متن مکتوب و پیادهشده درسگفتار
سلسله معارف مشکات نور🌻🔆🔆🌻
🌼🔆🌼رزم باطنی🌼🔆🌼
🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹
🔅🌹 «ادامه تدبیر بر علیه دشمن» «منصور بالرعب» «تدبیر متعالی جنگ» «وزارتخانه متعالی» «ادامه شرح عای 20 فراز 13» و … چکیده با تکمله 1405.06.26 علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903) 🌹🔅
✨ 🌸 🌟 اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي🌟 🌸 ✨
☘️🌹مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ🌹☘️
🌹🌼🌟🕋🌟🌼🌹
🤲 🌟🌙 ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك 🌟🌙 🤲
🌟🌹🌟
✅ادامه «تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»
📘 قرارگاه اعلای مبارزه — رزم باطنی
📜 دیباچه
سپاس و ستایش مخصوص پروردگار متعالی است که میدان نبرد حق و باطل را در تمام ابعاد هستی گسترد و انسان را در مسیر آزمون قرار داد. درود و سلام بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و خاندان پاکش که فرماندهان قرارگاه اعلای مبارزه در برابر شیاطین جن و انساند.
رسالهای که پیش روی شماست، ادامهی «تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا» است. در رساله پیشین، مبانی، مفاهیم و راهبردهای کلی تدبیر بر علیه دشمن خدا تبیین شد. در این رساله، گامی فراتر مینهیم و به «قرارگاه اعلای مبارزه» و «رزم باطنی» میپردازیم.
آنچه این رساله را از رساله پیشین متمایز میکند، نگاه «ملکوتی» به مبارزه است. در این نگاه، میدان مبارزه از سطح زمین و ماده فراتر میرود و به ملکوت اعلی کشیده میشود. راهبردیترین مرکز مبارزه با دشمن خدا، بلندیهای ملکوت اعلی است و برای رسیدن به آن افق اعلی، باید دلی پاک و مطهر و اعمالی صالحه داشت.
این رساله، بر سه محور اساسی استوار است:
نخست: مبارزه از باطن — کسی میتواند بر حریف خود غالب شود که قبل از بُعد ظاهری، در بُعد باطنی بر دشمن خود غلبه نماید.
دوم: قرارگاه اعلای مبارزه — میدان را چنان بزرگ بگیرید که دستنیافتنی باشید و دشمن نتواند شما را پیشبینی نماید.
سوم: سلاحهای باطنی — رعب الهی، توحید، تقوا، و وزارتخانه الهی در برابر وزارتخانه شیطان.
امید است این مختصر، مورد قبول درگاه الهی واقع شود و گامی باشد در جهت تقویت جبهه حق در برابر جبهه باطل.
📝 پیشگفتار
اهمیت بحث «رزم باطنی» و «قرارگاه اعلای مبارزه»
در رساله پیشین، «تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا» تبیین شد. اما یک پرسش اساسی باقی میماند: میدان مبارزه کجاست؟ آیا تنها میدان ظاهری و مادی است، یا میدانی بس گستردهتر و عمیقتر وجود دارد؟
پاسخ این پرسش، در «رزم باطنی» نهفته است. مبارزه با اعداء الله ابعاد باطنی گستردهای دارد. ما به ازای هر خصلت نیکو میتوان پایگاه باطنی ایجاد نمود. هر پایگاه، منبع عظیم نیرو است. اول از همه باید از باطن بر دشمن خدا هجوم آورد. بعد از آنکه دلشان را فتح نمودی، فتح سرزمینشان سهل خواهد شد.
جایگاه دعای بیستم صحیفه سجادیه
دعای بیستم صحیفه سجادیه، که در رسالههای پیشین به تفصیل شرح شد، در این رساله نیز محور بحث است. امام سجاد علیهالسلام در فراز 13 این دعا میفرماید:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»
این فراز نورانی، سه هدف متعالی را ترسیم میکند: ذکر عظمت خدا، تفکر در قدرت خدا، و تدبیر بر علیه دشمن خدا. در این رساله، به بُعد باطنی «تدبیر بر علیه دشمن خدا» میپردازیم.
ساختار این رساله
این رساله در شش بخش تدوین شده است:
| بخش | موضوع | |
| بخش اول | پرسش و پاسخ درباره رساله پیشین (۱۴ پرسش) | |
| بخش دوم | پرسش و پاسخ درباره روایت مسّ شیطان (۶ پرسش) | |
| بخش سوم | مبارزه از باطن و قرارگاه اعلای مبارزه | |
| بخش چهارم | نمونههای سلاح باطنی (رعب الهی) | |
| بخش پنجم | وزارتخانههای الهی و وزرای عقل | |
| بخش ششم | ضمائم (وزرای ابلیس، خنزب، متکوّن) |
📖 مقدمه
۱. تبیین مسئله
در رساله پیشین، «تدبیر فراگیر بر علیه دشمن خدا» بر اساس دعای بیستم صحیفه سجادیه تبیین شد. اما یک پرسش اساسی باقی میماند: آیا مبارزه با دشمن خدا تنها در سطح ظاهری و مادی است، یا ابعاد باطنی و ملکوتی نیز دارد؟
پاسخ این پرسش، در «رزم باطنی» و «قرارگاه اعلای مبارزه» نهفته است. امام سجاد علیهالسلام در دعای بیستم، از خداوند متعال درخواست میکند:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»
این دعا، به ما میآموزد که وسوسههای شیطانی را میتوان به فرصت تبدیل کرد. اما این تبدیل، نیازمند مبارزه باطنی است.
۲. ضرورت رزم باطنی
دلیل اول: غلبه باطنی، مقدمه غلبه ظاهری است.
کسی میتواند بر حریف خود غالب شود که قبل از بُعد ظاهری، در بُعد باطنی بر دشمن خود غلبه نماید. بعد از آنکه دلشان را فتح نمودی، فتح سرزمینشان سهل خواهد شد.
دلیل دوم: دشمن خدا در باطن نفوذ میکند.
شیطان نه تنها در فکر، که در جریان خون، سینه، اموال و اولاد نفوذ میکند. برای مقابله با این نفوذ، باید از باطن وارد شد.
دلیل سوم: میدان مبارزه ملکوتی است.
راهبردیترین مرکز مبارزه با دشمن خدا، بلندیهای ملکوت اعلی است. برای رسیدن به آن افق اعلی، باید دلی پاک و مطهر و اعمالی صالحه داشت.
۳. ابعاد رزم باطنی
الف) بعد معرفتی: شناخت دشمن خدا، شناخت حدود قدرت شیطان، و شناخت ابزارهای مقابله.
ب) بعد روحی: تقویت روحیه، تخلیه رعب از دل، و تولید رعب در دل دشمن.
ج) بعد عملی: ایجاد پایگاههای باطنی به ازای هر خصلت نیکو، و تشکیل وزارتخانه الهی در برابر وزارتخانه شیطان.
د) بعد ملکوتی: کشیدن میدان مبارزه به ملکوت اعلی، که دست دشمنان خدا از آن تا ابد کوتاه است.
۴. سوالات اساسی
این رساله میکوشد به سوالات زیر پاسخ دهد:
۱. ضوابط شرعی و اخلاقی افشاگری بر علیه دشمن خدا چیست؟
۲. چه کسی صلاحیت تشخیص «دشمن خدا» را دارد؟
۳. آیا آبرو و حریم خصوصی دشمن خدا در اسلام محترم است؟
۴. چگونه میتوان ظاهر روایت «مسّ شیطان» را با آیات قرآن جمع کرد؟
۵. مبارزه از باطن چگونه انجام میشود؟
۶. قرارگاه اعلای مبارزه کجاست؟
۷. سلاحهای باطنی کدامند؟
۸. وزارتخانه الهی چگونه تشکیل میشود؟
۵. روش پژوهش
روش این رساله، تلفیقی است از:
روش نقلی: استناد به آیات قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام.
روش تحلیلی: تحلیل مفاهیم و تفکیک آنها از یکدیگر.
روش راهبردی: ارائه راهکارهای عملی و راهبردی برای مقابله با دشمن خدا.
روش پرسش و پاسخ: پاسخ به سوالات اساسی درباره ضوابط شرعی و اخلاقی.
۶. جمعبندی مقدمه
«قرارگاه اعلای مبارزه» و «رزم باطنی»، دو مفهوم کلیدی در مبارزه با دشمن خدا هستند. در این رساله، به تبیین این دو مفهوم و ارائه راهکارهای عملی برای مقابله با دشمنان خدا در ابعاد باطنی و ملکوتی میپردازیم.
📋 خلاصه ضابطهمند
قرارگاه اعلای مبارزه — رزم باطنی
(بر اساس دعای بیستم صحیفه سجادیه و روایات اهلبیت علیهمالسلام)
🔹 الف) شناسنامه پژوهش
| عنوان | قرارگاه اعلای مبارزه — رزم باطنی (ادامه تدبیر بر علیه دشمن خدا) |
| مسئله اصلی | میدان مبارزه با دشمن خدا کجاست و رزم باطنی چگونه انجام میشود؟ |
| روش | توصیفی–تحلیلی با رویکرد کتابخانهای |
| منابع اصلی | قرآن کریم، صحیفه سجادیه، بحارالأنوار، کافی، … |
| فرضیه اصلی | غلبه بر دشمن خدا، پیش از بُعد ظاهری، نیازمند غلبه در بُعد باطنی و ملکوتی است. |
ساختار ۶ بخش + ضمائم
🔹 ب) یافتههای اصلی (در ۱۲ محور)
محور ۱: ضوابط افشاگری بر علیه دشمن خدا (پاسخ به ۱۴ پرسش)
| شماره | پرسش | پاسخ ضابطهمند |
| ۱ | افشای معایب دشمن خدا چیست؟ | افشای حقیقت برای فروپاشی ابهت پوشالی دشمن خدا |
| ۲ | چه کسی دشمن خدا را تشخیص میدهد؟ | پس از حجت خدا، متمسکان به ثقلین و آشناتر به معارف |
| ۳ | مقصود از «معایب» چیست؟ | اعم از عمومی و شخصی و پنهانی (در شرایط ضرورت) |
| ۴ | جمع با آیه ۱۲ حجرات؟ | آیه ۱۲ حجرات به مابین مؤمنین مربوط است، نه دشمن خدا |
| ۵ | میزان دلیل و سند؟ | اطمینان قلبی و دلایل مکفی |
| ۶ | فرصت پاسخگویی؟ | به دشمن محارب خدا نباید فرصت داد |
| ۷ | ضرورت و مصلحت عمومی؟ | عاقبتاندیشی و ضرورت جایگاه خاصی دارد |
| ۸ | حد افشاگری؟ | زمانی که آتش فتنه دشمن خاموش و امکان رشد نباشد |
| ۹ | تضمین عدم تخریب؟ | مدیریت همهجانبه + آموزش عمومی + فرهیختگی جامعه |
| ۱۰ | روشهای کمضررتر؟ | «وَ آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَي» — عکسالعمل شدید آخرین چاره |
| ۱۱ | مسئولیت افشاگر در خطا؟ | اگر پس از تلاش علمی و عملی مجاهدانه باشد، مسئولیتی ندارد |
| ۱۲ | آبرو و حریم خصوصی دشمن؟ | طرف حساب دشمن خداست؛ اما رسم جوانمردی مراعات شود |
| ۱۳ | جمع با دعای مکارمالاخلاق؟ | خصومت میان مؤمنان قوانین خاص خود را دارد؛ دشمن خدا را با دعای ۲۷ بسنجید |
| ۱۴ | تعبیر دقیقتر؟ | افشای معایب دشمن خدا برای جلوگیری از فروش معایب به مؤمنان |
محور ۲: تحلیل روایت «مسّ شیطان» (پاسخ به ۶ پرسش)
| شماره | پرسش | پاسخ ضابطهمند |
| ۱ | معنای «مأبون» و «فاجره»؟ | اثر بالقوه بوده؛ فعلیت آن مشروط است. «يَمْحُو ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ» |
| ۲ | شمول روایت؟ | هر غیر شیعهای مشمول است؛ هرچه از ثقلین دورتر، مسّ شدیدتر |
| ۳ | جمع با آیات؟ | همه مرهون اعمال خویشاند (یوم الست + یوم دنیا) |
| ۴ | نسبتدادن فجور به نوزاد؟ | نوزاد گذشته و عقبه خود را از عالم ذر دارد؛ اما تثبیتی نیست |
| ۵ | بررسی سند و دلالت؟ | آیه ۶۴ اسراء اسرار بیشتری را فاش میکند؛ طیب ولادت نصیب متمسکان واقعی |
| ۶ | داوری درباره پیروان ادیان؟ | ذات هر شخص ملاک است، نه موقعیت جغرافیایی و نژادی و والدین |
محور ۳: مبارزه از باطن
| اصل | توضیح |
| غلبه باطنی، مقدمه غلبه ظاهری | کسی میتواند بر حریف غالب شود که قبل از بُعد ظاهری، در بُعد باطنی غلبه نماید |
| پایگاهسازی باطنی | ما به ازای هر خصلت نیکو میتوان پایگاه باطنی ایجاد نمود |
| هجوم از باطن | اول از باطن باید بر دشمن خدا هجوم آورد |
| فتح دلها، مقدمه فتح سرزمینها | بعد از فتح دلها، فتح سرزمینها سهل خواهد شد |
محور ۴: قرارگاه اعلای مبارزه
| اصل | توضیح |
| گستردگی میدان | میدان را چنان بزرگ بگیرید که دستنیافتنی باشید |
| ملکوتیکردن میدان | میدان مبارزه را به ملکوت اعلی بکشانید |
| راهبردیترین مرکز | بلندیهای ملکوت اعلی |
| شرط رسیدن | دلی پاک و مطهر و اعمالی صالحه |
| مانعیت سربازان | چه بسا سربازان مانع فرمانده هستند؛ نبرد جمعی مثل نماز جماعت |
محور ۵: رعب الهی (سلاح باطنی اول)
| اصل | مستند |
| تقوا مایه هیبت | «مَنِ اتَّقَى اللَّهَ يُتَّقَى وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ يُطَاعُ» (امام کاظم ع) |
| تخلیه رعب از دل | «وَ أَخْرِجِ الرُّعْبَ عَنْ قُلُوبِنَا» (امام صادق ع) |
| رعبافکنی خدا | «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» (آلعمران: ۱۵۱) |
| پرکردن دل دشمن از رعب | «وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْب» |
| نصرت با رعب | «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَرَنِي بِالرُّعْبِ» (پیامبر ص) |
محور ۶: تدبیر جنگ را به خدایت بسپار
| اصل | توضیح |
| استغاثه یاران پیامبر | از کثرت قریش ترسیدند و استغاثه کردند |
| نزول فرشتگان | خداوند هزار فرشته فرستاد |
| خواب سبک و باران | دو نعمت الهی برای آمادهسازی نبرد |
| ترس قریش | نشانه نصرت الهی برای مسلمانان |
| پهن نبرد بر ملکوت اعلی | این است میدان واقعی مبارزه |
محور ۷: یاری الهی با ترس (اصحاب کهف)
| اصل | توضیح |
| حجاب ترس | خداوند اصحاب کهف را با حجاب ترس از گزند دشمنان حفظ کرد |
| عدم جرأت دشمن | هیچکس جرأت وارد شدن بر آنان را نداشت |
| یاری الهی | گاه از طریق ایجاد ترس در دل دشمنان محقق میشود |
محور ۸: غزوه مُرَیْسیع (بنوالمصطلق)
| اصل | توضیح |
| خواب جُوَیریه | دیدن ماه در دامان، تعبیرش ازدواج با پیامبر ص |
| برکت ازدواج | موجب آزادی قبیله بنیالمصطلق شد |
| ترس مشرکان | از یاری الهی بود، نه از کثرت لشکر |
| شعار مسلمانان | «یا مَنْصُورُ أَمِتْ» — ای یاریشده، بمیران! |
محور ۹: وزارتخانه الهی در برابر وزارتخانه شیطان
| وزارتخانه شیطان | وزارتخانه الهی |
| ابلیس و مرید و خناس و رها و قفندر و … | وزارتخانه عقل و جنودش |
| پیادهنظام و سوارهنظام شیطان | وزارتخانه روحالایمان (مجهز به تجهیزات ملکوتی) |
| وزرای ارشد شیطان | وزارتخانه ثقلین (آشنا به آخرین تکنیک و تاکتیک) |
| بازوی فرهنگی شیطان | هر مکارم یک وزیر اعظم، یک فرمانده ارشد |
محور ۱۰: وزرای عقل (۷۸ جند)
| نمونه | سرباز عقل | سرباز جهل |
| ۱ | الخیر (خوبی) | الشر (بدی) |
| ۲ | الإیمان (ایمان) | الکفر (کفر) |
| ۳ | التصدیق (تصدیق) | الجحود (انکار) |
| ۴ | الرجاء (امیدواری) | القنوط (ناامیدی) |
| ۵ | العدل (عدالت) | الجور (ستم) |
| ۶ | الرضا (خشنودی) | السخط (ناخشنودی) |
| ۷ | الشکر (سپاسگزاری) | الکفران (ناسپاسی) |
| ۸ | التوکل (توکل) | الحرص (آز) |
| ۹ | الرأفة (مهربانی) | القسوة (سنگدلی) |
| ۱۰ | الرحمة (رحمت) | الغضب (خشم) |
| … | … | … |
| ۷۸ | السخاء (بخشندگی) | البخل (بخل) |
نکته: این خصال همه، از اجناد عقل، جمع نمیشوند مگر در نبی یا وصی نبی یا مؤمنی که خدا قلبش را برای ایمان امتحان کرده است.
محور ۱۱: خودت را به خدایت مجهز کن
| دعا | ترجمه |
| «اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَنْتَ عِصْمَتِي وَ نَاصِرِي وَ مُعِينِي» | بارخدایا، تو پناهگاه و یاور و مددکار منی |
| «اللَّهُمَّ بِكَ أَصُولُ وَ بِكَ أُقَاتِلُ» | بارخدایا، به تو حمله میبرم و به تو میجنگم |
| «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ» | سپاس از آنِ توست و شکایت به سوی توست و تو مددخواهیشدهای |
| «أَسْلَمْتُ نَفْسِي إِلَيْكَ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَيْكَ» | جان خود را به تو تسلیم کردم و کار خود را به تو واگذاشتم |
| «يَا سَيِّدِي ارْضَ عَنِّي فَقَدْ أَرْضَيْتَنِي» | ای سرور من، از من خشنود شو که تو مرا خشنود کردهای |
محور ۱۲: بعضی از وزرای ابلیس
| شماره | نام | مأموریت |
| ۱ | ولها (ولهان) | وسوسه در طهارت و نماز |
| ۲ | هفاف | ترساندن در بیابانها |
| ۳ | زلنبور | موکل بازارها (دروغ، قسم دروغ) |
| ۴ | ثبر | مصیبت (خراشیدن صورت، سیلی) |
| ۵ | ابیض | وسوسه انبیا، خشم |
| ۶ | اعور | تحریک شهوات، زنا |
| ۷ | داسم | فتنه در خانه (بیسلام و بیبسمالله) |
| ۸ | مطرش | نشر اخبار دروغ |
| ۹ | قنذر | نظارت بر زندگی (طنبور، سلب غیرت) |
| ۱۰ | دهار | آزار در خواب |
| ۱۱ | اقبض | تخمگذاری (۳۰ تخم در روز) |
| ۱۲ | تمريح | وسوسه در آغاز شب |
| ۱۳ | قزح | نام شیطان (قوس قزح مگو) |
| ۱۴ | زوال | مرض ابنه |
| ۱۵ | لاقیس | مساحقه زنان |
| ۱۶ | متکون | تغییر شکل (بزرگ و کوچک) |
| ۱۷ | مذهب | تغییر شکل (مگر به صورت پیامبر و وصی) |
| ۱۸ | خنزب | وسوسه در نماز |
| ۱۹ | مقلاص | قمار |
| ۲۰ | طرطبه | زنا و همجنسبازی |
🔹 ج) نتیجهگیری نهایی
قرارگاه اعلای مبارزه و رزم باطنی، دو مفهوم کلیدی در مبارزه با دشمن خدا هستند:
۱. غلبه باطنی، مقدمه غلبه ظاهری است. کسی میتواند بر حریف خود غالب شود که قبل از بُعد ظاهری، در بُعد باطنی غلبه نماید.
۲. میدان مبارزه، ملکوت اعلی است. راهبردیترین مرکز مبارزه با دشمن خدا، بلندیهای ملکوت اعلی است.
۳. سلاح برتر، رعب الهی است. تقوا مایه هیبت در دنیاست و اطاعت خدا کلید فرمانروایی بر همه چیز.
۴. نصرت الهی با تقوا محقق میشود. خداوند پیامبر ص و امام ع را با رعب در دل دشمنان یاری کرد.
۵. وزارتخانه الهی در برابر وزارتخانه شیطان. با تشکیل وزارتخانه عقل، روحالایمان و ثقلین، میتوان در برابر شیاطین جن و انس ایستاد.
۶. جهاد اکبر، زیربنای جهاد اصغر است. بزرگترین تدبیر بر ضد دشمن، اصلاح نفس است.
فرمول نهایی:
رزم باطنی = غلبه باطنی + قرارگاه ملکوتی + رعب الهی + وزارتخانه الهی + جهاد اکبر+…
🔹 د) سخن پایانی
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»
والسلام علی من اتبع الهدی
❇️ بخش اول: سوالات مربوط به «تدبیر فراگیر علیه دشمن خدا»
با توجه به مقاله «تدبیر فراگیر علیه دشمن خدا»
https://eitaa.com/jamejan/2777
چند سؤال برای بنده پیش آمده که در صورت امکان، ممنون میشوم توضیح بفرمایید:
✳️۱. منظور شما از «افشای معایب دشمن و رسوا کردن او» دقیقاً چیست و چه ضوابط شرعی و اخلاقیای مانع تبدیل این کار به غیبت، تجسس، تهمت، هتک حرمت و انتقامجویی میشود؟
✅جواب1:
دشمن با ریا و تزویر یک ابهت پوشالی از خود میسازد که زمینه مناسبی برای ایجاد جنگ روانی و فرهنگی و ذهنی در جبهه مقابل خویش است، که با افشای حقیقت موضوع سراب ابهت آنها از هم فرو میپاشد!
غیبت در مورد دشمن خدا موضوعیت ندارد! همچنین تجسس در باره دشمن خدا نه تنها حرام نیست بلکه مرضیّ پروردگار متعال است!
وقتی دشمن خدا از ابزار تهمت بر علیه جبهه مقابل خود استفاده میکند در این شرایط در قالب توریه میتوان مقابل به مثل نمود!
دشمن خدا حرمتی ندارد تا شکسته شود!
انتقام از دشمن خدا در چهارچوب ملاحظات دینی حق مومنان است! اما زمانی که بعد از غلبه بر دشمن با مصلحتاندیشی بزرگتر میتوان از باب رأفت وارد شد!
✳️۲. چه کسی و با چه معیاری صلاحیت دارد فردی را «دشمن خدا» تشخیص دهد؟
✅جواب2:
بعد از حجت خدا عج هر آن کسی که اعتصام محکمی به ثقلین دارد و به معارف و دستورات آنها آشناتر است!
✳️۳. مقصود از «معایب» فقط ظلمها و تخلفات مرتبط با حقوق عمومی است یا عیوب شخصی و پنهانی را نیز شامل میشود؟
✅جواب 3:
علاوه بر مراتب عمومی میتواند مراتب شخصی و پنهانی آنها را نیز در بر بگیرد، در شرایط خاص به لحاظ ضرورت واجب است حتی امورات شخصی و پنهانی آنها نیز افشا شود! مثلی زمانی که دشمن خدا به تحبیب مزورانه خود در میان مومنان روی میآورد و بدینوسیله سست عنصران را از مرکز دین به سوی خود جذب مینماید!
وقتی کسی از خباثت نجاسات باخبر شوند از آن دوری میکنند!
این نوع افشاگری به نوعی هشداری است از خطرات بالقوه و بالغعل آنها!
✳️۴. اگر عیب شخصیِ دشمن هیچ ارتباطی با ظلم و خطر عمومی او نداشته باشد، افشای آن با نهی قرآن از تجسس و غیبت در سوره حجرات، آیه ۱۲، چگونه جمع میشود؟
✅جواب 4:
حتما باید مصلحت افشا غلبه داشته باشد، دشمنان خدا نیز دارای درجاتی هستند که به تناسب بایستی عمل نمود،
تجسس و غسیبت در آیه 12 حجرات به مابین مومنین مربوط است نه دشمن خدا! (بَعْضُكُمْ بَعْضاً).
الحجرات : 12 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است؛ و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد؛ و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد؛ تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبهپذير و مهربان است!
✳️۵. پیش از انتشار یک اتهام، چه میزان دلیل و سند لازم است و چه کسی باید اعتبار آن را بررسی کند؟
✅جواب 5:
اطمینان قلبی و دلایل مکفی!
هر که روحش به جان معارف قرآن و عترت آشناتر و مقربتر است!
✳️۶. آیا باید به شخص متهم فرصت پاسخگویی و دفاع داده شود؟
✅جواب 6:
به دشمن محارب خدا نباید فرصتی داد!
اما نسبت به درجات و شدت و حساسیت موضوع و با عاقبتاندیشی میتوان رفتارهائی درخور هر حوزه را پیاده نمود!
✳️۷. اگر خبر درست باشد، آیا صرفِ درست بودن آن برای انتشار کافی است، یا باید ضرورت و مصلحت عمومی نیز احراز شود؟
✅جواب7:
بی شک عاقبت اندیشی و ضرورت جایگاه خاصی دارد!
✳️۸. حدّ افشاگری کجاست و چگونه میتوان اصل «ضرورت و تناسب» را رعایت کرد؟
✅جواب8:
زمانی که آتش فتنه دشمن را خاموش و امکان رشد و ظهور و بروز آن فراهم نباشد!
✳️۹. چه تضمینی وجود دارد که «رسوا کردن دشمن» به تخریب شخصیت، تحقیر، تشفی خاطر یا تحریک عمومی علیه او تبدیل نشود؟
✅جواب9:
مدیرت همه جانبهای را طلب میکند! هیچیک از بخشهای مدیریت جامعه و افراد آن نباید فراموش شود!
آموزش عمومی و فرهیختگی جامعه اساس یک جامعه پاک و پیشرفته است!
آحاد عمومی را بایستی به معارف ثقلین آشنا نمود! علم را با عملشان آمیخت!
✳️۱۰. آیا ابتدا باید از روشهای کمضررتر، مانند نصیحت، مطالبه توضیح، گزارش به مرجع صالح و رسیدگی قضایی، استفاده کرد؟
✅جواب 10:
وَ آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَي
بیشک عکس العمل شدید بعنوان آخرین چاره میباشد و به تناسب در هر محله باید چاره خاص آن را اعمال نمود!
✳️۱۱. اگر پس از انتشار معلوم شود ادعا نادرست یا ناقص بوده، افشاگر چه مسئولیت شرعی و اخلاقیای خواهد داشت؟
✅جواب11:
اگر بعد از تلاش علمی و عملی مجاهدانه خلاف آن ثابت شود هیچ مسئولیتی نخواهد داشت، مثل شخص قاضی که بعد از اجتهاد علمی شدید دچار خطا شود!
اما بایستی نسبت رفع خطا چارهای اساسی اندیشیده شود!
مثل حکم قاضی که به ضرر کسی منتهی شود بایستی جبران شود!
✳️۱۲. آیا آبرو و حریم خصوصیِ دشمن نیز در اسلام محترم است؟ اگر بله، در چه شرایط استثنایی میتوان از این حرمت عبور کرد؟
✅جواب 12:
توجه شود طرف حساب دشمن خداست!
اما به هر حال بایستی رسم جوانمردی مراعات شود به افراط منتهی نشود، به تناسب وضعیت دشمن با او رفتار شود!
✳️۱۳. این توصیه چگونه با روش امام سجاد(ع) در دعای مکارمالاخلاق، برای تبدیل دشمنی و کینه به محبت، و نیز درخواست مصونیت از ظلم، جمع میشود؟
✅جواب 13:
رفتار ما با دلخوریهای میان مومنین و خصومتهای میان آنها متفاوت است!
خصومت میان مومنان قوانین خاص خود را دارد!
اما خصوصیات دشمن خدا را با دعای 27 باید سنجید نه دعای 20
✳️۱۴. آیا تعبیر «افشای مستندِ ظلم برای جلوگیری از ضرر عمومی» تعبیر دقیقتر و کمخطرتری از «افشای معایب و رسوا کردن دشمن» نیست؟
✅جواب14:
افشای معایب دشمن خدا به این خاطر است که دشمنخدا تنواند معایب خود را بعنوان کالا به مومنان بفروشد که جامعه امروزی مومنین به این درد گرفتار است! شیفتگی خاص به دشمنان و خود تخریبیهای بوجود آمده بخشی از این آسیب را شامل میشود!
❇️بخش دوم: سوالات مربوط به «تدبیر فراگیر علیه دشمن خدا»
با توجه به مقاله «تدبیر فراگیر علیه دشمن خدا»:
https://eitaa.com/jamejan/2777
در بحارالأنوار، ج۴، ص۱۲۱، روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که ظاهر آن چنین مینماید: اگر نوزاد در آینده از شیعیان باشد، شیطان از او دور میشود؛ و اگر از شیعیان نباشد، شیطان موجب «مأبون» شدن پسر یا «فاجره» شدن دختر میشود.
با توجه به این روایت، چند پرسش قابل طرح است:
✳️۱. آیا واژههای «مأبون» و «فاجره» در این روایت، ناظر به معنای واقعی و بالفعل هستند، یا باید آنها را به معنایی کنایی، استعدادی و ناظر به آینده حمل کرد؟
✅جواب 1:
همانطوریکه در انتهای حدیث آمده « وَ اللَّهُ بَعْدَ ذَلِكَ يَمْحُو ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتاب» در واقع اثر بالقوه بوده اما فعلیت آن مشروط است!
پس عملکرد هر شخص در سرنوشت او مؤثر است، به هیچ وجه محکوم صرف گذشته و مس شیطانی نیست!
✳️۲. آیا ظاهر روایت شامل فرزندان اهلسنت، پیروان سایر فرقهها و نیز پیروان دیگر ادیان میشود، یا مفاد آن اختصاص به غیرشیعیان دارد؟ در صورت شمول، ملاک و محدوده آن چیست؟
✅جواب2:
میتوان هر غیر شیعهای را مشمول آن دانست اما یقینا درصد آن متفاوت است!
یعنی هرچه از مسیر ثقلین دورتر مس شیطان شدیدتر!
✳️۳. چگونه میتوان ظاهر این روایت را با آیاتی همچون «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى»، «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» و «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» جمع کرد؟
✅جواب 3:
یقینا چنین است، همه مرهون اعمال خویشاند چه اعمال «یوم الست» و چه اعمال »یوم دنیا»!
✳️۴. با توجه به اینکه نوزاد هنوز فاقد اختیار و قدرت انجام فعل اخلاقی است، نسبتدادن «فجور» یا «مأبون» بودن به او چگونه قابل تبیین است؟ آیا مقصود، تحقق یک صفت اخلاقی در خود نوزاد است یا صرفاً بیان نوعی زمینه و سرنوشت احتمالی؟
✅جواب4:
هر نوزادی گذشته و عقبهی خود را از عالم ذر(یوم الست) تا بدو آفرینش خویش را با خود دارد!
اما همانطوری که بیان شد باز این شرایط تثبیتی نیست امکان امحای آن وجود دارد!
✳️۵. با توجه به نکات فوق و نیز ضرورت دقت در انتساب روایات به معصومان علیهمالسلام، آیا صحیح است این روایت را بدون بررسی سند و دلالت آن، بهصورت قطعی به امام صادق علیهالسلام نسبت دهیم؟
✅جواب 5:
آیه 64 اسراء اسرار بیشتری را فاش میکند!
طیب ولادت تنها نصیب متمسکان واقعی قرآن و عترت است!
✨🔆آل الإسراء : 64 وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً
🔆آل هر كدام از آنها را مىتوانى با صدايت تحريك كن! و لشكر سواره و پيادهات را بر آنها گسيل دار! و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را با وعدهها سرگرم كن!- ولى شيطان، جز فريب و دروغ، وعدهاى به آنها نمىدهد
✳️۶. همچنین آیا میتوان بر اساس چنین روایتی درباره پیروان ادیان و مذاهب دیگر داوری کرد؟ در صورت منفی بودن، حدود دلالت روایت و نحوه صحیح استفاده از آن چیست؟
✅جواب 7:
میتوان ذات هر شخص را بعنوان جوهر منفرد و ماحصل حیات دنیوی او را ملاک قضاوت قرار داد نه موقعیت جغرافیائی و نژادی و والدین او را.
پاکیزگی همچون بذری است که از جان هر آدمی در هر موقعیتی میتواند جوانه بزند!
چه بسا کسی در کنار خانه خدا و جوار اولیاء الله به دنیا بیاید و موهبت ولائی و ثقلینی نداشته باشد و کسی در در خلاف موقعیت او باشد اویسی شود!
❇️بخش سوم: ادامه مباحث قبل
❇️مبارزه از باطن
کسی میتواند بر حریف خود غالب شود که قبل از بُعد ظاهری در بُعد باطنی بر دشمن خود غلبه نماید!
مبارزه با اعداء الله ابعاد باطنی گستردهای دارد!
ما به ازای هر خصلت نیکو میتوان پایگاه باطنی ایجاد نمود! هر پایگاه منبع عظیم نیرو است!
اول از همه از باطن باید بر دشمن خدا هجوم آورد!
بعد از آنکه دلشان را فتح نمودی فتح سرزمینشان سهل خواهد شد.
❇️قرارگاه اعلای مبارزه با دشمن
میدان را چنان بزرگ بگیرید که دستنیافتنی باشید دشمن نتواند به شما دست یابد، شما را پیشبینی نماید!
میدان مبارزه را به ملکوت اعلی بکشانید! که دست دشنان خدا از آن تا ابد کوتاه است!
راهبردیترین مرکز مبارزه با دشمن خدا بلندیهای ملکوت اعلی است! برای رسیدن به آن افق اعلی باید دلی پاک و مطهر واعمالی صالحه داشت!
❇️چه بسا سربازان مانع فرمانده هستند
اگر انبیاء در میدان مبارزه تنها بودند- و در صورتی که آزمون و اتمام حجت خدا نبود- در تمام نبردها فاتح بودند!
نبرد جمعی با دشمن خدا مثل اقامه نماز جماعت است، که باید همه حضور قلب و نیت پاک داشته باشند تا نتیجه اعلا حاصل شود!
❇️بخش چهارم: نمونههائی از سلاح باطنی
❇️رعب الهی
جز از خدا واهمه نداشته باشید تا رعب الهی بر دل دشمنان خدا بیفتد!
💫🔆عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ الْجُرْجَانِيِّ قَالَ: ضَمَّنِي وَ أَبَا الْحَسَنِ ع الطَّرِيقُ فِي مُنْصَرَفِي مِنْ مَكَّةَ إِلَى خُرَاسَانَ وَ هُوَ سَائِرٌ إِلَى الْعِرَاقِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ مَنِ اتَّقَى اللَّهَ يُتَّقَى وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ يُطَاعُ … .[1]
💫 از فتح بن یزید جرجانی روایت شده که گفت:
من و امام کاظم (ع) – ابوالحسن – در راهِ بازگشت از مکه به خراسان، با هم همراه شدیم، در حالی که او به سوی عراق میرفت. از او شنیدم که میفرمود:
«هر کس از خدا بپرهیزد، [مردم نیز] از او پرهیز میکنند [و از او در هراساند]؛
و هر کس خدا را اطاعت کند، [همه چیز] از او اطاعت میکند.»
۱. «مَنِ اتَّقَی اللَّهَ یُتَّقَی» –
اگر بنده، تقوای الهی را پیشه کند، خداوند، هیبت و عظمتِ او را در دلهای مردم مینشاند و مردم از او، پرهیز و پروا میکنند.
این، نتیجه مستقیمِ تقواست: ترس از خدا، مایه ترسِ دیگران از انسان میشود.
۲. «مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ يُطَاعُ» –
اگر بنده، مطیعِ خداوند باشد، خداوند، همه چیز را مطیعِ او میکند: آسمان و زمین، مخلوقات و نظام هستی.
این، قانونی تکوینی است: اطاعت از خدا، مایه فرمانروایی و اثرگذاری در جهان میشود.
۳. پیامِ روایت:
تقوا، نه تنها مایه نجاتِ اخروی، بلکه سببِ عزت و هیبت در دنیاست.
اطاعتِ خدا، کلیدِ فرمانروایی بر همه چیز و نفوذ در جهان است.
این سخن، از امام کاظم (ع) در مسیرِ سفر، بیان شده و نشاندهنده حکمتِ عملیِ اهلبیت (ع) در زندگیِ روزمره است.
💎 پیامِ اصلیِ روایت:
هر که از خدا بترسد، از او میترسند.
هر که خدا را اطاعت کند، همهچیز از او اطاعت میکند.
این دو، از اسرارِ تکوینیِ الهیاند که در کلامِ امام کاظم (ع) بیان شده است.
پس تقوا و اطاعت، کلیدِ عزتِ دنیوی و سعادتِ اخروی است.
❇️تولید رعب در دل دشمن
جز از خدا واهمه نداشته باشد و هر گونه رعب را از دلتان تخلیه نمایید! آنگاه همان رعب را بر دل دشمن بیفکنید!
💫🔆قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا لَبِسْتَ دِرْعاً فَقُلْ: يَا مُلَيِّنَ الْحَدِيدِ لِدَاوُدَ: وَ يَا جَاعِلَهُ حِصْناً، اجْعَلْنَا فِي حِصْنِكَ الْحَصِينِ وَ دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ الْمَنِيعَةِ، وَ أَخْرِجِ الرُّعْبَ عَنْ قُلُوبِنَا، وَ اجْمَعْ أَحْلَامَنَا؛ فَلَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَهُ، وَ لَا مَانِعَ لِمَا لَمْ تَمْنَعْهُ أَنْتَ.[2]
💫 امام صادق (ع) فرمود:
«چون زره پوشیدی، بگو:
“ای نرمکننده آهن برای داود،
و ای قراردهنده آن به عنوانِ حصن و دژ،
ما را در دژِ استوارِ خود و زرهِ محکم و نفوذناپذیرت، جای ده،
و ترس را از دلهایمان، بیرون آور،
و عقلها و بردباریهایمان را، جمع و استوار کن؛
زیرا هیچ یاوری برایِ کسی که تو خوارش کنی، نیست،
و هیچ بازدارندهای برایِ آنچه تو باز نداری، وجود ندارد.»
تبیین و تنویر:
۱. «یَا مُلَیِّنَ الْحَدِیدِ لِدَاوُدَ» –
اشاره به معجزه الهی در نرمشدنِ آهن برای حضرت داود (ع) دارد که خداوند، آهن را در دستان او، نرم کرد تا زره بسازد.
این، توسل به قدرتِ تکوینیِ خداوند است.
۲. «اجْعَلْنَا فِی حِصْنِکَ الْحَصِینِ» –
بنده، از خداوند میخواهد که او را در پناهِ خود، حفظ کند – همانگونه که زره، بدن را از آسیب، محافظت میکند.
۳. «وَ أَخْرِجِ الرُّعْبَ عَنْ قُلُوبِنَا» –
ترس، مانعِ شجاعت و اقدام است.
بنده، از خداوند میخواهد که ترس را از دلش، بزداید تا با شجاعت، در برابرِ دشمن، بایستد.
۴. «وَ اجْمَعْ أَحْلَامَنَا» –
«احلام» جمعِ «حلم» به معنای عقل و بردباری است.
بنده، از خداوند میخواهد که عقل و بردباریاش را جمع و استوار کند تا در سختیها، از خود، تدبیر و صبر نشان دهد.
۵. «فَلَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَهُ» –
اگر خداوند، کسی را خوار کند، هیچ یاوری برایِ او نیست.
۶. «وَ لَا مَانِعَ لِمَا لَمْ تَمْنَعْهُ أَنْتَ» –
اگر خداوند، چیزی را بازندارد، هیچکس نمیتواند آن را بازدارد.
💎 پیامِ اصلیِ دعا:
زره، نمادِ حفاظتِ ظاهری است؛ ولی حفاظتِ حقیقی، تنها از سویِ خداوند است.
بنده، با توسل به قدرتِ الهی، از خداوند میخواهد که او را در پناهِ خود، حفظ کند و ترس را از دلش، بزداید.
این دعا، بر توحیدِ عملی، توکل و توسل به خداوند، تأکید دارد.
در هنگامِ پوشیدنِ زره، این دعا، یادآور میشود که حفاظتِ واقعی، تنها به دستِ خداست.
❇️با خدا باش، خدا رعب افکن است
✨🔆آلعمران : 151 سَنُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمينَ
🔆بزودى در دلهاى كافران، بخاطر اينكه بدون دليل، چيزهايى را براى خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس مىافكنيم؛ و جايگاه آنها، آتش است؛ و چه بد جايگاهى است جايگاه ستمكاران!
❇️مومن باید رعب الهی بر دل دشمنان الهی باشد!
دشمنان الهی نباید امنیت روحی داشته باشند! و در صورت محاربه نباید امنیت جسمی هم داشته باشند!
💫🔆وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْب[3]
🔆خداوندا دلشان را از رعب پر فرما!
❇️تدبیر جنگ را به خدایت بسپار
💫🔆وَ بَلَغَ أَصْحَابَ رَسُولِ اللَّهِ ص كَثْرَةُ قُرَيْشٍ فَفَزِعُوا فَزَعاً شَدِيداً وَ بَكَوْا وَ اسْتَغَاثُوا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ- أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ- وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى- وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ- وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ فَلَمَّا مَشَى رَسُولُ اللَّهِ ص وَ جَنَّهُ اللَّيْلُ أَلْقَى اللَّهُ عَلَى أَصْحَابِهِ النُّعَاسَ حَتَّى نَامُوا- وَ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيْهِمُ السَّمَاءَ وَ كَانَ نَزَلَ الْوَلِيدُ فِي مَوْضِعٍ لَا يَثْبُتُ فِيهِ الْقَدَمُ- فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ السَّمَاءَ- حَتَّى تَثْبُتَ أَقْدَامُهُمْ عَلَى الْأَرْضِ- وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ- وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ- وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ ذَلِكَ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِ النَّبِيِّ ص احْتَلَمَ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ وَ كَانَ الْمَطَرُ عَلَى قُرَيْشٍ مِثْلَ الْعَزَالِي وَ كَانَ عَلَى أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص رَذَاذاً بِقَدْرِ مَا لَبَّدَ الْأَرْضَ.
وَ خَافَتْ قُرَيْشٌ خَوْفاً شَدِيداً- فَأَقْبَلُوا يَتَحَارَسُونَ يَخَافُونَ الْبَيَاتَ- فَبَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَمَّارَ بْنَ يَاسِرٍ وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مَسْعُودٍ فَقَالَ ادْخُلَا فِي الْقَوْمِ وَ أْتِيَانِي بِأَخْبَارِهِمْ، فَكَانَا يَجُولَانِ فِي عَسْكَرِهِمْ- لَا يَرَوْنَ إِلَّا خَائِفاً ذَعِراً- إِذَا صَهَلَ الْفَرَسُ وَثَبَ عَلَى جَحْفَلَتِهِ فَسَمِعُوا مُنَبِّهَ بْنَ الْحَجَّاجِ يَقُولُ:
| لَا يَتْرُكُ الْجَزَعُ [الْجُوعُ] لَنَا مَبِيتاً | لَا بُدَّ أَنْ نَمُوتَ أَوْ نُمِيتَا | |
قَالَ ص وَ اللَّهِ كَانُوا شَبَاعَى [سباعى] وَ لَكِنَّهُمْ مِنَ الْخَوْفِ قَالُوا هَذَا- وَ أَلْقَى اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَلَمَّا أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَبَّأَ أَصْحَابَهُ- وَ كَانَ فِي عَسْكَرِهِ ص فَرَسَانِ فَرَسٌ لِلزُّبَيْرِ بْنِ الْعَوَّامِ وَ فَرَسٌ لِلْمِقْدَادِ، وَ كَانَ فِي عَسْكَرِهِ سَبْعُونَ جَمَلًا يَتَعَاقَبُونَ عَلَيْهَا- فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ مَرْثَدُ بْنُ أَبِي مَرْثَدٍ الْغَنَوِيُّ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع عَلَى جَمَلٍ يَتَعَاقَبُونَ عَلَيْهِ- وَ الْجَمَلُ لِمَرْثَدٍ وَ كَانَ فِي عَسْكَرِ قُرَيْشٍ أَرْبَعُمِائَةِ فَرَسٍ.[4]
💫 و به یارانِ رسول خدا (ص) خبر رسید که قریش، [با لشکری بزرگ] آمده است. پس به شدّت، به هراس افتادند و گریستند و فریادِ استغاثه سر دادند.
پس خداوند بر رسولش [این آیه را] نازل کرد:
«إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفِینَ * وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ» (انفال: ۹-۱۰)
– «چون از پروردگارتان، فریادِ یاری خواستید و او پاسختان داد که من شما را با هزار فرشته، پیاپی، یاری میکنم؛ و خداوند آن را جز مژدهای [برای شما] قرار نداد، و تا دلهایتان با آن، آرام گیرد؛ و پیروزی، جز از نزدِ خداوند نیست. همانا خداوند، عزیز و حکیم است.»
چون رسول خدا (ص) به راه افتاد و شب، او را پوشاند، خداوند بر یارانش، خوابِ سبک (نعاس) فرو فرستاد تا خوابیدند.
و خداوند تبارک و تعالی، باران را بر آنان، نازل کرد.
و [پیش از آن] ولید، در جایی فرود آمده بود که پا در آن، استوار نمیماند.
پس خداوند، باران را بر آنان، نازل کرد تا پاهایشان بر زمین، استوار شود.
و این، سخنِ خداوند تعالی است:
«إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ» (انفال: ۱۱)
– «چون [خداوند] خوابِ سبک را به عنوانِ امنیت از سویِ خود، بر شما فرو پوشاند و از آسمان، آبی بر شما نازل کرد تا شما را با آن، پاک کند و پلیدیِ شیطان را از شما بزداید.»
و این، به سببِ آن بود که برخی از یارانِ پیامبر (ص)، [در خواب] جنب شده بودند (احتلام).
و تا دلهایتان را استوار کند و گامهایتان را با آن، ثابت گرداند.
و باران، بر قریش، چون دلوهایِ آب (سیلآسا) بود،
ولی بر یارانِ رسول خدا (ص)، بارانی ملایم بود، به اندازهای که زمین را آماده و هموار کرد.
💫 و قریش، به شدّت، ترسیدند.
پس به پاسداری از خود، روی آوردند، از ترسِ حمله شبانه.
پس رسول خدا (ص) عمّار بن یاسر و عبدالله بن مسعود را فرستاد و فرمود:
«به میانِ آن قوم، درآیید و اخبارشان را برایم بیاورید.»
پس آن دو، در لشکرِ آنان، به گردش پرداختند.
جز ترسان و هراسان، کسی را ندیدند.
هرگاه اسبی شیهه میکشید، [سوارش] بر لبِ آن، میجست.
پس شنیدند که مُنَبِّه بن حجاج میگفت:
«ترس [و گرسنگی] برایِ ما، جایِ خواب نگذاشته است؛
ناچار باید بمیریم یا [دشمن را] بمیرانیم.»
پیامبر (ص) فرمود: «به خدا سوگند، آنان سیر بودند؛ ولی از ترس، این سخن را گفتند.»
و خداوند، ترس را بر دلهایشان افکند، چنانکه فرمود:
«سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ» (انفال: ۱۲)
– «به زودی در دلهایِ کافران، ترس میافکنم.»
چون صبح شد، رسول خدا (ص) یارانش را آراست.
و در لشکرِ او، دو اسب بود: اسبی از زبیر بن عوّام و اسبی از مقداد.
و در لشکرِ او، هفتاد شتر بود که بر آنها، به نوبت، سوار میشدند.
و رسول خدا (ص) و مَرْثَد بن ابیمَرْثَد غَنَوی و علی بن ابیطالب (ع) بر یک شتر، به نوبت، سوار میشدند؛
و آن شتر، از آنِ مَرثد بود.
و در لشکرِ قریش، چهارصد اسب بود.
📌 تنویر:
🔹 ۱. استغاثه مسلمانان و نزولِ فرشتگان
یارانِ پیامبر (ص) از کثرتِ قریش، ترسیدند و به درگاهِ خدا، استغاثه کردند.
خداوند، هزار فرشته را برایِ یاریِ آنان، فرو فرستاد – که مژدهای برایِ آرامشِ دلها بود.
🔹 ۲. خوابِ سبک و باران
خوابِ سبک (نعاس)، نعمتی از سویِ خدا بود که آرامش و امنیت را برایِ مسلمانان، به ارمغان آورد.
باران، هم پاککننده بود و هم زمین را برایِ استواریِ گامها، آماده میکرد.
باران بر قریش، سیلآسا بود، ولی بر مسلمانان، ملایم و آرام.
🔹 ۳. ترسِ قریش
قریش، از ترسِ حمله شبانه، به پاسداری روی آوردند.
مُنَبِّه بن حجاج، از شدّتِ ترس، گفت: «باید بمیریم یا بکشیم.»
پیامبر (ص) فرمود: «آنان سیر بودند، ولی ترس، آنان را چنین کرده بود.»
🔹 ۴. آرایشِ لشکرِ مسلمانان
مسلمانان، دو اسب و هفتاد شتر داشتند.
پیامبر (ص)، مَرثد و علی (ع) بر یک شتر، به نوبت، سوار میشدند.
قریش، چهارصد اسب داشتند.
🔹 ۵. درسهای این واقعه
توکل بر خدا، در برابرِ کثرتِ دشمن.
یاریِ الهی، از طریقِ اسبابِ طبیعی (خواب، باران) و ماوراءِ طبیعی (فرشتگان).
ترس، سلاحی است که خداوند در دلهایِ دشمنان، میافکند.
پیامبر (ص) و یارانش، با وجودِ کمیِ امکانات، بر قریش، پیروز شدند.
💎 پیامِ اصلیِ روایت:
خداوند، دعایِ مستضعفان را اجابت میکند و آنان را با لشکریانِ آسمانی، یاری میرساند.
خواب و باران، دو نعمتِ الهی بودند که مسلمانان را برایِ نبرد، آماده کردند.
ترسِ قریش، نشانهای از نصرتِ الهی برایِ مسلمانان بود.
این واقعه، بر توکل، صبر و یاریِ الهی در برابرِ دشمنان، تأکید دارد.
این است، پهن نبرد بر ملکوت اعلی!
❇️در غار باشی و در خواب، خدا با توست، با خدا باش!
💫🔆فَخَرَجَ مَلِكُ تِلْكَ الْمَدِينَةِ مَعَ أَصْحَابِهِ وَ الرَّجُلُ مَعَهُمْ- حَتَّى وَقَفُوا عَلَى بَابِ الْكَهْفِ- وَ أَقْبَلُوا يَتَطَلَّعُونَ فِيهِ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: هَؤُلَاءِ ثَلَاثَةٌ وَ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ- وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: خَمْسَةٌ وَ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ- وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: هُمْ سَبْعَةٌ وَ ثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ- وَ حَجَبَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِحِجَابٍ مِنَ الرُّعْبِ- فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ يُقَدَّمُ بِالدُّخُولِ عَلَيْهِمْ غَيْرُ صَاحِبِهِمْ- فَإِنَّهُ لَمَّا دَخَلَ إِلَيْهِمْ وَجَدَهُمْ خَائِفِينَ- أَنْ يَكُونَ أَصْحَابُ دَقْيَانُوسَ شَعَرُوا بِهِمْ- فَأَخْبَرَهُمْ صَاحِبُهُمْ أَنَّهُمْ كَانُوا نَائِمِينَ هَذَا الزَّمَنَ الطَّوِيلَ- وَ أَنَّهُمْ آيَةٌ لِلنَّاسِ فَبَكَوْا- وَ سَأَلُوا اللَّهَ تَعَالَى أَنْ يُعِيدَهُمْ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ نَائِمِينَ- كَمَا كَانُوا- ثُمَّ قَالَ الْمَلِكُ- يَنْبَغِي أَنْ نَبْنِيَ هَاهُنَا مَسْجِداً وَ نَزُورَهُ- فَإِنَّ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ مُؤْمِنُونَ، فَلَهُمْ فِي كُلِّ سَنَةٍ نَقْلَتَانِ- يَنَامُونَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ عَلَى جُنُوبِهِمُ الْيُمْنَى- وَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ عَلَى جُنُوبِهِمُ الْيُسْرَى- وَ الْكَلْبُ مَعَهُمْ قَدْ بَسَطَ ذِرَاعَيْهِ بِفِنَاءِ الْكَهْفِ. [5]
💫 پس پادشاهِ آن شهر، با یارانش و آن مرد [که از اصحاب کهف بود]، بیرون آمدند تا بر درِ غار، ایستادند و به درونِ آن، سرکشیدند.
پس برخی از آنان گفتند: «اینان سه تناند و چهارمینِ آنان، سگشان است.»
و برخی گفتند: «پنج تناند و ششمینِ آنان، سگشان است.»
و برخی گفتند: «هفت تناند و هشتمینِ آنان، سگشان است.»
و خداوند عزّ و جلّ، آنان را با حجابی از ترس، پوشانید؛
پس هیچکس جرأتِ وارد شدن بر آنان را نداشت، جز صاحبِ [همان] مرد.
زیرا چون بر آنان وارد شد، آنان را ترسان یافت – از اینکه مبادا یارانِ دَقیانوس، از [حالِ] آنان، آگاه شده باشند.
پس آن مرد، آنان را آگاه کرد که آنان، این مدتِ طولانی را در خواب بودهاند و آنان، نشانهای برایِ مردماند.
پس گریستند و از خداوند تعالی درخواست کردند که آنان را به بسترهایشان، خوابیده، بازگرداند – چنانکه بودند.
سپس پادشاه گفت: «شایسته است که ما در اینجا مسجدی بنا کنیم و آن را زیارت نماییم؛ زیرا اینان، گروهی مؤمناند.»
پس آنان، در هر سال، دو بار [از پهلو به پهلو] میگردند:
شش ماه بر پهلویِ راست، و شش ماه بر پهلویِ چپ.
و سگ، با آنان است، در حالی که دو دستِ خود را بر آستانه غار، گشوده است.
تنویر:
🔹 ۱. ماجرای اصحاب کهف و پادشاه
پادشاهِ شهر، با یارانش، بر درِ غار آمدند و به درونِ آن، نگاه کردند.
درباره تعدادِ اصحاب کهف، سه قول نقل شد:
سه تن + سگ (چهارمی).
پنج تن + سگ (ششمی).
هفت تن + سگ (هشتمی).
در قرآن (کهف: ۲۲)، این اقوال، به عنوانِ حدس و گمان، رد شده است.
🔹 ۲. حجابِ ترس
خداوند، ترس را بر دلِ مردم، حاکم کرد، بهگونهای که هیچکس جرأتِ وارد شدن بر آنان را نداشت.
این، نشانهای از حفظِ ویژه الهی از اصحاب کهف بود.
🔹 ۳. وارد شدنِ صاحبِ [همان] مرد
تنها صاحبِ همان مرد (که از اصحاب کهف بود) توانست بر آنان وارد شود.
این، نشاندهنده ارتباطِ خاصِ او با آنان بود.
🔹 ۴. گفتوگوی اصحاب کهف
آنان، از ترسِ کشف شدن توسط یارانِ دَقیانوس، هراسان بودند.
صاحبشان، آنان را آگاه کرد که مدتِ طولانی، در خواب بودهاند و آنان، نشانهای برایِ مردم هستند.
پس گریستند و از خدا خواستند که به خوابِ خود بازگردند – تا از فتنه مردم، در امان بمانند.
🔹 ۵. تصمیمِ پادشاه
پادشاه گفت: «در اینجا مسجدی بنا میکنیم و آن را زیارت میکنیم؛ زیرا اینان، گروهی مؤمناند.»
این، احترام به مؤمنان و یادبودِ آنان بود.
🔹 ۶. چرخشِ سالانه اصحاب کهف
آنان، هر سال، دو بار از پهلو به پهلو میگردند: شش ماه بر راست، شش ماه بر چپ.
سگشان نیز، دو دستِ خود را بر آستانه غار، گشوده است.
🔹 ۷. یاریِ پیامبر (ص) با ترس
پیامبر (ص) فرمود: «خداوند، مرا با ترس [در دلِ دشمنان]، یاری کرد.»
این، نصرتِ الهی از طریقِ ایجادِ رعب در دلِ دشمنان است.
راوی میگوید: از پیامبر (ص) خواستم که تو (امام ع) را نیز با همانندِ آن، یاری کند و خداوند، همانندِ آن را برایِ تو نیز، قرار داد.
💎 پیامِ اصلیِ روایت:
خداوند، بندگانِ خاصِّ خود را با حجابِ ترس، از گزندِ دشمنان، حفظ میکند.
اصحاب کهف، نشانهای برایِ مردم بودند و خوابِ طولانیِ آنان، معجزهای از سویِ خدا بود.
پادشاه، به احترامِ آنان، مسجدی بنا کرد.
یاریِ الهی، گاه از طریقِ ایجادِ ترس در دلِ دشمنان، محقق میشود.
این نصرت، برایِ پیامبر (ص) و امام (ع)، هر دو، محقق شده است.
❇️با خدا تدبیر کن او به نفع تو تدبیر خواهد کرد
💫🔆 فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَرَنِي بِالرُّعْبِ فَسَأَلْتُهُ أَنْ يَنْصُرَكَ بِمِثْلِهِ فَجَعَلَ لَكَ مِنْ ذَلِكَ مِثْلَ الَّذِي جَعَلَ لِي[6]
همانا از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمود: “خداوند تبارک و تعالی، مرا با ترس [در دلِ دشمنان]، یاری کرد.”
پس از او خواستم که تو را نیز با همانندِ آن، یاری کند؛
پس خداوند، برایِ تو نیز، همانندِ آنچه برایِ من قرار داده بود، قرار داد.»
❇️خدا تو را بر هر نیروئی عالب میکند، بیهیچ هزینه!
💫🔆وَ رَأْسُهُمُ الْحَارِثُ بْنُ أَبِي ضِرَارٍ وَ قَدْ تَهَيَّئُوا لِلْمَسِيرِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هِيَ غَزْوَةُ الْمُرَيْسِيعِ وَ هُوَ مَاءٌ وَ كَانَتْ فِي شَعْبَانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَ قِيلَ فِي شَعْبَانَ سَنَةَ سِتٍّ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ.
قَالَتْ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ زَوْجَةُ الرَّسُولِ ص أَتَانَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ نَحْنُ عَلَى الْمُرَيْسِيعِ فَأَسْمَعُ أَبِي وَ هُوَ يَقُولُ أَتَانَا مَا لَا قِبَلَ لَنَا بِهِ قَالَتْ وَ كُنْتُ أَرَى مِنَ النَّاسِ وَ الْخَيْلِ وَ السِّلَاحِ مَا لَا أَصِفُ مِنَ الْكَثْرَةِ فَلَمَّا أَنْ أَسْلَمْتُ وَ تَزَوَّجَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص وَ رَجَعْنَا جَعَلْتُ أَنْظُرُ إِلَى الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسُوا كَمَا كُنْتُ أَرَى فَعَرَفْتُ أَنَّهُ رُعْبٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُلْقِيهِ فِي قُلُوبِ الْمُشْرِكِينَ.
قَالَتْ وَ رَأَيْتُ قَبْلَ قُدُومِ النَّبِيِّ بِثَلَاثِ لَيَالٍ كَأَنَّ الْقَمَرَ يَسِيرُ مِنْ يَثْرِبَ حَتَّى وَقَعَ فِي حَجْرِي فَكَرِهْتُ أَنْ أُخْبِرَ بِهَا أَحَداً مِنَ النَّاسِ فَلَمَّا سُبِينَا رَجَوْتُ الرُّؤْيَا فَأَعْتَقَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص وَ تَزَوَّجَنِي.
فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَصْحَابَهُ أَنْ يَحْمِلُوا عَلَيْهِمْ حَمْلَةَ رَجُلٍ وَاحِدٍ فَمَا أَفْلَتَ مِنْهُمْ إِنْسَانٌ قُتِلَ عَشَرَةٌ مِنْهُمْ وَ أُسِرَ سَائِرُهُمْ وَ كَانَ شِعَارُ الْمُسْلِمِينَ يَوْمَئِذٍ يَا مَنْصُورُ أَمِتْ وَ سَبَى رَسُولُ اللَّهِ ص الرِّجَالَ وَ النِّسَاءَ وَ الذَّرَارِيَّ وَ النَّعَمَ وَ الشِّيَاهَ فَلَمَّا بَلَغَ النَّاسَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ تَزَوَّجَ جُوَيْرِيَةَ بِنْتَ الْحَارِثِ قَالُوا أَصْهَارُ رَسُولِ اللَّهِ فَأَرْسَلُوا مَا كَانَ فِي أَيْدِيهِمْ مِنْ بَنِي الْمُصْطَلِقِ- فَمَا أَعْلَمُ امْرَأَةً أَعْظَمَ بَرَكَةً عَلَى قَوْمِهَا مِنْهَا[7]
💫 و رئیسِ آنان، حارث بن ابیضرار بود. آنان خود را برای حرکت به سوی رسول خدا (ص) آماده کرده بودند.
و این، غزوه مُرَیْسیع بود – که آبی بود – و در شعبانِ سالِ پنجم (و گفته شده: شعبانِ سالِ ششم) رخ داد؛ و خداوند داناتر است.
💫 جُوَیریه، دخترِ حارث و همسرِ رسول خدا (ص)، گفت:
«رسول خدا (ص) در حالی که ما در مُرَیْسیع بودیم، به سوی ما آمد. شنیدم که پدرم میگفت: “چیزی به سوی ما آمد که توانِ مقابله با آن را نداریم.”»
گفت: «من از مردم و اسبان و سلاحها، چنان کثرتی میدیدم که وصفکردنی نبود.
چون اسلام آوردم و رسول خدا (ص) با من ازدواج کرد و بازگشتیم، به مسلمانان مینگریستم و آنان را آنگونه که [قبلاً] میدیدم، نمییافتم.
پس دانستم که آن [کثرت و عظمت]، ترسی از خداوند عزّ و جلّ بود که در دلهایِ مشرکان، افکنده شده بود.»
💫 گفت: «سه شب پیش از آمدنِ پیامبر (ص)، در خواب دیدم که ماه از یثرب (مدینه) حرکت میکند تا در دامانِ من، فرو میافتد.
پس خوش نداشتم که آن را به کسی از مردم، خبر دهم.
چون [قبیلهام] اسیر شدند، به آن خواب، امیدوار شدم؛
پس رسول خدا (ص) مرا آزاد کرد و با من ازدواج نمود.»
💫 پس رسول خدا (ص) به یارانش فرمان داد که یکباره بر آنان، حمله برند.
پس هیچکس از آنان، نگریخت؛ ده نفر از آنان کشته شدند و بقیه، اسیر شدند.
و شعارِ مسلمانان در آن روز، این بود: «یا مَنْصُورُ أَمِتْ» (ای یاریشده، بمیران!).
و رسول خدا (ص) مردان و زنان و کودکان و چهارپایان و گوسفندان را به اسارت گرفت.
چون به مردم خبر رسید که رسول خدا (ص) با جُوَیریه، دخترِ حارث، ازدواج کرده است، گفتند:
«اینان، خویشاوندانِ رسول خدا (ص) [از طریق ازدواج] هستند.»
پس آنچه از بنیالمصطلق در دستِ آنان بود، [بدونِ جنگ] آزاد کردند.
پس هیچ زنی را نمیشناسم که برایِ قومِ خود، برکتِ بزرگتری از او [جُوَیریه] داشته باشد.»
تنویر:
🔹 ۱. غزوه مُرَیْسیع (بنیالمصطلق)
این غزوه، در شعبانِ سالِ پنجم یا ششم هجری رخ داد.
مُرَیْسیع، نامِ آبی بود که در آن منطقه قرار داشت.
بنیالمصطلق، قبیلهای از خزاعه بودند که برای جنگ با پیامبر (ص) آماده میشدند.
🔹 ۲. خوابِ جُوَیریه (س)
دیدنِ ماه در دامان: تعبیرش ازدواج با پیامبر (ص) بود.
این خواب، پیش از اسارتِ او رخ داد و نشانهای از سرنوشتِ او بود.
🔹 ۳. برکتِ ازدواجِ جُوَیریه (س)
پس از ازدواجِ پیامبر (ص) با جُوَیریه، مسلمانان، اسیرانِ بنیالمصطلق را آزاد کردند.
این ازدواج، موجبِ آزادیِ یک قبیله شد و برکتِ بزرگی برایِ قومِ او بود.
🔹 ۴. ترسِ مشرکان
جُوَیریه (س) میگوید: کثرتِ لشکر و سلاح، ترسی بود که خداوند در دلهایِ مشرکان، افکنده بود؛ نه صرفاً قدرتِ مادیِ مسلمانان.
🔹 ۵. شعارِ مسلمانان
«یا مَنْصُورُ أَمِتْ» – یعنی: «ای یاریشده (از سویِ خدا)، [دشمن را] بمیران!»
این شعار، نشاندهنده توکلِ مسلمانان بر یاریِ الهی بود.
💎 پیامِ اصلیِ روایت:
خوابِ جُوَیریه (س)، نشانهای از ازدواجِ او با پیامبر (ص) بود.
ازدواجِ پیامبر (ص) با جُوَیریه (س)، موجبِ آزادیِ قبیله بنیالمصطلق شد.
این ازدواج، برکتی بزرگ برایِ قومِ جُوَیریه (س) به همراه داشت.
ترسِ مشرکان، از یاریِ الهی بود، نه از کثرتِ لشکر.
این روایت، بر جایگاهِ والایِ جُوَیریه (س) و برکتِ وجودیِ او، تأکید دارد.
❇️بخش پنجم: وزارتخانههای متنوع در برابر وازارتهای شیطانی
❇️سلسله شیاطین انسی و جنی
در برابر پیادهنظام و سواره نظامهای شیطان، وزرای ارشد شیطان، فرماندهان ارشد، بازوی فرهنگی
شیطان و ابلیس و مرید و خناس و رها و قفندر و … تدابیر خاص آن را بیندیش!
❇️وزارتخانه الهی
در برابر وزارتخانه شیطان وزارتخانه الهی تشکیل دهیم، سازمانی مجهز به لحظه و محکم،
وزراتخانه عقل و جنودش را تشکیل دهید! هر مکارم یک وزیر اعظم، یک فرمانده ارشد!
و وزارتخانه روح الایمان، که مجهز به تجهیزات ملکوتی است.
و وزارتخانه ثقلین، آشنا و مجهز به آخرین تکنیک و تاکتیک و راهبردهای آنها.
❇️وزرای عقل
💫🔆 فَأَعْطَاهُ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً فَكَانَ مِمَّا أَعْطَى الْعَقْلَ مِنَ الْخَمْسَةِ وَ السَّبْعِينَ الْجُنْدَ الْخَيْرُ وَ هُوَ وَزِيرُ الْعَقْلِ وَ جَعَلَ ضِدَّهُ الشَّرَّ وَ هُوَ وَزِيرُ الْجَهْلِ وَ الْإِيمَانُ وَ ضِدَّهُ الْكُفْرَ- وَ التَّصْدِيقُ وَ ضِدَّهُ الْجُحُودَ وَ الرَّجَاءُ وَ ضِدَّهُ الْقُنُوطَ وَ الْعَدْلُ وَ ضِدَّهُ الْجَوْرَ وَ الرِّضَا وَ ضِدَّهُ السُّخْطَ وَ الشُّكْرُ وَ ضِدَّهُ الْكُفْرَانَ وَ الطَّمَعُ وَ ضِدَّهُ الْيَأْسَ وَ التَّوَكُّلُ وَ ضِدَّهُ الْحِرْصَ وَ الرَّأْفَةُ وَ ضِدَّهَا الْقَسْوَةَ وَ الرَّحْمَةُ وَ ضِدَّهَا الْغَضَبَ وَ الْعِلْمُ وَ ضِدَّهُ الْجَهْلَ وَ الْفَهْمُ وَ ضِدَّهُ الْحُمْقَ وَ الْعِفَّةُ وَ ضِدَّهَا التَّهَتُّكَ وَ الزُّهْدُ وَ ضِدَّهُ الرَّغْبَةَ وَ الرِّفْقُ وَ ضِدَّهُ الْخُرْقَ وَ الرَّهْبَةُ وَ ضِدَّهُ الْجُرْأَةَ وَ التَّوَاضُعُ وَ ضِدَّهُ الْكِبْرَ وَ التُّؤَدَةُ وَ ضِدَّهَا التَّسَرُّعَ وَ الْحِلْمُ وَ ضِدَّهَا السَّفَهَ وَ الصَّمْتُ وَ ضِدَّهُ الْهَذَرَ وَ الِاسْتِسْلَامُ وَ ضِدَّهُ الِاسْتِكْبَارَ وَ التَّسْلِيمُ وَ ضِدَّهُ الشَّكَّ وَ الصَّبْرُ وَ ضِدَّهُ الْجَزَعَ وَ الصَّفْحُ وَ ضِدَّهُ الِانْتِقَامَ وَ الْغِنَى وَ ضِدَّهُ الْفَقْرَ وَ التَّذَكُّرُ وَ ضِدَّهُ السَّهْوَ وَ الْحِفْظُ وَ ضِدَّهُ النِّسْيَانَ وَ التَّعَطُّفُ وَ ضِدَّهُ الْقَطِيعَةَ وَ الْقُنُوعُ وَ ضِدَّهُ الْحِرْصَ وَ الْمُؤَاسَاةُ وَ ضِدَّهَا الْمَنْعَ وَ الْمَوَدَّةُ وَ ضِدَّهَا الْعَدَاوَةَ وَ الْوَفَاءُ وَ ضِدَّهُ الْغَدْرَ وَ الطَّاعَةُ وَ ضِدَّهَا الْمَعْصِيَةَ وَ الْخُضُوعُ وَ ضِدَّهُ التَّطَاوُلَ وَ السَّلَامَةُ وَ ضِدَّهَا الْبَلَاءَ وَ الْحُبُّ وَ ضِدَّهُ الْبُغْضَ وَ الصِّدْقُ وَ ضِدَّهُ الْكَذِبَ وَ الْحَقُّ وَ ضِدَّهُ الْبَاطِلَ وَ الْأَمَانَةُ وَ ضِدَّهَا الْخِيَانَةَ وَ الْإِخْلَاصُ وَ ضِدَّهُ الشَّوْبَ وَ الشَّهَامَةُ وَ ضِدَّهَا الْبَلَادَةَ وَ الْفَهْمُ وَ ضِدَّهُ الْغَبَاوَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ وَ ضِدَّهَا الْإِنْكَارَ وَ الْمُدَارَاةُ وَ ضِدَّهَا الْمُكَاشَفَةَ وَ سَلَامَةُ الْغَيْبِ وَ ضِدَّهَا الْمُمَاكَرَةَ وَ الْكِتْمَانُ وَ ضِدَّهُ الْإِفْشَاءَ وَ الصَّلَاةُ وَ ضِدَّهَا الْإِضَاعَةَ وَ الصَّوْمُ وَ ضِدَّهُ الْإِفْطَارَ وَ الْجِهَادُ وَ ضِدَّهُ النُّكُولَ وَ الْحَجُّ وَ ضِدَّهُ نَبْذَ الْمِيثَاقِ وَ صَوْنُ الْحَدِيثِ وَ ضِدَّهُ النَّمِيمَةَ وَ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ وَ ضِدَّهُ الْعُقُوقَ وَ الْحَقِيقَةُ وَ ضِدَّهَا الرِّيَاءَ وَ الْمَعْرُوفُ وَ ضِدَّهُ الْمُنْكَرَ وَ السَّتْرُ وَ ضِدَّهُ التَّبَرُّجَ وَ التَّقِيَّةُ وَ ضِدَّهَا الْإِذَاعَةَ وَ الْإِنْصَافُ وَ ضِدَّهُ الْحَمِيَّةَ وَ التَّهْيِئَةُ وَ ضِدَّهَا الْبَغْيَ وَ النَّظَافَةُ وَ ضِدَّهَا الْقَذَرَ وَ الْحَيَاءُ وَ ضِدَّهَا الْجَلَعَ وَ الْقَصْدُ وَ ضِدَّهُ الْعُدْوَانَ وَ الرَّاحَةُ وَ ضِدَّهَا التَّعَبَ وَ السُّهُولَةُ وَ ضِدَّهَا الصُّعُوبَةَ وَ الْبَرَكَةُ وَ ضِدَّهَا الْمَحْقَ وَ الْعَافِيَةُ وَ ضِدَّهَا الْبَلَاءَ وَ الْقَوَامُ وَ ضِدَّهُ الْمُكَاثَرَةَ وَ الْحِكْمَةُ وَ ضِدَّهَا الْهَوَاءَ وَ الْوَقَارُ وَ ضِدَّهُ الْخِفَّةَ وَ السَّعَادَةُ وَ ضِدَّهَا الشَّقَاوَةَ وَ التَّوْبَةُ وَ ضِدَّهَا الْإِصْرَارَ وَ الِاسْتِغْفَارُ وَ ضِدَّهُ الِاغْتِرَارَ وَ الْمُحَافَظَةُ وَ ضِدَّهَا التَّهَاوُنَ وَ الدُّعَاءُ وَ ضِدَّهُ الِاسْتِنْكَافَ وَ النَّشَاطُ وَ ضِدَّهُ الْكَسَلَ وَ الْفَرَحُ وَ ضِدَّهُ الْحَزَنَ وَ الْأُلْفَةُ وَ ضِدَّهَا الْفُرْقَةَ وَ السَّخَاءُ وَ ضِدَّهُ الْبُخْلَ فَلَا تَجْتَمِعُ هَذِهِ الْخِصَالُ كُلُّهَا مِنْ أَجْنَادِ الْعَقْلِ إِلَّا فِي نَبِيٍّ أَوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ أَوْ مُؤْمِنٍ قَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ أَمَّا سَائِرُ ذَلِكَ مِنْ مَوَالِينَا فَإِنَّ أَحَدَهُمْ لَا يَخْلُو مِنْ أَنْ يَكُونَ فِيهِ بَعْضُ هَذِهِ الْجُنُودِ حَتَّى يَسْتَكْمِلَ وَ يَنْقَى مِنْ جُنُودِ الْجَهْلِ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكُونُ فِي الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا مَعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ وَ إِنَّمَا يُدْرَكُ ذَلِكَ بِمَعْرِفَةِ الْعَقْلِ وَ جُنُودِهِ وَ بِمُجَانَبَةِ الْجَهْلِ وَ جُنُودِهِ وَفَّقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ لِطَاعَتِهِ وَ مَرْضَاتِهِ.[8]
❇️جدول سربازان عقل و جهل (با ترجمه فارسی)
| ردیف | سرباز عقل | سرباز جهل | ردیف | سرباز عقل | سرباز جهل | ردیف | سرباز عقل | سرباز جهل |
| ۱ | الخیر (خوبی) | الشر (بدی) | ۲ | الإیمان (ایمان) | الکفر (کفر) | ۳ | التصدیق (تصدیق) | الجحود (انکار) |
| ۴ | الرجاء (امیدواری) | القنوط (ناامیدی) | ۵ | العدل (عدالت) | الجور (ستم) | ۶ | الرضا (خشنودی) | السخط (ناخشنودی) |
| ۷ | الشکر (سپاسگزاری) | الکفران (ناسپاسی) | ۸ | الطمع (طمع/امید) | الیأس (ناامیدی) | ۹ | التوکل (توکل) | الحرص (آز) |
| ۱۰ | الرأفة (مهربانی) | القسوة (سنگدلی) | ۱۱ | الرحمة (رحمت) | الغضب (خشم) | ۱۲ | العلم (دانش) | الجهل (نادانی) |
| ۱۳ | الفهم (فهم) | الحمق (حماقت) | ۱۴ | العفة (پاکدامنی) | التهتک (بیآبرویی) | ۱۵ | الزهد (زهد) | الرغبة (میل) |
| ۱۶ | الرفق (نرمی) | الخرق (بیتدبیری) | ۱۷ | الرهبة (ترس از خدا) | الجرأة (گستاخی) | ۱۸ | التواضع (فروتنی) | الکبر (تکبر) |
| ۱۹ | التؤدة (متانت) | التسرع (شتابزدگی) | ۲۰ | الحلم (بردباری) | السفه (سبکمغزی) | ۲۱ | الصمت (سکوت) | الهذر (یاوهگویی) |
| ۲۲ | الاستسلام (تسلیم) | الاستکبار (گردنکشی) | ۲۳ | التسلیم (تسلیم) | الشک (شک) | ۲۴ | الصبر (صبر) | الجزع (بیتابی) |
| ۲۵ | الصفح (گذشت) | الانتقام (انتقام) | ۲۶ | الغنی (بینیازی) | الفقر (نیازمندی) | ۲۷ | التذکر (یادآوری) | السهو (فراموشی) |
| ۲۸ | الحفظ (حفظ) | النسیان (فراموشی) | ۲۹ | التعطف (مهربانی) | القطیعة (قطع رابطه) | ۳۰ | القنوع (قناعت) | الحرص (آز) |
| ۳۱ | المؤاساة (همدردی) | المنع (منع) | ۳۲ | المودة (دوستی) | العداوة (دشمنی) | ۳۳ | الوفاء (وفاداری) | الغدر (پیمانشکنی) |
| ۳۴ | الطاعة (اطاعت) | المعصیة (نافرمانی) | ۳۵ | الخضوع (فروتنی) | التطاول (برتریجویی) | ۳۶ | السلامة (سلامت) | البلاء (بلا) |
| ۳۷ | الحب (دوستی) | البغض (دشمنی) | ۳۸ | الصدق (راستی) | الکذب (دروغ) | ۳۹ | الحق (حق) | الباطل (باطل) |
| ۴۰ | الأمانة (امانتداری) | الخیانة (خیانت) | ۴۱ | الإخلاص (اخلاص) | الشوب (ریا) | ۴۲ | الشهامة (جوانمردی) | البلادة (کودنی) |
| ۴۳ | الفهم (فهم) | الغباوة (کندفهمی) | ۴۴ | المعرفة (شناخت) | الإنکار (انکار) | ۴۵ | المداراة (مدارا) | المکاشفة (پردهدری) |
| ۴۶ | سلامة الغیب (سلامت پنهان) | المماکرة (مکر) | ۴۷ | الکتمان (پنهانکاری) | الإفشاء (افشا) | ۴۸ | الصلاة (نماز) | الإضاعة (ضایع کردن) |
| ۴۹ | الصوم (روزه) | الإفطار (افطار) | ۵۰ | الجهاد (جهاد) | النکول (سرپیچی) | ۵۱ | الحج (حج) | نبذ المیثاق (پیمانشکنی) |
| ۵۲ | صون الحدیث (حفظ سخن) | النمیمة (سخنچینی) | ۵۳ | بر الوالدین (نیکی به والدین) | العقوق (نافرمانی والدین) | ۵۴ | الحقیقة (حقیقت) | الریاء (ریا) |
| ۵۵ | المعروف (کار نیک) | المنکر (کار زشت) | ۵۶ | الستر (پوشاندن) | التبرج (خودنمایی) | ۵۷ | التقیة (تقیه) | الإذاعة (افشاگری) |
| ۵۸ | الإنصاف (انصاف) | الحمیة (تعصب) | ۵۹ | التهیئة (آمادهسازی) | البغی (تجاوز) | ۶۰ | النظافة (پاکیزگی) | القذر (آلودگی) |
| ۶۱ | الحیاء (حیا) | الجلع (بیحیایی) | ۶۲ | القصد (میانهروی) | العدوان (تجاوز) | ۶۳ | الراحة (آسایش) | التعب (خستگی) |
| ۶۴ | السهولة (آسانی) | الصعوبة (سختی) | ۶۵ | البرکة (برکت) | المحق (نابودی) | ۶۶ | العافیة (تندرستی) | البلاء (بلا) |
| ۶۷ | القوام (اعتدال) | المکاثرة (افزونخواهی) | ۶۸ | الحکمة (حکمت) | الهواء (هوای نفس) | ۶۹ | الوقار (وقار) | الخفة (سبکی) |
| ۷۰ | السعادة (سعادت) | الشقاوة (بدبختی) | ۷۱ | التوبة (توبه) | الإصرار (اصرار) | ۷۲ | الاستغفار (آمرزشخواهی) | الاغترار (فریبخوردگی) |
| ۷۳ | المحافظة (محافظت) | التهاون (سهلانگاری) | ۷۴ | الدعاء (دعا) | الاستنکاف (خودبرتربینی) | ۷۵ | النشاط (نشاط) | الکسل (تنبلی) |
| ۷۶ | الفرح (شادی) | الحزن (اندوه) | ۷۷ | الألفة (الفت) | الفرقة (جدایی) | ۷۸ | السخاء (بخشندگی) | البخل (بخل) |
❇️خودت را به خدایت مجهز کن
اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَنْتَ عِصْمَتِي وَ نَاصِرِي وَ مُعِينِي اللَّهُمَّ بِكَ أَصُولُ وَ بِكَ أُقَاتِلُ.
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ
اللَّهُمَّ بِكَ أَصُولُ وَ بِكَ أَجُولُ وَ بِكَ أَدْرَأُ فِي نَحْرِهِ
اللَّهُمَّ بِكَ أسار [أُسَاوِرُ] وَ بِكَ أُحَاوِلُ وَ بِكَ أُجَاوِرُ وَ بِكَ أَصُولُ وَ بِكَ أَنْتَصِرُ وَ بِكَ أَمُوتُ وَ بِكَ أَحْيَا أَسْلَمْتُ نَفْسِي إِلَيْكَ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَيْكَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ إِنَّكَ خَلَقْتَنِي وَ رَزَقْتَنِي وَ سَتَرْتَنِي عَنِ الْعِبَادِ بِلُطْفِ مَا خَوَّلْتَنِي وَ أَغْنَيْتَنِي إِذَا هَوِيتُ رَدَدْتَنِي وَ إِذَا عَثَرْتُ قَوَّمْتَنِي وَ إِذَا مَرِضْتُ شَفَيْتَنِي وَ إِذَا دَعَوْتُ أَجَبْتَنِي يَا سَيِّدِي ارْضَ عَنِّي فَقَدْ أَرْضَيْتَنِي.
💫 «بارخدایا، بهدرستی که تو خود، پناهگاه و یاور و مددکارِ منی.
بارخدایا، به تو حمله میبرم و به تو میجنگم.
بارخدایا، سپاس از آنِ توست و شکایت، به سویِ توست و تو، مددخواهیشدهای.
بارخدایا، به تو حمله میبرم، و به تو میچرخم، و به تو، بر سینهی [دشمن]، ضربه میزنم.
بارخدایا، به تو یورش میبرم، و به تو چارهجویی میکنم، و به تو مجاورت میجویم، و به تو حمله میبرم، و به تو پیروزی میجویم، و به تو میمیرم و به تو زنده میشوم.
جانِ خود را به تو تسلیم کردم و کارِ خود را به تو واگذاشتم؛ و هیچ نیرو و توانی، جز به خداوندِ والا و بزرگ نیست.»
«بارخدایا، تو مرا آفریدی و روزیام دادی و با لطفِ آنچه به من بخشیدی، مرا از [نگاهِ] بندگان، پنهان داشتی و بینیازم کردی.
چون به هلاکت (گناه) افتادم، مرا بازگرداندی؛
و چون لغزیدم، مرا برپا داشتی؛
و چون بیمار شدم، شفایم دادی؛
و چون تو را خواندم، اجابتم کردی.
ای سرورِ من! از من خشنود شو، که تو مرا خشنود کردهای.»
تنویر:
۱. توکّلِ کامل به خداوند:
بنده، در این دعا، همهی امورِ خود (حمله، دفاع، زندگی و مرگ) را به خداوند، واگذار میکند.
۲. «بِكَ أَصُولُ وَ بِكَ أُقَاتِلُ»:
یعنی نه از رویِ قدرتِ خود، بلکه به یاریِ خداوند، اقدام به جنگ و دفاع میکند.
۳. تسلیمِ کامل در برابرِ خداوند:
«أَسْلَمْتُ نَفْسِي إِلَيْكَ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَيْكَ» – نشاندهنده تفویضِ کامل و تسلیمِ بیچونوچرا در برابرِ اراده الهی است.
۴. شکرگزاریِ بنده در برابرِ نعمتهایِ خداوند:
آفرینش، روزی، پوشش، بازگشت از گناه، استقامت در لغزش، شفا در بیماری و اجابتِ دعا – همه، از نعمتهایِ الهیاند که بنده، به آنها اعتراف میکند.
۵. «ارْضَ عَنِّي فَقَدْ أَرْضَيْتَنِي»:
بنده، با اعترافِ به رضایتِ الهی، از خداوند میخواهد که خشنودیِ خود را بر او، کامل کند.
💎 پیامِ اصلیِ دعا:
بنده، همهچیز را از خداوند میداند و همهچیز را به او واگذار میکند.
او در جنگ و صلح، در زندگی و مرگ، تنها به خداوند، تکیه دارد.
این دعا، نمادِ تسلیمِ کامل و توکّلِ راستین به خداوند است.
❇️بخش ششم: ضمائم
❇️ بعضی از وزرای ابلیس
- 1. ولها يا ولهان ؛
او ماءمور طهارت و نماز و عبادت است . او انسان را در طهارت و نماز وسوسه مى كند و به شك مى اندازد كه اين نماز باطل است ؛ نماز ديگرى شروع كن ؛ وضوى تو ناقص بود؛ دو مرتبه تجديد كن . گاهى در سجده در بدن انسان چيزى مى دمد، به طورى كه انسان خيال مى كند وضوى او باطل شد و مجبور شد دو مرتبه وضو بگيرد.
- 2. هفاف ؛
ماءموريت دارد كه در بيابانها و صحراها انسان را اذيت كند و براى ترسانيدن او را به وهم و خيال اندازد يا به شكل حيوانات گوناگون به نظر انسان درآيد.
- 3. زلنبور (ياركتبور)؛
كه آن موكل بازارىها است . لغويات و دروغ ، قسم دروغ و مدح كردن متاع را نزد آنها زينت مى دهد. آنها هم براى اين كه جنس خود را به فروش رسانند آن اعمال را انجام مى دهند.
- 4. ثبر؛
در وقتى كه مصيبتى به انسان وارد مى شود، صورت خراشيدن ، سيلى به خود زدن ، يقه و لباس پاره كردن را براى انسان پسنديده جلوه مى دهد.
- 5. ابيض ؛
انبيا را وسوسه مىكند – يا ماءمور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پيش او موجه جلوه مىدهد و به وسيله آن خونها ريخته مى شود.
- 6. اعور؛
كارش تحريك شهوات در مردان و زنها است و آنها را به حركت مى آورد! و انسان را وادار به زنا مى كند.
اعور، همان شيطانى است كه بر صيصاى عابد را وسوسه كرد تا با دخترى زنا كند و بعد او را به قتل رساند. (داستانش خواهد آمد.) روزى اعور پيش هود پيغمبر رفت ، آن حضرت ضربه اى به چشم او زد، كج شد.
- 7. داسم ؛
همواره مراقب خانهها است . وقتى انسان داخل خانه شد و سلام نكرد و نام خدا را بر زبان نياورد، با او داخل خانه مى شود و آن قدر وسوسه مى كند تا شر و فتنه ايجاد نمايد و اهل خانه را به جان هم اندازد. اگر انسان سر سفره غذا نشست و ((بسم الله )) نگفت با او غذا مىخورد. هرگاه انسان داخل خانه شد و سلام نكرد و ناراحتى پيدا شد بايد بگويد (داسم ، داسم ، اعوذ بالله منه ).
- 8. مطرش يا مشوط و سا وشوط؛
كار او پراكندن اخبار دروغ يا دروغ هايى است كه خود جعل كرده ؛ در حالى كه حقيقت ندارند.
9 . قنذر؛
او نظارت بر زندگى افراد مىكند. هر كس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد؛ غيرت را از او بر مىدارد، به طورى كه انسان در برابر ناموس خود بى تفاوت مىشود.
- 10. دهار؛
ماءموريت او آزار مؤمنان در خواب است . به طورى كه انسان خواب هاى وحشت ناك مى بيند، يا در خواب به شكل زنان نامحرم در مى آيد و انسان را وسوسه مى كند تا او را محتلم كند.
- 11. اقبض ؛
وظيفه او تخم گذارى است . روزى سى عدد تخم مى گذارد. ده عدد در مشرق و ده عدد در مغرب و ده عدد زمين ، از هر تخمى عدهاى از شياطين و عفريتها و غولها و جن بيرون مى آيند كه تمام آنها دشمن انساناند.
- 12. تمريح ؛
امام صادق عليه السلام فرمودند: براى ابليس – در گمراه ساختن افراد – كمك كنندهاى به نام ((تمريح )) وى در آغاز شب بين مغرب و مشرق به وسوسه كردن ، وقت مردم را پر مىكند.
- 13. قزح ؛
ابن كوا از اميرالمؤمنين عليه السلام از قوس و قزح پرسيد، حضرت فرمود: قوس قزح مگو؟! زيرا نام شيطان ((قزح )) است بلكه بگو ((قوس اله و قوس الرحمن )).
- 14. زوال ؛
مرحوم كلينى از عطية بن المعزام روايت كرده كه وى گفت : در خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم و از مردانى كه داراى مرض ((ابنه )) بوده و هستند ياد كردم . حضرت فرمود: ((زوال )) پسر ابليس با آنها مشاركت مى كند ايشان مبتلا به آن مرض مى شوند.
- 15. لاقيس ؛
او يكى از دختران شيطان و كارش وادار كردن زنان به مساحقه . و هم جنس بازى زنان است او مساحقه را به زنان قوم لوط ياد داد. يعقوب بن جعفر مى گويد: مردى از حضرت صادق عليه السلام از مساحقه بازى زن با زن ديگر- پرسيد: حضرت در حاليكه تكيه كرده بود نشست و فرمود: زن زير و زن رو – هر دو ملعوناند. پس از آن فرمود: خدا بكشد ((لاقيس )) دختر ابليس را كه چه عمل زشتى را براى زنها آورد. آن مرد گفت : اين كار اهل عراق است ؟ حضرت فرمود سوگند به خدا كه اين عمل در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله بود، قبل از آن كه در عراق باشد.
- 16. متكون ؛
شكل خود را تغيير مى دهد و خود را به صورت بزرگ و كوچك در مى آورد و مردم را گول مى زند و اين وسيله آنان را وادار به گناه مى كند.
- 17. مذهب ؛
خود را به صورت هاى مختلف در مى آورد، مگر به صورت پيغمبر و يا وصى او. مردم را با هر وسيله كه بتواند گمراه مى كند.
- 18. خنزب ؛
بين نمازگذار نمازش حايل مى شود؛ يعنى توجه قلب را از وى برطرف مى كند. در خبر است كه : عثمان بن ابى العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله عرض كرد: شيطان بين نماز و قرائت من حايل مى شود – يعنى حضور قلب را از من مى گيرد – حضرت جواب داد: نامش شيطان ((خنزب )) است . پس هر زما از او ترسيدى به خدا پناه ببر.
- 19. مقلاص ؛
موكل قمار است . قمار بازها همه به دستور او رفتار مى كنند. به وسيله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنى در ميان آنان به وجود مى آورد.
- 20. طرطبه ؛
يكى از دختران آن ملعون مى باشد. كار او وادار كردن زنان به زنا است و هم جنسبازى را هم به آنان تلقين مى كند.
❇️هر انسان یک حریف شیطانی دارد
💫🔆… با توجه به مطالب فوق به دست مىآيد كه ابليس به صورت يك فرمانده ويران گر كه نقش فرماندهى را به عهده دارد فرمان مىدهد و بچههايش در اجراى دستورات او مىكوشند و با تلاشها و تغيير شكلهاى مختلف ، جوامع انسانى را به بدبختى مىكشانند.
و روايت است كه خدا تعالى بابليس فرمود، فرزندى بآدم ندهم جز مانندش برايت بر آورم، و هر آدميزاده همزاد شيطانى دارد گفتند: شياطين نر و ماده دارند و زاد و ولد و خود ابليس خدا تعالى بر ران راستش ذكرى آفريده و بر چپ فرجى و با اين آن را بگايد و هر روز ده تخم نهد.
مجاهد گفته: از فرزندان ابليس لاقيس است و ولهان كه گماشته بر طهارت و نماز، و اهفاف و در بيابانها است، و مره كه بدو كنيه دارد، زلنبور كه گماشته ببازارها است و لغو و سوگند دروغ و ستايش كالا را جلوه دهد، و بثر، گماشته بر مصيبت است و وادارد به خراشيدن چهره و سيلى زدن و گريبان دريدن ابيض كه پيغمبران را وسوسه كند، اعور گماشته بر زنا است در آلت مرد و كفل زن باد دمد.
داسم كه چون مردى بىسلام و بردن نام خدا در خانه خود درآيد او بهمراهش درآيد و ميان او و خاندانش ستيزه بر پا كند و اگر بخورد بىبسم اللَّه همخور او باشد و چون مردى بخانهاش در آمد و سلام نكرد و نام خدا نبرد و بدى ديد بايد بگويد:
داسم، داسم اعوذ باللَّه منه مطرش، گماشته بر نشر اخبار دروغ و بىاصل است در ميان مردم، و اقبض (اقنص خ ب) كه مادرشان طرطبه است، نقاش گفته: بلكه او دايه آنها است، و گفتند 30 تخم گذاشت 10 در خاور 10 در باختر، 10 در ميان زمين و از هر تخم يك جنس شيطان بر آمد چون عفريت، غول، قطاربه، جانّ، و نامهاى گوناگون و همه دشمنان آدميزادهاند كه خدا فرموده «آيا برگيريد او را و نژادش دوستان با اينكه آنان دشمن شمايند، 51- الكهف» مگر مؤمنان آنها و كنيه ابليس ابو مرّه است.[9]
❇️مامور ویژه نماز
💫🔆قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ حَالَ بَيْنَ صَلَاتِي وَ قِرَاءَتِي قَالَ ذَاكَ الشَّيْطَانُ يُقَالُ لَهُ خَنْزَبٌ فَإِذَا خَشِيتَ فَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنْهُ وَ اتْفُلْ عَنْ يَسَارِكَ ثَلَاثاً قَالَ فَفَعَلْتُ فَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّي[10]
💫 گفتم: «ای رسول خدا! همانا شیطان، میانِ من و نماز و قرائتم، حائل شده است.»
فرمود:
«آن، شیطانی است که به او “خَنْزَب” گفته میشود.
پس هرگاه از او ترسیدی، به خداوند از او پناه ببر و سه بار به سمتِ چپِ خود، [آب دهان] بدم.»
راوی گوید: پس چنین کردم و خداوند، آن [وسوسه] را از من، برطرف کرد.
تنویر:
۱. مشکلِ وسوسه در نماز:
راوی از حواسپرتی و وسوسه شیطان در نماز و قرائت، شکایت میکند.
این، مشکلی رایج برایِ نمازگزاران است.
۲. نامِ شیطانِ وسوسهگر:
پیامبر (ص) نامِ این شیطان را «خَنْزَب» معرفی میکند.
«خنزب» به معنای شیطانِ وسوسهگر و مزاحمِ نماز است.
۳. راهِ علاجِ وسوسه:
پناهبردن به خداوند از شرِّ آن شیطان.
سه بار دمیدن به سمتِ چپ (که نشانه دور کردنِ شیطان است).
۴. نتیجه عمل:
راوی میگوید: پس چنین کردم و خداوند، وسوسه را از من، برطرف کرد.
💎 پیامِ اصلیِ روایت:
وسوسه شیطان در نماز، امری طبیعی است.
راهِ مقابله با آن، پناهبردن به خداوند و عمل به دستورِ پیامبر (ص) است.
پیامبر (ص) راهِ عملیِ دور کردنِ شیطان را به ما آموخته است.
این روایت، بر لزومِ توجهِ کامل در نماز و پناهبردن به خداوند از وسوسههای شیطانی، تأکید دارد.
❇️مواظب گمان خود باش
💫🔆عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنِي عَنْ حَمْزَةَ أَ يَزْعُمُ أَنَّ أَبِي آتِيهِ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ كَذَبَ وَ اللَّهِ مَا يَأْتِيهِ إِلَّا الْمُتَكَوِّنُ إِنَّ إِبْلِيسَ سَلَّطَ شَيْطَاناً يُقَالُ لَهُ الْمُتَكَوِّنُ يَأْتِي النَّاسَ فِي أَيِّ صُورَةٍ شَاءَ إِنْ شَاءَ فِي صُورَةٍ كَبِيرَةٍ وَ إِنْ شَاءَ فِي صُورَةٍ صَغِيرَةٍ وَ لَا وَ اللَّهِ مَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَجِيءَ فِي صُورَةِ أَبِي ع[11]
💫 از زراره روایت شده که گفت: امام صادق (ع) فرمود:
«از حمزه برایم خبر بده؛ آیا او گمان میکند که پدرم (امام باقر ع) نزد او میآید؟»
گفتم: «آری.»
فرمود:
«به خدا سوگند، دروغ گفته است! او را جز “مُتَکَوِّن” نمیآید.
همانا ابلیس، شیطانی را به نامِ “مُتَکَوِّن” مسلّط کرده است که به سراغِ مردم میآید، در هر صورتی که بخواهد؛
اگر بخواهد، در صورتِ بزرگ، و اگر بخواهد، در صورتِ کوچک.
و به خدا سوگند، او هرگز نمیتواند در صورتِ پدرم (امام باقر ع) ظاهر شود.»
تنویر:
۱. ادعایِ حمزه و ردّ آن توسط امام (ع):
حمزه گمان میکرد که امام باقر (ع) نزد او میآید – که ادعایی باطل بود.
امام صادق (ع) با قاطعیت، آن را تکذیب کرد.
۲. «مُتَکَوِّن» – شیطانی فریبکار:
ابلیس، شیطانی به نامِ «مُتَکَوِّن» دارد که به هر شکلی که بخواهد، ظاهر میشود – بزرگ یا کوچک.
این شیطان، خود را به جایِ امامان (ع) جا میزند و مردم را فریب میدهد.
۳. عدمِ تواناییِ شیطان در ظاهر شدن به صورتِ امام باقر (ع):
امام (ع) تأکید میکند که شیطان، هرگز نمیتواند به صورتِ امام باقر (ع) درآید.
این، نشاندهنده عصمت و جایگاهِ والایِ امامان (ع) است که حتی شیطان نیز نمیتواند به آنان، تشبّه کند.
۴. هشدار به مدعیانِ دروغین:
کسانی که ادعا میکنند امامان (ع) به دیدنشان میآیند، در حقیقت، فریبِ شیطان را خوردهاند.
این روایت، هشداری است بر تشخیصِ حق از باطل و پرهیز از ادعاهایِ دروغین.
💎 پیامِ اصلیِ روایت:
شیطان، با نامِ «مُتَکَوِّن»، به هر شکلی ظاهر میشود تا مردم را فریب دهد.
او هرگز نمیتواند به صورتِ امامان (ع) درآید.
ادعایِ دیدنِ امامان (ع) در بیداری، بدونِ دلیلِ قطعی، ادعایی باطل است.
این روایت، بر لزومِ بصیرت و تشخیصِ حق از باطل، تأکید دارد.
امامان (ع)، دارای مقامی الهیاند که شیطان، هرگز به آن، دست نمییابد.
💫 امام صادق (ع) فرمود:
«چون زره پوشیدی، بگو:
“ای نرمکننده آهن برای داود،
و ای قراردهنده آن به عنوانِ حصن و دژ،
ما را در دژِ استوارِ خود و زرهِ محکم و نفوذناپذیرت، جای ده،
و ترس را از دلهایمان، بیرون آور،
و عقلها و بردباریهایمان را، جمع و استوار کن؛
زیرا هیچ یاوری برایِ کسی که تو خوارش کنی، نیست،
و هیچ بازدارندهای برایِ آنچه تو باز نداری، وجود ندارد.»
تنویر:
۱. «یَا مُلَیِّنَ الْحَدِیدِ لِدَاوُدَ» –
اشاره به معجزه الهی در نرمشدنِ آهن برای حضرت داود (ع) دارد که خداوند، آهن را در دستان او، نرم کرد تا زره بسازد.
این، توسل به قدرتِ تکوینیِ خداوند است.
۲. «اجْعَلْنَا فِی حِصْنِکَ الْحَصِینِ» –
بنده، از خداوند میخواهد که او را در پناهِ خود، حفظ کند – همانگونه که زره، بدن را از آسیب، محافظت میکند.
۳. «وَ أَخْرِجِ الرُّعْبَ عَنْ قُلُوبِنَا» –
ترس، مانعِ شجاعت و اقدام است.
بنده، از خداوند میخواهد که ترس را از دلش، بزداید تا با شجاعت، در برابرِ دشمن، بایستد.
۴. «وَ اجْمَعْ أَحْلَامَنَا» –
«احلام» جمعِ «حلم» به معنای عقل و بردباری است.
بنده، از خداوند میخواهد که عقل و بردباریاش را جمع و استوار کند تا در سختیها، از خود، تدبیر و صبر نشان دهد.
۵. «فَلَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَهُ» –
اگر خداوند، کسی را خوار کند، هیچ یاوری برایِ او نیست.
۶. «وَ لَا مَانِعَ لِمَا لَمْ تَمْنَعْهُ أَنْتَ» –
اگر خداوند، چیزی را بازندارد، هیچکس نمیتواند آن را بازدارد.
💎 پیامِ اصلیِ دعا:
زره، نمادِ حفاظتِ ظاهری است؛ ولی حفاظتِ حقیقی، تنها از سویِ خداوند است.
بنده، با توسل به قدرتِ الهی، از خداوند میخواهد که او را در پناهِ خود، حفظ کند و ترس را از دلش، بزداید.
این دعا، بر توحیدِ عملی، توکل و توسل به خداوند، تأکید دارد.
در هنگامِ پوشیدنِ زره، این دعا، یادآور میشود که حفاظتِ واقعی، تنها به دستِ خداست.
جمعبندی پایانی
بخش اول: جمعبندی پاسخ به سوالات
الف) ضوابط شرعی و اخلاقی افشاگری
نکات کلیدی:
۱. افشای معایب دشمن خدا، غیبت نیست. غیبت در مورد دشمن خدا موضوعیت ندارد. همچنین تجسس درباره دشمن خدا نه تنها حرام نیست، بلکه مرضیّ پروردگار متعال است.
۲. دشمن خدا حرمتی ندارد تا شکسته شود. اما به هر حال باید رسم جوانمردی مراعات شود و به افراط منتهی نشود.
۳. مقابله به مثل در قالب توریه: وقتی دشمن خدا از ابزار تهمت بر علیه جبهه مقابل استفاده میکند، در قالب توریه میتوان مقابل به مثل نمود.
۴. انتقام از دشمن خدا در چهارچوب ملاحظات دینی حق مؤمنان است. اما زمانی که بعد از غلبه بر دشمن با مصلحتاندیشی بزرگتر میتوان از باب رأفت وارد شد.
۵. معیار تشخیص دشمن خدا: بعد از حجت خدا عج، هر آن کسی که اعتصام محکمی به ثقلین دارد و به معارف و دستورات آنها آشناتر است.
۶. افشای معایب شخصی و پنهانی: علاوه بر مراتب عمومی، میتواند مراتب شخصی و پنهانی آنها را نیز در بر بگیرد. در شرایط خاص به لحاظ ضرورت واجب است حتی امورات شخصی و پنهانی آنها نیز افشا شود.
۷. مصلحت افشا: حتماً باید مصلحت افشا غلبه داشته باشد. دشمنان خدا نیز دارای درجاتی هستند که به تناسب باید عمل نمود.
۸. آیه ۱۲ حجرات: تجسس و غیبت در آیه ۱۲ حجرات به مابین مؤمنین مربوط است، نه دشمن خدا.
۹. میزان دلیل و سند: اطمینان قلبی و دلایل مکفی. هر که روحش به جان معارف قرآن و عترت آشناتر و مقربتر است.
۱۰. فرصت پاسخگویی: به دشمن محارب خدا نباید فرصتی داد. اما نسبت به درجات و شدت و حساسیت موضوع و با عاقبتاندیشی میتوان رفتارهایی درخور هر حوزه را پیاده نمود.
۱۱. ضرورت و مصلحت عمومی: بیشک عاقبتاندیشی و ضرورت جایگاه خاصی دارد.
۱۲. حد افشاگری: زمانی که آتش فتنه دشمن را خاموش و امکان رشد و ظهور و بروز آن فراهم نباشد.
۱۳. تضمین عدم تخریب: مدیریت همهجانبهای را طلب میکند. آموزش عمومی و فرهیختگی جامعه اساس یک جامعه پاک و پیشرفته است.
۱۴. روشهای کمضررتر: «وَ آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَي» — بیشک عکسالعمل شدید به عنوان آخرین چاره میباشد.
۱۵. مسئولیت افشاگر: اگر بعد از تلاش علمی و عملی مجاهدانه خلاف آن ثابت شود، هیچ مسئولیتی نخواهد داشت، مثل شخص قاضی که بعد از اجتهاد علمی شدید دچار خطا شود.
۱۶. آبرو و حریم خصوصی دشمن: توجه شود طرف حساب دشمن خداست. اما به هر حال باید رسم جوانمردی مراعات شود.
۱۷. جمع با دعای مکارمالاخلاق: رفتار ما با دلخوریهای میان مؤمنین و خصومتهای میان آنها متفاوت است. خصوصیات دشمن خدا را با دعای ۲۷ باید سنجید نه دعای ۲۰.
۱۸. تعبیر دقیقتر: افشای معایب دشمن خدا به این خاطر است که دشمن خدا نتواند معایب خود را به عنوان کالا به مؤمنان بفروشد.
ب) جمعبندی پاسخ به سوالات «مسّ شیطان»
نکات کلیدی:
۱. معنای «مأبون» و «فاجره»: همانطوری که در انتهای حدیث آمده «وَ اللَّهُ بَعْدَ ذَلِكَ يَمْحُو ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ»، در واقع اثر بالقوه بوده اما فعلیت آن مشروط است. پس عملکرد هر شخص در سرنوشت او مؤثر است.
۲. شمول روایت: میتوان هر غیر شیعهای را مشمول آن دانست اما یقیناً درصد آن متفاوت است. یعنی هرچه از مسیر ثقلین دورتر، مسّ شیطان شدیدتر.
۳. جمع با آیات: همه مرهون اعمال خویشاند، چه اعمال «یوم الست» و چه اعمال «یوم دنیا».
۴. نسبتدادن «فجور» به نوزاد: هر نوزادی گذشته و عقبهی خود را از عالم ذر (یوم الست) تا بدو آفرینش خویش را با خود دارد. اما باز این شرایط تثبیتی نیست و امکان امحای آن وجود دارد.
۵. بررسی سند و دلالت: آیه ۶۴ اسراء اسرار بیشتری را فاش میکند. طیب ولادت تنها نصیب متمسکان واقعی قرآن و عترت است.
۶. داوری درباره پیروان ادیان دیگر: میتوان ذات هر شخص را به عنوان جوهر منفرد و ماحصل حیات دنیوی او را ملاک قضاوت قرار داد، نه موقعیت جغرافیایی و نژادی و والدین او را.
بخش دوم: جمعبندی مباحث «رزم باطنی»
الف) مبارزه از باطن
کسی میتواند بر حریف خود غالب شود که قبل از بُعد ظاهری، در بُعد باطنی بر دشمن خود غلبه نماید.
مبارزه با اعداء الله ابعاد باطنی گستردهای دارد.
ما به ازای هر خصلت نیکو میتوان پایگاه باطنی ایجاد نمود. هر پایگاه، منبع عظیم نیرو است.
اول از همه باید از باطن بر دشمن خدا هجوم آورد.
بعد از آنکه دلشان را فتح نمودی، فتح سرزمینشان سهل خواهد شد.
ب) قرارگاه اعلای مبارزه
میدان را چنان بزرگ بگیرید که دستنیافتنی باشید، دشمن نتواند به شما دست یابد و شما را پیشبینی نماید.
میدان مبارزه را به ملکوت اعلی بکشانید که دست دشمنان خدا از آن تا ابد کوتاه است.
راهبردیترین مرکز مبارزه با دشمن خدا، بلندیهای ملکوت اعلی است.
برای رسیدن به آن افق اعلی باید دلی پاک و مطهر و اعمالی صالحه داشت.
ج) چه بسا سربازان مانع فرمانده هستند
اگر انبیاء در میدان مبارزه تنها بودند — و در صورتی که آزمون و اتمام حجت خدا نبود — در تمام نبردها فاتح بودند.
نبرد جمعی با دشمن خدا مثل اقامه نماز جماعت است، که باید همه حضور قلب و نیت پاک داشته باشند تا نتیجه اعلا حاصل شود.
بخش سوم: جمعبندی سلاحهای باطنی
الف) رعب الهی
جز از خدا واهمه نداشته باشید تا رعب الهی بر دل دشمنان خدا بیفتد.
امام کاظم علیهالسلام: «مَنِ اتَّقَى اللَّهَ يُتَّقَى وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ يُطَاعُ» — هر کس از خدا بپرهیزد، مردم از او پرهیز میکنند؛ و هر کس خدا را اطاعت کند، همه چیز از او اطاعت میکند.
تقوا، نه تنها مایه نجات اخروی، بلکه سبب عزت و هیبت در دنیاست.
اطاعت خدا، کلید فرمانروایی بر همه چیز و نفوذ در جهان است.
ب) تولید رعب در دل دشمن
جز از خدا واهمه نداشته باشید و هر گونه رعب را از دلتان تخلیه نمایید! آنگاه همان رعب را بر دل دشمن بیفکنید!
امام صادق علیهالسلام: «وَ أَخْرِجِ الرُّعْبَ عَنْ قُلُوبِنَا» — ترس را از دلهایمان بیرون آور.
«فَلَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَهُ وَ لَا مَانِعَ لِمَا لَمْ تَمْنَعْهُ أَنْتَ» — هیچ یاوری برای کسی که تو خوارش کنی نیست و هیچ بازدارندهای برای آنچه تو باز نداری وجود ندارد.
ج) با خدا باش، خدا رعبافکن است
«سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» (آلعمران: ۱۵۱) — به زودی در دلهای کافران ترس میافکنیم.
مؤمن باید رعب الهی بر دل دشمنان الهی باشد!
دشمنان الهی نباید امنیت روحی داشته باشند! و در صورت محاربه نباید امنیت جسمی هم داشته باشند!
«وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْب» — خداوندا دلشان را از رعب پر فرما!
د) تدبیر جنگ را به خدایت بسپار
یاران پیامبر صلیاللهعلیهوآله از کثرت قریش ترسیدند و استغاثه کردند. خداوند هزار فرشته فرستاد.
خواب سبک و باران، دو نعمت الهی بودند که مسلمانان را برای نبرد آماده کردند.
ترس قریش، نشانهای از نصرت الهی برای مسلمانان بود.
این است، پهن نبرد بر ملکوت اعلی!
ه) در غار باشی و در خواب، خدا با توست
خداوند اصحاب کهف را با حجاب ترس از گزند دشمنان حفظ کرد.
هیچکس جرأت وارد شدن بر آنان را نداشت.
یاری الهی گاه از طریق ایجاد ترس در دل دشمنان محقق میشود.
و) با خدا تدبیر کن او به نفع تو تدبیر خواهد کرد
پیامبر صلیاللهعلیهوآله: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَرَنِي بِالرُّعْبِ» — خداوند مرا با ترس [در دل دشمنان] یاری کرد.
این نصرت، برای پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امام علیهالسلام، هر دو، محقق شده است.
ز) خدا تو را بر هر نیرویی غالب میکند، بیهیچ هزینه
جُوَیریه سلاماللهعلیها: کثرت لشکر و سلاح، ترسی بود که خداوند در دلهای مشرکان افکنده بود؛ نه صرفاً قدرت مادی مسلمانان.
شعار مسلمانان: «یا مَنْصُورُ أَمِتْ» — ای یاریشده، بمیران!
ازدواج پیامبر صلیاللهعلیهوآله با جُوَیریه، موجب آزادی قبیله بنیالمصطلق شد.
بخش چهارم: جمعبندی وزارتخانهها
الف) سلسله شیاطین انسی و جنی
در برابر پیادهنظام و سوارهنظامهای شیطان، وزرای ارشد شیطان، فرماندهان ارشد، بازوی فرهنگی شیطان: ابلیس و مرید و خناس و رها و قفندر و…
تدابیر خاص آن را بیندیش!
ب) وزارتخانه الهی
در برابر وزارتخانه شیطان، وزارتخانه الهی تشکیل دهیم، سازمانی مجهز به لحظه و محکم.
وزارتخانه عقل و جنودش را تشکیل دهید! هر مکارم یک وزیر اعظم، یک فرمانده ارشد!
وزارتخانه روحالایمان، که مجهز به تجهیزات ملکوتی است.
وزارتخانه ثقلین، آشنا و مجهز به آخرین تکنیک و تاکتیک و راهبردهای آنها.
ج) وزرای عقل
خداوند به عقل، هفتاد و پنج جند داد.
هر جند عقل، یک وزیر است و ضد آن، جند جهل. …
د) خودت را به خدایت مجهز کن
بخش پنجم: جمعبندی ضمائم
الف) بعضی از وزرای ابلیس
۱. ولها یا ولهان: مأمور طهارت و نماز و عبادت. انسان را در طهارت و نماز وسوسه میکند.
۲. هفاف: مأموریت در بیابانها و صحراها. انسان را اذیت میکند و میترساند.
۳. زلنبور (یارکتور): موکل بازاریها. لغویات و دروغ، قسم دروغ و مدح متاع را نزد آنها زینت میدهد.
۴. ثبر: در وقت مصیبت، صورت خراشیدن، سیلی به خود زدن، یقه و لباس پاره کردن را پسندیده جلوه میدهد.
۵. ابیض: انبیا را وسوسه میکند. مأمور خشم در آوردن انسان است.
۶. اعور: تحریک شهوات در مردان و زنان. انسان را وادار به زنا میکند.
۷. داسم: مراقب خانهها. وقتی انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و نام خدا را بر زبان نیاورد، با او داخل میشود و فتنه ایجاد میکند.
۸. مطرش (مشوط و ساوشوط): پراکندن اخبار دروغ.
۹. قنذر: نظارت بر زندگی افراد. هر کس چهل روز در خانهاش طنبور داشته باشد، غیرت را از او برمیدارد.
۱۰. دهار: آزار مؤمنان در خواب. خوابهای وحشتناک.
۱۱. اقبض: تخمگذاری. روزی سی عدد تخم میگذارد. از هر تخم، عدهای از شیاطین بیرون میآیند.
۱۲. تمریح: کمککننده ابلیس در گمراه ساختن افراد. در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن وقت مردم را پر میکند.
۱۳. قزح: نام شیطان. «قوس قزح» مگو، بگو «قوس الله و قوس الرحمن».
۱۴. زوال: پسر ابلیس. با مردانی که مرض «ابنه» دارند مشارکت میکند.
۱۵. لاقیس: دختر شیطان. وادار کردن زنان به مساحقه.
۱۶. متکون: شکل خود را تغییر میدهد. خود را به صورت بزرگ و کوچک درمیآورد و مردم را گول میزند.
۱۷. مذهب: خود را به صورتهای مختلف درمیآورد، مگر به صورت پیغمبر یا وصی او.
۱۸. خنزب: بین نمازگزار و نمازش حائل میشود. توجه قلب را برطرف میکند.
۱۹. مقلاص: موکل قمار. قماربازها همه به دستور او رفتار میکنند.
۲۰. طرطبه: دختر ابلیس. وادار کردن زنان به زنا و همجنسبازی.
ب) هر انسان یک حریف شیطانی دارد
ابلیس به صورت یک فرمانده ویرانگر که نقش فرماندهی را به عهده دارد فرمان میدهد و بچههایش در اجرای دستورات او میکوشند.
هر آدمیزاده همزاد شیطانی دارد.
شیاطین نر و ماده دارند و زاد و ولد.
از فرزندان ابلیس: لاقیس، ولهان، هفاف، مره، زلنبور، ثبر، ابیض، اعور، داسم، مطرش، اقبض، و…
کنیه ابلیس: ابو مرّه.
ج) مأمور ویژه نماز
پیامبر صلیاللهعلیهوآله: «آن، شیطانی است که به او خنزب گفته میشود. …
د) مواظب گمان خود باش
امام صادق علیهالسلام: «به خدا سوگند، دروغ گفته است! او را جز “مُتَکَوِّن” نمیآید. همانا ابلیس، شیطانی را به نام “مُتَکَوِّن” مسلط کرده است که به سراغ مردم میآید، در هر صورتی که بخواهد. و به خدا سوگند، او هرگز نمیتواند در صورت پدرم (امام باقر ع) ظاهر شود.»
این روایت، هشداری است بر تشخیص حق از باطل و پرهیز از ادعاهای دروغین.
بخش ششم: جمعبندی نهایی
الف) انفعال به اقدام
مؤمن نباید فقط از شر شیطان به خدا پناه ببرد، بلکه باید با «تدبیر فعال» — شامل اصلاح نفس، ایجاد مشغله برای دشمن، رسواسازی او و تضعیف نظامی و روانیاش — به مقابله برخیزد.
ب) دشمنشناسی عمیق
شیطان نه تنها در فکر، که در جریان خون، سینه، اموال و اولاد نفوذ میکند. دشمنان بیرونی (ظالمان) نیز حامل همین ویژگیها هستند.
ج) سلاح برتر، توحید و مناجات است
تمام فنون تدبیر (از جمله دعاهای امام سجاد علیهالسلام) ابزارهایی برای فعالسازی سلاح «توحید» هستند. اهل توحید با استعاذه، ذکر، شکایت به درگاه خدا و پناهبردن به «قلعه تعویذ»، شکستناپذیر میشوند.
د) جهاد اکبر، زیربنای جهاد اصغر
بزرگترین تدبیر بر ضد دشمن، «اصلاح نفس» است. نفس پاک، «بهشت جان و جهنم شیاطین» است. بدون این اصلاح، هرگونه تدبیر بیرونی ناقص خواهد بود.
ه) چشمانداز تعالی
هدف نهایی، نابودی صرف دشمن نیست، بلکه تبدیل تهدیدها به فرصتهای رشد (تبدیل وسوسه به ذکر و تفکر) و رسیدن به مقامی است که حتی دشمن از ظلم ما ایمن باشد و دوست از میل به هوس ما ناامید گردد.
و) رزم باطنی، کلید پیروزی
کسی میتواند بر حریف خود غالب شود که قبل از بُعد ظاهری، در بُعد باطنی بر دشمن خود غلبه نماید.
میدان مبارزه را به ملکوت اعلی بکشانید که دست دشمنان خدا از آن تا ابد کوتاه است.
راهبردیترین مرکز مبارزه با دشمن خدا، بلندیهای ملکوت اعلی است.
برای رسیدن به آن افق اعلی باید دلی پاک و مطهر و اعمالی صالحه داشت.
ز) وزارتخانه الهی، در برابر وزارتخانه شیطان
در برابر وزارتخانه شیطان، وزارتخانه الهی تشکیل دهیم.
وزارتخانه عقل و جنودش، وزارتخانه روحالایمان، وزارتخانه ثقلین.
هر مکارم یک وزیر اعظم، یک فرمانده ارشد!
خودت را به خدایت مجهز کن: «اللَّهُمَّ بِكَ أَصُولُ وَ بِكَ أُقَاتِلُ»
ح) سخن آخر
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ، وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّك»
والسلام علی من اتبع الهدی
الصافات : 180 سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ
الصافات : 181 وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ
الصافات : 182 وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
[1] الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 138 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
[2] الأصول الستة عشر (ط – دار الحديث) ؛ ؛ ص123 عده اى از علماء، مؤسسة دار الحديث الثقافية – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1423ق / 1381ش.
[3] الصحيفة السجادية ؛ ؛ ص128 على بن الحسين عليه السلام، امام چهارم، دفتر نشر الهادى – قم، چاپ: اول، 1376ش.
[4] تفسير القمي ؛ ج1 ؛ ص261 قمى، على بن ابراهيم، دار الكتاب – قم، چاپ: سوم، 1404ق.
[5] تفسير القمي ؛ ج2 ؛ ص33 قمى، على بن ابراهيم، دار الكتاب – قم، چاپ: سوم، 1404ق.
[6] الخصال ؛ ج2 ؛ ص576 ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين – قم، چاپ: اول، 1362ش.
[7] إعلام الورى بأعلام الهدى (ط – القديمة) ؛ النص ؛ ص94 طبرسى، فضل بن حسن، اسلاميه – تهران، چاپ: سوم، 1390 ق.
[8] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص21 كلينى، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
[9] آسمان و جهان (ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 54) ؛ ج7 ؛ ص243 مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى – كمره اى، محمد باقر، اسلاميه – تهران، چاپ: اول، 1351 ش.
[10] إعلام الورى بأعلام الهدى (ط – القديمة) ؛ النص ؛ ص125 طبرسى، فضل بن حسن، اسلاميه – تهران، چاپ: سوم، 1390 ق.
[11] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج25 ؛ ص281 مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.