جام جان

محمد قانون برکت

محمد قانون برکت

- اندازه متن +

🌻🔆🔆🌻
🌼🔆🌼محمد قانون همه چیز🌼🔆🌼
🔹مبعث رسول اکرم (ص)
📅 تاریخ:1404/10/27 -27 رجب 1447
✨ جلسه: مشکات نور
🎤 سخنران: استاد علی ساعی
📝 برخی موارد مطرح شده در جلسه:
صاحب خلق عظیم، این عنصر لطیف

شب مبعث در شهر معظم، شب بعثت المرسل المکرم، حضرت محمد (ص)، السید اللطیف و العنصر اللطیف؛ اسمش فی السماء احمد و فی الارض محمد (ص). حضرت محمد، این صاحب خلق عظیم، این عنصر لطیف، این عجیب خلقت، این سر عظیمِ سر و سر، این در یتیمِ یتیم، این محجوب حجب، مغروق بحور عزت و جلال الله و العظمه، محبوبِ حبیب، حجت الحجج، بقیة بقیة الله، راکب خلق عظیم.

خداوندا! محمدت را به ما بشناسان؛ آن عنصر عظیمی که او را با محبتت تربیت نمودی. خداوندا! این چگونه تربیتی است که با عشق خود، این حبیب خود را، محبوب خود را، پروراندی، تأدیبش نمودی و به سوی خودت خواندی؟ محمد شد دعوت خاص خود، رزق مکنون الهی. این عنصر عظیم، این سرعت‌دهنده بر زیبایی‌ها، راکب خلق عظیم است؛ سرعت‌دهنده بر مکارم است، بر زیبایی‌ها سرعت می‌دهد، شتاب می‌دهد، رنگ عالم را عوض می‌کند. خداوندا! اگر زیبایی رنگ خود را عوض کند، به چه شکلی درمی‌آید؟ این همان راز محمدی است.

کعبه الانبیا، حلاوت قلم کبرایی 🕋

کعبة الانبیا؛ آن زمانی که حضرتشان به سجده افتادند، از جبین همان نور عظیم، عرق‌ها چکید و از آن قطرات نور عظیم، انبیا شکوفا شدند و همان انبیا دور همان نور عظیم، همچون کعبه‌ای گشتند و خدایشان را مناجات نمودند. کعبة الانبیا است؛ حلاوت قلم کبریایی است؛ آن قلمی که از شنیدن نام محمد مدهوش می‌شود و از خود بی‌خود می‌شود. نامش این‌چنین شیرین است، جان مبارکش چگونه است! این شبکه‌ی عظیم، این نشر، حضرتِ منتشر، عجیب‌ترین شجره آفرینش که از هر شاخه‌اش جهان‌ها آویزان‌اند.

قانون همه چیز به خداوندی خدا محمد است ⚖️

راز علم است، راز تعلیم است، تعلم است و معلم. محمد یعنی قانون همه‌چیز که کل جهانیان به دنبال کشف آن قانون‌اند. قانونی واحد بر این جهان هستی حاکم است. اگر آن قانون را ما کشف کنیم، به تمام اسرار جهان هستی دست می‌یابیم. آن قانون همه‌چیز چیست؟ آن قانون همه‌چیز به خداوندی خدا، محمد است.

روز بعثتش، روز دگرگونی احوالات است. زمین و زمان دگرگون گشته‌اند. بار دیگر زمین نفس کشید؛ بار دیگر بر جان زمین، بر این دنیا روحی دمیده گشت، زنده شد. بار دیگر شیطان رجیم مأیوس شد. شیطان تقریباً کار را تمام کرده بود، جهان ما رو به انقراض بود؛ محمد رسید و شیطان را نالان نمود. مولا امیرالمؤمنین توصیف می‌کنند آن لحظه‌ی خاص را: «من درخشانی وحی را می‌دیدم، من نور و روشنایی وحی و رسالت را مشاهده می‌کردم، من عطر نبوت را می‌چشیدم. زمانی که وحی نازل می‌شد، من ناله‌ی شیطان را شنیدم. پس پرسیدم ای رسول هدی! این ناله چیست؟ فرمودند: این ناله‌ی شیطان است که از عبادت خویش مأیوس گشته است.» یعنی رسول خدا شیطان را مأیوس نمودند. یعنی شیطان تقریباً حاکمیتش بر دنیا تمام می‌شد، اما رسول خدا رسید و دودمانش را بر باد داد.

زمین را با خود به آسمان می‌برد 🌌

همان رسولی که هنگامی که می‌خواست به سوی آسمان پرواز کند، در شب معراج، مولا می‌فرماید آن همدم همیشه‌ی نبوت، چه به هنگام نزول وحی، به هنگام رسالت، چه به هنگام صعود حضرت به باغ معراج، می‌فرماید: «من همراه رسول خدا بودم.» یعنی در آن شبی که رسول خدا می‌خواست به سوی آسمان پر بکشد، درحالی‌که در حجر اسماعیل بود و نماز می‌خواندند، زمانی که نمازش به پایان رسید و نماز من نیز به پایان رسید، ناله و فریاد بسیار شدیدی شنیدم. پس پرسیدم: «ای رسول خدا! این ناله چیست؟» فرمودند: «این ناله و فریاد شیطان است؛ چراکه می‌داند من می‌خواهم به سوی آسمان مسافرت کنم، پس از عبادت خویش مأیوس شده است.»

حال وقتی رسول خدا به سوی آسمان پرواز می‌کند، زمین را با خود به آسمان می‌برد، آسمانی می‌کند و آنگاه برمی‌گرداند. وقتی حضرتشان عروج می‌کنند، با چه حالی پرواز می‌کنند و با چه حالی فرود می‌آیند؟ و در فرود آوردن، با خود چه‌ها که نمی‌آورند! کل سدرة المنتهی، قاب قوسین او ادنی را به سوی زمین می‌آورند و زمین را آسمانی می‌کنند و آسمان را زمینی می‌کنند. عطر خود را به آسمان می‌برند و «او ادنی» را به سوی زمین می‌کشانند. این رسول عظیم خداست. در آن بیعت عقبه، خطاب به شیطان، شیطان باز آنجا خودنمایی می‌کند و حضرت تهدیدش می‌کند: «آیا می‌شنوی ای دشمن خدا؟ بدان به خدا قسم، یعنی به‌زودی خودم را برای تو فارغ خواهم ساخت، یعنی به حساب تو خواهم رسید؛ آن‌چنان حساب رسیدنی که برای تاریخ عبرتی باشد.»

حضرت محمد مفتاح برکت‌اند 🔑

خداوندا! رسول خدا کیست؟ این نور عظیم خدا، این کلید برکات خدا، این سامانه‌ی عظیم خیر و برکات، این رمز عجایب، این سر بی‌کرانگی. به خدا تمام جهانیان به دنبال محمداند و خبر ندارند. حضرتشان راز حرکت‌اند، راز خروج از سکون‌اند. حضرتشان راز رواج بازار دنیا و آخرت و راز رواج محبت است؛ راز بازار دین است، راز بازار مُلک است، ملکوت است، جبروت است. حضرتشان برکت‌آباد خدایند، حضرتشان عشق‌آباد خدایند. «زمانی که راضی شوم، برکت می‌دهم و برای برکتم نهایتی نیست.» و حضرتشان، حضرت محمد، مفتاح برکت‌اند.

یعنی راز گذر به بی‌کرانگی. غفلت از حضرت، غفلت از مدینه‌ی علم است؛ یعنی از تمام حقیقت غافل شدن است، رسیدن به خسران مبین است. هرچه هست در این جهان هستی، غرق علم‌اند. علم همه را، همه‌چیز را در این جهان هستی احاطه نموده است؛ یعنی در یک کلام، کل جهان هستی در احاطه‌ی مدینه‌ی علم نبی است. یعنی حضرتشان تمام حقیقت‌اند، تمام نور و برکت‌اند. حضرت یعنی قانون اساسی برکت، پیشرفت، رویندگی، فروزندگی، لذت، زیبایی. مبعوث شدند تا ما محمدی شویم و از محمدی شدن بگذریم و محمد شویم. تا به آن مقام نرسیم، به بندگی خدا نرسیده‌ایم. تا به آن مقام نرسیم، یعنی خدا را به شایستگی عبادت نکرده‌ایم. این راهبرد اعلای عبادت و بندگی خداست.

سوار بر مرکب خلق عظیم است 📜

و حال، آن محمد کجایند؟ در کدامین آفاق‌اند یا در کدامین فراتر از آفاق‌اند؟ آن حضرتی که در یک معراجش سدرة المنتهی را فتح می‌کند، از قاب قوسین می‌شود، مهمان «او ادنی» می‌شود، حال کجا رسیده است؟ اندکی تفکر کنیم. و ما می‌خواهیم کدامین مقام حضرتشان را فتح کنیم؟ کدام مقام عطرشان را بگیریم؟ آن صاحب خلق عظیم را. گویا که حضرت سوار بر خلق عظیم‌اند، سوارکاراند؛ می‌تازانند اخلاق را، خلقیات را، تمام زیبایی‌ها را، تمام حُسن و محاسن را. خلق عظیم است، صاحب خلق عظیم است، بر مرکب خلق عظیم سوار است، تمام زیبایی‌ها را می‌راند.

خُلقش، اخلاقش، قرآن است؛ یعنی کلام‌الله، خلق محمد مصطفی است. اگر خلقش قرآن است، این چه خُلقی است؟ یعنی خُلقی است که تبیان همه‌چیز است، تمام زیبایی‌ها، تمام مکارم را در خود دارد؛ چه آن مکارمی که می‌شناسیم، چه آن مکارمی که نمی‌شناسیم. یعنی آسمان مکارم در جان حضرت است، نجوم مکارم در جان حضرت است. تمام ظهور و بطون هرچه زیبایی هست، در جان حضرتشان جمع است. ای کاش می‌توانستم راحت‌تر راز این حدیث مبارک را بگویم. چگونه تربیت کردنی است این تربیت که با محبت خدا انجام می‌گیرد؟ الله عزوجل نبی‌اش را ادب نمود و ادبش را نیکو ساخت و زمانی که ادب به کمال رسید، فرمود… این چه مقامی است؟ چه کسی می‌تواند از سر بگذراند، سرش را دریابد؟ پرورده‌ی عشق خداست، حاصل و نتیجه‌ی محبت الهی است. ادب به احسان و اکمال است، عشق به احسان و اکمال است. ادب می‌کند با عشق، عشق را نوش جان نبی‌اش می‌کند، می‌نوشاند عشقش را به جان حبیبش و حبیبش را به عشق خود تبدیل می‌سازد. به معنای واقعی می‌شود عشق‌الله، عشق‌آباد خدا.

نبوت یعنی انتشارات الهی 📖

این رسول عظیم خدا همان قانون‌نامه‌ی خداست، قانون اساسی الله است. مقام نبوتش، محل نشر علوم و فنون است، محل انتشار خیرات و برکات. نبوت در یک کلام یعنی انتشارات الهی. نبوت یعنی جمع کتاب و متعلم. وقتی کتاب و متعلم یکی شدند، نبوت شکل می‌گیرد. نبوت یعنی کتابِ متعلمِ حضرتِ معلم. خداوندا! چگونه معلمی است و حضرتش چگونه متعلمی است؟ چگونه کتابی است که تبدیل به علم خدا گشته است، مدینه‌ی علم خدا شده است؟

چرا یادگیری برای ما دشوار شده است؟ چون از محمدی شدن دور شده‌ایم. ما چگونه یاد می‌گیریم؟ چگونه حفظ می‌کنیم؟ چرا به یادمان نمی‌ماند؟ چرا اسیر فراموشی هستیم؟ چه شده؟ چون سامانه‌ی محمدی وجودمان خوابیده است. ما نیز باید مثل محمد، متعلمِ حضرتِ معلم بودیم. ما همانیم که از مَنّ و سَلوی فرار کردیم، از رزق آسمان فرار کردیم، رزق را در خاک جستیم. ما دیده از آسمان برداشتیم، به زمین دوختیم، به خاک، و اسیر خاک شدیم. ما همان هستیم، ما همان‌هایی هستیم که جانمان را به بهای بدی فروختیم، در مقابل آن‌هایی که جانشان فقط و فقط به خدایشان فروختند. خداوندا! من به هیچ بهایی نمی‌فروشم، خریدارم تویی تنها، خودم را به تو می‌فروشم، قیمتش رضای توست. اول کلام، آخر کلام. آن‌هایی که فرار کردند، در زمین، در خاک روزی خود را جستند. ما همه این‌چنین هستیم. ما چنین خدایمان را خطاب می‌کنیم: «ای موسی! ما بر طعام واحد صبر نمی‌کنیم.» ما خواستن را بلد نیستیم، نمی‌دانیم از الله چه بخواهیم. ما خود خواستیم از خدا، دیده از مَنّ و سَلوی بریدیم، از نور فرار کردیم، از خدا سبزیجات زمینی خواستیم؛ خیار و سیر، عدس و پیاز خواستیم. ما همین‌چنین معامله نمودیم، اسیر خاک شدیم، مثل خاک فکر می‌کنیم، مثل خاک یاد می‌گیریم. «آیا انتخاب می‌کنید، عوض می‌کنید آن چیزی را که برای شما بهتر است در برابر آن چیزی که پست‌تر است؟ بهتر را می‌دهید و بدتر را می‌گیرید؟ پس وارد مصر شوید، پس آنجاست هرآنچه را که خواستید.» این همان راز افتادن است. افتاده‌ایم. راز برخاستن، محمدی شدن است.

سنت خدا همان قانون ثابت خداست ⛓️

محمد یعنی بیمه‌نامه‌ی برکت الله، قوانین مهر و محبت و اقتصاد و لذت و آرامش؛ همان رازی که ما بار دیگر می‌توانیم راه آسان رسیدن را دریابیم در تمام زمینه‌ها. اما این بشر خواست با خدا مبارزه کند، با خدا تحدی نمود، در برابر قوانین خدا قیام نمود، قوانینی به موازات آن وضع کرد و بدبخت اول و آخر شد. بدبخت شد یا نشد؟ چه کسی می‌تواند آیه‌ای نظیر آیه‌ی خدا بیاورد؟ نمی‌آورد. وقتی ما آیه‌ای از آیات خدا را می‌خوانیم، آن آیه دارای بطونی است، حامل شگفتی‌هایی است. عبارتش معجزه می‌کند، اشاراتش زمین و آسمان را به هم می‌دوزد، لطایفش کل جهان هستی را در خود غرق می‌کند و حقایقش هم که ناپیداست. کیست که بتواند آیه‌ای نظیر آیه‌ی خدا بیاورد؟ چه کسی می‌تواند یک آیه نظیر آیه‌ی خدا بیاورد؟ چه کسی می‌تواند یک گلی مثل گل‌های خدا بیاورد؟ چه کسی می‌تواند یک قانونی مثل قانون خدا بسازد؟ چه کسی می‌تواند قانون جاذبه‌ای بیافریند؟ این همه قانون کشف شده، چه کسی می‌تواند؟ چه کسی می‌تواند یک ذره بیاورد؟ که نمی‌تواند. این بشر که خواست در برابر خدا خودنمایی کند، خود را زمین‌گیر کرد، خود را نابود نمود و خبر نداشت. در برابر قانون خدا قانون وضع کرد و بدبخت اول و آخر شد.

خروج از قانون الهی محال است؛ هرچند امکان دور زدن قانون به‌ظاهر فراهم است، اما آن دورزن خبر ندارد قانون امکان تخطی نیز قانون اوست که در جهت آزمون وضع شده و واضع آن خود الله است و به‌خاطر تحقق قانونش، امکان تخطی را گذاشته است. اما سنت‌هایی دارد؛ یعنی سنت، یعنی قانون غیرقابل‌تغییر خدا. پس سنت خدا همان قانون ثابت خداست که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را تغییر دهد و قوانین دیگری که خدا اگر خودش بخواهد، آن‌ها را تغییر می‌دهد و قانون امکان تخطی که خودش آن را گذاشته است تا امکان آزمون برقرار گردد.

محمد مفتاح برکت خداست 💎

خداوندا! سلطانت عظیم است، مقامت بلند است و مکر تو پنهان است و امر تو غالب است و قهر تو آشکار و پیروز است و قدرت تو جاری است. از حکومت تو، از فرمانروایی تو، امکان فرار کردن نیست. پس کیست که بتواند از قانون خدا تخطی کند؟ که نمی‌تواند. و حضرت نبی محمد مصطفی، قانون همه‌چیز خداست.

آیا ما می‌توانیم تصوری از لذت بابرکت داشته باشیم؟ کیست بتواند لذتی را به ثانیه‌ای در اختیار بگیرد؟ سرعت فرار لذت آن‌چنان شتابان است که نمی‌تواند به آنی به آن نظر کند و طعمش را بچشد. اما محمد، مفتاح برکت خداست؛ یعنی راز استقرار لذت است، راز شکار لذت است. اگر طعم بماند، لذت بماند، تقویت بشود، به طعم و لذت دیگر ضمیمه شود، چه می‌شود؟ آن راز با محمد است. آن حضرتی که قانون همه‌چیز است، روینده است، جوشنده است، مؤثر و منشأ آثار عظیم است، راز وصول نعمات خاص خداست. برکت، همان حقیقت تمام‌عیار است، الماس نابِ ناب است، خاصیتِ تمام است، تمامِ خاصیت است، ریشه‌ی ریشه است، رمز حضور عنداللهی است، رمز مرتبط شدن با کلمة الله است، با اسما و صفات الله است. چگونه برسم به آن راز؟ با کلمات خدا، با صفات علیا بپیوندم. راز مفتاح البرکة، همان خزینة الخزائن، همان راز فناناپذیری.

کمال انقطاع الیک 🛤

در یک کلام، اگر بخواهیم تصویری از جمال آن حضرت نشان دهیم، این مناجات شریفه‌ی حضرت امیرالمؤمنین است. گویا جمال حضرت محمد را برای ما تصویر نموده‌اند: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک…» خداوندا! کمال گسستگی به سوی خودت را به من عنایت فرما تا دیدگان دلمان به نور نگاه کردن به سویت روشن شود، تا آنجا که دیدگان دل‌ها پرده‌های نور را بشکافند و به سرچشمه‌ی عظمت برسند و ارواحمان به عرش قدس تو آویخته شود. خداوندا! مرا از جمله‌ی کسانی قرار ده که او را ندا کردی و پاسخت دادند و به او نگریستی و از هیبت جلالت از خود بی‌خود شد؛ پس آشکارا با او راز گفتی و او پنهانی برایت عمل کرد. این چه کسی است به کمال گسستگی رسیده است؟ آیا کسی جز محمد و آل محمد است؟ پس حضرتشان، حضرت محمد، تجسم عینی اوج گسستگی از غیر خدا به سوی خداست. از هرچه هست، گسسته است و این رگ خلقت، همه را از هرچه غیر خداست می‌گسلاند و به او می‌رساند. این راز رازهاست، راز فراسوی لذت‌هاست، راز آن‌سوی زیبایی‌هاست، راز انتهای مقاصد است.

باز از حضرتشان چه گویم؟ این قانون همه‌چیز در این فراچیز. اگر به این مقام برسیم، به همه‌چیز خواهیم رسید؛ نه به همه‌چیز، که از همه‌چیز گسسته خواهیم شد و به او خواهیم رسید. اگر چنین نباشد، مثل بشر امروزی که در کویر علم سرگردان است، سرگردان خواهیم بود. محمد به‌راستی بهشت علوم و معارف و حکمت است.

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply