پرش به محتوا

notifications_active جلسه هفتگی مشکات نور: پنج‌شنبه‌ها ساعت 20:۳۰ در مسجد حاج رضا

سوال شماره ۲۴۲۸ ۹ شهریور ۱۴۰۱ پاسخ رسمی استاد علی ساعی (عبدالله مشکات) تأیید شد سطح محتوا: متوسط

آیا آیات سوره جمعه، آل عمران و احزاب به آمدن رسولان بعد از ختم نبوت اشاره دارند؟

محور استناد: به متن پاسخ مراجعه شود ۶ بار مشاهده ۲۳ یادداشت و حاشیه تبیینی
پاسخ معتبر مکتوب و مستند

عصاره و پاسخ‌اول در یک نگاه (خلاصه ۶۰ کلمه‌ای)

آیات سوره جمعه، آل عمران و احزاب به تداوم رسالت پیامبر اسلام (ص) برای نسل‌ها و امت‌های بعدی اشاره دارند و امکان بعثت پیامبران دیگر پس از ختم نبوت را رد می‌کنند. این آیات همچنین به میثاق انبیاء در عالم ذر برای یاری رسول اکرم (ص) و مقام ایشان به عنوان خاتم‌الانبیاء و اولی‌الالباب اشاره دارند.

پاسخ حضرت استاد علی ساعی (عبدالله مشکات)

مدرس و پژوهشگر منظومه معارف حکمت و عترت | کانون فرهنگی سروش بامدادان

اگر سه آیه سوره جمعه را در نظر بگیریم به وضوح در مییابیم امکان اینکه «و ءاخرین منهم لما یلحقوا بهم» اشاره به بعثت انبیاء دیگر داشته باشد نیست! چرا که نه با سیاق آیه سازگاری دارد و نه با فصاحت و بلاغت و ساختار و دستور زبان عربی و ... با هیچ کدام سازگار نیست! سازگار نیست، هر چند که به تکلف بخواهیم این کار را انجام دهیم تنها خودمان را به رنج افکنده ایم، اما ترکیب آیه کاملا این امر را به روشنی بیان میکند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نه تنها رسول زمانه خودشان بودند بلکه برای نسل ها و امت های بعدی هم مقام رسالتشان شامل است.
اگر به فرض محال رسولان دیگری بعد از خاتم الانبیاء ص برانگیخته میشدند بیشک این امر مهم به وضوح بیان میشد و هیچ ابهامی نمی ماند.
هو الذى بعث فى الأمین رسولا منهم یتلوا علیهم ءایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و إن کانوا من قبل لفى ضلال مبین(2)
و ءاخرین منهم لما یلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم(3)
ذالک فضل الله یؤتیه من یشاء و الله ذو الفضل العظیم(4)
2 اوست که در میان امیان (مردم مکه که غالبا بى‏سواد بودند) فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها تلاوت مى‏نماید و آنها را (از پلیدى‏هاى عقیدتى و اخلاقى و عملى) پاکیزه مى‏کند و به آنها کتاب (آسمانى) و معارف دینى و عقلى مى‏آموزد، و حقیقت این است که آنها پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.
3 و (برانگیخت او را) براى مجتمعات دیگرى از آنها (تا انقراض بشر) که هنوز به آنها نپیوسته‏اند، و اوست مقتدر غالب (بر آنچه اراده کند) و حکیم (در تشریع دین قویم ابدى).
4 آن (رسالت) فضل خداوند است که به هر کس که خود بخواهد مى‏دهد، و خدا صاحب فضل بزرگ است.

آیات مربوط به آل عمران به وضوع به اخذ میثاق عالم ذر از انبیاءبرای رسالت خاتم الانبیاست! وضوح اشاره آیات مربوطه به مقام شامخ رسول مهر و محبت حضرت محمد مصطفی ص اظهر من الشمس است!
عن أبی عبد الله (علیه السلام)، قال: «ما بعث الله نبیا من لدن آدم (علیه السلام) فهلم جرا إلا و یرجع إلى الدنیا و ینصر أمیر المؤمنین (علیه السلام)، و هو قوله: لتؤمنن به یعنی رسول الله و لتنصرنه یعنی أمیر المؤمنین (علیه السلام)، ثم قال لهم فی الذر: أ أقررتم و أخذتم على‏ ذلکم إصری أی عهدی: قالوا أقررنا قال الله للملائکه:
فاشهدوا و أنا معکم من الشاهدین». و هذه مع الآیه التی فی سوره الأحزاب فی قوله: و إذ أخذنا من النبیین میثاقهم و منک و من نوح «1» الآیه، و الآیه التی فی سوره الأعراف فی قوله: و إذ أخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم «2» قد کتبت هذه الثلاث آیات فی ثلاث سور.
البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 646
آیه 7 سوره احزاب نیز اشاره به مسابقه بندگی یوم الست (عالم ذر ) دارد! میثاق مذکور میثاق ربوبیت و اظهار عالیترین لمعات بندگی خدا در میان انبیاست، که تیجان الانبیاء حضرت خاتم الرسل حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم رتبه نخست و عالیترین درجه بندگی خدا را اخذ نمودند! و سروری حضرت بر تمام انبیاء عظام اثبات شد.
و إذ أخذنا من النبین میثاقهم و منک و من نوح و إبراهیم و موسى‏ و عیسى ابن مریم‏ و أخذنا منهم میثاقا غلیظا(7)
(به خاطر آور) هنگامى را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و (همچنین) از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى بن مریم، و ما از همه آنان پیمان محکمى گرفتیم (که در اداى مسئولیت تبلیغ و رسالت کوتاهى نکنند)!
قال أبو عبد الله (علیه السلام): «أول من سبق إلى المیثاق رسول الله «3» (صلى الله علیه و آله)، و ذلک أنه کان أقرب الخلق إلى الله تبارک و تعالى، و کان بالمکان الذی قال له جبرئیل لما أسری به إلى السماء: تقدم- یا محمد- فقد وطئت موطئا لم یطأه ملک مقرب، و لا نبی مرسل، و لولا أن روحه و نفسه کانت من ذلک المکان لما قدر أن یبلغه، فکان من الله عز و جل کما قال الله تعالى: قاب قوسین أو أدنى‏ «4»، أی بل أدنى، فلما خرج الأمر، وقع من الله «5» إلى أولیائه (علیهم السلام)».
فقال الصادق (علیه السلام): «کان المیثاق مأخوذا علیهم لله بالربوبیه، و لرسوله بالنبوه، و لأمیر المؤمنین و الأئمه بالإمامه، فقال: أ لست بربکم، و محمد نبیکم، و علی إمامکم، و الأئمه الهادون أئمتکم؟ فقالوا: بلى، شهدنا. فقال الله تعالى: أن تقولوا یوم القیامه- أی لئلا تقولوا یوم القیامه- إنا کنا عن هذا غافلین.
فأول ما أخذ الله عز و جل المیثاق على الأنبیاء له بالربوبیه، و هو قوله: و إذ أخذنا من النبیین میثاقهم، فذکر جمله الأنبیاء، ثم أبرز عز و جل أفضلهم بالأسامی، فقال: و منک یا محمد، فقدم رسول الله (صلى الله علیه و آله) لأنه أفضلهم و من نوح و إبراهیم و موسى‏ و عیسى ابن مریم فهؤلاء الخمسه أفضل الأنبیاء، و رسول الله (صلى الله علیه و آله) أفضلهم، ثم أخذ بعد ذلک میثاق رسول الله (صلى الله علیه و آله) على الأنبیاء بالإیمان به، و على أن ینصروا أمیر المؤمنین (علیه السلام)، فقال: و إذ أخذ الله میثاق النبیین لما آتیتکم من کتاب و حکمه ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم «1» یعنی رسول الله (صلى الله علیه و آله) لتؤمنن به و لتنصرنه «2» یعنی أمیر المؤمنین (علیه السلام)، تخبروا أممکم بخبره، و خبر ولیه من الأئمه (علیهم السلام)».

#پاسخ2428_تکمله_1

مدار بحث روی خاتمیت نبوت بوده و حال هر نوع واژه ای که به کار رود چه رسول و نبی و ... تفاوتی در اصل موضوع ایجاد نمیکند، آنچه روشن و واضح است این است که هر چند که به زحمت شاق بخواهیم این آیات را به ادامه رسالت و یا نبوت و یا شبیه آن ربط دهیم وجود ندارد، قرآن کتاب نور و برهان و حکمت و بیان است و به زبان عربی مبین نازل شده تا هیچ بهانه ای برای بهانه جویان و فتنه انگیزان نگذارد!
قرآن معما سازی نکرده و ما را در دریافت حقایق به تکلف نیفکنده بلکه وضوح بیان و لطافت آن هر گونه تیرگی را از دل ما میزداید، کسانی که در تلاش برای منزوی ساختن دین مبین اسلام اند و در راستای دین و فرقه تراشی تلاش میکنند از میان آیات نکته های را جستجو میکنند که آن را با نیات خود هماهنگ درک نموده و با زور و زحمت و تکلف در تلاش برهان تراشی برای اثبات منویات خود بر میایند!
بحث خاتمیت رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم به صراحت و روشنی تمام در قرآن بیان شده و هر کس آن را انکار کند -نعوذ بالله- خدای اصدق الصادقین را دروغگو خوانده است! علاوه بر قرآن سنت و روایت نیز بر این امر تاکید دارد پس هر گونه تلاش در جهت سند تراشی از آیات قرآن برای ادیان جدید، نوعی مبارزه با خدا و دین مبین اسلام و حضرت خاتم الاوصیاء حضرت مهدی علیه السلام میباشد.
الأحزاب : 40 ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین و کان الله بکل شی‏ء علیما
محمد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست ولى رسول خدا و ختم‏کننده و آخرین پیامبران است و خداوند به همه چیز آگاه است!
المائده : 3 ... الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی‏ و رضیت لکم الإسلام دینا فمن اضطر فی‏ مخمصه غیر متجانف لإثم فإن الله غفور رحیم
امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند بنا بر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- اما آنها که در حال گرسنگى، دستشان به غذاى دیگرى نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعى ندارد که از گوشتهاى ممنوع بخورند) خداوند، آمرزنده و مهربان است.
التوبه : 33 هو الذی أرسل رسوله بالهدى‏ و دین الحق لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون
او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!
الفتح : 28 هو الذی أرسل رسوله بالهدى‏ و دین الحق لیظهره على الدین کله و کفى‏ بالله شهیدا
او کسى است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان پیروز کند و کافى است که خدا گواه این موضوع باشد!
مهجور نمودن قرآن همان تفسیر به رای آن است، قرآن بدون عترت یعنی قرآن مهجور، فراموش نمودن عترت، نسیان حضرت مهدی علیه السلام مهجور ساختن قرآن است،
الفرقان : 30 و قال الرسول یا رب إن قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا
و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».
من قول أمیر المؤمنین (علیه السلام): «فأنا الذکر الذی عنه ضل، و السبیل الذی عنه مال، و الإیمان الذی به کفر، و القرآن الذی إیاه هجر، و الدین الذی به کذب».
البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص: 132

#پاسخ2428_تکمله_2

الجمعه : 2 هو الذی بعث فی الأمیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و إن کانوا من قبل لفی‏ ضلال مبین
الجمعه : 3 و آخرین منهم لما یلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم
هیچ خیاط و ادیبی با هزار فن و حیله نمیتواند « آخرین منهم لما یلحقوا بهم» را به محل بعث مرتبط سازد.
لم یلحقوا به انسانهای بعد از رحلت حضرتشان اشاره دارد مثل آیه شریفه :
سبأ : 28 و ما أرسلناک إلا کافه للناس بشیرا و نذیرا و لکن أکثر الناس لا یعلمون
اى محمد (ص) ما تو را نفرستاده‏ایم مگر براى تمام مردم که آنان را بشارت دهى (ببهشت) و بترسانى و تهدید نمانى آنها را از جهنم و لکن بیشتر مردم نمیدانند
النحل : 89 و یوم نبعث فی‏ کل أمه شهیدا علیهم من أنفسهم و جئنا بک شهیدا على‏ هؤلاء و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی‏ء و هدى و رحمه و بشرى‏ للمسلمین
روز که در هر امتى گواهى از نفسهاى آنها مبعوث میگردانیم و تو را اى رسول بر این جماعت گواه میآوریم و کتاب را بر تو نازل گردانیدیم (یعنى قرآن) در حالیکه بیان هر چیزى در آن هست و هدایت و رحمت و مژده مى‏باشد براى کسانیکه تسلیم گردیدند
دقت کنیم در آیه «بعث فی الأمیین» از میان امیون برانگیخت، از میان آنها رسولی را برگزید. اما در آیه شریفه «و آخرین منهم لما یلحقوا بهم» (و دیگرانی از آنها که به آنها ملحق نشده اند!) ضمیر «هم» در هر دو به مردم برمیگردد.
حدیث ثقلین که خبری قطعی و یقینی است به دوام قرآن و مصاحبت دائمی عترت با آن دارد و تاکید و توصیه به تمسک به آن دو میباشد! رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم سفیر و پیک الهی در ابلاغ تمام مراتتب رسالت خویش میباشند، به فرض محال اگر رسولان دیگری برانگخته میشدند به حتم توسط آن حضرت ابلاغ و معرفی میشدند! همانطوریکه بعثت حضرتش توسط انبیاء قبلی به پیروانشان ابلاغ شده است. هزاران هزار دلیل و برهان بر ختم رسالت وجود دارد، ختم رسالت آغاز ولایت عترت عصمت و طهارت علیهم السلام بود که شکوه و عظمت رسالت را به تمام بر عالم میگسترانند و حضرت مهدی علیه السلام آخرین باغبان شجره نبوی است که میوه های ناب رسالت حضرتش را نوش جان خلائق خواهند نمود.!

#پاسخ2428_تکمله_3

اگر به نیکی به آیات سوره آل عمران توجه کنیم ، آیات بعدی مصداق آیه را که به خاتم الرسل برمیگردد تصدیق میکند، در آیه 85 تاکید به تمسک به دین اسلام و در آیه 86 به رسول گرامی حضرت محمد ص اشاره صریحی دارد. علاوه بر آن آیه 81 اشاره به یک رسول دارد نه رسولان متعدد. آیه شریفه در مقام موعظه و توبیخ پیروان ادیان دیگر از رسول اکرم حضرت محمد مصطفی ص دارد و این امر در نهایت وصوح و صراحت است. اگر کسی بخواهد وجوه دیگری را از این آیه اخذ نماید، آیات بعدی که به دین اسلام تاکید میکند هر گونه توهمی را در این رابطه پاره میکند.
و إذ أخذ الله میثاق النبین لما ءاتیتکم من کتاب و حکمه ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم لتؤمنن به و لتنصرنه قال ء أقررتم و أخذتم على‏ ذالکم إصرى قالوا أقررنا قال فاشهدوا و أنا معکم من الشهدین(81)
و (به خاطر بیاورید) هنگامى را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها)، پیمان مؤکد گرفت، که هر گاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبرى به سوى شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق مى‏کند، به او ایمان بیاورید و او را یارى کنید! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکد بستید؟» گفتند: « (آرى) اقرار داریم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم.»
و من یبتغ غیر الاسلم دینا فلن یقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرین(85)
و هر کس جز اسلام آیینى براى خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زیانکاران است.
کیف یهدى الله قوما کفروا بعد إیمانهم و شهدوا أن الرسول حق و جاءهم البینات و الله لا یهدى القوم الظالمین(86)
چگونه خداوند جمعیتى را هدایت مى‏کند که بعد از ایمان و گواهى به حقانیت رسول و آمدن نشانه‏هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!
آیات دیگر به صراحت بر محور بودن دین اسلام حضرت محمد ص تاکید و امکان اجازه ورود هر نوع ابهامی را ساقط میکند.
البقره : 89 و لما جاءهم کتاب من عند الله مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا فلما جاءهم ما عرفوا کفروا به فلعنه الله على الکافرین
و هنگامى که از طرف خداوند، کتابى براى آنها آمد که موافق نشانه‏هایى بود که با خود داشتند، و پیش از این، به خود نوید پیروزى بر کافران مى‏دادند (که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامى که این کتاب، و پیامبرى را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند لعنت خدا بر کافران باد!
البقره : 101 و لما جاءهم رسول من عند الله مصدق لما معهم نبذ فریق من الذین أوتوا الکتاب کتاب الله وراء ظهورهم کأنهم لا یعلمون
و هنگامى که فرستاده‏اى از سوى خدا به سراغشان آمد، و با نشانه‏هایى که نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعى از آنان که به آنها کتاب (آسمانى) داده شده بود، کتاب خدا را پشت سر افکندند گویى هیچ از آن خبر ندارند!!
الأنعام : 92 و هذا کتاب أنزلناه مبارک مصدق الذی بین یدیه و لتنذر أم القرى‏ و من حولها و الذین یؤمنون بالآخره یؤمنون به و هم على‏ صلاتهم یحافظون
و این کتابى است که ما آن را نازل کردیم کتابى است پربرکت، که آنچه را پیش از آن آمده، تصدیق مى‏کند (آن را فرستادیم تا مردم را به پاداشهاى الهى، بشارت دهى،) و تا (اهل) أم القرى [مکه‏] و کسانى را که گرد آن هستند، بترسانى! (یقین بدان) آنها که به آخرت ایمان دارند، و به آن ایمان مى‏آورند و بر نمازهاى خویش، مراقبت مى کنند!
الأحقاف : 12 و من قبله کتاب موسى‏ إماما و رحمه و هذا کتاب مصدق لسانا عربیا لینذر الذین ظلموا و بشرى‏ للمحسنین
و پیش از آن، کتاب موسى که پیشوا و رحمت بود (نشانه‏هاى آن را بیان کرده)، و این کتاب هماهنگ با نشانه‏هاى تورات است در حالى که به زبان عربى و فصیح و گویاست، تا ظالمان را بیم دهد و براى نیکوکاران بشارتى باشد!

#پاسخ2428_تکمله_4

میثاق پیامبران در این آیه تمام انبیاء را شامل میشود ، این آیه اشاره به میثاق یوم الست دارد، که از تمام انبیاء گرفته شده، اگر به فرض محال اشاره به رسولان بعدی است دیگر اخذ میثاق از رسول آخری معنا ندارد! همچنین این آیه اشاره به پیامبران افضل داشته که پنج نفرند.
و إذ أخذنا من النبین میثاقهم و منک و من نوح و إبراهیم و موسى‏ و عیسى ابن مریم‏ و أخذنا منهم میثاقا غلیظا(7)احزاب
لیسل الصادقین عن صدقهم و أعد للکافرین عذابا ألیما(8)احزاب
قصه انبیاء شامل قبل از حضرت میباشد نه بعد حصرت چرا که قصه تعقیب گذشته است.
إنا أوحینا إلیک کما أوحینا إلى‏ نوح و النبین من بعده و أوحینا إلى إبراهیم و إسماعیل و إسحاق و یعقوب و الأسباط و عیسى‏ و أیوب و یونس و هرون و سلیمان و ءاتینا داود زبورا(163)نساء
و رسلا قد قصصناهم علیک من قبل و رسلا لم نقصصهم علیک و کلم الله موسى‏ تکلیما(164)
رسلا مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس على الله حجه بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما(165)
لاکن الله یشهد بما أنزل إلیک أنزله بعلمه و الملئکه یشهدون و کفى‏ بالله شهیدا(166)
إن الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله قد ضلوا ضلالا بعیدا(167)
اخذ میثاق انیاء در یوم الست برای اثبات افضل و اشرف آنها!
فأول ما أخذ الله عز و جل المیثاق على الأنبیاء له بالربوبیه، و هو قوله: و إذ أخذنا من النبیین میثاقهم، فذکر جمله الأنبیاء، ثم أبرز عز و جل أفضلهم بالأسامی، فقال: و منک یا محمد، فقدم رسول الله (صلى الله علیه و آله) لأنه أفضلهم و من نوح و إبراهیم و موسى‏ و عیسى ابن مریم فهؤلاء الخمسه أفضل الأنبیاء، و رسول الله (صلى الله علیه و آله) أفضلهم، ثم أخذ بعد ذلک میثاق رسول الله (صلى الله علیه و آله) على الأنبیاء بالإیمان به، و على أن ینصروا أمیر المؤمنین (علیه السلام)، فقال: و إذ أخذ الله میثاق النبیین لما آتیتکم من کتاب و حکمه ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم «1» یعنی رسول الله (صلى الله علیه و آله) لتؤمنن به و لتنصرنه «2» یعنی أمیر المؤمنین (علیه السلام)، تخبروا أممکم بخبره، و خبر ولیه من الأئمه (علیهم السلام)».
البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص: 418

#پاسخ2428_تکمله_5

بله! لفظ خاتم اسم فاعل نیست بلکه خاتم به فتح تاء به معنای مهر و ختم و طبع بوده که معمولا برای پایان دادن به چیزی و یا بستن آن بکار میرود، خدای متعال طومار رسالت ونبوت را با حضرت محمد ص مهر نمودند و به ارسال رسل خاتمه بخشیدند.
: الختم و الطبع، یعنى مهر زدن و پایان دادن، که گفته‏اند بر دو وجه است.
اول- در معنى مصدر- ختمت و طبعت- که همان تأثیر گذاشتن بر چیزى است مثل نقش کردن و اثر گزاردن خاتم و طابع یعنى مهر و انگشترى بر چیزى «1» (شبیه امضاء).
دوم- اثر و نتیجه‏اى که از مهر زدن و نقش کردن حاصل مى‏شود که گاهى معنى آن گسترش مى‏یابد و در معنى پیمان گرفتن از کسى یا پیمان بستن در چیزى یا منع و بازداشتن از بهره‏مندى است از چیزى بکار مى‏رود مثل اعتبار مفهومى که با مهر زدن آخر کتابها و فصول آنها براى ممانعت از افزودن بر آنها و داخل شدن چیزى بآنها حاصل مى‏شود، مثل آیات: (ختم الله على‏ قلوبهم‏)
...ختمت القرآن- یعنى خواندن قرآن را بپایان رساندم و به آخرش رسیدم.
...و آیه (خاتم النبیین‏ «1»- 40/ احزاب) در وصف پیامبر (ص) است زیرا او پیامبرى را ختم کرد یعنى با آمدنش آنرا به إتمام رسانید.
مفردات راغب
"عن النبی صلى الله علیه و آله قال: انما مثلی فی الأنبیاء کمثل رجل بنى دارا فأکملها و حسنها الا موضع لبنه، فکان من دخلها فنظر إلیها قال: ما أحسنها الا موضع هذه اللبنه، قال صلى الله علیه و آله: فانا موضع اللبنه ختم بى الأنبیاء أورده البخاری و مسلم فی صحیحیهما.
تفسیر نور الثقلین، ج‏4، ص: 285
خاتم الوصیاء بودن حضرت مهدی علیه السلام به تاویلات قرآنی و نصوص روایی است .
عن أبی الحسن الماضی ع قال: ... قلت لیظهره على الدین کله‏
قال یظهره على جمیع الأدیان عند قیام القائم قال یقول الله و الله متم نوره ولایه القائم و لو کره الکافرون‏
الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏1، ص: 432
طریف أبو نصر «2» قال: دخلت على صاحب الزمان ع فقال علی بالصندل الأحمر فأتیته به ثم قال أ تعرفنی قلت نعم فقال من أنا فقلت أنت سیدی و ابن سیدی فقال لیس عن هذا سألتک قال طریف فقلت جعلنی الله فداک فبین لی قال أنا خاتم الأوصیاء و بی یدفع الله عز و جل البلاء عن أهلی و شیعتی.
کمال الدین و تمام النعمه، ج‏2، ص: 441
اما آیه اکمال الدین و تمام نعمت
المائده : 3 ... الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی‏ و رضیت لکم الإسلام دینا ...

اگر با تاریخ و نحوه تدوین قرآن آشنا باشیم متوجه خواهیم شد که قرآن مدون شده در دسترس به ترتیب نزول آیات نبوده بلکه امکان اینکه بعضی از آیات تناسبی با آیات و قبل خود نداشته باشد وجود دارد همچنین بخش هایی از آیات که مستقل معنای مجزایی داشته باشد، به گواه روایات وارد شده از اهل سنت و تشیع قسمتی از آیه 3 مائهد که آورده شده مستقل بوده و به واقعه غدیر خم و ابلاغ ولایت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام دارد! به این خاطر است که باید برای بهره مندی کامل از قرآن بایستی با علوم قرآنی آشنا باشیم و یکی از علل ابداع علوم قرآنی همین امر میباشد!

آیا این پاسخ برای شما روشنگر بود؟ بازخورد شما به بهبود پاسخ‌ها و تنظیم جلسات کمک می‌کند.
ضمیمه صوتی: این پرسش در حال حاضر فاقد فایل صوتی است و پاسخ به‌صورت مکتوب و برهانی ارائه گردیده است.

پرسش‌های مرتبط

پاسخ‌های رسمی
#سوال۳۱۰۰
#سوال۱۳۱۳
#سوال۳۱۰۱
#سوال۳۰۹۹
چگونه از راه دور زائر خانه خدا باشیم؟
احکام فقهی • ۹ شهریور ۱۴۰۱
#سوال۳۶۶۳
تأثیر خرید گندم، آرد و نان بر مال و برکت چیست؟
احکام فقهی • ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ • ضمیمه صوتی