جام جان

علی اکبر راز جوانی شهادت

علی اکبر راز جوانی شهادت

- اندازه متن +

🌻🔆علی اکبر راز جوانی شهادت🔆🌻

🌼🔆🌼راز جان جوان عشق و شهادت🌼🔆🌼

🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹

🔅🌹 «جوان پاک شگفتی آفرینش»  «رازهای علی اکبر»  «حدیث جهاد و شهادت» «نمک عشق و شهادت»  «شامگاه ولادت جناب علی اکبر علیه السلام» و … چکیده با تکمله       1404.11.11    علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌹🔅

✳️✅ ❇️ ✨💫🔆«علی‌اکبر: رازِ جوانی، عروجِ عشق»

❇️جوانی با علی اکبر جان گرفت

علی اکبر عشق و شهادت را تا ابد در جهان هستی، جوان و شاداب نمود!

علی اکبر به عشق و شهادت طراوت و لطافت و شادابی خاصی بخشید.

علی اکبر طوفان عشق به پا نمود!

علی اکبر روح شهادت شد.

❇️علی‌اکبر (ع): تجسّد عشق و جوانی جاویدان

💫حضرت علی‌اکبر (ع) عشق را در این جهان هم زنده کرد و هم برای همیشه جوان و تازه نگاه داشت. ایشان عشق و شهادت را چنان در هستی جوان نمود که عشق دیگر هرگز پیر نمی‌شود. آن‌چه این شاهکار شهادت را در روز عاشورا به نمایش گذاشت، وجود مبارک علی‌اکبر (ع)، فرزند امام حسین (ع) بود که بذر این عظمت را در جهان کاشت. یاد و نام علی‌اکبر به جوانان جان می‌بخشد و حتی پیران را جوان می‌کند. هر که نام او را ببرد، روح و عمرش جوان می‌شود و هستی‌اش جلوه‌ای تازه می‌یابد؛ گویی روح علی‌اکبری در جانش جاری می‌گردد.

❇️جلوه‌ای از رسول خدا (ص)

علی‌اکبر (ع) عبادت را زنده کرد. گویی رسول خدا (ص) در این جهان گام برمی‌داشت. خلق و خویش، گفتارش و سیمای نورانی‌اش، همه یادآور پیامبر بود. شبی را که با عبادت می‌گذراند و لحظه‌های نابش، چه جلوه‌های باشکوهی داشت. جمال علی‌اکبر از نگاه امام حسین (ع) منظره‌ای بی‌نظیر بود. ای کاش می‌توانستیم لحظه‌ای از نگاه آن حضرت به فرزندش بنگریم.

 به خدا سوگند که پروردگار به علی‌اکبر مباهات می‌کرد و شگفتی‌های عظیمی را در جهان با او بنا می‌نهاد؛ زیرا خداوند خود شگفتی را به پاس پاکی جوانان در مسیر عبادت و بندگی می‌آفریند.

❇️مقام جوان پاک در پیشگاه خداوند

جوان پاک، مقامی والا نزد خدا دارد. رسول خدا (ص) فرموده‌اند: «خداوند متعال شگفتی را در جهان آشکار می‌کند به خاطر جوانی که لهو و لعب را زیر پا می‌گذارد و تن به نادانی نمی‌دهد و نمی‌گوید “من جوانم، باید جوانی کنم”.» وقتی خداوند به چنین جوانی می‌نگرد، شگفتی‌ها می‌آفریند. در حدیث آمده که خداوند (به گونه‌ای که درخور عظمت اوست) از چنین جوانی به شگفت می‌آید تا عظمت او را نشان دهد. جوانی که هواهای نفسانی خود را مهار کند، خداوند به او فخر می‌فروشد و شگفتی‌ها پدید می‌آورد.

❇️فخرفروشی خداوند به جوان عابد

خداوند متعال به جوان عبادت‌کننده مباهات و فخر می‌فروشد. فرشتگان را صف می‌کند و آن جوان را به آنان نشان می‌دهد و می‌فرماید: «به بنده‌ام بنگرید! شهوتش را تنها به خاطر من رها کرده است، زیرا عاشق من است.» خداوند، عاشق جوان توبه‌کار است و هیچ‌کس را بیش از جوان تائب دوست نمی‌دارد. در مقابل، از پیرمرد معصیت‌کاری که بر گناه اصرار دارد، بیش از هر کس بیزار است. مقام کسی که جوانی‌اش را در راه اطاعت خدا به پایان می‌برد، عظیم است. فضیلت جوان عبادت‌کننده بر پیرمرد عابد، همچون برتری پیامبران بر دیگر مردمان است و این فاصله‌ای بی‌کران است. آفرین بر چنین جوان پاک و عبادت‌کننده‌ای.

❇️مقام جوان قاری قرآن

هر کس در جوانی قرآن را قرائت کند، مقامی شگفت دارد. قرآن با گوشت و خونش آمیخته می‌شود و خداوند او را همنشین فرشتگان بزرگوار می‌گرداند. قرآن در قیامت حامی و شفیع او خواهد بود و نزد خدا برای او طلب اجر بیشتر می‌کند تا خداوند نعمت‌هایش را به کمال به او عطا فرماید و جامه‌های بهشتی بر او بپوشاند و تاج کرامت بر سرش نهد. قرآن آن‌قدر برای او شفاعت می‌کند تا خداوند امنیت ابدی را به دست راست و جاودانگی را به دست چپش بنهد و او را چنان بی‌نیاز کند که قرآن راضی گردد. این راز جوان قاری است.

❇️جوان عابد، مایه شگفتی هستی

جوان پاک و عابدی که بر شهوتش لجام زند، در جهان انقلاب می‌آفریند و مایه مباهات و شگفتی است. خداوند به او فخر می‌فروشد.

 تصور کنید رزمنده‌ای مانند علی‌اکبر (ع) در میدان جنگ و نگاه پروردگار به آن گل سرخ نازنین حسین (ع) چگونه بود؟ خداوند چگونه فرشتگان را خطاب می‌کرد و چه رازهایی در آن صحنه بود؟

برترین اعمال نزد خدا، ایمان و جهاد در راه اوست و برترین جهاد، آن است که مرکب رزمنده بیفتد و خونش ریخته شود.

 جهاد، نیرویی عظیم در جان آدمی و سربازی از سربازان عقل است که اگر فعال شود، انسان زنده است و گرنه، مرده.

پایه‌های ایمان بر چهار ستون است: یقین، صبر، عدل و جهاد. پایه‌های جهاد نیز بر چهار امر استوار است: امر به معروف، نهی از منکر، صداقت در میدان‌های نبرد، خشم بخاطر خدا و دشمنی با فاسقان.

 وقتی این چهار روح در کسی دمیده شود، مجاهد فی‌سبیل‌الله می‌گردد و در راه خدا شگفتی‌ها می‌آفریند که جهان را تا ابد زینت می‌بخشد. هر که جهاد و شهادت نصیبش نشود، باخته است.

❇️پاداش مجاهد شهید

امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: شهدا در قیامت چنان عزت دارند که اگر پیامبران (ع) بر ایشان گذر کنند، به احترامشان از مرکب فرود می‌آیند. آنان بر سفره‌هایی از نور می‌نشینند و هر یک برای هفتاد هزار نفر از خویشاوندانشان شفاعت می‌کنند. مجاهد وقتی عزم جهاد می‌کند، خداوند برائت از آتش را برایش می‌نویسد. هنگامی که سلاح بر می‌دارد، خداوند به فرشتگان به او مباهات می‌کند. وقتی خانواده را وداع می‌گوید، دیوارها می‌گریند و گناهانش همچون مار از پوست بیرون می‌آید. خداوند او را با چهل هزار فرشته محافظت می‌کند و هر عمل نیکش را چندین برابر می‌نویسد. عبادت هزار نفر که هزار سال خدا را پرستیده‌اند، برای او ثبت می‌شود. هنگام رویارویی با دشمن، خداوند قیامتی برپا می‌کند و فرشتگان او را با بال‌های خود حمایت می‌کنند. ندا داده می‌شود: «بهشت زیر سایه شمشیرهاست.» هر زخمی که بر شهید وارد می‌آید، گواراتر از آب خنک در روز گرم است. هنگامی که از مرکب می‌افتد، همسر بهشتی‌اش او را در آغوش می‌گیرد و به او بشارت می‌دهد. خداوند جانشین او در خانواده می‌شود و خشنودی یا خشم بر آنان، خشنودی یا خشم بر خداست. روحش در کالبد پرندگان بهشتی جای می‌گیرد و در بهشت پرواز می‌کند. به هر شهید هفتاد قصر از فردوس داده می‌شود که نورش شرق تا غرب را روشن می‌کند و در هر قصر، نعمت‌هایی بی‌پایان است.

❇️عظمت بی‌کران علی‌اکبر (ع) در میدان عشق و شهادت

اینک آیا می‌توان جمال و کمال حضرت علی‌اکبر (ع) را تصور کرد؟ هرگز! اگر مقام یک مجاهد معمولی این چنین است، مقام علی‌اکبر (ع) را چه انسانی یا فرشته‌ای توان توصیف دارد؟ امام حسین (ع) چه شاهکاری در آن میدان آفرید! چه گلچینی از عشق و شهادت نمود که هیچ‌کس تا ابد توان آفرینش چنین هنری را ندارد. چه گل‌هایی پروراند و به سوی شهادت پرواز داد. عجب منظومه‌ای خلق کرد! او آرایشگاهی از عشق و شهادت پدید آورد. هنر عظیم حسینی را باید قرن‌ها، بلکه سال‌های نوری، تأمل کرد.

از ملک تا ملکوت، عنصری چون علی‌اکبر (ع) یافت نمی‌شود. منظره شهادت، عبادت، جمال و خلق و خوی او را هیچ‌کس نمی‌تواند تصور کند.

 امام حسین (ع) نمکی به جهان پاشید که طعمی جاودانه به آن بخشید و هیچ کس نمی‌تواند خود را از آن طعم ماندگار جدا کند.

 هنر عاشورایی امام، نقش و رنگ و آهنگ ویژه‌ای دارد.

❇️رجز حماسی علی‌اکبر (ع) در میدان نبرد

هنگامی که حضرت علی‌اکبر (ع) به میدان نبرد قدم گذاشت، این چنین رجز خواند:

«من علی‌ام، پسر حسین، پسر علی.

به خدا سوگند، ما به پیامبر (ص) نزدیک‌تر و سزاوارتریم تا پسر سفیان و شمر پست.

آن‌قدر با شمشیر بر شما می‌زنم تا شمشیر خم شود.

جوان هاشمی علوی، به خدا سوگند، امروز از پدرم حمایت می‌کند

تا فرزند زنازاده بر ما حکومت نکند.»

اگر آن ضربه‌ها نبود، اکنون یزید بر جان ما حکم می‌راند

و پلیدی شمر پلید بر روح و جان ما مسلط بود.

❇️ علی اکبر علیه السلام  شاه‌کار عشق و شهادت

امام حسین علیه السلام چه شاهکاری در گُل کاری هستی به بار نشانده است، کس تاکنون نتوانسته چنین خلاقیتی ایجاد کرده باشد.

از انوع گل عشق و شهادت و بندگی که به اعلی لطافت زیبائی رسانده است.

امام حسین علیه السلام عجب منظومه‌ای به پا نموده است.

امام حسین علیه السلام آرایشگاه عجیب عشق و شهادت به راه انداخته است.

هنر حسینی عجب هنری است، هنر در هنر است!

قرن‌ها بل سال‌های سال نوری باید تحصیل شاید کمالات و مناقب حسینی شود تا قطراتی از مناقب و فضائلش کسب شود!

عطر و بوی سفره حسینی، مُلک و ملکوت را در بر گرفته است.

شاهکار حسینی ظاهر و باطنی متعالی دارد!

 حسین عشق و شهادت را در دل کائنات کاشته است جهان هستی هنوز به آن گل‌ریزان است!

✳️✅ ❇️ ✨💫🔆

❇️نمک عشق و شهادت

نمک متعالی  در هنر امام حسین علیه السلام جایگاه خاصی دارد و هر لحظه طعم خاصی به آفرینش می‌بخشد.

 امام حسین علیه السلام  اجناسی از نمک‌هایی متعالی را به سفره جهان هستی پاشیده است!

 نمکی از جنس  علی‌اکبر علیه السلام و علی‌‌اصغر و  قاسم و عباس و … .

امام حسین علیه السلام در تابلوی هنر بندگی خود از انواع عناصر متعالی از رنگ‌ها و نقش‌ها و نمک‌ها و روشنایی‌های ملکوتی بهره جسته است.

امام حسین علیه السلام عشق الهی با نمک جانش عجین ساخته است؛ با این معجون چه جانی به جان دین خدا داد.

معجونی چون علی‌اکبر با جان آفرینش چه می‌کند!

❇️پادشاه نمک

نمک ملکوتی مثل موجودات دارای اصناف و انواع است. هر نمکی طعم خاص خود را دارد.

نمکی که در حکم پادشاه نمک‌هاست.

حسین چه نمک عجیبی را در سفره بندگی‌اش پاشید؛ نمکی چون علی اکبرش را.

امام حسین از انواع و اقسام نمک‌ها استفاده نمود، نمک علی اصغر و  قاسم و عباس.

❇️با حسین نصاب هنر بندگی شکسته شد

هنر عاشورایی امام حسین علیه السلام دارای نقش و رنگ و آهنگ خاصی است، متشکل از نواها و آواهای متنوع.

هنر بی‌نظیر حسین هنرهای دیگر را تحت شعاع‌اش قرار داد، حسین در جان هنر هنرنمایی نمود. چنان هنری که هنرهای دیگر را در خود پنهان داشت. حسین چنان ابهتی افکند که هر چیزی را در خود پنهان ساخت.

باید که حسین بود تا کار حسینی انجام داد. تا حسین نباشیم کار حسینی محال است.

❇️عشق و شهادت با حسین لذیذ شد

چه با نمک است نمک حسین.

هیچ معدن نمکی به معادن نمک حسین نرسد.

هر عمل حسین هم طعمی دارد و هم رنگ و هم نقش و هم آهنگ خاصی.

موسیقی بندگی امام حسین علیه السلام عالی‌ترین آهنگ عشق است.

❇️هر لحظه حسین، حسین است

امام حسین علیه السلام در یک نیم روز شاه‌کار کل جهان کرد.

🌸🔅ولادت زیباترین مولود و نمایشگاه جمال و کمال و کلام محمدی مبارک بادا🔅🌸

🌻🔆امام حسین علیه السلام: اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ‏ النَّاسِ‏ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ ص وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ

🔆🌻خداوندا! گواه باش كه جوانى براى جنگ با آنان مى‌رود كه شبيه‌ترينِ مردم به پيامبرت از جهت صورت و سيرت و سخن گفتن است و ما هرگاه مشتاق ديدار پيامبر تو مى‌شديم، به او نگاه مى‌كرديم.

❇️شیرین‌ترین جهاد

💫🔅 عَنْ أَبِي ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ جَالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ وَحْدَهُ فَاغْتَنَمْتُ خَلْوَتَهُ فَقَالَ لِي يَا أَبَا ذَرٍّ لِلْمَسْجِدِ تَحِيَّةٌ قُلْتُ وَ مَا تَحِيَّتُهُ قَالَ رَكْعَتَانِ تَرْكَعُهُمَا فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّكَ أَمَرْتَنِي بِالصَّلَاةِ فَمَا الصَّلَاةُ قَالَ خَيْرُ مَوْضُوعٍ فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ أَكْثَرَ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ الْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ إِيمَانٌ بِاللَّهِ وَ جِهَادٌ فِي‏ سَبِيلِهِ‏  قُلْتُ فَأَيُّ وَقْتِ اللَّيْلِ أَفْضَلُ قَالَ جَوْفُ اللَّيْلِ الْغَابِرُ قُلْتُ فَأَيُ‏ الصَّلَاةِ أَفْضَلُ قَالَ طُولُ الْقُنُوتِ قُلْتُ وَ أَيُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ قَالَ جُهْدٌ مِنْ مُقِلٍّ إِلَى فَقِيرٍ ذِي سِنٍ‏  قُلْتُ مَا الصَّوْمُ قَالَ فَرْضٌ مَجْزِيٌّ وَ عِنْدَ اللَّهِ أَضْعَافٌ كَثِيرَةٌ قُلْتُ فَأَيُّ الرِّقَابِ أَفْضَلُ قَالَ أَغْلَاهَا ثَمَناً وَ أَنْفَسُهَا عِنْدَ أَهْلِهَا قُلْتُ فَأَيُّ الْجِهَادِ أَفْضَلُ قَالَ مَنْ عُقِرَ جَوَادُهُ وَ أُهْرِيقَ دَمُه‏[1]

🔅”ابوذر می گوید: وارد مسجد شدم و رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را در مسجد تنها یافتم، پس از تنهایی او استفاده کردم و گفتم: یا رسول الله، برای مسجد چه احترامی است؟ فرمود: دو رکعت نماز است که در آنجا می خوانی. گفتم: یا رسول الله، شما مرا به نماز امر فرمودید، پس نماز چیست؟ فرمود: بهترین کاری است که می توان انجام داد، پس هر کس می خواهد کمتر و هر کس می خواهد بیشتر انجام دهد.

گفتم: یا رسول الله، کدام عمل نزد الله عز و جل محبوب تر است؟ فرمود: ایمان به الله و جهاد در راه او.

گفتم: کدام وقت شب بهتر است؟ فرمود: نیمه شب آخر.

گفتم: کدام نماز بهتر است؟ فرمود: طولانی بودن قنوت.

گفتم: کدام صدقه بهتر است؟ فرمود: تلاش یک نفر فقیر برای کمک به یک فقیر پیر.

گفتم: روزه چیست؟ فرمود: واجب و کافی است، و نزد الله پاداش های بسیار دارد.

گفتم: کدام برده آزاد کردن بهتر است؟ فرمود: گران ترین و نزد اهلش ارزشمندترین.

گفتم: کدام جهاد بهتر است؟ فرمود: کسی که اسبش کشته شود و خونش ریخته شود.”

❇️روح جهاد

💫🔅 وَ الْجِهَادُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ وَ الْغَضَبِ لِلَّهِ وَ شَنَئَانِ الْفَاسِقِينَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظَهْرَ الْمُؤْمِنِ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أَنْفَ الْفَاسِقِ‏  وَ مَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى الَّذِي عَلَيْهِ‏  وَ مَنْ شَنَأَ الْفَاسِقِينَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ ذَلِكَ الْإِيمَانُ وَ دَعَائِمُهُ وَ شُعَبُهُ [2]

🔅جهاد بر چهار شاخه است: امر به معروف، نهی از منکر، صدق در مواطن و غضب برای الله و دشمنی با فاسقان. هر کس امر به معروف کند، پشت مؤمن را محکم می کند و هر کس نهی از منکر کند، بینی فاسق را به خاک می کشاند. و هر کس در مواطن صدق کند، وظیفه ای که بر عهده دارد را انجام می دهد. و هر کس فاسقان را دشمن بداند و برای الله غضب کند، الله نیز برای او غضب می کند. این ایمان و پایه های آن و شاخه های آن است.”

تحلیل:

“و الْجِهَادُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ” به معنای “جهاد بر چهار شاخه است” است.

چهار شاخه جهاد عبارتند از:

“الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ” (امر به معروف)

“النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ” (نهی از منکر)

“الصِّدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ” (صدق در مواطن)

“الْغَضَبِ لِلَّهِ وَ شَنَئَانِ الْفَاسِقِينَ” (غضب برای الله و دشمنی با فاسقان)

هر یک از این شاخه ها دارای اهمیت و تأثیر خاصی است، مانند محکم کردن پشت مؤمنان، رسوخ فاسقان، انجام وظایف و جلب غضب الله.

❇️جهاد نیروئی به جان آدمی است

💫🔆وَ الْجِهَادُ وَ ضِدَّهُ النُّكُول‏[3]

🔆از (جمله سربازان) عقل جهاد و (از جمله سربازان) جهل نکول است

🌱نکول: ترس و مهار: بر خود مهار زدن از جهاد گریختن

🌸تا این نیروی باطنی جهاد فعال نشود ظاهر جهاد بدون روح خواهد بود، روح جهادی باید پیوسته در جان آدمی زنده باشد.

❇️جهاد اوج عظمت اسلام

💫🔅 عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَ لَا أُخْبِرُكَ بِالْإِسْلَامِ أَصْلِهِ وَ فَرْعِهِ وَ ذِرْوَةِ سَنَامِهِ‏  قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ أَمَّا أَصْلُهُ فَالصَّلَاةُ وَ فَرْعُهُ الزَّكَاةُ وَ ذِرْوَةُ سَنَامِهِ الْجِهَادُ ثُمَّ قَالَ إِنْ شِئْتَ أَخْبَرْتُكَ بِأَبْوَابِ الْخَيْرِ قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ وَ الصَّدَقَةُ تَذْهَبُ بِالْخَطِيئَةِ وَ قِيَامُ الرَّجُلِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ بِذِكْرِ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ ع- تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ‏.[4]

🔅از ابی جعفر (ع) روایت است که فرمود: آیا نمی خواهی به تو از اسلام، اصل و شاخه و اوج آن آگاه کنم؟

گفتم: بله، فدای شما باشم.

فرمود: اما اصل اسلام، نماز است و شاخه آن، زکات و اوج آن، جهاد است.

سپس فرمود: اگر می خواهی، به تو از درهای خیر خبر دهم.

گفتم: بله، فدای شما باشم.

فرمود: روزه، سپری در برابر آتش است و صدقه، گناه را از بین می برد و ایستادن مرد در نیمه های شب، برای ذکر الله است.

سپس این آیه را قرائت فرمود: “کناره هایشان از جایگاه هایشان جدا است، از ترس پروردگارشان.”

✅سنام: بلندترين اعضاء شتر (يعنى كوهان او) است او نيز نقطه مرتفع‏ترى دارد كه آن را ذروه نامند، و نماز ريشه اسلام است، زيرا اسلام بدون نماز برپا نايستد، و زكوه شاخه آنست چون بدون آن كامل نشود و جهاد قلّه بلند اوست، چون جهاد مايه عظمت و بلندى اسلام است،

❇️خداوندا مقام والای علی اکبر را به ما بشناسان

تلاش برای کشف مقام جناب علی اکبر علیه السلام با ادراک مقام جواب پاک

❇️جوانی که بر شهوتش غالب شود، شگفتی آفرینش شود

💫🔅إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيَعْجَبُ مِنْ الشَّابِ لَيْسَ لَهُ صَبْوَةٌ[5]

🔅خداوند جوانى را كه جوانى نميكند بديده تحسين مينگرد.

❇️جوان فخر خدا بر عالمیان است

💫🔅إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُبَاهِي بِالشَّابِّ العَابِدِ المَلَائِكَةَ، يَقُولُ انْظُرُوا إِلَى عَبْدِي تَرَكَ شَهْوَتَهُ مِنْ أَجْلِي[6]

🔅همانا خداوند متعال با جوان پرستشگر در میان فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: بنگرید به بنده من که شهوت خود را برای من ترک کرده است.

❇️خدا عاشق جوان در جستجوی خداست

💫🔅إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُحِبُّ الشَّابَ التَّائِبَ[7]

🔅همانا خداوند متعال جوان توبه کننده را دوست دارد.

❇️جوانی که جوانی‌اش خرج خدا شود عشق خدا شود

💫🔅إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الشَّابَ الَّذِي يُفْنِي شَبَابَهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ[8]

🔅همانا خداوند جوانی را که جوانی خود را در اطاعت از خداوند به پایان می رساند، دوست دارد.

❇️جواب پاک فضیلت پیامبران دارد

💫🔅فَضلُ الشَّابِّ العَابِدِ الَّذِي يَعْبُدُ فِي صَبَاهِ عَلَى الشَّيْخِ الَّذِي يَعْبُدُ بَعْدَ مَا كَبُرَتْ سِنُّهُ كَفَضلِ المُرْسَلِينَ عَلَى سَائِرِ النَّاسِ[9]

🔅فضل جوان پرستشگری که در جوانی عبادت می کند بر پیرمرد پرستشگری که بعد از بزرگ شدن سنّش عبادت می کند، مانند فضل پیامبران بر سایر مردم است.

❇️قرآن وقتی روح و جان جوان می شود

💫🔅عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌ‏ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ كَانَ الْقُرْآنُ حَجِيزاً عَنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَقُولُ يَا رَبِّ إِنَّ كُلَّ عَامِلٍ قَدْ أَصَابَ أَجْرَ عَمَلِهِ غَيْرَ عَامِلِي فَبَلِّغْ بِهِ أَكْرَمَ عَطَايَاكَ قَالَ‏ فَيَكْسُوهُ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ حُلَّتَيْنِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ وَ يُوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْكَرَامَةِ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَلْ أَرْضَيْنَاكَ فِيهِ فَيَقُولُ الْقُرْآنُ يَا رَبِّ قَدْ كُنْتُ أَرْغَبُ لَهُ فِيمَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا فَيُعْطَى الْأَمْنَ بِيَمِينِهِ وَ الْخُلْدَ بِيَسَارِهِ ثُمَّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَيُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ اصْعَدْ دَرَجَةً ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَلْ بَلَّغْنَا بِهِ وَ أَرْضَيْنَاكَ فَيَقُولُ نَعَمْ قَالَ وَ مَنْ قَرَأَهُ كَثِيراً وَ تَعَاهَدَهُ بِمَشَقَّةٍ مِنْ شِدَّةِ حِفْظِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ هَذَا مَرَّتَيْنِ.[10]

💫🔅از ابی عبدالله (ع) روایت است که فرمود: هر کس قرآن را در حالی که جوان مؤمن است، قرائت کند، قرآن با گوشت و خون او آمیخته می شود و خداوند متعال او را همراه با فرشتگان بزرگوار و نیکوکار قرار می دهد و قرآن در روز قیامت از او جدا نمی شود. او می گوید: پروردگارا! هر کسی که عمل کرده است، اجر عمل خود را دریافت کرده است، مگر من که هنوز چیزی دریافت نکرده ام، پس لطفا با این شخص، کرم و بخشش خود را به نهایت برسان.

پس خداوند متعال، دو جامه از جامه های بهشتی به او می پوشاند و بر سر او تاج کرامت می گذارد. سپس به او می گویند: آیا از تو راضی بودیم؟ قرآن می گوید: پروردگارا! من برای او آرزوی چیزی بهتر از این داشتم. پس خداوند به او امنیت را با دست راستش و جاودانگی را با دست چپش می دهد و او به بهشت وارد می شود و به او می گویند: بخوان و بالا برو، یک درجه بالاتر برو. سپس به او می گویند: آیا رسالت ما را به او رساندیم و از او راضی بودیم؟ می گوید: آری.

و هر کس قرآن را بسیار قرائت کند و با مشقت و سختی، آن را حفظ کند، خداوند متعال به او دو برابر اجر این شخص را می دهد.

❇️رزمنده مجاهد و شهید راز آفرینش

💫🔅 عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: بَيْنَمَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع يَخْطُبُ النَّاسَ وَ يَحُضُّهُمْ عَلَى الْجِهَادِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ شَابٌّ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنْ فَضْلِ الْغُزَاةِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع كُنْتُ رَدِيفَ رَسُولِ اللَّهِ ص- عَلَى نَاقَتِهِ الْعَضْبَاءِ وَ نَحْنُ قَافِلُونَ مِنْ غَزْوَةِ ذَاتِ السَّلَاسِلِ فَسَأَلْتُهُ عَمَّا سَأَلْتَنِي عَنْهُ فَقَالَ إِنَّ الْغُزَاةَ إِذَا هَمُّوا بِالْغَزْوِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُمْ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ فَإِذَا تَجَهَّزُوا لِغَزْوِهِمْ بَاهَى اللَّهُ تَعَالَى بِهِمُ الْمَلَائِكَةَ فَإِذَا وَدَّعَهُمْ أَهْلُوهُمْ بَكَتْ عَلَيْهِمُ الْحِيطَانُ وَ الْبُيُوتُ وَ يَخْرُجُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ كَمَا تَخْرُجُ الْحَيَّةُ مِنْ سِلْخِهَا وَ يُوَكِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِمْ بِكُلِّ رَجُلٍ مِنْهُمْ أَرْبَعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ‏ يَحْفَظُونَهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ لَا يَعْمَلُ حَسَنَةً إِلَّا ضُعِّفَتْ لَهُ وَ يُكْتَبُ لَهُ كُلَّ يَوْمٍ عِبَادَةُ أَلْفِ رَجُلٍ يَعْبُدُونَ اللَّهَ أَلْفَ سَنَةٍ كُلُّ سَنَةٍ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ سِتُّونَ يَوْماً وَ الْيَوْمُ مِثْلُ عُمُرِ الدُّنْيَا وَ إِذَا صَارُوا بِحَضْرَةِ عَدُوِّهِمِ انْقَطَعَ عِلْمُ أَهْلِ الدُّنْيَا عَنْ ثَوَابِ اللَّهِ إِيَّاهُمْ فَإِذَا بَرَزُوا لِعَدُوِّهِمْ وَ أُشْرِعَتِ الْأَسِنَّةُ وَ فُوِّقَتِ السِّهَامُ وَ تَقَدَّمَ الرَّجُلُ إِلَى الرَّجُلِ حَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ بِأَجْنِحَتِهِمْ وَ يَدْعُونَ اللَّهَ لَهُمْ بِالنَّصْرِ وَ التَّثْبِيتِ فَيُنَادِي مُنَادٍ الْجَنَّةُ تَحْتَ ظِلَالِ السُّيُوفِ فَتَكُونُ الطَّعْنَةُ وَ الضَّرْبَةُ عَلَى الشَّهِيدِ أَهْوَنَ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ الْبَارِدِ فِي الْيَوْمِ الصَّائِفِ وَ إِذَا زَالَ الشَّهِيدُ عَنْ فَرَسِهِ بِطَعْنَةٍ أَوْ ضَرْبَةٍ لَمْ يَصِلْ إِلَى الْأَرْضِ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ زَوْجَتَهُ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ فَتُبَشِّرَهُ بِمَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْكَرَامَةِ فَإِذَا وَصَلَ إِلَى الْأَرْضِ تَقُولُ لَهُ مَرْحَباً بِالرُّوحِ الطَّيِّبَةِ الَّتِي أُخْرِجَتْ مِنَ الْبَدَنِ الطَّيِّبِ أَبْشِرْ فَإِنَّ لَكَ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ وَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا خَلِيفَتُهُ فِي أَهْلِهِ وَ مَنْ أَرْضَاهُمْ فَقَدْ أَرْضَانِي وَ مَنْ أَسْخَطَهُمْ فَقَدْ أَسْخَطَنِي وَ يَجْعَلُ اللَّهُ رُوحَهُ فِي حَوَاصِلِ طَيْرٍ خُضْرٍ تَسْرَحُ فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ تَشَاءُ تَأْكُلُ مِنْ ثِمَارِهَا وَ تَأْوِي إِلَى قَنَادِيلَ مِنْ ذَهَبٍ مُعَلَّقَةٍ بِالْعَرْشِ وَ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ سَبْعِينَ غُرْفَةً مِنْ غُرَفِ الْفِرْدَوْسِ مَا بَيْنَ صَنْعَاءَ وَ الشَّامِ يَمْلَأُ نُورُهَا مَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ فِي كُلِّ غُرْفَةٍ سَبْعُونَ بَاباً عَلَى كُلِّ بَابٍ سَبْعُونَ مِصْرَاعاً مِنْ ذَهَبٍ عَلَى كُلِّ بَابٍ سُتُورٌ مُسْبَلَةٌ فِي كُلِّ غُرْفَةٍ سَبْعُونَ خَيْمَةً فِي كُلِّ خَيْمَةٍ سَبْعُونَ سَرِيراً مِنْ ذَهَبٍ قَوَائِمُهَا الدُّرُّ وَ الزَّبَرْجَدُ مَوْصُولَةٌ بِقُضْبَانٍ مِنْ زُمُرُّدٍ عَلَى كُلِّ سَرِيرٍ أَرْبَعُونَ فَرْشاً غِلَظُ كُلِّ فِرَاشٍ أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً عَلَى كُلِّ فِرَاشٍ زَوْجَةٌ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ عُرُباً أَتْرَاباً فَقَالَ الشَّابُ‏ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْعَرِبَةِ قَالَ هِيَ الْغَنِجَةُ الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ الشَّهِيَّةُ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ وَصِيفٍ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ وَصِيفَةٍ صُفْرُ الْحُلِيِّ بِيضُ الْوُجُوهِ عَلَيْهِمْ تِيجَانُ اللُّؤْلُؤِ عَلَى رِقَابِهِمُ الْمَنَادِيلُ بِأَيْدِيهِمُ الْأَكْوِبَةُ وَ الْأَبَارِيقُ وَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يَخْرُجُ مِنْ قَبْرِهِ شَاهِراً سَيْفَهُ تَشْخُبُ أَوْدَاجُهُ دَماً اللَّوْنُ لَوْنُ الدَّمِ وَ الرَّائِحَةُ رَائِحَةُ الْمِسْكِ يَخْطُو فِي عَرْصَةِ الْقِيَامَةِ فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ كَانَ الْأَنْبِيَاءُ عَلَى طَرِيقِهِمْ لَتَرَجَّلُوا لَهُمْ لِمَا يَرَوْنَ مِنْ‏ بَهَائِهِمْ حَتَّى يَأْتُوا إِلَى مَوَائِدَ مِنَ الْجَوَاهِرِ فَيَقْعُدُونَ عَلَيْهَا وَ يَشْفَعُ الرَّجُلُ مِنْهُمْ سَبْعِينَ أَلْفاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ جِيرَتِهِ حَتَّى إِنَّ الْجَارَيْنِ يَخْتَصِمَانِ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ فَيَقْعُدُونَ مَعَهُ وَ مَعَ إِبْرَاهِيمَ عَلَى مَائِدَةِ الْخُلْدِ فَيَنْظُرُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي كُلِّ بُكْرَةٍ وَ عَشِيَّةٍ.[11]

فضیلت رزمندگان در راه خدا از امام سجاد (علیه‌السلام)

💫🔅علی بن الحسین (علیه‌السلام) روایت کرد که گفت: «امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) در حالی بر مردم خطبه می‌خواند و آن‌ها را به جهاد تشویق می‌کرد، جوانی برخاست و گفت: ای امیرالمؤمنین! مرا از فضیلت غزاه (رزمندگان) در راه خدا آگاه کن.

علی (علیه‌السلام) فرمود: من هم‌سوار رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر شتر «عضباء» بودیم، در حالی که از غزوه «ذات‌السلاسل» بازمی‌گشتیم. از پیامبر خدا همان چیزی را پرسیدم که تو از من پرسیدی. فرمود:

«همانا غزاه وقتی همّ و قصد جهاد کنند، خدا برایشان رهایی (برائت) از آتش می‌نویسد.

وقتی برای جهاد خود تجهیز شوند، خدای تعالى به فرشتگان بر آن‌ها مباهات می‌کند.

وقتی اهل خانواده‌شان از آن‌ها وداع می‌کنند، دیوارها و خانه‌ها بر آن‌ها گریه می‌کنند.

و آن‌ها از گناهانشان بیرون می‌آیند، همان‌گونه که مار از پوست خود بیرون می‌آید.

و خدای عز و جلّ برای هر یک از آن‌ها چهل هزار فرشته می‌گمارد که از جلو، پشت، راست و چپش محافظت کنند.

و هیچ نیکی انجام ندهند، مگر اینکه برایش دو برابر شود و هر روز برایش عبادتِ هزار نفری نوشته شود که هزار سال خدا را پرستیده‌اند؛ هر سال سیصد و شصت روز، و هر روز به اندازه عمر دنیا.

وقتی در حضور دشمن قرار می‌گیرند، دانش اهل دنیا از پاداشی که خدا به آن‌ها می‌دهد، قطع می‌شود (و درک نمی‌کنند).

وقتی برای رویارویی با دشمن بیرون می‌آیند و نیزه‌ها افکنده و تیرها در کمان‌ها نهاده شده و مرد به سوی مرد پیش می‌رود، فرشتگان با بال‌های خود آن‌ها را احاطه می‌کنند و برای پیروزی و استقامت از خدا می‌خواهند.

در این هنگام منادی ندا می‌دهد: «بهشت زیر سایه شمشیرهاست.»

پس طعنه و ضربه برای شهید، آسان‌تر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است.

و وقتی شهید به واسطه طعنه یا ضربه از اسبش می‌افتد، به زمین نمی‌رسد مگر اینکه خدای عز و جلّ همسرش را از حورالعین برانگیزد تا او را به کرامتی که خدا برایش آماده کرده بشارت دهد.

وقتی به زمین می‌رسد، [زمین یا فرشته‌ای] به او می‌گوید: «به روح پاکیزه که از بدن پاکیزه بیرون آمده است خوش آمدی. بشارت باد بر تو، زیرا آنچه را هیچ چشم ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر قلب انسانی خطور نکرده است، برای توست.»

و خدای عز و جلّ می‌گوید: «من جانشین او در خانواده‌اش هستم؛ هر کس آن‌ها را خشنود کند، مرا خشنود کرده و هر کس آن‌ها را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»

و خدا روح او را در بطن پرندگان سبزی قرار می‌دهد که در بهشت هر جا بخواهند پرواز می‌کنند، از میوه‌های آن می‌خورند و به قندیل‌های طلایی آویخته از عرش پناه می‌برند.

و به هر یک از آن‌ها هفتاد اتاق از اتاق‌های فردوس عطا می‌کند که فاصله‌اش بین صنعا و شام است؛ نورش بین مشرق و مغرب را پر می‌کند.

در هر اتاق هفتاد در است، روی هر در هفتاد لنگه از طلا است، و روی هر در پرده‌های آویزان است.

در هر اتاق هفتاد خیمه است، در هر خیمه هفتاد تخت از طلا که پایه‌هایش از مروارید و زمرّد است و با شاخه‌هایی از زمرد متصل شده است.

روی هر تخت چهل فرش است که ضخامت هر فرش چهل ذراع است، و روی هر فرش همسری از حورالعین است که عرب (خوش‌صحبت) و هم‌سن و سال هستند.

جوان گفت: ای امیرالمؤمنین! مرا از «عُربه» (همسران بهشتی) آگاه کن.

[امام] گفت: او زنی است که غنج‌زده، خشنود، پسندیده و دلرباست. برای او هفتاد هزار غلام و هفتاد هزار کنیز است که زیورآلات زرد (طلایی) و چهره‌های سفید دارند. بر سرشان تاج‌های مروارید است و در دست‌شان دستمال‌ها، کاسه‌ها و آب‌پاش‌هاست.

و روز قیامت از قبرش بیرون می‌آید در حالی که شمشیرش را آشکار کرده و رگ‌هایش از خون می‌ریزد؛ رنگش رنگ خون و بویش بوی مشک است.

در صحن قیامت قدم برمی‌دارد. به کسی که جان او در دست اوست، سوگند! اگر انبیا در راه آن‌ها باشند، به خاطر شکوهی که از آن‌ها می‌بینند، از اسب پیاده می‌شوند (احترام می‌گذارند) تا به سفره‌هایی از جواهر برسند و بر آن بنشینند.

و هر یک از آن‌ها برای هفتاد هزار نفر از اهل بیت و همسایگانش شفاعت می‌کند، تا جایی که دو همسایه با هم اختلاف می‌کنند که کدام نزدیک‌تر است، تا با او بنشینند.

و آن‌ها با ابراهیم (علیه‌السلام) بر سفره جاودانه (خلد) می‌نشینند و در هر صبح و شام به خدای تعالى نگاه می‌کنند.»

❇️راز حجاد و شهادت

💫 عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ:

از علی بن الحسین (علیه‌السلام) روایت شده است که فرمود:

بَيْنَمَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع يَخْطُبُ النَّاسَ وَ يَحُضُّهُمْ عَلَى الْجِهَادِ

در حالی که امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) برای مردم خطبه می‌خواند و آن‌ها را به جهاد تشویق می‌کرد،

إِذْ قَامَ إِلَيْهِ شَابٌّ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنْ فَضْلِ الْغُزَاةِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ

جوانی برخاست و گفت: ای امیرالمؤمنین! مرا از فضیلت غزاه (رزمندگان) در راه خدا آگاه کن.

فَقَالَ عَلِيٌّ ع كُنْتُ رَدِيفَ رَسُولِ اللَّهِ ص- عَلَى نَاقَتِهِ الْعَضْبَاءِ وَ نَحْنُ قَافِلُونَ مِنْ غَزْوَةِ ذَاتِ السَّلَاسِلِ

علی (علیه‌السلام) فرمود: من هم‌سوار رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر شتر «عضباء» بودیم، در حالی که از غزوه «ذات‌السلاسل» بازمی‌گشتیم.

فَسَأَلْتُهُ عَمَّا سَأَلْتَنِي عَنْهُ

از پیامبر خدا همان چیزی را پرسیدم که تو از من پرسیدی.

فَقَالَ إِنَّ الْغُزَاةَ إِذَا هَمُّوا بِالْغَزْوِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُمْ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ

فرمود: همانا غزاه وقتی همّ و قصد جهاد کنند، خدا برایشان رهایی (برائت) از آتش می‌نویسد.

فَإِذَا تَجَهَّزُوا لِغَزْوِهِمْ بَاهَى اللَّهُ تَعَالَى بِهِمُ الْمَلَائِكَةَ

وقتی برای جهاد خود تجهیز شوند، خدای تعالى به فرشتگان بر آن‌ها مباهات می‌کند.

فَإِذَا وَدَّعَهُمْ أَهْلُوهُمْ بَكَتْ عَلَيْهِمُ الْحِيطَانُ وَ الْبُيُوتُ

وقتی اهل خانواده‌شان از آن‌ها وداع می‌کنند، دیوارها و خانه‌ها بر آن‌ها گریه می‌کنند.

وَ يَخْرُجُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ كَمَا تَخْرُجُ الْحَيَّةُ مِنْ سِلْخِهَا

و آن‌ها از گناهانشان بیرون می‌آیند، همان‌گونه که مار از پوست خود بیرون می‌آید.

وَ يُوَكِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِمْ بِكُلِّ رَجُلٍ مِنْهُمْ أَرْبَعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ‏ يَحْفَظُونَهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ

و خدای عز و جلّ برای هر یک از آن‌ها چهل هزار فرشته می‌گمارد که از جلو، پشت، راست و چپش محافظت می‌کنند.

وَ لَا يَعْمَلُ حَسَنَةً إِلَّا ضُعِّفَتْ لَهُ

و هیچ نیکی انجام ندهند، مگر اینکه برایش دو برابر شود.

وَ يُكْتَبُ لَهُ كُلَّ يَوْمٍ عِبَادَةُ أَلْفِ رَجُلٍ يَعْبُدُونَ اللَّهَ أَلْفَ سَنَةٍ كُلُّ سَنَةٍ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ سِتُّونَ يَوْماً وَ الْيَوْمُ مِثْلُ عُمُرِ الدُّنْيَا

و هر روز برایش عبادتِ هزار نفری نوشته می‌شود که هزار سال خدا را پرستیده‌اند؛ هر سال سیصد و شصت روز، و هر روز به اندازه عمر دنیا.

وَ إِذَا صَارُوا بِحَضْرَةِ عَدُوِّهِمِ انْقَطَعَ عِلْمُ أَهْلِ الدُّنْيَا عَنْ ثَوَابِ اللَّهِ إِيَّاهُمْ

وقتی در حضور دشمن قرار می‌گیرند، دانش اهل دنیا از پاداشی که خدا به آن‌ها می‌دهد، قطع می‌شود (و درک نمی‌کنند).

فَإِذَا بَرَزُوا لِعَدُوِّهِمْ وَ أُشْرِعَتِ الْأَسِنَّةُ وَ فُوِّقَتِ السِّهَامُ وَ تَقَدَّمَ الرَّجُلُ إِلَى الرَّجُلِ

وقتی برای رویارویی با دشمن بیرون می‌آیند و نیزه‌ها افکنده و تیرها در کمان‌ها نهاده شده و مرد به سوی مرد پیش می‌رود،

حَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ بِأَجْنِحَتِهِمْ وَ يَدْعُونَ اللَّهَ لَهُمْ بِالنَّصْرِ وَ التَّثْبِيتِ

فرشتگان با بال‌های خود آن‌ها را احاطه می‌کنند و برای پیروزی و استقامت از خدا می‌خواهند.

فَيُنَادِي مُنَادٍ الْجَنَّةُ تَحْتَ ظِلَالِ السُّيُوفِ

در این هنگام منادی ندا می‌دهد: «بهشت زیر سایه شمشیرهاست.»

فَتَكُونُ الطَّعْنَةُ وَ الضَّرْبَةُ عَلَى الشَّهِيدِ أَهْوَنَ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ الْبَارِدِ فِي الْيَوْمِ الصَّائِفِ

پس طعنه و ضربه برای شهید، آسان‌تر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است.

وَ إِذَا زَالَ الشَّهِيدُ عَنْ فَرَسِهِ بِطَعْنَةٍ أَوْ ضَرْبَةٍ لَمْ يَصِلْ إِلَى الْأَرْضِ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ زَوْجَتَهُ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ فَتُبَشِّرَهُ بِمَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْكَرَامَةِ

و وقتی شهید به واسطه طعنه یا ضربه از اسبش می‌افتد، به زمین نمی‌رسد مگر اینکه خدای عز و جلّ همسرش را از حورالعین برانگیزد تا او را به کرامتی که خدا برایش آماده کرده بشارت دهد.

فَإِذَا وَصَلَ إِلَى الْأَرْضِ تَقُولُ لَهُ مَرْحَباً بِالرُّوحِ الطَّيِّبَةِ الَّتِي أُخْرِجَتْ مِنَ الْبَدَنِ الطَّيِّبِ

وقتی به زمین می‌رسد، [زمین یا فرشته‌ای] به او می‌گوید: «به روح پاکیزه که از بدن پاکیزه بیرون آمده است خوش آمدید.»

أَبْشِرْ فَإِنَّ لَكَ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ

«بشارت باد بر تو، زیرا آنچه را هیچ چشم ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر قلب انسانی خطور نکرده است، برای توست.»

وَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا خَلِيفَتُهُ فِي أَهْلِهِ وَ مَنْ أَرْضَاهُمْ فَقَدْ أَرْضَانِي وَ مَنْ أَسْخَطَهُمْ فَقَدْ أَسْخَطَنِي

و خدای عز و جلّ می‌گوید: «من جانشین او در خانواده‌اش هستم؛ هر کس آن‌ها را خشنود کند، مرا خشنود کرده و هر کس آن‌ها را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»

وَ يَجْعَلُ اللَّهُ رُوحَهُ فِي حَوَاصِلِ طَيْرٍ خُضْرٍ تَسْرَحُ فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ تَشَاءُ تَأْكُلُ مِنْ ثِمَارِهَا وَ تَأْوِي إِلَى قَنَادِيلَ مِنْ ذَهَبٍ مُعَلَّقَةٍ بِالْعَرْشِ

و خدا روح او را در بطن پرندگان سبزی قرار می‌دهد که در بهشت هر جا بخواهند پرواز می‌کنند، از میوه‌های آن می‌خورند و به قندیل‌های طلایی آویخته از عرش پناه می‌برند.

وَ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ سَبْعِينَ غُرْفَةً مِنْ غُرَفِ الْفِرْدَوْسِ مَا بَيْنَ صَنْعَاءَ وَ الشَّامِ يَمْلَأُ نُورُهَا مَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ

و به هر یک از آن‌ها هفتاد اتاق از اتاق‌های فردوس عطا می‌کند که فاصله‌اش بین صنعا و شام است؛ نورش بین مشرق و مغرب را پر می‌کند.

فِي كُلِّ غُرْفَةٍ سَبْعُونَ بَاباً عَلَى كُلِّ بَابٍ سَبْعُونَ مِصْرَاعاً مِنْ ذَهَبٍ عَلَى كُلِّ بَابٍ سُتُورٌ مُسْبَلَةٌ

در هر اتاق هفتاد در است، روی هر در هفتاد لنگه از طلا است، و روی هر در پرده‌های آویزان است.

فِي كُلِّ غُرْفَةٍ سَبْعُونَ خَيْمَةً فِي كُلِّ خَيْمَةٍ سَبْعُونَ سَرِيراً مِنْ ذَهَبٍ قَوَائِمُهَا الدُّرُّ وَ الزَّبَرْجَدُ مَوْصُولَةٌ بِقُضْبَانٍ مِنْ زُمُرُّدٍ

در هر اتاق هفتاد خیمه است، در هر خیمه هفتاد تخت از طلا که پایه‌هایش از مروارید و زمرّد است و با شاخه‌هایی از زمرد متصل شده است.

عَلَى كُلِّ سَرِيرٍ أَرْبَعُونَ فَرْشاً غِلَظُ كُلِّ فِرَاشٍ أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً عَلَى كُلِّ فِرَاشٍ زَوْجَةٌ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ عُرُباً أَتْرَاباً

روی هر تخت چهل فرش است که ضخامت هر فرش چهل ذراع است، و روی هر فرش همسری از حورالعین است که عرب (خوش‌صحبت) و هم‌سن و سال هستند.

فَقَالَ الشَّابُ‏ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْعَرِبَةِ

جوان گفت: ای امیرالمؤمنین! مرا از «عُربه» (همسران بهشتی) آگاه کن.

قَالَ هِيَ الْغَنِجَةُ الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ الشَّهِيَّةُ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ وَصِيفٍ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ وَصِيفَةٍ صُفْرُ الْحُلِيِّ بِيضُ الْوُجُوهِ عَلَيْهِمْ تِيجَانُ اللُّؤْلُؤِ عَلَى رِقَابِهِمُ الْمَنَادِيلُ بِأَيْدِيهِمُ الْأَكْوِبَةُ وَ الْأَبَارِيقُ

[امام] گفت: او زنی است که غنج‌زده، خشنود، پسندیده و دلرباست. برای او هفتاد هزار غلام و هفتاد هزار کنیز است که زیورآلات زرد (طلایی) و چهره‌های سفید دارند. بر سرشان تاج‌های مروارید است و در دست‌شان دستمال‌ها، کاسه‌ها و آب‌پاش‌هاست.

وَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يَخْرُجُ مِنْ قَبْرِهِ شَاهِراً سَيْفَهُ تَشْخُبُ أَوْدَاجُهُ دَماً اللَّوْنُ لَوْنُ الدَّمِ وَ الرَّائِحَةُ رَائِحَةُ الْمِسْكِ

و روز قیامت از قبرش بیرون می‌آید در حالی که شمشیرش را آشکار کرده و رگ‌هایش از خون می‌ریزد؛ رنگش رنگ خون و بویش بوی مشک است.

يَخْطُو فِي عَرْصَةِ الْقِيَامَةِ فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ كَانَ الْأَنْبِيَاءُ عَلَى طَرِيقِهِمْ لَتَرَجَّلُوا لَهُمْ لِمَا يَرَوْنَ مِنْ‏ بَهَائِهِمْ

در صحن قیامت قدم برمی‌دارد. به کسی که جان او در دست اوست، سوگند! اگر انبیا در راه آن‌ها باشند، به خاطر شکوهی که از آن‌ها می‌بینند، از اسب پیاده می‌شوند (احترام می‌گذارند).

حَتَّى يَأْتُوا إِلَى مَوَائِدَ مِنَ الْجَوَاهِرِ فَيَقْعُدُونَ عَلَيْهَا

تا به سفره‌هایی از جواهر برسند و بر آن بنشینند.

وَ يَشْفَعُ الرَّجُلُ مِنْهُمْ سَبْعِينَ أَلْفاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ جِيرَتِهِ حَتَّى إِنَّ الْجَارَيْنِ يَخْتَصِمَانِ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ فَيَقْعُدُونَ مَعَهُ

و هر یک از آن‌ها برای هفتاد هزار نفر از اهل بیت و همسایگانش شفاعت می‌کند، تا جایی که دو همسایه با هم اختلاف می‌کنند که کدام نزدیک‌تر است، تا با او بنشینند.

وَ مَعَ إِبْرَاهِيمَ عَلَى مَائِدَةِ الْخُلْدِ فَيَنْظُرُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي كُلِّ بُكْرَةٍ وَ عَشِيَّةٍ.

و با ابراهیم (علیه‌السلام) بر سفره جاودانه (خلد) می‌نشینند و در هر صبح و شام به خدای تعالى نگاه می‌کنند.

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼

✳️❇️✅✨💫🔅🔆🌹🌸

💫علی‌اکبر (ع)؛ مکاشفه‌ای در سرّ جوانی و شهادت

پیشگفتار: در جستجوی سرِّ یک نام

نام «علی‌اکبر» تنها شناسه‌ای تاریخی نیست؛ او یک مکاشفه است. مکاشفه‌ای که چگونه می‌توان در اوج جوانی، پاکی را تا مرز هم‌نشینی با ملکوتیان و لاهوتیان پیش برد و سپس، آن گوهر پاک را در کوره‌ای از عشق الهی ذوب کرد و به «شهادت» ـ که نه مرگ، که تعالی حیات است ـ تبدیل نمود.

💫بخش یک: جوانی؛ خاکِ زرّینِ آفرینش

جوانی، در نگاه متعالی اسلام، صرفاً یک برهه سنی نیست؛ ماده خامِ استعدادی بی‌نظیر است. رسول خدا (ص) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيُبَاهِي بِالشَّابِّ الْعَابِدِ الْمَلَائِكَةَ». این مباهات، رازی بزرگ در خود دارد: جوانی، دوران اوج قوای جسمی و نفسانی است. هنگامی که این اوج، معطوف به عبادت شود، تقابلِ اراده با غریزه، صحنه‌ای خلق می‌کند که حتی فرشتگانِ معصوم نیز فاقد آن‌اند. فرشته، معصوم است چون غریزه‌ای ندارد؛ اما جوان عابد، با وجود غریزه، معصومانه می‌زید. این انتخاب آگاهانه، او را به «شگفتی آفرینش» بدل می‌سازد. جوانی که شهوتش را نه از سر ناتوانی، که از سر عشق به معشوق ترک می‌گوید، گویی از جنس دیگری است. فضیلت او بر پیر عابد، همچون فضیلت پیامبران بر دیگران است؛ زیرا پیامبر نیز در میدان مبارزه با هوای نفس و انتخاب آگاهانه، قهرمان است.

تکمله: این جوان عابد، قبل از آنکه مجاهد میدان جنگ باشد، مجاهد میدان نفس است. پیروزی در این میدان، شرط لازم برای پیروزی در میدان بعدی است. عبادت او، ورزشی روحانی برای آن نبرد بزرگ‌تر است.

💫بخش دو: قرآن؛ هم‌آغوشی جوانی با کلامِ جاودان

حدیث شریف می‌فرماید اگر جوان مؤمنی قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش می‌آمیزد. این تنها یک استعاره زیبا نیست؛ بیان یک حقیقت وجودی است. جوانی، دوران پذیرش و شکل‌گیری هویت است. هنگامی که کلام خدا در این دوران در جان انسان جای می‌گیرد، نه چون معلوماتی الحاقی، که چون ژنی روحانی می‌شود که سرنوشت معنوی فرد را می‌سازد. این جوان، دیگر قرآن را نمی‌خواند؛ قرآن در او نفس می‌کشد، با او می‌اندیشد و بر زبانش جاری می‌شود. در قیامت، این قرآنِ عینیت یافته در وجودش، نه یک کتاب، که شخصیتی دفاع‌کننده می‌شود که برای او طلب رضایت حداکثری می‌کند. این، والاترین سرمایه‌گذاری برای جوانی است.

💫بخش سه: جهاد؛ زایای ایمان و اوج بندگی

جهاد، قلّه اسلام است. اما چرا؟ زیرا جهاد، محک نهاییِ همه فضائل است. ایمان، وقتی در میدان ترس و مرگ استوار بماند، راستین است. صداقت، وقتی در مقابل نیزه‌ها پابرجاست، کامل است. اخلاص، وقتی هیچ چشم‌داشت مادی در کار نیست، محض است. جهاد، آزمایشگاهِ سنجش خلوص انسان است. چهار شاخه آن (امر به معروف، نهی از منکر، صداقت در مواطن، دشمنی برای خدا) نشان می‌دهد جهاد تنها جنگ نظامی نیست؛ یک نظام تربیتی جامع است که فرد را از درون متحول و برای فداکاری آماده می‌کند. شهید، محصول نهایی این نظام تربیتی است. پاداش‌های شگفت‌انگیز و بی‌کرانِ او در روایت امام سجاد (ع)، نه معامله‌ای تجاری، که بازتاب طبیعیِ همان خلوص و فداکاری بی‌منت است. گوهر وجودی او چنان متعالی شده که جهان آخرت، خود را با عظمت او هم‌آهنگ می‌سازد.

💫بخش چهار: علی‌اکبر؛ تبلورِ تمام‌نمای یک حقیقت

اکنون، با این مقدمات سه‌گانه (جوانی، قرآن، جهاد)، مقام والای علی‌اکبر (ع)  را شهود کنیم. او متحققِ عینیِ همه این مفاهیم است:

او جوان عابدِ مطلق بود؛ چنان که امام حسین (ع) فرمود: «هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می‌شدیم، به او نگاه می‌کردیم.» این جمله، تنها اشاره به شباهت ظاهری نیست، بلکه گویای تجلیِ اخلاق و سلوک نبوی در وجود اوست.

او پرتو اعلای قرآن ناطق بود؛ کلام و خلقش، ترجمان آیات الهی.

او مجاهدِ آموزش‌دیده در مکتب امامت بود. رجز او فقط شعار نبود؛ بیانیه هویتی بود: «من علی پسر حسینم… به خدا ما به پیامبر سزاوارتریم». او برای حراست از این میراث نبوی می‌جنگید.

اما فراتر از اینها: علی‌اکبر (ع) نقطه اتصال دو عظمت بود: عظمت جوانیِ عابدانه و عظمت شهادتِ عاشقانه. او نشان داد که اوج جوانی، نه در کام‌گیری‌های زودگذر، که در ایثارِ تمامِ آن سرمایه الهی است. شهادت او، «جوان کردن عشق» است؛ زیرا ثابت کرد عشقی که می‌تواند جوانی چنین گوهری را پیشکش کند، خود، همیشه جوان، زنده و شورانگیز است.

💫بخش پنج: نمکِ حسین (ع)؛ استعاره‌ای برای یک نظام تربیتی

استعاره «نمک»، کلید فهم دیگری است. امام حسین (ع) نه فقط یک شهید، که یک «مصنع» انسان‌سازی بود. او در کارگاه عاشورا، از مواد خامِ وجودی یارانش (علی‌اکبر، عباس، قاسم، …) انسان‌های کاملِ دیگری ساخت. هر یک، نمکی با طعم خاص ولی از یک معدن بودند: معدن ولایت و عشق به خدا.

علی‌اکبر: نمکِ جوانیِ فدا شده، طعمِ شیرینِ اخلاص در اوج زیبایی و توانایی.

عباس: نمکِ وفای برادرانه و ایثار، طعمِ استواری و حماسه.

قاسم: نمکِ شوقِ وصال، طعمِ شرینی که با عسل شهادت آمیخته است.

این «نمک‌ها» طعم فسادناپذیری به تاریخ بخشیدند. هنر حسینی این بود که نصاب هنر بندگی را شکست؛ او نشان داد بندگی تا کجا می‌تواند اوج بگیرد: تا پیشکش کردن عزیزترین‌ها، آن هم در زیباترین و شاداب‌ترین حالتشان.

💫الگویی برای رهروان

علی‌اکبر (ع) برای جوان امروز، یک قهرمان دور از دسترس نیست. او الگویی مراحل‌دار را نشان می‌دهد:

مجاهد نفس: مهار شهوات و صبوری در طاعت (همان جوان عابد).

مجاهد علم: هم‌آغوشی با قرآن و معارف اهلبیت (ع).

مجاهد اجتماع: امر به معروف و نهی از منکر و صداقت.

آمادگی برای فداکاری: وقتی این مراحل طی شد، روحیه جهاد و شهادت ـ که همان روحیه ایثار حداکثری در راه ارزش‌هاست ـ در جان می‌نشیند. آنگاه اگر روزی زمانه، «عاشورایی» دیگر طلبید، انسانِ تربیت‌شده در این مکتب، آماده است.

دعای پایانی امام حسین (ع) برای علی‌اکبر، دعای همه پدران و مادران مؤمن برای فرزندانشان است: «خدایا! گواه باش که جوانی می‌رود که شبیه‌ترین مردم به پیامبرت است.» آرزوی جامعه اسلامی باید پرورش جوانانی باشد که در «خلق و خلق و منطق»، چنان رشد کنند که یادآور پیامبر (ص) و یادگاران فداکارش باشند.

نام و یاد علی‌اکبر (ع)، همیشه نماد جوانیِ پاک، عاشق و فداکار در راه خدا باقی است.

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼


[1] الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص523  ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين – قم، چاپ: اول، 1362ش.

[2] كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج‏2 ؛ ص615  هلالى، سليم بن قيس، الهادى – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1405ق.

[3] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص22  كلينى، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[4] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص23  كلينى، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[5] نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله) ؛ ؛ ص302  پاينده، ابو القاسم، دنياى دانش – تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.

[6] نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله) ؛ ؛ ص303  پاينده، ابو القاسم، دنياى دانش – تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.

[7] نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله) ؛ ؛ ص588  پاينده، ابو القاسم، دنياى دانش – تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.

[8] نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله) ؛ ؛ ص316  پاينده، ابو القاسم، دنياى دانش – تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.

[9] نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله) ؛ ؛ ص316  پاينده، ابو القاسم، دنياى دانش – تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.

[10] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص603  كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[11] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏97 ؛ ص12  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

درباره نویسنده

سید حسن موسوی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply