مروارید درخشان آفرینش
🌻🔆مروارید درخشان آفرینش🔆🌻
🌼🔆🌼امام سجاد ع جمال فروزان آفرینش🌼🔆🌼
🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹
🔅🌹 « کوکب درخشان نور الهی» «کوکب درخشان آیت نور » « اثبات توحید» « دنیا خواب و ما خواب پریشان» « شب ولادت امام سجاد علیه السلام» و … چکیده با تکمله 1404.11.03 علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903) 🌹🔅
✳️❇️✅💫✨🔅🔆☘️🌷🌹🌸
🔅🌼 🌼🔅
✳️❇️✅💫✨🔅یا نور السموات و الارض🔆☘️🌷🌹🌸
🌹جاذب قلوب، فروغ اختران، روشنی دیدگان و زینت درخشان جهانیان، زین العابدین، شهد شربت ناب شیعیان(علی بن الحسین علیهما السلام)
طلوع فروزان و درّینش مبارک و جاودان است
🌸رازی از امام علی بن حسین السجاد علیه السلام
✳️قاب جمال امام سجاد علیه السلام در این جهان هستی
❇️ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
💫 حَدَّثَنَا ظَرِيفُ بْنُ نَاصِحٍ عَنْ عِيسَى بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ قَالَ الْمِشْكَاةُ نُورُ الْعِلْمِ فِي صَدْرِ النَّبِيِ ص- الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجَاجَةُ صَدْرُ عَلِيٍّ ع صَارَ عِلْمُ النَّبِيِّ ص إِلَى صَدْرِ عَلِيٍّ ع الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ قَالَ نُورٌ- لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ قَالَ لَا يَهُودِيَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِيَّةٍ- يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ قَالَ يَكَادُ الْعَالِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع يَتَكَلَّمُ بِالْعِلْمِ قَبْلَ أَنْ يَسْأَلَ- نُورٌ عَلى نُورٍ يَعْنِي إِمَاماً مُؤَيَّداً بِنُورِ الْعِلْمِ وَ الْحِكْمَةِ فِي إِثْرِ إِمَامٍ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ ذَلِكَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ.[1]
💫 ظریف بن ناصح از عیسی بن راشد، از محمد بن علی بن حسین (امام باقر) (علیهالسلام) روایت کرد که در تفسیر فرمود خدای عز و جل: کمشکاة فیها مصباح فرمود: «مشکاة»، نور علم در سینه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) است.
«المصباح فی زجاجة»؛ زجاجه، سینه علی (علیهالسلام) است؛ پس علم پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به سینه علی (علیهالسلام) منتقل شد.
«الزجاجة کأنها کوکب درّی»؛ [این] نور است.
«یوقد من شجرة مبارکه»؛ [یعنی] نه شرقی و نه غربی؛ یعنی نه یهودی و نه نصرانی.
«یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسه نار»؛ یعنی دانشمندی از آل محمد (علیهمالسلام) تقریباً پیش از آنکه سؤال شود، با علم سخن میگوید.
«نور علی نور»؛ یعنی امامی که به نور علم و حکمت در پیامِ امامِ دیگری از آل محمد (علیهمالسلام) تأیید شده است؛ و این امر از زمان آدم تا قیامت ادامه دارد.
❇️ فَنَحْنُ الْمِشْكَاةُ
💫 عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع أَنَّهُ قَالَ مَثَلُنَا فِي كِتَابِ اللَّهِ كَمَثَلِ الْمِشْكَاةِ فَنَحْنُ الْمِشْكَاةُ وَ الْمِشْكَاةُ الْكُوَّةُ فِيها مِصْباحٌ وَ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ وَ الزُّجَاجَةُ مُحَمَّدٌ ص كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ قَالَ عَلِيٌ زَيْتُونَةٌ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ الْقُرْآنُ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يَهْدِي لِوَلَايَتِنَا مَنْ أَحَب[2]
💫 از پدرش [امام سجاد]، از علی بن حسین (علیهالسلام) روایت شده که فرمود: «مثل ما در کتاب خدا، مثل مشکات است؛ پس ما مشکاتیم و مشکاة، روزنه (سوراخ چراغدان) است. فیها مصباح؛ المصباح فی زجاجة؛ و زجاجه، محمد (صلیاللهعلیهوآله) است.
کأنها کوکب درّی؛ یوقد من شجرة مبارکه؛ [امام] علی فرمود: زیتونه است.
لا شرقیة و لا غربیة؛ یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسه نار؛ نور علی نور؛ [این] قرآن است.
یهدی الله لنوره من یشاء؛ یعنی هر کس را دوست دارد به ولایت ما هدایت میکند.
❇️ نَحْنُ الزُّجَاجَةُ
💫 عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ حَدَّثَ أَصْحَابُنَا أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ ع كَتَبَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ قَالَ [لِي] عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع أَنَّ مَثَلَنَا فِي كِتَابِ اللَّهِ كَمَثَلِ الْمِشْكَاةِ وَ الْمِشْكَاةُ فِي الْقِنْدِيلِ فَنَحْنُ الْمِشْكَاةُ فِيهَا مِصْبَاحٌ وَ الْمِصْبَاحُ مُحَمَّدٌ ص الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ نَحْنُ الزُّجَاجَةُ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ عَلِيٍ زَيْتُونَةٍ مَعْرُوفَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لَا مُنْكَرَةٍ وَ لَا دَعِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ الْقُرْآنُ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ بِأَنْ يَهْدِيَ مَنْ أَحَبَّ إِلَى وَلَايَتِنَا[3]
💫 از یونس بن عبدالرحمان روایت شده که گفت: یاران ما روایت کردند که ابوالحسن (امام کاظم) (علیهالسلام) به عبدالله بن جندب نوشت: [عبدالله گفت:] علی بن حسین (علیهالسلام) به من فرمود که «مثل ما در کتاب خدا، مثل مشکات است و مشکاة در قندیل (چراغ) است. پس ما مشکاتیم. فیها مصباح؛ و مصباح، محمد (صلیاللهعلیهوآله) است. المصباح فی زجاجة؛ ما زجاجیم. یوقد من شجرة مبارکه؛ [این] علی، زیتونهای شناخته شده است. لا شرقیة و لا غربیة؛ نه انکار شده و نه مدعی (نامشروع). یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسه نار؛ [این] نور قرآن است. علی نور؛ یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الأمثال للناس و الله بکل شیء علیم؛ [یعنی] به اینکه هر کس را دوست دارد به ولایت ما هدایت کند.»
❇️اقمار فانوس الهی
چگونه قمر خواهیم بود چگونه خواهیم درخشید ماموریت و جلوه ما شبانگاهان چگونه خواهد بود؟!
تحت ظل نور هر امام چگونه خواهیم بود؟!
❇️فانوس الهی
💫روي عن جابر بن عبد الله الأنصاري، قال: دخلت إلى مسجد الكوفة، و أمير المؤمنين (صلوات الله و سلامه عليه) يكتب بإصبعه و يتبسم، فقلت له: يا أمير المؤمنين، ما الذي يضحكك؟ فقال: «عجبت لمن يقرأ هذه الآية و لم يعرفها حق معرفتها». فقلت له: أي آية، يا أمير المؤمنين؟
فقال: «قوله تعالى: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ، المشكاة: محمد (صلى الله عليه و آله)، فِيها مِصْباحٌ، أنا المصباح. فِي زُجاجَةٍ الزجاجة الحسن و الحسين (عليهما السلام)، كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ و هو علي بن الحسين (عليه السلام)، يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ محمد بن علي (عليه السلام)، زَيْتُونَةٍ جعفر بن محمد (عليه السلام) لا شَرْقِيَّةٍ موسى بن جعفر (عليه السلام)، وَ لا غَرْبِيَّةٍ علي بن موسى (عليه السلام)، يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ محمد بن علي (عليه السلام)، وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ علي بن محمد (عليه السلام)، نُورٌ عَلى نُورٍ الحسن ابن علي (عليه السلام)، يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ القائم المهدي (عليه السلام) وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ».
قوله تعالى:
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ* رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ- إلى قوله تعالى- وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِساب[4]
✨مشکات: مثل مدینه نور، ظرف نور و علم، خزینه نور و علم، فانوس، چشم و چشمه نور، صدر
✨مصباح: باب نور، کلید نور، رمز بهرهمندی از نور، جواز نور، پلک دیدگان، قلب
✨ فِي زُجاجَةٍ الزجاجة الحسن و الحسين (عليهما السلام): شبکیه نور، صفحه نمایش، لوح نور،
✨ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ و هو علي بن الحسين (عليه السلام): ظهور کوکبی نور، تشخّص نور، نور اگر تشخص یابد علی بن الحسین شود، نور اگر بدرخشد، رخ نمائی کند، پرده از جمال نور کشیده شود سجاد هویدا شود، حضر مغز نور، جلوه و شکوه و جمال نور الهی هستند.
تفسیر زجاجه، جان زجاجه، ترجمه زجاجه، باب زجاجه،
الزجاجهای که مثل کوکب درخشان جلوهنمائی میکند.
کوکبی که نمایشگری کند! نمایش در نمایش است، مغز روشنائی، مغز علم است.
زجاجه نور و کوکب درّی هالهی زجاجه نور است.
امام سجاد علیه السلام عصاره نور، نمایش خاص نوری، جلوه جهانی نورند.
نور اگر به شهود برسد کوکبی میشود.
نورش کوکب و کوکبش درّی است، مرواریدی است، گوهر کواکب است، زینت کواکب است، شیر و عسل کواکب است.
نور، حقیقتی است عظیم، درخشش نور رخ نمائی نور است،
هر امام پنجرهای گشوده شده به سوی حقیقت نور است، و هر پنجره یک منظومه عظیم علم است!
کوکب درّی کوکب درخشان علم سجادی است.
✨يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ محمد بن علي (عليه السلام): بطن نور است، خفیات نور، پایگاه و محل جهش، راکتور نور، ریشه نور، قبل انفجار نور، دانه نور، درخت نور
✨زَيْتُونَةٍ جعفر بن محمد (عليه السلام):صنایع خاص نور، راکتور مخصوص، درخت مخصوص نور، میوه نور
✨لا شَرْقِيَّةٍ موسى بن جعفر (عليه السلام): بیکرانگی نور، طلوع صبح ازل …
✨وَ لا غَرْبِيَّةٍ علي بن موسى (عليه السلام): افق ناپیدای نور، مسیر ابدیت نور، بیامتدادی، بیمنتهائی نور، فرابعدی نور، نور ابعاد شکن
✨يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ محمد بن علي (عليه السلام):نور روغنی، روغن بیدار
✨وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ علي بن محمد (عليه السلام): نور بدون نار، نور وحید
✨نُورٌ عَلى نُورٍ الحسن ابن علي (عليه السلام): نور در نور، روشنائی در روشنائی، نور در حکم دریا و آسمان، حقیقت در حقیقت، طبقات و مراتب، برج نور، جامع نور
✨يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ القائم المهدي (عليه السلام): تجلیگاه اعلای نور، نور عامل، سفینه نور، نور شتابنده، گشاینده، شکافنده، نور سائر، نور جاری، مولید بینائی، حس را محسوسگر، طعم دار نمودن نور
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ».
❇️امکان سیر و سیاحت در جهان نور
🌸ماهیت نور از آثار نور جداست، هر چند ماهیتش درک نشود اما آثارش قابل درک است!
💫عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِهِ: فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا، فَقَالَ يَا أَبَا خَالِدٍ. النُّورُ وَ اللَّهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ- وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، يَا أَبَا خَالِدٍ! لَنُورُ الْإِمَامُ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ- أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ- وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ- وَ يَحْجُبُ اللَّهُ نُورَهُمْ عَمَّنْ يَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ، وَ اللَّهِ يَا أَبَا خَالِدٍ! لَا يُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ يَتَوَلَّانَا حَتَّى يُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا يُطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّى يُسَلِّمَ لَنَا وَ يَكُونَ سِلْماً لَنَا- فَإِذَا كَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِيدِ الْحِسَابِ- وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ الْأَكْبَرِ.[5]
💫 از ابى خالد کابلی روایت شده است که گفت: از ابوجعفر (امام باقر) (ع) دربارهی قول خداوند که میفرماید: «پس به خدا و پیامبرش و نوری که نازل کردهایم ایمان بیاورید»، سؤال کردم. فرمود: ای اباخالد! نورِ امامان از آل محمد (ص) تا روز قیامت هستند، به خدا سوگند که آنها نوری هستند که خدا نازل کرده است، و به خدا سوگند که آنها نور خدا در آسمانها و زمین هستند. ای اباخالد! به خدا سوگند که نورِ امام در دلهای مؤمنان، از خورشید تابان در روز روشنتر است. و به خدا سوگند که آنها دلهای مؤمنان را روشن میکنند و خدا نورشان را از هر که بخواهد باز میدارد، پس دلهایشان تاریک میشود. ای اباخالد! به خدا سوگند! هیچ بندهای ما را دوست نمیدارد و به ما تولی (دوستداری) ندارد، مگر اینکه خدا دلش را پاک کند و خدا دل هیچ بندهای را پاک نمیکند، مگر اینکه تسلیم ما باشد و در صلح و سازش با ما باشد. پس هنگامی که در صلح با ما باشد، خدا او را از حساب سخت نجات میدهد و از هراس روز قیامت بزرگ ایمن میگرداند.
فانوس الهی در دل ماست، با تمام تشکیلات، با مصباح و زجاجه و کوکبش و
آیه نور با تمام عظمتش در دل ماست، ماهیت و آثارش در دل ما انقلاب ایجاد میکند
همه حقایق برای ما روشن خواهد بود
این آیه با تمام شکوهش در دل ماست از تفسیر تا تاویلش
اگر روشن باشد، چه میشود!!!
❇️ «کَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ»
🌸 کعبه نور، دیدهها را به خود خیره میکند، منظرهی اعلای حقیقت، نور عاشق، کوکب عاشق است.
کوکب درّی، منظومه آراستگی و زینت و دلربائی است.
💫 الصافات : 6 إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزينَةٍ الْكَواكِبِ
🔆ما آسمان نزديك [پايين] را با کواکب آراستيم،
❇️سوار بر سفینه حکمت سجادیه، سیر در جهان حقیقت
🌸در این حدیث امام سجاد علیه السلام یکی از بزرگترین رازهای جهان هستی را میگشایند، رازی که هیچ فیلسوفی به این زیبائی در کلامی کوتاه نتوانسته شرحش نماید!
❇️دنیا را به رویای صادقه تبدیل کن
💫عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع الدُّنْيَا سِنَةٌ وَ الْآخِرَةُ يَقَظَةٌ وَ نَحْنُ بَيْنَهُمَا أَضْغَاثُ أَحْلَام[6]
🔆«امام سجاد(ع): دنیا خواب است و آخرت بیداری، و ما میان این دو، پریشانخوابیهای [گذرا] هستیم.»
ما خوابهای پریشان میدان دنیا و آخرت هستیم، نه آنکه خواهای پریشان ببینیم، خوابهایمان نیز خواب در خواب است!
کاراکتر و مواد خواب خود ما هستیم، رویایی که همان حیات دنیوی است!
🌸باید رویای سعد و صادق دنیا باشیم و دنیا را از خواب بیدارش سازیم!
❇️رویائی باش که تعبیرش نیکو باشد
🌸با این خوابها مؤاخذه خواهیم شد، پس باید مدیریت شود!
دنیا خواب است و ما خود رؤیائیم!
آن منِ من چیست و یا کیست که رویا میسازد؟
عملی که عین رویا و یا رویائی که عین عمل است!
وقتی ما فکر میکنیم، رأی و اندیشه ما و آنچه در رؤیا میبینیم تنها تفاوت کیفی با هم دارند! نه وجودی!
❇️انسانهائی که رویای شوم دنیایند
کسانی که رؤیای شوم و کابوس این جهان هستیاند و کسانی که رؤیای سعد و صادقه این جهان هستیاند! ما در کدامین صف قرار داریم؟!
تعبیر خواب بعد از بیداری رخ خواهد داد! آخرت محل تعبیر خوابهای دنیاست!
نسبت خواب با بیداری مثل نسبت مرگ با زندگانی است.
«موتوا قبل ان تموتوا» یعنی، قبل از بیداری، بیدار شوید، قبل از آنکه به آخرت برسید در این دنیا بیداری دنیا باشید.
دنیا صفحه نمایشی در برابر عظمت آفرینش است، نسبت دنیا با آخرت مثل نسبت خواب با بیداری، مرگ با زندگانی است! ما کی و در کجا خوابیدهایم؟!
❇️جسم در زمین و جان در آسمان خوابش بیداری محض خواهد بود
هر آن عضوی که به دنیا آویخته گردد رویایش شوم است.
💫 وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِ الْأَعْلَى أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِم[7]
🔆 و با دنیا با بدنهایی همراه شدند که روحهایشان به مکانِ برتر (ملکوت) آویخته است؛ آنان جانشینانِ خدا در زمین و دعوتکنندگان به دین اویند. آه! آه! از اشتیاق به دیدار آنان.
❇️هر که از اسارت دنیا بگریزد بیدار شود
💫 أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا[8]
🔆 دنیا آنان را خواست، اما آنان دنیا را نخواستند، و آنان را اسیر کرد، پس آنان جان خود را از (چنگال) آن فدیه دادند.
❇️حیات دنیا مجازی است، حیات حقیقی در آخرت است
🌸آخرت سرای بیداری است.
🔆العنكبوت : 64 وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
🔆اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست؛ و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مىدانستند!
🔆محمد : 36 إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَ لا يَسْئَلْكُمْ أَمْوالَكُمْ
🔆زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى است؛ و اگر ايمان آوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداشهاى شما را مىدهد و اموال شما را نمىطلبد،
❇️با عقل انسان پیوسته بیدار است
🌸انسان مهاجر احسن التقویم به اسفل سافل است، انسان هر آنچه مشاهده میکند از صفحه نمایش دل است، با چراغ عقل و جنودش رویا و رأیاش صادق، با جهل و جنودش رویا و رأیاش کاذب خواهد بود.
انسان هر چه محجوبتر، از بیداری دورتر و به خواب نزدیکتر است!
انسان هر چه غفلتش سنگینتر، خواب اضغاث احلامش عمیقتر خواهد بود!
انسان اسیر شهوت، اسیر اضغاث احلام منحوس است!
اسیر دنیا اسیر اضغاث احلام است.
مبادا به خوابهای منحوس فرو رویم: «خواب جهل، خواب شیطانی، خواب شهوانی، خواب دنیائی» که از خوابهای منحوس و اضغاث و کاذب است.
❇️عاشق دنیا عاشق خواب و مرگ است
🌸ما به بلندا و پهنای دل خود میتوانیم پرواز کنیم، دل تنگ و تاریک بال و پری برای پریدن و پرواز ندارد!
💫 وَ مَنْ عَشِقَ شَيْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِ صَحِيحَةٍ وَ يَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَيْرِ سَمِيعَةٍ قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ وَ أَمَاتَتِ الدُّنْيَا قَلْبَهُ وَ وَلِهَتْ عَلَيْهَا نَفْسُهُ فَهُوَ عَبْدٌ لَهَا وَ لِمَنْ فِي يَدَيْهِ شَيْءٌ مِنْهَا حَيْثُمَا زَالَتْ زَالَ إِلَيْهَا وَ حَيْثُمَا أَقْبَلَتْ أَقْبَلَ عَلَيْهَا لَا يَنْزَجِرُ مِنَ اللَّهِ بِزَاجِرٍ وَ لَا يَتَّعِظُ مِنْهُ بِوَاعِظٍ وَ هُوَ يَرَى الْمَأْخُوذِين[9]
🔆 و هر کس چیزی را (از هوای دنیا) دوست بدارد، بیناییاش را کور و دلش را بیمار میکند؛ پس او با چشمی ناسالم مینگرد و با گوشی ناشنوا میشنود. هوسها عقلش را پارهپاره کرده و دنیا دلش را کشته و نفسش بر آن دیوانه شده است، پس او بنده دنیاست و بنده کسی است که چیزی از آن در دست دارد. هر جا دنیا برود، به سوی آن میرود و هر جا رو آورد، به سویش روی میآورد. نه با پندپذیری از خدا بازمیدارد و نه با وعظگرایی از او پند میگیرد، در حالی که گرفتارشدگان را میبیند.
❇️دون را فدای فوق کنید
💫 وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الدُّنْيَا سَمَاعُهُ أَعْظَمُ مِنْ عِيَانِهِ وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الْآخِرَةِ عِيَانُهُ أَعْظَمُ مِنْ سَمَاعِهِ فَلْيَكْفِكُمْ مِنَ الْعِيَانِ السَّمَاعُ وَ مِنَ الْغَيْبِ الْخَبَرُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَا نَقَصَ مِنَ الدُّنْيَا وَ زَادَ فِي الْآخِرَةِ خَيْرٌ مِمَّا نَقَصَ مِنَ الْآخِرَةِ وَ زَادَ فِي الدُّنْيَا فَكَمْ مِنْ مَنْقُوصٍ رَابِحٍ وَ مَزِيدٍ خَاسِرٍ إِنَّ الَّذِي أُمِرْتُمْ بِهِ أَوْسَعُ مِنَ الَّذِي نُهِيتُمْ عَنْه[10]
🔆 و هر چیز از دنیا، شنیدنش بزرگتر از دیدن آن است، و هر چیز از آخرت، دیدنش بزرگتر از شنیدنش. پس شنیدن برای شما از دیدن کافی است و خبر از غیب. و بدانید که آنچه از دنیا کم شود و در آخرت زیاد شود، بهتر از آن است که از آخرت کم شود و در دنیا زیاد شود. پس چه بسیار کمداشتی که سودبرده و چه بسیار زیادیافتهای که زیانکرده است. همانا آنچه به آن امر شدهاید، وسیعتر از آن است که از آن نهی شدهاید.
❇️رؤیا را فدای بیداری کنید!
🌸دنیا را خرج آخرت کنید این همان رمزی است که رویا، صادقه می شود و در این حالت دنیا، به سرای آخرت به احسن صورت تعبیر میشود.
❇️ما خود خواب شوم را برای خود مهندسی میکنیم
🌸راستی چگونه دنیا به خواب پریشان تبدیل می شود!
ای کاش گناهانمان نیز خواب پریشان بود! که هست!
💫 وَ إِنَّمَا الدُّنْيَا مُنْتَهَى بَصَرِ الْأَعْمَى لَا يُبْصِرُ مِمَّا وَرَاءَهَا شَيْئاً وَ الْبَصِيرُ يَنْفُذُهَا بَصَرُهُ وَ يَعْلَمُ أَنَّ الدَّارَ وَرَاءَهَا فَالْبَصِيرُ مِنْهَا شَاخِصٌ وَ الْأَعْمَى إِلَيْهَا شَاخِصٌ وَ الْبَصِيرُ مِنْهَا مُتَزَوِّدٌ وَ الْأَعْمَى لَهَا مُتَزَوِّد[11]
💫 و دنیا در حقیقت، حدِ دیدِ کور است که چیزی از پشت سر آن را نمیبیند؛ اما بینا، دیدش از آن میگذرد و میداند که خانهای در پشت سر آن است. پس بینا، رو به رویِ آن (برای رفتن به آخرت) دارد و کور، رو به سوی آن (برای ماندن در دنیا) دارد. بینا برای رفتن از آن، توشه برمیدارد و کور برای (ماندن در) آن، توشه برمیدارد.
❇️با کلام امام جانمان را بیدار کنیم
💫 أُفٍّ لَكُمْ لَقَدْ سَئِمْتُ عِتَابَكُمْ- أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ عِوَضاً وَ بِالذُّلِّ مِنَ الْعِزِّ خَلَفاً إِذَا دَعَوْتُكُمْ إِلَى جِهَادِ عَدُوِّكُمْ دَارَتْ أَعْيُنُكُمْ كَأَنَّكُمْ مِنَ الْمَوْتِ فِي غَمْرَةٍ وَ مِنَ الذُّهُولِ فِي سَكْرَةٍ يُرْتَجُ عَلَيْكُمْ حِوَارِي فَتَعْمَهُونَ- [فَكَأَنَ] وَ كَأَنَّ قُلُوبَكُمْ مَأْلُوسَةٌ فَأَنْتُمْ لَا تَعْقِلُونَ مَا أَنْتُمْ لِي بِثِقَةٍ سَجِيسَ اللَّيَالِي وَ مَا أَنْتُمْ بِرُكْنٍ يُمَالُ بِكُمْ وَ لَا زَوَافِرُ عِزٍّ يُفْتَقَرُ إِلَيْكُمْ مَا أَنْتُمْ إِلَّا كَإِبِلٍ ضَلَّ رُعَاتُهَا فَكُلَّمَا جُمِعَتْ مِنْ جَانِبٍ انْتَشَرَتْ مِنْ آخَرَ لَبِئْسَ لَعَمْرُ اللَّهِ سُعْرُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ تُكَادُونَ وَ لَا تَكِيدُونَ وَ تُنْتَقَصُ أَطْرَافُكُمْ فَلَا تَمْتَعِضُونَ لَا يُنَامُ عَنْكُمْ وَ أَنْتُمْ فِي غَفْلَةٍ سَاهُونَ غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخَاذِلُونَ وَ ايْمُ اللَّهِ إِنِّي لَأَظُنُّ بِكُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغَى وَ اسْتَحَرَّ الْمَوْتُ قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ انْفِرَاجَ الرَّأْسِ وَ اللَّهِ إِنَّ امْرَأً يُمَكِّنُ عَدُوَّهُ مِنْ نَفْسِهِ يَعْرُقُ لَحْمَهُ وَ يَهْشِمُ عَظْمَهُ وَ يَفْرِي جِلْدَهُ لَعَظِيمٌ عَجْزُهُ ضَعِيفٌ مَا ضُمَّتْ عَلَيْهِ جَوَانِحُ صَدْرِهِ أَنْتَ فَكُنْ ذَاكَ إِنْ شِئْتَ فَأَمَّا أَنَا فَوَاللَّهِ دُونَ أَنْ أُعْطِيَ ذَلِكَ ضَرْبٌ بِالْمَشْرَفِيَّةِ تَطِيرُ مِنْهُ فَرَاشُ الْهَامِ وَ تَطِيحُ السَّوَاعِدُ وَ الْأَقْدَامُ- وَ يَفْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ ذَلِكَ ما يَشاء[12]
💫 اف بر شما! به راستی از سرزنش شما خسته شدهام. آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدید و به ذلت به جای عزت جانشین؟ هرگاه شما را به جهاد با دشوانتان فرا میخوانم، چشمانتان میچرخد، گویی شما در گردابی از مرگ و در مستی از حیرتید. بر شما بسته میشود (فهم دروازههای دلتان بسته میشود) و سرگردان میشوید. گویی دلهایتان جادو شده است، پس نمیفهمید. شما به درستی که تا ابد به من تکیه نیستید و ستونی نیستند که بر شما تکیه کنند و عزتهای استواری نیستند که به شما نیاز داشته باشند. شما جز مانند شترانی نیستید که چوپانانشان گم شده باشند؛ هرگاه از یک سو گرد آورده شوند، از سوی دیگر پراکنده میشوند. به خدا سوگند، چه بد هیزم آتش جنگی هستید شما! تقریباً تلاش میکنید، اما نمیتوانید نقشهای بکشید و از گوشههایتان کاسته میشود، اما ناراحت نمیشوید. از شما غافل نیستند، در حالی که شما در غفلت و بیخبری هستید. به خدا سوگند، بازندگان کسانی هستند که یاری یکدیگر را رها میکنند. به خدا سوگند، من از شما چنین میپندارم که اگر آتش جنگ شعلهور شود و مرگ شدت یابد، از پسر ابیطالب گسسته میشوید، چنانکه سر از بدن جدا میشود. به خدا سوگند، مردی که دشمنش را بر خود مسلط سازد تا گوشتش را بُرَد و استخوانش را بشکند و پوستش را پاره کند، بیگمان عجزش بزرگ است و آنچه در سینهاش نهفته است، ناتوان است. تو (اگر میخواهی) چنین باش. اما اما من، به خدا سوگند، پیش از آنکه آن را (ذلت و تسلیم) بپذیرم، ضربهای با شمشیر یمنی میزنم که پردههای سرها از آن بپرد و دستها و پاها در آن افتد. و خدا پس از آن هر چه بخواهد انجام میدهد.
❇️کلامی دیگر از حکمت سجادیه، سفینه توحید سجادیه
این کلام سجادیه روح توحید را در جان ما زنده میسازد، فطرت توحیدیمان را راهاندازی و به ظریفترین کلام اصلیترین نیاز بشر را آموزش میدهد.
❇️معرفت همان اثبات توحید نه تعریف ذات
💫الامام السجاد علیه السلام: … الْمَعْرِفَةُ إِثْبَاتُ التَّوْحِيدِ أَوَّلًا ثُمَّ مَعْرِفَةُ الْمَعَانِي ثَانِياً … إِثْبَاتُ التَّوْحِيدِ وَ مَعْرِفَةُ الْمَعَانِي أَمَّا إِثْبَاتُ التَّوْحِيدِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ الْقَدِيمِ الْغَائِبِ الَّذِي لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ وَ هُوَ غَيْبٌ بَاطِنٌ سَتُدْرِكُهُ كَمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَمَّا الْمَعَانِي فَنَحْنُ مَعَانِيهِ وَ مَظَاهِرُهُ فِيكُمْ اخْتَرَعَنَا مِنْ نُورِ ذَاتِهِ وَ فَوَّضَ إِلَيْنَا أُمُورَ عِبَادِهِ فَنَحْنُ نَفْعَلُ بِإِذْنِهِ مَا نَشَاءُ وَ نَحْنُ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا أَرَدْنَا أَرَادَ اللَّهُ وَ نَحْنُ أَحَلَّنَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذَا الْمَحَلَّ وَ اصْطَفَانَا مِنْ بَيْنِ عِبَادِهِ وَ جَعَلَنَا حُجَّتَهُ فِي بِلَادِهِ فَمَنْ أَنْكَرَ شَيْئاً وَ رَدَّهُ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ وَ كَفَرَ بِآيَاتِهِ وَ أَنْبِيَائِهِ وَ رُسُلِهِ يَا جَابِرُ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ تَعَالَى بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَقَدْ أَثْبَتَ التَّوْحِيدَ لِأَنَّ هَذِهِ الصِّفَةَ مُوَافِقَةٌ لِمَا فِي الْكِتَابِ الْمُنْزَلِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ وَ قَوْلُهُ تَعَالَى لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
🔆💫امام سجاد علیه السلام: … شناسایی (معرفت)، اثبات توحید است در درجه نخست، سپس شناختِ معانی در درجه دوم… اثبات توحید و شناخت معانی. اما اثبات توحید عبارت است از شناخت خدایِ قدیم و غایبی که چشمها او را در نمییابد، حال آنکه او چشمها را درمییابد و او لطیف و خبیر است. او غیبی باطن است تنها او را درک خواهی نمود، به همانگونه که خود را بدان وصف کرده است. اما معانی: ما معانیِ او و مظاهر او در میان شما هستیم. خداوند ما را از نورِ ذات خود آفریده و امورِ بندگانش را به ما واگذار کرده است، پس ما به اذنِ او هر چه بخواهیم انجام میدهیم. و هرگاه ما بخواهیم، خداوند میخواهد و هرگاه ما اراده کنیم، خداوند اراده میکند. و خدای عزوجل ما را در این مقام قرار داده و از میان بندگانش برگزیده و ما را حجت خود در زمینش قرار داده است. پس هر کس چیزی را انکار کند و آن را رد کند، همانا بر خدای جلجلاله رد کرده و به آیاتش و پیامبران و فرستادگانش کفر ورزیده است. ای جابر! هر کس خداوند تعالی را با این صفت بشناسد، توحید را اثبات کرده است، زیرا این صفت موافقِ آنچه در کتابِ نازل شده است، و آن قول خدای تعالی است که: «چشمها او را در نمییابند و او چشمها را درمییابد؛ هیچ چیز مانند او نیست و او شنوا و داناست». و قول خدای تعالی نیز این است که: «از آنچه انجام میدهد بازخواست نمیشود، اما آنان بازخواست میشوند».
❇️المعرفة اثبات التوحید
🌸امام سجاد علیه السلام: «الْمَعْرِفَةُ إِثْبَاتُ التَّوْحِيدِ أَوَّلًا ثُمَّ مَعْرِفَةُ الْمَعَانِي، ثَانِياً،…»
معرفت به خدا به معنای معرفت به ذات او نیست، بلکه معرفت به توحید اوست، معرفت به معانی است.
اثبات حقیقت، همان تفسیر حقیقت، به لوح توحید تبدیل شدن، گواه وحدانیت خدا شدن، تبدیل به شهادت توحیدی شدن است.
هدف از خلقت عبادت است و عبادت بدون توحید محال است!
🌸«اللهم عرفنی نفسک» به واقع همان «اللهم عرفنی توحیدک» است.
«اللهم عرفنی نبیّک و عرفنی حجتک» همان معرفت المعانی است. همان سامانه خاص معرفت الله، سامانه فعّال، سامانه سیّال، سیّار، به شأن جدید بودن.
🌸معرفت المعانی، یعنی، سامانه معرفتی خودمان را به سامانه معرفتی حجت خدا، ارتقاء دادن و با آن سامانه به معرفت توحیدی رسیدن، در اوج قرار گرفتن، با توان آخر معرفت توحیدی را تجربه نمودن!
رشتههای ارتباطی با معانی را متصل سازیم، محبت، مودّت، تبعیت، جهاد علمی، غوص در کلام و مناجات حضرات از جمله آن رشتههای ارتباطی است!
❇️استقرار توحید،
🌸توحید را در تمام ارکان مستقر نمودن!
توحید را در جان به ظهور و پایداری رساندن، به شعله توحید درخشیدن،
توحید را در تمام ارکان و اعضاء و اجزاء وجود اثبات کنید به ثبت برسانید، آشکار کنید، خود را به منظومه توحید تبدیل نمائید.
❇️فطرت کتاب توحید
🌸فطرت باید باز شود، نشر شود و در ارکان تثبیت شود و فطرت آدمی را قرآن و عترت میگشایند! بارورش میسازند. ثقلین راهانداز فطرتند.
قرآن و عترت آینه فطرت است!
باور خود را به قرآن و عترت عرضه نمائید.
قرآن و عترت مرکز ثبت و انتشار توحید است!
❇️عبارات توحیدی روح توحیدی دارند
🌸عبارات و مناجاتهای توحیدی همچون راهاندازنده و سفینه توحیدند و ما کاربران توحیدیم
به عبارات کلی، به آهنگ وصف قرآنی و روائی دقت نمایید!
خود را هماهنگ و هم ارتعاش و هم فرکانش وزن توحیدی آیات الهی قرار دهید!
بگذار آهنگ و وزن و ترانهی وصف قرآن و مخلصین بر روح و جان تو اثر کند.
بگذار ترانه وصف رحمانی قفل فطرت تو را بگشاید.
اگر کلمه توحید و سوره توحید را به ترتیل ظاهری و باطنی بخوانیم! جان توحید در جان ما زنده و تثبیت میشود.
بگذارید روح آیات الهی در جانتان دمیده شود.
💫وَ يُرَتَّلُ الْقُرْآنَ تَرْتِيلا[13]
🔆قرآن را به ترتیل بخوانید.
🌸ترتیل قرآنی همان قرائت و تلاوت با اداء حروف و حفظ وقوف و تجوید ظاهری و باطنی و حفظ اصول و مراعات حدود و اداء حق آیات و با قلب خاشع و بدن فارغ و موضع خال و ….
مبادا با اقامه حدود حروف از اقامه حدود اشارات و باطن قرآن غافل شوی و آن را ضایع نمائی!
مبادا با رعایت ترتیل و تجوید عبارات از رعایت ترتیل و تجوید اشارات و لطایف و حقایق قرآن غافل شوی!
قرآن برای خواندن صرف نیست بلکه برای عمل کردن به نیکوئی است.
عبارات قرآن همان شراب طهور قرآن است که آثار توحیدش را بعد از نوشیدن خالصانه با قلب پاک باید دریابیم.
❇️دلت را میدان اعجاز قرآن قرار ده
آیات قرآن معجزهگرند، دل و جان خود را در محل اعجاز آن قرار دهید!
مناجات اهل بیت علیهم السلام از جان پاک آنها طلوع نموده، دارای روح پاکند، اعجازگرند!
💫 إِثْبَاتِ التَّوْحِيدِ فَهِيَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ الْأَزَلِ الْقَدِيمِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ الَّذِي لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ وَ هُوَ غَيْبُ بَاطِنٍ لَيْسَ يُتَدَارَكُ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ عَزَّ وَ جَلَّ
🔆 اثباتِ توحید، پس (معرفت توحید) عبارت است از شناختِ خدایِ ازلی، قدیم، علی و عظیمی که چشمها او را در نمییابند و او چشمها را درمییابد و او لطیف و خبیر است. و او غیبی باطن است که [در این حالت] درک نمیشود، همانگونه که خود را توصیف فرموده، عز و جل.
❇️باید برق آیات و مناجات جان ما را بگیرد
🌸رشته مناجات، ترتیب، تنظیم آن جهانی از آثار و برکات است، نظام و ساختار آن توجه کنیم و با آن همرازی و هماهنگی داشته باشیم.
رشته توصیفات و مناجات و نظم آیات، همان معماری توحیدی است. تمامت مناجات و آیات و توصیفات منظره اعلای توحیدند.
باید طعم آیات و مناجات و توصیفات ثقلین را دریابیم.
ترتیب و تنظیم آیات و روایات معجوناند که باید با سلامت دل سر کشیده شوند!
❇️توحید را به اعجاز قرآن اثبات کنید
🌸راه حل عملی برای اثبات توحید: چگونه شراب ناب علم و معرفت را بنوشیم، چگونه شراب توحید را سر بکشیم تا آثار توحید در جانمان ظهور یابد!
💫 قَالَ الصَّادِقُ ع مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ لَمْ يَخْضَعْ لِلَّهِ وَ لَمْ يَرِقَّ قَلْبُهُ وَ لَا يُنْشِئُ حَزَناً وَ وَجَلًا فِي سِرِّهِ فَقَدِ اسْتَهَانَ بِعِظَمِ شَأْنِ اللَّهِ تَعَالَى وَ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِيناً فَقَارِئُ الْقُرْآنِ مُحْتَاجٌ إِلَى ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ قَلْبٍ خَاشِعٍ وَ بَدَنٍ فَارِغٍ وَ مَوْضِعٍ خَالٍ فَإِذَا خَشَعَ لِلَّهِ قَلْبُهُ فَرَّ مِنْهُ الشَّيْطَانُ الرَّجِيمُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ فَإِذَا تَفَرَّغَ نَفْسُهُ مِنَ الْأَسْبَابِ تَجَرَّدَ قَلْبُهُ لِلْقِرَاءَةِ وَ لَا يَعْتَرِضُهُ عَارِضٌ فَيَحْرِمَهُ بَرَكَةَ نُورِ الْقُرْآنِ وَ فَوَائِدَهُ فَإِذَا اتَّخَذَ مَجْلِساً خَالِياً وَ اعْتَزَلَ عَنِ الْخَلْقِ بَعْدَ أَنْ أَتَى بِالْخَصْلَتَيْنِ خُضُوعِ الْقَلْبِ وَ فَرَاغِ الْبَدَنِ اسْتَأْنَسَ رُوحُهُ وَ سِرُّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ مُخَاطَبَاتِ اللَّهِ تَعَالَى عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَهُ الصَّالِحِينَ وَ عَلِمَ لُطْفَهُ بِهِمْ وَ مَقَامَ اخْتِصَاصِهِ لَهُمْ بِفُنُونِ كَرَامَاتِهِ وَ بَدَائِعِ إِشَارَاتِهِ فَإِنْ شَرِبَ كَأْساً مِنْ هَذَا الْمَشْرَبِ لَا يَخْتَارُ عَلَى ذَلِكَ الْحَالِ حَالًا وَ عَلَى ذَلِكَ الْوَقْتِ وَقْتاً بَلْ يُؤْثِرُهُ عَلَى كُلِّ طَاعَةٍ وَ عِبَادَةٍ لِأَنَّ فِيهِ الْمُنَاجَاةَ مَعَ الرَّبِّ بِلَا وَاسِطَةٍ فَانْظُرْ كَيْفَ تَقْرَأُ كِتَابَ رَبِّكَ وَ مَنْشُورَ وَلَايَتِكَ وَ كَيْفَ تُجِيبُ أَوَامِرَهُ وَ تَجْتَنِبُ نَوَاهِيَهُ وَ كَيْفَ تَتَمَثَّلُ حُدُودَهُ فَإِنَّهُ كِتَابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ فَرَتِّلْهُ تَرْتِيلًا وَ قِفْ عِنْدَ وَعْدِهِ وَ وَعِيدِهِ وَ تَفَكَّرْ فِي أَمْثَالِهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ احْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِكَ حُرُوفَهُ فِي إِضَاعَةِ حُدُودِه[14]
💫 امام صادق (ع) فرمود: هر کس قرآن را بخواند و برای خدا خاشع نشود و قلبش نرم نگردد و در باطن خود اندوه و ترس ایجاد نکند، همانا به عظمتِ شأنِ خدای تعالی استهانال کرده و زیانی آشکار کرده است. پس قاریء قرآن به سه چیز نیاز دارد: قلبی خاشع، بدنی فارغ (از مشغلهها) و مکانی خالی. پس هنگامی که قلبش برای خدا خاشع شود، شیطان رجیم از آن میگریزد. خدای تعالی میفرماید: «پس هنگامی که قرآن میخوانی، از شیطان رجیم به خدا پناه ببر». و هنگامی که نفسش از علل و مشغلههای دنیوی فارغ شود، قلبش برای خواندن قرآن تجرد مییابد و عارضی مانع او نمیشود تا او را از برکت نور قرآن و فواید آن محروم سازد. و هنگامی که پس از به همراه آوردن آن دو ویژگی (خشوع قلب و فراغت بدن) مجلسی خالی برگزیند و از خلق کناره بگیرد، روح و سرش با خدای عزوجل انس میگیرد و شیرینی مخاطباتِ خدای تعالی با بندگان صالحش را میچشد و لطف او را با آنان و مقامِ اختصاصِ او را برایشان به انواع کرامتها و نوآوریهای اشارههایش درمییابد. پس اگر جامی از این نوشیدنی بنوشد، بر آن حال و در آن زمان، حال و زمان دیگری را ترجیح نمیدهد، بلکه آن را بر هر طاعت و عبادتی ترجیح میدهد، زیرا در آن مناجات با پروردگار بدون واسطه است. پس ببین چگونه کتاب پروردگارت و نامهی ولایتت را میخوانی و چگونه به اوامرش پاسخ میدهی و از نواهیاش دوری میکنی و چگونه حدودش را به کار میبندی، زیرا این کتابی عزیز است که باطل از پیشِ رو و از پشتِ سر به آن راه نمییابد، نازلهای از سوی حکیمی حمید است. پس آن را با تأنی و آهستگی تلاوت کن و در وعده و وعیدش بایست و در مثالها و پندهایش بیندیش و برحذر باش که از برپایی حروفش (در ظاهر)، حدودش (در باطن) ضایع گردد.
💫 إِثْبَاتِ التَّوْحِيدِ فَهِيَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ الْأَزَلِ الْقَدِيمِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ الَّذِي لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ وَ هُوَ غَيْبُ بَاطِنٍ لَيْسَ يُتَدَارَكُ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ عَزَّ وَ جَلَّ
💫 اثباتِ توحید، پس (معرفت توحید) عبارت است از شناختِ خدایِ ازلی، قدیم، علی و عظیمی که چشمها او را در نمییابند و او چشمها را درمییابد و او لطیف و خبیر است. و او غیبی باطن است که [در این حالت] درک نمیشود، همانگونه که خود را توصیف فرموده، عز و جل.
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
✳️❇️✅💫✨🔅🔆🌷🌹
خلاصه سخنرانی: 🌻🔆مروارید درخشان آفرینش🔆🌻 🌼🔆🌼امام سجاد ع جمال فروزان آفرینش🌼🔆🌼
❇️بخش اول: هستیشناسی خواب و بیداری (تفسیر دنیا و آخرت)
🌷تا زمانی که بیدار نشوم، توان زیارت امام بیداری را نخواهم داشت.
امام سجاد (ع) کوکب درّی و آیتالنور هستند که راز بیداری را آشکار میسازند.
حضرت در تفسیری بدیع، دنیا را «خواب» و آخرت را «بیداری» معرفی میفرمایند.
انسانها در میان این دو مرحله، خوابهای پریشان میبینند.
واقعیت مادی دنیا وابسته به اذهان ماست و ما خودِ خوابهای پریشان این جهان هستیم.
افکار، گفتار و حرکات انسانِ دنیازده، تجلیگاه این خوابهای آشفته است.
نسبت میان دنیا و آخرت، همچون نسبت مرگ و زندگانی است.
حیات واقعی و جاودانه در جهان آخرت متجلی میگردد.
ما در صفحه نمایش خواب دنیا مشغول انجام وظیفه هستیم.
افراد بیدار، کسانی هستند که خود را از اسارت دنیا رها ساختهاند.
اهل تقوا پیش از ورود به آخرت، در همین دنیا بیدار شده و وجودشان منشأ نور است.
دنیا در تلاش است تا اهل تقوا را با ثروت و زینتهای خود به چنگ آورد، اما آنان از این دام میگریزند.
تقوای حقیقی به معنای فدا کردن خواب دنیا در برابر بیداری آخرت است.
✳️❇️✅💫✨🔅🔆🌷🌹
❇️بخش دوم: آسیبشناسی حب دنیا و غفلت
🌷عشق ورزیدن به این خواب (دنیا)، بینش انسان را کور و قلب او را مریض میسازد.
انسانِ اسیر دنیا، با چشمی ناسالم توهمات را میبیند و با گوشی ناسالم شنوات را میشنود.
شهوات، عقل انسان غافل را پارهپاره میکند.
جان چنین انسانی اسیر و سحرزدهی دنیاست و به بندهای ذلیل تبدیل شده است.
این فرد در خواب فرورفته و خواب را میپرستد و در گرداب توهمات میچرخد.
اسیر دنیا از هیچ واعظی نصیحت نمیپذیرد، حتی با مشاهده گرفتاری دیگران.
راه نجات، فدای کردن رویای پریشان دنیا برای رسیدن به بیداری حقیقی است.
مولا امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: شنیدنِ امور دنیایی عظیمتر از دیدن آن است، اما دیدنِ لذات آخرت بر شنیدن آن ترجیح دارد.
پس باید کاستیهای دنیا را بهخاطر افزودنهای آخرت پذیرفت و از خواب لذتبخش غفلت بیدار شد.
✳️❇️✅💫✨🔅🔆🌷🌹
❇️بخش سوم: معرفتشناسی توحید و سیر معنوی
🌷حقیقت معرفت، اثبات توحید است، نه رسیدن به ذاتِ نامحدود خدا.
شناخت ذات الهی برای انسان ممکن نیست، اما راهِ شناخت، اثبات یگانگی اوست.
مرتبه اول معرفت، توحید را در جان ثبت نمودن است.
مرتبه دوم، شناخت معانی و مظاهر الهی است.
ائمه اطهار (ع) مظاهر خداوند در میان بندگان و واسطه فیض او هستند.
انکار ائمه (ع)، انکار خداوند و کفر ورزیدن به فرستادگان اوست.
معرفت به معانی، به معنای اتصال سامانه معرفتی انسان به سامانه عترت و حجت است.
این اتصال باعث ارتقای سطح معرفت و تجربه عینی توحید میشود.
راه رسیدن به معرفت معانی، مودت در کوی عترت و غوطهوری در دریای نور اهل بیت است.
توحید باید در تمام ارکان وجود انسان استقرار یابد و سلول به سلول را فرا گیرد.
همه اجزای وجود باید به منظومهای توحیدی تبدیل شوند و بازدم انسان، نافذه توحید باشد.
✳️❇️✅💫✨🔅🔆🌷🌹
❇️بخش چهارم: روششناسی تلاوت و انس با قرآن
🌷فطرت انسان تنها با کلید مقدس قرآن و عترت گشوده میشود.
عبارات توحیدی قرآن و روایات، دارای روحی هستند که باید در جان دمیده شوند.
باید خود را با آهنگ وصف قرآنی همفرکانس کرد تا قفل فطرت گشوده شود.
تلاوت قرآن باید هم ترتیل ظاهری و هم ترتیل باطنی داشته باشد.
مناجاتهای اهل بیت (ع) طوفان توحیدی در جان انسان به پا میکنند.
ورود به جهان قرآن و عترت نیازمند خضوع، تواضع و قدم برداشتن خاشعانه است.
قاری قرآن باید سه ویژگی داشته باشد: قلبی خاشع، بدنی فارغ از مشغلهها، و محلی خالی از حضور دیگران.
قرائت بدون حضور قلب و خشوع، نوعی اهانت به آیات الهی است.
ابتدا باید با خدا خلوت کرد و دل را از هرچه غیر اوست خالی ساخت.
باید به پناه خدا پناه برد تا فضا از شیطان تطهیر شود.
سپس در مجلس خلوت، روح را با خدا مانوس و با صفت قدسی موزون نمود تا حلاوت مناجات چشیده شود.
✳️❇️✅💫✨🔅🔆🌷🌹
❇️بخش پنجم: امامشناسی و جایگاه نور در وجود
🌷امام سجاد (ع) کوکب دری و تجلیگر نور الهی در آیه «الله نور السماوات والارض» است.
مصباح (چراغ) رسول خدا (ص) است و امام سجاد (ع) زجاجهای است که نور را درخشان و تابناک میسازد.
نور تنها روشنایی نیست، بلکه حقیقتی عظیم است که خدا به وسیله آن هنرنمایی میکند.
هر امام، پنجرهای گشوده به سوی حقایق و منظومهای از علم الهی است.
نور خدا در دل مؤمنان حاضر است و امام سجاد (ع) تجلیگر این نور در زمین است.
نور ولایت در دل مؤمن، درخشانتر از خورشید در وسط روز است.
خداوند دل هیچکس را پاک نمیکند مگر اینکه تسلیم کامل امر اهل بیت شود.
تسلیم به ولایت، شرط روشنایی دل و ایمان واقعی است.
امام سجاد (ع) تشخّص و چهرهی نور است و جلوه و شکوه جمال نور خداوند محسوب میشود.
حضرت امام سجاد علیه السلام جان و مغز نور، و عصارهی وجود نورانی امام حسین (ع) هستند.
امام سجاد (ع) کعبهی نور و محل پرواز پروانههای عاشق است.
این کوکب دری، در دل تاریخ، کربلا و عالم ملک و ملکوت میدرخشد و مقصد سیر و سلوک عاشقان حق است.
✳️❇️✅💫✨🔅🔆🌷🌹
[1] التوحيد (للصدوق) ؛ ؛ ص158 ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.
[2] تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص357 استرآبادى، على، مؤسسة النشر الإسلامي – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.
[3] تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص357 استرآبادى، على، مؤسسة النشر الإسلامي – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.
[4] البرهان في تفسير القرآن ؛ ج4 ؛ ص72 بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، مؤسسه بعثه – قم، چاپ: اول، 1374 ش.
[5] تفسير القمي ؛ ج2 ؛ ص371 قمى، على بن ابراهيم، دار الكتاب – قم، چاپ: سوم، 1404ق.
[6] مجموعة ورام ؛ ج2 ؛ ص24 ورام بن أبي فراس، مكتبه فقيه – قم، چاپ: اول، 1410 ق.
[7] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص497 شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.
[8] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص304 شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.
[9] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص160 شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.
[10] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص170 شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.
[11] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص191 شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.
[12] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص78 شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.
[13] دلائل الإمامة (ط – الحديثة) ؛ ؛ ص319 طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم، بعثت – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1413ق.
[14] مصباح الشريعة ؛ ؛ ص28 منسوب به جعفربن محمد عليه السلام، اعلمى – بيروت، چاپ: اول، 1400ق.
نظرتون در مورد این پست چیه؟