پرش به محتوا

notifications_active جلسه هفتگی مشکات نور: پنج‌شنبه‌ها ساعت 20:۳۰ در مسجد حاج رضا

۲۷ مهر ۱۴۰۵ زمان: ۵۴:۵۴ صحیفهٔ سجادیه سطح: متوسط

تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا

مدرس: استاد علی ساعی (عبدالله مشکات) • کانون فرهنگی سروش بامدادان • ۶ بار مشاهده

تدبیر علیه دشمن خدا در دعای مکارم‌الاخلاق، فراتر از توصیه‌های اخلاقی، یک نقشه راه راهبردی برای مقابله با شیطان و لشکریان اوست. در این نگاه، حتی وسوسه‌های درونی مانند حسد و تمنی باید به ذکر عظمت الهی و طراحی نقشه علیه جبهه باطل تبدیل شوند تا مؤمن در تمام ابعاد مکانی، زمانی و وجودی از شرور محفوظ بماند.

استماع صوت کامل درس‌گفتار
۵۴:۵۴

تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا

درس‌گفتار سلسله مباحث مشکات نور • استاد علی ساعی
۲۷ مهر ۱۴۰۵ صحیفهٔ سجادیه
۰۰:۰۰ ۵۴:۵۴

متن مکتوب و پیاده‌شده درس‌گفتار

سلسله معارف مشکات نور

🌼🔆🌼تعویذ گسترده🌼🔆🌼

 

🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹

🔅🌹 «رسانه شیطان»  «دامنه تدبیر»  «تدبیر بر ذریه» «ادامه شرح دعای 20»  «ادامه تدبیر بر علیه دشمن» و … چکیده با تکمله       1405.06.19    علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌹🔅

 

✨ 🌸 💫 اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي💫 🌸 ✨

☘️🌹مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ🌹☘️

🌹🌷💫🕋💫🌷🌹

 

🤲 💫🌙 ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك 💫🌙 🤲

💫🌹💫

 

✅ادامه «تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك‏»

 

📜 دیباچه

رساله‌ای که پیش روی شماست، در ادامه مباحث قبلی در شرح فراز 13 دعای 20، محصول تأملات و تدبرات در باب «تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا» است.

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»

 

این دعا، نقشه راهی است برای مبارزه با دشمن خدا در تمام سطوح و ابعاد. در این رساله، کوشیده‌ایم تا این نقشه راه را بسط دهیم و ابعاد مختلف «تدبیر» را در برابر دشمنان خدا از جن و انس، نفس اماره و شیطان رجیم، تبیین نماییم.

 

آنچه این متن را از دیگر نوشته‌ها متمایز می‌کند، نگاه «راهبردی» و «فراگیر» به مسئله دشمن‌شناسی و دشمن‌ستیزی است. دشمن خدا، دشمن کل جهان هستی است و باید با تدبیری فراگیر، تمام ابعاد مکانی، زمانی و نژادی را دربر بگیرد. از این رو، این رساله تلاش می‌کند تا از سطح توصیه‌های اخلاقی صرف فراتر رفته و به ارائه راهکارهای عملی و راهبردی برای مقابله با دشمن خدا بپردازد.

 

امید است این مختصر، مورد قبول درگاه الهی واقع شود و گامی باشد در جهت تقویت جبهه حق در برابر جبهه باطل.

 

📝 پیش‌گفتار

اهمیت بحث «تدبیر بر علیه دشمن خدا»

در جهان بینی توحیدی، تمام هستی میدان نبردی است میان جبهه حق و جبهه باطل. از یک سو، خداوند متعال به عنوان حقیقت مطلق، مسیر تکامل و سعادت را برای انسان ترسیم کرده است. از سوی دیگر، شیطان و لشکریانش از جن و انس، درصدد گمراه‌کردن انسان و خارج‌کردن او از صراط مستقیم هستند.

 

این مبارزه، تنها یک نبرد ظاهری و مادی نیست؛ بلکه نبردی است در تمام ابعاد وجودی انسان: از سینه و دل و مغز تا خون و نفس و اعمال. از این رو، «تدبیر» به معنای اندیشه و طرح و نقشه، در این میدان، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

 

جایگاه دعای بیستم صحیفه سجادیه

دعای بیستم صحیفه سجادیه که با عنوان «دعای مکارم‌الاخلاق» شناخته می‌شود، از جامع‌ترین دعاهای امام سجاد علیه‌السلام است. در بخشی از این دعا، حضرت از خداوند متعال درخواست می‌کند:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»

این فراز نورانی، به ما می‌آموزد که حتی وسوسه‌های شیطانی را می‌توان به فرصت تبدیل کرد: تبدیل «تمنی» و «تظنی» و «حسد» به «ذکر عظمت خدا»، «تفکر در قدرت خدا» و «تدبیر بر علیه دشمن خدا».

 

ساختار این رساله

این رساله در چند فصل و بخش تدوین شده است:

فصل اول: مفاهیم بنیادین — در این فصل، به تفکیک مفاهیمی چون «دشمن خدا» و «دشمن انسانی»، «استعاذه» و «تعویذ»، «جنگ روانی مشروع» و «مقابله به مثل» می‌پردازیم.

 

فصل دوم: مبانی اعتقادی — در این فصل، توحید به عنوان سلاح برتر، حدود قدرت شیطان، و اصل عدالت در مبارزه را بررسی می‌کنیم.

 

فصل سوم: تدبیر فراگیر — در این فصل، به گسترش دامنه تدبیر در ابعاد مکانی، زمانی و نژادی، و همچنین تدبیر بر ذریه و نسل می‌پردازیم.

 

فصل چهارم: تدبیر عملیاتی — در این فصل، راهکارهای عملی برای تضعیف دشمن، رسواسازی او، جنگ روانی مشروع، و ایجاد مشغولیت ذهنی برای دشمن را ارائه می‌دهیم.

 

فصل پنجم: قلعه تعویذ — در این فصل، نمونه‌ای از «قلعه عظیم تعویذ» بر اساس دعای بیستم صحیفه سجادیه را ارائه و تحلیل می‌کنیم.

 

ضمائم — در ضمائم، شرح «ریاض السالکین» بر دعای بیستم و بیانات علامه مجلسی رحمه‌الله در تفسیر آیات مرتبط با شیطان را آورده‌ایم.

 

روش‌شناسی

روش این رساله، تلفیقی است از:

روش نقلی: استناد به آیات قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام.

روش تحلیلی: تحلیل مفاهیم و تفکیک آنها از یکدیگر.

روش راهبردی: ارائه راهکارهای عملی و راهبردی برای مقابله با دشمن خدا.

 

مخاطبان

این رساله برای تمام کسانی نوشته شده است که دغدغه جهاد در راه خدا و مبارزه با دشمنان او را دارند: از طلاب و دانشجویان علوم دینی تا عموم مؤمنانی که می‌خواهند در میدان جهاد اکبر و اصغر، مجهز به «تدبیر» باشند.

 

سخن آخر

دشمن خدا، دشمن کل جهان هستی است. کسی که دشمن خدا نیست، نباید او را به دشمنی گرفت؛ چرا که در آن صورت، خود به دشمن خدا تبدیل می‌شویم. دشمن ما تنها به این خاطر باید دشمن تلقی شود که از قانون الهی سرپیچی کرده است. پس با «تدبیر فراگیر» و «تعویذ گسترده»، از خود و نسل خود و کل جهان هستی در برابر دشمنان خدا محافظت کنیم.

 

📖 مقدمه

۱. تبیین مسئله

«دشمن» یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در قرآن کریم و روایات اسلامی است. خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

«إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» (فاطر: ۶)

«همانا شیطان برای شما دشمن است، پس او را دشمن بگیرید.»

و در جای دیگر:

«مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِينَ» (بقره: ۹۸)

«کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد، (کافر است و) خداوند دشمن کافران است.»

این آیات و ده‌ها آیه دیگر، نشان می‌دهد که مسئله «دشمن‌شناسی» و «دشمن‌ستیزی» یکی از محوری‌ترین مسائل در جهان‌بینی اسلامی است.

اما سؤال اساسی این است: دشمن کیست؟ و تدبیر در برابر دشمن چگونه باید باشد؟

 

۲. ضرورت تدبیر

«تدبیر» به معنای اندیشه و طرح و نقشه برای رسیدن به یک هدف است. در میدان مبارزه با دشمن خدا، «تدبیر» به معنای طراحی و اجرای راهکارهایی است که انسان را در برابر دشمنان خدا مقاوم و پیروز گرداند.

امام سجاد علیه‌السلام در دعای بیستم صحیفه سجادیه می‌فرماید:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»

این دعا، به ما می‌آموزد که «تدبیر بر علیه دشمن خدا» یکی از سه هدف اصلی است که باید وسوسه‌های شیطانی را به آن تبدیل کنیم.

 

۳. ابعاد تدبیر فراگیر

«تدبیر فراگیر» به معنای گسترش دامنه تدبیر در تمام ابعاد است:

الف) بعد مکانی: تدبیر به وسعت جغرافیای مکانی — از خود تا کل جهان هستی.

ب) بعد زمانی: تدبیر به وسعت جغرافیای زمانی — از گذشته تا حال و آینده، حتی تا نسل‌های بعدی.

ج) بعد نژادی: تدبیر به وسعت جغرافیای نژادی — از خود تا تمام نژادها و اقوام و با در نظر گرفتن دشمنان غیر صنوف انسانی.

د) بعد وجودی: تدبیر بر تمام ابعاد وجودی انسان — از جسم و روح و خون و نفس تا فکر و عمل.

 

۴. دشمن‌شناسی

دشمن خدا کسی است که از قانون الهی سرپیچی کرده است. این سرپیچی می‌تواند در ابعاد مختلف باشد:

بعد اعتقادی: انکار توحید و نبوت و معاد.

بعد عملی: ظلم و تجاوز به حقوق دیگران.

بعد اجتماعی: محاربه با خدا و رسول و فساد در زمین.

بعد فردی: استکبار و طغیان و ترک عبادت.

 

دشمنان خدا از اصناف و اکناف مختلف‌اند: از «دشمنان انسی» تا «هوای نفس»، «شیطان»، «گزندگان»، «درندگان»، «میکرب»، «ویروس» و غیره. نباید از هیچ‌کدام غافل شد.

 

۵. شیطان‌شناسی

شیطان، دشمن قسم‌خورده انسان است. نفوذ او همه‌جانبه است:

از وسوسه در سینه تا جریان در خون و گردش.

از سیاحت و اقامت در دل و مغز و افکار.

تا تسلط بر سلسله اعصاب.

و شراکت در اموال و اولاد.

دشمن بیرونی نیز قبل از فتح سرزمین، دل و مغز را تسخیر می‌کند. حتی بر جسم و روح و خون و تنفس انسان تأثیر می‌گذارد. دشمن برای تأثیرگذاری عمیق، آب و نان و دارو و خوراک انسان را آلوده می‌کند و چه بسا با ظاهر علم و کمک‌های بشر دوستانه به سراغ انسان می‌آید.

 

۶. راهبردهای مقابله

برای مقابله با دشمن خدا، راهبردهای زیر ضروری است:

 

الف) تدبیر معرفت‌محور: ارائه دلیل تدبیر به معبود، گسترش دامنه تدبیر در تمام جبهه‌ها، شناخت دامنه نفوذ شیطان، و تدبیر بر دسیسه‌های پنهان.

 

ب) تدبیر بر ذریه: پناه‌بردن به خداوند برای حفظ نسل از شر شیطان، بر اساس روایات مربوط به «مسّ شیطان» در بدو تولد.

 

ج) قلعه تعویذ: ساختن قلعه‌ای از تعویذ و استعاذه برای حفظ خود و پیرامون‌تان از شر تمام اصناف اعداء.

 

د) تدبیر تضعیف: تضعیف امکانات دشمن، محدودسازی شرارت او، ایجاد فاصله میان دشمن و امکاناتش، سخت‌کردن راه‌های مواصلاتی، و تفرقه میان لشکر و افرادشان.

 

ه) تخریب شخصیت دشمن: بالا بردن روحیه خود و یاران، کم‌ارزش جلوه‌دادن دشمن، تشدید جنگ روانی مشروع بر علیه دشمن.

 

و) تدبیر در اوقات طلائی: غنیمت‌شمردن زمان‌های خاص مانند ماه رمضان، لیالی قدر، روز عرفه، و لیالی عشر برای تقویت قوای باطنی و ظاهری و ضربه‌زدن به دشمن.

 

۷. جمع‌بندی

انفعال به اقدام: مؤمن نباید فقط از شر شیطان به خدا پناه ببرد، بلکه باید با «تدبیر فعال» — شامل اصلاح نفس، ایجاد مشغله برای دشمن، رسواسازی او و تضعیف نظامی و روانی‌اش — به مقابله برخیزد.

 

دشمن‌شناسی عمیق: شیطان نه تنها در فکر، که در جریان خون، سینه، اموال و اولاد نفوذ می‌کند. دشمنان بیرونی (ظالمان) نیز حامل همین ویژگی‌ها هستند.

 

سلاح برتر، توحید و مناجات است: تمام فنون تدبیر (از جمله دعاهای امام سجاد علیه‌السلام) ابزارهایی برای فعال‌سازی سلاح «توحید» هستند. اهل توحید با استعاذه، ذکر، شکایت به درگاه خدا و پناه‌بردن به «قلعه تعویذ»، شکست‌ناپذیر می‌شوند.

 

جهاد اکبر، زیربنای جهاد اصغر: بزرگ‌ترین تدبیر بر ضد دشمن، «اصلاح نفس» است. نفس پاک، «بهشت جان و جهنم شیاطین» است. بدون این اصلاح، هرگونه تدبیر بیرونی ناقص خواهد بود.

 

چشم‌انداز تعالی: هدف نهایی، نابودی صرف دشمن نیست، بلکه تبدیل تهدیدها به فرصت‌های رشد (تبدیل وسوسه به ذکر و تفکر) و رسیدن به مقامی است که حتی دشمن از ظلم ما ایمن باشد و دوست از میل به هوس ما ناامید گردد.

 

 

📋 خلاصه ضابطه‌مند

تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا

(بر اساس دعای بیستم صحیفه سجادیه)

🔹 الف) شناسنامه پژوهش

عنوان تحلیل و تبیین «تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا» با تکیه بر دعای بیستم صحیفه سجادیه
مسئله اصلی تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا چیست و چه ابعاد، مبانی و راهبردهایی دارد؟
روش توصیفی–تحلیلی با رویکرد کتابخانه‌ای
منابع اصلی قرآن کریم، صحیفه سجادیه، اصول کافی، شرح ریاض السالکین، بحارالأنوار
فرضیه اصلی تدبیر فراگیر در دعای بیستم، بر سه اصل «توحید، عدالت، رحمت» استوار است.

 

ساختار  ۵ فصل + ۲ ضمیمه

🔹 ب) یافته‌های اصلی (در ۱۰ محور)

محور ۱: تفکیک دشمن

نوع دشمن ماهیت حکم تدبیر
دشمن خدا ذاتی و اصولی (محاربه با خدا) تدبیر تهاجمی–دفاعی
دشمن انسانی عارضی و غیراصولی (اختلاف سیاسی، اقتصادی) تدبیر دفاعی–تعاملی
نفس اماره دشمن درونی (أَعْدَى عَدُوٍّ لَكَ) تدبیر درونی (مجاهده)

قاعده: کسی که دشمن خدا نیست، نباید او را به دشمنی گرفت؛ وگرنه خود به دشمن خدا تبدیل می‌شویم.

 

محور ۲: تفکیک مفاهیم تعویذ

مفهوم تعریف حکم
استعاذه پناه‌بردن به خداوند مشروع
تعویذ (دعا) خواندن دعاهای مأثوره مشروع
تعویذ (اوراد ساختگی) با اعتقاد به تأثیر ذاتی نامشروع
قلعه تعویذ استعاذه + دعا + ذکر + عمل صالح + توکل مشروع (با ۵ شرط)

شرایط ۵گانه قلعه تعویذ مشروع: مبنا (استعاذه) — محتوا (مأثور) — عمل (صالح) — توکل (به خدا) — اذن (شرعی).

 

محور ۳: جنگ روانی مشروع

معیار مشروع نامشروع
مبنا حق دروغ و افترا
هدف هشدار، تقویت جبهه حق، سردرگمی دشمن تخریب، تشفی، اذیت
روش افشای ظلم ظالم تهمت، شایعه‌پراکنی

 

محور ۴: مقابله به مثل در برابر انتقام‌جویی

مفهوم تعریف حکم مستند
مقابله به مثل پاسخ متناسب مشروع بقره: ۱۹۴
انتقام‌جویی پاسخ نامتناسب حرام بقره: ۱۹۰
عفو گذشت (در صورت تنبه) مستحب بقره: ۲۳۷
احسان پاسخ نیکی به بدی مستحب فصلت: ۳۴

 

محور ۵: مبانی اعتقادی (۳ اصل)

اصل توضیح مستند
توحید سلاح برتر؛ اهل توحید شکست‌ناپذیرند «وَسِيلَتِي إِلَيْكَ التَّوْحِيدُ»
حدود قدرت شیطان وسوسه می‌کند، نه اجبار؛ بر مخلصین سلطه ندارد نساء: ۷۶، حجر: ۴۰
عدالت تدبیر باید متناسب و عادلانه باشد مائده: ۸

 

محور ۶: گسترش دامنه تدبیر (فراگیری)

بعد قلمرو
مکانی از خود تا کل جهان هستی
زمانی از گذشته تا حال و آینده و نسل‌ها
نژادی از خود تا تمام اقوام و نژادها
وجودی جسم، روح، خون، نفس، فکر، عمل

قاعده: دشمن خدا، دشمن کل جهان هستی است.

 

محور ۷: تدبیر بر ذریه

روایت امام صادق علیه‌السلام: شیطان در بدو تولد در کمین است.

شیعیان اهل‌بیت با برکت ولایت در امان‌اند.

گریه نوزاد، نشانه کشمکش اولیه است.

نتیجه: از همین حال، بر نسل خود دست به دامن لطف پروردگار شویم.

 

محور ۸: راهبردهای عملیاتی (۵ راهبرد)

راهبرد اقدام
تضعیف محدودسازی امکانات، سخت‌کردن ارتباطات، تفرقه
تخریب شخصیت کم‌ارزش‌جلوه‌دادن، تشدید جنگ روانی مشروع
رسواسازی افشای معایب، برداشتن پوشش ریا و تزویر
جاده‌خراب‌کنی ایجاد مانع، عدم افشای اسرار، پیش‌بینی‌ناپذیری
سپر نفوذناپذیر «وَ حُلْ بَيْنِي وَ بَيْنَ عَدُوٍّ يُضِلُّنِي»

 

محور ۹: تدبیر در اوقات طلائی

زمان‌ها: ماه رمضان، لیالی قدر، روز عرفه، لیالی عشر.

ویژگی: قدرت دشمن در تنگنا؛ فرصت جهشی برای تقویت و ضربه.

اقدام: تفکر، تصمیم، طراحی، عملیات.

 

محور ۱۰: جمع‌بندی نهایی (۵ نکته)

نکته توضیح
انفعال به اقدام مؤمن نباید فقط پناه ببرد؛ باید تدبیر فعال کند.
دشمن‌شناسی عمیق شیطان در فکر، خون، سینه، اموال و اولاد نفوذ می‌کند.
سلاح برتر توحید و مناجات.
جهاد اکبر اصلاح نفس، زیربنای جهاد اصغر.
چشم‌انداز تعالی تبدیل تهدید به فرصت رشد.

 

🔹 ج) نتیجه‌گیری نهایی

تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا، بر سه‌گانه «توحید–عدالت–رحمت» استوار است:

توحید — سلاح برتر و وسیله اصلی.

عدالت — معیار مبارزه (مقابله به مثل متناسب، نه انتقام).

رحمت — هدف نهایی (تبدیل تهدید به فرصت، نه نابودی صرف).

 

فرمول نهایی:

تدبیر فراگیر = دشمن‌شناسی دقیق + مبانی توحیدی + راهبردهای عادلانه + قلعه تعویذ مشروع + جهاد اکبر.

 

🔹 د) پیشنهادهای کاربردی

شماره پیشنهاد
۱ ترویج فرهنگ «تدبیر فراگیر» با دوره‌های آموزشی
۲ تقویت «قلعه تعویذ» با تبیین شرایط ۵گانه
۳ آموزش «جنگ روانی مشروع» با معیارهای تفکیکی
۴ پژوهش‌های بیشتر بر اساس سایر دعاهای صحیفه
۵ تدوین «دستورالعمل عملی» برای قلعه تعویذ

 

 

والسلام علی من اتبع الهدی

 

 

 

✅بخش: تدبیر فراگیر بر علیه دشمن! کسترش تدبیر!

تدبیر به وسعت جغرافیای مکانی، زمانی، نژادی!

دشمنی به واقع دشمن است که از قانون خدا سرپیچی نماید که به واقع دشمن خدا می‌شود!

 

 

 

✅ تدبیر را از خود به کل جهان گسترش دهید

دشمن خدا دشمن کل جهان هستی است!

کسی که دشمن خدا نیست نباید او را به دشمنی بگیرید، چرا که شما به دشمن خدا تبدیل می‌شوید!

دشمن شما تنها به این خاطر باید دشمن تلقی شود، که از قانون الهی سرپیچی کرده باشد، ظلم او به شما یعنی او از قانون الهی نسبت به مراعات شما عدول نموده است! حتی نسبت به دیگران و جهان هستی و حتی نسبت به خودش(مثل ترک نماز و کفرورزی) دشمنی و ظلم کرده است.

 

💫بدان تمام ذرات و ارکان و سلولهای وجود تو به همراه جوهر تو در معرض آسیب‌اند!

پس با حفاظتی جامع، از تمام تاریخ و جغرافیای خودت و جهان هستی محافظت کن!

در تدبیر دفاع در برابر دشمن باید کل جهان هستی را شرکت دهی حتی آینده را نیز در آن دخیل نمائی از نسل خود و دیگر موجودات!

دشمنان تو از اصناف و اکناف مختلفند نباید از هیچ‌کدام غافل شوی! برای هر کدام از آنها باید تدبیری اندیشید، از «دشمنان انسی تا هوای نفس، شیطان، گزندگان، درندگان، میکرب، ویروس و …»

 

❇️دشمن خدا باید به خود و شئونات شایسته خود مشغول شود

فکر دشمن خدا را از خودت منحرف کن! تا نتواند نسبت به تو بیندیشد!

برای دشمن خدا مشغولیت ذهنی و عملی فریبنده اختراع کن! تا نتواند برای تو و دیگران فرصت شیطنت یابد!

دشمن خدا باید نسبت به تو «صم، بکم، عمی» شود.

 

❇️زبان دشمن خدا را لال کن

زبان دشمن خدا را ببندد، رسانه، شایعات، وساوس صدای دشمن توست که از هر سلاحی خطرناک‌تر است! چرا که دوستان تو را به دشمنانت تبدیل و همچنین ابزار بسیار قوی برای تضعیف روحیه و ایجاد ترس و فریب اذهان است!

زبان دشمن خدا از نیش مار خطرناک‌تر است!

همانطوری که زبان بیشترین معصیت را تولید می‌کند، زبان دشمن نیز بیشترین مصیبت را تولید می‌کند!

اگر زبان دشمنت را کنترل کنی بیشتر دشمنی او را به کنترل خود درآورده‌ای!

 

❇️رسانه وسوسه

رسانه دل که بصورت وسوسه بروز می‌کند، از رسانه‌های مجازی و حقیقی خطرناک‌تر است، رسانه وسوسه در چارچوب سحر و علوم غریبه و اعمال روانشناسانه منحوس، حیله‌های روانشناسانه، تلقینات و شرطی‌سازی سازی‌ها انجام می‌پذیرد! که برای تقویت آن از رسانه‌های عمومی و خصوصی و حقیقی و مجازی استفاده می‌کنند!

 

❇️مسمومیت روحی

ایجاد مسمومیت‌های خونی و روحی، با مواد روانگردان و امواج روانگردان!

 

❇️سپر جامع

قلعه‌ای از تعویذ بسازید و خود و پیرامون‌تان را  از شرّ تمام اصناف اعداء حفظ نمایید!

تعوذ را با عمل مدبرانه تحکیم نمایید!

 

✳️بخش  – تدبیر معرفت محور

✅1 دلیل تدبیر را برای معبودت بیان کن

هر چند معبود از تمام پنهان و آشکار تو آگاه است اما با عرضه عملکرد و نحوه عکس‌العمل،  توجه تو به معبود علیم و حکیم معطوف می‌شود.

و نوعی عبادت و نوعی مناجات با معبود است!

همچنین نوعی استمداد از ساحت قدسی برای اصلاح تدبیر و تقویت آن است.

با این عرضه آدمی نسبت به عملی که می‌خواهد آن را انجام دهد به تفکر فرو می‌رود و به آن جهت الهی می‌بخشد.

هر گونه تدبیر متعالی تنها با یاد و نام و اذن خدا به ثمر می‌نشیند.

هر عملی که تحت توجهات و قدرت و علم او انجام پذیرد غیرقابل شکست خواهد بود!

با اقامه دلیل خود برای الله بی‌نیاز از احتجاج، امتیازات آدمی افزون‌تر می‌شود! پروردگار متعال این گونه الحاح و اصرار را دوست می‌دارد! انس با خدا به هر شکلی زیباست!

 

✅2 دامنه تدبیر

به ابعاد مختلف نسبت به جنگ با دشمن خدا تدبیر و اندیشه کن،  در تمام جبهه‌ها  «نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، روانی و …» تدبیر خاص آنها را عملی کن.

دشمن‌شناسی را تخصصی کن،  در برابر تمام مکر و حیله و ختر و فنون آن سامانه دفاعی و تهاجمی خودت را تقویت کن!

 

 

✅3 دامنه نفوذ شیطان و تدبیر

در موضوع شیطان، بدان که نفوذ او همه جانبه است از وسوسه در سینه تا جریان او در خون و گردش و سیاحت و اقامت او در دل و مغز و افکار و تسلط بر سلسله اعصاب و شراکت در اموال و اولاد گسترش می‌یابد!

دشمن بیرونی نیز قبل از فتح سرزمین، دل و مغز را تسخیر می‌کند، حتی بر جسم و روح و خون و تنفس تو تاثیر می‌گذارد!

دشمن برای تاثیر گذاری عمیق، آب و نان و دارو و خوراک تو را آلوده خواهد نمود و چه بسا با ظاهر علم و کمک‌های بشردوستانه به سراغ تو خواهد آمد، او حتی آب و هوایت را آلوده خواهد نمود!

تیرهائی از جنس سیگار و مواد مخدر دودی و خوراکی و ذهنی و موجی و سحری!

 

✅4  تدبیر بر دسیسه‌های پنهان

دشمن خدا، تو را بر فواحش جسور خواهد نمود و آن را برای تو تحبیب و تنزیین خواهد نمود تا سست بنیانت کند و توانائی‌هی معنوی و مادی را از تو ساقط کند.

دشمنخدا، تو را از انجام اعمال صالحه باز خواهد داشت! سفره شهوات را به رایگان برایت پهن خواهد ساخت! چرا که شهوات تو را از معبود عظیمت دور خواهد نمود و اراده‌ات را سست خواهد ساخت.

دشمن خدا در رواج شبهات خواهد کوشید! تا سر در گمت سازد.

برای همه دسایس شیطانی به تناسب بایستی تدبیری اندیشید!

 

 

❇️بخش: تدبیر بر ذریه

💫🔆عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: مَا مِنْ‏ مَوْلُودٍ يُولَدُ إِلَّا وَ إِبْلِيسٌ مِنَ الْأَبَالِسَةِ بِحَضْرَتِهِ فَإِنْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّهُ مِنْ شِيعَتِنَا حَجَبَهُ مِنْ ذَلِكَ الشَّيْطَانِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ شِيعَتِنَا أَثْبَتَ الشَّيْطَانُ إِصْبَعَهُ السَّبَّابَةَ فِي دُبُرِهِ فَكَانَ مَأْبُوناً فَإِنْ كَانَ امْرَأَةً أَثْبَتَ فِي فَرْجِهَا فَكَانَتْ فَاجِرَةً فَعِنْدَ ذَلِكَ يَبْكِي الصَّبِيُّ بُكَاءً شَدِيداً إِذَا هُوَ خَرَجَ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَ اللَّهُ بَعْدَ ذَلِكَ يَمْحُو ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتاب‏[1]

💫 از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:

«هیچ نوزادی متولد نمی‌شود، مگر اینکه یکی از شیاطین، هنگامِ تولّدِ او حاضر است.

پس اگر خداوند بداند که او از شیعیانِ ماست، او را از آن شیطان، پنهان می‌دارد (و در امان نگه می‌دارد).

و اگر از شیعیانِ ما نباشد، شیطان، انگشتِ سبّابه‌ی خود را در مقعدِ او فرو می‌کند و او “مأبون” (مبتلا به دردِ مقعد-گرایش به لواط پیدا می‌کند) می‌شود.

و اگر دختر باشد، در فرجِ او فرو می‌کند و او “فاجره” (زنِ بدکاره) می‌شود.

پس در آن هنگام، کودک، سخت می‌گرید، هنگامی که از شکمِ مادر، خارج می‌شود.

و خداوند، پس از آن، هر چه بخواهد، محو یا اثبات می‌کند و نزدِ اوست “امّ الکتاب” (لوحِ محفوظ).»

 

تبیین و تنویر:

۱. حضورِ شیطان در هنگامِ تولّد:

این روایت، بر وسوسه‌ی شیطان از بدوِ تولّد تأکید دارد و نشان می‌دهد که شیطان، به دنبالِ نفوذ در همه انسان‌هاست.

 

۲. پناه‌داشتنِ شیعیانِ اهل‌بیت (ع) از شیطان:

اگر نوزاد، از شیعیانِ حقیقیِ اهل‌بیت (ع) باشد، خداوند، او را از شرِّ شیطان، محفوظ می‌دارد.

این، برکتِ ولایت و محبّتِ اهل‌بیت (ع) است که از بدوِ تولّد، انسان را در پناهِ الهی قرار می‌دهد.

 

۳. تأثیرِ شیطان بر غیرِ شیعیان:

اگر نوزاد، از شیعیانِ اهل‌بیت نباشد، شیطان، انگشتِ خود را در مقعد (پسر) یا فرج (دختر) او فرو می‌کند.

این، کنایه از تأثیرِ شیطان بر گرایشِ انسان به گناه و فساد است؛ نه لمسِ فیزیکیِ واقعی.

 

۴. گریه‌ی شدیدِ نوزاد:

گریه‌ی نوزاد، به سببِ احساسِ حضورِ شیطان و تلاشِ او برایِ نفوذ است.

 

۵. محو و اثبات و «امّ الکتاب»:

خداوند، پس از تولّد، سرنوشتِ نهاییِ انسان را تغییر می‌دهد (محو و اثبات) و این، به اختیارِ انسان و مشیّتِ الهی بازمی‌گردد.

«امّ الکتاب» به معنای لوحِ محفوظ است که سرنوشتِ نهاییِ همه انسان‌ها، در آن، ثبت است.

 

💎 پیامِ خاص روایت:

شیطان، از بدوِ تولّد، در کمینِ انسان است و به دنبالِ نفوذ در اوست.

شیعیانِ اهل‌بیت (ع)، با برکتِ ولایت، از این نفوذ، در امان هستند.

گریه‌ی نوزاد، نشانه‌ای از این کشمکشِ اولیه است.

سرنوشتِ نهاییِ انسان، با اختیارِ او و مشیّتِ الهی، تعیین می‌شود.

این روایت، بر اهمیتِ ایمان و ولایت، در نجات از شرِّ شیطان، تأکید دارد.

بایستی بر نسل خود از همان زمان حال دست به دامن لطف پرودگار متعال شویم!

از شرّ دشمن نباید غافل شد از تعویذ به درگاه الهی غفلت نورزیم!

 

 

❇️مسّ شیطان

💫🔆وَ عَنِ النَّبِيِّ ص‏ مَا مِنْ‏ مَوْلُودٍ يُولَدُ إِلَّا وَ الشَّيْطَانُ يَمَسُّهُ حِينَ يُولَدُ فَيَسْتَهِلُّ مِنْ مَسِّهِ إِلَّا مَرْيَمَ وَ ابْنَهَا. [2]

💫 از پیامبر (ص) روایت شده که فرمود:

«هیچ نوزادی زاده نمی‌شود، مگر اینکه شیطان، هنگامِ تولّد، او را می‌لمسد و از این لمس، نوزاد فریاد می‌زند و گریه می‌کند – مگر مریم و پسرش (عیسی) که از این لمس، در امان هستند.»

 

تبیین و تنویر:

۱. لمسِ شیطان در بدوِ تولّد:

 

این لمس، لمسی حسی و فیزیکی نیست، بلکه نفوذِ بطنی و موج خفیه شیطانی است که در نخستین لحظاتِ زندگی، انسان را درگیر می‌کند.

گریه‌ی شدیدِ نوزاد، نشانه‌ای از این تأثیرِ اولیه است.

 

۲. استثنایِ مریم و عیسی (ع):

حضرت مریم (س) و حضرت عیسی (ع)، از این لمسِ شیطانی، در امان بودند؛ زیرا:

مریم (س)، با دعایِ مادرش (همسرِ عمران) به خداوند، پناه برده شد:

«وَ إِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَ ذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» (آل عمران: ۳۶).

عیسی (ع)، به دلیلِ پاکیِ ذاتی و عصمت، از این نفوذ، مصون بود.

 

۳. پیامِ روایت:

همه انسان‌ها، در بدوِ تولّد، در معرضِ وسوسه شیطان قرار می‌گیرند، مگر کسانی که خداوند، به برکتِ دعا و عصمت، آنان را محفوظ داشته است.

پناه‌بردن به خداوند، راهِ نجات از این وسوسه‌هاست و سنّتی است که در قرآن، به آن سفارش شده است.

 

💎 پیامِ خاص روایت:

شیطان، از همان آغازِ زندگی، در کمینِ انسان است و به دنبالِ نفوذ در اوست.

تنها کسانی که در پناهِ الهی‌اند، از این نفوذ، در امان می‌مانند.

این روایت، بر اهمیتِ استعاذه (پناه‌جویی به خدا) و نقشِ دعا در حفظِ انسان از شرِّ شیطان، تأکید دارد.

 

 

 

 

 

✅ (نمونه)قلعه عظیم تعویذ

💫🔆 (6) وَ أَعِذْنِي‏ وَ ذُرِّيَّتِي‏ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، وَ مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهَامَّةِ و الْعَامَّةِ وَ اللَّامَّةِ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ سُلْطَانٍ عَنِيدٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ مُتْرَفٍ حَفِيدٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ شَدِيدٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَرِيفٍ وَ وَضِيعٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ قَرِيبٍ وَ بَعِيدٍ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لِرَسُولِكَ وَ لِأَهْلِ بَيْتِهِ حَرْباً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ‏ آخِذٌ بِناصِيَتِها، إِنَّكَ‏ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ‏. (7) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنِّي، وَ ادْحَرْ عَنِّي مَكْرَهُ، وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّهُ، وَ رُدَّ كَيْدَهُ فِي نَحْرِهِ. (8) وَ اجْعَلْ بَيْنَ يَدَيْهِ سُدّاً حَتَّى تُعْمِيَ عَنِّي بَصَرَهُ، وَ تُصِمَّ عَنْ ذِكْرِي سَمْعَهُ، وَ تُقْفِلَ دُونَ إِخْطَارِي قَلْبَهُ، وَ تُخْرِسَ عَنِّي لِسَانَهُ، وَ تَقْمَعَ رَأْسَهُ، وَ تُذِلَّ عِزَّهُ، وَ تَكْسُرَ جَبَرُوتَهُ، وَ تُذِلَّ رَقَبَتَهُ، وَ تَفْسَخَ كِبْرَهُ، وَ تُؤْمِنَنِي مِنْ جَمِيعِ ضَرِّهِ وَ شَرِّهِ وَ غَمْزِهِ وَ هَمْزِهِ وَ لَمْزِهِ وَ حَسَدِهِ وَ عَدَاوَتِهِ وَ حَبَائِلِهِ وَ مَصَايِدِهِ وَ رَجِلِهِ وَ خَيْلِهِ، إِنَّكَ عَزِيزٌ قَدِيرٌ.[3]

🔆 و مرا و فرزندانم از شیطان رانده‌شده پناه ده، و از شرِّ هر جانور زهرآگین، و هر موجود موذی، و هر عیب‌جویی، و هر بلا و گرفتاری، و از شرِّ هر شیطان سرکش، و از شرِّ هر حاکم لجوج، و از شرِّ هر نازپرورده‌ی تباهکار، و از شرِّ هر ناتوان و نیرومند، و از شرِّ هر شریف و پست، و از شرِّ هر کوچک و بزرگ، و از شرِّ هر نزدیک و دور، و از شرِّ هر کس که از جن و انس با پیامبرت و خاندانش به جنگ برخاسته، و از شرِّ هر جنبنده‌ای که مهارش به دست توست، همانا تو بر راه راست هستی.

۷ بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و هر که را قصد بدی به من دارد، از من بازگردان، و نیرنگش را از من دور کن، و شرّش را از من بگردان، و نیرنگش را به خودش بازگردان.

۸ و پیشاپیش او سدّی قرار ده تا چشمش را بر من کور گردانی، و گوشش را از یاد من کر سازی، و دلش را از اندیشه‌ی من ببندی، و زبانش را از [بدگویی] من ناتوان سازی، و سرش را فرونشان، و عزتش را خوار کن، و جبروتش را درهم شکن، و گردنش را ذلیل گردان، و تکبرش را از بن برکن، و مرا از تمام آسیب و شرّ و غمزه و طعنه و کنایه و حسد و دشمنی و دام‌ها و تله‌ها و پیادگان و سوارانش ایمن بدار، که تو توانا و قدرتمندی.

 

✅نظرات مختلف درمورد سامّه، هامّه، لامّه و عامّه

 

1-سامّه: گزندگان جسم! نیشی که به جسم وارد میشود!

هامّه: گزندگان روح و روان! نیشی که به روح وارد می‌شود

عامّه: همه‌گیری، همه‌گانی، آفات عمومی، مسری، موذی، گزنده(سمومات گازی-هوای مسموم)،

لامّه:چسبنده، پنهان، چشم زخم، حسد، جنون، خوف‌ناک، ترس، بلا،

« السّامَّةِ وَ الْهامَّةِ وَ العامَّةِ وَ اللامَّةِ» هم از جنس جنّی هم انسی هم حیوانی، هم محیطی!

 

2- از شرِّ «سامّه» (هر جانور زهرآگین و گزنده، مانند مار و عقرب)،

و «هامّه» (هر موجود موذی و جانور شبزی که موجب ترس و آزار است، یا به روایتی جانورانی که روح و شبح دارند مانند جغد و…)،

و «عامّه» (بلاهای عمومی و فراگیر که همگان را دربرمیگیرد، یا به قولی آسیبهای ظاهری و آشکار)،

و «لامّه» (بلاهای درونی و پنهان، یا گرفتاریهای روحی و روانی که به جان انسان میچسبد و رهایش نمیکند)»

 

3- السَّامَّة: از «سَمّ» (زهر) یا «سَمَّ» (گزیدن). به موجود زهرآگین گویند.

الْهَامَّة: از «هَمّ» (اندوه) یا «هَمَّة» (خطر). به جانوران موذی و ترسناک، یا به مرغان شب‌آواز بدیمن گفته می‌شود.

الْعَامَّة: از «عُموم». به بلاها و آفات عمومی و آشکار.

اللَّامَّة: از «لَصوق» (چسبیدن). به بلاها و گرفتاریهای پنهان و چسبنده به جان و روان.

 

 

 

✅ 6-5 تعوذ خود و تمام ذریه تدبیر مناجاتی

💫🔆 (6) وَ أَعِذْنِي وَ ذُرِّيَّتِي مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، فَإِنَّكَ خَلَقْتَنَا وَ أَمَرْتَنَا وَ نَهَيْتَنَا وَ رَغَّبْتَنَا فِي ثَوَابِ مَا أَمَرْتَنَا وَ رَهَّبْتَنَا عِقَابَهُ، وَ جَعَلْتَ لَنَا عَدُوّاً يَكِيدُنَا، سَلَّطْتَهُ مِنَّا عَلَى مَا لَمْ تُسَلِّطْنَا عَلَيْهِ مِنْهُ، أَسْكَنْتَهُ صُدُورَنَا، وَ أَجْرَيْتَهُ مَجَارِيَ دِمَائِنَا، لَا يَغْفُلُ إِنْ غَفَلْنَا، وَ لَا يَنْسَى إِنْ نَسِينَا، يُؤْمِنُنَا عِقَابَكَ، وَ يُخَوِّفُنَا بِغَيْرِكَ. (7) إِنْ هَمَمْنَا بِفَاحِشَةٍ شَجَّعَنَا عَلَيْهَا، وَ إِنْ هَمَمْنَا بِعَمَلٍ صَالِحٍ ثَبَّطَنَا عَنْهُ، يَتَعَرَّضُ لَنَا بِالشَّهَوَاتِ، وَ يَنْصِبُ لَنَا بِالشُّبُهَاتِ، إِنْ وَعَدَنَا كَذَبَنَا، وَ إِنْ مَنَّانَا أَخْلَفَنَا، وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنَّا كَيْدَهُ يُضِلَّنَا، وَ إِلَّا تَقِنَا خَبَالَهُ يَسْتَزِلَّنَا. (8) اللَّهُمَّ فَاقْهَرْ سُلْطَانَهُ عَنَّا بِسُلْطَانِكَ حَتَّى تَحْبِسَهُ عَنَّا بِكَثْرَةِ الدُّعَاءِ لَكَ فَنُصْبِحَ مِنْ كَيْدِهِ فِي الْمَعْصُومِينَ بِكَ.[4]

🔆 (۶) «و مرا و فرزندانم را از شیطان رانده‌شده پناه ده، زیرا تو ما را آفریدی، و فرمان دادی، و بازداشتی، و ما را به پاداش آنچه فرمان دادی رغبت دادی، و از عقاب آن بیم دادی، و دشمنی را برای ما قرار دادی که به نیرنگ ما می‌کوشد. او را بر ما بر آنچه خود را بر او مسلط نکرده‌ای مسلط کرده‌ای. او را در سینه‌هایمان جای دادی، و او را در جریان خونمان روان ساختی. اگر ما غافل شویم، او غافل نمی‌شود، و اگر ما فراموش کنیم، او فراموش نمی‌کند. ما را از عقاب تو ایمن می‌گرداند، و به غیر تو می‌ترساند.

 

(۷) اگر قصد کار زشتی کنیم، ما را بر آن دلیر می‌کند، و اگر قصد کار شایسته‌ای کنیم، ما را از آن بازمی‌دارد. با شهوت‌ها به سراغمان می‌آید، و با شبهه‌ها در برابرم می‌ایستد. اگر به ما وعده دهد، دروغ می‌گوید، و اگر به ما منت گذارد (یا: نوید دهد)، خلف وعده می‌کند. و اگر نیرنگ او را از ما باز نگردانی، گمراهمان می‌کند، و اگر ما را از تباهیِ او نگاه نداری، لغزاندمی‌کند.

 

(۸) بار خدایا، پس سلطه‌اش را به سلطه‌ی خودت از ما دور کن، تا او را با کثرت دعایمان به درگاهت از ما بازداری. آنگاه ما در برابر نیرنگش در پناهِ نگهداشته‌شدگان به تو باشیم.»

 

✳️بخش  – تدبیر تضعیف

✅1  امکانات دشمن خدا را تضعیف کنید

💫با محدود سازی امکانات دشمن! شرارت او را محدود کن!

باید میان دشمن و امکاناتش فاصله انداخت!

نباید دشمن خدا به امکانات به سهل الوصول دست یابد!

باید ترس سردی همیشه بر دل دشمن خدا حاکم باشد! باید همیشه دل دشمن بلرزد! نه آنکه بسوی تو تحریک شود بلکه از تو دور شود!

راه‌های مواصلاتی دشمن خدا بایستی سخت شود، هر گونه خطوط ارتباطی  هوائی و زمینی و فکری و …

قدرت تشخیص دشمن را باید سخت نمود!

باید میان لشکر و افرادشان تفرقه انداخت!

 

 

❇️ 2 حمله همه جانبه بر  شیطان با مناجات

💫🔆 (5) اللَّهُمَّ افْلُلْ بِذَلِكَ عَدُوَّهُمْ‏، وَ اقْلِمْ عَنْهُمْ أَظْفَارَهُمْ، وَ فَرِّقْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَسْلِحَتِهِمْ، وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ، وَ بَاعِدْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَزْوِدَتِهِمْ، وَ حَيِّرْهُمْ فِي سُبُلِهِمْ، وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ، وَ اقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ، وَ انْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ، وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ، وَ اقْبِضْ أَيْدِيَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ، وَ اخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ، وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ وَ نَكِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرَاءَهُمْ، وَ اقْطَعْ بِخِزْيِهِمْ أَطْمَاعَ مَنْ بَعْدَهُمْ.[5]

🔆 «بار خدایا، به این وسیله، دشمن آنان [خاندان پیامبر] را ناتوان کن، و ناخن‌هایشان را بچین، و میانشان و میان سلاح‌هاشان جدایی افکن، و بندهای دل‌هاشان را بگسل، و میانشان و میان توشه‌هاشان دوری انداز، آنان را در راه‌هاشان سرگشته گردان، و مقصدشان را بر آنان مشتبه کن، و یاریرساندن به آنان را قطع نما، و از شمارشان بکاه، و دل‌هاشان را از ترس پر کن، و دست‌هاشان را از گشودن [برای حمله] بازگیر، و زبان‌هاشان را از سخن گفتن ببند، و آنان را مایه پراکندگیِ پشت‌سرشان گردان، و مایهٔ عبرتِ آنان که در پی‌شان هستند قرار ده، و به رسوایی‌شان، طمعِ پس از خودشان را قطع کن.»

 

 

✳️بخش 8  تخریب شخصیت دشمن خدا

✅8-1  تدبیر روحیه

روحیه خود و یاران خود را بالا بریم

دشمن خدا بایستی کم ارزش جلوه کند

نباید هیچ ابهتی از دشمن در دل باشد

بر علیه دشمن خدا جنگ روانی را تشدید کنید

 

❇️تدبیر روحیه در نگاه مناجات

💫🔆 (15) فَإِذَا صَافَّ عَدُوَّكَ‏ وَ عَدُوَّهُ‏ فَقَلِّلْهُمْ فِي عَيْنِهِ، وَ صَغِّرْ شَأْنَهُمْ فِي قَلْبِهِ، وَ أَدِلْ لَهُ مِنْهُمْ، وَ لَا تُدِلْهُمْ مِنْهُ، فَإِنْ خَتَمْتَ لَهُ بِالسَّعَادَةِ، وَ قَضَيْتَ لَهُ بِالشَّهَادَةِ فَبَعْدَ أَنْ يَجْتَاحَ عَدُوَّكَ‏ بِالْقَتْلِ، وَ بَعْدَ أَنْ يَجْهَدَ بِهِمُ الْأَسْرُ، وَ بَعْدَ أَنْ تَأْمَنَ أَطْرَافُ الْمُسْلِمِينَ، وَ بَعْدَ أَنْ يُوَلِّيَ عَدُوُّكَ‏ مُدْبِرِينَ.[6]

🔆«پس هنگامی که دشمن خودت و دشمن او [= امام/رهبر] در برابر هم صف آراستند، آنان را در چشمش کم‌نما گردان، و کارشان را در دلش کوچک کن، و او را بر آنان پیروز کن، و آنان را بر او پیروز مگردان. پس اگر سرانجامِ کار را برای او به سعادت ختم کردی و شهادتش را مقدّر نمودی، [بگذار] پس از آنکه دشمنت را با کشتن ریشه‌کن کرد، و پس از آنکه اسارت آنان را فرسود، و پس از آنکه مرزهای مسلمانان ایمن شد، و پس از آنکه دشمنت پشت‌کنان [به فرار] روی گرداند.»

 

 

 

✳️بخش   فریب شیطان از آزمون‌های الهی است

✅  شیطان ذلیل است عزیزش نکنید

شیطان فی نفسه هیچ قدرتی از خود در فریب ندارد، امهال و انظار او در فریب آدمی برای ظهور قهرمانان عرصه بندگی الهی است!

شیطنت شیطان از دست قدرت الهی خارج نشده، بلکه تحت جغرافیای آزمون به مدت مشخص و معین و در حد تعیین شده توانائی شیطنت را دارد!

و خود پروردگار متعال یاور ما در غلبه بر مکرهای شیطانی است، کافی است یادش را در دل زنده نگه‌ داریم!

 

❇ معرفت مناجاتی

💫🔆 (12) وَ قَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَيَّ عَدُوُّكَ‏ الَّذِي اسْتَنْظَرَكَ لِغَوَايَتِي فَأَنْظَرْتَهُ، وَ اسْتَمْهَلَكَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ لِإِضْلَالِي فَأَمْهَلْتَهُ.

(13) فَأَوْقَعَنِي وَ قَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ، وَ كَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِيَةٍ حَتَّى إِذَا قَارَفْتُ مَعْصِيَتَكَ، وَ اسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْيِي سَخْطَتَكَ، فَتَلَ عَنِّي عِذَارَ غَدْرِهِ، وَ تَلَقَّانِي بِكَلِمَةِ كُفْرِهِ، وَ تَوَلَّى الْبَرَاءَةَ مِنِّي، وَ أَدْبَرَ مُوَلِّياً عَنِّي، فَأَصْحَرَنِي لِغَضَبِكَ فَرِيداً، وَ أَخْرَجَنِي إِلَى فِنَاءِ نَقِمَتِكَ طَرِيداً.[7]

🔆 (۱۲) «و بر من چیره شده است آن دشمن تو که [از تو] مهلت خواست تا مرا گمراه کند و تو به او مهلت دادی، و تا روز قیامت فرصت خواست تا مرا گمراه سازد و تو به او فرصت دادی.

(۱۳) پس [آن دشمن] مرا [به گناه] افکند، در حالی که من به سوی تو گریخته‌ام از گناهان کوچک هلاک‌کننده و کارهای بزرگ تباه‌ساز. تا آنگاه که مرتکب نافرمانی تو شدم، و با کردار بد خود، سزاوار خشم تو گشتم، آنگاه [شیطان] لگام غدر و فریبش را از من بگشود و به من روی آورد با سخن کفرآمیز خود، و خود را از من بیزاری جست، و پشت کرده از من روی گرداند. پس مرا در برابر خشم تو تنها و بی‌پناه رها ساخت، و به ساحت عذابت بیرون انداخت و راند.»

 

💫🔆 (68) ثُمَّ أَمَرْتَهُ فَلَمْ يَأْتَمِرْ، وَ زَجَرْتَهُ فَلَمْ يَنْزَجِرْ، وَ نَهَيْتَهُ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، فَخَالَفَ أَمْرَكَ إِلَى نَهْيِكَ، لَا مُعَانَدَةً لَكَ، وَ لَا اسْتِكْبَاراً عَلَيْكَ، بَلْ دَعَاهُ هَوَاهُ إِلَى مَا زَيَّلْتَهُ وَ إِلَى مَا حَذَّرْتَهُ، وَ أَعَانَهُ عَلَى ذَلِكَ عَدُوُّكَ‏ وَ عَدُوُّهُ‏، فَأَقْدَمَ عَلَيْهِ عَارِفاً بِوَعِيدِكَ، رَاجِياً لِعَفْوِكَ، وَاثِقاً بِتَجَاوُزِكَ، وَ كَانَ أَحَقَّ عِبَادِكَ مَعَ مَا مَنَنْتَ عَلَيْهِ أَلَّا يَفْعَلَ.[8]

 

🔆 «سپس به او [= آدم یا بنده] فرمان دادی، ولی او فرمان نبرد؛ و بازش داشتی، ولی باز نایستاد؛ و او را از نافرمانیات نهی کردی، پس او فرمانت را رها کرد و به سوی نهیت رفت — نه از روی دشمنی با تو و نه از روی تکبر بر تو، بلکه هوای نفسش او را به سوی آنچه از آن جدا کرده بودی و از آن برحذر داشته بودی فرا خواند. و دشمن تو و دشمن او [= شیطان] او را بر این کار یاری داد. پس در حالی بر آن کار پیش رفت که به وعیدت آگاه بود، به عفو تو امید داشت و به گذشت تو اعتماد داشت. در حالی که با آن همه منت که بر او نهاده بودی، سزاوارتر از آن بود که چنین نکند.»

 

✳️بخش   تدبیر در اوقات طلائی

💫زمان‌های خاص که قدرت دشمن خدا تضعیف می‌شود برای ضربه زدن غافل مشو!

زمانی که توانت برای ضربه زدن به دشمن تقویت شد، فرصت غلبه را غنیمت شمار!

در زمان‌های طلائی که دشمنان خدا در تنگنا قرار می‌گیرند شیطنت آنها به نهایت ضیق خود قرار می‌گیرد، فرصتی استثنائی برای تضعیف آنها و تقویت خویش پیش می‌آید!

مثل ماه مبارک زمان و زمانهای خاصی مثل لیالی قدر، روز عرفه، لیالی عشر و …

زمان فوق‌العاده برای تقویت قوای باطنی و ظاهری است!

فرصتی برای فعالیت‌های جهشی است!

حتی اگر این اوقات را به تفکر، تصمیم، طراحی، عملیات اختصاص دهیم موفقیت‌آمیز خواهد بود!

 

 

❇  10-2ماه مبارک رمضان ماه از نفس انداختن شیطان

💫🔆 (13) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ جَنِّبْنَا الْإِلْحَادَ فِي تَوْحِيدِكَ، وَ الْتَّقْصِيرَ فِي تَمْجِيدِكَ، وَ الشَّكَّ فِي دِينِكَ، وَ الْعَمَى عَنْ سَبِيلِكَ، وَ الْإِغْفَالَ لِحُرْمَتِكَ، وَ الِانْخِدَاعَ لِعَدُوِّكَ‏ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ (14) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِذَا كَانَ لَكَ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيَالِي شَهْرِنَا هَذَا رِقَابٌ يُعْتِقُهَا عَفْوُكَ، أَوْ يَهَبُهَا صَفْحُكَ فَاجْعَلْ رِقَابَنَا مِنْ تِلْكَ الرِّقَابِ، وَ اجْعَلْنَا لِشَهْرِنَا مِنْ خَيْرِ أَهْلٍ وَ أَصْحَابٍ. (15) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ امْحَقْ ذُنُوبَنَا مَعَ امِّحَاقِ هِلَالِهِ، وَ اسْلَخْ عَنَّا تَبِعَاتِنَا مَعَ انْسِلَاخِ أَيَّامِهِ حَتَّى يَنْقَضِيَ عَنَّا وَ قَدْ صَفَّيْتَنَا فِيهِ مِنَ الْخَطِيئَاتِ، وَ أَخْلَصْتَنَا فِيهِ مِنَ السَّيِّئَاتِ. (16) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِنْ مِلْنَا فِيهِ فَعَدِّلْنَا، وَ إِنْ زُغْنَا فِيهِ فَقَوِّمْنَا، وَ إِنِ اشْتَمَلَ عَلَيْنَا عَدُوُّكَ‏ الشَّيْطَانُ فَاسْتَنْقِذْنَا مِنْهُ.[9]

🔆 بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و ما را از کژروی در یگانه‌دانستنت، و از کوتاهی در بزرگداشتت، و از تردید در دینت، و از نابینایی نسبت به راهت، و از غفلت از حرمتت، و از فریب خوردن به دشمنت شیطان رانده‌شده، دور بدار.

 

بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و چون در هر شبی از شب‌های این ماه ما، گردن‌هایی هستند که عفو تو آزادشان می‌کند و گذشت تو می‌بخشد، پس گردن‌های ما را از آن گردن‌ها قرار ده، و ما را برای این ماه، از بهترین خانواده و یاران گردان.

 

بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و گناهانمان را همراه با ناپیدا شدن هلال این ماه محو کن، و بارِ مسئولیت‌های [گناه]مان را همراه با سپری شدن روزهایش از تنمان برکن، تا این ماه از ما بگذرد در حالی که ما را در آن از خطاها پاک کرده‌ای، و از بدی‌ها خالص ساخته‌ای.

 

بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و اگر در این ماه [از راه راست] منحرف شدیم، ما را راست گردان؛ و اگر کج شدیم، ما را استوار کن؛ و اگر دشمن تو شیطان بر ما چیره شد، ما را از او برهان.»

 

 

 

✳️بخش   تکمله مباحث

✅ دشمن خدا را رسوا کن

💫دیگران را از خطر دشمن خدا خود آگاه سازید!

دیگران را بر علیه دشمن خدا تجهیز نمایید.

معایب دشمن خدا را افشا کن تا رسوا شود!

با رسوا سازی دشمن خدا از خوبان بر علیه دشمنت نیرو افزائی کن!

نباید دشمن خدا خود را پشت ریا و تزویر مخفی کند!

پوشش دشمن خدا را بردارید تا رسوا شود! رسانه تزویر و ریا را از او بگیرید!

اسباب سحر او را خنثی نمایید!

تسویل او به نفع خودش و تسویل او بر علیه شما را باطل کنید!

تزتئنات و تکدیرات دشمنان را فسخ نمایید!

از جمله اسباب دشمن خودنمائی و دوست نمائی و ایجاد خودتخریبی و خود کم‌بینی در شما خواهد شد!

دشمنان خدا نمی‌خواهند شما مثل آنها شوید بلکه آنها با تغلیب فرهنگ خود به شما و با به تبعیت کشاندن شما، نوکری شما را می‌طلبند!

 

 

 

✅ جاده خراب کن دشمن خدا باش نه جاده صاف کن‌اش

💫در برابر دشمن خدا پیوسته مانعی ایجاد کن!

اسرارت را بر دشمن خدا آشکار نکن!

نباید دشمن خدا تو را ارزیابی و یا محاسبه کند!

برای دشمن خدا پیش بینی پذیر نباش!

 

 

✅ سپر نفوذ ناپذیر را فراموش مکن

💫🔆 (99) وَ حُلْ بَيْنِي وَ بَيْنَ عَدُوٍّ يُضِلُّنِي، وَ هَوًى يُوبِقُنِي، وَ مَنْقَصَةٍ تَرْهَقُنِي (100) وَ لَا تُعْرِضْ عَنِّي إِعْرَاضَ مَنْ لَا تَرْضَى عَنْهُ بَعْدَ غَضَبِكَ[10]

🔆 «و میان من و دشمنی که گمراهم می‌کند، و هوسی که هلاکم می‌سازد، و نقص/عیبی که دامنگیرم می‌شود، جدایی افکن. و از من روی مگردان، چنان که کسی روی گرداند که تو پس از خشم خود از او خشنود نباشی.»

 

✅ توحید نیروی بی‌بدیل

💫با توحید قدرت دفاعی و تهاجمی تو افزایش خواهد یافت!

اهل توحید شکست‌ناپذیرند!

 

 

❇️توحید احسن الوسیله برای هر منظوری است

💫🔆 (3) وَ وَسِيلَتِي إِلَيْكَ التَّوْحِيدُ، وَ ذَرِيعَتِي أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِكَ شَيْئاً، وَ لَمْ أَتَّخِذْ مَعَكَ إِلَهاً، وَ قَدْ فَرَرْتُ إِلَيْكَ بِنَفْسِي، وَ إِلَيْكَ مَفَرُّ الْمُسي‏ءِ، وَ مَفْزَعُ الْمُضَيِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِئِ. (4) فَكَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضَى عَلَيَّ سَيْفَ عَدَاوَتِهِ، وَ شَحَذَ لِي ظُبَةَ مُدْيَتِهِ، وَ أَرْهَفَ لِي شَبَا حَدِّهِ، وَ دَافَ لِي قَوَاتِلَ سُمُومِهِ، وَ سَدَّدَ نَحْوِي صَوَائِبَ سِهَامِهِ، وَ لَمْ تَنَمْ عَنِّي عَيْنُ حِرَاسَتِهِ، وَ أَضْمَرَ أَنْ يَسُومَنِي الْمَكْرُوهَ، وَ يُجَرِّعَنِي زُعَاقَ مَرَارَتِهِ.[11]

🔆 و وسیله من به سویت، یگانه‌پرستی است، و دستاویز من این است که چیزی را با تو شریک نکرده‌ام، و با تو خدایی دیگر برنگرفته‌ام. و من خود را به سوی تو گریزانم، و پناهگاهِ بدکار و فریادرسِ کسی که بهرهٔ خود را تباه کرده و درمانده، تنها تو هستی.

چه بسیار دشمنی که شمشیر دشمنی خود را بر ضدّ من از نیام برکشید، و تیغ کارد خود را برایم تیز کرد، و لبه برّنده‌اش را برایم بُرنده ساخت، و کشنده‌های زهرهایش را برایم آماده نمود، و تیرهای هدف‌گیرش را به سویم نشانه رفت، و چشم نگهبانی‌اش از من نخفت، و در نهان داشت که ناخوشایندیها را به من بچشاند و شربت تلخِ زهرآلودِ خود را جرعه‌جرعه به من بنوشاند.

 

✅    لطایف

❇️خداوندا شیطان را به نسیان ابدی گرفتار ساز

خداوندا از یاد شیطان ببر که موفق به فریب‌مان شده است!

خداوندا اگر می‌دانستم که اگر به دنیا بیایم و امکان معصیت تو خواهد بود خداوندا چه بدبخت بودم که پذیرفتم!

خداوندا از یادم ببر که فرمان شیطان برده‌ام.

خداوندا از یادم ببر که معصیت تو نموده‌ام.

 

🌸 جمع‌بندی نهایی

انفعال به اقدام: مؤمن نباید فقط از شر شیطان به خدا پناه ببرد، بلکه باید با «تدبیر فعال» – شامل اصلاح نفس، ایجاد مشغله برای دشمن، رسواسازی او و تضعیف نظامی و روانی‌اش – به مقابله برخیزد.

 

دشمن‌شناسی عمیق: شیطان نه تنها در فکر، که در جریان خون، سینه، اموال و اولاد نفوذ می‌کند. دشمنان بیرونی (ظالمان) نیز حامل همین ویژگی‌ها هستند.

 

سلاح برتر، توحید و مناجات است: تمام فنون تدبیر (از جمله دعاهای امام سجاد علیه‌السلام) ابزارهایی برای فعال‌سازی سلاح «توحید» هستند. اهل توحید با استعاذه، ذکر، شکایت به درگاه خدا و پناه بردن به «قلعه تعویذ»، شکست‌ناپذیر می‌شوند.

 

جهاد اکبر، زیربنای جهاد اصغر: بزرگ‌ترین تدبیر بر ضد دشمن، «اصلاح نفس» است. نفس پاک، «بهشت جان و جهنم شیاطین» است. بدون این اصلاح، هرگونه تدبیر بیرونی ناقص خواهد بود.

 

چشم‌انداز تعالی: هدف نهایی، نابودی صرف دشمن نیست، بلکه تبدیل تهدیدها به فرصت‌های رشد (تبدیل وسوسه به ذکر و تفکر) و رسیدن به مقامی است که حتی دشمن از ظلم ما ایمن باشد و دوست از میل به هوس ما ناامید گردد.

 

 

تذکره و تکمله بر رساله «تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا»

تذکره مفاهیم بنیادین (رفع ابهامات مفهومی)

تذکره مبانی اعتقادی (رفع ابهامات کلامی)

تذکره اصول اخلاقی مبارزه (رفع ابهامات اخلاقی)

تکمله راهبردی (تدریج، مراحل، ابزارها)

تکمله عملیاتی (راهکارهای مشخص با مستندات)

تکمله معرفتی (توحید، استعاذه، مناجات)

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

 

فصل اول: تذکره مفاهیم بنیادین

۱.۱. تفکیک «دشمن خدا» از «دشمن انسانی»

تذکره:

«دشمن خدا» در قرآن و روایات، به کسی گفته می‌شود که:

آل‏عمران : 57   وَ أَمَّا الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ

امّا آنها كه ايمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور كامل خواهد داد؛ و خداوند، ستمكاران را دوست نمى‏دارد.»

المائدة : 33   إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ

كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى‏خيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مى‏كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند،) فقط اين است كه اعدام شوند؛ يا به دار آويخته گردند؛ يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود؛ و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست؛ و در آخرت، مجازات عظيمى دارند.

هود : 113   وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ

و بر ظالمان تكيه ننماييد، كه موجب مى‏شود آتش شما را فرا گيرد؛ و در آن حال، هيچ ولىّ و سرپرستى جز خدا نخواهيد داشت؛ و يارى نمى‏شويد!

المائدة : 64   وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ

و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هر گونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى اين آيات، كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمنى افكنديم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و براى فساد در زمين، تلاش مى‏كنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

البقرة : 98   مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْريلَ وَ ميكالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرينَ

كسى كه دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئيل و ميكائيل باشد (كافر است؛ و) خداوند دشمن كافران است.

 

 

معیار مستند
انکار توحید و نبوت «فإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِینَ» (بقره: ۹۸)
ظلم و تجاوز به حقوق دیگران «وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ» (آل‌عمران: ۵۷)
محاربه با خدا و رسول «إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» (مائده: ۳۳)
فساد در زمین «وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ» (مائده: ۶۴)
استکبار و طغیان «وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا» (هود: ۱۱۳)

 

تفکیک مهم:

دشمن خدا: کسی که آگاهانه و عامدانه با خدا، رسول و احکام الهی می‌جنگد. این دشمنی، «ذاتی» و «اصولی» است.

دشمن انسانی: کسی که به دلایل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی یا شخصی با ما اختلاف دارد، اما لزوماً «دشمن خدا» نیست. این دشمنی، «عارضی» و «غیراصولی» است.

نفس اماره: دشمن درونی که قرآن آن را «أَعْدَى عَدُوٍّ لَكَ» (دشمن‌ترین دشمن تو) نامیده است.

نتیجه: باید بین این سه سطح تفکیک قائل شد و برای هر سطح، «تدبیر» مناسب اندیشید.

 

۱.۲. تفکیک «استعاذه» از «تعویذ» و «قلعه تعویذ»

تفکیک دقیق بین استعاذه (پناه‌بردن به خدا) و تعویذ (اوراد و اذکار):

تذکره:

مفهوم تعریف حکم مستند
استعاذه پناه‌بردن به خداوند از شر شیطان و دشمنان مشروع و مطلوب «فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ» (نحل: ۹۸)
تعویذ (به معنای دعا) خواندن دعاهای مأثوره برای حفظ از شر مشروع دعای ۲۰ صحیفه سجادیه
تعویذ (به معنای اوراد ساختگی) استفاده از اوراد و اذکار غیرمأثور با اعتقاد به تأثیر ذاتی نامشروع یا مشروط اجماع فقها بر حرمت اوراد ساختگی
قلعه تعویذ ترکیبی از استعاذه، دعا، ذکر، عمل صالح و توکل مشروع اگر بر مبانی شرعی استوار باشد «وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق: ۳)

 

شرایط «قلعه تعویذ» مشروع:

مبنا: استعاذه به خداوند، نه اعتقاد به تأثیر ذاتی اوراد.

محتوا: دعاهای مأثوره از قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام.

عمل: همراهی با عمل صالح (نماز، روزه، صدقه، تقوا).

توکل: اعتماد به خداوند، نه به اوراد و اذکار.

اذن: رعایت اذن شرعی در استفاده از دعاها.

 

نتیجه: «قلعه تعویذ» تنها زمانی مشروع و مؤثر است که بر «استعاذه» و «توکل» استوار باشد، نه بر «اوراد ساختگی» و «اعتقاد به تأثیر ذاتی».

 

۱.۳. «جنگ روانی مشروع»

معیار تفکیک:

اگر «جنگ روانی» بر «حق» استوار باشد و هدف آن «هشدار به دیگران» و «تقویت جبهه حق» «سر درگم ساختن دشمن» باشد، مشروع است.

اگر «جنگ روانی» بر «دروغ ناجوانمردانه» و «افترای ظالمانه» استوار باشد، حرام است.

افشای ظلم ظالم، واجب است تا جلوی ظلم او گرفته شود!

نتیجه: «جنگ روانی» باید بر اساس مصالح الهی و عمومی انجام پذیرد و تا تنبیه ظالم تداوم یابد.

 

۱.۴. تفکیک «مقابله به مثل» از «انتقام‌جویی»

رفع ابهام متن: متن به «جاده خراب کن دشمن خدا باش»

 

تذکره:

 

مفهوم تعریف حکم مستند
مقابله به مثل پاسخ متقابل و متناسب به تجاوز دشمن مشروع «فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَیْكُمْ» (بقره: ۱۹۴)
انتقام‌جویی پاسخ نامتناسب وبیش‌ از حد به تجاوز دشمن حرام «وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره: ۱۹۰)
عفو گذشت از دشمن در صورتی که دشمن متنبه شده باشد مستحب «وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏» (بقره: ۲۳۷)
احسان پاسخ نیکی به بدی در موضع آن مستحب «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (فصلت: ۳۴)

 

معیار تفکیک:

«مقابله به مثل» باید «متناسب» باشد، نه «نامتناسب».

«انتقام‌جویی» با «قصد تشفی» و «اذیت» همراه است، در حالی که «مقابله به مثل» با «قصد دفاع» و «بازدارندگی» همراه است.

اسلام به «عفو» و «احسان» سفارش کرده است، اما در برابر «دشمن متجاوز» و «ظالم»، «مقابله به مثل» مشروع است.

نتیجه: «تدبیر» در برابر دشمن باید بر «عدالت» و «به تناسب» استوار باشد، نه بر «انتقام» و «تشفی».

 

فصل دوم: تذکره مبانی اعتقادی

۲.۱. توحید به عنوان سلاح برتر

تذکره:

توحید به چند صورت «سلاح» است:

آل‏عمران : 175   إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ

اين فقط شيطان است كه پيروان خود را (با سخنان و شايعات بى‏اساس،) مى‏ترساند. از آنها نترسيد! و تنها از من بترسيد اگر ايمان داريد!

 

وجه توضیح مستند
توحید اعتقادی باور به یگانگی خداوند، رفع ترس از غیر خدا « فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ » (آل‌عمران: ۱۷۵)
توحید عملی انجام عبادات خالصانه، تقویت روحیه «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ…» (بینه: ۵)
توحید در توکل اعتماد به خداوند، رفع اضطراب «وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق: ۳)
توحید در استعاذه پناه‌بردن به خداوند، رفع ترس از شیطان «فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ» (نحل: ۹۸)
توحید در محبت محبت به خداوند، رفع محبت به دشمن «وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» (بقره: ۱۶۵)

نتیجه: توحید، تنها یک «اعتقاد» نیست، بلکه یک «نیروی محرکه» است که تمام ابعاد زندگی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و او را در برابر دشمنان، «شکست‌ناپذیر» می‌سازد.

 

۲.۲. حدود قدرت شیطان

تذکره:

 

حد توضیح مستند
حد قدرت شیطان تنها «وسوسه» می‌کند، نه «اجبار» «إِنَّ كَیْدَ الشَّیْطانِ كانَ ضَعِیفاً» (نساء: ۷۶)
حد نفوذ شیطان بر «مخلصین» تسلط ندارد «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ» (حجر: ۴۰)
حد زمان شیطان تا «یوم‌الوقت المعلوم» مهلت دارد «إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» (حجر: ۳۸)
حد تأثیر شیطان تنها «دعوت» می‌کند، نه «اجبار» «وَ ما كانَ لِی عَلَیْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ» (ابراهیم: ۲۲)
حد سلطه شیطان بر «متقین» سلطه ندارد «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا» (نحل: ۹۹)

نتیجه: شیطان «ضعیف» است، اما «ضعیف» به معنای «بی‌تأثیر» نیست. او «وسوسه‌گر» است، اما «مسلط» نیست. انسان با «ایمان» و «تقوا» می‌تواند بر او غلبه کند.

 

 

 

۳.۲. اصل «عدالت»

ابهام متن: متن به «تضعیف امکانات دشمن» دعوت کرده اما «حدود عدالت» را تبیین نکرده است.

 

تذکره:

اصل «عدالت» در مبارزه:

مستند مضمون
«وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا» (مائده: ۸) دشمنی با قومی، شما را به بی‌عدالتی نکشاند
«فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَیْكُمْ» (بقره: ۱۹۴) مقابله به مثل، متناسب با تجاوز
«وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره: ۱۹۰) تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد

 

پایان‌نامه – جمع‌بندی

آنچه در این رساله گذشت، شرح و بسطی بود بر «تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا» با تکیه بر دعای بیستم صحیفه سجادیه. در این مسیر، مفاهیم بنیادین، مبانی اعتقادی، و راهبردهای عملی مقابله با دشمنان خدا از جن و انس، نفس اماره و شیطان رجیم، تبیین شد.

 

نخستین نکته: دشمن خدا، دشمن کل جهان هستی است. کسی که از قانون الهی سرپیچی کند، به واقع دشمن خدا می‌شود. اما کسی که دشمن خدا نیست، نباید او را به دشمنی گرفت؛ چرا که در آن صورت، خود به دشمن خدا تبدیل می‌شویم. دشمن ما تنها به این خاطر باید دشمن تلقی شود که از قانون الهی سرپیچی کرده است.

 

دومین نکته: تدبیر باید «فراگیر» باشد. تدبیر به وسعت جغرافیای مکانی، زمانی و نژادی. تمام ذرات و ارکان و سلول‌های وجود انسان به همراه جوهر او در معرض آسیب‌اند. پس با حفاظتی جامع، از تمام تاریخ و جغرافیای خود و جهان هستی محافظت کن. در تدبیر دفاع در برابر دشمن باید کل جهان هستی را شرکت داد، حتی آینده را نیز در آن دخیل نمود، از نسل خود و دیگر موجودات.

 

سومین نکته: دشمنان خدا از اصناف و اکناف مختلف‌اند. از «دشمنان انسی» تا «هوای نفس»، «شیطان»، «گزندگان»، «درندگان»، «میکرب»، «ویروس» و غیره. نباید از هیچ‌کدام غافل شد. برای هر کدام باید تدبیری اندیشید.

 

چهارمین نکته: زبان دشمن خدا از نیش مار خطرناک‌تر است. رسانه، شایعات، وسواس، صدای دشمن است که از هر سلاحی خطرناک‌تر است. چرا که دوستان را به دشمنان تبدیل می‌کند و ابزار بسیار قوی برای تضعیف روحیه و ایجاد ترس و فریب اذهان است. اگر زبان دشمنت را کنترل کنی، بیشتر دشمنی او را به کنترل خود درآورده‌ای.

 

پنجمین نکته: رسانه وسوسه، از رسانه‌های مجازی و حقیقی خطرناک‌تر است. رسانه وسوسه در چارچوب سحر و علوم غریبه و اعمال روانشناسانه منحوس، حیله‌های روانشناسانه، تلقینات و شرطی‌سازی‌ها انجام می‌پذیرد. برای تقویت آن از رسانه‌های عمومی و خصوصی و حقیقی و مجازی استفاده می‌کنند.

 

ششمین نکته: بایستی بر نسل خود از همان زمان حال دست به دامن لطف پروردگار متعال شویم. از شر دشمن نباید غافل شد. از تعویذ به درگاه الهی غفلت نورزیم. روایت از امام صادق علیه‌السلام و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نشان می‌دهد که شیطان از بدو تولد در کمین انسان است و تنها پناه‌بردن به خداوند، راه نجات از این وسوسه‌هاست.

 

هفتمین نکته: قلعه‌ای از تعویذ بسازید و خود و پیرامون‌تان را از شر تمام اصناف اعداء حفظ نمایید. تعوذ را با عمل مدبرانه تحکیم نمایید. «قلعه تعویذ» تنها زمانی مشروع و مؤثر است که بر «استعاذه» و «توکل» استوار باشد، نه بر «اوراد ساختگی» و «اعتقاد به تأثیر ذاتی».

 

هشتمین نکته: تدبیر معرفت‌محور، زیربنای هر تدبیر عملی است. دلیل تدبیر را برای معبودت بیان کن. هر چند معبود از تمام پنهان و آشکار تو آگاه است، اما با عرضه عملکرد و نحوه عکس‌العمل، توجه تو به معبود علیم و حکیم معطوف می‌شود. این خود نوعی عبادت و مناجات با معبود است. همچنین نوعی استمداد از ساحت قدسی برای اصلاح تدبیر و تقویت آن است.

 

نهمین نکته: دشمن‌شناسی را تخصصی کن. در برابر تمام مکر و حیله و ختر و فنون آن، سامانه دفاعی و تهاجمی خودت را تقویت کن. دشمن بیرونی نیز قبل از فتح سرزمین، دل و مغز را تسخیر می‌کند، حتی بر جسم و روح و خون و تنفس تو تأثیر می‌گذارد. دشمن برای تأثیرگذاری عمیق، آب و نان و دارو و خوراک تو را آلوده خواهد نمود و چه بسا با ظاهر علم و کمک‌های بشر دوستانه به سراغ تو خواهد آمد.

 

دهمین نکته: امکانات دشمن خدا را تضعیف کنید. با محدودسازی امکانات دشمن، شرارت او را محدود کن. باید میان دشمن و امکاناتش فاصله انداخت. نباید دشمن خدا به امکانات به سهل‌الوصول دست یابد. باید ترس سردی همیشه بر دل دشمن خدا حاکم باشد. باید همیشه دل دشمن بلرزد! نه آنکه به سوی تو تحریک شود بلکه از تو دور شود.

 

یازدهمین نکته: دشمن خدا را رسوا کن. دیگران را از خطر دشمن خدا خود آگاه سازید. دیگران را بر علیه دشمن خدا تجهیز نمایید. معایب دشمن خدا را افشا کن تا رسوا شود. با رسواسازی دشمن خدا از خوبان بر علیه دشمنت نیرو افزایی کن. نباید دشمن خدا خود را پشت ریا و تزویر مخفی کند. پوشش دشمن خدا را بردارید تا رسوا شود.

 

دوازدهمین نکته: در برابر دشمن خدا پیوسته مانعی ایجاد کن. اسرارت را بر دشمن خدا آشکار نکن. نباید دشمن خدا تو را ارزیابی و یا محاسبه کند. برای دشمن خدا پیش‌بینی‌پذیر نباش.

 

سیزدهمین نکته: توحید، نیروی بی‌بدیل است. با توحید قدرت دفاعی و تهاجمی تو افزایش خواهد یافت. اهل توحید شکست‌ناپذیرند. توحید، احسن‌الوسیله برای هر منظوری است.

 

چهاردهمین نکته: جهاد اکبر، زیربنای جهاد اصغر است. بزرگ‌ترین تدبیر بر ضد دشمن، «اصلاح نفس» است. نفس پاک، «بهشت جان و جهنم شیاطین» است. بدون این اصلاح، هرگونه تدبیر بیرونی ناقص خواهد بود.

 

پانزدهمین نکته: هدف نهایی، نابودی صرف دشمن نیست، بلکه تبدیل تهدیدها به فرصت‌های رشد (تبدیل وسوسه به ذکر و تفکر) و رسیدن به مقامی است که حتی دشمن از ظلم ما ایمن باشد و دوست از میل به هوس ما ناامید گردد.

 

نتیجه‌گیری

انفعال به اقدام: مؤمن نباید فقط از شر شیطان به خدا پناه ببرد، بلکه باید با «تدبیر فعال» — شامل اصلاح نفس، ایجاد مشغله برای دشمن، رسواسازی او و تضعیف نظامی و روانی‌اش — به مقابله برخیزد.

 

دشمن‌شناسی عمیق: شیطان نه تنها در فکر، که در جریان خون، سینه، اموال و اولاد نفوذ می‌کند. دشمنان بیرونی (ظالمان) نیز حامل همین ویژگی‌ها هستند.

 

سلاح برتر، توحید و مناجات است: تمام فنون تدبیر (از جمله دعاهای امام سجاد علیه‌السلام) ابزارهایی برای فعال‌سازی سلاح «توحید» هستند. اهل توحید با استعاذه، ذکر، شکایت به درگاه خدا و پناه‌بردن به «قلعه تعویذ»، شکست‌ناپذیر می‌شوند.

 

جهاد اکبر، زیربنای جهاد اصغر: بزرگ‌ترین تدبیر بر ضد دشمن، «اصلاح نفس» است. نفس پاک، «بهشت جان و جهنم شیاطین» است. بدون این اصلاح، هرگونه تدبیر بیرونی ناقص خواهد بود.

 

چشم‌انداز تعالی: هدف نهایی، نابودی صرف دشمن نیست، بلکه تبدیل تهدیدها به فرصت‌های رشد (تبدیل وسوسه به ذکر و تفکر) و رسیدن به مقامی است که حتی دشمن از ظلم ما ایمن باشد و دوست از میل به هوس ما ناامید گردد.

 

سخن آخر: دشمن خدا، دشمن کل جهان هستی است. با «تدبیر فراگیر» و «تعویذ گسترده»، از خود و نسل خود و کل جهان هستی در برابر دشمنان خدا محافظت کنیم. و این ممکن نیست مگر با توحید، استعاذه، مناجات، و عمل صالح. «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»

 

پیشنهاد برای مومنین

۱. ترویج فرهنگ «تدبیر فراگیر»: با برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی، فرهنگ «تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا» در میان مؤمنان ترویج شود.

 

۲. تقویت «قلعه تعویذ»: با تبیین شرایط «قلعه تعویذ» مشروع، مؤمنان به خواندن دعاهای مأثوره و پناه‌بردن به خداوند تشویق شوند.

 

۳. آموزش «جنگ روانی مشروع»: با تبیین معیارهای «جنگ روانی مشروع»، مؤمنان به افشای ظلم ظالمان و تقویت جبهه حق تشویق شوند.

 

۴. پژوهش‌های بیشتر: پژوهش‌های بیشتری در زمینه «تدبیر بر علیه دشمن خدا» بر اساس سایر دعاهای صحیفه سجادیه و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام انجام شود.

 

۵. تدوین «دستورالعمل عملی»: دستورالعمل عملی برای «قلعه تعویذ» و «تدبیر فراگیر» بر اساس دعاهای صحیفه سجادیه و ماثور تدوین شود.

 

سخن پایانی

«وَ مَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ»

 

والسلام علی من اتبع الهدی

 

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼

 

 

 

ضمیمه 1:

 

 

ترجمه 1 ریاض

💫 متن دعا

«و مرا و فرزندانم را، از شیطانِ رانده‌شده پناه ده،

و از شرِّ هر گزنده‌ی کشنده، و هر جاندارِ زهرآگینِ کشنده، و هر حشره‌ی گزنده، و هر ترس و بلا،

و از شرِّ هر شیطانِ سرکش،

و از شرِّ هر سلطانِ ستمگرِ لجوج،

و از شرِّ هر نازپرورده‌ی سرکش و هر خدمتگزارِ فرمانبردار،

و از شرِّ هر ناتوان و نیرومند،

و از شرِّ هر بزرگوار و فرومایه،

و از شرِّ هر کوچک و بزرگ،

و از شرِّ هر نزدیک و دور،

و از شرِّ هر که از جنّ و انس، با رسولِ تو و خاندانِ او، جنگ و دشمنی را نصب کرده است،

و از شرِّ هر جنبنده‌ای که تو، پیشانیِ او را در اختیار داری؛

همانا تو بر راهی راست هستی.»

 

📖 شرح و تحلیلِ واژگان و مفاهیم (بر اساسِ منابعِ لغوی و تفسیری)

🔹 «الرَّجِيم» (رانده‌شده)

«رجیم» به معنای مطرود و رانده‌شده است.

اصلِ «رجم» به معنای سنگ‌باران کردن است؛ شیطان، به سببِ رانده‌شدن از درگاهِ الهی یا به سببِ پرتابِ شهاب‌ها به سویِ او، «رجیم» نامیده شده است.

برخی گفته‌اند: «رجم» به معنای دشنام و فحش نیز هست، زیرا شیطان، ناسزاگو و دشنام‌دهنده است.

 

در این دعا، از خودِ شیطان (نه فقط وسوسه‌هایش) پناه برده می‌شود، زیرا ذاتِ او، شرِّ محض است.

 

🔹 «السَّامَّة» و «الهامَّة»

«سامّه» (با سینِ مهمله) به حیواناتِ گزنده‌ای که با نیشِ خود، آسیب می‌رسانند ولی نمی‌کشند، مانند عقرب و زنبور، گفته می‌شود.

«هامّه» به حیواناتِ زهرآگینی که با گزشِ خود، می‌کشند، مانند مار، گفته می‌شود.

اگر «هامّه» با «عامّه» یا «حامّه» قرین شود، به معنای خاصّه (نزدیکان و خویشاوندان) است.

در این دعا، «هامّه» در کنار «سامّه» آمده، پس به معنای حیواناتِ کشنده است.

 

🔹 «العامَّة»

«عامّه» به معنای همگانی است، ولی در اینجا با «سامّه» قرین شده و مراد از آن، حشراتِ موذی و گزنده است.

 

🔹 «اللامَّة»

«لامّه» به معنای هر ترس و بلایی است که از آن، بیم می‌رود.

برخی گفته‌اند: «لامّه» به معنای چشم‌زدن است (از «لَمَم» به معنای «نزدیک شدنِ جنون»).

این واژه، به مصیبت و بدی نیز اطلاق می‌شود و از آن، پناه برده می‌شود.

 

🔹 «المَرِيد» (سرکش)

«مارد» و «متمرّد» به کسی گفته می‌شود که در نافرمانی و سرکشی، افراط کرده و از حدِّ خود، فراتر رفته است.

ریشه آن، یا از «مَرَدَ» به معنای طغیان و گستاخی، یا از «صخره مَرْداء» (سنگِ صاف و لغزنده) که خالی از خیر است، یا از «بناءِ مُمَرَّد» (ساختمانِ بلند و سرکش) گرفته شده است.

در اینجا، مراد، ابلیس و لشکریانِ او، یا سرانِ فساد و گمراهی هستند.

 

🔹 «العَنِيد» (لجوج و ستمگر)

«عنید» به معنای کسی است که از راهِ راست، منحرف می‌شود، ستمگر است و با وجودِ آگاهی از حق، آن را رد می‌کند.

از «عَنَدَ عَنِ الْقَصْدِ» به معنای انحراف و دوری از راهِ راست است.

 

🔹 «المُتْرَف» (نازپرورده و سرکش)

«مترف» به کسی گفته می‌شود که در لذّت‌ها و شهواتِ دنیا، غرق است و نعمت و وسعتِ زندگی، او را مغرور و سرکش کرده است.

«أترفته النعمة» یعنی نعمت، او را به طغیان کشانده است.

 

🔹 «الحَفِيد» (خدمتگزارِ فرمانبردار)

«حفید» به معنای کسی است که یارانش او را خدمت می‌کنند، بزرگش می‌دارند و در خدمتِ او، شتاب می‌ورزند.

ریشه‌ی آن از «حَفَدَ» به معنای شتاب کردن است.

 

🔹 «الضَّعِيف» و «الشَّدِيد» (ناتوان و نیرومند)

«ضعیف» یعنی ناتوان از تحمّلِ چیزی.

«شدید» یعنی نیرومند و محکم.

تقدیمِ «ضعیف» بر «شدید» – برای رعایتِ سجع و تأکید بر پناه‌بردن از شرِّ ضعیف است؛ زیرا شرِّ شدید، معمولاً موردِ احتیاط است، ولی شرِّ ضعیف، اغلب نادیده گرفته می‌شود و آسیب‌هایِ پنهانی دارد.

 

چنانکه شاعر گفته است:

«و کیدِ ضعیف را خوار مشمار، که بسا

ماری بزرگ، از زهرِ عقرب، هلاک شود.»

 

🔹 «الشَّرِيف» و «الوَضِيع» (بزرگوار و فروتن)

«شریف» یعنی بزرگوار و بلندمرتبه.

«وضیع» یعنی افتاده و بی‌ارزش.

 

🔹 «الصَّغِير» و «الْكَبِير» (کوچک و بزرگ)

منظور، یا به اعتبارِ سنّ است، یا به اعتبارِ خواری و ارجمندی.

فیومی گفته: «صَغُرَ فِي عُيُونِ النَّاسِ» یعنی هیبتش از میان رفت و کوچک شد.

 

🔹 «الْقَرِيب» و «الْبَعِيد» (نزدیک و دور)

این دو، یا به اعتبارِ فاصله جغرافیایی است، یا به اعتبارِ نسب و خویشاوندی.

 

🔹 «نَصَبَ لِرَسُولِكَ وَ لِأَهْلِ بَيْتِهِ حَرْباً» (جنگ و دشمنی را نصب کرد)

یعنی جنگ و دشمنی را برایِ رسولِ خدا و خاندانِ او، برپا و آشکار کرد.

«ناصِب» به معنای کسی که آشکارا با علی (ع) و شیعیانِ او دشمنی می‌ورزد، از همین ریشه است.

 

🔹 «الدَّابَّة» (جاندارِ روی زمین)

«دابّة» به هر جنبنده‌ای در زمین گفته می‌شود.

برخی، پرندگان را از شمولِ آن، خارج کرده‌اند، ولی با استناد به آیه: «وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ» (نور: ۴۵)، این نظر رد شده است.

اختصاصِ «دابّه» به اسب و قاطر، امری عرفی و عارضی است.

 

🔹 «أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا» (تو بر پیشانیِ آن، چیره‌ای)

یعنی تو مالکِ آنی و بر آن، توانایی و هر گونه که خواهی، آن را به گردش درمی‌آوری.

«أخذٌ بالناصیة» تمثیلی برایِ سلطه و تسلّطِ کاملِ خداوند بر موجودات است.

این عبارت، اشاره به آیه «إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (هود: ۵۶) دارد.

 

🔹 «إِنَّكَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» (تو بر راهی راست هستی)

تعلیلِ درخواستِ پناه از شرِّ همه جانداران است.

یعنی: تو بر راهِ حق و عدل در پادشاهیِ خود هستی، پس هیچ موجودی را بر من مسلّط نمی‌کنی.

 

💎 جمع‌بندیِ پیامِ دعا

بنده، از خداوند می‌خواهد که خود و فرزندانش را از شرِّ شیطان، جانورانِ موذی، انسان‌هایِ ستمگر و همهٔ موجوداتِ زیان‌آور، در امان دارد.

این دعا، همه اقسامِ شرورِ ظاهری و باطنی را دربرمی‌گیرد و بنده، با توسل به قدرتِ مطلقِ خداوند و راهِ راستِ او، از همه آنها، پناه می‌جوید.

ذکرِ «ذرّیّتی» (فرزندانم)، نشان‌دهنده دغدغه حفظِ نسل و خانواده در برابرِ شرور است.

 

 

📖 شرح و تحلیلِ واژگان و عباراتِ دعا

🔹 «أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا» – «تو بر پیشانیِ آن، چیره‌ای»

یعنی تو مالکِ آنی و بر آن، توانایی و هر گونه که خواهی، آن را به گردش درمی‌آوری و بر تو، سرکشی نمی‌کند.

 

«أخذٌ بالناصیة» (گرفتنِ پیشانی) تمثیلی برایِ سلطه و تسلّطِ کاملِ خداوند بر موجودات است.

 

اختصاصِ «ناصیه» (پیشانی) به این دلیل است که:

 

پیشانی، اشرفِ اعضایِ حیوان است و تسلّط بر آن، نشانهٔ قهر و غلبه و قدرتِ کامل است.

 

همچنین، توهمِ انسان‌ها را که خداوند در جهتی (بالا) قرار دارد، با گرفتنِ پیشانی، تأکید می‌کند.

 

این عبارت، به آیه قرآن اشاره دارد: «إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (هود: ۵۶).

 

🔹 «إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» – «تو بر راهی راست هستی»

تعلیلِ درخواستِ پناه از شرِّ همه جانداران است.

 

یعنی: تو بر راهِ حق و عدل در پادشاهیِ خود هستی، پس هیچ موجودی را بر من مسلّط نمی‌کنی، زیرا کسی که به تو پناه آورد، نزدِ تو تباه نمی‌شود.

 

🔹 «مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ» – «هر که به من بدی خواهد»

«اراده» در اینجا به معنای قصد است؛ یعنی «هر که قصدِ بدی به من داشته باشد».

 

«سوء» نکره آمده (برایِ مبالغه)، یعنی «هر گونه بدی که مرا آزار دهد».

 

«باء» در «بِسُوءٍ» برای استعانت (وسیله) است.

 

🔹 «فَاصْرِفْهُ عَنِّي» – «او را از من بازگردان»

«صَرَفَ الشَّيْءَ» یعنی آن را برگرداند و منصرف کرد.

 

🔹 «وَ ادْحَرْ عَنِّي مَكْرَهُ» – «و نیرنگِ او را از من دور کن»

«دَحَرَهُ» یعنی او را دور کرد، راند و دفع نمود.

 

🔹 «وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّهُ» – «و شرِّ او را از من بگردان»

«دَرَأَ» یعنی دفع کرد و بازداشت.

 

🔹 «وَ رُدَّ كَيْدَهُ فِي نَحْرِهِ» – «و کیدِ او را به گردنِ خودش برگردان»

«کید» یعنی خواهانِ زیانِ پنهانی برایِ دیگری بودن.

 

«نحر» یعنی سینه یا گردن، و برگرداندنِ کید به گردنِ خودش، کنایه از بازگشتِ نیرنگِ او به خودش است.

 

🔹 «حَتَّى تُعْمِيَ عَنِّي بَصَرَهُ…» – «تا چشمش را بر من کور کنی…»

«عمی» یعنی نابینایی.

 

«صم» یعنی کر شدن.

 

«خرس» یعنی لال شدن.

 

منظور، کور و کر و لال کردنِ حقیقی نیست، بلکه یعنی او را چنان غافل کند که گویی نسبت به تو، کور، کر و لال است؛ به‌گونه‌ای که نه ببیند، نه بشنود و نه سخنی بر ضدِّ تو گوید.

 

این، از باب تمثیلِ بلیغ است.

 

🔹 «تُقْفِلَ دُونَ إِخْطَارِي قَلْبَهُ» – «دلِ او را بر اندیشیدنِ به من، ببندی»

«أَقْفَلَ الْبَابَ» یعنی بر آن قفل زد.

 

«أَخْطَرَ الشَّيْءَ بِبَالِهِ» یعنی آن را در اندیشهٔ خود گذراند.

 

🔹 «وَ تَقْمَعَ رَأْسَهُ» – «و سرش را فرو کوبی»

«قَمَعَهُ» یعنی بر سرش زد تا خوار و ذلیل شود، یا او را بازداشت و سرکوب کرد.

 

🔹 «تُذِلَّ عِزَّهُ» – «عزّتش را خوار کنی»

«عزّ» یعنی رفعت، قدرت و غلبه.

 

🔹 «تَكْسِرَ جَبَرُوتَهُ» – «جبروتش را بشکنی»

«نجبروتن» یعننی بزرگی، کبر و قهر.

 

«وَاو و تاء» در «جبروت» برایِ مبالغه است، مانند «رهبوت» و «ملکوت».

 

🔹 «تُذِلَّ رَقَبَتَهُ» – «گردنش را به خواری کِشی»

«رقبه» به معنای گردن و در اینجا کنایه از تمامِ ذاتِ او است.

 

🔹 «تَفْسَخَ كِبْرَهُ» – «تکبّرِ او را از میان بری»

«فَسَخَ» یعنی نقض کرد، از هم گسست و برانداخت.

 

🔹 «وَ تُؤْمِنَنِي مِنْ جَمِيعِ ضَرِّهِ وَ شَرِّهِ…» – «و مرا از همهٔ زیان و شرِّ او ایمن گردانی»

«ضَرّ» یعنی زیان و ناخوشی (با فتحِ ضاد).

 

«شرّ» یعنی فساد و ظلم.

 

🔹 «وَ غَمْزِهِ وَ هَمْزِهِ وَ لَمْزِهِ» – «از اشاره (با چشم و ابرو)، عیب‌گوییِ پنهان و آشکارِ او»

غمز: اشاره با چشم یا ابرو، یا عیب‌گوییِ پنهان.

 

همز: غیبت و عیب‌گویی در غیاب.

 

لمز: عیب‌گویی در حضور.

 

🔹 «وَ حَبَائِلِهِ وَ مَصَائِدِهِ» – «از دام‌ها و تله‌هایش»

حبائل: جمع «حباله» – تله‌هایی که با آن شکار می‌کنند.

 

مصائده (بدون همزه): جمع «مصید» – ابزارِ شکار.

 

🔹 «وَ رِجْلِهِ وَ خَيْلِهِ» – «از پیاده و سواره‌اش»

«رِجْل» (با سکونِ جیم) به معنای پیاده‌گان است.

 

«خیل» به معنای سواران (مجازاً، همه یاران و لشکریانِ او).

 

🔹 «إِنَّكَ عَزِيزٌ قَدِيرٌ» – «همانا تو عزیز و توانایی»

تعلیلِ درخواستِ اجابت و تأکید بر آن است.

 

«عزیز» یعنی غلبه‌کننده‌ای که کسی او را باز نمی‌دارد.

 

«قدیر» یعنی کسی که هیچ چیز او را عاجز نمی‌کند.

 

💎 جمع‌بندیِ پیامِ دعا

بنده، از خداوند می‌خواهد که همه ابزارهایِ بدیِ دیگران (نگاه، گوش، دل، زبان، حیله و لشکر) را از او دور کند و آن را به خودِ آنان بازگرداند.

 

این دعا، نمادِ توکّلِ کامل به خداوند و ایمان به قدرتِ مطلقِ او در دفعِ شرور است.

 

بنده، با ذکرِ صفاتِ «عزیز و قدیر»، یقینِ خود را به اجابتِ الهی، اعلام می‌کند.

 

ترجمه2 ریاض

📖 شرح و تحلیلِ واژگان (از منابعِ لغوی و تفسیری)

۱. «العَنِيد» (سَرمَستِ لجوج)

«العَنيد» به معنای کسی است که از راهِ راست، منحرف می‌شود، ستمگر و متجاوز است و با وجودِ آگاهی از حق، آن را رد می‌کند.

 

این واژه از «عَنَدَ عَنِ الْقَصْدِ عُنُوداً» (از بابِ قَعَدَ) به معنای انحراف و دوری از راهِ راست است.

 

برخی گفته‌اند: «عَنَدَ عُنُوداً» (از بابِ نَزَلَ) به معنای خون‌ریزیِ شدید و پیوسته است که بند نمی‌آید و فروکش نمی‌کند.

 

۲. «المُتْرَف» (نازپرورده و سرکش)

«المترف» به کسی گفته می‌شود که در لذّت‌ها و شهواتِ دنیا، غرق است و نعمت و وسعتِ زندگی، او را مغرور و سرکش کرده است.

 

ابن عرفه گفته: «مترف» کسی است که **رها شده و هر چه بخواهد، انجام می‌دهد و کسی او را باز نمی‌دارد.»

 

در قاموس آمده: «مترف» یعنی نازپرورده‌ای که از نعمت‌ها، بازداشته نمی‌شود، و نیز به معنای جَبّار (ستمگر) است.

 

فارابی در «دیوان الأدب» گفته: «أترفته النعمة» یعنی نعمت، او را به طغیان کشانده است؛ و «أترف» یعنی نعمت بخشید و او را نازپرورده کرد.

 

در «أساس البلاغه» آمده: «أترفته النعمة» یعنی او را به سرکشی و طغیان کشاند؛ «أترف فلان» یعنی او نازپرورده شد، و «استترفوا» یعنی سرکشی و طغیان کردند؛ و «ترفة» به معنای نعمت و خوشی است.

 

۳. «الحَفِيد» (خدمت‌گزارِ فرمانبردار)

«حفید» به معنای کسی است که یارانش او را خدمت می‌کنند، بزرگش می‌دارند و در خدمتِ او، شتاب می‌ورزند.

 

ریشه‌ی آن از «حَفَدَ» (از بابِ ضَرَبَ) به معنای شتاب کردن است.

 

در «أساس البلاغه» آمده: «حَفَدَ البَعیرُ حَفْداً وَ حَفُوداً وَ حَفْداناً» یعنی شتر، در راه رفتن، شتاب کرد و گام‌هایش را کوتاه و سریع برداشت.

 

از مجاز: «حَفَدَ فُلانٌ فِي الْأَمْرِ وَ احْتَفَدَ» یعنی در کار، شتاب کرد و در انجامِ آن، سبک‌بار و چابک بود.

 

«حَفَدْتُ فُلاناً» یعنی او را خدمت کردم و در طاعتش، شتاب ورزیدم.

 

«رَجُلٌ مَحْفُودٌ» یعنی کسی که خدمت‌کارانی دارد و فرمانش، اطاعت می‌شود.

 

۴. «الضَّعِيف» و «الشَّدِيد» (ناتوان و نیرومند)

«ضَعُفَ عَنِ الشَّيْءِ» (از بابِ قَرُبَ) یعنی از تحمّلِ چیزی، ناتوان بود؛ پس او «ضعیف» است.

 

«شَدَّ الشَّيْءُ يَشِدُّ» (از بابِ ضَرَبَ) یعنی نیرومند و محکم شد؛ پس او «شدید» است.

 

منظور از «ضعیف و شدید» در اینجا، هم از نظرِ جسمی و هم از نظرِ معنوی است.

 

تقدیمِ «ضعیف» بر «شدید» – برای رعایتِ سجع (آهنگِ کلام) و تأکید بر پناه‌بردن از شرِّ ضعیف است؛ زیرا شرِّ شدید، معمولاً موردِ احتیاط است، ولی شرِّ ضعیف، اغلب نادیده گرفته می‌شود و آسیب‌هایِ پنهانی دارد.

 

چنانکه شاعر گفته است:

«و کیدِ ضعیف را خوار مشمار، که بسا

ماری بزرگ، از زهرِ عقرب، هلاک شود.»

 

ابوعبیده گفته: عرب‌ها غالباً پست‌تر را بر والاتر، مقدّم می‌دارند؛ مانند: «ربیعه و مضر» یا «سلیم و عامر» – و هیچ‌یک را فرو نمی‌گذارند.

 

۵. «الشَّرِيف» و «الوَضِيع» (بزرگوار و فروتن)

«شریف» یعنی بزرگوار و بلندمرتبه.

 

«وضیع» یعنی افتاده و بی‌ارزش.

 

۶. «الصَّغِير» و «الْكَبِير» (کوچک و بزرگ)

منظور، یا به اعتبارِ سنّ است، یا به اعتبارِ خواری و ارجمندی.

 

فیومی گفته: «صَغُرَ فِي عُيُونِ النَّاسِ» یعنی هیبتش از میان رفت و کوچک شد؛ از این رو گفته می‌شود: «جاء الناسُ صَغِيرَهُمْ وَ كَبِيرَهُمْ» یعنی هر که ارزش ندارد و هر که ارزش دارد.

 

۷. «الْقَرِيب» و «الْبَعِيد» (نزدیک و دور)

این دو، یا به اعتبارِ فاصله‌ی جغرافیایی است، یا به اعتبارِ نسب و خویشاوندی.

 

می‌توان هر یک از این واژگان را به معنای مجازیِ عام حمل کرد که هر کدام، مصداقِ حقیقیِ خود را دارد.

 

۸. «نَصَبَ لِزَيْدٍ الْحَرْبَ وَ الْعَدَاوَةَ» (برپا کردنِ جنگ و دشمنی)

یعنی جنگ و دشمنی را برایِ او برپا و آشکار کرد.

 

از همین ریشه، «ناصِب» به معنای کسی که آشکارا با علی (ع) و شیعیانِ او دشمنی می‌ورزد، گرفته شده است.

 

در قاموس آمده: «النواصب» و «الناصبیّة» و «أهل النصب» – کسانی که دشمنی با علی (ع) را دینِ خود می‌دانند، زیرا برایِ او، دشمنی را نصب کردند (یعنی آن را پایه‌گذاری کردند و آشکار ساختند).

 

۹. «الدَّابَّة» (جاندارِ روی زمین)

«دابّة» به هر جنبنده‌ای در زمین گفته می‌شود.

برخی، پرندگان را از شمولِ آن، خارج کرده‌اند، ولی این نظر، با استناد به آیه:

«وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ» (نور: ۴۵) – «و خداوند، هر جنبنده‌ای را از آب آفرید» – ردّ شده است؛ زیرا مفسّران گفته‌اند که این آیه، همه جاندارانِ ممیّز و غیرِ ممیّز را دربرمی‌گیرد.

 

اختصاصِ «دابّه» به اسب و قاطر در کاربردِ عرفی، امری عارضی است.

این واژه، بر نر و ماده، هر دو، اطلاق می‌شود و جمعِ آن، «دوّاب» است.

 

💎 جمع‌بندیِ نهاییِ واژگان:

واژه معنا
عنید لجوجِ منحرف از حق، ستمگری که با آگاهی، حق را رد می‌کند
مترف نازپرورده، غرق در شهوات، سرکش و طغیان‌گر
حفید کسی که خدمتکارانِ بسیار دارد و فرمانش، اطاعت می‌شود
ضعیف و شدید ناتوان و نیرومند (جسمی و معنوی) – با تقدیمِ ضعیف برایِ هشدار
شریف و وضیع بزرگوار و بی‌ارزش
صغیر و کبیر کوچک و بزرگ (به اعتبارِ سن یا ارزش)
قریب و بعید نزدیک و دور (جغرافیایی یا نسبی)
ناصب کسی که آشکارا با علی (ع) و شیعیان، دشمنی می‌ورزد
دابّه هر جنبنده‌ای در زمین (اعم از حیوانات و پرندگان)

 

ترجمه 3 ریاض

💫 متن دعا

«بارخدایا! بر محمد و خاندانش درود فرست،

و هر که را که به من بدی خواهد، از من بازگردان،

و نیرنگِ او را از من دور کن،

و شرِّ او را از من بگردان،

و کیدِ او را به خودش برگردان،

و پیش رویِ او سدّی قرار ده،

تا چشمِ او را بر من کور کنی،

و گوشِ او را از یادِ من، کر سازی،

و دلِ او را از اندیشیدنِ به من، ببندی،

و زبانِ او را از [گفتنِ] من، لال گردانی،

و سرش را فرو کوبی،

و عزّتش را خوار کنی،

و جبروتش را بشکنی،

و گردنش را به خواری، بکشی،

و تکبّرِ او را از میان بری،

و مرا از همه زیان و شرّ و اشاره‌ی چشم و ابرو، و عیب‌گوییِ پنهان و آشکار،

و حسد و دشمنی، و دام‌ها و تله‌هایش، و پیاده و سواره‌اش، ایمن گردانی.

همانا تو، عزیز و توانایی.»

 

📖 شرح و تحلیلِ واژگان و عباراتِ دعا (از شرحِ «ریاض السالکین»)

🔹 «أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا» – «تو بر پیشانیِ آن، چیره‌ای»

یعنی تو مالکِ آنی و بر آن، توانایی و هر گونه که خواهی، آن را به گردش درمی‌آوری و بر تو، سرکشی نمی‌کند.

 

«أخذٌ بالناصیة» (گرفتنِ پیشانی) تمثیلی است برایِ سلطه و تسلّطِ کاملِ خداوند بر موجودات.

 

اختصاصِ «ناصیه» (پیشانی) به این دلیل است که:

 

پیشانی، اشرفِ اعضایِ حیوان است و تسلّط بر آن، نشانه قهر و غلبه و قدرتِ کامل است.

 

همچنین، توهمِ انسان‌ها را که خداوند در جهتی (بالا) قرار دارد، با گرفتنِ پیشانی، تأکید می‌کند.

 

این عبارت، به آیهٔ قرآن اشاره دارد: «إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (هود: ۵۶).

 

🔹 «إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» – «تو بر راهی راست هستی»

تعلیلِ درخواستِ پناه از شرِّ همه جانداران است.

 

یعنی: تو بر راهِ حق و عدل در پادشاهیِ خود هستی، پس هیچ موجودی را بر من مسلّط نمی‌کنی، زیرا کسی که به تو پناه آورد، نزدِ تو تباه نمی‌شود.

 

🔹 «مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ» – «هر که به من بدی خواهد»

«اراده» در اینجا به معنای قصد است؛ یعنی «هر که قصدِ بدی به من داشته باشد.»

 

«سوء» نکره آمده (برایِ مبالغه)، یعنی «هر گونه بدی که مرا آزار دهد».

 

🔹 «فَاصْرِفْهُ عَنِّي» – «او را از من بازگردان»

«صَرَفَ الشَّيْءَ» یعنی آن را برگرداند و منصرف کرد.

 

🔹 «وَ ادْحَرْ عَنِّي مَكْرَهُ» – «و نیرنگِ او را از من دور کن»

«دَحَرَهُ» یعنی او را دور کرد، راند و دفع نمود.

 

🔹 «وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّهُ» – «و شرِّ او را از من بگردان»

«دَرَأَ» یعنی دفع کرد و بازداشت.

 

🔹 «وَ رُدَّ كَيْدَهُ فِي نَحْرِهِ» – «و کیدِ او را به گردنِ خودش برگردان»

«کید» یعنی خواهانِ زیانِ پنهانی برایِ دیگری بودن.

 

«نحر» یعنی سینه یا گردن، و برگرداندنِ کید به گردنِ خودش، کنایه از بازگشتِ نیرنگِ او به خودش است.

 

🔹 «حَتَّى تُعْمِيَ عَنِّي بَصَرَهُ…» – «تا چشمش را بر من کور کنی…»

«عمی» یعنی نابینایی.

 

«صم» یعنی کر شدن.

 

«خرس» یعنی لال شدن.

 

منظور، کور و کر و لال کردنِ حقیقی نیست، بلکه یعنی او را چنان غافل کند که گویی نسبت به تو، کور، کر و لال است؛ به‌گونه‌ای که نه ببیند، نه بشنود و نه سخنی بر ضدِّ تو گوید.

 

این، از باب تمثیلِ بلیغ است.

 

🔹 «تُقْفِلَ دُونَ إِخْطَارِي قَلْبَهُ» – «دلِ او را بر اندیشیدنِ به من، ببندی»

«أَقْفَلَ الْبَابَ» یعنی بر آن قفل زد.

 

«أَخْطَرَ الشَّيْءَ بِبَالِهِ» یعنی آن را در اندیشه خود گذراند.

 

🔹 «وَ تَقْمَعَ رَأْسَهُ» – «و سرش را فرو کوبی»

«قَمَعَهُ» یعنی بر سرش زد تا خوار و ذلیل شود، یا او را بازداشت و سرکوب کرد.

 

🔹 «تُذِلَّ عِزَّهُ» – «عزّتش را خوار کنی»

«عزّ» یعنی رفعت، قدرت و غلبه.

 

🔹 «تَكْسِرَ جَبَرُوتَهُ» – «جبروتش را بشکنی»

«جبروت» یعنی بزرگی، کبر و قهر.

 

«وَاو و تاء» در «جبروت» برایِ مبالغه است، مانند «رهبوت» و «ملکوت».

 

🔹 «تُذِلَّ رَقَبَتَهُ» – «گردنش را به خواری کِشی»

«رقبه» به معنای گردن و در اینجا کنایه از تمامِ ذاتِ او است.

 

🔹 «تَفْسَخَ كِبْرَهُ» – «تکبّرِ او را از میان بری»

«فَسَخَ» یعنی نقض کرد، از هم گسست و برانداخت.

 

🔹 «وَ تُؤْمِنَنِي مِنْ جَمِيعِ ضَرِّهِ وَ شَرِّهِ…» – «و مرا از همه زیان و شرِّ او ایمن گردانی»

«ضَرّ» یعنی زیان و ناخوشی (با فتحِ ضاد).

 

«شرّ» یعنی فساد و ظلم.

 

🔹 «وَ غَمْزِهِ وَ هَمْزِهِ وَ لَمْزِهِ» – «از اشاره (با چشم و ابرو)، عیب‌گوییِ پنهان و آشکارِ او»

غمز: اشاره با چشم یا ابرو، یا عیب‌گوییِ پنهان.

 

همز: غیبت و عیب‌گویی در غیاب.

 

لمز: عیب‌گویی در حضور.

 

🔹 «وَ حَبَائِلِهِ وَ مَصَائِدِهِ» – «از دام‌ها و تله‌هایش»

حبائل: جمع «حباله» – تله‌هایی که با آن شکار می‌کنند.

 

مصائده (بدون همزه): جمع «مصید» – ابزارِ شکار.

 

🔹 «وَ رِجْلِهِ وَ خَيْلِهِ» – «از پیاده و سواره‌اش»

«رِجْل» (با سکونِ جیم) به معنای پیاده‌گان است.

 

«خیل» به معنای سواران (مجازاً، همهٔ یاران و لشکریانِ او).

 

🔹 «إِنَّكَ عَزِيزٌ قَدِيرٌ» – «همانا تو عزیز و توانایی»

تعلیلِ درخواستِ اجابت و تأکید بر آن است.

 

«عزیز» یعنی غلبه‌کننده‌ای که کسی او را باز نمی‌دارد.

 

«قدیر» یعنی کسی که هیچ چیز او را عاجز نمی‌کند.

 

💎 جمع‌بندیِ پیامِ دعا

بنده، از خداوند می‌خواهد که همه ابزارهایِ بدیِ دیگران (نگاه، گوش، دل، زبان، حیله و لشکر) را از او دور کند و آن را به خودِ آنان بازگرداند.

 

این دعا، نمادِ توکّلِ کامل به خداوند و ایمان به قدرتِ مطلقِ او در دفعِ شرور است.

 

بنده، با ذکرِ صفاتِ «عزیز و قدیر»، یقینِ خود را به اجابتِ الهی، اعلام می‌کند.

 

❇️ وَ إِنّي اعيذها بِكَ و ذُرِّيتَها من الشَيطانِ الرَجيمِ»

و المستعاذ منه وسواسه و إغواؤه و جميع شروره، بل نفسه لأنّه بذاته شرّ يستعاذ منه.

و في الدعاء اقتباس من قول امرأة عمران: «وَ إِنّي اعيذها بِكَ و ذُرِّيتَها من الشَيطانِ الرَجيمِ».

روي عن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله أنّه قال: ما من مولود يولد إلاّ و الشيطان يمسّه حين يولد، فيستهلّ صارخا من مسّه، إلاّ مريم و ابنها، فإنّ اللّه تعالى عصمهما ببركة هذه الاستعاذة.

و قيل: معناه أنّ الشيطان يطمع في إغواء كلّ مولود بحيث يتأثّر منه إلاّ مريم و ابنها، و قد تقدّم الكلام على الذريّة[12]

💫 «و آنچه از آن پناه برده می‌شود، وسوسه و گمراهی و همه شرورِ اوست، بلکه خودِ او؛ زیرا او ذاتاً شرّ است که باید از او پناه برد.»

 

آل‏عمران : 36   فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى‏ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى‏ وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ

ولى هنگامى كه او را به دنيا آورد، (و او را دختر يافت،) گفت: «خداوندا! من او را دختر آوردم- ولى خدا از آنچه او به دنيا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نيست. (دختر نمى‏تواند وظيفه خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد.) من او را مريم نام گذاردم؛ و او و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم.»

 

📖 در این دعا، اقتباسی است از سخنِ همسرِ عمران (مادرِ مریم) که فرمود:

«وَ إِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَ ذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» (آل عمران: ۳۶)

– «و او و فرزندانش را از شیطانِ رانده‌شده، به تو پناه می‌دهم.»

 

📜 از پیامبر (ص) روایت شده که فرمود:

«هیچ نوزادی زاده نمی‌شود، مگر اینکه شیطان، هنگامِ تولّد، او را می‌لمسد و از این لمس، نوزاد فریاد می‌زند و گریه می‌کند – مگر مریم و پسرش (عیسی)؛ زیرا خداوند تعالی آن دو را با برکتِ این استعاذه (پناه‌جویی) محفوظ داشت.»

 

و گفته شده است که معنای این حدیث، آن است که شیطان به گمراه‌کردنِ هر نوزادی، طمع می‌بندد و هر نوزادی، از او تأثیر می‌پذیرد، مگر مریم و پسرش که از این تأثیر، در امان بودند.

 

تبیین و تنویر

۱. «بِذَاتِهِ شَرٌّ يُسْتَعَاذُ مِنْهُ»

شیطان، نه تنها از وسوسه‌ها و گمراهی‌هایش، بلکه از ذاتِ خودِ او نیز پناه برده می‌شود؛ زیرا او شرِّ محض است و ذاتاً دشمنِ انسان‌هاست.

 

۲. اقتباس از دعایِ مادرِ مریم (س):

 

این دعا، از قرآن کریم اقتباس شده است و نشان می‌دهد که پناه‌بردن به خداوند از شیطان، سنّتی الهی است که از انبیا و اولیا، به ما رسیده است.

 

۳. حدیثِ «الشيطان يمسّ كلّ مولود»:

 

این حدیث، نشان می‌دهد که همه انسان‌ها، در بدوِ تولّد، موردِ وسوسه شیطان قرار می‌گیرند، مگر کسانی که خداوند، با برکتِ دعا و پناه‌جویی، آنان را محفوظ داشته است.

 

مریم و عیسی (ع)، به دلیلِ پناه‌بردنِ مادرِ مریم به خداوند، از این لمسِ شیطانی، در امان ماندند.

 

۴. «يَطْمَعُ فِي إِغْوَاءِ كُلِّ مَوْلُودٍ»:

 

شیطان، به گمراه‌کردنِ همه انسان‌ها، طمع دارد، ولی برخی با استعاذه و تقوا، از او در امان می‌مانند.

 

💎 پیامِ اصلیِ متن:

شیطان، دشمنِ همیشگیِ انسان است و باید از ذاتِ او و همهٔ شرورِ او، به خداوند، پناه برد.

 

پناه‌بردن به خداوند، راهِ نجات از وسوسه‌هایِ شیطانی است.

 

دعا و توسّل به خداوند، می‌تواند انسان را از گزندِ شیطان، در امان دارد.

 

این متن، بر اهمیتِ استعاذه (پناه‌جویی به خدا) و نقشِ آن در حفظِ ایمان و طهارت، تأکید دارد.

 

ضمیمه 2

📖 شرح و تفسیرِ آیات و مفاهیمِ مرتبط با شیطان(بیان علامه مجلسی ره)

🔹 معنای حدیثِ «الشَّيْطَانُ يَمَسُّ كُلَّ مَوْلُودٍ»

«معنای آن این است که شیطان به گمراه‌کردنِ هر نوزادی، طمع می‌بندد، به‌گونه‌ای که از او تأثیر می‌پذیرد، مگر مریم و پسرش که خداوند تعالی آن دو را با برکتِ این استعاذه (پناه‌جویی)، محفوظ داشت.»

 

🔹 تفسیرِ آیه «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ» (آل عمران: ۱۷۵)

«إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ» – یعنی: آن کس که شما را (از جهاد) بازمی‌دارد، شیطان است.

«يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ» – یعنی: شیطان، دوستانِ خود را (با وسوسه) می‌ترساند.

برخی گفته‌اند: مراد از «شیطان» در اینجا، نعیم بن مسعود است که به سببِ سرکشی و تمرد در کفر، «شیطان» نامیده شده است.

برخی دیگر: این ترساندن، از طریقِ وسوسه درونی است.

 

🔹 تفسیرِ آیه «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً» (نساء: ۷۶)

«کیدِ شیطان» یعنی تلاشِ او برایِ فساد، از رویِ حیله.

«ضعیف» – زیرا یاریِ خداوند به اولیایِ خود، بسیار قوی‌تر از یاریِ شیطان به اولیایِ خود است.

دلیلِ روشن: اهلِ خیر و دین، پس از مرگ، با یادِ نیک، باقی می‌مانند، در حالی که پادشاهانِ ستمگر، پس از مرگ، نابود می‌شوند و اثری از آنان نمی‌ماند.

 

🔹 تفسیرِ آیه «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ …» (نساء: ۸۳)

اگر فضل و رحمتِ خداوند نبود (که رسولان و کتاب‌ها را فرستاد)، همه شما، جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید.

«إِلَّا قَلِيلًا» – یعنی: جز اندکی از شما که خداوند به آنان عقلِ راجح (استوار) عطا کرده و آنان را از پیرویِ شیطان، بازداشته است؛ مانند زید بن نفیل و ورقه بن نوفل.

برخی گفته‌اند: «إِلَّا قَلِيلًا» به معنای پیرویِ اندک و نادر است.

 

🔹 تفسیرِ آیه «إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً» (نساء: ۱۱۷)

«إِناثاً» – اشاره به بت‌هایی مانند لات، عُزّی و منات است.

دلیلِ تأنیث (مونث‌خواندنِ بت‌ها):

یا به خاطرِ مؤنث بودنِ نام‌هایِ آنها،

یا به خاطرِ اینکه جمادات، مؤنث شمرده می‌شوند (چون منفعل‌اند و فعلِ فاعلی ندارند).

این تعبیر، تنبیهی است بر جهلِ مشرکان که چیزی را می‌پرستند که نه فعل دارد و نه انفعال – در حالی که معبود، باید فاعلِ محض باشد.

برخی گفته‌اند: مراد، فرشتگان هستند، زیرا مشرکان، آنان را «دخترانِ خدا» می‌نامیدند.

 

🔹 تفسیرِ آیه «وَ إِنْ يَدْعُونَ … إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً» (نساء: ۱۱۷)

یعنی: آنان جز شیطانی سرکش را نمی‌پرستند – زیرا شیطان، آنان را به پرستشِ بت‌ها، فرمان داده و بر آن، تحریک کرده است.

«مارد» و «مَرید» – به کسی گفته می‌شود که به خیر، تعلق ندارد و در شرّ، سرکش است.

ریشه آن، به معنای ملابسه و چسبیدن است؛ از همین:

صرح مُمَرَّد (ساختمانِ بلند و سرکش)،

غلامِ أَمْرَد (جوانِ بی‌ریش)،

شجرۀ مَرْداء (درختی که برگ‌هایش ریخته است).

 

🔹 «لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً» (نساء: ۱۱۸)

یعنی: خداوند، شیطان را لعنت کرد و شیطان گفت: «از بندگانِ تو، بهره‌ای معیّن برمی‌گیرم.»

شیطان، با این سخن، کمالِ دشمنیِ خود را با انسان‌ها نشان داد.

 

🔹 «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ …» (نساء: ۱۱۹)

«لَأُضِلَّنَّهُمْ» – یعنی: حتماً آنان را از حق، گمراه می‌کنم.

«لَأُمَنِّيَنَّهُمْ» – یعنی: به آنان آرزوهایِ باطل (مانند طولِ عمر، نبودِ معاد و عذاب) می‌دهم.

«لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ» – یعنی: به آنان فرمان می‌دهم تا گوش‌هایِ چهارپایان را بشکافند (اشاره به اعمالِ جاهلیت مانند «بحیره» و «سائبه» که حلالِ خدا را حرام می‌کردند).

«فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» – یعنی: آفرینشِ خدا را تغییر دهند (مانند: کندنِ چشمِ شتر، خواجه‌کردنِ بردگان، سوراخ‌کردنِ دندان‌ها، خال‌کوبی، لواط و …).

«تغییرِ خلقِ خدا» – شاملِ تغییرِ فطرتِ الهی (اسلام) و استفاده‌ی نادرست از اعضا و قوا نیز می‌شود.

 

🔹 «وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً» (نساء: ۱۱۹)

هر کس شیطان را به جایِ خدا، دوست و سرپرست خود گیرد، به‌وضوح زیان کرده است – زیرا سرمایه‌ی خود را تباه کرده و جایگاهِ خود را در بهشت، با آتش، عوض کرده است.

شیطان، به آنان وعده‌هایِ دروغین می‌دهد و آنان را به آرزوهایِ باطل می‌افکند؛ و وعده‌ی او، جز فریب نیست.

«وَ لا يَجِدُونَ عَنْها مَحِيصاً» – یعنی: هیچ راهِ گریزی از آن (آتش) نمی‌یابند.

 

🔹 تحلیلِ علامه رازی از مراحلِ بیماریِ دین

رازی می‌گوید: آسیب و بیماری، بر سه گونه است:

۱. تشویش (آشفتگی) – اشاره به «لَأُمَنِّيَنَّهُمْ» ؛ زیرا آرزوهایِ باطل، عقل را درگیرِ امورِ شهوانی و غضبی می‌کند و آن را آشفته می‌سازد.

۲. نقصان (کاستی) – اشاره به «فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ» ؛ زیرا شکافتنِ گوش، نوعی نقصان است؛ و کسی که عقلِ خود را صرفِ دنیا کند، در امورِ آخرت، سست‌رأی می‌شود.

۳. بطلان (تباهی) – اشاره به «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» ؛ زیرا تغییرِ آفرینش، باعثِ بطلانِ صفتِ اولیه می‌شود و قلب، به کلی، از آخرت، روی می‌گرداند و تنها به دنیا، مشغول می‌شود.

 

🔹 تفسیرِ آیه «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ …» (مائده: ۹۱)

خمر (شراب): اگرچه در ظاهر، برایِ انس و محبّتِ جمعی نوشیده می‌شود، ولی چون عقل را زایل می‌کند، شهوت و غضب بر انسان چیره می‌شود و این، به دشمنی و کینه‌توزی می‌انجامد.

میسر (قمار): اگرچه در ظاهر، گشایشی برایِ نیازمندان است، ولی مالِ ثروتمندان را نابود می‌کند و به فقر و دشمنی می‌انجامد.

هر دو، سببِ بروزِ دشمنی و کینه میانِ مردم می‌شوند و آنان را از یادِ خدا و نماز بازمی‌دارند.

 

🔹 تفسیرِ آیه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا …» (فرقان: ۳۱)

این آیه، یا به این معناست که خداوند، برایِ هر پیامبری، دشمنانی از مشرکان و کافران قرار داد، تا آنان با او دشمنی کنند.

 

یا به این معناست که خداوند، فرمانِ دشمنی با ایشان را صادر کرد و پیامبران را به دوری از آنان، فرمان داد.

«شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ» – یعنی سرکشانِ کافر از جنّ و انس که با پیامبران و مؤمنان، دشمنی می‌کنند.

در تفسیرِ طبرسی از ابن عباس آمده: ابلیس، لشکریانِ خود را به دو گروه تقسیم کرد؛ گروهی را برایِ گمراه‌کردنِ انس و گروهی را برایِ جنّ فرستاد. پس شیاطینِ انس و جنّ، با یکدیگر هماهنگ می‌شوند و یکدیگر را به گمراهی، تشویق می‌کنند؛ چنانکه قرآن می‌فرماید: «يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً» (انعام: ۱۱۲).

 

💎 جمع‌بندیِ نهایی

شیطان، از بدوِ تولّد تا پایانِ عمر، در کمینِ انسان است و با وعده‌هایِ دروغین و آرزوهایِ باطل، او را از راهِ حق، بازمی‌دارد.

شراب و قمار، دو وسیله اصلیِ شیطان برایِ ایجادِ دشمنی و کینه‌توزی میانِ انسان‌ها هستند و آنان را از یادِ خدا و نماز، بازمی‌دارند.

تغییرِ فطرتِ الهی (که عبارت است از: اسلام، عبادتِ خالصانه و استفادهٔ صحیح از اعضا و قوا) یکی از اهدافِ اصلیِ شیطان است.

تنها راهِ نجات، پناه‌بردن به خداوند، تمسک به عقلِ سلیم و پیروی از پیامبران و اولیایِ الهی است.

 

[1] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏4 ؛ ص121  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

[2] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏4 ؛ ص121  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

[3] صحیفه سجادیه فراز 6 و 7 و 8

[4] صحیفه سجادیه فراز  6 و 7 و 8

[5] صحیفه سجادیه دعای 27 فراز 5

[6] صحیفه سجادیه دعای 27 فراز 15

[7]صحیفه سجادیه دعای 32 فراز 12 و 13

[8] صحیفه سجادیه دعای 47 فراز 68

[9] صحیفه سجادیه دعای 44 فراز 13 و 14 و 15 و 16

[10] صحیفه سجادیه دعای 47 فراز 99 و 100

[11] صحیفه سجادیه دعای 49 فراز 3 و 4

[12] رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين ؛ ج‏4 ؛ ص24  كبير مدنى، سيد عليخان بن احمد، دفتر انتشارات اسلامى – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.

ا
✓

استاد علی ساعی

(عبدالله مشکات) پژوهشگر و شارح حکمت شیعی و مبانی توحید

محقق و پژوهشگر امور دینی و توحیدی، با تمرکز تخصصی بر علوم قرآن و حدیث (ثقلین). ایشان پژوهش‌های خود را بیشتر در حوزهٔ قرآن و حدیث سامان داده و در سال‌های اخیر به مباحث توحیدی و نقد دیدگاه‌های فلسفی نیز می‌پردازد.

آیا مباحث مطرح‌شده در این جلسه برای شما مفید و راهگشا بود؟ بازخورد شما به بهبود پاسخ‌ها و تنظیم جلسات کمک می‌کند.

یادداشت‌ها و دیدگاه‌های پیرامون این جلسه

اگر نکته‌ای در این پاسخ برای شما مبهم است، مطرح فرمایید تا پس از بررسی توسط استاد پاسخ داده شود.

0 مورد ثبت‌شده
برای طرح ابهام ابتدا باید عضو شوید یا وارد حساب خود شوید. پاسخ‌های داده‌شده به ابهام در پیشخوان اختصاصی شما نیز ثبت خواهد شد.
ورود / عضویت پیامکی

تاکنون ابهامی پیرامون این پاسخ ثبت نشده است. دیدگاه و استفسار شما نخستین خواهد بود.

کاوش در موضوعات مشابه و اطلس معارف

هدایت پژوهشی و موضوعی در منظومه معرفتی و استفسارات مکتب مشکات نور

مشاهدهٔ درختوارهٔ کامل

سایر جلسات

مشاهده همه