متن مکتوب و پیادهشده درسگفتار
سلسله معارف مشکات نور🌼🔆🌼راز اجابت دعای مظلوم بر ظالم🌼🔆🌼
🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹
🔅🌹 «مظلوم در آئینه ظالم» «حکمت شکایت» «شکایت از خود» «رازهای شکایت بسوی الله» «برکات شکایتنامه» و … چکیده با تکمله 1405.06.12 علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903) 🌹🔅
✳️✅ ❇️ 🔆✨💫🔆 🌸☘️🌷🌹🌻 🌼 🕋 🌙 🤲 🌙 🕌 📖 🍃🪴
✨ 🌸 🔆 اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي🔆 🌸 ✨
☘️🌹مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ🌹☘️
🌷🔆🕋🔆🌷
🤲 💫🌙 ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك 💫🌙 🤲
🔆🌹🔆
✅ادامه «تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»
بخش دیگری از تدبیر شکایتنامه
🌸 پیشگفتار 🌸
به نام آنکه شکایت را فریادِ عشق و دادخواهی را آئینهی معرفت قرار داد.
آنچه در پیشِ رو دارید، نه یک رسالهی معمولی، که سفری است در ژرفایِ رابطهی بنده با خدا، در بوتهی آزمایشِ ظلم و رنج. این نوشتار، تلاشی است برای کشفِ «رازِ اجابتِ دعای مظلوم بر ظالم» از منظرِ قرآن، روایاتِ اهلبیت (ع) و سلوکِ عرفانی.
اینجا، «ظالم» تنها آن کس نیست که بر دیگری ستم روا میدارد؛ بلکه نخستین و نزدیکترین ظالم، «نفسِ امّاره» است که با هشت تیرِ خیانت، قلب را از اجابتْ خالی میکند. و «مظلوم» حقیقی، کسی است که پیش از آنکه به دادرسیِ خداوند برود، خود را در آئینهی عدلِ الهی مینگرد و از خویشتنِ خویش شکایت میبَرَد.
این اثر، در مسیر شرح دعای 20 صحیفه سجادیه و با تکیه بر خطبهی نورانیِ امیرالمؤمنین (ع) در «هشت خصلتِ بازدارندهی اجابت»، و دعایِ مأثورِ امام سجّاد (ع) در هنگامِ ستمدیدگی، و نیز پندهایِ آسمانی به حضرت عیسی (ع)، در پیِ آن است که نشان دهد:
«شکایت به درگاهِ خدا، نه اعتراض به قضای او، که التماسِ تحققِ عدلِ اوست؛ و نه فرار از بلا، که رویآوری به اصلاحِ درون است.»
این قلم، با تکیه بر نگاهِ جامعنگری که «ظالم را آئینهی مظلوم» میداند، از خواننده میخواهد تا پیش از هر نالهای، به وجدانِ خویش بازگردد و از خداوند، نه فقط «یاری»، که «خودشناسی» و «تزکیه» را مسئلت نماید.
امید که این مختصر، دریچهای باشد به سویِ آن «فریادِ رازآمیز» که آسمان را میشکافد و پاسخِ الهی را، به صورتِ رحمت، نه لعنت، فرود میآوَرَد.
🌷 مقدمه 🌷
«اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» (غافر/۶۰)
این وعده الهی، کوتاهترین و پرمعناترین راهِ ارتباطِ بنده با خداست؛ امّا چه بسیارند انسانهایی که سالها دستِ نیاز به سویِ آسمان برمیافرازند، امّا پاسخی جز خاموشی یا تلخی نمییابند. رازِ این نافرجامی چیست؟ آیا خداوند، وعدهی خود را نادیده گرفته، یا آنکه بنده، راهِ اجابت را به خطا رفته است؟
این پژوهش، پاسخی است به این دغدغهی همیشگیِ دلهایِ مؤمن. در این مسیر، از دو منبعِ اصیلِ معرفتی بهره گرفتهایم:
۱. کلامِ امیرالمؤمنین (ع) در بیانِ هشت خصلتی که قلب را از اجابتْ خالی میکند،
۲. دعایِ امام سجّاد (ع) در هنگامِ ستمدیدگی که نشان میدهد چگونه باید از نفس، پیش از دیگران، شکایت بُرد.
روشِ این نوشتار، «تلفیقِ عقل و نقل» و «تزکیه و تبیین» است؛ بدین معنا که هر روایت، با تحلیلِ عرفانی و اخلاقی همراه شده است تا از سطحِ یک گزارشِ تاریخی، به مقامِ یک «دستورالعملِ سلوکی» ارتقا یابد.
مهمترین پرسشهایی که این پژوهش به آنها پاسخ میدهد، عبارتند از:
چرا بسیاری از دعاها، اجابت نمیشوند؟
چگونه میتوان «موانعِ اجابت» را از سر راه برداشت؟
«شکایت از ظالم» چگونه به «شکایت از نفس» پیوند میخورد؟
آیا میتوان از خودِ ظالم، به عنوانِ آئینهای برای شناختِ خویش استفاده کرد؟
نسبتِ «رضا به قضای الهی» و «شکایت از ظلم» چیست؟
چگونه میتوانیم دعا را به «مُهرِ اجابت» بیاراییم، نه به «مُهرِ لعنت»؟
این پژوهش در چهار بخش سامان یافته است:
بخش نخست: تنظیمِ شکایتنامه و تطهیرِ میدانِ اجابتِ دعا (با تکیه بر هشت خصلتِ مانع).
بخش دوم: دادخواهیِ نخست از «نفسِ امّاره» و گریبانگیریِ آن در محکمهی الهی.
بخش سوم: تنظیمِ شکایت از ظالمانِ بیرونی و آدابِ آن، با الگوگیری از دعایِ امام سجّاد (ع).
بخش چهارم: حکمتشناسیِ شکایت و بازتابهایِ عرفانی، اخلاقی و اجتماعیِ آن.
و در پایان، «قطرههایی از دریای شکایت»، چکیدهای است شاعرانه از تمامِ مطالب، که در بیست بند، جوهرهی این پژوهش را به تصویر میکشد.
امید که این خوشهچینی از خرمنِ معارفِ ثقلینی، برایِ تشنگانِ معرفت، شربتی گوارا باشد.
🌹 چکیدهی ضابطهمند و غنائی 🌹
«ظالم، آئینهی مظلوم؛ و شکایت، راهی به خودشناسی»
اصلِ کلیدی:
«هر دعایی که از دلِ توبهآمیز برخیزد، به اجابت میرسد؛ و هر شکایتی که از نفس آغاز شود، به رستگاری میانجامد.»
ساختارِ چکیده (در چهار گامِ منطقی-سلوکی):
🌱 گامِ نخست: بازشناسیِ موانعِ اجابت
(پیشنیازِ هر شکایتنامه)
هشت خصلتِ خیانتآمیزِ دل (از کلامِ امیرالمؤمنین علیهالسلام):
۱. شناختِ خدا، بیادایِ حقِّ او.
۲. ایمان به پیامبر، بیپیروی از سنّت.
۳. خواندنِ قرآن، بیعمل به آن.
۴. ترس از آتش، با پیشکشیدنِ گناه.
۵. رغبت به بهشت، با دوریجستن از آن.
۶. خوردنِ نعمت، بیشکرگزاری.
۷. دشمنیِ زبانی با شیطان، با دوستیِ عملی با او.
۸. عیبجویی از خلق، با غفلت از عیبِ خویش.
💎 نتیجه:
«تا دل، از این هشت آفت، پاک نشود، دعا، به اجابت نمیرسد؛ و اگر اجابت شود، لعنت است، نه رحمت.»
گامِ دوم: شکایت از نخستین ظالم (نفسِ امّاره)
(پیششرطِ شکایت از دیگران)
نفس، به هفت و هشت وصف، سزاوارِ شکایت است:
«به بدی فرمان میدهد، به گناه میشتابد، با معصیتها انس دارد، به خشمِ خدا تن میدهد، به هلاکت میکشد، از شر مینالد، از خیر میگریزد، به لهو متمایل است و از توبه، غافل.»
شکایت از نفس، در دعاهایِ مأثور، چنین نمود مییابد:
«الهی! به تو شکایت میبرم از ضعفِ نفسم در طاعت، و از وسوسههایش در معصیت، و از اندوههایِ بیپایانم.»
💎 نتیجه:
«کسی که از نفسِ خود شکایت نکند، نالهاش بر ظالم، چه بسا به لحاظ ظلم فراموش شده درون خویش بمنزله امضاء حکمِ اعدامِ خویشتن است.»
گامِ سوم: تنظیمِ شکایتنامهی عادلانه
(الگوگیری از دعایِ امام سجّاد علیهالسلام)
ارکانِ شکایتِ مقبول:
۱. توحیدِ قضایی: «یَا مَنْ لَا یَخْفَى عَلَیْهِ أَنْبَاءُ الْمُتَظَلِّمِینَ» (شکایت، فقط به درگاهِ او).
۲. تناسبِ خواسته: به ابتدا درخواستِ بازداشتنِ ظالم از ظلم، نه نابودیِ او.
۳. تسلیمِ نهایی: «اگر تأخیرِ انتقام تا روزِ قیامت، خیر من است، به آن راضیام.»
۴. پناهبردن از ظلمکردن، به همان اندازهی پناهبردن از ظلمدیدن.
ویژگیِ این شکایتنامه:
«در آن، نه کینهای است، نه انتقامخواهیِ شخصی؛ بلکه التماسِ تحققِ عدلِ الهی است، در چارچوبِ مشیّتِ او.»
💎 نتیجه:
«شکایتِ عادلانه، خود، عبادتی است؛ و پاسخِ آن، یا رفعِ ظلم است، یا عوضِ اخروی، و یا رضایتِ قلبی.»
🌟 گامِ چهارم: حکمتشناسیِ شکایت
(ثمراتِ سلوکی و معرفتی)
شکایت به درگاهِ خدا، نه اعتراض به قضای او، که درخواستِ تحققِ عدلِ اوست.
شکایت، آئینهای است که:
عیبهایِ خود را به ما مینمایاند.
ما را به محاسبهی نفس وا میدارد.
یادِ معاد را در دل زنده میکند.
از غفلت، بیرونمان میکشد.
آرامش و تسکین میبخشد.
ایمان را به آزمون میگذارد و استوار میسازد.
شکایت، پُلی است میانِ بنده و خالق؛
«نه برایِ آگاهکردنِ او که خود را به او آگاهکردن.»
💎 نتیجهی نهایی:
«هر شکایتی که به خدا بری، به خودت بازمیگردد؛ و هر اجابتی که از او یابی، از خودِ توبهکارت سرچشمه میگیرد.»
بخشِ غنائی (چکیدهی شاعرانه در بیستبند):
نخستین ظالم، درونِ توست؛ از او شکایت کن، پیش از دیگری.
دعا، فریادِ عاشقانه است، نه لشکری برایِ انتقام.
شکایت، نقاب از چهرهی نفست برمیدارد.
مظلومِ حقیقی، کسی است که از نفسِ خود به خدا پناه بَرد.
ظالم، آئینهی توست؛ در آن بنگر، تا خود را بشناسی.
دعا بیتوبه، تیری به سویِ آسمان؛ و چه بسا اجابتش، لعنت است.
چهره برایِ خلق آرایی و دل را برایِ خدا آلوده؛ این، نفاق است.
مرگ، اگر در طاعت باشد، زندگی است؛ و زندگی، اگر در گناه، مرگ.
خداوندا! پیش از دین، جانم را بستان که بیتو، زیستن، سوختن است.
شکایت، اعتراض به قضا نیست؛ التماسِ دیدارِ عدلِ توست.
اگر از ظالمی مینالی، بپرس: من برایِ که ظالمم؟
شکایت، زمینه محاسبهی نفس در حریمِ قیامت است.
هر نالهای به آسمان میرود، باز به دلِ خودت میآید.
بهترین شکایت، آن است که با «الهی» آغاز شود و به «آمین» ختم گردد.
خداوندا! مرا چنان کن که در خشنودی و خشم، یکسان باشم.
شکایت، خود، عبادتی است؛ چرا که با خالق، راز و نیاز است.
ظالم، هر که باشد، در پیشگاهِ حق، یکسان است.
آخرین شکایت، شکایت از ناشکریِ خود است.
ما را از آنچه برایِ دشمنانت آمادهای، بترسان؛ و به آنچه برایِ دوستانت ذخیرهای، مشتاق گردان.
پایانِ هر شکایت، «آمین»ی است که دل را به قضایِ تو میسپارد.
📜 جمعبندیِ نهاییِ چکیده:
| رکن | محتوایِ کلیدی |
| مسئله | چرا دعا اجابت نمیشود؟ |
| پاسخ | به دلیلِ هشت خصلتِ خیانتآمیزِ دل. |
| راهحل | توبه از گناهان، شکایت از نفس، و تنظیمِ شکایتنامهای عادلانه به درگاهِ خدا. |
| نتیجه | اجابتِ دعا، یا رفعِ ظلم، یا عوضِ اخروی، یا رضایتِ قلبی. |
| پیامِ نهایی | «ظالم، آئینهی مظلوم است؛ و مظلومِ حقیقی، کسی است که از خود، پیش از دیگری، به خدا پناه بَرَد.» |
✨کلامِ آخر:
«اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی، ذِکْراً لِعَظَمَتِکَ، وَ تَفَکُّراً فِی قُدْرَتِکَ، وَ تَدْبِیراً عَلَى عَدُوِّکَ.»
«خداوندا! آنچه شیطان در اندیشهام میافکند، یادِ عظمتِ تو، تفکّر در قدرتِ تو، و چارهاندیشی برایِ دشمنِ تو قرار ده.»
آمین، یا رَبَّ الْعالَمینَ
🌹 با امیدِ اجابتِ دعا و رهایی از ظلمِ نفس 🌹
بخش اول
تنظیم شکایتنامه
تطهیر میدان اجابت دعا
❇️اجابت دعای ظالم لعنت است
لازمه پذیرش شکایتنامه رفع موانع اجابت دعاست!
مظلوم نباید خودش ظالم باشد تا تظلمش مورد پذیرش قرار گیرد!
انسان تنها زنگی خطرناکی است که با هشت نیش خود را میگزد! و نهایت خیانت را به خود میکند! انسان غافل و معصیتکار خودویرانگر مجنون است!
انسان با خیانت به خود نامه اجابت دعا را سیاه و غلط خورده میکند!
ظرف اجابت باید با محتوای اجابتش تناسب داشته باشد!
❇️هشت تیر خیانت مانع اجابت
💫🔆 وَ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ خَطَبَ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ خُطْبَةً بَلِيغَةً فَقَالَ فِي آخِرِهَا أَيُّهَا النَّاسُ سَبْعُ مَصَائِبَ عِظَامٌ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا عَالِمٌ زَلَّ وَ عَابِدٌ مَلَّ وَ مُؤْمِنٌ خَلَّ وَ مُؤْتَمَنٌ غَلَّ وَ غَنِيٌّ أَقَلَّ وَ عَزِيزٌ ذَلَّ وَ فَقِيرٌ اعْتَلَّ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ صَدَقْتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْتَ الْقِبْلَةُ إِذَا مَا ضَلَلْنَا وَ النُّورُ إِذَا مَا أَظْلَمْنَا وَ لَكِنْ نَسْأَلُكَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَمَا بَالُنَا نَدْعُو فَلَا نُجَابُ قَالَ لِأَنَّ قُلُوبَكُمْ خَانَتْ بِثَمَانِ خِصَالٍ أَوَّلُهَا أَنَّكُمْ عَرَفْتُمُ اللَّهَ فَلَمْ تُؤَدُّوا حَقَّهُ كَمَا أَوْجَبَ عَلَيْكُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْكُمْ مَعْرِفَتُكُمْ شَيْئاً وَ الثَّانِيَةُ أَنَّكُمْ آمَنْتُمْ بِرَسُولِهِ ثُمَّ خَالَفْتُمْ سُنَّتَهُ وَ أَمَتُّمْ شَرِيعَتَهُ فَأَيْنَ ثَمَرَةُ إِيمَانِكُمْ وَ الثَّالِثَةُ أَنَّكُمْ قَرَأْتُمْ كِتَابَهُ الْمُنْزَلَ عَلَيْكُمْ فَلَمْ تَعْمَلُوا بِهِ وَ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا ثُمَّ خَالَفْتُمْ وَ الرَّابِعَةُ أَنَّكُمْ قُلْتُمْ إِنَّكُمْ تَخَافُونَ مِنَ النَّارِ وَ أَنْتُمْ فِي كُلِّ وَقْتٍ تُقَدِّمُونَ أَجْسَامَكُمْ إِلَيْهَا بِمَعَاصِيكُمْ فَأَيْنَ خَوْفُكُمْ وَ الْخَامِسَةُ أَنَّكُمْ قُلْتُمْ إِنَّكُمْ تَرْغَبُونَ فِي الْجَنَّةِ وَ أَنْتُمْ فِي كُلِّ وَقْتٍ تَفْعَلُونَ مَا يُبَاعِدُكُمْ مِنْهَا فَأَيْنَ رَغْبَتُكُمْ فِيهَا وَ السَّادِسَةُ أَنَّكُمْ أَكَلْتُمْ نِعْمَةَ الْمَوْلَى وَ لَمْ تَشْكُرُوا عَلَيْهَا وَ السَّابِعَةُ أَنَّ اللَّهَ أَمَرَكُمْ بِعَدَاوَةِ الشَّيْطَانِ وَ قَالَ إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا فَعَادَيْتُمُوهُ بِلَا قَوْلٍ وَ وَالَيْتُمُوهُ بِلَا مُخَالَفَةٍ وَ الثَّامِنَةُ أَنَّكُمْ جَعَلْتُمْ عُيُوبَ النَّاسِ نُصْبَ أَعْيُنِكُمْ وَ عُيُوبَكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ تَلُومُونَ مَنْ أَنْتُمْ أَحَقُّ باللَّوْمِ مِنْهُ فَأَيُّ دُعَاءٍ يُسْتَجَابُ لَكُمْ مَعَ هَذَا وَ قَدْ سَدَدْتُمْ أَبْوَابَهُ وَ طُرُقَهُ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا أَعْمَالَكُمْ وَ أَخْلِصُوا سَرَائِرَكُمْ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ فَيَسْتَجِيبُ اللَّهُ لَكُمْ دُعَاءَكُمْ رُوِيَ هَذَا الْحَدِيثُ فِي كِتَابِ التَّنْبِيه[1]
💫 از امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده که در روز جمعه خطبهای رسا ایراد فرمود و در پایان آن گفت:
«ای مردم! هفت مصیبت بزرگ وجود دارد که از آنها به خدا پناه میبریم:
دانشمندی که بلغزد، عابدی که خسته شود، مؤمنی که سست گردد، امینی که خیانت ورزد، توانگری که تنگدست شود، عزیزی که خوار گردد، و فقیری که بیمار شود.»
مردی برخاست و گفت: راست گفتی ای امیرالمؤمنین! تو قبلهای هستی اگر گمراه شویم، و نوری هستی اگر تاریکی فراگیرد. اما از سخن خداوند تعالی میپرسیم که فرمود: «مرا بخوانید تا پاسختان دهم» (غافر: ۶۰). چرا ما دعا میکنیم و اجابت نمیشویم؟
فرمود:
«زیرا دلهایتان به هشت خصلت خیانت کرده است:
نخست: خدا را شناختید، ولی حق او را آنگونه که بر شما واجب کرد، ادا نکردید، پس شناختتان سودی به حال شما نداشت.
دوم: به پیامبرش ایمان آوردید، سپس با سنّت او مخالفت کردید و شریعتش را میراندید، پس ثمرهی ایمانتان کجاست؟
سوم: کتاب نازلشدهاش را خواندید، ولی به آن عمل نکردید و گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم، سپس مخالفت نمودید.
چهارم: گفتید از آتش میترسید، ولی هر دم با گناهان خود، خویش را به آن نزدیک میکنید، پس ترس شما کجاست؟
پنجم: گفتید به بهشت رغبت دارید، ولی هر دم کاری میکنید که شما را از آن دور میسازد، پس رغبت شما به آن کجاست؟
ششم: نعمتِ مولای خود را خوردید، ولی سپاس آن را نگزاردید.
هفتم: خداوند شما را به دشمنی با شیطان فرمان داد و فرمود: «همانا شیطان برای شما دشمنی آشکار است، پس او را دشمن گیرید» (فاطر: ۶). ولی شما با او بدونِ گفتار، دشمنی کردید، و بدونِ مخالفت، با او دوستی ورزیدید.
هشتم: عیبهای مردم را پیش چشم خود نهادید و عیبهای خود را پشت سر افکندید؛ کسانی را سرزنش میکنید که شما به سرزنش سزاوارترید.
پس با این حال، چه دعایی اجابت میشود، در حالی که درهای آن را بر خود بستهاید؟
پس از خدا بترسید، و اعمال خود را اصلاح کنید، و باطنهای خود را خالص گردانید، و امر به معروف و نهی از منکر کنید تا خداوند دعایتان را اجابت کند.»
(این حدیث در کتاب «التنبیه» نیز روایت شده است.)
بندهی جاهل خود را برای مردم آرایش و برای معبودش آلایش میکند! پس چگونه امید اجابت دها دارد!؟
❇️قلب پاک منظرگاه رحمت خداست
💫🔆فَعَنْهُمْ ع فِيمَا وَعَظَ اللَّهُ بِهِ عِيسَى ع يَا عِيسَى قُلْ لِظَلَمَةِ بَنِي إِسْرَائِيلَ غَسَلْتُمْ وُجُوهَكُمْ وَ دَنَّسْتُمْ قُلُوبَكُمْ أَ بِي تَغْتَرُّونَ أَمْ عَلَيَّ تَجْتَرِءُونَ تَتَطَيَّبُونَ بِالطِّيبِ لِأَهْلِ الدُّنْيَا وَ أَجْوَافُكُمْ عِنْدِي بِمَنْزِلَةِ الْجِيَفِ الْمُنْتِنَةِ كَأَنَّكُمْ أَقْوَامٌ مَيِّتُونَ يَا عِيسَى قُلْ لَهُمْ قَلِّمُوا أظافركم [أَظَافِيرَكُمْ] مِنْ كَسْبِ الْحَرَامِ وَ أَصِمُّوا أَسْمَاعَكُمْ عَنْ ذِكْرِ الْخَنَى [الْفَحْشَاءِ] وَ أَقْبِلُوا عَلَيَّ بِقُلُوبِكُمْ فَإِنِّي لَسْتُ أُرِيدُ صُوَرَكُمْ يَا عِيسَى قُلْ لِظَلَمَةِ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَدْعُونِي وَ السُّحْتُ تَحْتَ أَقْدَامِكُمْ وَ الْأَصْنَامُ فِي بُيُوتِكُمْ فَإِنِّي آلَيْتُ أَنْ أُجِيبَ مَنْ دَعَانِي وَ إِنَّ إِجَابَتِي إِيَّاهُمْ لَعْناً لَهُمْ حَتَّى يَتَفَرَّقُوا[2]
💫 از امامان (ع) در آنچه خداوند به عیسی (ع) پند داد، روایت شده که فرمود:
«ای عیسی! به ستمگرانِ بنیاسرائیل بگو:
چهرههایِ خود را شستهاید، ولی دلهایِ خود را آلوده کردهاید.
آیا مرا فریب میدهید؟ یا بر من، گستاخی میکنید؟
برایِ اهلِ دنیا، خود را با خوشبوترینِ عطرها، خوشبو میکنید،
در حالی که درونِ شما، نزدِ من، چون مردارهایِ گندیده است.
گو اینکه شما گروهی مردهاید.
ای عیسی! به آنان بگو:
ناخنهایِ خود را از [آنچه] با کسبِ حرام [روییده است]، بچینید،
و گوشهایِ خود را از شنیدنِ سخنانِ زشت، ناشنوا کنید،
و با دلهایِ خود، به سویِ من روی آورید؛
زیرا من، صورتهایِ شما را نمیخواهم.
ای عیسی! به ستمگرانِ بنیاسرائیل بگو:
مرا نخوانید، در حالی که مالِ حرام، زیرِ پایِ شماست و بتها، در خانههایِ شما.
زیرا من، سوگند یاد کردهام که دعایِ هر کس را که مرا بخواند، پاسخ دهم،
و پاسخِ من به آنان، لعنت است، تا از هم، پراکنده شوند.»
تبیین و تحلیل:
۱. «غَسَلْتُمْ وُجُوهَكُمْ وَ دَنَّسْتُمْ قُلُوبَكُمْ»:
این، سرزنشی است بر کسانی که ظاهرِ خود را میآرایند، ولی باطنِ خود را آلوده میکنند.
۲. «تَتَطَيَّبُونَ بِالطِّيبِ لِأَهْلِ الدُّنْيَا وَ أَجْوَافُكُمْ عِنْدِي بِمَنْزِلَةِ الْجِيَفِ الْمُنْتِنَةِ»:
خوشبو کردنِ ظاهر برایِ مردم، در حالی که باطن، به سببِ گناهان، پلید است – این، نشانهی نفاق و دورویی است.
۳. «قَلِّمُوا أَظَافِيرَكُمْ مِنْ كَسْبِ الْحَرَامِ»:
کنایه از دستکشیدن از مالِ حرام و پاککردنِ دستها از ناپاکیهایِ دنیوی.
۴. «أَصِمُّوا أَسْمَاعَكُمْ عَنْ ذِكْرِ الْخَنَى»:
دوری از شنیدنِ سخنانِ زشت و ناشایست – که نشانه پاکیِ گوش است.
۵. «لَا تَدْعُونِي وَ السُّحْتُ تَحْتَ أَقْدَامِكُمْ وَ الْأَصْنَامُ فِي بُيُوتِكُمْ»:
دعا با خداوند، در حالی که مالِ حرام و شرکِ عملی، در زندگیِ انسان، جاری است – چنین دعایی، پذیرفته نمیشود.
جنس اصنام به فضاهای مجازی توسعه یافته، انسان تلفن همراهی در دستان خود دارد که معدن اصنام پدید است، اصنام انسان امروزی پیوسته با او همراه و به گردش است!
بیشک بت و اصنام هر فردی همان چیزی است که ذهن و فکر و علایق و توجه او را به خود مشغول میکند!
۶. «إِنَّ إِجَابَتِي إِيَّاهُمْ لَعْناً لَهُمْ»:
اگر خداوند، دعایِ چنین کسانی را اجابت کند، آن اجابت، به صورتِ لعنت و عذاب است، نه رحمت و برکت.
💎 پیامِ اصلیِ روایت:
پاکیِ ظاهر، بدونِ پاکیِ باطن، در نزدِ خداوند، ارزشی ندارد.
دوری از مالِ حرام، سخنانِ زشت و شرکِ عملی، شرطِ پذیرشِ دعا و عبادت است.
اگر کسی با این حالات، خدا را بخواند، دعایش نه تنها مستجاب نمیشود، بلکه مایه لعنتِ الهی میگردد.
این روایت، بر اهمیتِ تزکیه باطن و پرهیز از ریا و ظاهرسازی، تأکید دارد.
انسان باید خود را شایسته اجابت دعا نماید!
آراستهترین حال آدمی میبایست مختص معبود خویش باشد!
بخش دوم
دادنامه
تظلم
دشمن اول هوای نفس آدمی است، اول از همه باید از او شکایت نمود!
❇️تظلم از هوای نفس
💫🔆 (9) دَعَوْتُكَ- يَا رَبِّ- مِسْكِيناً، مُسْتَكِيناً، مُشْفِقاً، خَائِفاً، وَجِلًا، فَقِيراً، مُضْطَرّاً إِلَيْكَ. (10) أَشْكُو إِلَيْكَ يَا إِلَهِي ضَعْفَ نَفْسِي عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِيمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِيَاءَكَ، وَ الْمُجَانَبَةِ عَمَّا حَذَّرْتَهُ أَعْدَاءَكَ، وَ كَثْرَةَ هُمُومِي، وَ وَسْوَسَةَ نَفْسِي.[3]
💫(۹)«بارخدایا! تو را خواندم در حالی که بیچیز، فروتن، هراسان، ترسان، بیمناک، تهیدست و درمانده به درگاه تو بودم.»
(۱۰) «ای خدای من! به تو شکایت میبرم از: ضعفِ نفسم در شتابیدن به آنچه برایِ اولیایت وعده دادی،
و در دوریگزیدن از آنچه دشمنانت را از آن برحذر داشتی، و از فراوانیِ اندوههایم، و از وسوسههایِ نفسم.»
تبیین و تحلیل:
۱. اوصافِ بنده در دعا (بند ۹):
بنده، خود را با این صفات، به درگاهِ خداوند، عرضه میکند:
مِسْكِين = نیازمندِ محض.
مُسْتَكِين = فروتن و خاشع.
مُشْفِق = هراسان از عذاب.
خَائِف = ترسان از خدا.
وَجِل = بیمناک از کیفر.
فَقِير = تهیدست از هر چیز.
مُضْطَرّ إِلَيْكَ = درمانده و ناچار، به سویِ تو پناهآورده است.
این اوصاف، کمالِ بندگی و نیازِ مطلق به خداوند را نشان میدهد و بنده، با این رویکرد، به درگاهِ الهی، روی میآورد.
۲. شکایتهایِ بنده (بند ۱۰):
بنده، سه شکایتِ اساسی را با خداوند، در میان میگذارد:
ضعف در شتابیدن به خیرات – یعنی نمیتواند آنگونه که شایسته است، به سویِ وعدههایِ الهی، پیش رود.
ضعف در دوری از گناهان – نمیتواند بهدرستی، از آنچه خداوند نهی کرده، پرهیز کند.
اندوههایِ فراوان و وسوسههایِ نفسانی – که او را از مسیرِ درست، بازمیدارند.
💎 پیامِ اصلیِ دعا:
بنده، با اعترافِ به عجز و نیازِ خود، به درگاهِ خداوند، روی میآورد و از ضعفِ اراده و غلبه وسوسهها، شکایت میکند.
او میداند که تنها خداوند، میتواند او را در این مسیر، یاری کند و از این رو، با فروتنیِ کامل، به او پناه میبرد.
این دعا، نمونهای از عبودیّتِ خالصانه و توسّلِ راستین به خداوند است.
❇️گریبان نفس اماره را گرفته به محکمه خدا بکشانید
💫🔆 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِلَهِي إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى الْخَطِيئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِيكَ مُولَعَةً وَ بِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً تَسْلُكُ بِي مَسَالِكَ الْمَهَالِكِ وَ تَجْعَلُنِي عِنْدَكَ أَهْوَنَ هَالِكٍ كَثِيرَةَ الْعِلَلِ طَوِيلَةَ الْأَمَلِ إِنْ مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ وَ إِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ مَيَّالَةً إِلَى اللَّعِبِ وَ اللَّهْوِ مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَ السَّهْوِ تُسْرِعُ بِي إِلَى الْحَوْبَةِ وَ تُسَوِّفُنِي بِالتَّوْبَةِ…[4]
🔆به نام خداوند بخشندهی مهربان
ای خداى من، به تو شکایت میآورم از نفسى که بسیار به بدى فرمان مىدهد، به سوى گناه شتابان است، به نافرمانیهایت دل بسته، و به خشم تو خود را دچار مىسازد. مرا به راههاى هلاکت مىکشد، و مرا نزد تو نابودترینِ هلاکشوندگان مىگرداند. بىشمار عیب دارد، درازى آرزو مىکند. اگر شرّى به او رسد، بىتابى مىکند و اگر خوبى به او رسد، بخل مىورزد. به بازى و سرگرمى متمایل است، آکنده از غفلت و سهلانگارى است. مرا به سوى گناه مىشتاباند و توبه را به تأخیر مىاندازد.
❇️چه بسا مرگ صلاح ابدی ماست
وقتی انسان مرگ ظالمی را طلب میکند چه بسا ما خود همان ظالمی هستیم که مستحق مرگیم!
چه بسا انسان با طلب مرگ ظالمان حکم اعدام خود را از خدا طلب میکند و بیخبر است!
چه بسا انسان برای اینکه از مصیبت ابدی نجات باید مصیبت مرگ خود را بپذیرد!
💫🔆وَ عَمِّرْنِي مَا كَانَ عُمُرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ، فَإِذَا كَانَ عُمُرِي مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَيَّ، أَوْ يَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَيَّ.[5]
🔆( خداوندا) و مرا تا زمانی زنده بدار که عمرم، در طاعتِ تو، خرج میشود؛
پس چون عمرم، چَراگاهِ شیطان گردد، مرا به سویِ خود ببر،
پیش از آنکه دشمنیِ تو بر من پیشی گیرد، یا خشمِ تو بر من استوار شود.
تبیین و تحلیل:
۱. «عُمُرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ»
یعنی عمری که در راهِ اطاعتِ خداوند، صرف و هزینه میشود.
بنده، از خداوند میخواهد که تا زمانی که عمرش، در مسیرِ طاعت است، او را زنده نگه دارد.
۲. «مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ»
«مَرْتَع» به معنای چراگاه و جایِ چریدن است.
یعنی عمری که به ابزاری برایِ وسوسههایِ شیطان و گناه، تبدیل شود – در این صورت، مرگ، بهتر از زندگی است.
۳. «فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ»
یعنی روحم را قبض کن و به سویِ خود ببر – درخواستِ مرگِ زودهنگام، برایِ نجات از گناه و خشمِ الهی.
۴. «قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَيَّ، أَوْ يَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَيَّ»
«مَقْتُ» به معنای دشمنیِ شدید و بیزاری است.
بنده، از خداوند میخواهد که پیش از آنکه دشمنی و خشمِ خداوند، بر او فرود آید و استوار شود، او را بمیراند؛ تا از عذابِ اخروی، در امان بماند.
💎 پیامِ اصلیِ دعا:
ارزشِ عمر، به کیفیتِ آن است، نه به کمّیتِ آن.
اگر عمر، در راهِ طاعت باشد، بهترین نعمت است؛ و اگر به وسیلهای برایِ گناه تبدیل شود، مرگ، از آن، بهتر است.
بنده، از خداوند میخواهد که با مرگِ بهموقع، او را از خشم و دشمنیِ الهی، نجات دهد.
این دعا، نشاندهنده عشقِ به طاعت و ترسِ از گناه و عاقبتِ بد است.
❇️ عمر باید الماس به آرد نه خزینه جان بر آتش دهد
💫🔆 جَاءَ النَّبِيَّ ص أَعْرَابِيَّانِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ النَّاسِ خَيْرٌ فَقَالَ ص مَنْ طَالَ عُمُرُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ وَ قَالَ الْآخَرُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ قَالَ أَنْ تَمُوتَ وَ لِسَانُكَ رَطْبٌ بِذِكْرِ اللَّهِ تَعَالَى[6]
💫 دو اعرابی، نزد پیامبر (ص) آمدند. یکی از آنان گفت:
«ای رسول خدا! بهترینِ مردم کیست؟»
فرمود:
«کسی که عمرش دراز باشد و کردارش نیکو.»
و دیگری گفت:
«ای رسول خدا! برترینِ اعمال چیست؟»
فرمود:
«اینکه بمیری، در حالی که زبانت، به یادِ خداوند تعالی، تر باشد.»
تبیین و تحلیل:
۱. بهترینِ مردم، کسی است که:
عمرِ طولانی داشته باشد – زیرا فرصتِ بیشتری برایِ طاعت و عملِ صالح دارد.
عملِ نیکو داشته باشد – یعنی از عمرِ خود، به بهترینِ وجه، استفاده کند.
۲. برترینِ عمل، ذکرِ خداوند تا دمِ مرگ است:
«أَنْ تَمُوتَ وَ لِسَانُكَ رَطْبٌ بِذِكْرِ اللَّهِ» – یعنی پایانِ زندگی، با ذکرِ خداوند همراه باشد.
«رَطْب» به معنای تر و تازه است؛ یعنی زبان، همواره به یادِ خداوند، مشغول باشد.
این، نشاندهنده اهمیتِ استمرارِ ذکرِ خداوند تا آخرین لحظاتِ زندگی است.
💎ارزشِ انسان، به بهرهمندیِ او از عمرِ خود در راهِ طاعت و نیکوکاری است.
مرگِ با ذکرِ خداوند، نشانه خاتمتِ نیک و بالاترینِ سعادت است.
❇️خداوندا بجای دین جانم را بستان
💫🔆 اللَّهُمَّ اجْعَلْ نَفْسِي أَوَّلَ كَرِيمَةٍ تَنْتَزِعُهَا مِنْ كَرَائِمِي وَ أَوَّلَ وَدِيعَةٍ تَرْتَجِعُهَا مِنْ وَدَائِعِ نِعَمِكَ عِنْدِي اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ أَنْ نَذْهَبَ عَنْ قَوْلِكَ أَوْ أَنْ نُفْتَتَنَ عَنْ دِينِكَ أَوْ تَتَابَعَ [تَتَتَابَعَ] بِنَا أَهْوَاؤُنَا دُونَ الْهُدَى الَّذِي جَاءَ مِنْ عِنْدِك[7]
🔆بارخدایا! نفسِ مرا نخستینِ کرامتی (بزرگوارانهترین چیزی) قرار ده که از کرامتهایِ من، بازپس میگیری،
و نخستینِ امانتی (از امانتهایِ نعمتهایت نزدِ من) که از آن، بازمیستانی.
بارخدایا! به تو پناه میبریم از اینکه از گفتارِ تو، روی گردانیم،
یا از دینِ تو، به فتنه (گمراهی) دچار شویم،
یا هواهایِ نفسانیِ ما، ما را از هدایتِ که از نزدِ تو آمده، دور کند.
تبیین و تحلیل:
۱. «نَفْسِي أَوَّلَ كَرِيمَةٍ تَنْتَزِعُهَا مِنْ كَرَائِمِي»:
بنده، از خداوند میخواهد که جانِ او، نخستینِ چیزِ باارزشی باشد که از او بازپس میگیرد؛ یعنی مرگِ او، پیش از آنکه دیگر نعمتهایِ ارزشمندِ او را از دست بدهد، رخ دهد.
«کریمه» به معنای چیزِ باارزش و گرانبها است و بنده، با این جمله، آمادگیِ خود را برایِ مرگ اعلام میکند و از خداوند میخواهد که مرگِ او را از دستدادنِ دیگر کرامتها، بهتر و مقدّمتر قرار دهد.
عظیمترین کریمه کریمه عبادت و بندگی خداست، دین الهی است، باور توحیدی است، قرآن و عترت است!
۲. «أَوَّلَ وَدِيعَةٍ تَرْتَجِعُهَا مِنْ وَدَائِعِ نِعَمِكَ عِنْدِي»:
«ودیعه» به معنای امانت است.
بنده، جانِ خود را امانتی از سویِ خداوند میداند و از او میخواهد که نخستینِ امانتی که از او بازمیستاند، جانِ او باشد – یعنی پیش از آنکه دیگر نعمتها و امانتهایِ الهی از او گرفته شود، مرگِ او فرا رسد.
از جمله عظیمترین نعمت خدا، نعمت ولایت است! حُسن و تجلیات اسماء حسنای الهی در دل آدمی است!
۳. «أَنْ نَذْهَبَ عَنْ قَوْلِكَ»:
یعنی مبادا از قرآن و سخنِ خداوند، دستورات و منهیات تو روی گردان شویم و از آن، فاصله بگیریم.
۴. «أَنْ نُفْتَتَنَ عَنْ دِينِكَ»:
یعنی مبادا در دینِ خداوند، دچار فتنه و گمراهی شویم که بالاترینِ بلا برایِ مؤمن است. بدفهمی دینی، انحراف از صراط مستقیم.
۵. «تَتَابَعَ بِنَا أَهْوَاؤُنَا دُونَ الْهُدَى الَّذِي جَاءَ مِنْ عِنْدِكَ»:
یعنی مبادا هواهایِ نفسانی، ما را از هدایتِ الهی، دور کند و به جایِ هدایت، از هوای نفس پیروی کنیم.
💎 پیامِ اصلیِ دعا:
بنده، آمادگیِ خود را برایِ مرگ، اعلام میکند و از خداوند میخواهد که مرگِ او، پیش از آنکه دیگر نعمتهای عظیم خدا را از دست بدهد، رخ دهد.
او به خداوند، پناه میبرد از رویگردانیِ از قرآن، گمراهی در دین و پیرویِ از هوایِ نفس.
این دعا، نشاندهنده آمادگیِ و استقبال از مرگ، در صورتی که محبّتِ به خداوند از او گرفته شود و یا در مسیر غضب الهی قدم بگذارد!
بخش 3
تنظیم شکایت از ظالمان!
💫🔆 (1) يَا مَنْ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ أَنْبَاءُ الْمُتَظَلِّمِينَ (2) وَ يَا مَنْ لَا يَحْتَاجُ فِي قَصَصِهِمْ إِلَى شَهَادَاتِ الشَّاهِدِينَ. (3) وَ يَا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ مِنَ الْمَظْلُومِينَ (4) وَ يَا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظَّالِمِينَ (5) قَدْ عَلِمْتَ، يَا إِلَهِي، مَا نَالَنِي مِنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ مِمَّا حَظَرْتَ وَ انْتَهَكَهُ مِنِّي مِمَّا حَجَزْتَ عَلَيْهِ، بَطَراً فِي نِعْمَتِكَ عِنْدَهُ، وَ اغْتِرَاراً بِنَكِيرِكَ عَلَيْهِ. (6) اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ خُذْ ظَالِمِي وَ عَدُوِّي عَنْ ظُلْمِي بِقُوَّتِكَ، وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنِّي بِقُدْرَتِكَ، وَ اجْعَلْ لَهُ شُغْلًا فِيمَا يَلِيهِ، وَ عَجْزاً عَمَّا يُنَاوِيهِ (7) اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمِي، وَ أَحْسِنْ عَلَيْهِ عَوْنِي، وَ اعْصِمْنِي مِنْ مِثْلِ أَفْعَالِهِ، وَ لَا تَجْعَلْنِي فِي مِثْلِ حَالِهِ (8) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعْدِنِي عَلَيْهِ عَدْوَى حَاضِرَةً، تَكُونُ مِنْ غَيْظِي بِهِ شِفَاءً، وَ مِنْ حَنَقِي عَلَيْهِ وَفَاءً. (9) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَوِّضْنِي مِنْ ظُلْمِهِ لِي عَفْوَكَ، وَ أَبْدِلْنِي بِسُوءِ صَنِيعِهِ بِي رَحْمَتَكَ، فَكُلُّ مَكْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِكَ، وَ كُلُّ مَرْزِئَةٍ سَوَاءٌ مَعَ مَوْجِدَتِكَ. (10) اللَّهُمَّ فَكَمَا كَرَّهْتَ إِلَيَّ أَنْ أُظْلَمَ فَقِنِي مِنْ أَنْ أَظْلِمَ.
(11) اللَّهُمَّ لَا أَشْكُو إِلَى أَحَدٍ سِوَاكَ، وَ لَا أَسْتَعِينُ بِحَاكِمٍ غَيْرِكَ، حَاشَاكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ صِلْ دُعَائِي بِالْإِجَابَةِ، وَ اقْرِنْ شِكَايَتِي بِالتَّغْيِيرِ. (12) اللَّهُمَّ لَا تَفْتِنِّي بِالْقُنُوطِ مِنْ إِنْصَافِكَ، وَ لَا تَفْتِنْهُ بِالْأَمْنِ مِنْ إِنْكَارِكَ، فَيُصِرَّ عَلَى ظُلْمِي، وَ يُحَاضِرَنِي بِحَقِّي، وَ عَرِّفْهُ عَمَّا قَلِيلٍ مَا أَوْعَدْتَ الظَّالِمِينَ، وَ عَرِّفْنِي مَا وَعَدْتَ مِنْ إِجَابَةِ الْمُضْطَرِّينَ.
(13) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ وَفِّقْنِي لِقَبُولِ مَا قَضَيْتَ لِي وَ عَلَيَّ وَ رَضِّنِي بِمَا أَخَذْتَ لِي وَ مِنِّي، وَ اهْدِنِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَسْلَمُ. (14) اللَّهُمَّ وَ إِنْ كَانَتِ الْخِيَرَةُ لِي عِنْدَكَ فِي تَأْخِيرِ الْأَخْذِ لِي وَ تَرْكِ الِانْتِقَامِ مِمَّنْ ظَلَمَنِي إِلَى يَوْمِ الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَيِّدْنِي مِنْكَ بِنِيَّةٍ صَادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دَائِمٍ (15) وَ أَعِذْنِي مِنْ سُوءِ الرَّغْبَةِ وَ هَلَعِ أَهْلِ الْحِرْصِ، وَ صَوِّرْ فِي قَلْبِي مِثَالَ مَا ادَّخَرْتَ لِي مِنْ ثَوَابِكَ، وَ أَعْدَدْتَ لِخَصْمِي مِنْ جَزَائِكَ وَ عِقَابِكَ، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ سَبَباً لِقَنَاعَتِي بِمَا قَضَيْتَ، وَ ثِقَتِي بِمَا تَخَيَّرْتَ (16) آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ، إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ، وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.
🔆از دعای امام علیهالسلام هنگامی که بر او ستم رفته بود یا از ستمگران آنچه را نمیپسندید میدید:)
(۱) ای آنکه اخبار ستمدیدگان بر او پنهان نمیماند.
(۲) و ای آنکه در بازگو کردن داستانشان به گواهی گواهان نیاز ندارد.
(۳) و ای آنکه یاریاش به ستمدیده نزدیک است.
(۴) و ای آنکه یاریاش از ستمگران دور است.
(۵) بار خدایا، میدانی که از فلان پسر فلان [نام دشمن] به من چه رسید از آنچه تو حرام کردی، و چگونه از آنچه بر او بازداشتی، پرده درید و به من تعدی کرد — از روی سرمستیِ نعمت تو در نزدش، و فریب خوردن به اینکه تو او را [بدین کار] نکیر نکردی.
(۶) بار خدایا، پس بر محمد و خاندانش درود فرست، و ستمگر و دشمنم را به نیرویت از ستمش به من بازگیر، و تیغ او را به قدرتت از من بُرندهاش مکن، و او را به کاری که پیش رو دارد مشغول گردان، و از آنچه در پی آن است ناتوان ساز.
(۷) بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و ستم بر من را بر او روا مدار، و یاریات را بر او برای من نیکو گردان، و مرا از مانندِ کارهایش نگاه دار، و مرا در مانندِ حال او قرار مده.
(۸) بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا بر او به پیروزیای زودرس یاری ده که برای خشمم نسبت به او درمان باشد، و برای کینهام از او وفا (کفایت) کند.
(۹) بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و به جای ستمِ او به من، عفو خود را عوضم ده، و به جای بدیِ رفتارش با من، رحمتت را جانشینم گردان، که هر ناخوشایندی در برابر خشم تو ناچیز است، و هر مصیبتی در کنار ناخشنودی تو یکسان است.
(۱۰) بار خدایا، همانگونه که ستم دیدن را نزد من ناخوشایند گرداندی، مرا از ستم کردن بازدار.
(۱۱) بار خدایا، به غیر تو از کسی شکایت نمیبرم و به حاکمی جز تو یاری نمیجویم — تو را منزّه میدارم — پس بر محمد و خاندانش درود فرست، و دعایم را به اجابت پیوند بزن، و شکوائیم را به دگرگونی [حالم] همراه کن.
(۱۲) بار خدایا، مرا به نومیدی از انصافت میفکن، و او را به ایمنبودن از انکارت درنیفکن، تا بر ستم به من اصرار ورزد و مرا بر حقم حاضر سازد، و به زودی آنچه را به ستمگران وعده دادهای به او بشناسان، و آنچه را به درماندگان وعده دادهای به من بشناسان.
(۱۳) بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا به پذیرش آنچه برایم و بر ضدّم مقدر کردهای موفق بدار، و مرا به آنچه برایم و از من گرفتهای راضی گردان، و به راهی که استوارتر است هدایتم کن، و به آنچه سالمتر است به کارم دار.
(۱۴) بار خدایا، اگر به تأخیر انداختنِ گرفتن حقّم و واگذاشتنِ انتقام از کسی که به من ستم کرده تا روز جدایی و جمعآوریِ خصمان، برای من نزد تو خیر است، پس بر محمد و خاندانش درود فرست، و از جانب خود به نیّتی راست و صبری پایدار تأییدم کن.
(۱۵) و مرا از بدِ آزمندی و بیتابیِ حریصان پناه ده، و در دلم نمونهی آنچه از پاداشت برایم ذخیره کردهای و آنچه از کیفر و عذاب برای دشمنم آماده ساختهای، نقش بزن، و آن را سبب قناعتم به آنچه مقدر کردهای و اطمینانم به آنچه برگزیدهای قرار ده.
(۱۶) آمین، ای پروردگار جهانیان، همانا تو صاحب فضل عظیمی، و تو بر هر چیز توانایی.»
هشدار:
از خود غافل مشو
مبادا تو خود دشمن خودت باشی و از آن بیخبر!
اگر از دست ظالمی ناله میکنید، اگر در وجود تو ظلمی باشد بدان که هر نالهای که برای ظالمی میکشی بر علیه خودت نیز نالانی!
از نفس خود نیز شکایت کن! بعد از اصلاح نفس و توبه، آنگاه از دیگران شکایت کن!
بخش چهارم
✳️حکمت شکایت
❇️شکایت نوعی خودشناسی است
با شکایت از ظلم ظالم، متوجه ظلمی میشود که خودش بر علیه خودش و یا در قبال وظایف بندگی الهی روا داشته و یا در حق دیگران انجام داده، از خدا عفو و مغفرتش را بگیرد!
در برابر آئینه بایست چه بسا تو خود همان ظالمی، دوست داری خدا نسبت به تو چگونه رفتار کند، با دشمنت نیز چنین باش!
❇️شکایت زمینهای برای بخشش خود
نوعی مصالحه با خداست!
❇️او حق است و به حق میرساند
تنها با خدا میتوان به حق و حقوق رسید!
تنها با خدا میتوان حق ضایع شده را بدست آورد!
تنها او توانای تنبیه ظالم را دارد!
شاکی و متشاکی هر دو بنده اویند!
شکایت از ظالم به خدا به واقع شکایت از بنده خدا به خداست!
او که خالق، عالم، شاهد، وکیل، قاضی، عادل، غالب و حاکم است! اولین و آخرین گزینه است!
❇️میدانم که میداند
اگر خدا تمام احوال او را میداند پس چرا گزارش میکنیم؟ یکی از علل همان انس با معبود است، امتیازی برای ما که گفتگو و انسی خودمانی با او داشته باشیم، مثل پدری که با فرزند شیر خوارش گفتگو میکند در حالیکه از همه چیز او خبر دارد!
مثل گفتگوی خدای متعال با حضرت موسی علیه السلام
✨🔆طه : 17 وَ ما تِلْكَ بِيَمينِكَ يا مُوسى
🔆و آن چيست در دست راست تو، اى موسى؟
✨🔆طه : 18 قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمي وَ لِيَ فيها مَآرِبُ أُخْرى
🔆گفت: «اين عصاى من است؛ بر آن تكيه مىكنم، برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرومىريزم؛ و مرا با آن كارها و نيازهاى ديگرى است.
❇️رزم و هضم بندگی
وظیفه خود را بداند، شکایت به پیشگاه بزرگ میبرند، او خالق رب العالمین است!
قبل از اسباب به مسبب الاسباب روی آورید و تنها با اذن مسبب در صورت نیاز به اسباب رجوع نمایید!
مثل روزیای که از خدا طلب میشود و به اذن خدا انسان به کار روی میآورد،
❇️او ظلم ظالم را جبران میکند
او «جابر العظم الکسیر» است! هر شکستهای را میبندد!
❇️شکایت مرا از غفلت جدا میکند
با شکایت نه این است که بخواهیم خالق را متوجه خود سازیم چرا که او «عالم الغیب و الشهاده» است بلکه خود را متوجه ذات کبریائی نماییم، دعا راهانداز بندگی و زداینده غفلت است!
❇️اول و آخر اوست
شکایت به خدا یعنی اولین روی آوری در تظلم فقط باید بسوی خدا باشد!
❇️شکایت ما را متوجه کردار خودمان می سازد
شکایتنامه موجب مدیریت ظلم و ظالم است.
❇️شکایت تسکینبخش است
با نظر به اینکه بسوی خدا شکایت میکنیم و با علم به اینکه او اعدل العادکین و احکم الحاکمین است موجب تسلی خاطر می شود.
شکایت موجب آرامش و سکینه و اطمینان قلبی است همچنین شکایت به نوبه خود بهترین ذکر و یاد الهی و عبادت و بندگی است و موهبات عظیمی دارد.
❇️شکایت ما را به خودمان میآورد
شکایت باعث میشود که متوجه عیب خویش نیز بشوم.
شکایت زمینهای برای محاسبه نفس و نگاه فراستی به اوضاع و احوال اخلاقی شخصی است.
شکایت فرصتی است برای ظلم سنجی خود!
❇️شکایت تداعی معاد است
شکایت دادخواهی قبل از روز قیامت است!
با این دادخواهی فرصتی برای ظلم سنجی وجود خود شاکی است!
با شکایت یاد معاد زنده شده و عاقبت اندیشی شروع می شود.
با شکایت ظالم را آئینه خود قرار میدهیم و خود را در آئینه اونگاه میکنیم!
خودشناسی با ظالم شناسی قرین است.
باعث می شود تا حذر کنیم از آنچه که از آن رنج میبرم.
❇️جان اجابت
با معرفت بر خود و اصلاح و توبه، مسیر دعا را برای اجابت هموار میکنیم و موجب صعود دعا به موضع اجابت میگردیم!
❇️تحکیم باور
با شکایت میفهیم که کار از دست قدرت خدا خارج نشده است! بلکه بندهس خدا در میدان آزومن از فرمان الهی سرپیچی نموده است!
و به نوعی برائت از تمام ظلمهای عالم است،
❇️شکایت بسوی خدا نشان اعظم ایمان است
دستور خداست که داوری را بسوی خدای متعال و رسول الله و ولیالله ارجاع دهد!
✨🔆النساء : 59 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً
🔆اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است.
✨🔆النساء : 60 أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً
🔆آيا نديدى كسانى را كه گمان مىكنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو و بر پيشينيان نازل شده، ايمان آوردهاند، ولى مىخواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مىخواهد آنان را گمراه كند، و به بيراهههاى دور دستى بيفكند.
❇️صراط مستقیم اطاعت
مسیر اطاعت رسول الله و ولیّ الله از مسیر اطاعت الله میگذرد به اطاعت از الله از رسول الله و ولیّ الله اطاعت میکنیم!
این حقیقت تفسیر همان دعائی است که میخوانیم:
💫🔆 اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي[8]
🔆«بارخدایا! خود را به من بشناسان، که اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت. بارخدایا! رسولت را به من بشناسان، که اگر رسولت را به من نشناسانی، حجّتت را نخواهم شناخت. بارخدایا! حجّتت را به من بشناسان، که اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد.»
💎 معرفتِ خدا، پیامبر و امام، سه رکنِ اساسیِ ایمان و هدایت هستند.
شناختِ هر کدام، مقدمه شناختِ دیگری است و بدونِ شناختِ امام، دین، کامل نمیشود.
این دعا، نشاندهنده نیازِ بنده به هدایتِ الهی در سه سطحِ بنیادین است.
رسول الله و ولی الله قبله خدا، کعبه الهی و باب الله هستند!
❇️ حتی نباید به ظالم ظلم نمود
در هر حال باید رضای خدا را طلب نمود! در هر حال باید در مسیر بندگی الهی ثابت و استوار بود!
وقتی ظلم ظالمی بندهی خدا را در بر میگیرد نبایستی مسیر عبادت و بندگی الهی را گم کند و یا از وظایف عبادیاش کوتاهی نماید!
در شرایط مختلف حال بندگی آدمی بایستی استوار باشد!
💫🔆 (13) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِي التَّحَفُّظَ مِنَ الْخَطَايَا، وَ الِاحْتِرَاسَ مِنَ الزَّلَلِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فِي حَالِ الرِّضَا وَ الْغَضَبِ، حَتَّى أَكُونَ بِمَا يَرِدُ عَلَيَّ مِنْهُمَا بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ، عَامِلًا بِطَاعَتِكَ، مُؤْثِراً لِرِضَاكَ عَلَى مَا سِوَاهُمَا فِي الْأَوْلِيَاءِ وَ الْأَعْدَاءِ، حَتَّى يَأْمَنَ عَدُوِّي مِنْ ظُلْمِي وَ جَوْرِي، وَ يَيْأَسَ وَلِيِّي مِنْ مَيْلِي وَ انْحِطَاطِ هَوَايَ
🔆«بارخدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست،
و به من توفیقِ نگهداری از خطاها، و پرهیز از لغزشها – در دنیا و آخرت، در حالِ خشنودی و خشم – عطا کن،
تا در برابر آنچه از خشنودی و خشم بر من وارد میشود، یکسان باشم،
عملکننده به طاعتِ تو،
و مقدّمدارنده خشنودیِ تو بر هر چه غیر از آن دو (یعنی بر خشنودی و خشمِ خودم) باشم،
در برخورد با دوستان و دشمنان،
تا دشمنم از ستم و جورِ من ایمن گردد،
و دوستم از میلِ [نابجای] من و فرودِ هوایِ [نفسانیِ] من، ناامید شود.»
(14) وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَدْعُوكَ مُخْلِصاً فِي الرَّخَاءِ دُعَاءَ الْمُخْلِصِينَ الْمُضْطَرِّينَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.[9]
و مرا از کسانی قرار ده که در آسایش و خوشی، تو را با اخلاص میخوانند، همانند خواندنِ اخلاصورزانِ درماندهای که در دعا ناچار به درگاه تو شدهاند. همانا تو ستودهای بزرگوار هستی.
❇️آیا شکایت از ظالم، با «رضا به قضای الهی» تناقض ندارد؟
رضا به قضای الهی به معنای رضا به ظلم ظالم نیست، و یا شکایت از ظالم به معنای اعتراض به قضای الهی نیست! بلکه شکایت از ظالم از جمله وظایف بندگی است، چرا که ظلم ظالم را برمیچیند که در کل هم به نفع مظلوم است هم ظالم، چرا که ظالم نیز از تبعات بیشتر ظلمش مصون میماند!
رضا به قضا تنها به این خاطر است که هر فعلی هر چند ظلم ظالم در دایره آزمون بندگی شکل میگیرد!
همچنین شکایت، نه اعتراض به قضای الهی، بلکه درخواستِ تحققِ عدلِ الهی در چارچوبِ سنتهای اوست. همچنانکه انبیا نیز از ظلمِ قوم خود شکایت میکردند، اما در عین حال به وعده الهی ایمان داشتند.
🌸 قطرههایی از دریای شکایت
(بسط غنائیِ مبحث «ظالم آئینه مظلوم»)
۱.
نخستین ظالم، درونِ خودِ توست؛
پیش از آنکه از دیگری ناله کنی، از خود بپرس:
آیا من آئینه ظلمی که میبینم، نیستم؟
۲.
دعا، فریادِ عاشقانه بنده است،
نه لشکری برای برای انتقام شخصی،
که پُلی برای رسیدن به خودِ حقیقی.
۳.
هر شکایت، اگر به درگاهِ حق بری،
نقاب از چهره نفست برمیدارد،
و تورا با عیبهای پنهانت روبهرو میکند.
۴.
مظلومِ حقیقی، کسی است که
از ظلمِ نفسِ خود به خدا پناه بَرد؛
وگرنه، ناله او، خود، حکمِ اعدامِ خویشتن را امضا میکند.
۵.
ظالم، آئینه مظلوم است؛
اگر در آن بنگری،
خویشتن را در هیئتِ دشمن میبینی،
و اگر از خویشتن غافل گردی، از فرصت پیشآمده بینصیب و از رحمتِ بیپایانِ او بیبهره مانی.
۶.
دعا، بدونِ توبه،
تیرِ خیانت به سویِ آسمان است؛
و اجابتِ آن، لعنت است، نه رحمت.
۷.
چهره را برایِ خلق میآرایی،
و دل را برایِ خالق، آلوده میداری؛
آخر، چگونه امیدِ اجابت داری،
حال آنکه خانه دلت، پر از بتهایِ نفسانی است؟
۸.
مرگ، زمانی زندگانی است،
که در راهِ طاعت باشد؛
و زندگی، وقتی مرگبار است،
که چراگاهِ شیطان گردد.
۹.
خداوندا!
پیش از آنکه دینم را از من بستانی،
جانم را بازستان،
که بی تو، زیستن، سوختن است.
۱۰.
شکایت، نه اعتراض به قضایِ تو،
که التماسِ دیدارِ عدلِ توست؛
و صبر، نه سکوت در برابرِ ظلم،
که انتظارِ فرجِ توست.
۱۱.
اگر از دستِ ظالمی مینالی،
از خود بپرس:
آیا من نیز برایِ کسی، ظالمی نیستم؟
که خدا، عدلِ خود را با آئینههایِ ما مینمایاند.
۱۲.
شکایت، فرصتی است برای
محاسبه نفس در حریمِ قیامت؛
پیش از آنکه دادگاهِ الهی برپا شود،
خود، داورِ خود باش.
۱۳.
هر نالهای که به آسمان میروی،
بازگشتش به دلِ خودت است؛
زیرا خدا، از رازِ نهانِ تو،
آگاهتر از خودِ توست.
۱۴.
بهترینِ شکایتها،
آن است که با «الهی» آغاز شود
و به «آمین» ختم گردد؛
و تنها خیر خود و جهانیان طلبی.
۱۵.
خداوندا!
مرا چنان کن که
در خشنودی و خشم، یکسان باشم،
تا دشمنم از ظلمِ من ایمن گردد،
و دوستم از میلِ نابجایِ من نومید.
۱۶.
شکایت، خود، عبادتی است؛
چرا که در آن، بنده،
با خالقِ خود، راز و نیاز میکند،
و از او، نه فقط یاری، که خودشناسی میطلبد.
۱۷.
ظالم، هر که باشد،
نفسِ خودت یا دیگری،
در پیشگاهِ حق، یکسان است؛
و عدلِ او، همه را به یک میزان میسنجد.
۱۸.
آخرینِ شکایت،
شکایت از ناشکریِ خود است،
که چرا در برابرِ نعمتهایش،
سجده شکر نگزاردیم.
۱۹.
ای خدایِ شکایتپذیر!
ما را از آنچه برایِ دشمنانِ خود آماده کردهای،
بترسان،
و به آنچه برایِ دوستانِ خود ذخیره کردهای،
مشتاق گردان.
۲۰.
و پایانِ هر شکایت،
«آمین»ی است که
با آن، دل به قضایِ تو میسپاریم،
و میدانیم که تو، احکمُالحاکمینی.
🌙 پایاننامه 🌙
«ظالم، آئینهی مظلوم است؛ و مظلومِ حقیقی، کسی است که از خود، پیش از دیگری، به خدا پناه بَرَد.»
🌟 جمعبندی نهایی:
آنچه در این پژوهش به نگارش درآمد، در حقیقت، بازخوانیِ یک «دادخواهیِ آسمانی» بود. دادخواهیای که نه با خشم و کینه، که با بصیرت و توبه آغاز میشود؛ و نه با انتقام، که با رضایت و تسلیم به پایان میرسد.
از دلِ متونِ روایی و عباراتِ عرفانی، این حقایق به دست آمد:
۱. اجابتِ دعا، یک «رابطهی قراردادیِ ساده» نیست، بلکه نیازمندِ «پاکیِ ظرف» (دل) و «هماهنگیِ محتوا» (عمل) است.
هر کس که هشت خصلتِ خیانتآمیز (از جمله: علمِ بیعمل، ایمانِ بیپیروی، تلاوتِ بیتدبّر، ترسِ بیتأثیر، رغبتِ بیسعی، ناسپاسیِ نعمت، دوستیِ پنهان با شیطان، و عیبجویی از دیگران) را در خود دارد، درهایِ اجابت را بر خود بسته است.
۲. نخستین ظالم، نفسِ انسان است که با وسوسهها، آرزوهایِ دراز، غفلت و گناه، انسان را از مسیرِ طاعت دور میکند و او را در معرضِ «لعنتِ الهی» به جای «رحمتِ الهی» قرار میدهد.
شکایت از نفس، شرطِ قبولیِ شکایت از دیگران است.
۳. دعایِ مأثورِ امام سجّاد (ع) در هنگامِ ستم، الگویی کامل از یک «شکایتنامهی عالمانه» است که در آن:
شاکی، خدا را از همهجا آگاهتر و از همهحاکمها عادلتر میداند،
از خدا میخواهد که ظالم را از ظلمش بازدارد،
و سرانجام، رضایت به قضای الهی را، حتی اگر انتقام به روزِ قیامت موکول شود، پذیراست.
۴. حکمتِ شکایت، فراتر از دفعِ ظلم است؛ این شکایت، وسیلهای است برای:
خودشناسی و عیبشناسی،
محاسبهی نفس و توبه،
تمرینِ توکّل و رضا،
ایجادِ آرامشِ روانی و تسکینِ دل،
و زندهکردنِ یادِ معاد و دادگاهِ الهی.
۵. شکایت از ظالم، نه تنها با «رضا به قضای الهی» تناقض ندارد، بلکه خود، مصداقی از «اطاعتِ امرِ خدا»ست که فرمود:
«فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ» (نساء/۵۹).
رضا به قضا، به معنای پذیرشِ اصلِ آزمایش الهی است، نه رضایت به ظلم؛ و شکایت، درخواستِ تحققِ عدلِ الهی در چارچوبِ سنتهای اوست.
🔑 پیشنهادهایِ کاربردیِ پژوهش:
پیش از هر دعا: هشت خصلتِ بازدارنده را در خود بررسی کنیم و توبه کنیم.
در هنگامِ ستم: نخست از نفسِ خود به خدا شکایت ببریم و آن را اصلاح کنیم.
در شکایت از دیگران: از دعایِ مأثورِ امام سجّاد (ع) الگو بگیریم و از درخواستِ انتقامِ شخصی بپرهیزیم.
در نهایت: امور را به خداوند بسپاریم و بدانیم که او، «أَحْکَمُ الْحاکِمینَ» و «أَعْدَلُ الْعادِلینَ» است.
✨ نگاهِ نهایی:
این پژوهش، با نگاه به «ظالم» به عنوانِ آئینهای برای «مظلوم»، و «شکایت» به عنوانِ راهی برای «خودسازی»، به این نتیجه رسید که:
«هر نالهای که به آسمان میرود، به قلبِ خودِ انسان نیز بازمیگردد؛ و پاسخِ الهی، در گروِ پاسخی است که انسان، پیش از آن، به ندایِ وجدانِ خویش داده است.»
پس، ای بندهی خدا! اگر شکایتنامهی خود را مینویسی، نخست آن را به امضای «توبه» برسان، و با «اخلاص» مهر کن، تا در دیوانِ الهی، نه لعنت، که رحمت، قرینِ آن گردد.
و پایانِ سخن، آنکه:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ، وَ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ، وَ ارْزُقْنَا شَفَاعَتَهُمْ، وَ اجْعَلْنَا مِنَ الْمُتَّقِینَ الْمُسْتَجِیبِینَ لِدَعْوَتِکَ، بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»
آمین، یا رَبَّ الْعالَمینَ
🌹 إنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً 🌹
[1] أعلام الدين في صفات المؤمنين ؛ ؛ ص269 ديلمى، حسن بن محمد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام – قم، چاپ: اول، 1408ق.
[2] عدة الداعي و نجاح الساعي ؛ ؛ ص140 ابن فهد حلى، احمد بن محمد، دار الكتب الإسلامي، چاپ: اول، 1407 ق.
[3] الصحيفة السجادية ؛ ؛ ص252 على بن الحسين عليه السلام، دفتر نشر الهادى – قم، چاپ: اول، 1376ش.
[4] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج91 ؛ ص143 مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
[5] الصحيفة السجادية ؛ ؛ ص94 على بن الحسين عليه السلام، دفتر نشر الهادى – قم، چاپ: اول، 1376ش.
[6] جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ؛ ص181 شعيري، محمد بن محمد، مطبعة حيدرية – نجف، چاپ: اول، بى تا.
[7] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص332 شريف الرضى، محمد بن حسين، هجرت – قم، چاپ: اول، 1414 ق.
[8] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص337 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
[9] دعای 22 صحیفه سجادیه فراز 13 و 14