محمد قانون برکت
🌻🔆محمد قانون برکت🔆🌻
🌼🔆🌼محمد قانون همه چیز🌼🔆🌼
🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹
🔅🌹 «مُؤدّب به محبت» «قانون نامه الهی» «قانون امکان تخطی» «راز کمال برکت» «شامگاه مبعث الرسول ص» و … چکیده با تکمله 1404.10.27 علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903) 🌹🔅
❇️سرآغاز سرّ نبوت
💫 شناخت حضرت ختمیمرتبت (ص)
«حضرت محمد (ص)، صاحب خلق عظیم، عنصر لطیف و سرِّ اسرارآمیز هستی؛ یتیمی که حجبِ غیب را درنوردید و در بحور اعزّت و جلال الهی غرق شد.»
💫 راز تربیت و محبوبیت الهی
«تربیتِ محمدی، هنرِ پرورشِ محبوب به وسیله محبت است؛ خداوند با عشقِ خویش، حبیب خود را تربیت کرد و به سوی خود فراخواند.»
💫 نبوت؛ انتشارات علم و حکمت
«نبوت عبارت است از پیوندِ کتاب و متعلم؛ زمانی که دانش و آموختن به هم گره خوردند، انتشاراتِ الهی شکل گرفت و علم و حکمت در جهان جاری شد.»
💫 شکوه معراج و ناله شیطان
«در شب معراج، چون رسول خدا به سوی آسمان پرواز کرد، نالهی شیطان برآمد؛ زیرا او دانست که حاکمیتش بر زمین به پایان رسیده و از پرستش شدن ناامید گشت.»
💫 قانون هستی و کلید برکت
«حضرت محمد (ص) قانونِ واحدِ هستی است؛ کسی که به این قانون دست یابد، به تمام اسرارِ جهان هستی و رمزِ فناناپذیری پی میبرد.»
💫 فریادِ حق در برابر طاغوت
«خطاب به دشمنِ خدا(ابلیس) که در بیعتِ عقبه خودنمایی میکرد: آیا میشنوی؟ به خدا قسم که به زودی خود را برای تو خالی خواهم کرد و حسابی عبرتآمیز از تو خواهم کشید.»
💫 سامانه محمدی و راز یادگیری
«یادگیریِ دشوار شده، نشانهی دوری از “سامانه محمدی” است؛ ما از من و سلوا گریختیم و رزق را در خاک جستجو کردیم، پس اسیرِ خاک شدیم و مانند خاک اندیشیدیم.»
💫 عظمت قانون الهی و ناتوانی بشر
«چه کسی میتواند آیهای نظیر آیه خدا بیاورد؟ بشر که در برابر قانون خدا قیام کرد، خود را نابود ساخت و بدبختِ اول و آخر گشت.»
💫 حکومت جاودانه حق
«خداوندا! سلطنت تو عظیم است و قدرت تو جاری؛ از حکومت و فرمانروایی تو هیچ گریزی نیست و هیچکس نمیتواند از قانون تو تخطی کند.»
💫 غایت هستی و گسستگی از غیر
«حضرت محمد (ص) تجلی عینیِ اوج گسستگی از غیر خداست؛ کسی که به او برسد، از همه چیز بِبُرد و تنها به خداوند وصل شود.»
💫 راز تحول و دگرگونی جهان
«شب مبعث، شب دگرگونی احوالات زمین و زمان بود؛ زمین بار دیگر نفس کشید و روحی تازه بر جان دنیا دمیده شد تا شیطان مأیوس و انسانها زنده گردند.»
💫 اخلاق محمدی؛ تبیین زیباییها
«خلقِ محمدی، تبیانگرِ همه زیباییها و مکرمتهاست؛ آسمانِ مکارم در جانِ آن حضرت جای گرفته و تمام ظهور و بطونِ حسن، در وجودِ او جمع است.»
💫 راز ثبات لذت و برکت
«لذتهای دنیوی چون برق و باد میگذرند، اما رازِ استقرار و دوامِ لذت، در گروِ پیوند با محمد (ص) و مفتاحِ برکت اوست.»
💫 سرچشمه علم و معرفت
«مدینه علمِ نبی، مرکز احاطه بر تمام حقایق هستی است؛ هرچه در جهان هست، در سایهی معرفتِ اوست و غفلت از او، غفلت از تمام حقیقت است.»
💫 کعبه الانبیا و اقیانوس نور
«انبیا چون ستارانی در مدارِ نورِ محمد (ص) میگردند و از جبینِ آن نورِ عظیم، عرقِ کرامت میچشند و شکوفا میشوند.»
💫 مقام بندگی و محمدی شدن
«تا مقامِ محمدی شدن نیابیم، به مقامِ شایسته بندگی نرسیدهایم؛ راهبردِ اعلی برای عبادت خدا، رسیدن به منزلتِ محمدی است.»
💫 نافذ بودن امر پیامبر (ص)
«امرِ رسول خدا، عینِ امرِ خداست و نهیِ او، نهیِ خدا؛ بر بندگان واجب است که در برابر او چنان تسلیم باشند که در برابر خداوند تبارک و تعالی.»
💫 راز آسمانی شدن زمین
«حضرت در عروج، زمین را با خود به آسمان میبرد و در فرود، بهشت را بر زمین فرود میآورد؛ تا زمین آسمانی شود و آسمان زمینی.»
💫 حلاوت نام محمد و مستی قلم
«قلمِ کبریایی از تکرارِ نام محمد مدهوش میشود؛ نامی چنان شیرین که جانِ مبارکش را مست کرده و حلاوتِ وجودش، جهان را بیخود میکند.»
💫 راز حرکت و خروج از سکون
«حضرت محمد (ص)، رازِ حرکت و خروج از سکون مطلق است؛ کسی که او را بشناسد، از رکودِ ماده رها شده و به اوجِ پروازِ معنوی میرسد.»
💫 شجره طیبه و شبکه آفرینش
«حضرت، عجیبترین شجرهی آفرینش است که از هر شاخهاش جهانها آویزاناند؛ رازِ تعلیم و تعلّم، در سایهی این شبکهی عظیمِ نورانی تجلی مییابد.»
💫 معاملهی خسارتبار دنیوی
«ما جانِ خود را به بهایی ناچیز فروختیم، در حالی که اولیای خدا جانشان را تنها و تنها به خدا فروختند؛ چه معاملهای خسارتبارتر از اینکه اصل را فروخته و پوسته را بخری؟»
💫 قاب قوسین و میعاد «اَو اَدنی»
«در یک شب، حضرت از قاب قوسین یا «اَو اَدنی» عبور کرد و مهمانِ «اَو اَدنی» شد؛ مقامی که اگر کسی به آن برسد، از همه چیز میبُرد و تنها به خدا میرسد.»
💫 رمز اتصال به کلمه الله
«رازِ حضورِ عنداللهی و اتصال به اسماء و صفاتِ الهی، در گروِ پیوند با حضرت محمد (ص) است؛ او کلیدِ گنجخانهی خزاینِ الهی است.»
💫 سرعتدهنده زیباییها
«حضرت محمد (ص)، راکبِ مرکبِ خلق عظیم است که زیباییها را میتازاند و رنگِ عالم را دگرگون میکند؛ رازی که اگر زیبایی رنگ عوض کند، به کمالِ مطلق میرسد.»
💫 بیمهنامه رستگاری و آرامش
«پیروی از محمد (ص)، بیمهنامهای برای برکت، محبت، اقتصاد و لذت حقیقی است؛ راهی آسان که بشرِ مغرور، با نادیده گرفتن آن، خود را در کویرِ علم سرگردان کرد.»
💫 عروج ارواح به عرش قدس
«خداوندا! ارواح ما را به عرشِ قدسِ خود آویخته کن تا دیدگانِ دلمان پردههای نور را بشکافد و به سرچشمهی عظمت برسد.»
💫 رازِ رازها و پایان مقاصد
«حضرت محمد (ص)، رازِ فراسوی لذتها و پایانِ مقاصد است؛ باز از او چه گویم؟ او قانونِ همه چیز است، در این فراچیزِ هستی.»
💫 رازِ ادب و کمالِ خلقت
«خداوند نبیاش را با محبت خویش ادب نمود و ادبش را به کمال رساند؛ تا جایی که فرمود: “و همانا تو بر خلق عظیمی هستی”؛ مقامی که سرِ آن را کسی نمیتواند یابد مگر آنکه پروردهی عشق الهی باشد.»
💫 رازِ استقرار لذت و شکارِ نعمت
«لذتهای دنیوی چون باد میگذرند، اما رازِ استقرار و دوامِ لذت، در گروِ پیوند با محمد (ص) است؛ او شکارچیِ لذتهای حقیقی است که با هر طعمی، لذتی دیگر را ضمیمه میکند.»
💫 حلاوتِ نام و مستیِ قلم
«قلمِ کبریایی از تکرارِ نام محمد مدهوش میشود؛ نامی چنان شیرین که جانِ مبارکش را مست کرده و حلاوتِ وجودش، جهان را بیخود میکند.»
💫 ❇️شب مبعث و شناخت حضرت محمد (ص)
خداوندا محمدت را به ما بشناسان؛ آن عنصر عظیمی را که با محبت خود تربیت نمودی. این عنصر عظیم، سرعتدهنده بر زیباییها، راکب خلق عظیم است؛ سرعتدهنده بر مکارم است، بر زیباییها شتاب میدهد، رنگ عالم را عوض میکند. خداوندا اگر زیبایی رنگ خود را عوض کند، به چه شکلی درمیآید؟ این همان راز محمدی است.
💫 کعبه الانبیا و حلاوت نام محمد
کعبه الانبیا آن زمانی که حضرتشان به سجده افتادند، از جبین همان نور عظیم عرقها چکید و از آن قطرات نور عظیم، انبیا شکوفا شدند و همان انبیا دور همان نور عظیم همچون کعبهای گشتند و خدایشان را مناجات نمودند؛ محمد ص کعبه الانبیا است. حلاوت قلم کبریایی است؛ آن قلمی که از شنیدن نام محمد مدهوش میشود و از خود بیخود میشود. نامش این چنین شیرین است، جان مبارکش چنان است؟!
این شبکه عظیم، این نشر حضرت، منتشر عجیبترین شجره آفرینش که از هر شاخهاش جهانها آویزانند، راز علم است، راز تعلیم است، تعلّم است و معلم. محمد یعنی قانون همه چیز؛ قانونی واحد بر این جهان هستی حاکم است. اگر آن قانون را ما کشف کنیم، به تمام اسرار جهان هستی دست مییابیم. آن قانون همه چیز چیست؟ آن قانون همه چیز به خداوندی، خدا، محمد است.
💫 دگرگونی جهان و ناامیدی شیطان
روز بعثت، روز دگرگونی احوالات است؛ زمین و زمان دگرگون گشتهاند. بار دیگر زمین نفس کشید، بار دیگر بر جان زمین و بر این دنیا روحی دمیده گشت، زنده شد. بار دیگر شیطان رجیم مایوس شد؛ شیطان تقریباً کار را تمام کرده بود، جهان ما رو به انقراض بود، محمد رسید و شیطان را نالان نمود. مولای امیرالمؤمنین آن لحظه خاص را توصیف میکنند: «من درخشش وحی را میدیدم، من نور و روشنایی وحی و رسالت را مشاهده میکردم، من عطر نبوت را میچشیدم. زمانی که وحی نازل میشد، من ناله شیطان را شنیدم، پس پرسیدم: ای رسول هدی، این ناله چیست؟ فرمودند: این ناله شیطان است که از عبادت خویش مایوس گشته است.» یعنی رسول خدا شیطان را مایوس نمودند؛ یعنی شیطان تقریباً حاکمیتش بر دنیا تمام میشد، اما رسول خدا رسید و دودمانش را بر باد داد.
💫 همسرای نبوت در معراج و بیعت عقبه
همان رسولی که هنگامی که میخواست به سوی آسمان پرواز کند در شب معراج، مولا میفرماید: آن همدم همیشه نبوت، چه به هنگام نزول وحی، چه به هنگام رسالت، چه به هنگام صعود حضرت به باغ معراج، میفرماید: «من همراه رسول خدا بودم.» یعنی در آن شبی که رسول خدا میخواست به سوی آسمان پر بکشد، در حالی که در حجر اسماعیل بود و نماز میخواندند، زمانی که نمازش به پایان رسید و نماز من نیز به پایان رسید، ناله و فریاد بسیار شدیدی شنیدم، پس پرسیدم: ای رسول خدا، این ناله چیست؟ فرمودند: این ناله و فریاد شیطان است، چراکه میداند من میخواهم به سوی آسمان مسافرت کنم، پس از عبادت خویش مایوس شده است.
حال وقتی رسول خدا به سوی آسمان پرواز میکند، زمین را با خود به آسمان میبرد، آسمانی میکند و آنگاه برمیگرداند. وقتی حضرتشان عروج میکنند، با چه حالی پرواز میکنند و با چه حالی فرود میآیند؟ و در فرود آوردن، با خود چه چیزهایی که نمیآورند! کل سدرة المنتها را، قاب قوسین او ادنی را به سوی زمین میآورند و زمین را آسمانی میکنند و آسمان را زمینی میکنند، عطر خود را به آسمان میبرند و آن او ادنی را به سوی زمین میکشانند. این رسول عظیم خداست.
در آن بیعت عقبه، خطاب به شیطان، شیطان باز آنجا خودنمایی میکند و حضرت تهدیدش میکند: «آیا میشنوی ای دشمن خدا؟ بدان به خدا قسم، یعنی به زودی خودم را برای تو فارغ خواهم کرد؛ یعنی به حساب تو خواهم رسید، آن چنان حساب رسیدنی که برای تاریخ عبرتی باشد.»
💫 حضرت محمد؛ مفتاح برکت و راز هستی
خداوندا رسول خدا کیست؟ این نور عظیم خدا، این کلید برکات خدا، این سامانه عظیم خیر و برکات، این رمز عجایب، این سر بیکرانگی. به خدا تمام جهانیان به دنبال محمد هستند و خبر ندارند. حضرتشان راز حرکتاند، راز خروج از سکوناند. حضرتشان راز رواج بازار دنیا و آخرت و راز رواج محبت است، راز بازار دین است، راز بازار ملک است، ملکوت است، جبروت است. حضرتشان برکتآباد خدایند، حضرتشان عشقآباد خدایند.
حضرت محمد ص راز گذر به بیکرانگی است،
غفلت از حضرت محمد ص، غفلت از مدینه علم است؛ یعنی از تمام حقیقت غافل شدن است، رسیدن به خسران بین است. هرچه هست در این جهان هستی، غرق علماند؛ علم همه را، همه چیز را در این جهان هستی احاطه نموده است. یعنی در یک کلام، کل جهان هستی در احاطه مدینه علم نبی است؛ یعنی حضرتشان تمام حقیقتاند، تمام نور و برکتاند. حضرت یعنی قانون اساسی برکت، پیشرفت، رویندگی، فروزندگی، لذت، زیبایی؛ مبعوث شدند تا ما محمدی شویم و از محمدی شدن بگذریم و محمد شویم. تا به آن مقام نرسیم، به بندگی خدا نرسیدهایم؛ تا به آن مقام نرسیم، یعنی خدا را به شایستگی عبادت نکردهایم. این راهبرد اعلای، عبادت و بندگی خداست.
💫 مقام والای نبوت و تربیت الهی
و حال آن محمد کجایند؟ در کدامین آفاق اند؟ یا در کدامین فراتر از آفاق اند؟ آن حضرتی که در یک معراجش سدرت المنتها را فتح میکند، از قاب قوسین میگذرد، مهمان او «او ادنی» میشود. حال کجا رسیده است؟ اندکی تفکر کنیم و ما میخواهیم کدامین مقام حضرتشان را فتح کنیم؟ کدام مقام عطرشان را بگیریم؟ آن صاحب خلق عظیم را گویا که حضرت سوار بر خلق عظیماند، سوارکاراند، میتازانند؛ اخلاق را، خلقیات را، تمام زیباییها، تمام حسن و محاسن را. خَلق عظیم، صاحب خُلق عظیم است، بر مرکب خُلق عظیم سوار است، تمام زیباییها را میراند. خُلقش اخلاقش قرآن است؛ یعنی کلام الله، خلق محمد مصطفی است. اگر خلقش قرآن است، این چه خُلقی است؟ یعنی خُلقی است که تبیان همه چیز است، تمام زیباییها و تمام مکارم را در خود دارد؛ چه آن مکرمی که میشناسیم، چه آن مکرمی که نمیشناسیم. یعنی آسمان مکارم در جان حضرت است، نجوم مکارم در جان حضرت است، تمام ظهور و بطون هرچه زیبایی هست، به جان حضرتشان جمع است.
ای کاش میتوانستم راحتتر راز این حدیث مبارک را بگویم. چگونه تربیت کردنی است این تربیت که با محبت خدا انجام میگیرد؟ الله عزوجل نبیاش را ادب نمود و ادبش را نیکو ساخت و زمانی که ادب به کمال رسید، فرمود: «إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ». این چه مقامی است؟ چه کسی میتواند از سر بگذراند، سرش را در یابد؟ پرورده عشق خداست، حاصل و نتیجه محبت الهی است. ادب به احسان و اکمال است، عشق به احسان و اکمال است. ادب میکند با عشق، عشق را نوش جان نبیاش میکند، مینوشاند، عشقش را به جان حبیبش و حبیبش را به عشق خود تبدیل میسازد؛ به معنای واقعی میشود عشق الله، عشقآباد خدا. این رسول عظیم خدا، همان قانوننامه خداست، قانون اساسی الله است. مقام نبوتش محل نشر علوم و فنون است، محل انتشار خیرات و برکات. نبوت در یک کلام یعنی انتشارات الهی؛ نبوت یعنی جمع کتاب و متعلم. وقتی کتاب و متعلم یکی شدند، نبوت شکل میگیرد. نبوت یعنی کتاب، متعلم، حضرت معلم.
💫 سامانه محمدی و راز یادگیری
خداوند چگونه معلمی است و حضرتش چگونه متعلمی است؟ چگونه کتابی است که تبدیل به علم خدا گشته است، مدینه علم خدا شده است؟
چرا یادگیری برای ما دشوار شده است؟ چون از محمدی شدن دور شدهایم. ما چگونه یاد میگیریم؟ چگونه حفظ میکنیم؟ چرا به یادمان نمیماند؟ چرا اسیر فراموشی هستی؟ چه شده؟ چون سامانه محمدی وجودمان خوابیده است. ما نیز باید مثل محمد، متعلم حضرت معلم بودیم.
ما همانیم که از من و سلوا فرار کردیم، از رزق آسمان فرار کردیم، رزق را در خاک جستیم. ما دیده از آسمان برداشتیم، به زمین دوختیم، به خاک و اسیر خاک شدیم. ما همان هستیم که جانمان را به بد بهایی فروختیم، در مقابل آنهایی که جانشان فقط و فقط به خدایشان فروختند.
خداوندا من به خودم را به هیچ بهایی نمیفروشم، خریدارم تو، تنها خودم را به تو میفروشم، قسمتش رضای توست. اول کلام، آخر کلام امام: آنهایی که فرار کردند، در زمین و خاک روزی خود را جستند. ما همه این چنین هستیم، ما چنین خدایمان را خطاب میکنیم:
«ای موسی، ما بر طعام واحد صبر نمیکنیم»، ما خواستن را بلد نیستیم، نمیدانیم از الله چه بخواهیم.
ما خود خواستیم، از خدا دیده از من و سلوا بریدیم، از نور فرار کردیم، از خدا سبزیجات زمینی خواستیم، خیار و سیر و عدس و پیاز خواستیم. ما همان این چنین معامله نمودیم، اسیر خاک شدیم، مثل خاک فکر میکنیم، مثل خاک یاد میگیریم.
آیا عوض میکنید آن چیزی را که برای شما بهتر است، در برابر آن چیزی که پستتر است؟ بهتر را میدهید و بدتر را میگیرید؟
پس وارد مصر شوید، پس آن جاست هر آنچه را که خواستید.
این همان راز افتادن است؛ افتادهایم، راز برخاستن محمدی شدن است.
محمد یعنی بیمهنامه برکت الله، قوانین مهر و محبت و اقتصاد و لذت و آرامش؛ همان رازی که ما بار دیگر میتوانیم راه آسان رسیدن را در آن بیابیم، در تمام زمینهها. اما این بشر خواست با خدا مبارزه کند، با خدا تحدی نمود، در برابر قوانین خدا قیام نمود، قوانین به موازات آن وضع کرد و بدبخت اول و آخر شد. بدبخت شد یا نشد؟ چه کسی میتواند آیهای نظیر آیه خدا بیاورد؟ نمیآورد. وقتی ما آیهای از آیات خدا را میخواهیم، آن آیه دارای بطونی است، حامل شگفتیهاست، عبارتش معجزه میکند، اشاراتش زمین و آسمان را به هم میدوزد، لطایفش کل جهان هستی را در خود غرق میکند و حقایقش هم که ناپیدا است. کیست که بتواند آیهای نظیر آیه خدا بیاورد؟! چه کسی میتواند یک آیه نظیر آیه خدا بیاورد؟ چه کسی میتواند یک گلی مثل گلهای خدا بیاورد؟ چه کسی میتواند یک قانونی مثل قانون خدا بسازد؟ چه کسی میتواند قانون جاذبه ای بیافریند؟ این همه قانون کشف شده… چه کسی میتواند؟ چه کسی میتواند یک ذره بیاورد که نمیتواند؟ این بشر که خواست در برابر خدا خودنمایی کند، خود را زمینگیر کرد، خود را نابود نمود و خبر نداشت در برابر قانون خدا قانون وضع کرد و بدبخت اول و آخر شد.
خروج از قانون الهی محال است، هرچند امکان دور زدن قانون به ظاهر فراهم است، اما آن دور زن خبر ندارد که قانون امکان تخطی نیز قانون اوست که در جهت آزمون وضع شده و واضع آن خود الله است و به خاطر تحقق قانونش، امکان تخطی را گذاشته است، اما سنتیهایی دارد؛ یعنی سنت یعنی قانون غیرقابل تغییر خدا. پس سنت خدا همان قانون ثابت خداست که هیچکس نمیتواند آن را تغییر دهد و قوانینی دیگری که خدا اگر خودش بخواهد، آنها را تغییر میدهد. و قانون امکان تخطی که خودش آن را گذاشته است تا امکان آزمون برقرار گردد.
💫 عظمت خداوند و لذت محمدی
خداوندا سلطانت عظیم است، مقامت بلند است و مکر تو پنهان است و امر تو غالب است و قهر تو آشکار و پیروز است و قدرت تو جاری است، از حکومت تو، از فرمانروایی تو امکان فرار کردن نیست. پس کیست که بتواند از قانون خدا تخطی کند؟ که نمیتواند. و حضرت نبی محمد مصطفی، قانون همه چیز خداست.
آیا ما میتوانیم تصوری از لذت با برکت داشته باشیم؟ کیست بتواند لذتی را به ثانیهای در اختیار بگیرد؟ سرعت فرار لذت آنچنان شتابان است که نمیتواند به آنی به آن نظر کند و طعمش را بچشد. اما حضرت محمد ص مفتاح برکت خداست؛ یعنی راز استقرار لذت است، راز شکار لذت است. اگر طعم بماند، لذت بماند، تقویت بشود، به طعم و لذت دیگر ضمیمه شود، چه میشود؟ آن راز با محمد است.
آن حضرتی که قانون همه چیز است، روینده است، جوشنده است، مُثِر و منشأ آثار عظیم است، راز وصول نعمات خاص خداست. برکت همان حقیقت تمامعیار است، الماس ناب ناب است، خاصیت تمام است، تمام خاصیت است، ریشه ریشه است، رمز حضور عنداللهی است، رمز مرتبط شدن با کلمه الله است، با اسماء و صفات الله است. چگونه برسم به آن راز؟ با کلمات خدا، با صفات علیا بپیوند. راز مفتاح البرکه، همان خزینه الخزاین، همان راز فناناپذیری. در یک کلام اگر بخواهیم تصویری از جمال آن حضرت نشان دهیم، این مناجات شریفه حضرت امیرالمؤمنین است، گویا جمال حضرت محمد را برای ما تصویر نمودهاند: «إلهی هب لی کمال انقطاع الیک…».
خداوندا کمال گستگی به سوی خودت را به من عنایت فرما، تا دیدگان دلمان به نور نگاه کردن به سویت روشن شود، تا آنجا که دیدگان دلها پردههای نور را بشکافند و به سرچشمه عظمت برسند، و ارواحمان به عرش قدست تو آویخته شود. خداوندا مرا از جمله کسانی قرار داد که او را ندایی کردی و پاسخت دادند و به او نگریستی و از هیبت جلالت از خود بی خود شد، پس آشکارا با او راز گفتی و او پنهانی برایت عمل کرد. این چه کسی است که به کمال گسستگی رسیده است؟ آیا کسی جز محمد و آل محمد است؟ پس حضرتشان، حضرت محمد، پس حضرت تجلی عینی اوج گسستگی از غیر خدا به سوی خدا است؛ از هرچه هست گسسته است و این رگ خلقت، همه را از هرچه غیر خداست میگسلاند و به او میرساند. این راز، راز رازهاست، راز فراسوی لذتهاست، راز آن سوی زیباییهاست، راز انتهای مقاصد است. باز از حضرتشان چه گویم؟ این قانون همه چیز در این فراچیز. اگر به این مقام برسیم، به همه چیز خواهیم رسید؛ نه به همه چیز، که از همه چیز گسسته خواهیم شد و به او خواهیم رسید. اگر چنین نباشد، مثل بشر امروزی که در کویر علم سرگردان است، سرگردان خواهیم بود. محمد به رسالت، بهشت علوم و معارف و حکمت است.
❇️شاه رسل؛ تاج انبیاء
🌹محجوب الحجب، مغروق البحور، محبوب الحبیب، حجة الحجج، بقیة البقیة الله،
المأدّب بالمحبة، راکب خُلُق العظیم، کعبة الانبیاء، حلاوة القلم،
نشر حضرت منتشر
سرّ العلم و تعلیم و تعلّم و معلّم
عجیبترین شجره آفرینش که از هر شاخهاش جهانها آویزان است
سرعت دهنده بر زیبائی و تنوع ساز آفرینش
محمد بهشت علوم و معارف و حکمت
خُلُقه القرآن، خُلقش تبیان تمام خلقیات است، خُلقش ناطق است، خُلقش تفسیر و تاویل دارد.
❇️محمد بهشت کائنات
🌹جهان بدون محمد، در کویر سوزان است
❇️صدای بعثت شیطان را نالان کرد
💫 أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِه[1]
🔆حضرت علی امیر المومنین علیه السلام: نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوت را استشمام میکردم؛ به راستی که صدای ناله و فریاد شیطان را هنگام نزول وحی بر پیامبر (ص) شنیدم، پس گفتم: ای فرستاده خدا، این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش شدن (توسط مردم) ناامید شده است.
🌹یاس شیطان یعنی شکست شیطان و قطع حاکمیت آن
اگر مبعث رسول اکرم انجام نمیگرفت، انقراض بشر در نهایت فرومایگی تحقق می یافت.
❇️رسالت رسول عذاب الیم ابلیس لعین
💫 عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: كُنْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَبِيحَةَ اللَّيْلَةِ الَّتِي أُسْرِيَ بِهِ فِيهَا وَ هُوَ بِالْحِجْرِ يُصَلِّي فَلَمَّا قَضَى صَلَاتَهُ وَ قَضَيْتُ صَلَاتِي سَمِعْتُ رَنَّةً شَدِيدَةً فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ قَالَ أَ لَا تَعْلَمُ هَذِهِ رَنَّةُ الشَّيْطَانِ عَلِمَ أَنَّهُ أُسْرِيَ بِيَ اللَّيْلَةَ إِلَى السَّمَاءِ فَأَيِسَ مِنْ أَنْ يُعْبَدَ فِي هَذِهِ الْأَرْضِ.[2]
🔆از علی بن ابیطالب (ع) روایت است که گفت:
من صبحِ شبِی که معراج در آن اتفاق افتاد، با رسول خدا (ص) بودم، در حالی که ایشان در حجر (حجر اسماعیل) مشغول نماز بود. چون نمازش را تمام کرد و من نیز نمازم را به پایان رساندم، صدایی نالهمانند و شدید شنیدم. گفتم: ای فرستاده خدا، این ناله چیست؟ فرمود: آیا نمیدانی؟ این ناله شیطان است که فهمید امشب من به سوی آسمان معراج شدهام، پس از اینکه در این زمین پرستش شود، ناامید گشت.
🌹محمد ص عروسی شیطان را به عزا تبدیل نمود
🌹خنده را از او گرفت مقیم گریهاش ساخت
❇️محمد ص به حساب ابلیس رسید
💫وَ قَدْ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص مَا يُشَابِهُ هَذَا لَمَّا بَايَعَهُ الْأَنْصَارُ السَّبْعُونَ لَيْلَةَ الْعَقَبَةِ سُمِعَ مِنَ الْعَقَبَةِ صَوْتٌ عَالٍ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ يَا أَهْلَ مَكَّةَ هَذَا مُذَمَّمٌ وَ الصُّبَاةُ مَعَهُ قَدْ أَجْمَعُوا عَلَى حَرْبِكُمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِلْأَنْصَارِ أَ لَا تَسْمَعُونَ مَا يَقُولُ هَذَا أَزَبُّ الْكَعْبَةِ يَعْنِي شَيْطَانَهَا وَ قَدْ رُوِيَ أَزْيَبُ الْعَقَبَةِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيْهِ فَقَالَ أَ تَسْمَعُ يَا عَدُوَّ اللَّهِ أَ مَا وَ اللَّهِ لَأَفْرُغَنَّ لَكَ. [3]
🔆«و از پیامبر (ص) نیز روایتی شبیه به این نقل شده است؛ هنگامی که هفتاد نفر از انصار در شب بیعت عقبه با ایشان بیعت کردند، صدایی بلند از وسط شب از “عقبه” شنیده شد که میگفت: ای اهل مکه! این “مذمم” (پیامبر) و صابئان با او هستند، که بر جنگ با شما اتفاق نظر کردهاند. رسول خدا (ص) به انصار فرمود: آیا نمیشنوید این پشمالویِ کعبه (شیطان کعبه) چه میگوید؟ (در روایتی آمده: شیطانِ عقبه). سپس به سمت او برگشت و فرمود: میشنوی ای دشمن خدا؟ به خدا سوگند که تو را سرگرم خواهم کرد (با تو برخورد خواهم کرد).»
❇️محمد مؤدّب پروردگار
✨القلم : 4 وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ
💫 عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَيْسٍ الْمَاصِرِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ- إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ- ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا يَزِلُّ وَ لَا يُخْطِئُ فِي شَيْءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ فَتَأَدَّبَ بِآدَابِ اللَّهِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الصَّلَاةَ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ فَأَضَافَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الرَّكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ وَ إِلَى الْمَغْرِبِ رَكْعَةً فَصَارَتْ عَدِيلَ الْفَرِيضَةِ- لَا يَجُوزُ تَرْكُهُنَّ إِلَّا فِي سَفَرٍ وَ أَفْرَدَ الرَّكْعَةَ فِي الْمَغْرِبِ فَتَرَكَهَا قَائِمَةً فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ كُلَّهُ فَصَارَتِ الْفَرِيضَةُ سَبْعَ عَشْرَةَ رَكْعَةً ثُمَّ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص النَّوَافِلَ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ رَكْعَةً مِثْلَيِ الْفَرِيضَةِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ وَ الْفَرِيضَةُ وَ النَّافِلَةُ إِحْدَى وَ خَمْسُونَ رَكْعَةً مِنْهَا رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْعَتَمَةِ جَالِساً تُعَدُّ بِرَكْعَةٍ مَكَانَ الْوَتْرِ وَ فَرَضَ اللَّهُ فِي السَّنَةِ صَوْمَ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص صَوْمَ شَعْبَانَ وَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ مِثْلَيِ الْفَرِيضَةِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ وَ حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَمْرَ بِعَيْنِهَا وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُسْكِرَ مِنْ كُلِّ شَرَابٍ فَأَجَازَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ كُلَّهُ وَ عَافَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَشْيَاءَ وَ كَرِهَهَا وَ لَمْ يَنْهَ عَنْهَا نَهْيَ حَرَامٍ إِنَّمَا نَهَى عَنْهَا نَهْيَ إِعَافَةٍ وَ كَرَاهَةٍ ثُمَّ رَخَّصَ فِيهَا فَصَارَ الْأَخْذُ بِرُخَصِهِ وَاجِباً عَلَى الْعِبَادِ كَوُجُوبِ مَا يَأْخُذُونَ بِنَهْيِهِ وَ عَزَائِمِهِ وَ لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص فِيمَا نَهَاهُمْ عَنْهُ نَهْيَ حَرَامٍ وَ لَا فِيمَا أَمَرَ بِهِ أَمْرَ فَرْضٍ لَازِمٍ فَكَثِيرُ الْمُسْكِرِ مِنَ الْأَشْرِبَةِ نَهَاهُمْ عَنْهُ نَهْيَ حَرَامٍ لَمْ يُرَخِّصْ فِيهِ لِأَحَدٍ وَ لَمْ يُرَخِّصْ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَحَدٍ تَقْصِيرَ الرَّكْعَتَيْنِ اللَّتَيْنِ ضَمَّهُمَا إِلَى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ أَلْزَمَهُمْ ذَلِكَ إِلْزَاماً وَاجِباً لَمْ يُرَخِّصْ لِأَحَدٍ فِي شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ إِلَّا لِلْمُسَافِرِ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يُرَخِّصَ شَيْئاً مَا لَمْ يُرَخِّصْهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوَافَقَ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ ص أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَهْيُهُ نَهْيَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَبَ عَلَى الْعِبَادِ التَّسْلِيمُ لَهُ كَالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.[4]
🔆 (تأدیب الهی و جایگاه پیامبر در تشریع احکام)
فضیلت بن یسار میگوید:
از امام صادق (ع) شنیدم که به برخی از یاران قیس ماصر (گروهی از مخالفان) فرمودند:
همانا خداوند عز و جل، پیامبرش (ص) را تادیب و تربیت کرد و ادب او را نیکو گردانید. پس زمانی که ادب را برای او کامل کرد، فرمود: “و همانا تو بر خلق و خوی عظیمی هستی” (سوره قلم: ۴).
سپس امر دین و امت را به او واگذار کرد تا بندگان خدا را اداره و سرپرستی نماید. خداوند عز و جل فرمود: “آنچه پیامبر به شما داد بگیرید و آنچه از شما نهی کرد، بازایستید” (سوره حشر: ۷).
و همانا رسول خدا (ص) در همه امور مسدد (به راه راست هدایت شده)، موفق (توفیقیافته) و تأیید شده به “روحالقدس” بود؛ در هیچچیزی که بدان خلق را اداره میکرد، نمیلغزید و خطا نمیکرد. پس او به آداب خدا متأدب شد.
سپس خداوند عز و جل نماز را دو رکعت، دو رکعت، در مجموع ده رکعت واجب کرد. رسول خدا (ص) به آن دو رکعت، دو رکعت دیگر افزود و به مغرب نیز یک رکعت را اضافه کرد، تا اینکه این نمازها هموزن و همطراز واجبات اصلی شدند؛ ترک آنها جایز نیست، مگر در سفر. و رکعت مغرب را منفرد (تک) گذاشت، پس آن را در سفر و حضر به صورت تکرکعت باقی گذاشت (تغییری نداد) و خداوند عز و جل همه این موارد را برای او جایز شمرد.
پس نماز واجب به هفده رکعت رسید. سپس رسول خدا (ص) نافلهها را سی و چهار رکعت سنت کرد (که دو برابر واجب بود) و خداوند عز و جل آن را نیز برای او جایز دانست. پس مجموع واجب و نافله پنجاه و یک رکعت شد؛ که از آن دو رکعت بعد از نماز عشا به حالت نشسته است که به حساب یک رکعت میآید (به جای نافله وتر).
خداوند در سال، روزه ماه رمضان را واجب کرد و رسول خدا (ص) روزه ماه شعبان و سه روز در هر ماه را سنت کرد (که دو برابر واجب بود) و خداوند عز و جل آن را نیز برای او جایز دانست.
خداوند عز و جل خودِ “خمر” (شراب انگور) را حرام کرد و رسول خدا (ص) هر نوشیدنی مسکر را حرام نمود و خداوند همه آن را برای او جایز شمرد.
رسول خدا (ص) از چیزهایی پرهیز کرد و آنها را ناپسند شمرد، اما نهی از آنها به صورت نهی حرام صادر نکرد؛ بلکه فقط به صورت نهی “عافیت” (ترک احتیاط و پرهیز برای حفظ سلامت) و کراهت نهی کرد. سپس در آنها رخصت (عذر و تخفیف) داد، پس گرفتن رخصت او برای بندگان واجب شد، مانند وجوب گرفتنِ نهی و عزائم او. و رسول خدا (ص) به کسی در چیزی که به صورت حرام نهی کرده بود، رخصت نداد و در چیزی که به صورت فریضه لازمی امر کرده بود، رخصت نداد.
بسیاری از نوشیدنیهای مسکر را به صورت حرام نهی کرد و به کسی در آن رخصت نداد. و رسول خدا (ص) به کسی رخصت نداد که آن دو رکعتی را که به واجبات خداوند ضمیمه کرده بود، کوتاه (ترک) کند؛ بلکه آن را به صورت الزامی واجب بر مردم تحمیل کرد و به کسی در هیچکدام از اینها رخصت نداد، مگر مسافر.
و کسی حق ندارد چیزی را رخصت (حلال) بداند مگر اینکه رسول خدا (ص) آن را رخصت داده باشد. پس امر رسول خدا (ص) موافق امر خداوند عز و جل شد و نهی او، نهی خداوند عز و جل؛ و بر بندگان واجب شد تسلیم در برابر او باشند، مانند تسلیم در برابر خداوند تبارک و تعالی.
❇️راز خُلق عظیم
💫 عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ النَّحْوِيِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ- مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ قَالَ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ فَوَّضَ إِلَى عَلِيٍّ وَ ائْتَمَنَهُ فَسَلَّمْتُمْ وَ جَحَدَ النَّاسُ فَوَ اللَّهِ لَنُحِبُّكُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا وَ أَنْ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا وَ نَحْنُ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ خَيْراً فِي خِلَافِ أَمْرِنَا. [5]
🔆 (راز خلق عظیم و ولایت امیرالمؤمنین)
ابو اسحاق نحوی میگوید:
بر امام صادق (ع) وارد شدم، او را شنیدم که میفرمود:
همانا خداوند عز و جل، پیامبرش را بر اساس “محبت خود” تادیب و تربیت کرد، پس فرمود: “و همانا تو بر خلق و خوی عظیمی هستی”.
سپس امر را به او واگذار کرد، پس خداوند عز و جل فرمود: “آنچه پیامبر به شما داد بگیرید و آنچه از شما نهی کرد، بازایستید”.
و خداوند عز و جل فرمود: “هر کس پیامبر را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است” (سوره نساء: ۸۰).»
سپس امام (ع) فرمودند:
«سپس همانا پیامبر خدا، امر را به علی (ع) واگذار کرد و به او ائتمان (اطمینان و امانت) نمود. پس شما (شیعیان) تسلیم شدید، اما مردم انکار کردند. به خدا سوگند، دوست داریم شما وقتی ما میگوییم، بگویید و وقتی سکوت میکنیم، سکوت کنید. و ما میان شما و خداوند عز و جل هستیم؛ خداوند برای کسی در مخالفت با امر ما، خیری قرار نداده است.»
❇️تادیب محبت
🌹ادب بر محبت الله، هر آن کسی که سوار بر محبت خدا شود به فراسوی محبت پر بکشد.
پرورده عشق الهی حاصل و نتیجه محبت الهی است.
ادب به احسان و به اکمال، سبقت از نیکی و کمال است.
ادب به عشق، عشق را خوراندن، به عشقاش تبدیل کردن است و به معنای واقعی عشق الله و عشق آباد شدن است.
❇️اخلاق محمد، قرآن است
💫قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص خُلُقُهُ الْقُرْآنَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ أَنْ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ تُعْطِيَ مَنْ حَرَمَكَ وَ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَك[6]
🔆«رسول خدا (ص) خلق و خویشان، همان قرآن بود. (تأیید این مطلب) سخن خداوند عز و جل است که میفرماید: “بخشش را بگیر و به معروف امر کن و از جاهلان روی بگردان” (سوره اعراف: ۱۹۹).
سپس رسول خدا (ص) فرمودند: (معنای این آیه و خلق عظیم) آن است که با کسی که رابطه را با تو قطع کرده، پیوند برقرار کنی؛ و به کسی که تو را از دادن محروم کرده، ببخشی؛ و از کسی که به تو ستم کرده، درگذری.»
❇️پیامبر اسلام قانوننامه الهی
🌹نبوت یعنی انتشارات الهی، انتشارات علم و حکمت الهی و ستاد برکت الهی.
نبوت یعنی «کتاب و متعلم» حضرت معلم
محمد، بیمه نامه برکت الهی است، خود را بیمه محمدی کنیم، با خُلق محمدی و اعمال نیکو و با صلوات، بیمه نامه خود را اخذ نماییم.
چه زیبا که وجود خود انسان یک صلوات پایدار برای محمد و آلش گردد.
❇️دوری از نبوت خرید رنج و سختی است
🌹بشر، سختی را خریده است و از آرامش و آسایش فرار نموده است.
بشر طریق آسان برای رسیدن به علم و رفع حاجت را رها نموده و به سنگلاخ قدم گذاشته است.
نبی خدا با نور علم خدا میدرخشد، هر که خود را به شبکه نبوت وصل نمود علم از جانش خواهد درخشید.
عالم واقعی آن کسی است که با علم بدرخشد. آئینه صاف باش و بدرخش.
علت سخت شدن یادگیری نشان تنبیه سنگین است، انسان ثروت و سرمایه خود را میدهد و سختی را میخرد و خودش را گرفتار میکند.
بشر با استبدال جاهلانه به خود ضربه ذلت و مسکنت میزند و غضب خدا را میخرد. منّ و سلوای آسمانی را رها میکند و محصولات خاکی طلب میکند. علی رغم کسانی که جان خود را به رضای خدا میفروشند.
✨البقرة : 61 وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذي هُوَ أَدْنى بِالَّذي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ
🔆و (نيز به خاطر بياوريد) زمانى را كه گفتيد: «اى موسى! هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفاء كنيم! از خداى خود بخواه كه از آنچه زمين مىروياند، از سبزيجات و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما فراهم سازد.» موسى گفت: «آيا غذاى پستتر را به جاى غذاى بهتر انتخاب مىكنيد؟! (اكنون كه چنين است، بكوشيد از اين بيابان) در شهرى فرود آئيد؛ زيرا هر چه خواستيد، در آنجا براى شما هست.» و (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدايى شدند؛ چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مىورزيدند؛ و پيامبران را به ناحق مىكشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند.
✨البقرة : 90 بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْياً أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ وَ لِلْكافِرينَ عَذابٌ مُهينٌ
🔆ولى آنها در مقابل بهاى بدى، خود را فروختند؛ كه به ناروا، به آياتى كه خدا فرستاده بود، كافر شدند. و معترض بودند، چرا خداوند به فضل خويش، بر هر كس از بندگانش بخواهد، آيات خود را نازل مىكند؟! از اين رو به خشمى بعد از خشمى (از سوى خدا) گرفتار شدند. و براى كافران مجازاتى خواركننده است.
✨البقرة : 207 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
🔆بعضى از مردم، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مىفروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
❇️نبوت قانون مدون الهی
🌹قوانین آفرینش همان اراده الهی حاکم بر جهان هستی است، اگر بخواهد قانون را ثابت و یا برمیدارد و یا تغییر میدهد، قانون ثابت و غیر قابل تغییر خدا کلمه و سنت الهی است و قوانین دیگر را تا هر آن زمانی که اراده فرماید ثابت و یا تغییر میدهد.
✨الرعد : 39 يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
🔆خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مىكند؛ و «امّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد اوست!
✨الأنعام : 115 وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ
🔆و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسيد؛ هيچ كس نمىتواند كلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست.
✨الفتح : 23 سُنَّةَ اللَّهِ الَّتي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلاً
🔆اين سنّت الهى است كه در گذشته نيز بوده است؛ و هرگز براى سنّت الهى تغيير و تبديلى نخواهى يافت!
❇️قوانین الهی بیبدیل است
🌹جهان هستی نمیتواند از قوانین الهی تخطی کند، مثل جهان فیزیکی که نمیتواند از قوانین خود تخطی کند لحظهای تخطی برابر با نابودی آن است.
انسان امروزی در تحدی با قوانین الهی است، قوانینی موازی با ق.انین الهی وضع میکند که عامل بسیاری از گرفتاریهای بشر و بلای جان طبیعت و خطر انقراض بشر را در پی دارد.
هیچ آیه و آفریده و قانون الهی نظیری ندارد. اگر تمام جهانیان میتوانند، یک آیه نظیر آیات الهی بیاورند، یک گل در برابر گلهای خدا، یک حس در برای حواس آفرینشی او یک قانون در برابر قانون الهی.
قوانین انسانی قوانین نابودگر خود انسانند.
✨البقرة : 23 وَ إِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ
🔆 و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كردهايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد؛ و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مىگوييد!
✨يونس : 38 أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ
🔆 آيا آنها مىگويند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست مى گوييد، يك سوره همانند آن بياوريد؛ و غير از خدا، هر كس را مىتوانيد (به يارى) طلبيد!»
🌹 چه کسی میخواهد با خدا رقابت کند، وضع قانون در برابر قانون الهی نوعی رقابت و مبارزه طلبی و سبقت جوئی از خداست.
❇️
🔷 قوانین ثابت الهی، همان سنتِ ثابتِ الهی در آفرینش است: ذات اقدس الهی، هم بر جهان طبیعت قوانینی خاص را حاکم کرده که برای سعادت انسان در مسیر زندگی است، و قوانینی تشریعی (شَرْعَ) که میتواند ثابت و یا توسط خدا تغییر یابد.
🔷 سقوط سیب به زمین (قانون جاذبه فیزیکی) و سقوط جامعه در فساد به دلیل ترک تقوا (قانون جاذبه اخلاقی)، هر دو، نتایج قطعی و حتمی قوانین حاکم بر جهان هستند که خداوند وضع کرده است.
🔷 قانون برکت، والاترین قانون در حوزه اقتصاد و اجتماع است.
همانگونه که «جاذبه» یک قانون مؤثر در طبیعت است، «برکت» نیز قانونی الهی در حوزه اقتصاد، بهداشت، روان و اخلاق است.
این قانون میگوید: «میزان رشد و ماندگاری نعمتهای تو، مستقیماً به میزان اتصال تو به منبع نعمت (الله) و عمل به دستوراتش وابسته است.
قوانین الهی در حوزه خورد و خوراک تا برکت در حوزه علم، امنیت، سلامت، آرامش، لذّت تداوم دارد.
🔷 نقشه جامع الهی: خدای علیم و حکیم که جهان را با نظمی شگفتانگیز آفریده، قطعاً برای مهمترین بخش آن، یعنی «زندگی انسان»، بدون برنامه و قانون نیست.
قرآن کریم دقیقاً همین نقشه راه را ارائه میدهد:
✨ «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (اعراف: ۹۶).
این آیه، یک قانون علمی در حوزه جامعهشناسی و اقتصاد الهی است؛ قانونی که شرط و نتیجه دارد.
🌹 قوانین تکوینی و فطری الهی تخطی ناپذیرند و همچنین قوانین تحکیمی که حاکم بر جان آفرینش است که کسی را یارای تغییر آن را ندارد، و قوانین تشریعی که در دایره آزمون الهی قرار داشته و خالق هستی جهت تحقق آزمون، امکان تخطی از آن را در چهار چوب و محدوده خاصی فراهم نموده است.
❇️قانون امکان تخطی
🌹 قانون امکان تخطی، قانون خاص الهی است! به خاطر تحقق قانون آزمون الهی جریان دارد.
خروج از قانون الهی محال است، چرا که با رعایت آن بر مرضیّ الهی قرار میگیرد و یا بر اساس قانون امکان تخطی که همان قانون ظل آزمون الهی است تخلف صورت میپذیرد.
💫 اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ وَ عَلَا مَكَانُكَ وَ خَفِيَ مَكْرُكَ وَ ظَهَرَ أَمْرُكَ وَ غَلَبَ قَهْرُكَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لَا يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِك[7]
🌹 «خدایا! فرمانروایی و سلطنت تو عظیم است، و جایگاه و مقام تو بلندمرتبه است، و مکر و حیله تو پنهان (از دیدگان) است، و فرمان و امر تو آشکار گشته، و قهر و غلبه تو پیروز شده، و قدرت تو جاری است، و فرار از حکومت و فرمانروایی تو ممکن نیست.»
❇️ تخطی از قانون = محرومیت از عنایات خاص الهی
🌹 کسی که با ربا، کمفروشی، احتکار و بیعدالتی، قوانین اقتصادی خدا را نقض میکند، در واقع دارد سیستم اقتصادی خود را از مدار قوانین الهی خارج میکند.
کسب حرام مرحومیت از ثروت حلال به همان میزان و محرومیت از برکات الهی است.
طبیعی است که چنین سیستمی، هرچند در کوتاهمدت سودمند به نظر برسد، اما به دلیل قطع ارتباط از منبع برکت، محکوم به زوال و بیبرکتی است.
این نه یک «عقوبت احساسی»، که یک نتایج طبیعی و قطعیِ نقض قانون است؛ همانطور که پریدن از بلندی بدون بال، نتیجهای جز سقوط ندارد.
🔷 عنایت الهی، در مسیر قانونش جاری میشود:
عنایت و لطف خداوند، تصادفی و بیحساب نیست. بخش خاصی از این لطف، درست در مسیر همان قوانین تشریعی الهی جاری میشود.
خداوند به کسی که در مسیر اطاعت و تقوا گام برمیدارد (یعنی قانون الهی را رعایت میکند)، «عنایت» خاصی میکند و برکت را در زندگی او جاری میسازد. بنابراین، احترام به قانون الهی، شرط بهرهمند شدن از عنایت خاص اوست.
عالم، یک پارچه است و خالقش یکی. قوانین فیزیک، شیمی، زیستشناسی، اقتصاد و اخلاق، همگی از یک منبع سرچشمه میگیرند.
رعایت قوانین (الهی)، باعث بهینهسازی و شکوفایی اوضاع مادی و معنوی ما میشود. برکت، همان بهینهسازی و شکوفایی معجزهآسایی است که وقتی انسان در مسیر حق حرکت میکند، بر زندگی او وارد میشود.
❇️ برکت رمز اتصال به بیمنتهائی است
🌹درک معنای برکت تنها با درک صفات برکت امکان پذیر است.
🌹اطاعت الهی ختم به رضایت الهی میگردد و آن هم ختم به برکت الهی است.
🌹برکت اتصال به بیمنتهایی است. برکت رافع حاجات است.
🌹 برکت لذیذ و لطیف و عظیم است. برکت مرتبط با علم و حکمت الهی است.
🌹 برکت روینده و جوشنده است.
🌹 برکت مؤثر است و منشأ آثار عظیم است.
🌹 برکت رمز رسیدن به رحمت واسعه الهی است برکت وصول نعمت بدون رنج و زحمت است.
🌹 برکت تمام عیار است مثل الماس ناب است.
🌹 برکت پر خاصیت بلکه تمام خاصیت است. برکت ریشه ریشه است.
🌹 برکت رمز حضور عنداللهی است.
🌹 برکت مرتبط شدن با کلمة الله و اسماء الله و صفات الله است.
🌹 برکت تمام عیار و وصل به خزینة الخزائن است. برکت شبیه لیلة القدر است.
🌹برکت الهی فنا ناپذیر است.
🌸 نتیجه آنکه محمد صلی الله علیه و آله و سلم کلید برکات الهی است(مفتاح البرکه)
❇️صیاد محاسن باشد
🌹لذت، با مفتاح برکت لبریز می شود، در حالت معمولی لذات از انسان و حواس فرار میکنند، و با برکت الهی جذب و جمع می شوند؛ طعم و لذت میماند و تقویت شود و به طعم و لذت دیگر ضمیمه میشود.
❇️ قانون همه چیز
برای کشف قوانین باید محل و منبع آن را بیابیم.
محمد شناسی یعنی کشف تمام قوانین آفرینش، یعنی قانون همه چیز.
🔅🌼تاج برکات در کمال گسستگی است 🌼🔅
🌹اوج برکات الهی کمال گسستگی از غیر خداست!
محمد ص راز گسستگی از غیر خدا و پیوستگی به عزّ قدس الهی است.
🌷🔆 إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا[8]
🌷🔅 ای معبود من!
به من کمال بریدگی (و گسستگی) به سویت را عطا فرما،
و چشمهای دلهایمان را به روشنائی نگاه کردن به سویت روشن کن،
تا آنجا که دیدگان دلها، پردههای نور را بشکافند
و به سرچشمه عظمت برسند،
و روحهایمان به عرش قدس تو آویخته گردد.
🌷🔅 ای معبود من!
مرا از جمله کسانی قرار ده که او را ندا کردی و پاسخت داد،
و به او نگریستی و از هیبت جلالت از خود بیخود شد،
پس آشکارا با او راز گفتی و او پنهانی برایت عمل کرد.
🌹حضرت محمد ص تجسم عینی اوج گسستگی از غیر خداست، محمدی شدن یعنی پیوستگی محض به عزّ قدس الهی است! با این درجه اهداف بندگی الهی تحقق مییابد.
اوج گسستگی راز فراسوی لذتها، زیبائیها و فراسوی مقاصد است.
🌷 گوهرهای حکمت از دریای بیکران معارف
☘️برکت: نَفسِ رحمت الهی در کالبد جهان هستی است.
☘️برکت، جاری شدن «نَفَسِ رحمانیت و رحیمیت»ِ حق در پدیدههای عالم است.
☘️همانطور که یک نفس، جسم را زنده نگه میدارد، برکت نیز سبب حیات، نشاط و نمو در امور مادی و معنوی میشود.
☘️برکت، ماده را از قید سنگینی و جمود رها میسازد و به آن شفافیت و روحانیت میبخشد؛ از همین روست که «لذیذ و لطیف» است.
☘️مقدار اندک نانِ بابرکت، گواراتر از انبوهی از طعام بیبرکت است، چرا که نفسِ رحمت در آن دمیده شده است.
🌷 برکت: اتصال به منبع بیزوال
☘️«برکت رمز اتصال به بیمنتهائی است»
☘️هر چیزی در جهان فانی است مگر آنکه به وجه الله متصل شود:
☘️ «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَ یَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ» (الرحمن: ۲۶-۲۷).
☘️ برکت، همان رشتهی الهی است که یک پدیدهی فانی را به آن وجه باقی وصل میکند و از فنا مصونش میدارد. بنابراین، برکت، بقا و نموی است که از جانب حق میرسد.
🌷 مظهر برکت: نقطهی اتصال
☘️ اتصال همان رمز وجه اللهی است.
☘️ پیامبر اکرم (ص) تاج «کلمة الله» و «وجه الله الاعظم» است که جوامع کلام الهی است.
☘️ حضرت محمد ص مجرای فیض و برکت الهی به سوی خلقت هستند.
☘️ «محمدی شدن» یعنی وارد منظومه محمدی شدن.
☘️ انسان محمدی (ص) خودش، یک «برکت متجسد» است؛ وجودش روینده و جوشنده است و هر کسی که با او پیوند بخورد، به این برکت متصل میشود.
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
[1] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص301 شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.
[2] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج18 ؛ ص223 مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
[3] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج18 ؛ ص223 مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
[4] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص266 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق،دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
[5] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص265 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق،دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
[6] مجموعة ورام ؛ ج1 ؛ ص89 ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى، مكتبه فقيه – قم، چاپ: اول، 1410 ق.
[7] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ؛ ج2 ؛ ص845 طوسى، محمد بن الحسن، مؤسسة فقه الشيعة – بيروت، چاپ: اول، 1411 ق.
[8] إقبال الأعمال (ط – القديمة) ؛ ج2 ؛ ص687 ابن طاووس، دار الكتب الإسلاميه – تهران، چاپ: دوم، 1409 ق.
نظرتون در مورد این پست چیه؟