امام حسین، زجاجه حقیقت
🌻🔆امام حسین، زجاجه حقیقت🔆🌻
🌼🔆🌼 حسین، بت شکن شرک و شک 🌼🔆🌼
🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹
🔅🌹 «حسین امانت خداست» «راز زجاجه نور» «راز نور و جمال نور» «کلام توحید ناب» «شب ولادت اما حسین علیه السلام» و … چکیده با تکمله 1404.11.02 علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903) 🌹🔅
✳️❇️✅💫✨🔆🌹🌷 🌻
✨زیبائی شکافته شد و جمال حسین جلوهگر شد
عصاره هستی چکید و حسین طعم لذیذ جهان شد
کامتان به لذیذ عشقش، شیرین جاودان باد 💫
❇️زنده با حیات حسین
کسی که زنده به حسین نیست، مرده به یزید است!
کسی که حیات حسینی را تجربه نکند زنده نیست! باید که مثل حسین نفس کشیدن، عبادت کردن و به شهادت رسیدن!
❇️ابو الشرور
🌸بزرگترین خیانت و ظلم در جهان هستی ظلم در حق ولایت اهل بیت علیهم السلام بود.
غفلت از ولایت و حق ولایت رفیق غصب ولایت است.
غافلان حقوق ولایت، معاونان غاصبان ولایت هستند!
عدم پاسداشت اهداف حسینی در جاده توحید قرار گیری در صفوف یزیدیان تاریخ است.
💫 عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا قَالَ الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ وَ الْإِنْسَانُ أَبُو الشُّرُورِ الْمُنَافِقُ.[1]
💫 از ابو بصیر گفته است: من از اباعبدالله (ع) درباره آیه خداوند «ما امانت را بر آسمانها، زمین و کوهها عرضه کردیم، آنها از حمل آن خودداری کردند و از آن ترسیدند و انسان آن را بر دوش گرفت، چونکه خود بیعدالت و جاهل است» پرسیدم. فرمودند: «امانت، ولایت است و انسان پدر شرور و منافق است.»
❇️امام حسین علیه السلام امانت الهی
💫 الْإِمَامُ الْمَاءُ الْعَذْبُ عَلَى الظَّمَإِ وَ الدَّالُّ عَلَى الْهُدَى وَ الْمُنْجِي مِنَ الرَّدَى
🔆 امام آب گوارای تشنگان و راهنمای به سوی هدایت و نجات دهنده از هلاکت است.
هیچ چیز و کس جای آب و نان و نور نگیرد،
جنگ میان ولایت و غاصبان آن، جنگ قدرت نبود، جنگ بر سر «حق و باطل»، «نور و تاریکی» و «آب حیات و مرگ شوم و سیاه» بود.
💫 عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها فَقَالَ الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍ فَقَدْ كَفَرَ.[2]
🔆 از حسین بن خالد گفته است: من از اباعلی حسن علی بن موسی الرضا (ع) درباره آیه خداوند «ما امانت را بر آسمانها، زمین و کوهها عرض کردیم، آنها از حمل آن خودداری کردند » پرسیدم. فرمودند: «امانت، ولایت است. کسی که بدون حق آن را ادعا کند، کافر شده است.»
🌷از بزرگترین امانات، حق ولایت اهل بیت علیهم السلام است.
🌷هر کس جایگاه ولایت را بخواهد غصب کند کافر گشته است، حق ولایت، امانتی است الهی، که متعلق به اهل بیت علیهم السلام است، پذیرش ولایت آنها امانتی است بر گردن ما که بایستی به نحو احسن ادا شود.
🌸نادیده گرفتن حق ولایت از مصادیق خیانت به ولایت است.
✨الأنفال : 27 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
🔆اى كسانى كه ايمان آوردهايد! به خدا و پيامبر خيانت نكنيد! و (نيز) در امانات خود خيانت روا مداريد، در حالى كه ميدانيد (اين كار، گناه بزرگى است)!
🌷مراقبه:
امانت الهی را چگونه مراعات نمودیم؟!
حفظ امانت، از وظایف بندگی است! امانت را در اعماق دلمان باید نگه داریم بیهیچ دستبردی،
نباید امانت را به شیطان و نفس بسپاریم!
امانت باید در دل و تحت مراقبت دائم عقل باشد!
امانات را به خدای خود بسپاریم! از او در حفظ و پاسداشت آن مدد بجوئیم! توکل به خدا کنیم!
امانت ولایت باید به حال فعال در آید هر گونه رکود این ولایت در دل، ظلم در حق ولایت است! حفظ ولایت به معنای حبس ولایت نیست بلکه ادای حق ولایت است.
🌷لطیفه ولایت امام حسین علیه السلام:
آیا به گلدان محبت امام حسین علیه السلام آب دادهایم تا به باغ و بهشت محبت حسین نائل شویم!
همچنین گلدان ولایت تک تک اهل بیت علیهم السلام را؟
اگر حق و شکر ولایت ائمه اطهار علیهم السلام را ادا کنیم! خورشید ولایت در دل ما طلوع خواهد نمود!
نور ولایت روشنایی جاده ولایت و مسیر سیر الی الله است! از خدا بخواهیم نورش را در ما به اتمام برساند!
ما فکر میکنیم که حسین را میشناسیم «حسین و ما ادرئک ما حسین»
🌸شکر نعمت ولایت فیض عظیم ولایت را نوید خواهد داد.
✨النساء : 147 ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَليماً
🔆خدا چه نيازى به مجازات شما دارد اگر شكرگزارى كنيد و ايمان آوريد؟ خدا شكرگزار و آگاه است. (اعمال و نيّات شما را مىداند، و به اعمال نيك، پاداش نيك مى دهد.)
✨إبراهيم : 7 وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ
🔆و (همچنين به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شكرگزارى كنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است!»
🌸نور ولایت در دلمان باید به کمال خود برسد. کمال نور ولایت، روشنائی دنیا و آخرت ماست.
✨🔆التحريم : 8 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ
🔆اى كسانى كه ايمان آوردهايد بسوى خدا توبه كنيد، توبهاى خالص؛ اميد است (با اين كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمىكند؛ اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مىگويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايى!»
❇️قاتلان خاموش و نامرئی
چه بسا یزیدیانی که فکر نمیکنند که یزیدی هستند اما بدتر از یزیدند!
چه بسا یزیدیان و شمران نامرئی که صد کار بدتر از یزید و شمر میکنند!
به خدا پناه بریم، یزید از اول یزیدی نبود!
دلما مبادا به قتلگاه تبدیل شود!
با زبان و با اعمال و با اشعار و با باورهای باطل و غیر توحیدی خود، حسین آزاری نکنیم!
توحید حرم خداست، خدا عشق اول و آخر حسین است! کسی که به حرم حسین حمله کند و یا آن را نادیده بگیرد به حسین حمله کرده است!
امام حسین علیه السلام بر علیه شرک قیام کرد و جانش را قربان توحید نمود و لعنت امام حسین علیه السلام بر هر مشرکی جاری است هر چند آن مشرک به ظاهر محب او باشد.
🌸امام حسین علیه السلام مثل جدش حضرت ابراهیم علیه السلام از مشرکان بیزار است.
✨التوبة : 114 وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهيمَ لَأَوَّاهٌ حَليمٌ
🔆و استغفار ابراهيم براى پدرش [عمويش آزر]، فقط بخاطر وعدهاى بود كه به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب كند)؛ امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست؛ به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود!
امام حسین علیه السلام از مشرکان بیزار است، از اهل معصیت بیزار است،
حسین عاشق موحدان است، حسین عاشق اهل اطاعت و بندگی خداست!
حسین میقات خداست، مقام توجه الی الله است.
❇️عظیمترین امانت الهی
«امام حسین (علیه السلام) امانت الهی است، حسین قرآن ناطق و قرآن شاهد و قرآن عاشق و قرآن شهید است»
به حسین و اهل بیت علیهم السلام با نگاهی عمیق، عرفانی و مسئولیتشناسانه و موحدانه به مقام شان ولایت و جایگاه والای شان نظر کنیم.
امانت تنها یک مال یا شیء نیست، بلکه «حقیقت هدایت» و «رابطه با خدا» است.
وقتی ولایت امانت ماست، یعنی قلب ما باید «صندوق امانت» باشد. اگر این صندوق را به نفس اماره باز کنیم، امانت را خيانت کردهایم. «توکل به خدا» به عنوان راه حفظ این امانت است؛ زیرا تنها با اتکا به قدرت الهی میتوان در برابر وسوسههای شیطانی که میخواهند ولایت را از قلب بیرون کند، ایستادگی کرد.
شکرِ امانتِ ولایت، همان عمل صالح، محبت قلبی و اطاعت از دستورات اهل بیت است. نتیجه این شکر، افزایش محبت و معرفت است.
شناخت ما از حسین (علیه السلام) ناقص است، باید تقویت شود («حسین و ما ادرئک ما حسین»)، اما تلاش برای شکرگزاری و شناخت بیشتر، راهی برای نزدیک شدن به حقیقت آن امانت است.
«گناه» در سایه ولایت نیز نوعی بیاحترامی و آسیب زدن به پرچم دین است. اگر کسی ادعای عاشقی حسین را دارد اما با اعمالش، چهره دین را مخدوش میکند، عملاً در حال «حسینآزاری» است و به امانت خیانت کرده است. توحید و حرمت امام یکی است؛ زیرا امام مظهر توحید است.
امام حسین (علیه السلام) در کربلا قیام کرد تا جدایی «حق» از «باطل» را نشان دهد. «حسین از مشرکان بیزار است… حسین عاشق موحدان است.» حفظ امانت ولایت، فقط دوست داشتن اهل بیت نیست، بلکه «بیزاری از دشمنان آنان» و «دشمنی با ظالمان» نیز بخشی از این امانت است. همانطور که حضرت ابراهیم (علیه السلام) پس از روشن شدن کفر پدرش، از او بیزار شد، شیعیان نیز باید در خط ولایت، مواضع روشن داشته باشند.
🌸دعوت عملی به «حفظ امانت ولایت»
وظایف قلبی (حفظ در دل)، وظایف عملی (شکر و اطاعت)، و وظایف اجتماعی (بیزاری از دشمنان و عدم بدنام کردن دین)
🌟تکمله طلایی: امانت، دردانهی هستی و رمز جاودانگی
💫 امام حسین (علیه السلام) با خون پاک خود، نامهی «امانتداری» را با جوهرِ سرخ بر صفحاتِ تاریخ نوشت تا بشریت بداند که حفظ عهد با خدا، با تمام «جان و عشق» است.
✨ بگذار حسین در جانت جریان یابد.
هر قطره اشکی که از روی حق معرفت برای او بریزید به همراه هر عمل نیکی که انجام میدهید و ملازمت حُسن بندگی شما مهر تأییدی است بر صحتِ ودیعهای که نزد شماست.
🤲 اللّهُمَّ اجعلنا مِنَ المُستَشهَدینَ مَعَ الحُسَینِ، وَ العارِفینَ بِحَقِّهِ، وَ الحافِظینَ لِأَمانَتِهِ.
❇️قاتل مخفی امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام قاتلان جلی و خفی دارد!
عاشورای حسین تمام نشده است!
یزیدیان و شمران هنوز کربلا را ترک نکردهاند!
اگر کسی لباس امام حسین علیه السلام را به تن کند، باید حریم حرمتش را نگه دارد!
هر کسی اگر محبتش را به دل و پرچمش را به دست و مدحش را به زبان جاری کند ملاحظات حسینی را بایستی نگه دارد!
❇️قیام امام حسین علیه السلام امانت است
اگر کتاب و دفتر امام حسین علیه السلام را امانت دار شویم، وظیفه ما در قبال این امانت چیست؟!
قیام امام حسین علیه السلام امانتی متعالی در دستان ماست!
به لحاظ اینکه حق ولایت امام حسین علیه السلام را نشناختند پس ظلم نمودند، بیشک هر که حق معرفتش را نشناسد به حضرت ظلم خواهد نمود!
وظیفه ما در درجه اول شناخت حق معرفت و آنگاه شناساندن آن است، حق معرفت با تبعیت به تفسیر می رسد.
❇️به یاری حسین بپاخیزید! «در دفاع از حریم قرآن و عترت»
اگر کسی بخواهد به محراب امام حسین علیه السلام اهانت کند چه میکنید؟!
همچنین مسجدی را که حضرت بنا نمودهاند؟! و اثر و هنری که حضرتش بجای گذاشته است! و کسی بخواهد آن را به آتش بکشد! چه میکنید؟!
بزرگترین اثر حسین توحید ناب است، که حقیقت و عصاره جانش را، مهجتش را، فرزندانش را، یاران پاک و صدیقش را فدای آن نمود؟
بزرگترین ظلم و خیانت و جنایتی که کسی میتواند در حق امام حسین علیه السلام بکند کفرگوئی و غلو در حق حضرت است!
اگر کسی یکی از فرزندان حسین را در جلوی دیدگان شما بخواهد به قتل برساند چه میکنید؟!
آن کدامین حقیقت است که حسین عزیزترینش را قربانی آن حقیقت نمود؟!
🌸خطوط قرمزهای امام حسین علیه السلام را بشناسیم!
آن قربان که قربانی برای اوست، چیست؟
✳️حسین، حقیقت زجاجة النّور، حسین راز جمال نور
❇️اگر محمد ص مشکات نور است، حسین زجاجهی آن است
💫🔆روي عن جابر بن عبد الله الأنصاري، قال: دخلت إلى مسجد الكوفة، و أمير المؤمنين (صلوات الله و سلامه عليه) يكتب بإصبعه و يتبسم، فقلت له: يا أمير المؤمنين، ما الذي يضحكك؟ فقال: «عجبت لمن يقرأ هذه الآية و لم يعرفها حق معرفتها». فقلت له: أي آية، يا أمير المؤمنين؟
فقال: «قوله تعالى: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ، المشكاة: محمد (صلى الله عليه و آله)، فِيها مِصْباحٌ، أنا المصباح. فِي زُجاجَةٍ الزجاجة الحسن و الحسين (عليهما السلام)، كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ و هو علي بن الحسين (عليه السلام)، يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ محمد بن علي (عليه السلام)، زَيْتُونَةٍ جعفر بن محمد (عليه السلام) لا شَرْقِيَّةٍ موسى بن جعفر (عليه السلام)، وَ لا غَرْبِيَّةٍ علي بن موسى (عليه السلام)، يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ محمد بن علي (عليه السلام)، وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ علي بن محمد (عليه السلام)، نُورٌ عَلى نُورٍ الحسن ابن علي (عليه السلام)، يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ القائم المهدي (عليه السلام) وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ».[3]
🔆 جابر بن عبدالله انصاری روایت میکند که گفت: وارد مسجد کوفه شدم، در حالی که امیرالمؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) با انگشت خود چیزی مینوشت و میخندید. به او گفتم: ای امیرالمؤمنین، چه چیزی تو را میخنداند؟ فرمود: «از کسی تعجب میکنم که این آیه را میخواند، اما حق شناخت آن را نمیداند.» پرسیدم: کدام آیه ای امیرالمؤمنین؟
فرمود: «قول خدای تعالی: الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکاة؛ مشکاة (سوراخ چراغدان): محمد (صلی الله علیه و آله) است. فیها مصباح؛ من آن چراغ هستم. فی زجاجة؛ شیشه (چراغدان): حسن و حسین (علیهما السلام) هستند. کأنها کواکب دری؛ و او علی بن الحسین (علیه السلام) است. یوقد من شجرة مبارکه؛ محمد بن علی (علیه السلام) است. زیتونة؛ جعفر بن محمد (علیه السلام) است. لا شرقیة؛ موسی بن جعفر (علیه السلام) است. و لا غربیة؛ علی بن موسی (علیه السلام) است. یکاد زیتها یضی؛ محمد بن علی (علیه السلام) است. و لو لم تمسه نار؛ علی بن محمد (علیه السلام) است. نور علی نور؛ حسن بن علی (علیه السلام) است. یهدی الله لنوره من یشاء؛ قائم مهدی (علیه السلام) است. و یضرب الله الأمثال للناس و الله بکل شیء علیم»
❇️مصباح جان حسن و زجاجهاش جان حسین است
💫🔆قال أبو عبد الله (عليه السلام)، في قول الله عز و جل: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ، قال: «الحسن (عليه السلام) الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الحسين (عليه السلام)، الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ فاطمة (عليها السلام) كوكب دري بين نساء أهل الجنة يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ إبراهيم (عليه السلام)، زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لا يهودية و لا نصرانية» يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ أي يكاد العلم يتفجر منها وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ إمام منها بعد إمام، يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يهدي الله للأئمة (عليهم السلام) من يشاء وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ».[4]
💫🔆 امام صادق (علیه السلام) در تفسیر قول خدای عز و جل: الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکاة فیها مصباح فرمودند: «حسن (علیه السلام) آن چراغ است فی زجاجة [که] حسین (علیه السلام) است. الزجاجة کأنها کواکب دری [این] فاطمه (علیها السلام) است، کواکبی درّی میان زنان بهشتیان. یوقد من شجرة مبارکه [یعنی] ابراهیم (علیه السلام). زیتونة لا شرقیة و لا غربیة [یعنی] نه یهودی و نه نصرانی. یکاد زیتها یضی؛ یعنی علم تقریباً از آن میجوشد. و لو لم تمسه نار؛ نور علی نور؛ امامی پس از امام دیگر. یهدی الله لنوره من یشاء؛ خداوند هر که را بخواهد به سوی ائمه (علیهم السلام) هدایت میکند. و یضرب الله الأمثال للناس و الله بکل شیء علیم».
❇️زجاجه اگر از دل بر گیریم از جمال نورش محرومیم
💫قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى- اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ع فِيها مِصْباحٌ الْحَسَنُ- الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الْحُسَيْنُ- الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْيَا- يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ إِبْرَاهِيمُ ع- زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لَا يَهُودِيَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِيَّةٍ- يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ يَكَادُ الْعِلْمُ يَنْفَجِرُ بِهَا- وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ- يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يَهْدِي اللَّهُ لِلْأَئِمَّةِ مَنْ يَشَاءُ- وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ قُلْتُ أَوْ كَظُلُماتٍ قَالَ الْأَوَّلُ وَ صَاحِبُهُ- يَغْشاهُ مَوْجٌ الثَّالِثُ- مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ ظُلُمَاتٌ الثَّانِي- بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ مُعَاوِيَةُ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ فِتَنُ بَنِي أُمَيَّةَ- إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ الْمُؤْمِنُ فِي ظُلْمَةِ فِتْنَتِهِمْ- لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً إِمَاماً مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ ع- فَما لَهُ مِنْ نُورٍ إِمَامٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ قَالَ فِي قَوْلِهِ- يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ أَئِمَّةُ الْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَسْعَى بَيْنَ يَدَيِ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِأَيْمَانِهِمْ حَتَّى يُنْزِلُوهُمْ مَنَازِلَ أَهْلِ الْجَنَّةِ.[5]
❇️زجاجه، جام جان نور است
راز حسین، فروغ زجاجه نور خداست
زجاجه، آشنا به نور است، نور به آغوش عاشق نور آرام گیرد.
زجاجه، راز اشراق و درخشش نور است!
زجاجه، ترجمه خاص نور، و نور ترجمه خاصی از علم است.
معانقه نور با زجاجه، راز حوادثات بدیع در جهان هستی است.
ظهور نور و درخشش آن، رازی از رازهاست! حقیقت نور، تنها ختم به درخشش آن نیست!
❇️نور بدون زجاجهاش نمیدرخشد
درخشش، لبخند نور بر رخسار زجاجه نور است.
حقیقتی بنام زجاجه، با حقیقتی بنام نور میکند، و رازها هویدا میشود.
زجاجه مرکز مخابرات نور است، خبر از نور را از صحیفه زجاجه باید گرفت.
زجاجه یک حقیقت فردی دارد و یک وجهه ارتباطی برای نفعرسانی به دیگران است، امکان شهود با زجاجه فراهم میشود!
روشنائی یک تفسیر و ترجمه از نور است!
❇️زجاجه برای خود و برای شهود دیگران!
وقتی به آسمان نگاه میکنید بدانید، به زجاجه جهان هستی مینگرید جهان هستی یک ماهیت دیگری دارد!
برای درک حقیقت هستی باید به مشکات نور رسید.
تصویر اینکه جهان یک لحظه بدون حسین چگونه خواهد بود سخت است! کوری مطلق!
زجاجه نور آنچنانی که نور را ملاقات و دیدار میکند غیر از آن است که ما با زجاجهاش میبینیم.
❇️نور، عاشق زجاجهی خویش است
نور خدا به آغوش زجاجه، لبخندش شیرین است
نور عاشق زجاجه و زجاجه عاشق نور، زجاجه یعنی لوح عاشق، مصافحه نور با جان عاشق
زجاجه یعنی، جمال نور، بوسه نور بر منیر
زجاجه، یعنی، جهان قابل شهود! شهود ظهور، کشف پرده از جمال نور.
❇️پرده از جمال نور بکشیم جمال حسین جلوه میکند
وقتی به آسمان بالای سر نگاه میکنیم یعنی به انعکاس جهان از جمال زجاجه جهان نگاه میکنیم، همان انعکاسی از نور و حقیقت، تفسیری از نور و حقیقت، ظهور خط خوش خطاط است.
نگاه به حسین، نگاه به حقایق جهان هستی است! رویت رنگ و ترانه و طعم جهان هستی است!
اگر زجاجه نبود چیزی برای مشاهده نبود، دیدگان ما روشن نمیشد، زیبائی جهان قابل مشاهده نبود!
امکان درک عشق، امکان درک مهر و محبت و عظمت و زیبائی و طعم و مزه وجود نداشت.
❇️گل، نور خورشید را به آغوش میکشد و همان را انعکاس می دهد
منظره گل زجاجهاست که نور را به طرز خاصی انعکاس می دهد، زیبائی را به تصویر میکشد! گل و هر پدیدهای در این جهان یک زجاجهای است در برابر نور، زجاجههای نور نباشند مناظر زیبائی هم نخواهد بود!
زجاجه دامنه گستردهای دارد! زجاجه مس و لمس و شمّ، طعم، مزه
زجاجه علم، سرآمد همه زجاجههاست
❇️شفافیت لوح، پژواک نور در نور است
زجاجه نور، ستاد انتشارات نور است.
زجاجه نور، آمیخته شدن عشق با نور است.
زجاجه تجسمی از احصاء نور و علم است.
زجاجه، محل «احصاء کل شیء» است به عبارتی جمع و انعکاس «کل شیء» و شماره و شناسنامه و تفکیک و تفسیر آنهاست.
❇️ زجاجه صفات الهی اسماء حسنای الهی است
هر چیزی به عالم زجاجهای دارد، زجاجه صفات، اسماء و اسماء نیز زجاجهای دارند.
جسم، زجاجه روح است و عالم مُلک زجاجه عالم ملکوت است. هر جنبه روزگاران زجاجه جنبههای دیگر است.
زجاجه اسماء حسنای الهی انعکاس نیکوئیهای علامات و آثار الهی است.
❇️جهان بدون حسین جهان بیزجاجه است
اگر حسین نبود همه از اسماء حسنای خدا محروم بودند! به جهان حُسنی نمیماند؛ درکی از حُسن و محاسن نبود.
❇️امام حسین علیه السلام طعم خوش بندگی الهی است
حواس ما در برابر تابشهای علمی مثل زجاجه عمل میکنند! حس بینائی ترجمان نوری علماند، با قلم نوری تفسیر علمی میکند!، حس شنوائی ترجمان صوتی علماند، با قلم صوتی تفسیر علمی میکند.
حسین یک حس جهانی است، جهان هستی را به واقعیتها و حقایق آشنا تفسیر میکند، یک حس ناب بندگی الهی است.
حسین علیه السلام، علم و نور و زیبائی و لذت و حقایق را محسوس و معقول و محظوظ میکند.
❇️هر حقیقتی به عالم نیازمند زجاجه است
زجاجه شکوه هر حقیقتی است
زجاجه لذت
زجاجه محبت
زجاجه عظمت
زجاجه رفعت
❇️حسین حس جان جهان است
با حسین ما مجهز به یک حس همه حس جهانی هستیم، به درک جهانی به طعم جهانی به لذت جهانی
زجاجه جهان مادی کهکشانها و ذرات و موجودات و قوانین آن را از خود انعکاس و ملکوت اعلا نیز محتوای خود را با زجاجه ملکوتش منعکس میکند.
❇️زجاجه انعکاس باطن در ظاهر است
زجاجه قرآن، بطنیات و عجائب و غرائب قرآن را آشکار میکند
زجاجه عشق، جلوههای عشق را به ظهور میرساند
زجاجه شهادت، عطر شهادت را به جهان افشان میکند.
زجاجه امامت، حقیقت ولایت را ظاهر میکند.
پژواک نور از جان پاک امکان پذیر است.
❇️زجاجه توحید،
کلام امام حسین علیه السلام زجاجه دل پاک حسین است!
✳️سیری در زجاجه کلام امام حسین علیه السلام در توحید
❇️تفسیر صمد
🌸از باب الحسین علیه السلام به پیشواز حسین
💫قَالَ وَهْبُ بْنُ وَهْبٍ الْقُرَشِيُّ قَالَ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع الصَّمَدُ هُوَ الَّذِي إِذا أَرادَ شَيْئاً قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ وَ الصَّمَدُ الَّذِي أَبْدَعَ الْأَشْيَاءَ فَخَلَقَهَا أَضْدَاداً وَ أَشْكَالًا وَ أَزْوَاجاً وَ تَفَرَّدَ بِالْوَحْدَةِ بِلَا ضِدٍّ وَ لَا شَكْلٍ وَ لَا مِثْلٍ وَ لَا نِدٍّ. [6]
🔆 وهب بن وهب قرشی گوید: زید بن علی، زینالعابدین (علیهالسلام) فرمود: «صمد کسی است که هرگاه اراده کند چیزی را، به آن میگوید: “باش” پس میشود. و صمد کسی است که اشیاء را آفرید و آنها را به صورتهای متضاد، گونهها و زوجها خلق کرد، و خود به یگانگی بیهمتا ماند، بدون ضد، بدون شکل، بدون مثل و بدون همتا.»
🌸به درک صمد نخواهیم رسید مگر اینکه بدانیم او مبدع است، هر چیزی را از نیستی به هستی رسانده است، این شاه کلید فهم صمد است، چرا که اگر این باور را نداشته باشیم هستی را در ذات خدا خلایق را در ذات او جستجو خواهیم نمود! که علت افتادگی و پای لنگ شبه فلسفههای امروزی است!
او فرد تنهاست، یکتای یگانه، فرد وحید، بیضد و بیشکل و بیمثل و بیندّ
❇️کتاب کامل توحید
عرضه بینش توحیدی به قرآن و عترت
مواظب باشید که شرک در جان ما رخنه نکند، نفوذی مخفی و نامرئی
تفسیر صمد، تفسیر توحید ناب است!
کلام امام حسین علیه السلام کشتی نجات توحیدی است.
💫قَالَ وَهْبُ بْنُ وَهْبٍ الْقُرَشِيُّ وَ حَدَّثَنِي الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ أَهْلَ الْبَصْرَةِ كَتَبُوا إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع يَسْأَلُونَهُ عَنِ الصَّمَدِ فَكَتَبَ إِلَيْهِمْ-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* أَمَّا بَعْدُ فَلَا تَخُوضُوا فِي الْقُرْآنِ وَ لَا تُجَادِلُوا فِيهِ وَ لَا تَتَكَلَّمُوا فِيهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ مَنْ قَالَ فِي الْقُرْآنِ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقَالَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ثُمَّ فَسَّرَهُ فَقَالَ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ. وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ لَمْ يَلِدْ لَمْ يَخْرُجْ مِنْهُ شَيْءٌ كَثِيفٌ كَالْوَلَدِ وَ سَائِرِ الْأَشْيَاءِ الْكَثِيفَةِ الَّتِي تَخْرُجُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَا شَيْءٌ لَطِيفٌ كَالنَّفْسِ وَ لَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ الْبَدَوَاتُ كَالسِّنَةِ وَ النَّوْمِ وَ الْخَطْرَةِ وَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْبَهْجَةِ وَ الضَّحِكِ وَ الْبُكَاءِ وَ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ الرَّغْبَةِ وَ السَّأْمَةِ وَ الْجُوعِ وَ الشِّبَعِ تَعَالَى أَنْ يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْءٌ وَ أَنْ يَتَوَلَّدَ مِنْهُ شَيْءٌ كَثِيفٌ أَوْ لَطِيفٌ- وَ لَمْ يُولَدْ لَمْ يَتَوَلَّدْ مِنْ شَيْءٍ وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ شَيْءٍ كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ الْكَثِيفَةُ مِنْ عَنَاصِرِهَا كَالشَّيْءِ مِنَ الشَّيْءِ وَ الدَّابَّةِ مِنَ الدَّابَّةِ وَ النَّبَاتِ مِنَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ مِنَ الْيَنَابِيعِ وَ الثِّمَارِ مِنَ الْأَشْجَارِ وَ لَا كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ اللَّطِيفَةُ مِنْ مَرَاكِزِهَا كَالْبَصَرِ مِنَ الْعَيْنِ وَ السَّمْعِ مِنَ الْأُذُنِ وَ الشَّمِّ مِنَ الْأَنْفِ وَ الذَّوْقِ مِنَ الْفَمِ وَ الْكَلَامِ مِنَ اللِّسَانِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ التَّمَيُّزِ مِنَ الْقَلْبِ وَ كَالنَّارِ مِنَ الْحَجَرِ لَا بَلْ هُوَ اللَّهُ الصَّمَدُ الَّذِي لَا مِنْ شَيْءٍ وَ لَا فِي شَيْءٍ وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مُبْدِعُ الْأَشْيَاءِ وَ خَالِقُهَا وَ مُنْشِئُ الْأَشْيَاءِ بِقُدْرَتِهِ يَتَلَاشَى مَا خَلَقَ لِلْفَنَاءِ بِمَشِيَّتِهِ وَ يَبْقَى مَا خَلَقَ لِلْبَقَاءِ بِعِلْمِهِ فَذَلِكُمُ اللَّهُ الصَّمَدُ الَّذِي لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ- عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ- وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ.[7]
💫 وهب بن وهب قرشی گوید: و جعفر بن محمد (صادق) برایم حدیث کرد، از پدرش باقر (علیهالسلام)، از پدرش [زینالعابدین] (علیهالسلام) که: اهل بصره به حسین بن علی (علیهالسلام) نامه نوشتند و از او درباره «صمد» پرسیدند. پس حسین (علیهالسلام) به آنان نوشت:
به نام خداوند بخشنده مهربان
اما بعد، پس در قرآن غوطهور نشوید و درباره آن جدال نکنید و بدون علم در آن سخن نگویید؛ زیرا من از جدم، رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) شنیدهام که میفرمود: «هر کس در قرآن بدون علم سخن بگوید، جایگاه خود را از آتش (جهنم) آماده کند.»
و خدای سبحانه «صمد» را تفسیر فرموده و گفته است: الله أحد، الله الصمد؛ سپس آن را تفسیر کرده و فرموده: لم یلد و لم یولد. و لم یکن له کفوا أحد.
«لم یلد»؛ یعنی چیزی غلیظ مانند فرزند و سایر اشیاء غلیظ که از موجودات پدید میآید، از او خارج نشده است و چیزی لطیف مانند نفس (روح) نیز از او خارج نمیشود و حالات گوناگون همچون سنه (سال)، خواب، خطور فکر، همّ، غم، شادی، خنده، گریه، ترس، امید، رغبت، بیقراری، گرسنگی و سیری از او شاخه نمیشوند. منزّه است از اینکه چیزی از او خارج شود و چیزی غلیظ یا لطیف از او متولد گردد.
«و لم یولد»؛ یعنی از چیزی متولد نشده و از چیزی خارج نشده است، همانگونه که اشیاء غلیظ از عناصر خود خارج میشوند (مانند چیزی از چیزی، و حیوان از حیوان، و گیاه از زمین، و آب از چشمهها، و میوهها از درختان)؛ و همچنین [نه] مانند آنکه اشیاء لطیف از مراکز خود خارج میشوند (مانند بینایی از چشم، و شنوایی از گوش، و بویایی از بینی، و چشایی از دهان، و سخن گفتن از زبان، و شناخت و تمیز از دل، و مانند آتش از سنگ).
بلکه او خدای «صمد» است که از چیزی نیست و در چیزی نیست و بر چیزی نیست؛ آفرینندهی اشیاء و خالق آنها و پدیدآورندهی اشیاء به قدرت خود است. آنچه را برای فنا آفریده، به مشیت خود نابود میکند و آنچه را برای بقا آفریده، به علم خود باقی میدارد.
پس آن خدای «صمد» است که «لم یلد و لم یولد»؛ عالم الغیب و الشهادة الکبیر المتعال؛ و «لم یکن له کفوا أحد».
☘️لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ لَمْ يَلِدْ لَمْ يَخْرُجْ مِنْهُ شَيْءٌ كَثِيفٌ كَالْوَلَدِ وَ سَائِرِ الْأَشْيَاءِ الْكَثِيفَةِ الَّتِي تَخْرُجُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَا شَيْءٌ لَطِيفٌ كَالنَّفْسِ وَ لَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ الْبَدَوَاتُ كَالسِّنَةِ وَ النَّوْمِ وَ الْخَطْرَةِ وَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْبَهْجَةِ وَ الضَّحِكِ وَ الْبُكَاءِ وَ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ الرَّغْبَةِ وَ السَّأْمَةِ وَ الْجُوعِ وَ الشِّبَعِ تَعَالَى أَنْ يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْءٌ وَ أَنْ يَتَوَلَّدَ مِنْهُ شَيْءٌ كَثِيفٌ أَوْ لَطِيفٌ
🌸نه «غیر واحد و نه واحد» از ذات واحد صادر نمیشود، بلکه او هر چیزی را از نیستی خلق میکند، او به حق مبدع الاشیاء است!
کثیر از وحید خارج نمی شود،
او همتا زائی نمیکند،
او خود زائی ندارد،
وحدتش در عین وحدت است، نه اینکه وحدتش در عین کثرت باشد، بلکه کثرات، مبدعات و منشآت و خلقیات اویند.
او خلایق را کثرات را از خود نمیآفریند.
او تنفس نمیکند، دم و بازدم ندارد، از او نفس و روح خارج نمیشود،
نفخه روح او، یعنی نفخه روح منتخب و شریف بر جان انسان، نه اینکه از خود روحش را در انسان دمیده باشد، در انسان حلول کرده باشد!
او کسالت و خواب و چرت و غم و غصه و بهجت و سرور و خنده و گریه و خوشحالی و بدحالی و رضایت و شادی و ترس و آرزو و امید و خستگی و گرسنگی و سیری ندارد.
❇️او تابش نمیکند، میتاباند
او تابش نمیکند، ذات او تجلی نمیکند، بلکه متجلی میسازد، فیض از ذات او فیضان ندارد، بلکه میآفریند و میتاباند، به ارادهاش انوار ایجاد یا شکافته گشته و هر آن چه را که بخواهد میآفریند!
❇️او انتشار ندارد
چنین نیست که مثل گلی باشد که از او عطر و محاسن منتشر شود بلکه ، او ایجاد کننده عطریات و محاسنات است و از آنها بالاتر است.
از او رنگ( و فرکانسی) خارج نمیشود. نه نوری نه صوتی نه مزهای نه طعمی، نه کلامی؛ بلکه همه آنها را به ارادهاش ایجاد میکند.
او بچهای ندارد تا برای او بچه باشد هر چند به واحدیت، از او حتی واحد زاده نمی شود، از او واحد صادر نمیشود، هر چند واحد به اندکی کم یا زیاد.
واحد از واحد، وحید از وحید نداریم.
❇️هر ظهوری را او ظاهر میکند، نمیتابد
🌸چنین نیست که او مثل: خروج نور «من النیِّر»، طیف از مرکز(مثل پرتو از خورشید)، خروج علم از عالم، خلق از خالق(بلکه او ایجادگر است از عدم).
چنین نیست معلومات از او مثل خروج از حافظه، و یا مثل «معقولات از عقل، محسوسات از حس، مدروکات از ادراک، خروج زیبائی از زیبا، خروج فعل از قوه، خروج اراده از ذات، جلوه از مجلاء(تجلی)، صادر از مصدور» باشد.
چنین نیست که از او وجود و فیض زاید، و یا از او درجاتی ظهور یابد
چنین نیست که او «ظاهر شود، جلوه کند، تابش کند»! بلکه ظاهر میکند، متجلی میسازد و میتاباند.
❇️واحد بینیاز از صدور است
چنین نیست که از واحد جز واحد صادر نشود بلکه از واحد هیچ چیز صادر نمیشود، بلکه واحد به ارادهاش هر چیزی را که بخواهد ایجادش میکند.
چنین نیست که معطی، واجد اعطای خود باشد بلکه معطی، موجد اعطای خویش است، مالک اعطای خویش است.
چنین نیست که او علت و یا معلوش هم سنخ او باشد و یا او را به علت العلل بودن محدودش کنیم، بلکه او معلل العلل و المعلولات است و هیچ سنخیتی با سلسله علل و معلولات ندارد.
از او نه اشرف و نه اخس هیچکدام صادر نمیشود، هر دو خلق و بدع اویند!
چنین نیست که او کل الاشیاء باشد، بلکه کل الاشیاء از منشآت اوست. او از خود و در خود نمیآفریند و خارجیتی ندارد که به خارجش بیافریند! یعنی « لَا مِنْ شَيْءٍ وَ لَا فِي شَيْءٍ وَ لَا عَلَى شَيْءٍ »
چنین نیست که او با چیزی اشتراکی داشته باشد و یا حقیقت وحیدش وحدتی با غیر داشته باشد، بلکه هر چه غیر اوست آفریده اوست و او مبدع همه آنهاست!
از او مرتبه و درجهای صادر نمیشود!
☘️وَ لَمْ يُولَدْ لَمْ يَتَوَلَّدْ مِنْ شَيْءٍ وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ شَيْءٍ كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ الْكَثِيفَةُ مِنْ عَنَاصِرِهَا كَالشَّيْءِ مِنَ الشَّيْءِ وَ الدَّابَّةِ مِنَ الدَّابَّةِ وَ النَّبَاتِ مِنَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ مِنَ الْيَنَابِيعِ وَ الثِّمَارِ مِنَ الْأَشْجَارِ وَ لَا كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ اللَّطِيفَةُ مِنْ مَرَاكِزِهَا كَالْبَصَرِ مِنَ الْعَيْنِ وَ السَّمْعِ مِنَ الْأُذُنِ وَ الشَّمِّ مِنَ الْأَنْفِ وَ الذَّوْقِ مِنَ الْفَمِ وَ الْكَلَامِ مِنَ اللِّسَانِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ التَّمَيُّزِ مِنَ الْقَلْبِ وَ كَالنَّارِ مِنَ الْحَجَرِ
❇️او روینده است رویشی ندارد
🌸چنین نیست که او جزئی از کل باشد،
🌸زاده نشده است، تولد نیافته است، نه از چیزی و نه از وحدتی و نه از بساطتی و نه از کثرتی،
چنین نیست که او مثل پرتوی از روشنائی باشد، و یا ستارهای از کهکشان، و یا آبی از چشمه و یا میوهای از درخت.
چنین نیست که او بینائی منبعث از چشم، شنوائی از گوش، بویایی از بینی، چشائی از دهان، کلامی از زبان و یا شناخت و تمییزی از قلب، و یا آتشی که از سنگ، و یا حقیقتی باشد از چیزی.
چنین نیست بوجود آمده باشد چه از هست چه از نیست!
چنین نیست که خود به خود بوجود آمده باشد.
چنین نیست که او انرژی آزاد شده از اجسام، نیروی جواهر، لذت لذایذ باشد بلکه آفریدهی همه آنهاست.
چنین نیست که خلقی باشد تا او خالق گردد، و یا علمی ظهور کند و او عالم گردد، و یا صنعی باشد تا او صانع گردد…
❇️کلام امام حسین علیه السلام در هم شکننده سحر شرک و شک است
☘️لَا بَلْ هُوَ اللَّهُ الصَّمَدُ الَّذِي لَا مِنْ شَيْءٍ وَ لَا فِي شَيْءٍ وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مُبْدِعُ الْأَشْيَاءِ وَ خَالِقُهَا وَ مُنْشِئُ الْأَشْيَاءِ بِقُدْرَتِهِ يَتَلَاشَى مَا خَلَقَ لِلْفَنَاءِ بِمَشِيَّتِهِ وَ يَبْقَى مَا خَلَقَ لِلْبَقَاءِ بِعِلْمِهِ فَذَلِكُمُ اللَّهُ الصَّمَدُ الَّذِي لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ- عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ- وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ.
🌸لا بل:
کلامش عصای موسی نیست، عصای حسینی است، سحر ساحران شرکی را میشکند، خنثی میکند!
طومار بسیار از مکاتب مدعی شبه عقلانیت را در هم میپیچد!
🌸مواظب گردابهای شرک باشید،
ساحران فرعونی در برابر آیات توحیدی و عصای قرآنی و روائی ایستادهاند.
امام حسین علیه السلام به کربلای توحید بر علیه شرک قیام نموده است.
امام حسین علیه السلام را به میدان توحید تنها نگذاریم!
هر روز ما با امام حسین روز نو توحیدی است.
❇️علم و مشیت او خلایق را بر گرفته است
☘️مَا خَلَقَ لِلْفَنَاءِ بِمَشِيَّتِهِ وَ يَبْقَى مَا خَلَقَ لِلْبَقَاءِ بِعِلْمِهِ
☘️ آنچه را برای فنا آفریده، به مشیت خود نابود میکند و آنچه را برای بقا آفریده، به علم خود باقی میدارد.
🌿هذه الثلاثة من قبيل خروج القوّة و ظهورها في محلها لا خروجها الى خارج المحل كخروج قوة البصر الى خارج العين على القول بالشعاع، و يمكن أن تكون كذلك و لما يدركها الإنسان.
🌿 این سه مورد (دهان، زبان و دل) از قبیل ظهور و برونزدنِ قوا در محل خودشان هستند، نه خروج آنها به بیرونِ محل؛ مانند خروجِ قوه بینایی به بیرون از چشم بر اساس قول به شعاع (پرتو). و همچنین میتواند باشد که [خروج آنها] به بیرون باشد، آنچه که انسان درک میکند.
🌿 علق عليه السّلام تلاشى الفانى بالمشيئة و بقاء الباقي بالعلم لمناسبة المشيئة المحدثة لما يفنى و العلم القديم لما يبقى لأنّها في مذهب أهل البيت عليهم السلام محدثة، و الا فلا شيء خارج عن تعلق العلم و المشيئة.
🌿 امام علیهالسلام نابودیِ فانی را به مشیت و بقاءِ باقی را به علم تفسیر فرود، به دلیلِ تناسبِ مشیتِ (که) امورِ فانیشونده را ایجاد میکند و علمِ (که) قدمی است با امورِ باقیمانده؛ زیرا مشیت در مذهب اهلبیت (علیهمالسلام) محدث (جدید) است، وگرنه هیچچیز خارج از تعلق علم و مشیت نیست.
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
گزیدهای از سخنرانی 🌻🔆امام حسین، زجاجه حقیقت🔆🌻
✨بخش اول: تهنیت و دعای معرفت
شب میلاد زینالمجتهدین، سراجالمتوکلین و مفخر ائمه، آقا حسین بن علی (ع) گرامی باد.
این نور العتره فاطمیه، اظهر البدر و مطهر اکبر الخلایق است.
به مناسبت این ولادت مبارک، تبریک خود را به ملکوتیان عالم تقدیم میدارم.
خداوندا، حسین خود را به ما بشناسان.
خداوندا، این زجاجه نورات را به ما بنمایان.
کی این لؤلؤ و مرجان تو را خواهیم شناخت؟
کی به دبیری محض حسین خود خواهیم رسید؟
کی با حسین، مزه بندگی تو را درک خواهیم کرد؟
حسین رمز بیداری از خواب و رسیدن به نور است.
حسین خلاص شدن از ظلمت و غلطیدن به توحید است.
آیا امام نور خدا نیست؟
پس من باید با حسین بنگرم و مرزهای جهان هستی را طی کنم.
با حسین باید دل حقایق را دریابم.
من با حسین نباید در این جهان هستی مجهولی داشته باشم.
امام حسین اگر امام دوازده هزار عالم است، من باید پرنده دوازده هزار عالم باشم.
چرا حسین را در ذهن خود محبوس ساختهام؟
چرا حسین را کوچک نمودهام؟
به خدا، حسین کوچک نیست؛ او نور خدا و عبد خداست.
اباعبدالله، پدر بندگان خداست.
او بر بندگان خدا پرورش میدهد و راهشان را میبرد.
✨بخش دوم: ضرورت همراهی با امام
من باید با حسین تمام لایههای بندگی خدا را طی کنم.
با حسین باید تمام طبقات اسرار را دریابم.
من باید با حسین کل جهان هستی را به خدمت بگیرم.
هر عمل من در راستای بندگی ناب خدا، بازتابی در کل جهان هستی دارد.
چرا بیحسم؟ چون بدون امام زمان و بدون حسین هستم.
اگر با حسین بودم، حس بندگی و طعم عبادت را مییافتم.
جهان هستی حسی نسبت به حسین دارد و او را میشناسد.
اگر آب دریا حسین را میشناسد، چرا من نمیشناسم؟
من هنوز از این سامانه عظیم خدا بهرهای نبردهام.
عاطفه حسینی رمزی برای راه رفتن و پرواز کردن است.
من باید با حسین به اوج آسمانها بپرم و طوفان بندگی به پا کنم.
چرا نکردهام؟ چرا در رونق بازار بندگی نمیافزایم؟
اگر حسینی بودم، بر جان این جهان هستی خروشی به پا میکردم.
اگر نام حسین را میبرم، باید احترام آن نام را نگهدارم.
وقتی لباس حسینی به تن میکنم، باید کار حسینی کنم.
✨بخش سوم: امانتداری و ولایت
باید که یزیدیان را در هم بشکنم.
حسین برج اعلای بندگی خدا و شجره عظیم آن است.
من باید از حسین تغذیه کنم و نشاط بندگی بگیرم.
چرا بیرون از آب هستم؟ ماهی بیرون از آب، جان میدهد.
اگر حسین امانت خداست، آیا من امانتدار بودهام؟
ولایت امانت خداست و هرکس آن را به غیر حق بسپارد، کافر است.
آن غاصبان امانت، جای آب را گرفتند و ماهیان را تشنه گذاشتند.
حال انسانیت در حال جان دادن است، چون در امانت خیانت شده است.
امام اگر بر من حکومت کند، چه به دست میآورد؟ جز زحمت بر او افزوده نمیشود.
امام همان آب گوارایی برای تشنگان است.
امام راهنما به سوی هدایت و نجاتدهنده از هلاکت است.
ما بودیم که به امام نیاز داشتیم تا ما را از آب حیاتش بنوشاند.
ما راه ظلمت را در پیش گرفتیم و حال همه چیز در حال جان دادن است.
امانت ولایت در دل ماست؛ باید آن را پاس بداریم.
آیا حفظ امانت از وظایف بندگی نبود؟
چرا دل خود را به شیطان سپردیم و امانت را فراموش کردیم؟
آیا به گلدان محبت حسین آب دادیم؟
اگر آب میدادیم، به بهشت محبت حسین میرسیدیم.
✨بخش چهارم: شکرگزاری و دشمنان پنهانی
چقدر از نعمت عظیم حسین شکرگزاری کردیم؟
آیا ثمره حسینی خود را میشماریم؟
دستاوردهای ما از ثروت حسین چقدر است؟
ناسپاسی جرمش عذاب شدید است.
نه تنها شکر نکردیم، بلکه کفران کردیم و آزار دادیم.
حسین قاتلان خاموش و نامرئی دارد.
چه بسا زیدیانی که فکر نمیکنند یزیدی هستند، اما بدترند.
چه بسا شمریان نامرئی که صد کار بدتر از شمر میکنند.
دلهای ما ممکن است قتلگاه حسین شود و خبر نداریم.
توحید، حرم خداست و خدا عشق اول و آخر حسین است.
حمله به حرم حسین، حمله به خود حسین است.
امام حسین بر علیه شرک قیام کرد و جانش را قربانی توحید نمود.
لعنت الهی بر هر مشرکی جاری است، هرچند به ظاهر محب حسین باشد.
حسین فرزند ابراهیم است و از مشرکان بیزار است.
حسین عاشق موحدان و اهل اطاعت است.
حسین میقات خدا و مقام توجه به اوست.
عظیمترین امانت خدا نزد ما حسین است، چون رکن توحید است.
توحید شهید است و شهید همیشه زنده است.
حسین این جهان هستی را با نور توحید فروزانتر میکند.
✨بخش پنجم: تفسیر توحید (حدیث صمد)
از امام حسین (ع) درباره تفسیر «صمد» پرسیدند.
اگر این کلام امام را درنیابیم، در ایمان و توحید خود شک میکنیم.
عدم درک آن، نشانه گرفتار شدن در شرک و گرداب باطل است.
این کلام امام، تمام شبهههای فلسفی را در هم میپیچد.
خداوند سبحانه خود «صمد» را تفسیر فرمود: «الله احد، الله صمد».
«لم یلد و لم یولد»؛ یعنی نمیزاید و زاده نشده است.
«لم یکن له کفواً أحد»؛ و برای او هیچ همتایی نیست.
از ذات اقدس الهی، هیچ چیز غلیظ یا لطیف خارج نمیشود.
نه فرزندی از او زاده میشود و نه حالاتی مانند خواب، غم، شادی یا خستگی دارد.
او از هیچ چیز زاده نشده و هیچ چیز از او خارج نشده است.
اشیاء از درون او نمیجوشند، بلکه او «مبدع» اشیاست.
اشیاء را از نیستی مطلق ایجاد کرده است.
او نه در چیزی است و نه بر چیزی؛ مبدع و خالق است.
بعضی از شبه فلاسفهها مدعیاند که «کثیر» از «واحد» صادر میشود.
امام حسین فریاد میزند که از او چیزی غیر از او صادر نمیشود.
او مبدع اشیاست و از نیستی میآفریند، نه از خودش.
وحدتش در عین وحدت است و کثرات، همه مبدعات اویند.
او تنفس نمیکند و دم و بازدم ندارد.
هیچ نقص، غم، غصه، خستگی یا گرسنگی ندارد.
رضایت و غضب الهی به معنای تغییر در ذات نیست.
او ایجاد کننده تمام انوار است و خود بالاتر از همه آنهاست.
هیچ رنگ، ارتعاش، صدا یا مزهای از ذات او خارج نمیشود.
تمام فیوضات، خلقیات و مبدعات اویند که به اراده او ایجاد میشوند.
او بچهای ندارد و «واحد» از «واحد» صادر نمیشود.
اگر واحدی از واحد صادر شود، دو واحد میشود و وحدت از بین میرود.
خروج نور از منبع یا علم از ذات، برای خدا صادق نیست.
هیچ معقولی، محسوسی یا فعلی از ذات قهرمانه او خارج نمیشود.
او درجات نمیپذیرد و هیچ سنخیتی با علت و معلول ندارد.
او کل اشیا نیست، بلکه کل اشیا از منشآت اوست.
او پرتو، آب، میوه یا انرژی آزاد شده نیست.
این کلام امام حسین، عصای موسی است و سحر ساحران شبهفیلسوف را میبلعد.
مواظب گردابهای شرک باشید تا گمراه نشوید.
✨بخش ششم: حسین به عنوان زجاجه نور
تا حسین را داریم، عصای عصاها را در جان خود داریم.
امام حسین به کربلای توحید قیام کرده و قیامش هنوز پایان نیافته است.
امام حسین را در میدان توحید تنها نگذاریم.
امیرالمومنین (ع) فرمودند: تعجب میکنم از کسی که آیه «الله نور السماوات…» را میخواند اما امام را نمیشناسد.
میخواهم خودم را بسنجم که چقدر امام حسین را میشناسم.
آیا میتوانم منظرهای باطنی از امام حسین در دل بیاورم؟
این مشکات، محمد (ص) است و من مصباح هستم.
اگر شیشه دور فانوس نباشد، روشنایی آن چگونه خواهد بود؟
این حباب (زجاجه) است که نور را به آغوش میکشد و منظر میسازد.
آنچه در آسمان میبینیم، در واقع منظره زجاجه آسمان است.
زجاجه، آشنای نور است و راز اشراق نور در آن است.
بدون این حجاب، ارتباط با نور و درک آن ممکن نبود.
زجاجه، مترجم علم و نمایش معرفت است.
زجاجه یعنی مصافحه نور با جان عاشق.
زجاجه پرده از جمال نور برمیدارد و جهان را قابل شهود میکند.
حسین، این نامحدود را ممکن ساخته و بینهایت را ترجمه نموده است.
حسین، زجاجه حقایق در این جهان هستی است.
هر زیبایی و لذتی در جهان، انعکاس نور در زجاجه است.
حسین زیبایی، لذت، لمس و همه چیز را برای ما ترجمه میکند.
اگر زجاجه حسین به دیده ما نتابد، نه دیدهای خواهیم داشت و نه چیزی را خواهیم چشید.
هر چیزی در جهان هستی زجاجهای دارد که ملکوت را به ما انعکاس میدهد.
حسین، جامع همه این زجاجههاست و همه را منتشر میکند.
جهان بدون حسین، جهان بیزجاجه و تاریک است.
امام حسین، طعم خوش بندگی الهی است.
حسین، یک حس جهانی است که جهان هستی را به حقایق آشنا تفسیر میکند.
حسین، زجاجه شکوه هر حقیقت و حس جهان هست ماست.
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
[1] معاني الأخبار ؛ النص ؛ ص110 ابن بابويه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم – قم، چاپ: اول، 1403 ق.
[2] عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج1 ؛ ص306 ابن بابويه، ، نشر جهان – تهران، چاپ: اول، 1378ق.
[3] البرهان في تفسير القرآن ؛ ج4 ؛ ص72 بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، مؤسسه بعثه – قم، چاپ: اول، 1374 ش.
[4] البرهان في تفسير القرآن ؛ ج4 ؛ ص71 بحرانى، مؤسسه بعثه – قم، چاپ: اول، 1374 ش.
[5] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص195 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
[6] التوحيد (للصدوق) ؛ ؛ ص90 ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.
[7] التوحيد (للصدوق) ؛ ؛ ص90 ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.
نظرتون در مورد این پست چیه؟