امام حسین علیه السلام تاویلگر عبادت
🌻🔆🔆🌻
🌼🔆🌼حجت خدا غار حرای ما🌼🔆🌼
🔹«جهل از جان افتاده» «تاویل عبادت» شب هفتم محرم
📅 تاریخ:1405/04/01 – 7محرم 1448
✨ جلسه: مشکات نور
🎤 سخنران: استاد علی ساعی
🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹
🌸وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ
لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ وَ الْعَمَى وَ الشَّكِّ وَ الِارْتِيَابِ
إِلَى بَابِ الْهُدَى مِنَ الرَّدَى 🌸
💫و جان خود را در راه تو بذل کرد
تا بندگانت را از گمراهی و نادانی و کوری و شک و تردید،
به درگاه هدایت از هلاکت برهاند💫
❇️امام حسین علیه السلام زنجیر جهل را پاره نمود
سخت است طبابت و نجات بیمار و گرفتار و جاهلی که عاشق بیماری و بدبختی و جهالت است! امام حسین علیه السلام سختترین طبابت را به سرانجام رساند!
شهادت زیبای امام حسین علیه السلام تیری است همیشه به اثابت، به جان جهل و ضلالت و شیطنت، که دیگر سرپا نخواهند شد و روزی برای همیشه از پای درخواهند افتاد.
امام حسین علیه السلام تیر خلاصی بر جان ضلالت و جهالت و کوری و شک و ارتیاب زد که اثر آن جاودانه خواهد بود!
امام حسین علیه السلام توان مکاره را گرفت آنها را از نفس انداخت! نشانهاش همین است که نور حسین هر چه میگذرد تابانتر میشود!
امام حسین علیه السلام -به حق- بندگان خدا را نجات داد، چرا که ضلالت و جهالت در حال غلبه بر اهل زمین بود.
❇️شهادت نور
نور اگر شهید شود درخشانتر شود، ظلمت اگر به نور نزدیک شود هلاک شود، محو گردد!
شهادت حضرت امام حسین علیه السلام، خورشیدی شد که تا الی الابد خواهد درخشید! و جانها را به عشق الهی پرورش خواهد داد.
نور شکست نمیپذیرد، بلکه شکفته میگردد، همه عالم را به درخشش خود لبریز میسازد،
❇️شهادت امام حسین ع رگ حیات بندگی
شهادت حضرتش رگ ابدی حیات بندگی الهی را در این جهان هستی پیوند زد، تضمینی که امکان گسست ندارد! این است آن خدمت عظیم امام حسین علیه السلام!
فروغ شهادت حضرتش، همچون گردنبند عظیم عبدالهی بر پیکر همگان است! همه بندگان خدا مدیون حسیناند!
❇️امام حسین علیه السلام عبادت را تاویل نمود
امام حسین علیه السلام به حق آیه «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» را تاویل نمود و به اثبات رساند!
✨🔆 الذاريات : 56 وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ
🔆 من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند!
امام حسین علیه السلام عبادت را با هفت بطناش، با تمام انجم و عبارات و اشارات و لطایف و حقایقش تاویل نمود،
❇️عبادت در کلام روح بندگی
💫🔆فِي كِتَابِ عِلَلِ الشَّرَائِعِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: خَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ، فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ، فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ، فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ؟ قَالَ: مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي تَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ.
💫🔆 در کتاب «علل الشرایع» با سندش به امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: حسین بن علی (ع) بر یارانش بیرون آمد و فرمود: «ای مردم! خداوند عزّ و جلّ – یادش بزرگ باد – بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند. پس چون او را شناختند، عبادتش کنند، و چون عبادتش کنند، با عبادت او از پرستش غیر او بینیاز شوند.»
مردی به او گفت: ای پسر رسول خدا، پدر و مادرم فدایت، معرفت خدا چیست؟ فرمود: «معرفتِ مردمِ هر زمانی، به امامِ خود که اطاعتش بر آنان واجب است.»
❇️امام حسین علیه السلام جهان عبادت
وسعت عبادت و بندگی امام حسین علیه السلام قابل درک و قیاس نیست!
تجلی عبادت او با نفسهایش، با روح پاکش، با خونش، با شهادتش از کرانههای عالم گذشته است!
روح عبادت حضرت بر ارکان عالم جاری است،
امام حسین علیه السلام در خود مقیم نبود! عالمی را با خود همراه کرد با خود شهید کرد، شهیدان پنهان و همراه حسین چه بسیارند!
❇️عهدی که در زیارت با خدا میبندیم
امام حسین علیه السلام، «ولایتش، زیارتش» میعادگاه ما با معبودمان است، در حکم «غار حرا، طور سینا، جبل حوریث، بیت ایل، قُبَّةُ الرّمان، ساعیر، جبل فاران، ربوات مقدس» برای ارتباط با معبودمان است!
فراموش نکنیم که امام وسیله ما بسوی معبودمان است، برای تقرب الی الله، هر که از امامش بهره نبرد در حق امامش ظلم نموده است!
💫🔆 اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنَّا لِزِيَارَةِ سَادَاتِنَا وَ أَئِمَّتِنَا الْمَفْرُوضِ عَلَيْنَا طَاعَتُهُمْ وَ مَعْرِفَتُهُمْ وَ الرُّجُوعُ إِلَيْهِمْ وَ الْكَوْنُ مَعَهُمْ اللَّهُمَّ فَاشْهَدْ بِأَنَّا قَدْ أَجَبْنَا دَاعِيَكَ وَ لَبَّيْنَا مُنَادِيَكَ وَ امْتَثَلْنَا أَمْرَهُ وَ اقْتَفَيْنَا أَثَرَهُ اللَّهُمَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنَّا لِزِيَارَتِهِمْ وَ ذِكْرِهِمْ وَ الصَّلَاةِ عَلَيْهِمْ وَ ارْزُقْنَا ذَلِكَ أَعْوَاماً كَثِيرَةً فَإِذَا تَوَفَّيْتَنَا فَاشْهَدْ بِأَنَّا سَامِعُونَ مُطِيعُونَ مُؤْمِنُونَ مُصَدِّقُونَ غَيْرُ مُكَذِّبِينَ مُقِرُّونَ غَيْرُ جَاحِدِينَ وَ لِأَمْرِكَ مُسَلِّمُونَ وَ بِحَبْلِكَ مُعْتَصِمُونَ وَ لِأَئِمَّتِنَا طَائِعُونَ وَ لِأَمْرِهِمْ وَ حُكْمِهِمْ خَاضِعُونَ لَا مُسْتَكْبِرِينَ وَ لَا مُتَكَبِّرِينَ وَ بِمَا رَضِيتَ لَنَا رَاضُونَ وَ لِمَا أَعْطَيْتَنَا آخِذُونَ وَ لِأَنْعُمِكَ شَاكِرُونَ وَ زِدْنَا مِنْ فَضْلِكَ إِلَيْنَا وَ أَلْهِمْنَا شُكْرَكَ لِمَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيْنَا آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ تَحِيَّاتُهُ مَا هَطَلَ غَمَامٌ وَ هَتَفَ حَمَامٌ وَ تَعَاقَبَتِ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامُ ثُمَّ ادْعُ كَثِيراً وَ انْصَرِفْ مَرْحُوماً إِنْ شَاءَ اللَّه
💫🔆 «بارخدایا، این (زیارت) را آخرین دیدار و عهد ما با سروران و امامانمان – که اطاعت و شناخت آنان و بازگشت به سویشان و همراهی با آنان بر ما واجب است – قرار مده. بارخدایا، گواه باش که ما دعوتکنندهات را اجابت کردیم، و به ندای فراخوانندهات لبیک گفتیم، و فرمانش را اطاعت کردیم، و به دنبال او رفتیم. بارخدایا، ما را با گواهان [حق] بنویس. بارخدایا، این را آخرین دیدار ما با آنان و یادشان و درود فرستادن بر آنان قرار مده، و این توفیق را سالهای بسیار روزیمان کن. و چون ما را بمیرانی، گواه باش که ما شنوندگانِ فرمانبردار، مؤمنانِ تصدیقکننده، نه تکذیبکننده، اقرارکننده، نه منکر، تسلیمکننده به فرمان تو، چنگزننده به ریسمانت، فرمانبردار از امامانمان، خاضع در برابر فرمان و حکمشان، نه مستکبر و نه متکبر، و به آنچه برایمان پسندیدهای، راضی، و به آنچه به ما عطا کردهای، گیرنده، و بر نعمتهایت سپاسگزاریم. و از فضلت بر ما بیفزای، و سپاسگزاریات را – در برابر آنچه بر ما نعمت دادهای – به ما الهام کن. آمین، ای پروردگار جهانیان! و درود و سلام بر شما ای اهلبیت؛ همانا او ستودهی بزرگوار است. و رحمت و برکات و تحیّات خدا بر شما باد، تا زمانی که ابر میبارد و کبوتر نغمهسرایی میکند و شبها و روزها پیاپی میآیند.» سپس بسیار دعا کن و – إن شاء الله – با رحمت الهی بازگرد.
🌟 خلاصهی متن «امام حسین (ع) تاویلگر عبادت»
۱. محور اصلی: امام حسین (ع) به مثابه «رهاییبخش از جهل و گمراهی»
«و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الضلاله و الجهاله و العمى و الشک و الارتیاب»
امام حسین (ع) رهاییبخشِ بندگان از گمراهی، نادانی، کوری، شک و تردید است.
حسین (ع) زنجیرِ جهل را پاره کرد و با شهادتِ خود، تیری بر قلبِ جهالت و ضلالت زد که اثرِ آن، جاودانه است.
۲. دشواریِ طبابتِ بیمارِ عاشقِ بیماری
نجاتِ انسانی که به بیماریِ خود عشق میورزد (جاهلی که عاشقِ جهالت است)، سختترین نوعِ درمان است.
امام حسین (ع) این طبابتِ دشوار را با شهادتِ خود به سرانجام رساند و «تیرِ خلاصی» بر پیکرِ جهل و ضلالت زد که تا همیشه، آنان را از نفس انداخت.
۳. شهادتِ نور؛ تابندگیِ بیپایان
نور، اگر شهید شود، درخشانتر میگردد؛ و ظلمت، اگر به نور نزدیک شود، هلاک و محو میشود.
شهادتِ حسین (ع) چون خورشیدی شد که تا ابد خواهد درخشید و جانها را با عشقِ الهی پرورش خواهد داد.
نور، شکست نمیپذیرد، بلکه شکفته میشود و همهی عالم را از درخششِ خود لبریز میسازد.
۴. شهادتِ حسین (ع)؛ رگِ حیاتِ بندگی
شهادتِ امام حسین (ع)، رگِ ابدیِ حیاتِ بندگیِ الهی را در جهان پیوند زد؛ تضمینی که گسستناپذیر است.
فروغِ شهادتِ او، چون گردنبندی عظیم بر پیکرِ همهی بندگان است؛ همهی انسانها، مدیونِ این خدمتِ عظیمِ حسینیاند.
۵. امام حسین (ع)، تاویلگرِ حقیقیِ عبادت
حسین (ع) آیهی «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (ذاریات/۵۶) را به تمامِ مراتب و بطونِ آن، تاویل کرد.
او عبادت را با هفت بطنِ آن (عبارات، اشارات، لطایف، حقایق) به نمایش گذاشت و اثبات کرد که هدف از خلقت، «شناختِ خدا» و «بندگیِ خالصانه» است.
۶. معرفتِ خدا، در گروِ معرفتِ امام
در روایت از امام حسین (ع) نقل شده: «خداوند بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند. پس چون شناختند، عبادتش کنند، و چون عبادتش کنند، از پرستشِ غیر او بینیاز شوند.»
معرفتِ خدا، همان شناختِ امامِ هر زمان است که اطاعتش بر مردم واجب است.
بنابراین، شناختِ حسین (ع) = شناختِ خدا؛ و اطاعت از او = آغازی برای عبادتِ خالصانه خدا.
۷. جهانشمولیِ عبادتِ حسینی
وسعتِ عبادت و بندگیِ امام حسین (ع) قابلِ درک و قیاس نیست.
تجلیِ عبادتِ او با نفسهایش، با روحِ پاکش، با خونِ شهادتش، از کرانههایِ عالم گذشته است و بر ارکانِ جهان جاریست.
او در خود مقیم نبود؛ بلکه جهانی را با خود همراه و شهید کرد؛ شهیدانِ پنهانِ همراهِ حسین (ع) بسیارند.
۸. زیارتِ حسین (ع)؛ میقاتِ لقاءالله
ولایت و زیارتِ امام حسین (ع)، میعادگاهِ ما با معبودمان است.
ولایت و زیارت، در حکم غارِ حرا، طورِ سینا، جبلِ حوریث، بیتایل، قُبّةُ الرّمان، ساعیر، جبلِ فاران، و ربواتِ مقدس برای ارتباط ما با خداست.
امام، وسیلهی ما به سویِ معبود است؛ هر که از امامش بهره نبرد، در حقِ او ظلم کرده است.
۹. عهدِ ابدیِ زائر در زیارت
زیارتگاه حجت خدا محل تجدید عهد و پیمان ما با معبود است!
۱۰. جمعبندیِ نهایی
امام حسین (ع) با شهادتِ خود، جهل و ضلالت را ریشهکن کرد و عبادتِ حقیقی را در تمامِ ابعادِ آن، به نمایش گذاشت.
او، رگِ حیاتِ بندگیِ الهی را در جهان پیوند زد و تا ابد، نورِ شهادتش، جانها را روشن میکند.
شناختِ او، شناختِ خداست و اطاعت از او، عبادتِ خالصانه.
زیارتِ او، میقاتِ لقاءالله است و هر که از این میقات، بهره نبرد، در حقِّ امامش ظلم کرده است.
۱۱. کلیدواژههای مفهومی برای یادآوری سریع:
امام حسین (ع) = رهاییبخش از جهل = تاویلگرِ عبادت = تیرِ خلاص بر ضلالت.
شهادت = نورِ درخشانتر = رگِ حیاتِ بندگی = گردنبندِ عبودیت بر پیکرِ جهانیان.
زیارت = میقاتِ لقاءالله = غارِ حرای شیعیان = عهدِ ابدیِ بندگی با معبود.
🌟 جملات فلسفی و حکمتیِ مستخرج از متن «امام حسین (ع) تاویلگر عبادت»
۱. هستیشناسی (وجودشناسی)
«نور اگر شهید شود درخشانتر شود، ظلمت اگر به نور نزدیک شود هلاک شود.»
⇐ در نظامِ هستی، «نور» (حقیقت) با شهادت، نه تنها کاهش نمییابد، که به اوجِ تابش میرسد؛ و «ظلمت» (باطل) در مواجهه با نورِ حقیقی، محو و نابود میشود.
«شهادتِ امام حسین (ع) خورشیدی شد که تا الی الابد خواهد درخشید.»
⇐ شهادت، از مرزهایِ زمان و مکان عبور میکند و به «حقیقتی جاودان» بدل میشود.
«فروغ شهادت حضرتش، همچون گردنبند عظیم عبدالهی بر پیکر همگان است.»
⇐ شهادتِ حسین (ع) نه فقط برای شیعیان، که برای تمامِ بندگانِ خدا، «نشانِ افتخار» و «تذکری ابدی» برای رهایی از جهالت است.
۲. معرفتشناسی (شناختشناسی)
«معرفتِ خدا، معرفتِ امامِ هر زمان است که اطاعتش بر مردم واجب است.»
⇐ شناختِ خدا، بدونِ شناختِ «حجّتِ خدا» (امامِ معصوم) ممکن نیست؛ زیرا امام، «آیینهی تمامنمایِ اسماء و صفاتِ الهی» است.
«امام حسین (ع) عبادت را با هفت بطناش تاویل نمود.»
⇐ حقیقتِ عبادت، دارای مراتبِ پنهان (بطون) است تا کشف نشوند «معرفتِ بطنی» در کنارِ «معرفتِ ظاهری» محقق نمیشود.
«شناختِ حسین (ع)، وسیلهی اعلای شناختِ خداست.»
۳. انسانشناسی (ولایت و کمالِ انسانی)
«خداوند بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند؛ پس چون شناختند، عبادتش کنند.»
⇐ غایتِ خلقتِ انسان، «شناختِ خدا» و سپس «عبادتِ خالصانه» است؛ و این شناخت، بدونِ واسطهی امام، میسّر نیست.
«امام حسین (ع) در خود مقیم نبود؛ عالمی را با خود همراه و شهید کرد.»
⇐ انسانِ کامل، «خودمحور» نیست؛ بلکه وجودِ او، چنان گسترده است که تمامِ عالم را در بر میگیرد و دیگران را نیز به «شهادتِ وجودی» (رهایی از خود) دعوت میکند.
«شهادتِ حسین (ع) رگِ ابدیِ حیاتِ بندگیِ الهی را در جهان پیوند زد.»
⇐ شهادتِ اولیاء، «جریانِ همیشگیِ عبودیت» را در تاریخ تضمین میکند و امکانِ گسستِ آن را از بین میبرد.
«همهی بندگانِ خدا مدیونِ حسیناند.»
⇐ یعنی، «وظیفهشناسیِ وجودیِ انسان» در برابرِ کسی که راهِ بندگی را برای او هموار کرده.
۴. فلسفهی عبادت (غایتشناسیِ عبودیت)
«امام حسین (ع) آیهی “و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون” را تاویل نمود.»
⇐ عبادت، نه فقط یک «فرمانِ ظاهری»، که «حقیقتی چندلایه» است که باید به باطنِ آن راه یافت؛ و حسین (ع)، این باطن را با شهادتِ خود به نمایش گذاشت.
«هدف از خلقت، عبادتِ خالصانه است؛ و عبادتِ خالصانه، در گروِ شناختِ خداست.»
⇐ غایتِ نهاییِ آفرینش، «قربِ الهی» است که از مسیرِ «شناخت» و «عبادت» میگذرد.
«زائر با زیارتِ حسین (ع) به میقاتِ لقاءالله میرسد.»
⇐ زیارتِ امام، «عبادتی جامع» است که زائر را به «قرب الهی» میرساند و او را از «عبادتِ غیرِ خدا» بینیاز میسازد.
۵. فلسفهی شهادت (نورشناسیِ وجودی)
«شهادت، تیری است بر قلبِ جهل و ضلالت که دیگر سرپا نخواهند شد.»
⇐ شهادتِ حسین (ع)، «ضربهی نهایی» به نظامِ باطل است؛ ضربهای که نه فقط در زمانِ خود، که در تمامِ اعصار، تأثیرگذار است.
«نور، شکست نمیپذیرد، بلکه شکفته میگردد.»
⇐ حقیقت، با فشار و ستم، نه تنها ضعیف نمیشود، که به «شکوفاییِ بیشتر» میرسد؛ این، قانونِ تکوینیِ هستی است.
«شهادتِ حسین (ع)، توانِ مکاره را گرفت و آنان را از نفس انداخت.»
⇐ شهادت، «قدرتِ باطل» را از کار میاندازد و آن را به «هیچانگاریِ وجودی» دچار میکند.
۶. فلسفهی زیارت (میقاتشناسی)
«ولایت و زیارتِ حسین (ع)، در حکمِ غارِ حرا، طورِ سینا، جبلِ حوریث، بیتایل، و ربواتِ مقدس است.»
⇐ زیارتِ امام، «مکانِ مقدسی» است برای «نجوایِ الهی» و «ارتباطِ مستقیم با معبود»؛ که در حکم کشف حجاب است، همانگونه که پیامبران، در این مکانها با خدا سخن گفتند، زائرِ نیز در مزار ولیّ خدا با خدا سخن میگوید.
«امام، وسیلهی ما به سویِ معبود است.»
⇐ امام، «واسطهی فیض» و «پلِ ارتباطی» میانِ بنده و خداست؛ و هر که از این وسیله بهره نبرد، در حقِّ امام ظلم کرده است.
۷. فلسفهی عهد و میثاق در زیارت
در فرازِ زیارت، زائر با خدا عهد میبندد که:
«اجابتکنندهی دعوتِ خدا» باشد.
نفرمانبردارِ امامان» و «خاضع در برابرِ حکمِ آنان» باشد.
«نه مستکبر و نه متکبر» باشد.
«به نعمتهایِ خدا شاکر» باشد و از فضلِ او، افزونی بخواهد.
«این زیارت، تا آخرین لحظاتِ عمر و پس از مرگ، ادامه دارد.»
⇐ عهدِ زائر با خدا، «عهدی ابدی» است که به مرگ، محدود نمیشود؛ بلکه تا «حشر با اولیاء» ادامه مییابد.
۸. نقدِ اجتماعی و معرفتی
«سخت است طبابتِ بیماری که عاشقِ بیماری خود است.»
⇐ جهلِ مرکبتر از مرکب است (نادانیِ همراه با عشق به نادانی)، سختترین نوعِ بیماریِ معرفتی است که حتی انبیاء نیز برای درمانِ آن، به دشواری میافتند.
«شهادتِ حسین (ع) تیرِ خلاصی بر جانِ ضلالت و جهالت و کوری و شک و ارتیاب زد.»
⇐ عاشورا، «ضربهی مهلک» به نظامِ فکریِ باطل (شک، تردید، جهل، و ظلمت) است که تا ابد، آن را از نفس میاندازد.
«امام حسین (ع) بندگانِ خدا را نجات داد؛ چرا که ضلالت و جهالت در حالِ غلبه بر اهلِ زمین بود.»
⇐ قیامِ حسین (ع)، یک «نجاتِ تاریخی» بود؛ یعنی در برههای که باطل، بر حقّ غلبه یافته بود، حسین (ع) با خونِ خود، تعادلِ هستی را به نفعِ حقیقت، بازگرداند.
۹. سخنانِ پایانیِ
«فروغِ شهادتِ حسین (ع)، تضمینی است که امکانِ گسست ندارد.»
⇐ شهادتِ اولیاء، «ضامنِ استمرارِ حقیقت» است؛ نه یک رویدادِ گذرا.
«شهیدانِ پنهانِ همراهِ حسین (ع) بسیارند.»
⇐ هر که در هر زمان، با روحِ حسین (ع) همراه شود، هرچند کشته نشود، «شهیدِ معنوی» است و در کاروانِ او ثبت میشود.
«با حسین (ع) باید مرتفعترین قلههایِ بندگی و عشقِ الهی را فتح کرد.»
⇐ پیوند با حسین (ع)، یعنی «اوجگیریِ وجودی»؛ یعنی رسیدن به مقامی که در آن، جز خدا، چیزی دیده نمیشود.
جمعبندیِ نهایی (در یک عبارتِ حکمی)
«حسین (ع)، نه فقط یک امام، که “تاویلِ عبادت” است؛ او با خونِ خود، به ما آموخت که بندگی، نه در گفتار، که در “شناختِ امام” و “اطاعتِ او” معنا مییابد. هر که او را شناخت، خدا را شناخت؛ و هر که از او اطاعت کرد، در مسیر عبادتِ خالصانه قدم گذاشت.»
«بسط غنائی» «امام حسین (ع) تاویلگر عبادت»
🌟 ۱. حسین (ع)، تیرِ خلاص بر پیکرِ جهل
جهالت، بیماریِ کهنهای است که ریشه در اعماقِ تاریخ دارد؛ بیماری که چه بسا نه با دارو، که با «خون پاک» درمان میشود.
امام حسین (ع) با شهادتِ خود، تیری بر قلبِ این بیماریِ مزمن زد؛ تیری که نه فقط در آن لحظه، که تا ابد، جهل و ضلالت را از نفس میاندازد و به نیمه احتضار نگه داشته است و روزی جانش گرفته خواهد شد.
چرا که نور، هر چه بیشتر شهید شود، درخشانتر میگردد؛ و ظلمت، هر چه به نور نزدیکتر شود، هلاکتر.
🌸 ۲. شهادت، رگِ حیاتِ بندگی
انسان، در میانِ گردابِ روزگار، گاه رگِ حیاتِ معنویاش را از دست میدهد؛ اما حسین (ع) با شهادتِ خود، این رگ را دوباره به پیکرِ عالم پیوند زد.
حضرت تضمین کرد که بندگی، هرگز از جهان رخت برنخواهد بست؛ که خونِ او، چونان جویباری، در رگهایِ تاریخ جاریست و هر که تشنهی حقیقت است، از آن مینوشد.
فروغِ شهادتِ او، چون گردنبندی از نور، بر گردنِ همهی بندگانِ خدا آویخته شده است؛ گردنبندی که هر که به آن نگاه کند، یادِ بندگی میکند و هر که از آن غافل شود، در ظلمتِ خودخواهی، سرگردان میماند.
🌺 ۳. عبادت، تاویلِ حسینی
خداوند در قرآن فرمود: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»؛ اما این عبادت، چیست؟
او نشان داد که عبادت، یعنی در هر لحظه، چون حسین زیستن؛ یعنی با هر نفس، نامِ خدا در جان درخشیدن؛ و با هر قدم، به سویِ حقیقت، گام برداشتن.
🌻 ۵. حسین، جهان را با خود همراه کرد
و این نگاه، چنان گسترده بود که تمامِ جهان را در بر گرفت؛ یارانش را با خود همراه کرد و آنان را نیز به شهادت رساند؛ نه شهادتی که پایانِ زندگی باشد، که شهادتی که آغازِ حیاتی تازه است.
شهیدانِ پنهانِ همراهِ حسین (ع) بسیارند؛ هر که در هر زمان، با روحِ او همراه شود، هرچند در میدانِ نبرد نباشد، اما در قلبِ خود، با او شهید شده است.
🌹 ۶. زیارت، میقاتِ لقاءالله
غارِ حرا، کوهِ طور، بیتایل، و جبلِ فاران، همه مکانهایی بودند که پیامبران، در آنها با خدا نجوا کردند.
اما برای ما شیعیان، «کربلا» و دیگر مشاهد چنین مکانی است.
زیارتِ حسین (ع)، یعنی در سرزمینی قدم گذاشتن که زمینِ آن، با خونِ عشق آبیاری شده و آسمانِ آن، با نورِ شهادت روشن است.
🌼 ۷. عهدِ ابدیِ زائر با خدا
در زیارت، زائر با خدا عهد میبندد که:
«من دعوتِ تو را اجابت کردم، به ندایِ تو لبیک گفتم، و فرمانت را اطاعت نمودم.»
«من تسلیمِ فرمانِ توام، خاضع در برابرِ حکمِ امامان، و شاکرِ نعمتهایِ تو.»
«این زیارت، آخرین عهدِ من با تو نباشد؛ این توفیق را سالهایِ بسیار، روزیِ من کن.»
و این عهد، نه فقط تا پایانِ عمر، که تا پس از مرگ نیز ادامه دارد؛ زیرا زائرِ حقیقی، با مرگ نمیمیرد؛ بلکه با شهادت، به حیاتِ ابدی میرسد.
🌿 ۸. مدیونِ حسین بودن، یعنی شکرِ بندگی
همهی بندگانِ خدا، مدیونِ حسین (ع) هستند؛ نه به این معنا که او برای گناهانِ آنان قربانی شد، بلکه به این معنا که او راهِ بندگی را به آنان نشان داد.
اگر حضرت نبود، جهل و ضلالت، بر جهان چیره میشد و انسانها، در تاریکیِ گمراهی، سرگردان میماندند.
پس شکرِ این نعمت، یعنی ادامهی راهِ او؛ یعنی در هر زمان، با عشقِ او زیستن، با اخلاقِ او رفتار کردن، و با شهادتِ او، از مرگ نهراسیدن.
🌾 ۹. شهادت، شکفتنِ نور
نور، هرگز شکست نمیخورد؛ شکفتن، سرنوشتِ اوست.
حسین (ع) با شهادتِ خود، نه شکست خورد، که به اوجِ شکفتن رسید.
خونِ او، نه بر زمین ریخت، که بر صفحهی تاریخ نقش بست؛ و هر که آن را بخواند، روشن میشود.
شهادتِ حسین (ع)، یعنی خورشیدی که در ظهرِ عاشورا، نه غروب کرد، که برای همیشه، بر افقِ جانها طلوع نمود.
💫 سخنِ پایانیِ
ای دل، اگر میخواهی عبادت را دریابی، به کربلا برو، نه صرف با پا، که با دل.
حسین، آن «تاویلِ عبادت» است که با خونِ خود، به ما آموخت که بندگی، یعنی عاشقانه زیستن و عاشقانه مردن.
او، رگِ حیاتِ ماست؛ اگر او نبود، ما در جهل و ضلالت، غرق میشدیم.
پس شکرِ او، یعنی ادامهی راهِ او؛ یعنی با هر نفس، گفتنِ «لبیک یا حسین»؛ و با هر قدم، رفتن به سویِ خدا.
که حسین، نه فقط امامِ ما، که «میقاتِ لقاءِ ما با خداست»؛ و این میقات، تا ابد، برای هر عاشقی، گشوده خواهد ماند.
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
🌟 تذکرات:
💫«تاویل عبادت» یعنی عبادت را به مقصد رساندن، هدف از عبادت را محقق ساختن!
💫ارتباط معرفت الله با معرف ولیّ خدا «انحصارگراییِ معرفتی» نیست بلکه «امتیازگیری معرفتی» است، چرا که هر چه مغز و دل قدرت بگیرد سرعت معرفت بالا میرود! انسان هر چه نورانیتش و امکان و تجهیزاتش پیشرفتهتر گردد حصول نتیجهاش سریعتر میگردد.
💫مفهوم «معرفتِ خدا، معرفتِ امامِ هر زمان است» این است که شمع وجودی ما به خورشید وجودی مجهز میشود، ضعیف قدرت و سرعت میگیرد! این فضل و رحمت الهی است که این اجازه را به ما صادر نموده است، در حالیکه میبایست خود در بدو خلقت خود به آن مرحله میرسید و خطا کرد!
التين : 4 لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ
التين : 5 ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ
💫پیوند ما با شناخت امام یک مفهومش این است که به همراه امام با کل جهان هستی پیوند خوریم و یکپارچگی را نه تنها با انسانها بلکه با کل هستی درک نماییم!
💫امام هسته مرکزی خلقت است که جمع پراکنده را به دور خود به جمعی یکپارچه تبدیل میکند و منظومه واحدی را با نظمی متعالی به حرکت در میآورد و زیبائیهای بدیعی را شکل میدهد!
عبادت خالصانه با عبادت جمعی محقق خواهد شد، هیچ عاقلی محیط ناسالم را تحمل نمیکند، هر چه جمع سالمتر سرمایه معنوی بالاتر میرود!
💫هیچ عضوی از اعضای بدن به خود نمیاندیشد بلکه در ارتباط با دیگر اعضای بدن است که قدرت و صلابت و سلامتش حفظ می شود! قیام امام حسین علیه السلام برای تقویت و انسجام این پیکر واحد بود، جهان را از خطر ویروسهای کشنده نجات داد!
💫مراد از این که شناخت نفس، قرین شناخت خداست(من عرف نفسه فقد عرف ربه) «شناخت ذات خدا نیست» بلکه شناخت آخرین حد ما در معرفت به آیه مستقر او در وجود ماست، این امر در امام به اوج خود می رسد چرا که اگر ما آیت خدا در حد خودمان باشیم، امام آیت الله العظمای الهی است که متعالیترین تجلی آیه خداست که با شناخت آن به عالیترین شناخت ممکن نسبت به ساحت قدسی است!
💫حجت خدا تجلیات مختلفی دارد که از جمله تجلیات ممسوس و محسوس و معقول آن «ولایت و امامت و عقل» است، عقل سیمای عقلانی حجت خداست، غفلت از عقل، غفلت از حقیقت عقلی ولایت است!
💫تسلیم حجت خدا شدن مثل تسلیم مغز پاک و دل پاک شدن است، اینچنین تسلیمی جمد نیست بلکه رهائی از هر صنف انجماد است، چرا که هر چقدر علم و نور بالا رود انسان آزادتر و رهاتر و گستردهتر و پرسرعتتر میگردد!
تسلیم حجت خدا شدن تسلیم علم و نور و زیبائی شدن است!
💫انسان موجودی آزاد در انتخاب و اختیار است اما از تبعات انتخاب ناصحیح مبرا نیست، لذا پیروی او از حجت خدا یار نیکی برای انتخاب زیباترینهاست!
💫انسان همانطوریکه مدیون مغز و دل و دیگر اعضاء و جوارح خویش است مدیون امام حسین علیه السلام است که نور و روح ملکوتی جان اوست.
💫 وقتی امام وارث انبیاست پس وارث امتیازات آنها نیز هست مقام امامت از مقام رسالت برتر است، پیامبر اسلام در عین دارا بودن مقام رسالت مقام امامت را نیز دارا بودند!
💫بطن عبادت مثل آسمان عبادات است که بعد از نیا به هر سطح به سطح بالاتر صعور میکند! حقایق مغز لطایف و لطایف مغز اشارات و اشارات مغز عبارات عبادات است که هرده رسیدن به مغز آن است! که همچون روح الارواح عبادات است!
🌟 ۱. تاویلِ عبادت؛ رساندنِ عبادت به مقصد
«تاویلِ عبادت» یعنی عبادت را به «هدفِ نهاییِ خود» رساندن؛ یعنی از ظاهرِ مناسک، به باطنِ قربِ الهی عبور کردن.
امام حسین (ع) با شهادتِ خود، عبادت را از «حرف» به «عین» تبدیل کرد؛ او نشان داد که عبادت، فقط گفتنِ «الله اکبر» نیست، بلکه «با تمامِ وجود، الله را اکبر یافتن» است.
او عبادت را به مقصد رساند؛ مقصدی که همان «لقاءالله» است.
پس تاویلِ عبادت، یعنی با زیبائی نماز انسان به روح نماز رسد «معراجِ روح» شود؛ و با روزه گرفتن به «کمال النقطاع الی الله» رسد و « دریچههایِ ملکوت» را بگشاید.
🌸 ۲. معرفتِ خدا، امتیازِ معرفتی است، نه انحصار
ارتباطِ معرفتِ خدا با معرفتِ ولیِّ خدا، «انحصارگراییِ معرفتی» نیست؛ بلکه «امتیازگیریِ معرفتی» است.
همانگونه که یک مغزِ پیشرفته، اطلاعات را سریعتر و عمیقتر پردازش میکند، انسانِ متصل به امام، با «نورانیتِ بیشتر»، به «سرعتِ بیشتر در معرفت» دست مییابد.
این، فضلِ الهی است که به ما اجازه داده تا از «خورشیدِ وجودیِ امام»، نور بگیریم و ضعفِ خود را جبران کنیم!
خداوند در قرآن میفرماید:
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» (ما انسان را در نیکوترینِ ساختار آفریدیم)،
«ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ» (سپس او را به پستترینِ پستها بازگرداندیم).
پس امام، آن «پلِ بازگشت» است؛ از اسفلِ سافلین، به احسنِ تقویم؛ و این، امتیازی است که خدا به ما بخشیده تا راهِ گمشده را بیابیم.
🌺 ۳. پیوند با امام؛ پیوند با کلِ هستی
شناختِ امام، یعنی با او، با تمامِ جهانِ هستی پیوند خوردن.
امام، هستهی مرکزیِ خلقت است که پراکندگیها را به گردِ خود جمع میکند و منظومهای واحد با نظمی متعالی را به حرکت درمیآورد.
عبادتِ خالصانه، با «عبادتِ جمعی» محقق میشود؛ زیرا هیچ عاقلی، محیطِ ناسالم را تحمّل نمیکند.
هر چه جامعه سالمتر، سرمایهی معنویِ آن بالاتر.
هیچ عضوی از بدن، به خود نمیاندیشد؛ بلکه در ارتباط با دیگر اعضا، قدرت و سلامتِ خود را حفظ میکند.
قیامِ امام حسین (ع) برای تقویتِ این پیکرِ واحد بود؛ او جهان را از «ویروسهایِ کشندهی ظلم و جهل» نجات داد.
🌻 ۴. شناختِ نفس؛ شناختِ آیهی مستقرِ خدا
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» (هر که خود را بشناسد، خدا را شناخته است).
اما مراد از این شناخت، شناختِ «ذاتِ خدا» نیست؛ بلکه شناختِ «آخرین حدِّ ما در معرفت به آیهی مستقرِ او در وجودِ ماست».
این آیه، در امام به اوجِ خود میرسد؛ زیرا اگر ما «آیتِ خدا» در حدِّ خودمان باشیم، امام «آیتاللهِ العظمای الهی» است که متعالیترین تجلّیِ آیهی خداست.
شناختِ امام، یعنی رسیدن به عالیترین شناختِ ممکن نسبت به ساحتِ قدسیِ الهی.
🌷 ۵. حجتِ خدا؛ تجلیاتِ مختلف دارد
حجتِ خدا، تجلیاتِ مختلفی دارد؛ از جمله:
ولایت (حقیقتِ باطنیِ هدایت)
امامت (ظهورِ ولایت در تاریخ)
عقل (سیمایِ عقلانیِ حجتِ خدا)
غفلت از عقل، غفلت از حقیقتِ عقلیِ ولایت است.
امام، هم «قلبِ عالم» است و هم «عقلِ عالم»؛ و هر که از این عقل، بیبهره باشد، از اصلِ ولایت، دور مانده است.
🌹 ۶. تسلیمِ حجت؛ رهایی از هر جمود
تسلیمِ حجتِ خدا شدن، مثلِ تسلیمِ «مغزِ پاک» و «دلِ پاک» شدن است.
این تسلیم، جمود نیست؛ بلکه رهایی از هر گونه «انجمادِ فکری و روحی» است.
هر چه علم و نور بالاتر رود، انسان آزادتر، رهاتر، گستردهتر و پرسرعتتر میگردد.
تسلیمِ حجتِ خدا، یعنی تسلیمِ علم و نور و زیبایی شدن؛ تسلیمی که در آن، بنده، نه برده، که «عاشقِ آزادِ حقیقت» است.
🌼 ۷. انسان، آزاد در انتخاب؛ اما مسئول در تبعات
انسان، موجودی آزاد در انتخاب و اختیار است؛ اما از تبعاتِ انتخابِ ناصحیح، مبرّا نیست.
پیروی از حجتِ خدا، «یارِ نیکی» است برای انتخابِ زیباترینها.
امام، نه «مجبورکننده»، که «راهنمایِ مهربان» است؛ او نشان میدهد، اما انتخاب، با خودِ انسان است.
و این، عینِ کرامتِ انسانی است؛ که با اختیارِ خود، به سویِ کمال حرکت کند.
🌿 ۸. مدیونِ حسین بودن؛ مثلِ مدیونِ مغز و دل بودن
انسان، همانگونه که مدیونِ مغز و دل و دیگر اعضاء و جوارحِ خویش است، مدیونِ امام حسین (ع) نیز هست.
چرا که او، نور و روحِ ملکوتیِ جانِ ماست.
همانگونه که بدونِ مغز، نمیتوان اندیشید و بدونِ دل، نمیتوان عشق ورزید، بدونِ حسین (ع) نیز نمیتوان به حقیقتِ بندگی رسید.
امام، «عضوِ جدانشدنیِ پیکرِ هستی» است؛ و هر که او را نشناسد، در حقیقت، خود را نشناخته است.
🌾 ۹. امام، وارثِ انبیاء و برتر از رسالت
وقتی امام، وارثِ انبیاء است، پس وارثِ امتیازاتِ آنان نیز هست.
مقامِ امامت، از مقامِ رسالت برتر است؛ زیرا امام، هم «حافظِ شریعت» است و هم «کاشفِ باطنِ آن».
پیامبر اسلام (ص) نیز، در عینِ دارا بودنِ مقامِ رسالت، مقامِ امامت را نیز داشت.
پس حسین (ع)، نه فقط وارثِ رسالتِ پیامبران، که وارثِ «امامتِ آنان» نیز هست؛ و این، عظمتی است که با هیچ مقامِ دیگری، قابلِ قیاس نیست.
🌺 ۱۰. بطونِ عبادت؛ صعود از عبارت به حقیقت
بطونِ عبادت، مثلِ آسمانهایِ هفتگانه است که پس از رسیدن به هر سطح، به سطحِ بالاتر، صعود میکند:
عبارات (ظاهرِ عبادت) ←
اشارات (رمزها و رازها) ←
لطایف (ظرافتهایِ معنوی) ←
حقایق (مغزِ عبادت)
حقایق، مغزِ لطایف؛ لطایف، مغزِ اشارات؛ و اشارات، مغزِ عباراتِ عبادات است.
رسیدن به هر بطن، یعنی «رسیدن به مغزِ آن»؛ و نهایتِ این صعود، رسیدن به «روحالارواحِ عبادات» است؛ یعنی همان «قربِ الهی» که حسین (ع) با شهادتِ خود، به آن دست یافت.
💫 در یک عبارتِ حکمیِ نهایی:
حسین (ع)، نه فقط امامِ ما، که «تاویلِ عبادتِ ماست»؛ او عبادت را به مقصد رساند و به ما آموخت که بندگی، یعنی «شناختِ خدا از مسیرِ شناختِ امام» و «اطاعتِ عاشقانهای که به آزادیِ حقیقی میانجامد.» هر که با او پیوند خورد، با تمامِ هستی پیوند خورده است؛ و هر که از او غافل شد، از مغزِ حیاتِ معنویِ خود، غافل مانده است.
نظرتون در مورد این پست چیه؟