در آیه 93 سوره کهف بیان شده که ذوالقرنین به منطقه ای رسید که گویا مردم آن هیچ سخنی نمی فهمند.. اما بلافاصله در آیه بعد همان مردم از ذوالقرنین درخواست ساخت سد می کنند و سخن می گویند. آن نفهمیدن سخن و این حرف زدن چگونه بوده است؟

53

سوال2094:
در آیه 93 سوره کهف بیان شده که ذوالقرنین به منطقه ای رسید که گویا مردم آن هیچ سخنی نمی فهمند.. اما بلافاصله در آیه بعد همان مردم از ذوالقرنین درخواست ساخت سد می کنند و سخن می گویند. آن نفهمیدن سخن و این حرف زدن چگونه بوده است؟
🌸🔆🌷بسم الله الرحمن الرحیم🌷🔆🌸
#پاسخ2094
🍀🔅🌷علیکم السلام🌷🔅
🌷🔅🌱آنچه از مجموع روایات دستگیر میشود ذوالقرنین پیغمبر نبوده اما مامور خاص الهی بوده که تحت تاییدات الهی به انجام بعضی ماموریت ها همت داشته است خالق هستی به ایشان قدرت و توانایی های خاصی را بخشیده بودند، لذا فهم کلام قومی که صاحب بیان نبودند برای جناب ذوالقرنین که مامور ویژه الهی بودند نمیتوانسته سخت بوده باشد.
🌷🔅🌱منزلت جناب ذوالقرنین شبیه جناب طالوت بوده است و احادیث بر این امر تاکید دارد که ایشان ماموریت های شبه انبیایی داشتند و نوعی نقش امامت برای عصر خود ایفا میکردند – هرچند که بعضی از روایت او را پیغمبری از پیامبران خدا دانسته است-پس فهم و درک زبان و حال و احوال اهل زمانه به حول و قوه ی الهی برای او آسان بوده!
🌸قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ: ذو القرنين به آنها گفت: مال و ثروت و قدرتى كه خداوند بمن ارزانى داشته است، از آنچه شما بمن مى‏دهيد بهتر است:
🌷🔅🌱
🌸🔅🌱مسعود عياشى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه سبحانه و تعالى هيچ پيغمبرى را بملك و سلطنت مبعوث نگردانيد مگر چهار كس را بعد از زمان نوح: اوّل ايشان ذو القرنين بود و اسم او عياش است و ديگر داود و سليمان و يوسف، اما عياش حكم او در ما بين مغرب و مشرق جارى بود، و اما داود حكم‏
تفسير شريف لاهيجى، ج‏2، ص: 927

🌸🔅🌱 عنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: سَأَلَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ؟
قَالَ: كَانَ عَبْداً صَالِحاً وَ اسْمُهُ عَيَّاشٌ، اخْتَارَهُ اللَّهُ وَ ابْتَعَثَهُ إِلَى قَرْنٍ مِنَ الْقُرُونِ الْأُولَى فِي نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُوفَانِ نُوحٍ، فَضَرَبُوهُ عَلَى قَرْنِ رَأْسِهِ الْأَيْمَنِ فَمَاتَ مِنْهَا، ثُمَّ أَحْيَاهُ اللَّهُ بَعْدَ مِأَةِ عَامٍ، ثُمَّ بَعَثَهُ اللَّهُ إِلَى قَرْنٍ مِنَ الْقُرُونِ الْأُولَى فِي نَاحِيَةِ الْمَشْرِقِ، فَكَذَّبُوهُ وَ ضَرَبُوهُ ضَرْبَةً عَلَى قَرْنِ رَأْسِهِ الْأَيْسَرِ فَمَاتَ مِنْهَا، ثُمَّ أَحْيَاهُ اللَّهُ بَعْدَ مِأَةِ عَامٍ وَ عَوَّضَهُ مِنَ الضَّرْبَتَيْنِ اللَّتَيْنِ عَلَى رَأْسِهِ قَرْنَيْنِ فِي مَوْضِعِ الضَّرْبَتَيْنِ، أَجْوَفَيْنِ وَ جَعَلَ عَيْنَ مُلْكِهِ وَ آيَةَ نُبُوَّتِهِ فِي قَرْنَيْهِ.
ثُمَّ رَفَعَهُ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَكَشَطَ لَهُ «2» عَنِ الْأَرْضِ كُلِّهَا جِبَالِهَا وَ سُهُولِهَا وَ فِجَاجِهَا، حَتَّى أَبْصَرَ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ آتَاهُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ يَعْرِفُ بِهِ الْحَقَّ وَ الْبَاطِلَ، وَ أَيَّدَهُ فِي قَرْنَيْهِ بِكَشْفٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ، ثُمَّ أَهْبَطَ إِلَى الْأَرْضِ وَ أَوْحَى إِلَيْهِ: أَنْ سِرْ فِي نَاحِيَةِ غَرْبِيِّ الْأَرْضِ وَ شَرْقِيِّهَا، فَقَدْ طَوَيْتُ لَكَ الْبِلَادَ، وَ ذَلَّلْتُ لَكَ الْعِبَادَ فَأَرْهَبْتُهُمْ مِنْكَ فَسَارَ ذُو الْقَرْنَيْنِ إِلَى نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ،…
تفسير نور الثقلين، ج‏3، ص: 298

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.