دین را برای دنیا به کار می‌گیرد»

وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ

«و با نعمت‌های خدا بر بندگانش قدرت‌نمایی می‌کند [و برتری می‌جوید]»

وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ

«و با حجت‌های خدا بر (علیه) دوستانش [استدلال می‌کند]»

أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ

«یا کسی که تسلیم حمل‌کنندگان حق است»

لَا بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ

«در حالی که او را در زوایای آن بصیرتی نیست»

يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِي قَلْبِهِ

«شک در دلش جرقه می‌زند»

لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ

«به نخستین شبهه‌ای که عارض شود»

أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ

«هان! نه این و نه آن [یعنی هیچ‌یک از این دو نوع حمل‌کننده، شایسته نیستند]»

أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ

«یا کسی که سخت شیفته لذت است»

سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشَّهْوَةِ

«که به آسانی در بند شهوت است [و افسارش را شهوت می‌کشد]»

أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ

«یا شیفته گردآوری و ذخیره‌کردن است»

لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّينِ فِي شَيْ‏ءٍ

«این دو [گروه] هیچ‌گونه از مراقبان دین نیستند»

أَقْرَبُ شَيْ‏ءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ

«نزدیک‌ترین چیز به این دو [از نظر شباهت]، چهارپایان چرنده هستند»

كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيهِ

«این گونه است که علم با مرگ حمل‌کنندگانش می‌میرد»

❇️شناسائی یار و رفیق و امین و وزیر

مبادا جاسوس دشمن به حوزه تو نفوذ کند!

مبادا جاسوس دشمن را وزیر و سرباز خود بگیری!

تنها با تدبیر به فراست ایمانی می‌توانی یار و انصار خود را انتخاب کنی!

مبادا دشمن را به جای دوست بگیری! منافق را به جای مومن! و بر بالعکس!

مبادا خودمان درد و بیماری دین باشیم و ندانیم!

❇️یار شایسته حامل ناب علم

حاملان ناب علم، نور می‌خورند و روشنائی می‌پاشند! چراغ دین خدا می‌گردند!

نور و وجودشان زینت آسمان دین خدا می‌شود!

حاملان شایسته علم، آبنوشان ثقلین هستند و همچون دریای خروشان مزرعه دین خدایند و باغ قران و عترت را آبیاری و معطر می‌سازند!

❇️مومن ثمره نور و رحمت

در جبهه حق یک مومن واقعی توان یک امت دارد بلکه بیشتر!

یک مومن واقعی در میان جامعه مثل الماس ناب و مثل خورشید درخشان و مثل آب و هوای حیات‌بخش است!

مومن نتیجه ازدواج نور و رحمت است، والدینش نور و رحمت‌اند!

مصاحبت با مومن فرو روی در روشنی و مهر و رحمت است! صفابخش هر محفلی است، آرامش هر ملاقاتی است!

نور هر لحظه بر مومن پدری می‌کند و رحمت برای او مادری! متصل به شجره نور و رحمت است! به رشد و سربلندی است!

💫🔆 أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: قَالَ لِي يَا سُلَيْمَانُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِهِ وَ صَبَغَهُمْ فِي رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَايَةِ فَالْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ فَاتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ‏ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ الَّذِي خُلِقَ مِنْهُ‏.[2]

💫 احمد بن ابی‌عبدالله برقی از پدرش، از سلیمان بن جعفر جعفری، از امام رضا (ع) روایت کرده که فرمود:

«ای سلیمان! خداوند تبارک و تعالی مؤمن را از نور خود آفرید و آنان را در رحمت خود فرو برد و پیمان ولایتِ ما را از آنان گرفت. پس مؤمن، برادر مؤمن است از پدر و مادری که پدرش نور و مادرش رحمت است. پس از فراستِ (تیزبینیِ) مؤمن بپرهیزید، زیرا او با نور خداوند که از آن آفریده شده، می‌نگرد.»

❇️مومن واقعی فرزند شجره نبوت است

💫🔆 قَالَ: سَمِعْتُ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ يَقُولُ‏ خُذُوا مِنِّي حَدِيثاً قَبْلَ أَنْ تُشَابَ الْأَحَادِيثُ بِالْأَبَاطِيلِ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ: أَنَا الشَّجَرَةُ وَ فَاطِمَةُ فَرْعُهَا، وَ عَلِيٌّ لِقَاحُهَا وَ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ ثَمَرُهَا، وَ شِيعَتُنَا وَرَقُهَا، وَ أَصْلُ الشَّجَرَةِ فِي جَنَّةِ عَدْنٍ‏  وَ سَائِرُ ذَلِكَ فِي سَائِرِ الْجَنَّةِ.[3]

🔆عبدالرحمن بن عوف گفت: از من حدیثی فرا گیرید، پیش از آنکه احادیث با دروغ‌ها آمیخته شوند.

از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود:

«من درخت‌ام،

فاطمه شاخه‌ی آن،

علی، گرده‌افشانِ آن،

حسن و حسین، میوه‌های آن،

و شیعیان ما، برگ‌های آن،

و ریشه‌ی این درخت، در بهشتِ جاویدان (عَدْن) است،

و بقیه‌ی آن (شاخه‌ها و میوه‌ها) در سایرِ بهشت‌هاست.»

☘️ورق شجره، تمام آثار ولایت و تماثیل آن را در خود داراست! طعمش ولایت است!

مومن واقعی عطر و رنگ و اعجاز نبوت را دارد!

❇️مومن واقعی عطر دل‌انگیز کائنات

مومن واقعی صفا بخش محافل است،

هر که مومنی را تحمل نکند نشان سوء مزاج شیطانی اوست!

نجاسات، بهشت سوسک و موش و موجودات پست و کثیف است و «پاکیزگی و زیبائی و طراوت» جهنم‌شان!

هر که از مومن بگریزد از بهشت برین گریخته است!

💫🔆 عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَجْرَى فِي الْمُؤْمِنِ مِنْ رِيحِ رَوْحِ اللَّهِ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ‏ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ‏ [4]

🔆 از امام باقر (ع) روایت شده که فرمود: «همانا خداوند تبارک و تعالی از بادِ (نفحه‌ی) روحِ خود، در مؤمن جاری ساخته است و خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» (میان خود مهربانند) [فتح: ۲۹].»

مومن نسیم الهی است، هر جا حضور یابد نشاط‌انگیز خواهد بود!

در جامعه اسلامی، مومنان روح انگیز، باید شناخته شوند که صفابخش و عامل رشد و برکت جامعه خواهد بود!

شیطان چنان دسیسه می‌کند که مومنان از دل جامعه حذف شوند!

مومن‌نماها خطرناک‌تر از کفارند!

❇️رموز تدبیر حسینی

یاران و اعوان حسینی از نور عظمت خدایند؛

در یارگیری با تدبیری حسینی بیندشیم؛

در سازماندهی لشکر برای تربیت نیروی غالب هستی در دل تاریخ مومنان پاک و واقعی معجزه‌گرند!

مومنان پاک و راستین در حوزه فراتاریخی و فرا زمانی انجام ماموریت می‌کنند!

ماوریت‌شان با حب الهی آمیخته است و هر عمل شان نمایش عشق الهی است!

❇️اعجاز نور عظمت الله

💫🔆 عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ جَلَالِ كِبْرِيَائِهِ فَمَنْ‏ طَعَنَ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَوْ رَدَّ عَلَيْهِ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ فِي عَرْشِهِ وَ لَيْسَ هُوَ مِنَ اللَّهِ فِي وَلَايَةٍ وَ إِنَّمَا هُوَ شِرْكُ شَيْطَانٍ. [5]

💫 از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: «همانا خداوند تبارک و تعالی مؤمن را از نور عظمت و جلال کبریایی خود آفرید. پس هر که بر مؤمن طعنه زند یا سخنش را رد کند، بر خداوند در عرشش رد کرده است، و او در ولایت خدا نیست، بلکه او شریک شیطان است.»

❇️توحید نشان اعلای مومن

مومن در دنیا درون صدف است، در پس پرده است، مروارید شناس می‌باید! هر کس گنج شناس نیست! خاک را بجای افلاک خواهد پنداشت! باید به دنبال مومنان پاک سرشت راهی هر کوه و دشت شویم! جامعه جز به وجود آنها آباد نخواهد شد!

نشان بارز مومنان پاک سیرت عطر خوش توحید است!

💫🔆 عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ عَنِ النَّاسِ فَنَظَرُوا إِلَى وَصْلِ مَا بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ الْمُؤْمِنِ خَضَعَتْ لِلْمُؤْمِنِ رِقَابُهُمْ وَ تَسَهَّلَتْ لَهُ أُمُورُهُمْ وَ لَانَتْ طَاعَتُهُمْ وَ لَوْ نَظَرُوا إِلَى مَرْدُودِ الْأَعْمَالِ مِنَ السَّمَاءِ لَقَالُوا مَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْ أَحَدٍ عَمَلا[6]

💫 از ابوحمزه ثمالی روایت شده که گفت: از امام صادق (ع) شنیدم که می‌فرمود: «اگر پرده از برابر مردم برداشته شود و پیوندی را که میان خدا و مؤمن است، ببینند، گردن‌هایشان در برابر مؤمن خضوع کند و کارهایشان برای او آسان گردد و فرمانبرداری‌شان نرم شود. و اگر اعمالِ بازگردانده‌شده از آسمان را ببینند، می‌گویند: خداوند عمل هیچ‌کس را نمی‌پذیرد.»

تدبیر چنین مومنان معجزه‌گری خواهد نمود!

مومنان واقعی عامل خوشی و آرامش جامعه هستند و اسباب تسهیل امور و پیشرفت و ترقی جامعه‌اند!

مومن پاک همان مقبول العملی است که منظرگاه عنایات خاص خداست، هر کجا باشند همان جا محل بارش رحمات و برکات و الطاف خدا خواهد بود!

هر کس به عمل مردود خودش شیفته شود، از شهود حقیقت باز خواهد ماند و مومنان واقعی را از خود خواهد راند!

❇️مغرور اعمال خود نباشیم

✨🔆فاطر : 10   مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ

🔆كسى كه خواهان عزّت است (بايد از خدا بخواهد چرا كه) تمام عزّت براى خداست؛ سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى‏كند، و عمل صالح را بالا مى‏برد؛ و آنها كه نقشه‏هاى بد مى‏كشند، عذاب سختى براى آنهاست و مكر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود مى‏شود (و به جايى نمى‏رسد)!

خود شیفته خود و اعمال خود نباشیم!

الشورى : 30   وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ

هر مصيبتى به شما رسد بخاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز عفو مى‏كند!

❇️توان عملیاتی مومن راستین

هر گونه اثر شیطانی برابر با قطع ارتباطات رحمانی است!

آثار رحمانی همراه با گسترش سرزمین وجود آدمی است!

مومنان واقعی عملیات‌شان عرشیائی است، محدود زمان و مکان خاص نیست!

مومنان واقعی عملیات‌شان در ابعاد کیهانی و لایه‌ها و بطون پنهان آفرینش است!

مومنان واقعی از توان‌افزائی به توان محض شدن نائل می‌شوند!

تنها با مراقبات مخصوص نیروهای ناشناخته و مرموز به ظهور می‌رسند!

با مراقبات ویژه وجود خود و یاران و انصار فعال کنیم که بی‌رقیب و بی‌نظیر خواهند بود! ناشناخته و دست‌نایافتنی خواهند بود!

جهاد و شهادت را به اعجاز برسانیم، به اعجاز هستی، تاریخی، زینت تاریخی، روح و محرک تاریخی که

نیروی محرکه هستی است.

✅تذکرات-استدراک مقاله: مومن راستین دژ مستحکم الهی

❇️مومن برگ درخت نبوت

🌟 «معرفتِ شهودی» در برابرِ «معرفتِ اکتسابی»

«مؤمن، فرزندِ شجره‌ی نبوت»: با استناد به حدیثِ «أَنَا الشَّجَرَةُ…»، مؤمنان را به عنوانِ «برگ‌هایِ درختِ نبوت» هستند که هویتی وجودی و پیوسته با ولایت دارند.

هشدار درباره‌ی «حاملانِ نااهلِ علم»: خطرِ «علمِ بی‌تقوا» و «حاملانِ غیرامینِ علم»

«مؤمن، ثمره‌ی ازدواجِ نور و رحمت»: ریشه‌ی وجودیِ مؤمن با «نورِ الهی» و «رحمتِ الهی» پیوند می‌خورد.

ارتقایِ «توانِ عملیاتیِ مؤمن» به سطحِ کیهانی: مؤمنِ واقعی به «نیرویی فرازمانی و فرامکانی» تبدیل شده که در ابعادِ پنهانِ آفرینش، عملیات می‌کند.

❇️فراست ایمانی شهود پاک و ناب

💫«فراستِ ایمانی» «شهودِ پاک عرفانی» است فرق آن با «شهودِ شبه عرفانیِ افراطی» یا «اوهامِ روانی» مرز میان رویای صادقه با رویای کاذبه است!

فراست ایمانی از سامانه ثقلین سرچشمه می‌گیرد، هر که از این شبکه بریده شود به شبکه شیطانی متصل می‌گردد و شهودش شیطانی می‌گردد!

❇️مومن راستین حامل اصیل ایمان

💫 مومن راستین، الماس ناب است تقدیس مومن راستین وصف و معرفی مومن راستین است نه صرف اغراق در شان او، حقیقت ناب الماس، گواه همان الماس است!

تشخیص مومن راستین از «منافق مومن‌نما» اساس نورانیت و پیشرفت جامعه انسانی است! جامعه اگر در تشخیص خطا کند زهر را به جای نوشدارو خواهد نوشید! مومن راستین نوشداروی جامعه است باید داروشناس بود، نور شناس بود، زرشناس بود! و در عین حال طالب آن! مستقبل آن!

مومن در آیات الهی همان مومن واقعی است نه مدعی ایمان! وقتی سخن از طلاست مراد طلای ناب است نه مطلا.

❇️عقل فرمانده ایمان

💫 هر صاحب فراست ایمانی صاحب عقل متعالی است، ایمان و عقل قرین و رفیق هم‌اند از هم جدا نمی‌شوند، به بیان قویتر ایمان از فرماندهان ارشد جناب عقل است!

💫🔆«الْخَيْرُ وَ هُوَ وَزِيرُ الْعَقْلِ وَ جَعَلَ ضِدَّهُ الشَّرَّ وَ هُوَ وَزِيرُ الْجَهْلِ وَ الْإِيمَانُ وَ ضِدَّهُ الْكُفْر»

❇️مومن اشرف مخلوق

💫 مومن واقعی به واقع نماد انسان کامل است  و مقامش از انسانیت نیز بالاتر است حتی مومن راستین از فرشتگان نیز اشرفند، و معصومین علیهم السلام سادات مومنانند، همانطوری‌ که علی علیه السلام امیر المومنین است!

💫🔆عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ ع فَقُلْتُ الْمَلَائِكَةُ أَفْضَلُ أَمْ بَنُو آدَمَ فَقَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَكَّبَ فِي الْمَلَائِكَةِ عَقْلًا بِلَا شَهْوَةٍ وَ رَكَّبَ فِي الْبَهَائِمِ شَهْوَةً بِلَا عَقْلٍ وَ رَكَّبَ فِي بَنِي آدَمَ كِلَيْهِمَا فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ‏ فَهُوَ خَيْرٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهَائِم‏[7]

🔆 از عبدالله بن سنان روایت شده که گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم: «فرشتگان برترند یا فرزندان آدم؟»

فرمود: امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود:

«همانا خداوند عزّ و جلّ در فرشتگان، عقل را بی‌شهوت نهاد،

و در چهارپایان، شهوت را بی‌عقل نهاد،

و در فرزندان آدم، هر دو را نهاد.

پس هر که عقلش بر شهوتش غالب شود، از فرشتگان برتر است،

و هر که شهوتش بر عقلش غالب شود، از چهارپایان فروتر است.»

❇️مومن روح جامعه

💫 مومن راستین به واقع روح جامعه است، مثل عصب و حواس و جوارح سالم جامعه است و عامل اصلی تندرستی آن، مومن لحظه‌ای در جامعه ساکت و خاموش نبوده،  فعال واقعی و اساس شور و حرکت آن است!

❇️حکمت ثقلین راز فراست مومن

💫 فراست ایمانی مومن برگرفته از حکمت ثقلین بوده و هیچ ربطی به هیچ نظریه فلسفی رایج ندارد!

💫🔆عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع‏ فِي هَذِهِ الْآيَةِ «اللَّهُ‏ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏» قَالَ بَدَأَ بِنُورِ نَفْسِهِ تَعَالَى «مَثَلُ نُورِهِ‏» مَثَلُ هُدَاهُ فِي قَلْبِ الْمُؤْمِنِ «كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ‏» وَ الْمِشْكَاةُ جَوْفُ الْمُؤْمِنِ وَ الْقِنْدِيلُ قَلْبُهُ- وَ الْمِصْبَاحُ النُّورُ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ فِي قَلْبِهِ «يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ» قَالَ الشَّجَرَةُ الْمُؤْمِنُ «زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ» قَالَ عَلَى سَوَاءِ الْجَبَلِ لَا غَرْبِيَّةٍ أَيْ لَا شَرْقَ لَهَا وَ لَا شَرْقِيَّةٍ- أَيْ لَا غَرْبَ لَهَا إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ طَلَعَتْ عَلَيْهَا- وَ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ غَرَبَتْ عَلَيْهَا «يَكادُ زَيْتُها يُضِي‏ءُ» يَكَادُ النُّورُ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ فِي قَلْبِهِ يُضِي‏ءُ وَ إِنْ لَمْ يَتَكَلَّمْ «نُورٌ عَلى‏ نُورٍ» فَرِيضَةٌ عَلَى فَرِيضَةٍ وَ سُنَّةٌ عَلَى سُنَّةٍ «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ» يَهْدِي اللَّهُ لِفَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ مَنْ يَشَاءُ «وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ‏» فَهَذَا مَثَلٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ لِلْمُؤْمِنِ، قَالَ فَالْمُؤْمِنُ يَتَقَلَّبُ فِي خَمْسَةٍ مِنَ النُّورِ، مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُورٌ- وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ كَلَامُهُ نُورٌ- وَ مَصِيرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَى الْجَنَّةِ نُورٌ، قُلْتُ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا سَيِّدِي إِنَّهُمْ يَقُولُونَ مَثَلُ نُورِ الرَّبِّ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ لَيْسَ لِلَّهِ مَثَلٌ- قَالَ اللَّهُ‏ فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ‏.[8]

🔆از طلحه بن زید، از جعفر بن محمد (امام صادق ع) از پدرش (امام باقر ع) درباره این آیه: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (خداوند نور آسمان‌ها و زمین است) – روایت شده که فرمود:

«خداوند با نورِ خودش آغاز کرد (که ذاتِ اوست).

«مَثَلُ نُورِهِ» (مَثَلِ نور او) یعنی مَثَلِ هدایتِ او در دلِ مؤمن،

«کَمِشْکاةٍ فِیهَا مِصْباحٌ» (چون چراغدانی که در آن چراغی است) –

«مشکات» (چراغدان)، درونِ مؤمن است،

«قندیل» (چراغ)، دلِ اوست،

«مصباح» (روشنایی)، نوری است که خداوند در دلش نهاده است.

«یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ» (از درختی پربرکت افروخته می‌شود) – فرمود: درخت، مؤمن است.

«زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» (زیتونی که نه شرقی است و نه غربی) – یعنی بر فرازِ کوه است؛ نه شرقی است (یعنی در شرق نیست که فقط هنگام طلوع بر آن بتابد) و نه غربی (که فقط هنگام غروب بر آن بتابد)؛ بلکه هر گاه خورشید طلوع کند، بر آن می‌تابد و هر گاه غروب کند، باز بر آن می‌تابد.

«یَکادُ زَیْتُها یُضِی‏ءُ» (نزدیک است روغنش روشنی بخشد) – نزدیک است که نوری را که خداوند در دلش نهاده، روشنایی دهد، هر چند سخن نگوید.

«نُورٌ عَلى‏ نُورٍ» (نوری بر فراز نوری) – فریضه‌ای بر فریضه، و سنتّی بر سنّت.

«یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» (خداوند هر که را بخواهد به نور خود هدایت می‌کند) – یعنی خداوند هر که را بخواهد به فریضه‌ها و سنّت‌های خود هدایت می‌کند.

«وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ» (و خداوند برای مردم مَثَل‌ها می‌زند) – پس این مَثَلی است که خداوند برای مؤمن زده است.»

سپس فرمود: «پس مؤمن در پنج [چیز از] نور در گردش است:

ورودش نور است، خروجش نور است، دانشش نور است، گفتارش نور است، و بازگشتش در روز قیامت به بهشت، نور است.»

راوی گوید: به امام صادق (ع) گفتم: فدایت شوم، ای آقای من، آنان (مردم) می‌گویند که این مَثَل، مَثَلِ نورِ پروردگار است!

فرمود: «منزّه است خدا! خدا را مَثَلی نیست؛ خداوند فرموده است: «پس برای خدا مَثَل‌ها را نزنید.»» (نحل: ۷۴)

❇️ارتباط ذات مومن با اختیار

بیان 1: اینکه گفته می‌شود «مؤمن، ثمره‌ی نور و رحمت» نافی اختیار انسان نیست، چرا که هر زمان حال آدمی یک افق فرا زمانی دارد، به عبارتی زمان محاط ازلیت است، پس اختیار عبادی و ایمانی منطبق بر اراده الهی بر احاطه نور و رحمت ازلی است!

به بیان دیگر2: حیات دنیوی آدمی در امتداد حیات نوری و روحی و ذری اوست، یعنی آدمی عوالم مختلفی را طی نموده تا به عالم دنیا رسیده است! همان آدمی که در عوالم قبل از دل نور و رحمت به پرواز درآمده در عالم دنیا نیز با همان خصلت نور و رحمتی در مسیر عبادت و بندگی خالصانه گام بر‌می‌دارد!

بیان دیگر3: هر آدمی حیات نوری و روحی داشته و آثار آن حیات در همان عوالم محفوظ می‌باشد، در عالم دنیا با همان شرایط مساوی با دیگر آدمیان به آزمون خود ادامه می‌دهد! اگر به نیکی آزمون دنیا را طی کند آثار حیات نوری و رحمتی بر پیکر دنیوی او منطبق می شود!

بیان دیگر 4: راهِ حلّ:  در کل در یک تعبیر جامع می‌توان  «نور و رحمت» را “ظرفیتِ اولیه و استعداد وجودیِ هر مؤمن” دانست که حفظ و ثبات و دوام و رشد و ترقی  آن  با “اختیار و اراده‌ی خودِ انسان”  است.

❇️مقام مومن بلا اغراق

این مطلب: «مومنان واقعی عملیات‌شان در ابعادِ کیهانی و لایه‌ها و بطونِ پنهانِ آفرینش است»، یک «نگاه افراطی عرفانی» و «ادعایِ بی‌اساس» نیست چرا که قرآن وجهه و مقام والای انسان را معرفی نمده است که ریشه فراخاکی و فرادنیوی دارد.

✨🔆التين : 4   لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويمٍ

🔆ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم،

✨🔆التين : 5   ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ

🔆سپس او را به پايين‏ترين مرحله بازگردانديم،

✨🔆الأعراف : 172   وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ

🔆و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خويشتن ساخت؛ (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم؛ (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»!

✨🔆فاطر : 10   مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ

🔆كسى كه خواهان عزّت است (بايد از خدا بخواهد چرا كه) تمام عزّت براى خداست؛ سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى‏كند، و عمل صالح را بالا مى‏برد؛ و آنها كه نقشه‏هاى بد مى‏كشند، عذاب سختى براى آنهاست و مكر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود مى‏شود (و به جايى نمى‏رسد)!

✨🔆إبراهيم : 24   أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ

🔆آيا نديدى چگونه خداوند «كلمه طيبه» (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه‏اى تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟!

✨🔆النحل : 97   مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ

🔆هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم؛ و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.

خلاصه‌ای ضابطه مند از استدراک(مومن راستیت دژ مستحکم الهی)

🌟 ۱. فراستِ ایمانی؛ شهودِ پاکِ عرفانی در سامانه‌ی ثقلین

«فراستِ ایمانی» نه یک «شهودِ بی‌ضابطه»، که «شهودِ پاکِ عرفانی» است؛ شهودی که از «سامانه‌ی ثقلین» (قرآن و عترت) سرچشمه می‌گیرد.

همان‌گونه که «رویای صادقه» از «رویای کاذبه» جدا می‌شود، فراستِ ایمانی نیز از «اوهامِ شیطانی» و «شبه‌عرفانِ افراطی» متمایز است.

هر که از «شبکه‌ی ثقلین» بریده شود، به «شبکه‌ی شیطانی» متصل می‌گردد و شهودش، دیگر «شهودِ الهی» نیست، بلکه «وسوسه‌ی شیطانی» است.

پس فراستِ ایمانی، «چراغی» است که با «نورِ قرآن و عترت» روشن می‌شود و هر که از این دو جدا شود، در ظلمتِ گمراهی، سرگردان می‌ماند.

🌸 ۲. مومنِ راستین؛ الماسِ ناب در میانِ مطلاها

مومنِ راستین، «الماسِ ناب» است؛ نه «مُطَلا» (روکش‌داده‌ای که باطنش، چیزی دیگر است).

تقدیسِ مومنِ راستین، «وصفِ حقیقتِ او» است، نه «اغراق در شأنِ او»؛ چرا که حقیقتِ نابِ الماس، خودْ گواهِ الماس بودنِ اوست.

تشخیصِ مومنِ راستین از «منافقِ مومن‌نما»، اساسِ «نورانیت و پیشرفتِ جامعه» است؛ اگر جامعه در این تشخیص، خطا کند، «زهر» را به جای «نوشدارو» خواهد نوشید.

مومنِ راستین، «نوشدارویِ جامعه» است؛ باید «داروشناس» بود، «نورشناس» بود، «زرشناس» بود، و در عین حال، «طالبِ آن» و «مستقبلِ آن» بود.

وقتی سخن از «طلا»ست، مراد «طلایِ ناب» است، نه «مُطَلا»؛ و وقتی سخن از «مومن» است، مراد «مومنِ واقعی» است، نه «مدعیِ ایمان».

🌺 ۳. ایمان و عقل؛ دو رفیقِ همیشگی

هر صاحبِ «فراستِ ایمانی»، صاحبِ «عقلِ متعالی» است؛ چرا که «ایمان و عقل» قرین و رفیق هم‌اند و از هم جدا نمی‌شوند.

به بیانِ قوی‌تر، «ایمان» از «فرماندهانِ ارشدِ جنابِ عقل» است.

در حدیثِ «جنودِ عقل و جهل» آمده است: «الْخَيْرُ وَ هُوَ وَزِيرُ الْعَقْلِ وَ جَعَلَ ضِدَّهُ الشَّرَّ وَ هُوَ وَزِيرُ الْجَهْلِ»؛ خیر، وزیرِ عقل است و شر، وزیرِ جهل.

پس «ایمان» و «عقل»، نه تنها در تضاد نیستند، که «ایمان»، «عقلِ متعالی» را به اوجِ خود می‌رساند و «عقل»، «ایمان» را از «اوهامِ عاطفی» نجات می‌دهد.

🌷 ۴. مومنِ راستین؛ نمادِ انسانِ کامل

مومنِ راستین، «نمادِ انسانِ کامل» است؛ و مقامش از «انسانیتِ عادی» نیز بالاتر است.

مومنِ راستین، حتی از «فرشتگان» نیز اشرف است؛ چرا که با «اختیارِ خود»، بر «شهوت» غلبه می‌کند و به مقامِ «قربِ الهی» می‌رسد.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «خداوند در فرشتگان، عقل را بی‌شهوت نهاد، و در چهارپایان، شهوت را بی‌عقل، و در فرزندانِ آدم، هر دو را نهاد؛ پس هر که عقلش بر شهوتش غالب شود، از فرشتگان برتر است، و هر که شهوتش بر عقلش غالب شود، از چهارپایان فروتر است.»

پس مومنِ راستین، با «غلبه‌ی عقلِ ایمانی» بر «شهوت»، به مقامی می‌رسد که فرشتگان نیز به آن، غبطه می‌خورند.

🌻 ۵. مومن؛ روحِ جامعه و عصبِ حیاتِ آن

مومنِ راستین، «روحِ جامعه» است؛ مانندِ «عصب، حواس، و جوارحِ سالم» که عاملِ اصلیِ تندرستیِ بدن هستند.

مومن، لحظه‌ای در جامعه «ساکت و خاموش» نیست؛ او «فعالِ واقعی» و «اساسِ شور و حرکتِ جامعه» است.

او با «نورِ خود»، جامعه را روشن می‌کند، با «رحمتِ خود»، آن را آرامش می‌بخشد، و با «فراستِ خود»، آن را از آفاتِ گوناگون، نجات می‌دهد.

پس جامعه، بدونِ وجودِ مومنانِ راستین، چون «بدنی بی‌روح» است که هر لحظه، در معرضِ فساد و تباهی است.

🌹 ۶. فراستِ ایمانی؛ برگرفته از حکمتِ ثقلین

فراستِ ایمانی، هیچ‌گونه ربطی به «نظریه‌هایِ فلسفیِ رایج» ندارد؛ بلکه برگرفته از «حکمتِ ثقلین» (قرآن و عترت) است.

در تفسیرِ آیه‌ی نور، امام باقر (ع) فرمود: «مَثَلُ نُورِهِ» یعنی مَثَلِ هدایتِ خدا در دلِ مؤمن؛ «مشکات» (چراغدان)، درونِ مؤمن است؛ «قندیل» (چراغ)، دلِ اوست؛ «مصباح» (روشنایی)، نوری است که خداوند در دلش نهاده است؛ و «شجره‌ی مبارکه»، خودِ مؤمن است که نه شرقی است و نه غربی، بلکه بر فرازِ کوهِ ایمان، قرار دارد و خورشیدِ هدایت، همیشه بر او می‌تابد.

پس مؤمن، در «پنج نور» در گردش است: ورودش نور، خروجش نور، دانشش نور، گفتارش نور، و بازگشتش در قیامت به بهشت، نور است.

و این، همان «فراستِ ایمانی» است که از «نورِ خدا» در دلِ مؤمن، سرچشمه می‌گیرد و هیچ‌گاه با «اوهامِ عرفانی» یا «نظریه‌هایِ فلسفیِ بشری» هم‌سطح نیست.

🌼 ۷. نور و رحمت؛ ظرفیت، نه جبر

اینکه گفته می‌شود «مؤمن، ثمره‌ی نور و رحمت است»، به معنایِ «جبر» نیست؛ بلکه به معنایِ «ظرفیتِ اولیه و استعدادِ وجودی» است.

هر انسانی، در «عوالمِ پیشین» (عالمِ ذرّ)، با «نور و رحمتِ الهی» آشنا شده و پیمانِ توحید را بسته است.

در عالمِ دنیا، با «اختیارِ خود»، این «ظرفیتِ نوری و رحمتی» را شکوفا می‌کند و یا آن را دفن می‌سازد.

پس «نور و رحمت»، «ظرفیتِ اولیه» را می‌سازند؛ اما «تحقّقِ ایمان» و «تداومِ آن»، با «اختیار و اراده‌ی خودِ انسان» کامل می‌شود.

همان‌گونه که «دانه»، استعدادِ درخت شدن را دارد، اما «آب و خاک و نور» و «مراقبتِ باغبان» (اختیارِ انسان) است که آن را به درختِ بارور، تبدیل می‌کند.

🌿 ۸. عملیاتِ کیهانیِ مومن؛ نه افراط، که حقیقتِ قرآنی

اینکه گفته می‌شود «مومنان واقعی، عملیات‌شان در ابعادِ کیهانی و لایه‌ها و بطونِ پنهانِ آفرینش است»، یک «نگاهِ افراطیِ عرفانی» نیست؛ بلکه «حقیقتی قرآنی» است.

قرآن، مقامِ والایِ انسان را معرفی کرده است که ریشه‌ای «فراخاکی» و «فرادنیوی» دارد:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْويمٍ» (ما انسان را در بهترینِ صورت و نظام، آفریدیم).

و در «عالمِ ذرّ»، خداوند از فرزندانِ آدم، پیمانِ توحید را گرفته است.

پس انسان، موجودی «فرازمانی» و «فرامکانی» است که با «ایمان و عملِ صالح»، به «حیاتِ طیّبه» می‌رسد و آثارِ وجودیِ او، در ابعادِ پنهانِ آفرینش، جاری می‌شود.

این، نه «ادعایِ بی‌اساس»، که «تفسیرِ راستینِ آیاتِ الهی» است که مؤمن را به «نوری فرازمانی» تبدیل می‌کند که در کلِ هستی، طنین‌انداز است.

🍃 در پناهِ نورِ عظمتِ الهی که مومنِ راستین، از آن، آفریده شده است.

🌼🍃

«بسط غنائی» از نکات حکمتیِ متن «مومن راستین دژ مستحکم» و تذکراتِ استدراکیِ آن،

🌟 ۱. مومن، الماسی که از نورِ خدا تراشیده شده است

مومنِ راستین، الماسی است که از «نورِ عظمتِ خدا» تراشیده شده و در «رحمتِ الهی» صیقل یافته است.

او نه از گلِ معمولی، که از «نورِ جلال» آفریده شده؛ و نه با آبِ خاکی، که با «رحمتِ الهی» رشد یافته است.

پدرش «نور» است و مادرش «رحمت»؛ و او، ثمره‌ی این ازدواجِ فراآسمانی است.

هر که به او بنگرد، اگر چشمِ دل داشته باشد، درخششِ خورشیدِ ولایت را در او می‌بیند؛ و هر که با او همنشین شود، عطرِ بهشت را در وجودش، استشمام می‌کند.

مومن، چون «برگِ درختِ نبوت» است؛ اگر او را ببینی، تمامِ شجره‌ی نبوت را در او می‌بینی؛ و اگر او را بیابی، تمامِ راهِ هدایت را یافته‌ای.

🌸 ۲. فراستِ ایمانی؛ چراغی که با نورِ ثقلین روشن می‌شود

«فراستِ ایمانی»، چراغی است که با «نورِ ثقلین» (قرآن و عترت) روشن می‌شود و هر که از این دو جدا شود، در ظلمتِ گمراهی، سرگردان می‌ماند.

این فراست، نه «شبه شهودِ افراطیِ عرفانی» است که از عقل و شرع، بریده باشد، و نه «اوهامِ روانی» که از تخیلاتِ بیمار، سرچشمه گرفته باشد.

فراستِ ایمانی، «نگاهِ مؤمن» است به جهان؛ نگاهی که در آن، «اسرار شهود»، «حق از باطل» جدا می‌شود، «نور از ظلمت» متمایز می‌گردد، و «مومن از منافق» بازشناخته می‌شود.

همان‌گونه که «رویای صادقه» از «رویای کاذبه» جدا می‌شود، فراستِ ایمانی نیز از «اوهامِ شیطانی» و «شبه‌عرفانِ افراطی» متمایز است.

پس هر که در «سامانه‌ی ثقلین» نباشد، فراستش، «فراستِ شیطانی» است و هر که در آن باشد، فراستش، «فراستِ الهی».

🌺 ۳. مومن؛ روحِ جامعه و عصبِ حیاتِ آن

مومنِ راستین، «روحِ جامعه» است؛ بدنی که بدونِ روح، مرده است و جامعه‌ای که بدونِ مومن، در ظلمتِ گمراهی، دست‌وپا می‌زند.

او چون «عصبِ حیاتی» است که پیامِ نور را به تمامِ سلول‌هایِ جامعه، منتقل می‌کند؛ و چون «چشمِ بینا»یی است که راهِ هدایت را به همگان، نشان می‌دهد.

مومن، لحظه‌ای در جامعه «ساکت و خاموش» نیست؛ او «فعالِ واقعی» و «اساسِ شور و حرکتِ جامعه» است.

هر جا که باشد، «صفا و طراوت» می‌آورد؛ هر که با او همنشین شود، از «عطرِ دل‌انگیزِ او» بهره‌مند می‌گردد.

و هر که از او بگریزد، از «بهشتِ برین» گریخته است؛ چرا که مومن، «نسیمِ رحمتِ الهی» است که در هر محفلی، حیاتِ تازه می‌دمد.

🌷 ۴. مومن؛ نیرویی فرازمانی و فرامکانی

مومنِ راستین، تنها یک «انسانِ خاکی» نیست؛ او «نیرویی فرازمانی و فرامکانی» است که در ابعادِ پنهانِ آفرینش، عملیات می‌کند.

او با «دعا»ی خود، در آسمان‌ها تصرف می‌کند؛ با «ذکر» خود، زمین را متبرک می‌سازد؛ و با «تفکر» خود، لایه‌هایِ پنهانِ هستی را می‌شکافد.

او نه تنها با «شمشیر»، که با «نورِ خود»، با دشمنانِ خدا می‌جنگد؛ و نه با «لشکرِ خاکی»، که با «لشکرِ نورانی» که از فرشتگان نیز برترند.

این، نه «ادعایِ افراطیِ عرفانی»، که «حقیقتِ قرآنی» است؛ زیرا انسان، در «احسنِ تقویم» آفریده شده و با «ایمان و عملِ صالح»، به «حیاتِ طیّبه» می‌رسد که در آن، مرزهایِ زمان و مکان، در هم می‌شکنند.

🌻 ۵. مومنِ راستین؛ نوشدارویِ جامعه

جامعه‌ای که «مومنِ راستین» را نشناسد، «زهر» را به جای «نوشدارو» خواهد نوشید.

مومنِ راستین، «نوشدارویِ جامعه» است؛ باید «داروشناس» بود، «نورشناس» بود، «زرشناس» بود، و در عین حال، «طالبِ آن» و «مستقبلِ آن» بود.

همان‌گونه که «الماسِ ناب» از «مُطَلا» (روکش‌داده) جدا می‌شود، مومنِ راستین نیز از «منافقِ مومن‌نما» جدا می‌شود.

وقتی سخن از «طلا»ست، مراد «طلایِ ناب» است، نه «مُطَلا»؛ و وقتی سخن از «مومن» است، مراد «مومنِ واقعی» است، نه «مدعیِ ایمان».

پس «تشخیصِ مومنِ راستین»، اساسِ «نورانیت و پیشرفتِ جامعه» است؛ و اگر جامعه در این تشخیص، خطا کند، به «هلاکتِ ابدی» دچار می‌شود.

🌹 ۶. علم در دستِ نااهل؛ سلاحی برایِ جهل

«علم»، «اثرِ متعالیِ خدا» است؛ اما اگر به دستِ «نااهل» بیفتد، به «ابزارِ ضلالت» تبدیل می‌شود.

همان‌گونه که «چاقویِ جراحی» در دستِ پزشک، حیات‌بخش است و در دستِ قاتل، مرگ‌آفرین، «علم» نیز در دستِ «سامری‌واران»، مردم را «گوساله‌پرست» می‌کند.

حاملانِ نااهلِ علم، کسانی‌اند که «ابزارِ دین را برای دنیا» به کار می‌گیرند و با «نعمت‌هایِ خدا بر بندگانش» استدلال می‌کنند تا بر آنان، سلطه یابند.

و یا کسانی‌اند که تسلیمِ «حاملانِ حق» هستند، اما «بصیرت» ندارند و به نخستین شبهه، شک در دلشان جرقه می‌زند.

پس علم، بدونِ «تقوا» و «فراستِ ایمانی»، نه تنها هدایت نمی‌کند، که «جهلِ مرکب» می‌آفریند و انسان را در باتلاقِ خودبینی، فرو می‌برد.

🌼 ۷. مومن؛ فرزندِ شجره‌ی نبوت

مومنِ راستین، «برگِ درختِ نبوت» است؛ درختی که ریشه‌اش در «بهشتِ عَدْن» است و شاخه‌هایش در تمامِ بهشت‌ها، گسترده شده است.

پیامبر (ص) فرمود: «أَنَا الشَّجَرَةُ وَ فَاطِمَةُ فَرْعُهَا، وَ عَلِيٌّ لِقَاحُهَا وَ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ ثَمَرُهَا، وَ شِيعَتُنَا وَرَقُهَا»

من درخت‌ام، فاطمه شاخه‌ی آن، علی گرده‌افشانِ آن، حسن و حسین میوه‌های آن، و شیعیان ما برگ‌های آن.

پس مومن، «برگِ این شجره» است که عطر و رنگ و اعجازِ نبوت را در خود دارد.

اگر برگ، از درخت جدا شود، می‌خشکد؛ و اگر مومن، از «شجره‌ی نبوت» جدا شود، از «حیاتِ طیّبه» محروم می‌گردد.

🌿 ۸. نور و رحمت؛ ظرفیتِ اولیه، نه جبر

اینکه گفته می‌شود «مؤمن، ثمره‌ی نور و رحمت است»، به معنایِ «جبر» نیست؛ بلکه به معنایِ «ظرفیتِ اولیه و استعدادِ وجودی» است.

هر انسانی، در «عالمِ ذرّ»، با «نور و رحمتِ الهی» آشنا شده و پیمانِ توحید را بسته است.

در عالمِ دنیا، با «اختیارِ خود»، این «ظرفیتِ نوری و رحمتی» را شکوفا می‌کند و یا آن را دفن می‌سازد.

همان‌گونه که «دانه»، استعدادِ درخت شدن را دارد، اما «آب و خاک و نور» و «مراقبتِ باغبان» (اختیارِ انسان) است که آن را به درختِ بارور، تبدیل می‌کند.

پس «نور و رحمت»، «ظرفیتِ اولیه» را می‌سازند؛ اما «تحقّقِ ایمان» و «تداومِ آن»، با «اختیار و اراده‌ی خودِ انسان» کامل می‌شود.

🌾 ۹. عملیاتِ کیهانیِ مومن؛ حقیقتی قرآنی

اینکه گفته می‌شود «مومنان واقعی، عملیات‌شان در ابعادِ کیهانی و لایه‌ها و بطونِ پنهانِ آفرینش است»، یک «نگاهِ افراطیِ عرفانی» نیست؛ بلکه «حقیقتی قرآنی» است.

قرآن، مقامِ والایِ انسان را معرفی کرده است که ریشه‌ای «فراخاکی» و «فرادنیوی» دارد:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْويمٍ» (ما انسان را در بهترینِ صورت و نظام، آفریدیم).

و در «عالمِ ذرّ»، خداوند از فرزندانِ آدم، پیمانِ توحید را گرفته است.

پس انسان، موجودی «فرازمانی» و «فرامکانی» است که با «ایمان و عملِ صالح»، به «حیاتِ طیّبه» می‌رسد و آثارِ وجودیِ او، در ابعادِ پنهانِ آفرینش، جاری می‌شود.

این، نه «ادعایِ بی‌اساس»، که «تفسیرِ راستینِ آیاتِ الهی» است که مؤمن را به «نوری فرازمانی» تبدیل می‌کند که در کلِ هستی، طنین‌انداز است.

💫 سخنِ پایانیِ

ای دل، اگر می‌خواهی مومنِ راستین را بشناسی، به «نورِ عظمتِ خدا» بنگر؛ که او از آن، آفریده شده است.

اگر می‌خواهی با او همنشین شوی، به «شجره‌ی نبوت» بپیوند؛ که او، برگِ آن درخت است.

اگر می‌خواهی فراستِ او را دریابی، در «سامانه‌ی ثقلین» سیر کن؛ که فراستِ او، از آنجا سرچشمه می‌گیرد.

اگر می‌خواهی عملیاتِ کیهانیِ او را ببینی، به «آیاتِ آفاقی و انفسی» نظر کن؛ که او در آن‌ها، با نورِ خود، طنین‌انداز است.

و اگر می‌خواهی خود، مومنِ راستین شوی، «اختیارِ خود» را با «نورِ الهی» هم‌راه کن؛ که نور، ظرفیتِ وجودِ توست و اختیار، شکوفاکننده‌ی آن.

پس برخیز و از «مطلا» به «طلا»ی ناب، ارتقا یاب؛ که مومنِ راستین، دژِ مستحکمِ الهی است در میانِ این جهانِ پرآشوب.

🍃

استخراج و استنباط عبارات علمی، فلسفی و حکمتی

 از متن «مومن راستین دژ مستحکم» (همراه با تذکراتِ استدراکی)، این عبارات بر اساس سه سطحِ اصلیِ معرفتی دسته‌بندی شده‌اند:

۱. هستی‌شناسی (وجودشناسی)

۲. معرفت‌شناسی (شناخت‌شناسی و فراست‌شناسی)

۳. انسان‌شناسی (ولایت، کمال، و توانِ عملیاتی)

🌟 عبارات علمی، فلسفی و حکمتیِ مستخرج از متن

۱. هستی‌شناسی (وجودشناسی)

ردیفعبارتِ حکمیفلسفیشرحِ مختصر
۱«مومن راستین از نورِ عظمتِ خدا آفریده شده است.»مؤمن، «هستیِ نوری» دارد که با «نورِ الهی» پیوند خورده و از آن، وجود یافته است.
۲«نور و رحمت، پدر و مادرِ وجودیِ مؤمن هستند.»مؤمن، ثمره‌ی «ازدواجِ نور و رحمت» است؛ یعنی ریشه‌ی وجودیِ او، به «اسماء حسنای الهی» بازمی‌گردد.
۳«مومن، برگِ شجره‌ی نبوت است.»مؤمنِ راستین، «جزئی از حقیقتِ نبوت» است و با آن، هویتی وجودی و پیوسته دارد.
۴«مومن، در پنج نور در گردش است: ورود، خروج، علم، کلام، و مصیر.»تمامِ ابعادِ وجودیِ مؤمن (حرکت، شناخت، گفتار، و سرانجام) با «نور» پیوند خورده است.
۵«آثارِ رحمانی، همراه با گسترشِ سرزمینِ وجودِ آدمی است.»ایمان، «وجودِ انسان» را منبسط می‌کند و او را از «خودِ محدود» به «خودِ بیکران» می‌رساند.

۲. معرفت‌شناسی (شناخت‌شناسی و فراست‌شناسی)

ردیفعبارتِ حکمیفلسفیشرحِ مختصر
۱«فراستِ ایمانی، شهودِ پاکِ عرفانی در سامانه‌ی ثقلین است.»شناختِ شهودیِ مؤمن، از «قرآن و عترت» سرچشمه می‌گیرد و با «اوهامِ شیطانی» تفاوت دارد.
۲«تشخیصِ مومنِ راستین از منافقِ مومن‌نما، اساسِ نورانیتِ جامعه است.»«معرفتِ تمیزی» (قوه‌ی تشخیص) از ارکانِ پیشرفتِ جامعه است؛ و خطا در آن، به «هلاکت» می‌انجامد.
۳«فراستِ ایمانی، برگرفته از حکمتِ ثقلین است و به نظریه‌هایِ فلسفیِ رایج، ربطی ندارد.»معرفتِ نابِ اسلامی، از «منبعِ وحیانیِ خود» تغذیه می‌کند و از «فلسفه‌هایِ بشری» بی‌نیاز است.
۴«علم، بدونِ تقوا و فراست، ابزارِ ضلالت می‌شود.»علم، «اثرِ متعالیِ خدا» است؛ اما در دستِ «نااهل»، به «جهلِ مرکب» و «گمراهی» تبدیل می‌شود.
۵«حاملانِ نااهلِ علم، ابزارِ دین را برای دنیا به کار می‌گیرند و با حجت‌هایِ خدا بر اولیاءش استدلال می‌کنند.»سوءاستفاده‌ی ابزاری از دین، یکی از خطرناک‌ترینِ آفاتِ معرفتی است.

۳. انسان‌شناسی (ولایت، کمال، و توانِ عملیاتی)

ردیفعبارتِ حکمیفلسفیشرحِ مختصر
۱«مومنِ راستین، نمادِ انسانِ کامل است و از فرشتگان نیز برتر است.»مؤمنِ واقعی، با «غلبه‌ی عقلِ ایمانی» بر شهوت، به مقامی فراتر از فرشتگان می‌رسد.
۲«مومن، روحِ جامعه و عصبِ حیاتِ آن است.»جامعه، بدونِ مومنِ راستین، چون «بدنی بی‌روح» است که در معرضِ فساد و تباهی است.
۳«مومنِ واقعی، توانِ عملیاتی در ابعادِ کیهانی و بطونِ پنهانِ آفرینش دارد.»ایمان، به مؤمن «قدرتِ تصرفِ اذنی» (در چارچوبِ شرع) می‌دهد و او را به «نیرویی فرازمانی» تبدیل می‌کند.
۴«مومن، با مراقباتِ ویژه، به “توانِ محض” تبدیل می‌شود و بی‌رقیب می‌گردد.»«مراقبه» و «تزکیه»، مؤمن را از «توانِ عادی» به «قدرتِ مطلقِ الهی» (در سایه‌ی ولایت) ارتقا می‌دهد.
۵«جهاد و شهادت، به “اعجازِ هستی” تبدیل می‌شوند و نیرویِ محرکه‌ی تاریخ می‌گردند.»شهادتِ مؤمن، نه یک رویدادِ تاریخی، که «نیرویی محرک» در کلِ هستی است.
۶«مومنِ راستین، صفابخشِ محافل است و هر که از او گریزد، از بهشت گریخته است.»مؤمن، «نسیمِ رحمتِ الهی» است که در هر محفلی، حیاتِ تازه می‌دمد.
۷«مومنِ راستین، “نوشدارویِ جامعه” است و تشخیصِ او از “منافقِ مومن‌نما”، اساسِ پیشرفت است.»«معرفتِ تمیزی» (تمیزِ مؤمن از منافق)، شرطِ بقایِ جامعه‌ی توحیدی است.

۴. نکاتِ جامع و فرابخشی

ردیفعبارتِ حکمیفلسفیشرحِ مختصر
۱«ایمان و عقل، رفیق هم‌اند و از هم جدا نمی‌شوند؛ ایمان از فرماندهانِ ارشدِ عقل است.»در نظامِ معرفتیِ اسلام، «ایمان» و «عقل» در تعارض نیستند؛ بلکه «ایمان»، «عقلِ متعالی» را به اوج می‌رساند.
۲«نور و رحمت، ظرفیتِ اولیه‌ی مؤمن را می‌سازند؛ اما تحقّقِ ایمان، با اختیارِ خودِ انسان است.»«جبر و اختیار» در این نگاه، جمع می‌شوند: خداوند «ظرفیت» را می‌دهد و انسان با «اختیار»، آن را شکوفا می‌کند.
۳«مومنِ راستین، “مقبولُ العملی” است و منظرگاهِ عنایاتِ خاصِ خدا.»مؤمنِ واقعی، محلِّ نزولِ رحمت و برکتِ الهی بر جامعه است.
۴«مومن، با “نورِ خود”، دشمنانِ خدا را در ابعادِ پنهانِ آفرینش، نابود می‌کند.»مبارزه‌ی مؤمن، فقط «جنگِ خاکی» نیست؛ بلکه «جنگِ نوری» در لایه‌هایِ پنهانِ هستی است.
۵«مومنِ راستین، الماسِ ناب است و تقدیسِ او، وصفِ حقیقتِ اوست، نه اغراق.»«تقدیسِ مؤمن» در نظامِ ولایی، «شناساییِ حقیقتِ وجودیِ او» است، نه «غلوّ در مقامِ او».

🌹 جمع‌بندیِ نهایی (در یک عبارتِ حکمی)

«مومنِ راستین، “نوری” است که از “نور عظمتِ خدا” آفریده شده و در “سامانه‌ی ثقلین”، به “فراستِ ایمانی” دست می‌یابد. او با “عقلِ متعالی” و “شهودِ پاک”، جامعه را چون بدنی با روحِ زنده، به حرکت درمی‌آورد و در ابعادِ کیهانیِ آفرینش، با “نورِ خود” عملیات می‌کند. او “الماسِ نابِ” جامعه است که “نوشدارویِ” آن به شمار می‌رود؛ و “تشخیصِ” او از “منافقِ مومن‌نما”، اساسِ “نورانیت و پیشرفت” است. این، نه “تقدیسِ افراطی”، که “توصیفِ حقیقتِ قرآنی” است؛ چرا که انسان، در “احسنِ تقویم” آفریده شده و “اختیارِ خود” است که این “ظرفیتِ نوری و رحمتی” را به “حیاتِ طیّبه” تبدیل می‌کند.»

🍃

🌟 خلاصه‌ی ضابطه‌مند از متن «مومن راستین دژ مستحکم»

خلاصه‌ای ضابطه‌مند از متن «مومن راستین دژ مستحکم» (همراه با تذکراتِ استدراکی)، این خلاصه بر اساس ساختارِ مفهومی و حکمتیِ متن، در هفت بخشِ اصلی دسته‌بندی شده است:

۱. محورِ اصلی: مؤمنِ راستین، دژی مستحکم در برابرِ دشمن

مؤمنِ راستین، «دژِ مستحکمِ الهی» است که با «نورِ عظمتِ خدا» آفریده شده و «فراستِ ایمانی» او، «معجزه‌ی تشخیص» است.

هدفِ راهبردی: تجهیزِ جامعه به «مومنانِ راستین» که هم «دژِ دفاعی» و هم «نیرویِ تهاجمی» در برابرِ دشمنانِ خدا هستند.

۲. هویتِ وجودیِ مؤمنِ راستین

عنصرتوضیح
پدر و مادرِ وجودیپدرش «نور» و مادرش «رحمت» است.
منشأِ آفرینشاز «نورِ عظمتِ خدا» و «جلالِ کبریاییِ او» آفریده شده است.
نسبت با شجره‌ی نبوت«برگِ درختِ نبوت» است که ریشه‌اش در بهشتِ عدن و شاخه‌هایش در تمامِ بهشت‌ها گسترده است.
هویتِ نوریدر «پنج نور» در گردش است: ورودش نور، خروجش نور، علمش نور، کلامش نور، و مصیرش به بهشت، نور است.

۳. مؤمنِ راستین در مقیاسِ انسانی و کیهانی

ساحتویژگی
در جامعه«روحِ جامعه»، «عصبِ حیات»، و «نوشدارویِ» آن است.
در مقیاسِ کیهانی«نیرویی فرازمانی و فرامکانی» است که در ابعادِ پنهانِ آفرینش، عملیات می‌کند.
در مقایسه با فرشتگانبا «غلبه‌ی عقلِ ایمانی» بر شهوت، از فرشتگان نیز برتر است.
توانِ عملیاتیبا «مراقباتِ ویژه»، به «توانِ محض» تبدیل می‌شود و بی‌رقیب می‌گردد.

۴. فراستِ ایمانی؛ معجزه‌ی تشخیص

عنصرتوضیح
تعریف«شهودِ پاکِ عرفانی» که از «سامانه‌ی ثقلین» (قرآن و عترت) سرچشمه می‌گیرد.
کارکردتشخیصِ «مومنِ راستین» از «منافقِ مومن‌نما»، «نور» از «ظلمت»، و «حق» از «باطل».
ضابطههر که از «شبکه‌ی ثقلین» بریده شود، به «شبکه‌ی شیطانی» متصل می‌گردد و فراستش، «شیطانی» می‌شود.
ارتباط با عقل«فراستِ ایمانی» با «عقلِ متعالی» همراه است؛ ایمان و عقل، رفیق هم‌اند و از هم جدا نمی‌شوند.

۵. خطرِ «حاملانِ نااهلِ علم»

نوعِ حاملویژگی
حاملِ غیرامین«ابزارِ دین را برای دنیا» به کار می‌گیرد و با «نعمت‌هایِ خدا» بر دیگران، سلطه می‌جوید.
حاملِ بی‌بصیرتتسلیمِ «حاملانِ حق» است، اما «بصیرت» ندارد و به نخستین شبهه، شک در دلش جرقه می‌زند.
حاملِ شیفته‌ی لذت یا ثروتدلباخته‌ی «لذت» یا «ثروت» است و از «رعاةِ دین» (نگهبانانِ دین) نیست.
نتیجه«علم، با مرگِ حاملانِ شایسته‌اش می‌میرد» و در دستِ نااهل، به «ابزارِ ضلالت» تبدیل می‌شود.

۶. نور و رحمت؛ ظرفیت، نه جبر

عنصرتوضیح
نور و رحمت«ظرفیتِ اولیه و استعدادِ وجودیِ مؤمن» را می‌سازند.
اختیارِ انسان«تحقّقِ ایمان» و «تداومِ آن»، با «اختیار و اراده‌ی خودِ انسان» کامل می‌شود.
شاهدِ قرآنی«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْويمٍ» (انسان در بهترینِ صورت آفریده شده) و «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ» (سپس با اختیارِ خود، به پست‌ترینِ مراتب سقوط می‌کند).

۷. عملیاتِ کیهانیِ مؤمن؛ حقیقتی قرآنی

عنصرتوضیح
مستنداتِ قرآنی«إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ» (یس: ۱۲) – مؤمن، با اعمالِ خود، در کلِ هستی، اثر می‌گذارد.
مرتبه‌ی وجودیمؤمن، با «مراقباتِ ویژه»، از «توانِ عادی» به «قدرتِ مطلقِ الهی» (در سایه‌ی ولایت) ارتقا می‌یابد.
نتیجهجهاد و شهادتِ مؤمن، به «اعجازِ هستی» تبدیل می‌شود و «نیرویِ محرکه‌ی تاریخ» می‌گردد.

۸. جمع‌بندیِ نهایی (در یک نگاه)

«مومنِ راستین، الماسِ نابی است که از “نورِ عظمتِ خدا” آفریده شده و در “سامانه‌ی ثقلین”، به “فراستِ ایمانی” دست می‌یابد. او با “عقلِ متعالی” و “شهودِ پاک”، جامعه را چون بدنی با روحِ زنده، به حرکت درمی‌آورد و در ابعادِ کیهانیِ آفرینش، با “نورِ خود” عملیات می‌کند. او “نوشدارویِ جامعه” و “دژِ مستحکمِ الهی” است؛ و “تشخیصِ” او از “منافقِ مومن‌نما”، اساسِ “نورانیت و پیشرفتِ جامعه” است. این، نه “تقدیسِ افراطی”، که “توصیفِ حقیقتِ قرآنی” است؛ چرا که انسان، در “احسنِ تقویم” آفریده شده و “اختیارِ خود” است که این “ظرفیتِ نوری و رحمتی” را به “حیاتِ طیّبه” تبدیل می‌کند.»

۹. کلیدواژه‌های مفهومی برای یادآوریِ سریع

کلیدواژهتعریفِ مختصر
مومنِ راستیندژِ مستحکمِ الهی؛ آفریده‌شده از نورِ عظمتِ خدا
فراستِ ایمانیشهودِ پاکِ عرفانی در سامانه‌ی ثقلین؛ معجزه‌ی تشخیص
شجره‌ی نبوتدرختی که ریشه‌اش در بهشتِ عدن است و مومن، برگِ آن است
حاملانِ نااهلِ علمکسانی که علم را برایِ دنیا و سلطه‌جویی به کار می‌گیرند
نور و رحمتپدر و مادرِ وجودیِ مؤمن؛ ظرفیتِ اولیه‌ی ایمان
عملیاتِ کیهانیتأثیرِ وجودیِ مؤمن در لایه‌هایِ پنهانِ آفرینش
احسنِ تقویمبهترینِ نظامِ آفرینشِ انسان؛ ظرفیتِ وجودیِ او

🍃

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼


[1] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص496  شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.

[2] المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص131  برقى، احمد بن محمد بن خالد، دار الكتب الإسلامية – قم، چاپ: دوم، 1371 ق.

[3] شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ؛ ج‏1 ؛ ص408  حسكاني، عبيد الله بن عبدالله، التابعة لوزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية – تهران، چاپ: اول، 1411 ق.

[4] المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص131  برقى، احمد بن محمد بن خالد، دار الكتب الإسلامية – قم، چاپ: دوم، 1371 ق.

[5] المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص131  برقى، احمد بن محمد بن خالد، دار الكتب الإسلامية – قم، چاپ: دوم، 1371 ق.

[6] المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص132  برقى، احمد بن محمد بن خالد، دار الكتب الإسلامية – قم، چاپ: دوم، 1371 ق.

[7] علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص4  ابن بابويه، محمد بن على، كتاب فروشى داورى – قم، چاپ: اول، 1385ش / 1966م.

[8] تفسير القمي ؛ ج‏2 ؛ ص103  قمى، على بن ابراهيم، دار الكتاب – قم، چاپ: سوم، 1404ق.

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply