🌻🔆 توحید آهنگ کائنات 🔆🌻
🌼🔆🌼آفرینش «همایش توحیدی»🌼🔆🌼
🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹
🔅🌹 «جغرافیای علم جوادیه » « اجماع السن علیه بالوحدانیه» «راز ذرء » « تفقه» « شب شهادت امام جواد علیه السلام» و … چکیده با تکمله 1405.02.26 علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903) 🌹🔅
❇️جغرافیای علم جوادیه!
دامنه علم امام جواد علیه السلام به پهنای پیشا خلقی تا پسا خلقی است!
امام جواد علیه السلام رمز شناخت معرفت نفس هر کسی است، نفس به مقیاس عالم اکبر با تمام رگ و ریشه ی آن.
💫🔆قَالَ الْبُرْسِيُّ فِي مَشَارِقِ الْأَنْوَارِ رُوِيَ أَنَّهُ جِيءَ بِأَبِي جَعْفَرٍ ع إِلَى مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص بَعْدَ مَوْتِ أَبِيهِ وَ هُوَ طِفْلٌ وَ جَاءَ إِلَى الْمِنْبَرِ وَ رَقِيَ مِنْهُ دَرَجَةً ثُمَّ نَطَقَ فَقَالَ أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا أَنَا الْجَوَادُ أَنَا الْعَالِمُ بِأَنْسَابِ النَّاسِ فِي الْأَصْلَابِ أَنَا أَعْلَمُ بِسَرَائِرِكُمْ وَ ظَوَاهِرِكُمْ وَ مَا أَنْتُمْ صَائِرُونَ إِلَيْهِ عِلْمٌ مَنَحَنَا بِهِ مِنْ قَبْلِ خَلْقِ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ بَعْدَ فَنَاءِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ لَوْ لَا تَظَاهُرُ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ دَوْلَةُ أَهْلِ الضَّلَالِ وَ وُثُوبُ أَهْلِ الشَّكِّ لَقُلْتُ قَوْلًا تَعَجَّبَ مِنْهُ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ الشَّرِيفَةَ عَلَى فِيهِ وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ اصْمُتْ كَمَا صَمَتَ آبَاؤُكَ مِنْ قَبْلُ.[1]
🔆چون حضرت رضا(ع) به شهادت رسید حضرت جواد الائمه(ع) به مسجد رسول الله آمد، منبر رفت و چنین فرمود:
من محمد بن علی جوادم. من عالم به نسب های همه مردم هستم، مردمی که به دنیا آمده اند یا نیامده اند من اعلم از خود شما به ظواهر شما و باطن های شما هستم. این علم قبل از خلقت عالم هستی داشته ایم و بعد از فنای عالم هستی نیز داریم. اگر نبود تظاهرات اهل باطل و دولتهای باطل علیه ما، و اگر نبود مردم عوام و شکهای آنان، چیزهایی می گفتم که همه تعجب کنند. سپس امام جواد دست بر دهان خود نهاد و فرمود ساکت باش چنانچه پدرانت ساکت بودند.
و نیز در تاریخ آمده است که چون حضرت رضا(ع) از دنیا رفت عده ای از بزرگان و علما به مدینه آمدند و سی هزار مسئله در چند روز از حضرت جواد (ع) سوال نمودند و حضرت بدون تامل و فکر جواب تمامی سوالات آنان را دادند.
❇️ غواصی مجدد در کلام امام جواد علیه السلام!
شکار مرواریدهای مضاعف از کلام توحیدی امام جواد علیه السلام! در اجماع الالسن در وحدانیت الله
🌷🔆 عَنْ أَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الثَّانِيَ ع مَا مَعْنَى الْوَاحِدِ فَقَالَ إِجْمَاعُ الْأَلْسُنِ عَلَيْهِ بِالْوَحْدَانِيَّةِ كَقَوْلِهِ تَعَالَى وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ.[2]
🌷🔆از ابو هاشم جعفري روايت شده که گفت: از ابو جعفر دوم امام (جواد عليه السلام) سؤال کردم: معني واحد چيست؟ در جواب فرمود: هم آوايي همه زبانها بر يگانگي او، چنانکه خداي متعال فرمود: «و اگر از آنها (مشرکان) بپرسي چه کسي آنان را آفريده، قطعا مي گويند: خدا.
❇️احد و واحد
«واحد»، دلالت بر انفراد، فردانیت، وحدانیت، بیهمتائی، بینظیری، یکتائی، یگانگی، یکی، و تکی است.
«احد»، نفی هر گونه شرک تشریکی، ترتیبی، تشکیکی، تشبیهی، تنسیخی، توصیفی است
«قل هو الله احد»، الله فقط اوست، به غیر از او اللهی نیست!
❇️همآوائی توحیدی
آهنگ توحید از جنس علم، هستی، آوا، نوا، جمال، جلال، لذت، آرامش، محبت و امثال آن است.
مثلا، گل یک گواه عظیم توحیدی است، یک منظره اعلای توحید است،
کسی نمیتواند از تماشای گل، ابر، طلوع و غروب خورشید، مناظر هستی لذت نبرد چرا که آهنگی است از جنس مناظر که آوای توحید را انعکاس میدهد! این آوا از حنجره فطریات موجودات است! به دل و دماغ موجودات منعکس می شود!
فطرت مترجم نوای توحیدی از هر جنسی است!
توحید، سرود مشترک فراهستی و هر چه هستی است!
❇️آوای توحید جاودانه است!
توحید آهنگ همیشه به نواخت در جان آفرینش است.
❇️آفرینش یک همایش توحیدی است
کل پدیدههای جهان آفرینش در ترانه توحیدی شراکت دارند!
جهان هستی یک شجره توحیدی است، با انواع شاخ و برگ و میوه و گل و عطر،
❇️توحید زبان مشترک
حنجرهها توحیدنگار خدایند! نی و نای آهنگ توحیدند!
«بلی»یِ «الست بربکم» ثابت ابدی و لاینقطع بوده، توحید ترانه پایدار و فروغش فروکش نمیکند!
کام هستی با توحید گرفته شده است، اولین و آخرین طعم و حس متعالی آفرینش است!
چونکه همه آیتاللهاند و «الله»، الواحد و الاحد است، پس توحید پیشتر از جان خلایق به آنهاست! توحید طلایهدار و سابق و جلودار هستی تمام اشیاست!
❇️شرک توهم اعظم است،
هویت بخشی به عدم، توهم عظیم است! یک دروغ بزرگ است، اقرار به جهل جهیل است!
اگر هر چیزی به احاطه علم است، شرک را محلی نیست!
هر چه هست فتیله روشن علم است! که همان درخشش توحید است!
❇️هر پدیده یک امضای توحید موحدانه
هر پدیده یک ارتعاش منحصر بفرد، یک فرکانس منفرد، یک امضای ویژه وحدانیت است!
هر جوهر و ذره و جزء یک امضای توحیدی منحصر بفرد است!
موجودات، ارتعاشات توحیدی با جلوات توحیدی رنگارنگاند!
اگر هر ارتعاش تبدیل به صوت، نور، مزه، حس لمسی، عقلی شود، محسوسات و معقولات متنوع توحیدی را بوجود خواهند آورد!
❇️الله، گواه اکبر توحید است
اگر «الله» اکبر شهادت است این شهات سلطان بر جان جواهرات و ارکان عالم است.
✨🔆الأنعام : 19 قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهيدٌ بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّني بَريءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
🔆بگو: «بالاترين گواهى، گواهى كيست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه ميان من و شماست؛ و (بهترين دليل آن اين است كه) اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مىرسد، بيم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آيا براستى شما گواهى مىدهيد كه معبودان ديگرى با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنين گواهى نمىدهم». بگو: «اوست تنها معبود يگانه؛ و من از آنچه براى او شريك قرار مىدهيد، بيزارم!»
❇️فرشتهگان و صاحبان علم همنوای شهادت خدا در توحیدند
آلعمران : 18 شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ
خداوند، (با ايجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى،) گواهى مىدهد كه معبودى جز او نيست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونهاى بر اين مطلب،) گواهى مىدهند؛ در حالى كه (خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد؛ معبودى جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است.
❇️اولیاء الله همنوای گواه توحیدی خدایند
💫🔆فِي كِتَابِ كَمَالِ الدِّينِ وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِ قُدِّسَ سِرُّهُ يَقُولُ: لَمَّا وُلِدَ الْخَلَفُ الْمَهْدِيُّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ سَطَعَ نُورٌ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ إِلَى عَنَانِ السَّمَاءِ ثُمَّ سَقَطَ لِوَجْهِهِ سَاجِداً لِرَبِّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ هُوَ يَقُولُ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ.[3]
🔆 در کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» به اسناد خود به محمد بن عثمان عمیری (که روحش پاک باد)، میگوید:
«هنگامی که خلیفه مهدی (عج) به دنیا آمد، نوری از بالای سر او تا ستونهای آسمان ترقی کرد (ساطع شد). سپس نور به سوی پیشانی او فرو آمد و او به سجده در آمد برای پروردگارش، جل ذکره. سپس سر از سجده برداشت و گفت:
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ…» (خدا گواهی داد که معبودی جز او نیست…) تا پایان آیه.
❇️حجت خدا چراغ همیشه فروزان توحیدی است
💫🔆عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ حَدِيثٌ طَوِيلٍ يَذْكُرُ فِيهِ مَوَالِيدَ الْأَئِمَّةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ وَ فِيهِ يَقُولُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِذَا وَقَعَ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ وَاضِعاً يَدَيْهِ عَلَى الْأَرْضِ، رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَأَمَّا وَضْعُهُ يَدَيْهِ عَلَى الْأَرْضِ فَإِنَّهُ يَقْبِضُ كُلَّ عِلْمِ اللَّهِ أَنْزَلَهُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ أَمَّا رَفْعُهُ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَإِنَّ مُنَادِياً يُنَادِي بِهِ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ مِنْ قِبَلِ رَبِّ الْعِزَّةِ مِنَ الْأُفُقِ الْأَعْلَى بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِيهِ يَقُولُ، يَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ اثْبُتْ تُثْبَتْ، فَلِعَظِيمِ مَا خَلَقْتُكَ أَنْتَ صَفْوَتِي مِنْ خَلْقِي، وَ مَوْضِعُ سَرِّي وَ عَيْبَةُ عِلْمِي، وَ أَمِينِي عَلَى وَحْيِي، وَ خَلِيفَتِي فِي أَرْضِي، لَكَ وَ لِمَنْ تَوَلَّاكَ أَوْجَبْتُ رَحْمَتِي، وَ مَنَحْتُ جِنَانِي، وَ أَحْلَلْتُ جِوَارِي، ثُمَّ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأُصْلِيَنَّ مَنْ عَادَاكَ أَشَدَّ عَذَابِي وَ إِنْ وَسَّعْتُ عَلَيْهِ فِي دُنْيَايَ مِنْ سَعَةِ رِزْقِي، فَإِذَا انْقَضَى الصَّوْتُ صَوْتُ الْمُنَادِي أَجَابَهُ وَ هُوَ وَاضِعاً يَدَيْهِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ يَقُولُ: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ، وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» فَإِذَا قَالَ ذَلِكَ أَعْطَاهُ اللَّهُ الْعِلْمَ الْأَوَّلَ وَ الْعِلْمَ الْآخَرَ، وَ اسْتَحَقَّ زِيَادَةَ الرُّوحِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ.[4]
🔆از علی بن ابیحمزه، از ابوبصیر، از امام صادق (ع) روایتی طولانی نقل شده که در آن به موالید (تولد) امامان (علیهمالسلام) اشاره شده است. در بخشی از آن امام (ع) میفرمایند:
«و هرگاه فرزند از شکم مادر متولد شد، در حالی که دو دستش را بر زمین گذاشته و سرش را به سوی آسمان بلند کرده، بر زمین میافتد.
اما وضع دستهایش بر زمین، نشانه آن است که او تمام علمی را که خداوند از آسمان به زمین نازل کرده، جمعآوری و قبض میکند.
و اما بلند کردن سرش به سوی آسمان، نشانه آن است که منادیای از درون عرش، از جانب پروردگار عزت، از افق علیا ندا میدهد و نام خود و نام پدرش را میخواند و میگوید:
«ای فلان پسر فلان! استواری کن تا تو نیز استوار شوی.
به سبب عظمتی که تو را آفریدهام: تو صفای مخلوقات منی، و جایگاه راز (اسرار الهی) منی، و صندوقچه علم منی، و امین من بر وحی (الهام) من، و جانشین من در زمینم.
برای تو و برای کسانی که ولایت تو را پذیرفتهاند، رحمت خود را واجب (مقرر) کردهام، و بهشت خود را بخشیدهام، و پناهگاه خود را برای تو حلال (مجاز) کردهام.
سوگند به عزت و جلال من! هر کس با تو دشمنی ورزد، سختترین عذاب خود را بر او وارد خواهم کرد، هرچند در روزگار من، روزیاش را وسیع گردانده باشم.»
هنگامی که صدای منادی پایان یافت، کودک با وجود اینکه دستهایش بر زمین است و سرش به سوی آسمان است، پاسخ میدهد و میگوید:
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»
خدا گواهی داد که معبودی جز او نیست، و فرشتگان و داران علم نیز گواهی میدهند که او به عدل قیام کرده است؛ معبودی جز او نیست، او توانا و دانا است.
هنگامی که این را گفت، خداوند «علم اول» (علم لدنی و ذاتی) و «علم آخر» (علم کسبی و آموختنی) را به او عطا میکند، و او مستحق افزایش روح (نور الهی) در شب قدر میشود.
❇️موسیقی عظیم توحید خدا در جان کائنات
✨🔆الإسراء : 44 تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَليماً غَفُوراً
🔆«آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مىگويند؛ و هر موجودى، تسبيح و حمد او مىگويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد؛ او بردبار و آمرزنده است.»
تمام موجودات شهادت الله هستند، چون آیت الله هستند، چون خلق الله هستند!
جوهر وجود و اجزاء و متعلقات وجود هر کدام با زبان خاص خود او را به وحدانیت میخوانند، ستارگان و کائنات همزبانی در وحدانیت خدا!
شنود و ادراک نوای توحید تنها با دل فقیهانه میسر است، دل فقیهانه دلی است مجهز به عقل شهودی به زینت مکارم الاخلاق در معیت روح الایمان!
❇️«تفقه» فهم جامع
اگر فقیه فطری بودیم نوای آفرینش را میشنیدیم!
اگر فقیه فطری بودیم، تسبیحات و تحمیدات و توحیدات و تهلیلات «ان من شیء» را می شنیدیم!
فقه اگر از انسان گرفته شود شبیه بهائم میگردد و مکانش جز به جهنم قرار نخواهد داشت!
✨🔆 الأعراف : 179 وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
🔆 به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آنها دلهايى دارند كه با آن تفقه نمیکنند؛ و چشمانى كه با آن نمىبينند؛ و گوشهايى كه با آن نمىشنوند؛ آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همهگونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)!
❇️مفهوم ذرء و تغییر ساختار وجودی
واژه «ذرء» در آیه «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ»، به معنای آفرینش اولیه است. اما در تحلیل فلسفی، میتوان گفت که خداوند انسان را برای سعادت (بهشت) آفریده است. اما وقتی انسان با اختیار خود به سمت کفر و گناه میرود، «ساختار وجودی» او تغییر میکند. او از «قابلیت» به «فعلیت» شقاوت نائل میآورد. این تغییر، یک «تبدین ماهوی» است که در آن، فطرت اولیه سرکوب شده و ساختار جدیدی متناسب با اعمال او شکل میگیرد.
پس ذرء به واقع تغییر و بسط و تکثیر خلقت است، در آیه شریفه چنین اسنباط می شود که «الله» خلقت اولیه جن و انس را برای بهشت تنظیم نموده است، اما بعد از اینکه انسان از تفقه غافل و به کفر گرایش پیدا میکند ساختارش برای جهنم متناسبسازی می شود.
بنا بر این میتوان یکی از معانی ذرء را به تغییر ساختار معنا نمود، چه به تعالی چه به تسافل(الله یعلم و اعلم)
❇️موسیقی عظیم توحیدی آفرینش با حیات عقلی
💫🔆وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها أَيْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا فَلَا تَعْقِلُ وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ عَلَيْهَا غِطَاءٌ عَنِ الْهُدَى لا يُبْصِرُونَ بِها- وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أَيْ جَعَلَ فِي آذَانِهِمْ وَقْراً- فَلَنْ يَسْمَعُوا الْهُدَى[5]
🔆در روایت ابیالجارود از امام باقر (ع) درباره قول خداوند: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها» (دلی دارند که با آن نمیفهمند):
یعنی: خداوند بر دلهایشان مهر زده است، پس عقل نمیرانند (درک نمیکنند).
و درباره قول: «و لَهُمْ أَعْيُنٌ یَبْصِرُونَ بِها» (چشمانی دارند که با آن نمیبینند – در متن آمده: علیها غطاء عن الهدی لا یبصرون بها):
یعنی: پردهای بر چشمانشان است که مانع هدایت میشود، پس نمیبینند.
و درباره قول: «وَ لَهُمْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِها» (گوشهایی دارند که با آن نمیشنوند – در متن آمده: جَعَلَ فی آذانِهِمْ وَقْراً):
یعنی: خداوند در گوشهایشان گوشسنگینی (کرُشی) قرار داده است، پس هرگز صدای هدایت را نمیشنوند.
❇️بدون فقه کلام الله قابل شنود نیست
✨🔆 طه : 27 وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني
🔆 و گره از زبانم بگشاى؛
✨🔆 طه : 28 يَفْقَهُوا قَوْلي
🔆 سخنم را تفقه کنند!
✨🔆 هود : 91 قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فينا ضَعيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزيزٍ
🔆 گفتند: «اى شعيب! بسيارى از آنچه را مىگويى، ما نمىفهميم! و ما تو را در ميان خود، ضعيف مىيابيم؛ و اگر (بخاطر) قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مىكرديم؛ و تو در برابر ما قدرتى ندارى!»
❇️چرائی عدم تفقه
کفر بعد از ایمان تفقه را کور و کر میکند!
عنادورزی فقه فطری را میبندد!
✨🔆 المنافقون : 3 ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
🔆 اين بخاطر آن است كه نخست ايمان آوردند سپس كافر شدند؛ از اين رو بر دلهاى آنان مهر نهاده شده، و حقيقت را درك نمىكنند!
✳️اصول فلسفی و حکمتی مستخرج از متن «زبان توحید»
✨اصل اول: اصل توحید فطری و اجماعاللسانی
گزاره: تمامی موجودات، به زبان خاص خود، بر وحدانیت خداوند گواهی میدهند. این گواهی همآوایی همهجانبهای است که در فطرت هر موجودی نهفته و اصل «اجماعالالسن علیه بالوحدانیه» را تشکیل میدهد. این توحید، زبانی مشترک و دستورالعملی همگانی در کل آفرینش است.
✨اصل دوم: اصل نوری بودن علم و وجود ائمه (علیهمالسلام)
گزاره: ائمه (علیهمالسلام) مصداق تام «نور» هستند. نور وجودی آنان، متجلی به صورت علم انفجاری، برکت جاری و حکمت ناب است. این نور، علت حیات معنوی مؤمن و رشته اتصال او به عوالم بالاست.
✨اصل سوم: اصل معرفت امام به مثابه شرط حیات معنوی
گزاره: شناخت امام، تنها یک دانش نظری نیست؛ بلکه نیرویی حیاتبخش است. این معرفت، سلسلهاعصاب ملکوتی انسان را فعال میکند و فقدان آن مساوی با مرگ معنوی، خاموشی فطرت و گرفتاری در ظلمات است.
✨اصل چهارم: اصل دل به مثابه مرکز ادراک و کانون نور
گزاره: دل انسان، جایگاه اصلی نور امام، محل دفینههای الهی و مرکز ادراک فراحسی است. ادراکات قلبی و اوهام آن، از ادراکات حسی دقیقتر و گستردهترند. آبادانی یا ویرانی دل، سرنوشت معنوی انسان را تعیین میکند.
✨اصل پنجم: اصل زبان توحید به مثابه ابزار ارتباط وجودی
گزاره: زبانی که از دل توحید سرچشمه میگیرد، زبان مشترک تمام ذرات وجود انسان و کل کائنات است. با این زبان میتوان با اعضای بدن، سلولها، ستارگان و موجودات دیگر ارتباط برقرار کرد و به یکپارچگی وجودی دست یافت.
✨اصل ششم: اصل فطرت به مثابه قانون ثابت و پیامبر درونی
گزاره: فطرت توحیدی، قانون آفرینش انسان و پیامبری همیشه حاضر در درون اوست. این فطرت تغییرناپذیر است و فراموشی خدا به منزله فراموشی خود است. حیات حقیقی، در گرو روشن نگهداشتن «عصب فطرت» است.
✨اصل هفتم: اصل عبور از دو حد ابطال و تشبیه (تعطیل و تشبیه)
گزاره: ذهن انسان در دو حد گرفتار است: حد تعطیل و حد تشبیه (مانندسازی خدا به مخلوقات). راه نجات، عبور از این دو حد با استفاده از «وسیله نقلیه» صفات و اسماست تا به مقصد «کمال الاخلاص» برسد.
✨اصل هشتم: اصل اتصال به ثقلین به مثابه شرط بقای فطرت
گزاره: برای حفظ و شکوفایی فطرت توحیدی، چنگ زدن به «ثقلین» (کتاب و عترت) ضرورت مطلق دارد. این اتصال، فطرت را پیوسته فعال، بهروز و هماهنگ با نظام هستی نگه میدارد.
اصل نهم: اصل حسابگری نهایی بر اساس معرفت امام
گزاره: سنجش نهایی اعمال و درجات مؤمنان، بر محور میزان معرفت آنان به ائمه (علیهمالسلام) و به ویژه امام زمانشان صورت میگیرد. امام جواد (علیهالسلام) به عنوان «منزل اهل الجنة فی درجاتهم» و «حسابرس خدا» نقش محوری در این ارزیابی دارد.
اصل دهم: اصل محوریت محبت در انتقال برکات
گزاره: محبت به امام، کلید تبدیل دل انسان به کانون برکات الهی است. این محبت است که نور امام را در دل به جریان میاندازد و زندگی فردی را دگرگون میسازد.
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
❇️ استخراج اصول حکمی و فلسفی اجماع السن در وحدانیت
۱. اصل توحید فطری و اجماع اللسانی
وحدانیت خدا، یک واقعیت عینی و همگانی است که در فطرت تمام موجودات نهفته و آنها به زبان خاص خود بر آن گواهی میدهند. این اصل، پایهی «دین فطری» است.
۲. اصل تجرد علم ائمه (ع)
علم ائمه (ع)، علمی است که مستقیماً از منبع وحی الهی سرچشمه میگیرد و محدود به فرآیندهای ذهنی یا زمانی نیست.
۳. اصل مرکزیت «دل» در ادراک
دل، مرکز ادراک فراحسی و محل تجلی نور الهی است. ادراک حسی کافی نیست؛ برای فهم حقایق توحیدی، نیاز به «بصیرت و فقه قلبی» است که از طریق طاعت و تزکیه حاصل میشود.
۴. اصل ارتباط وجودی (موسیقی هستی)
جهان هستی، یک کل منسجم است که ذرات آن در حال نیایش با مبدیء عالم هستند. شناخت این ارتباط، نیازمند عبور از ظاهر مادی و رسیدن به باطن وجودی اشیا است.
۵. اصل شرطیت «فقه» در فهم وحی
فهم کلام الله (قرآن) و حقایق دینی، بدون «تفقه» یعنی با بدون فهم عمیق عقلی(عقل=رهبر مکارم، رفیق روح الایمان) ممکن نیست. کفر بعد از ایمان، باعث طبع بر دل و کر شدن گوشهای بصیرت میشود.
۶. اصل اتصال به ثقلین برای بقای فطرت
فطرت توحیدی، به دلیل لغزشهای ارادی، مستعد فراموشی است. اتصال به «کتاب و عترت» (ثقلین)، مکانیزم بازسازی و تداوم حیات معنوی و فطری است.
۷. نتیجهگیری
راه نجات و سعادت انسان، در دو محور خلاصه میشود:
شناخت معرفتی: پذیرش اصل توحید و شناخت امام به عنوان محور این توحید (معرفت نفس و معرفت خدا).
عملکرد تزکیوی: پاکسازی دل از رذایل اخلاقی و کفرانی برای توانمند شدن در ادراک «موسیقی توحیدی» جهان و فهم عمیق «تفقه» در دین.
بدون این دو رکن، انسان با وجود دارا بودن حواس و عقل، در قعر غفلت فرو میرود و از حقیقت هستی محروم میگردد.
🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼
✨ ❇️چکیده«آفرینش، همایش توحیدی»
💫۱. عنوان و محور اصلی
عنوان: موسیقی توحیدی کائنات / آفرینش همایش توحیدی
مناسبت: شب شهادت امام جواد علیهالسلام (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵)
محوریت: تبیین رابطه میان «علم لدنی ائمه»، «توحید ذاتی» و «شهادت ذاتی تمام موجودات» به هستی.
💫۲. محورهای محتوایی کلیدی
الف) جغرافیای علم امام جواد (ع)
دامنه علم: علم امام جواد (ع) فراتر از زمان و مکان است؛ شامل «پیشاخلقی» (علم قبل از خلقت) و «پساخلقی» (علم پس از فنا) میشود.
شهادت در مسجد النبی: استناد به روایتی که امام جواد (ع) پس از شهادت پدر (رضا ع)، در کودکی بر منبر رفت و بر علم به اسرار باطن و ظاهر مردم و انساب اشاره نمودند. این علم هدیهای الهی پیش از خلقت جهان بوده است.
ب) توحید به مثابه «اجماعاللسن» (همآوایی کیهانی)
تعریف واحد: توحید صرفاً یک مفهوم ذهنی نیست؛ بلکه «همآوایی تمام زبانها و موجودات» بر یگانگی خداست.
موسیقی هستی: تمام ذرات کائنات (از ستارگان تا ذرات زیراتمی) با زبانی خاص (نور، صوت، حس) در حال تسبیح و شهادت به توحید هستند.
فطرت به عنوان مفسر: انسان برای درک این «موسیقی توحید» نیاز به «دل فقیهانه» و عقل شهودی دارد. بدون تفقه، انسان مانند چهارپایان است که وجود دارند اما حقیقت را درک نمیکنند.
ج) شهادت ذاتی ائمه (ع) در بدو تولد
روایت تولد: استناد به روایات متعدد (از جمله برای امام زمان عج و سایر ائمه) مبنی بر اینکه ائمه در بدو تولد، دو دست بر زمین گذاشته (نماد قبض علم از آسمان به زمین) و سر به آسمان بلند کردهاند (نماد اتصال به منبع وحی).
گواهی الهی: آنها پس از شنیدن ندا از عرش، آیه ۱۸ سوره آلعمران («شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ…») را تلاوت میکنند. که تجلی نشان اعلای توحیدی و نشاندهنده دریافت «علم اول» (علم لدنی) و «علم آخر» (علم کسبی) در لحظه تولد است.
د) مفهوم «تفقه» و خطر عدم فهم
تعریف تفقه: تفقه به معنای درک عمیق حقایق دینی و هستیشناختی است، نه فقط حفظ احکام ظاهری.
پیامد بیفقهی: بیفقهی مساوی با کوری چشم، کرری گوش و حیرانی دل میداند و انسان بیفقه را از چهارپایان بدتر معرفی میکند.
علت عدم تفقه: کفر بعد از ایمان، عناد و پیروی از هوای نفس باعث میشود خداوند بر دلها مهر بزند و راه فهم بسته شود (آیه ۷ سوره منافقون).
هـ) ماهیت شرک و توهم
شرک به مثابه جهل: شرک، هویتبخشی به «عدم» و دروغ بزرگی است که با حقیقت عالم (که همه آیتالله هستند) در تضاد است.
وحدانیت مطلق: خداوند «احد» (بیهمتا و منفرد در ذات) و «واحد» (بینظیر و یکتا) است. هر پدیدهای که در عالم هستی وجود دارد، امضای توحیدی و فرکانس منحصربهفرد وحدانیت خداست.
💫۳. اصول فلسفی و حکمتی استخراجشده (۱۰ اصل)
نویسنده ۱۰ اصل بنیادین را از متن استخراج کرده است که چارچوب نظری مقاله را تشکیل میدهند:
اصل توحید فطری و اجماعاللسانی: گواهی همگانی تمام موجودات بر یگانگی خداوند.
اصل نوری بودن علم ائمه: علم ائمه تجلی نور الهی و علت حیات معنوی مؤمنان است.
اصل معرفت امام به مثابه حیات معنوی: شناخت امام شرط بقای روح و جلوگیری از مرگ معنوی است.
اصل دل به عنوان کانون نور: دل جایگاه ادراک فراحسی و دفینههای الهی است؛ آبادانی دل سرنوشت انسان را تعیین میکند.
اصل زبان توحید: زبانی مشترک برای ارتباط با خدا، هستی و ذرات وجود که منجر به یکپارچگی وجودی میشود.
اصل فطرت به مثابه پیامبر درونی: فطرت قانون ثابت و تغییرناپذیر آفرینش است که نیاز به بیداری دائمی دارد.
اصل عبور از تعطیل و تشبیه: راه نجات از دو کجفهمی، استفاده از صفات الهی به عنوان وسیله به سوی اخلاص است.
اصل اتصال به ثقلین: چنگ زدن به قرآن و عترت برای حفظ و شکوفایی فطرت توحیدی ضروری است.
اصل حسابگری بر محور معرفت: میزان موفقیت اخروی انسان بر اساس میزان معرفت و محبت او به ائمه (به ویژه امام زمان ع) سنجیده میشود.
اصل محوریت محبت: محبت به امام، کلید جریانیافتن برکات الهی و دگرگونی زندگی فردی است.
💫۴. نتیجهگیری نهایی متن
جهان هستی یک «همایش توحیدی» است که در آن همه پدیدهها به نوعی در حال ستایش خداوندند. انسان برای ادراک این حقیقت عظیم، نیازمند «تفقه» (فهم عمیق) و پیوند با «نور امامت» است. بدون این پیوند، انسان با وجود داشتن حواس و عقل، در تاریکی جهل و شرک (توهم) گرفتار شده و از موسیقی باشکوه آفرینش محروم میماند. امام جواد (ع) به عنوان گنجینه علم و راز الهی، راهنمای این مسیر و مظهر تجلی «واحد احد» است.
[1] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج50 ؛ ص108 مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
[2] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص118 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
[3] تفسير نور الثقلين ج1 321 حويزى، عبدعلى بن جمعه، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.
[4] تفسير نور الثقلين ج1 322 حويزى، عبدعلى بن جمعه، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.
[5] تفسير القمي ؛ ج1 ؛ ص249 قمى، على بن ابراهيم، دار الكتاب – قم، چاپ: سوم، 1404ق.
نظرتون در مورد این پست چیه؟