معنای واقعی توکل چیه؟چگونه میشه در لفظ که همه کارهامون رو به خدا میسپاریم درعمل نیز به خدا بسپاریم واز آشوبهایی که در دلمون ایجاد میشه جلوگیری کنیم؟وهیچ گونه نگرانی نداشته باشیم؟
سوال1131 :
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت استاد بزرگوار معنای واقعی توکل چیه؟چگونه میشه در لفظ که همه کارهامون رو به خدا میسپاریم درعمل نیز به خدا بسپاریم واز آشوبهایی که در دلمون ایجاد میشه جلوگیری کنیم؟وهیچ گونه نگرانی نداشته باشیم؟
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ1131
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🌻🔆خدایا تو خدای منی، به حقیقت تو را به خداوندی پذیرفتم و به حاکمیت تو ایمان یافتم🔆🌻
🔆🔅🌱توکّل یعنی، شرک را با تمام مراتبش از دل زدودن!
🌻🔅🌱يوسف : 106 وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
☀️و بيشتر آنها كه مدعى ايمان به خدا هستند، مشركند!
🔆🔅🌱مدعی ایمان باید موحد واقعی باشد این همان معنای:
🌻🔅🌱التغابن : 13 اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
☀️خداوند كسى است كه هيچ معبودى جز او نيست، و مؤمنان بايد فقط بر او توكل كنند!
🌻🔅🌱إبراهيم : 12 وَ ما لَنا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ
☀️و چرا بر خدا توكّل نكنيم، با اينكه ما را به راههاى (سعادت) رهبرى كرده است؟! و ما بطور مسلّم در برابر آزارهاى شما صبر خواهيم كرد (و دست از رسالت خويش بر نمىداريم)! و توكّل كنندگان، بايد فقط بر خدا توكّل كنند!»
🔆🔅🌱اگر قدرت اول و آخر، معبود اول و آخر، حاکم اول و آخر و … اوست، پس با او هر امری مُیَسّر است.
🌻🔅🌱التوبة : 129 فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ
☀️اگر آنها (از حق) روى بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا كفايت مىكند هيچ معبودى جز او نيست بر او توكّل كردم و او صاحب عرش بزرگ است!»
🌻🔅🌱الشعراء : 217 وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزيزِ الرَّحيمِ
☀️و بر خداوند عزيز و رحيم توكّل كن!
🌻🔅🌱الفرقان : 58 وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذي لا يَمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ كَفى بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبيراً
☀️و توكّل كن بر آن زندهاى كه هرگز نمىميرد و تسبيح و حمد او را بجا آور و همين بس كه او از گناهان بندگانش آگاه است!
🔆🔅🌱توکّل یعنی اعتماد نمودن، او را به سرپرستی پذیرفتن و هر گونه شک در ولایتش را از دل زدودن، او را در هر کار و اندیشه ی بر فراز و پیش وجود یافتن ، پذیرفتن این حقیقت که هیچ اثری به جز به تقدیر و قضاء و امضای او تحقق نپذیرد و هر عملی که اراده ی انجامش را داریم با او حقیقتا و بی هیچ تردیدی تحقق یابد! توکّل یعنی زلال و نهایت یقین!
🍀یک 🍀 توَكَّلْتُ علی الله : يعنى، سرپرستى و وكالت خدا را به حقیقت و با تمام باور و یقین پذيرفتم!
🍀دو 🍀توَكَّلْتُ علی الله : خدا را وكيلش كردم یعنی با اوست که افعالم را انجام میدهم به توفیق و مدد و کمک اوست که امورات تحقق مییابد و من بر این حقیقت آگاهم پس هیچ ترس و واهمه ای در پیشبرد کارهایم ندارم!
🍀سه🍀توَكَّلْتُ علی الله: بر خدا اعتماد كردم، کسی که به او اعتماد کرد حتی به خود هم اعتماد نمیکند، چرا که او از هر لحاظ کافی است!
🌻🔅🌱الزمر : 36 أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
☀️آيا خداوند براى بندهاش بس نيست؟ و با كسانى جز او تو را مىترسانند و هر كس را كه خداوند بيراه بگذارد، او هدايتگرى ندارد
☀️🔅🌱 حضرت صادق (ع) فرمود: توكل مانند كاسهاى است كه مهر شده است به مهر پروردگار متعال، پس نمىآشامند از آن جام و مهر آن را باز نمىكنند مگر آنان كه در مرحله توكل هستند.
داوند متعال مىفرمايد: بر پروردگار متعال توكل نمايند آنان كه متوكل هستند. و باز فرموده است: بر پروردگار متعال توكل كنيد اگر هستيد مؤمنان- پس در آيه شريفه توكل را كليد ايمان و ايمان را قفل توكل قرار داده است. و به عبارت روشنتر: توكل نتائج و ثمرات معنوى دارد، مانند كمال توحيد و حصول مرتبه رضا و برقرارى مقام عبوديت، و از آن نتائج روحانى به جز اشخاصى كه در مرحله توكل ثابت شدهاند كسى استفاده نمىبرد. و اين آيه شريفه نظير آيه كريمه فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ* است. يعنى از لوازم و آثار صدق در ولايت، تمنى موت است، و تمنى موت كليد و وسيله تحقق مقام دوستى با خدا است. و در اين مورد نيز تحقق ايمان مستلزم توكل به خداوند متعال است. و برگشت توكل به اختيار و مقدم داشتن ديگرى است بر خود، يعنى ديگرى را به جاى خود انتخاب كردن و امور خود را به او واگذاردن. و ناچار شخص متوكل در امر توكل خود، توجه به يكى از دو امر پيدا مىكند: يا توجه او به معلول و فوائد و محصول توكل است، و آن به وجود آمدن و به دست آوردن امورى است كه از توكل حاصل مىشود، مانند تحصيل فوائد و منافع بيشتر و اظهار طاعت و عبوديت و اقناع نفس خود در مقابل امور جارى و يا آثار و لوازم روحانى ديگر. و يا توجه او به مبدء و علت العلل توكل مىباشد، يعنى پروردگار عزيز و بزرگوارى كه مىبايد در مقابل او عبوديت و طاعت و خضوع پيدا كرده، و از خود بينى و خود نمايى و توجه به نفس و ديگرى منصرف و منقطع گشت.
در صورت اول: اين توجه كه در حقيقت توجه به غير خداوند عزيز و بر خلاف اخلاص و توحيد است، موجب محجوبيت و محدوديت است.
و صورت دوم: كه توجه به عظمت و جلال حق بوده و روى محبت و اخلاص به پيشگاه حضرت او، همه امور خود را به او واگذار مىكند، در اين مورد شخص متوكل پيوسته متوجه و متعلق و وابسته به حق بوده، و با حق تعالى باقى خواهد بود.
پس حقيقت توكل در اين صورت محقق مىشود، و چون خواستى از صميم دل و روى حقيقت متوكل باشى مىبايد به تمام آرزوهاى دل و علائق قلبى خود قلم بطلان كشيده، و چون كسى كه از زندگى دست شسته و حياة مادى دنيوى را توديع مىكند، از برنامههاى مادى و افكار و هدفهاى دنيوى توديع بكنى.
پس در مقام توكل متعلل مباش، و در پى به دست آوردن علل و جهات و اغراض نهايى سير مكن، و چون نماز ميت پنج تكبير بر پشت سر هدفهاى مادى و خواهشهاى نفسانى بخوان، و تنها توجه خالص تو به پروردگار عزيز باشد و بس.
و كمترين مرتبه توكل اينست كه سبقت نگيرى و همت و قصد پيشرفت نداشته باشى از مقدرات خود (آنچه براى تو در زندگى تعيين و نوشته شده است)، و بيرون نرفته و سر باز نزنى از آنچه در امور مادى براى تو قسمت شده است، و اشراف و مواجهه نداشته باشى با آنچه در باره تو امكان وقوع وجود ندارد. البته اين مسابقه و طلوع و اشراف در مرحله قصد و نيت و تصميم اشخاص به وجود آيد، و اگر نه در مرحله عمل هرگز نسبت به مقدر و مقسوم و معدوم نتوان كارى كرده و خلافى عملا نشان داد. و چون اين معنى در مرحله قصد و نيت است، از اين لحاظ تنها به حقيقت ايمان صدمه مىزند، و به مرحله عصيان و تخلف عملى نمىرسد. و هر گاه خواسته باشى از علائم توكل و از شعار متوكلين آگاه شوى، و ببينى كه چگونه در مقام توكل ايثار و گذشت اختيار مىكنند، در اين حكايت به دقت تدبر كرده، و از مضمون آن استفاده كن.
روايت شده است كه: يكى از مؤمنين كه در راه توكل بود به محضر يكى از حضرات ائمه (ع) مشرف شده، و از پاسخ مسألهاى كه در موضوع توكل بود پرسش نمود. آن حضرت پيش از اظهار پاسخ، چون آثار صلاح و صدق و ايمان و ورع را در سيماى آن مرد مشاهده مىفرمود؛ فرمود ساعتى متوقف شده و مرا مهلت بده تا مذاكره كنيم. در همين ساعتى كه آن حضرت سر به زير انداخته و ساكت و متفكر بود، مرد فقيرى رسيد. امام (ع) دست بر جيب لباس خود كرده و يك دانق (به فارسى دانگ است و شش يك درهم و از پولهاى خورد و متداول آن زمان است) در آورده و به آن فقير بخشش و ايثار فرمود. سپس به آن مرد مؤمن متوجه شده و فرمود: اظهار كن آنچه را كه مىخواهى سؤال كرده و بفهمى! آن مرد عرض كرد: پيش از سؤال كردن مىخواهم جهت تأخير در پاسخ و مهلت گرفتن يك ساعت را بفهمم، زيرا من معتقدم كه امام عالم است و به هر گونه از سؤالات علمى و تحقيقى مىتواند بدون فكر و بررسى و تأمل پاسخ گويد، و محتاج به مهلت و تفكر نبوده است؟
امام فرمود: براى آن بود كه معنى و حقيقت مسئول و مطلوب خود را پيش از مذاكره دريابى از حالت من. و نباشم كه ببينم خود را غفلتكننده از باطن خود، و در آن حال پروردگار من آگاه و بيناست بر حال من. و غفلت در صورتى واقع مىشد كه سخن مىگفتم از موضوع توكل در حالتى كه در جيب من دانقى موجود بود. و سپس جائز نبود مرا سخن گفتن در موضوع توكل مگر بعد از انفاق و بخشش آن يك دانق، و بايد خوب دقت كرده و بفهمى. در اينجا آن مرد شهقهاى زده و سپس تصميم گرفت كه از آبادى بيرون برود، و با كسى انس نگيرد.
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى، متن، ص: 329
🌸🔅🌱قالَ الصَّادِقُ ع التَّوَكُّلُ كَأْسٌ مَخْتُومٌ بِخِتَامِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَشْرَبُ بِهَا وَ لَا يَفُضُّ خِتَامَهَا إِلَّا الْمُتَوَكِّلُونَ كَمَا قَالَ تَعَالَى وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ وَ قَالَ تَعَالَى وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ جَعَلَ اللَّهُ التَّوَكُّلَ مِفْتَاحَ الْإِيمَانِ وَ الْإِيمَانَ قُفْلَ التَّوَكُّلِ وَ حَقِيقَةُ التَّوَكُّلِ الْإِيثَارُ وَ أَصْلُ الْإِيثَارِ تَقْدِيمُ الشَّيْءِ بِحَقِّهِ وَ لَا يَنْفَكُّ الْمُتَوَكِّلُ فِي تَوَكُّلِهِ مِنْ إِثْبَاتِ أَحَدِ الْإِيثَارَيْنِ فَإِنْ آثَرَ الْمَعْلُولَ وَ هُوَ الْكَوْنُ حُجِبَ بِهِ وَ إِنْ آثَرَ الْمُعَلِّلَ عِلَّةَ التَّوَكُّلِ وَ هُوَ الْبَارِي سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى بَقِيَ مَعَهُ فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَكُونَ مُتَوَكِّلًا لَا مُتَعَلِّلًا فَكَبِّرْ عَلَى رُوحِكَ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ وَ وَدِّعْ أَمَانِيَّكَ كُلَّهَا تَوْدِيعَ الْمَوْتِ لِلْحَيَاةِ وَ لَيْسَ أَدْنَى حَدِّ التَّوَكُّلِ إِلَّا تَسَابُقَ مَقْدُومِكَ بِالْهِمَّةِ وَ لَا تُطَالِعْ مَقْسُومَكَ وَ لَا تَسْتَشْرِفْ مَعْدُومَكَ فَتَنْتَقِضُ بِأَحَدِهَا عَقْدَ إِيمَانِكَ وَ أَنْتَ لَا تَشْعُرُ وَ إِنْ عَزَمْتَ أَنْ تَقِفَ عَلَى بَعْضِ شِعَارِ الْمُتَوَكِّلِينَ فِي تَوَكُّلِهِ مِنْ إِثْبَاتِ أَحَدِ الْإِيثَارَيْنِ حَقّاً فَاعْتَصِمْ بِعُرْوَةِ هَذِهِ الْحِكَايَةِ وَ هِيَ أَنَّهُ رُوِيَ أَنَّ بَعْضَ الْمُتَوَكِّلِينَ قَدِمَ عَلَى بَعْضِ الْأَئِمَّةِ ع فَقَالَ لَهُ اعْطِفْ عَلَيَّ بِجَوَابِ مَسْأَلَةٍ فِي التَّوَكُّلِ وَ الْإِمَامُ ع كَانَ يَعْرِفُ الرَّجُلَ بِحُسْنِ التَّوَكُّلِ وَ نَفِيسِ الْوَرَعِ وَ أَشْرَفَ عَلَى صِدْقِهِ فِيمَا سَأَلَ عَنْهُ مِنْ قَبْلِ إِبْدَائِهِ إِيَّاهُ فَقَالَ لَهُ قِفْ مَكَانَكَ وَ أَنْظِرْنِي سَاعَةً فَبَيْنَمَا هُوَ مُطْرِقٌ لِجَوَابِهِ إِذَا اجْتَازَ بِهِمَا فَقِيرٌ فَأَدْخَلَ الْإِمَامُ ع يَدَهُ فِي جَيْبِهِ وَ أَخْرَجَ شَيْئاً فَنَاوَلَهُ الْفَقِيرَ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى السَّائِلِ فَقَالَ لَهُ هَاتِ وَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ فَقَالَ السَّائِلُ أَيُّهَا الْإِمَامُ كُنْتُ أَعْرِفُكَ قَادِراً مُتَمَكِّناً مِنْ جَوَابِ مَسْأَلَتِي قَبْلَ أَنْ تَسْتَنْظِرَنِي فَمَا شَأْنُكَ فِي إِبْطَائِكَ عَنِّي فَقَالَ الْإِمَامُ ع لِتَعْتَبِرَ الْمَعْنَى قَبْلَ كَلَامِي إِذَا لَمْ أَكُنْ أَرَانِي سَاهِياً بِسِرِّي وَ رَبِّي مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ أَنْ أَتَكَلَّمَ بِعِلْمِ التَّوَكُّلِ وَ فِي جَيْبِي دَانِقٌ ثُمَّ لَمْ يَحِلَّ لِي ذَلِكَ إِلَّا بَعْدَ إِيثَارِهِ فَافْهَمْ فَشَهِقَ السَّائِلُ شَهْقَةً وَ حَلَفَ أَلَّا يَأْوِيَ عُمْرَاناً وَ لَا يَأْنَسَ بِبَشَرٍ مَا عَاش
مصباح الشريعة، ص: 164
🍀ترجمه با شما🍀
🌸🔅🌱عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ يَجُولَانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أَوْطَنَا.
الكافي (ط – الإسلامية)، ج2، ص: 65
🌸🔅🌱عنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ قَالَ: كُنَّا فِي مَجْلِسٍ نَطْلُبُ فِيهِ الْعِلْمَ وَ قَدْ نَفِدَتْ نَفَقَتِي فِي بَعْضِ الْأَسْفَارِ فَقَالَ لِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا مَنْ تُؤَمِّلُ لِمَا قَدْ نَزَلَ بِكَ فَقُلْتُ فُلَاناً فَقَالَ إِذاً وَ اللَّهِ لَا تُسْعَفُ «1» حَاجَتُكَ وَ لَا يَبْلُغُكَ أَمَلُكَ وَ لَا تُنْجَحُ طَلِبَتُكَ قُلْتُ وَ مَا عَلَّمَكَ رَحِمَكَ اللَّهُ قَالَ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع حَدَّثَنِي أَنَّهُ قَرَأَ فِي بَعْضِ الْكُتُبِ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ مَجْدِي وَ ارْتِفَاعِي عَلَى عَرْشِي لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ كُلِّ مُؤَمِّلٍ [مِنَ النَّاسِ] غَيْرِي بِالْيَأْسِ وَ لَأَكْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ وَ لَأُنَحِّيَنَّهُ «2» مِنْ قُرْبِي وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِي أَ يُؤَمِّلُ غَيْرِي فِي الشَّدَائِدِ وَ الشَّدَائِدُ بِيَدِي «3» وَ يَرْجُو غَيْرِي وَ يَقْرَعُ بِالْفِكْرِ بَابَ غَيْرِي «4» وَ بِيَدِي مَفَاتِيحُ الْأَبْوَابِ وَ هِيَ مُغْلَقَةٌ وَ بَابِي مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِي فَمَنْ ذَا الَّذِي أَمَّلَنِي لِنَوَائِبِهِ فَقَطَعْتُهُ دُونَهَا وَ مَنْ ذَا الَّذِي رَجَانِي لِعَظِيمَةٍ فَقَطَعْتُ رَجَاءَهُ مِنِّي جَعَلْتُ آمَالَ عِبَادِي عِنْدِي مَحْفُوظَةً فَلَمْ يَرْضَوْا بِحِفْظِي وَ مَلَأْتُ سَمَاوَاتِي مِمَّنْ لَا يَمَلُّ مِنْ تَسْبِيحِي وَ أَمَرْتُهُمْ أَنْ لَا يُغْلِقُوا الْأَبْوَابَ بَيْنِي وَ بَيْنَ عِبَادِي فَلَمْ يَثِقُوا بِقَوْلِي «5» أَ لَمْ يَعْلَمْ [أَنَ] مَنْ طَرَقَتْهُ نَائِبَةٌ مِنْ نَوَائِبِي أَنَّهُ لَا يَمْلِكُ كَشْفَهَا أَحَدٌ غَيْرِي إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِي- فَمَا لِي أَرَاهُ لَاهِياً عَنِّي أَعْطَيْتُهُ بِجُودِي مَا لَمْ يَسْأَلْنِي ثُمَّ انْتَزَعْتُهُ عَنْهُ فَلَمْ يَسْأَلْنِي رَدَّهُ وَ سَأَلَ غَيْرِي أَ فَيَرَانِي «6» أَبْدَأُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُسْأَلُ فَلَا أُجِيبُ سَائِلِي أَ بَخِيلٌ أَنَا فَيُبَخِّلُنِي عَبْدِي «7» أَ وَ لَيْسَ الْجُودُ وَ الْكَرَمُ لِي أَ وَ لَيْسَ الْعَفْوُ وَ الرَّحْمَةُ بِيَدِي أَ وَ لَيْسَ أَنَا مَحَلَّ الْآمَالِ فَمَنْ يَقْطَعُهَا دُونِي أَ فَلَا يَخْشَى الْمُؤَمِّلُونَ أَنْ يُؤَمِّلُوا غَيْرِي فَلَوْ أَنَّ أَهْلَ سَمَاوَاتِي وَ أَهْلَ أَرْضِي أَمَّلُوا جَمِيعاً ثُمَّ أَعْطَيْتُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مِثْلَ مَا أَمَّلَ الْجَمِيعُ مَا انْتَقَصَ مِنْ مُلْكِي مِثْلَ عُضْوِ ذَرَّةٍ وَ كَيْفَ يَنْقُصُ مُلْكٌ أَنَا قَيِّمُهُ فَيَا بُؤْساً «1» لِلْقَانِطِينَ مِنْ رَحْمَتِي وَ يَا بُؤْساً لِمَنْ عَصَانِي وَ لَمْ يُرَاقِبْنِي.
الكافي (ط – الإسلامية)، ج2، ص: 66
🌸🔅🌱 منْ وَثِقَ بِاللَّهِ تَوَكَّلَ عَلَيْه
غرر
🌸🔅🌱 عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ شَيْءٌ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا حَدُّ التَّوَكُّلِ قَالَ الْيَقِينُ قُلْتُ فَمَا حَدُّ الْيَقِينِ قَالَ أَلَّا تَخَافَ مَعَ اللَّهِ شَيْئاً.
الكافي (ط – الإسلامية)، ج2، ص: 57
نظرتون در مورد این پست چیه؟