حمد خداوند یعنی چه؟ ایا حمد فقط در معنای شکر به کار می رود یا مفهوم وسیعتری دارد؟
سوال1590 :
حمد خداوند یعنی چه؟ ایا حمد فقط در معنای شکر به کار می رود یا مفهوم وسیعتری دارد؟
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ1590
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🌻🍀🌱🌱🍀🌻
🔆🔅🌱تسبیح الهی عکس العمل حالی و قالی و عملی مُسبّح در برابر ناتوانی های خود در توصیف پروردگار است، اظهار عجز از شاخصه های تسبیح الهی است. بهترین عکس العمل موجود در برابر ناتوانی های وجودی خود از هر جنبه و تنزیه پروردگار از اوصاف موجودات و ادراک خود را تسبیح گویند! تسبیح در قول خلاصه نمیشود بلکه کلمه ی تسبیح بایستی دارای روح تسبیح باشد!
🔆🔅🌱حمد الهی در واقع عکس العمل حالی و قالی و عملی حامد در برابر عظمت الهی است، به عبارتی وقتی موجودات در برابر زیبایی های آیات و تجلیات اسماء الهی از خود بیخود و و به شیفتگی میرسند جمع این شیفتگی با معرفت آن موجود در انتساب آن عظمت به خالق آن زیبایی ها را به حمد الهی تعبیر میکنیم.
🔆🔅🌱عالی ترین درجه ی تسبیح و تحمید رسیدن به مقام تسبیح و تحمید است، یعنی، وجودش تبدیل به تسبیح و حمد الهی شود.
🔆🔅🌱شکر الهی عکس العمل موجودات در اظهار و انتساب نعمت به ناحیه الله بی همتاست و از جمله زیباترین و عالی ترین شیوه ی اظهار شکر الهی حمد الهی است!
🔆🔅🌱بله شکر الهی معنای وسیعی دارد:
🌸🔅🌱قالَ الصَّادِقُ علیه السلام: فِي كُلِّ نَفَسٍ مِنْ أَنْفَاسِكَ شُكْرٌ لَازِمٌ لَكَ بَلْ أَلْفٌ أَوْ أَكْثَرُ وَ أَدْنَى الشُّكْرِ رُؤْيَةُ النِّعْمَةِ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ يَتَعَلَّقُ الْقَلْبُ بِهَا دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الرِّضَا بِمَا أَعْطَى وَ أَنْ لَا تَعْصِيَهُ بِنِعْمَتِهِ وَ تُخَالِفَهُ بِشَيْءٍ مِنْ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ بِسَبَبِ نِعْمَتِهِ فَكُنْ لِلَّهِ عَبْداً شَاكِراً عَلَى كُلِّ حَالٍ تَجِدِ اللَّهَ رَبّاً كَرِيماً عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ لَوْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى عِبَادَةٌ تَعَبَّدَ بِهَا عِبَادُهُ الْمُخْلَصُونَ أَفْضَلَ مِنَ الشُّكْرِ عَلَى كُلٍّ لَأَطْلَقَ لَفْظَةً فِيهِمْ مِنْ جَمِيعِ الْخَلْقِ بِهَا فَلَمَّا لَمْ يَكُنْ أَفْضَلُ مِنْهَا خَصَّهَا مِنْ بَيْنِ الْعِبَادَاتِ وَ خَصَّ أَرْبَابَهَا فَقَالَ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ وَ تَمَامُ الشُّكْرِ الِاعْتِرَافُ بِلِسَانِ السِّرِّ خَالِصاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعَجْزِ عَنْ بُلُوغِ أَدْنَى شُكْرِهِ لِأَنَّ التَّوْفِيقَ فِي الشُّكْرِ نِعْمَةٌ حَادِثَةٌ يَجِبُ الشُّكْرُ عَلَيْهَا وَ هِيَ أَعْظَمُ قَدْراً وَ أَعَزُّ وُجُوداً مِنَ النِّعْمَةِ الَّتِي مِنْ أَجْلِهَا وُفِّقَ لَهُ فَيَلْزَمُكَ عَلَى كُلِّ شُكْرٍ شُكْرٌ أَعْظَمُ مِنْهُ إِلَى مَا لَا نِهَايَةَ لَهُ مُسْتَغْرِقاً فِي نِعَمِهِ عَاجِزاً قَاصِراً عَنْ دَرْكِ غَايَةِ شُكْرِهِ فَأَنَّى يَلْحَقُ الْعَبْدُ شُكْرَ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ مَتَى يَلْحَقُ صَنِيعُهُ بِصَنِيعِهِ وَ الْعَبْدُ ضَعِيفٌ لَا قُوَّةَ لَهُ أَبَداً إِلَّا بِاللَّهِ تَعَالَى عَزَّ وَ جَلَّ وَ اللَّهُ تَعَالَى غَنِيٌّ عَنْ طَاعَةِ الْعَبْدِ فَهُوَ تَعَالَى قَوِيٌّ عَلَى مَزِيدِ النِّعَمِ عَلَى الْأَبَدِ فَكُنْ لِلَّهِ عَبْداً شَاكِراً عَلَى هَذَا الْوَجْهِ تَرَى الْعَجَبَ
مصباح الشريعة، ص: 24
☀️ حضرت صادق (علیه السلام) فرمود در هر نفسى از نفسهاى تو شكرى لازم است براى تو و بلكه هزار شكر يا بيشتر است.
كمترين حد شكر اينست كه نعمت را از طرف خدا ديده و علتى را كه مورد علاقه قلب و جالب توجه باشد براى نعمت نتراشد، و تنها علت و سبب نعمت را خدا دانسته، و به آنچه او عطاء مىكند راضى باشد، و به وسيله نعمتهاى او معصيت و مخالفت اوامر و نواهى او نكند.
پس در هر حال و در همه وقت بنده شكرگزار خدا باش، تا خداى خود را در هر مورد پروردگار بخشاينده و مهربان بينى. و اگر نزد خداوند متعال عبادتى از عبادتهائى كه بندگان مخلص به آن عبادت مىكنند بهتر و بالاتر از شكر بود: البته اسمى از آن برده و بندگان خود را به آن عبادت مخصوص امر مىفرمود. ولى چون عبادتى بهتر و مطلوبتر از آن نبود؛ از اين لحاظ اين عبادت را انتخاب فرموده، و از ميان بندگان خود تنها اشخاصى را انتخاب كرده و از آنان اسم برد كه شاكر هستند، و فرمود: و كم است در ميان بندگان من اشخاصى كه شاكر هستند.
و كمال شكر اينست كه به زبان حال و قلب و با خلوص نيت اعتراف كند به عاجز ماندن از بجا آوردن كمترين مرتبه شكر پروردگار متعال، زيرا موفق شدن به شكرگزارى: خود نعمت جديديست كه موجب شكر ديگرى براى آن بجا آورده شود، و اين نعمت و لطف جديد به مراتب از نعمت اولى بزرگتر و مهمتر است. پس لازم مىشود كه براى هر شكرى شكر ديگرى بجا آورده شود، و به همين ترتيب شكرگزارى تسلسل و ادامه پيدا مىكند.
و انسان در اين صورت توجه پيدا مىكند كه: پيوسته غرق نعمتهاى الهى بوده، و از بجا آوردن شكر لازم عاجز و قاصر است. پس چگونه انسان مى- تواند شكر نعمتهاى پروردگار متعال را به آن طورى كه بايد به جا آورد! و چگونه عمل او با عمل خدا مقابله و برابرى مىكند! در صورتى كه بنده، عاجز و ضعيف بوده و او را قوت و قدرتى از خود نيست، مگر اينكه خدا او را قوت و نيرو بدهد. و خداوند از عبادت و اطاعت بنده خود بىنياز است، و او قدرت و توانايى دارد كه نعمت خود را پيوسته اضافه كند. پس تو بايد كه:
اين چنين و روى اين اصل بندگى كرده و شكرگزار باشى، و در اين صورت عجائبى از فضل خدا خواهى ديد.
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى، متن، ص: 26
نظرتون در مورد این پست چیه؟