مهندسی بهشت از دل جهنم
🌻🔆🔆🌻
🌼🔆🌼شکست دادن هنرمندانه شیطان🌼🔆🌼
🔹جلسات هفتگی شرح و تفسیر صحیفه سجادیه دعای بیستم
📅 تاریخ:1404/10/11 -11 رجب 1447
✨ جلسه: مشکات نور
🎤 سخنران: استاد علی ساعی
📝 برخی موارد مطرح شده در جلسه:
امام سجاد (ع) میخواهد نقشهی بهشت را در وجود ما نقش کند 🗺
خداوندا! هرآنچه را به روع من از تمنی، تظنی [القا میشود]، آن را برگردان به ذکر نمودن من برای عظمت تو و بگردان آن تظنی را به تفکر نمودن در قدرت تو و آن حسد را بگردان به سوی تدبیر نمودن بر علیه دشمن تو. آری، این امام سجاد (ع) است، میخواهد نقشهی بهشت را در وجود ما نقش کند، ما را بهشتی کند. نه بهشتی که ما را خودِ بهشت گرداند. فضای اول، فضایی است که شیطانی است. شیطان القا میکند هرآنچه را که میخواهد در روع من. آیا روع به معنی سیاهی عقل است؟ روع یعنی کل دستگاه ادراکی آدمی، یعنی شیطان حمله میکند به کل سامانهی انسان، به آن مرکز پردازشگر وجود انسان. چنان حمله میکند، چنان القائات خود را به جان آدمی میاندازد که این آدم خیال میکند هر آنچه از دلش بیرون میآید، تمنیهای و خواستههای اوست، در حالی که شیطان انسان را هک میکند، یعنی خود انسان را از خودیت انسان خارج میکند، بر آن تسلط مییابد. وقتی انسان سرزمین جان خود را در اختیار شیطان میگذارد، وقتی کاربر سامانهی انسان، شیطان میشود، شیطان تمنیات خود، اشتهاهای خود و تظنیهای خود، تصمیمات خاص خود را به دل انسان میافکند و به همراه آنها، به همراه تمنیها و تظنیات، حسد را نیز وارد دستگاه ادراکی انسان میکند. و این مثلث شوم، منحوس میکند و باعث میشود خود انسان که مسجود ملائک بود و شیطان دستور داشت تا به انسان سجده کند، حال این انسان در دستان شیطان اسیر است، بازیچهی شیطان میگردد. و امام سجاد (ع) میخواهد به ما چنان علمی را، چنان فناوری را بیاموزد که در برابر شیطان چنان عکسالعملی را نشان دهد که شیطان و دار و دستهی او را تا الیالابد از کارشان مأیوس گرداند، خوشحالی آنها را به درد و عذاب و گریه بیندازد. امام سجاد (ع) دو فضا را ترسیم میکنند: یک فضا، فضای سیاه و منحوس و جهنمی و فضای دوم، فضای نور و روشنایی و بهشتی است. اگر انسان از موضع اول، خود را به موضع دوم برساند، وجودش بهشت کائنات میگردد و اگر اهل زمین فضای دومی را که امام سجاد (ع) برای ما ترسیم میکنند، در وجود خود پیاده کند، کرهی زمین تبدیل به بهشت کائنات میگردد. امام سجاد است، مهندس کائنات است. امام میخواهند ما هم خودمان بهشت گردیم و هم قرارگاهمان بهشت گردد، عظمت این خلقت گردد. خداوندا! هرآنچه را که شیطان در سیستم پردازشگر وجود من میاندازد از تمنی… مگر تمنا نمودن بد است؟ اگر مسیر تمنیات انسان رو به بالا باشد، نیکو است اما اگر رو به پایین سوق داده شود، تمنیات او، سرش به سوی دنیا خم شود، منحوس است. اما یک قاعدهی کلی: هرآنچه را که از ناحیهی شیطان یافتیم، منحوس است؛ چه تمنی باشد، چه تظنی باشد. اما تمنی همان آرزوهای کور و مرده است. دیگران آن آرزوها را نمودهاند، یا رسیدهاند یا نرسیدهاند و سرانجام ناکام شدهاند و مردهاند. رو به سوی مرگ، تمنا میکردند و خبر نداشتند. انسان اگر به نهایت خواستههای دنیوی برسد، یعنی به نهایت عدم میرسد، به پایینترین منطقهی این جهان هستی.
دنیا یعنی پستترین نقطهی جهان هستی 📉
دنیا یعنی پستترین نقطهی جهان هستی و آرزوهای دنیوی یعنی همان سفینههایی که ما را به عمق این پستی میرساند. تمنی نمودن… در «تمنی» آن آرزوهایی که انسان برای آنها طرح و نقشه میریزد… «مَنَی» یعنی تدبیر و اندازهگیری نمودن. به معنای سخن دروغ هم آمده است. از «منیه» میگیرند، سخن دروغ را. «آیا این سخنی را که میگویی از جایی نقل و روایت میکنی و یا چیزی است که آن را تمنا کردهای، آرزوی پوچ درونی توست؟» پس هیچ نگاه مثبتی نسبت به «تمنی» نیست و هر نوع تمنی از ناحیهی شیطان، زشت و منحوس است. اما چگونه متوجه شویم آنچه به دلمان افتاد، از ناحیهی شیطان لعین است؟ حال برگردیم به تظنی. هرآنچه را که شیطان از تمنی و تظنی… یعنی به کار گرفتن گمان نزدیک به شک. انسان در مسیر کشف حقیقت قدم برمیدارد، تا یقین نکند، نباید وارد عمل شود. اگر با نیروی عقل، اندیشهی خود را، گمان خود را، بالا میبرد، در مسیر حق است، رو به سوی یقین است. اما اگر بدون عقل از گمان خود کمک بگیرد، در مسیر انحطاط خواهد بود. تظنی در فرمانروایی عقل، خوش و نیکو است اما در فرمان جهل و هوای نفس، پست است، رو به سوی شک و شرک است، انسان را به هلاکت میرساند، سمت و سوی صعودی ندارد، رو به نزول است.
شومتر از این حسد در این جهان نمیتوان یافت 🔥
یعنی کارها بر اساس گمانها و آرزوهای پوچ نیست. یعنی در یک کلام، کل تظنیاتی که از ناحیهی شیطان است، پست و پلید است. اما این حسد، این عنصر شوم… در این جهان هستی، شومتر از این حسد در این جهان نمیتوان یافت. منحوسترین است. شخص حسود، زوال کل جهان هستی را میطلبد، یعنی غیر خود را نمیپذیرد، میخواهد همه را زیر پای خود قرار دهد. تا نابود نشوند، آرام نمیگیرد و زمانی که همه نابود شدند، نوبت خودش میرسد. حتی به خود نیز حسادت میکند و خود را نیز نابود میسازد. این، شخص حسود است. و امام سجاد (ع) چه نیکو بینی شیطان را به خاک میمالند! کسی که دعای بیستم صحیفهی سجادیه را به دست میگیرد، وقتی میخواند، با این دعا خدا را مناجات میکند، شیطان به فریاد درمیآید. زمانی که انسان صحیفهی سجادیه را به دست میگیرد، شیطان تمام قشون خود را به صف میکند تا مانع قرائت شود، مانع شود تا آن شخص موفق به قرائت صحیفهی سجادیه گردد. اگر موفق شود صحیفه را از ما بگیرد، کل جهان، بلکه فراتر از آن، ابدیت را از ما گرفته است. حال اگر برسد به فراز سیزدهم دعای بیستم، شیطان ناله و فغان نخواهد کرد، به خاک خواهد افتاد. اگر دقت کنیم، نظر کنیم، دیدهی سجادی یابیم، به این فراز فوقفراز بنگریم، چه خواهد شد؟ شیطان میخواهد با تمنیات، تظنیاتش و با انداختن حسد به دل ما، به دستگاه ادراکی ما، ما را تا ابد منحوس جهانیان گرداند. اما ما دست به دامن خداییم، از دست این سگش به صاحب سگ پناه میبریم و میخواهیم آن تمنیاتی که به روع من انداخت… رو به عظمت خدا صعود میکنند. عجب شاهکاری نموده امام سجاد! از آرزوهای پوچ ما را به بلندای آرزوها کشاند، از سقوط نجاتمان داد و ما را تا به ابد سوار سفینهی عروج نمود. قوهی ادراکی ما دیگر به عظمت خدا وصل است. مگر میتواند شیطان به این شبکهی متعالی نفوذ کند؟ به خدا نمیتواند. کسی که با جان و دل این دعا را بخواند، شیطان فرسخها، بلکه در نهایت و نهایتاً از انسان فاصله خواهد گرفت تا آسیب نبیند. آن کسی که خود را با آرزوهای پوچ مشغول میکرد، حال ذاکر عظمت خدا گشته است.
تفکر نمودن یعنی راه اندازی فطرت 💡
بهکارگیری گمان یعنی تصمیمسازی برای انجام اعمال. شیطان میخواهد انسان را به عملهی خود تبدیل نماید و امام سجاد (ع) تفکر در قدرت خدا را طلب میکند از آستان الله. چه میشود با این تفکر در قدرت خدا؟ انسانی که با آرزوهای پوچ میخواست تصمیمسازی کند، حال خود را به قله، به قدرت خدا متصل نموده است، به سوی عظمت خدا پر کشیده است و از قدرت خدا آویخته است. حال چه طوفانهایی که نمیتواند بکند! تفکر میکند در قدرت خدا. وقتی انسان در تفکر معمولی پیش میرود، جهانش دگرگون میشود. تفکر هر اندیشهای نیست. تفکر یعنی اندیشه با عقل. انسان وقتی تحت فرمانروایی عقل اندیشه کند، تفکر نموده است. تفکر، تفکری اندیشه نیست. تفکر یعنی گردش نمودن، جستجو نمودن، تلاش نمودن، در طلب الهامات خدا بودن، اما با سامانهی عقل. تفکر نمودن یعنی قرائت فطرت. تفکر نمودن یعنی راهاندازی فطرت. تفکر نمودن یعنی وارد عالم نور شدن. تفکر نمودن یعنی سرعت گرفتن در فراسوی عالم ملک و در ملکوت پرواز نمودن، به نور و روشنایی مغز رسیدن، مزهی علم را چشیدن. چنین حالی، چنین اندیشهای که تفکر است، خیرش از عبادت هفتاد ساله افزونتر است. چنین اندیشهای، لیلةالقدری میشود. چنین اندیشهای سبقت میگیرد، مسیرهای تکامل را به طرفةالعینی طی میکند.
بهترین عبادت، دوام تفکر نمودن است 🕰
تفکر است که انسان را به نیکوکاری، به عمل به معلومات، سوق میدهد و از محذورات، او را دور میگرداند. اما تفکر زمانی که دوام داشت، نتیجهبخش خواهد بود و مسیر تفکر باید مشخص شود که خود تفکر، بهترین اعمال است. بهترین عبادت، دوام تفکر نمودن است در امر خود، در آثار و عظمت خدا و در قدرت خدا. چنین تفکری، اعمال انسان را الماسی میکند.
اهل تفکر به خدا، بهترین اهل عبادت و بندگی خدایند 🧘
چنین نیست که تفکر تنها به زیادی نماز و روزه باشد، بلکه عبادت، تفکر در امر الله عزوجل است. اهل تفکر به خدا، بهترین اهل عبادت و بندگی خدایند. بهترین اعمال از ناحیهی اهل تفکر رخ میدهد. انسان وقتی در قدرت خدا تفکر میکند، یعنی تفکرش اعجازی میشود. به علومی، به حکمتی میرسد که هیچکس توان رسیدن به آن را ندارد، منشأ معجزات میگردد.
مبادا در ذات خدا تفکر کنید 🚫
انسان عاقل و فاکر میداند نمیتواند در ذات خدا تفکر کند. هر آن کسی که در ذات او تفکر نمود، خدایش را با خودش سنجید، اهل تفکر نیست، اهل جهل است. به جهلش هیچ شکی نیست. مبادا در ذات خدا تفکر کنید. اما میتوانید وقتی خواستید به سوی عظمت خدا نظر کنید، پس به سوی عظمت خلق خدا، آثار خدا نظر کنید. یعنی نظر به عظمت خدا در خلق خدا، سفینهی انسان میگردد در سیر الی عظمت الله.
آن مدینه فاضلهای که در طلب آن هستیم 🕊
لحظهای نظر کنیم انسان اهل زمین از فضای اول وارد فضای دوم گردد، چه میشود! آن مدینهی فاضلهای که در طلب آن هستیم، به آن خواهد رسید. جهان امروزی همان جهانی است که امام سجاد (ع) در فضای اول ترسیم نمودهاند؛ فضایی بهشدت شیطانی. چنان شیطانی است این عصر آخرالزمانی که از شیطنت اشباع شده است، چرا که انسان رو به همان گناهان قبلی برمیگردد، از فاضلاب، گناه با اکتشاف، گناه میکند. یعنی گناه به حد اشباع رسیده است. حال نظر کنیم انسان اگر بتواند… کرهی زمین اگر یک روز از فضای اول به فضای دوم برساند، چه میشود! غوغا میشود، خیرات و برکات خدا بر اهل زمین بارش میکند. «خداوندا! هرآنچه را که بر زبانم جاری میشود از لفظ فحش، سخن ناپسند، از الفاظ قبیح یا دشنام دادن به شرافت و حسب دیگران، یا از جاری شدن شهادت باطل یا غیبت کردن مؤمن غایب یا دشنام دادن شخص حاضر و شبیه آن، خداوندا! مرا از این حال به حال نطق حمد خودت گردان.» چه میشود به خدا! شیطان میخواهد او را چنان گرداند که این زبان به لفظ فحش… به باطل گواهی دهد، مؤمنی را غیبت کند، حاضری را دشنام دهد و شبیه به اینها… این زبان اگر به نطق حمد خدا باز شود، چه میشود؟ اگر اهل زمین یک روز این حال را بیابند، این زبان به حمد خدا نطق کند، چه میشود خداوندا!
انسان چنان این زبان خود را مشغول کند به ثنای خدا 🗣
انسان چنان این زبان خود را مشغول کند به ثنای خدا، یعنی یک حمد را به حمد دیگر خدا بدوزد، ذکر خدا کند، ذکر بر ذکر بدوزد و سیر نشود و به سوی تمجید خدا رو کند، رهسپار شود. خداوندا! چه میشود! و شکر نمودن به نعمت تو و اعتراف نمودن به احسانت و شمردن منتهای تو، آن نعمتهای عظیم تو… این فضا، خداوندا! چه فضایی است! پس خداوندا! اللهم صل علی محمد و آله.
مبادا مبادا من خودم ستمگر شوم ⚔️
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست. و مبادا خداوندا! مبادا مبادا مورد ستم قرار گیرم در حالی که تو ای خداوند من، ای توانای من، توانا و قدرت دفع آن را از من داری. خداوندا! مبادا مبادا من خودم ستمگر شوم، خودم ستم کنم در حالی که تو توانایی بازداشتن مرا داری. بشکن مرا. آن دستی که میخواهد ظلم کند، بشکن. نشکن، بازدار. توانایی بازداشتن داری ای توانای من.
از کجا به کجا رساند ما را؟ 🌠
خداوندا! مبادا مبادا گمراه شوم در حالی که هدایتم برای تو ممکن است، سهل و آسان است. خداوندا! خداوندا! مبادا مبادا فقیر شوم در حالی که از نزد توست فقط گشایش من. خداوندا! مبادا مبادا طغیان کنم در حالی که توانگریام از جانب توست. امام سجاد (ع) ما را از کجا به کجا رساند؟ ما را بهشت نمود، از بهشت نیز ما را گذراند. ما چه حالی داریم؟ حال سجادی مییابیم. اول آنچنان ما را از قید شیطان رها میکند، رگ شیطان را میبرد، شاهرگ او را به خدا در این فراز اول میزند. دیگر برای شیطان رمقی نمیماند. اگر انسان با جان و دل این فراز را بخواند، چه میشود؟ چگونه من تشخیص دهم آن آرزویی که در دل دارم یا آن تصمیمی که میسازم، از آنِ خود من است یا از آنِ شیطان است؟ هوای نفس از ابلیس هم پلیدتر است. چه شیطان، هوای من، چه ابلیس. مبادا وارد سامانهی تصمیمساز من شوند. تنها باید خدا از آنجا فرمان دهد. فرمانروای من خداست، باید که تنها و تنها از او فرمان گیرم. چه کنم که شیطان امکان نفوذ در من نیابد؟
هیچکس نمیمیرد تا اینکه رزق او به کمال برسد ⏳
رسول خدا میفرمایند در حدیثی، حدیثی که در حجةالوداع صادر شده است، یعنی گویا که اول و آخر کلام است، ختم کلام است. میخواهد کار را تمام کند، در حملات کوتاهی حرف اول و آخر را به ما برساند. اگر به این حدیث شریف عمل کنیم، کار شیطان تمام است، دیگر امکان نفوذ تمنیات شیطان و تظنیات او و حسد به سامانهی ادراکی ما ره نخواهند یافت. آگاه باشید، یقین کنید، دقت کنید. جناب جبرئیل به دل من، به روع من، به جان من انداخت. تمنیات از کجا ناشی میشوند؟ انسان خیال میکند که اگر به سوی آن آرزوهای پوچ ندود، بازنده است، عقب خواهد ماند. رسول خدا میفرمایند: «جناب جبرئیل امین در جان من این جملات را القا نمودند: اینکه هیچکس نمیمیرد تا اینکه رزق او به کمال برسد.» یعنی تا کسی آخرین ذرهی روزی خود را دریافت نکرده است، نخواهد مرد. یعنی یقین داشته باشید حتماً و حتماً به رزق خود در این دنیا به تمام و کمال خواهید رسید. گمان بد از کجا ناشی میشود؟ از اینجا که خیال میکند روزی او از دست او خارج خواهد شد. اما دستورات رسول اکرم محمد مصطفی: «پس تقوای الله عزوجل را پیشه کنید، از خدا بترسید، با تقوا باشید.» گویا که اول و آخر کلام این است. در شروع جلسات اولیهی مشکات نور، همین حدیثها بود که بازگو شد. «در طلب، در طلب روزی، اجمال داشته باشید.» اجمال نمودن یعنی تعادل به خرج دادن، به زیبایی طلب نمودن. «مبادا شما را وادار کند…» چه چیزی؟ «…دیر رسیدن چیزی. روزی من دیر شده است، نرسیده است. من چه کنم! از روزی من چیزی که باید میرسید، نرسیده. چیزی را میطلبم اما به دست نمیآورم.» اگر روزی من است، خواهد رسید. دیر رسیدن آن روزی، نشانهی آزمون است. من پشت میز آزمون رزق هستم. این همان ورقهی امتحان است. اگر دست به معصیت خدا ببرم، بازندهام، باختهام. اگر به سوی معصیت خدا دست دراز کنم و به روزی برسم، چه میشود؟ بدانید خدای عزوجل روزی بندگانش را، الله تبارک و تعالی، روزی بندگانش را از حلال قسمت نموده است، از حرام برای بندگانش روزی مقدر ننموده است. اگر تقوای الله عزوجل را پیشه کند و صبر نماید، حتماً آن روزی که الله از حلال برای او مشخص نموده است، به او خواهد رسید. و اما آن کسی که هتک نمود پردهی حیا را و شتاب نمود، عجله نمود و خواست تا از غیر حلالش به آن روزی خودش برسد، از رزق حلالش کاسته میگردد. یعنی نه تنها به روزی بیشتر نمیرسد، بلکه از روزی حلالش کاسته میشود و علاوه بر آن، حساب روز قیامت نیز برایش میماند.
نظرتون در مورد این پست چیه؟