جام جان

🌻🔆نگاه فراکوانتومی به لیل و نهار🔆🌻

- اندازه متن +

🌼🔆🌼تمییز از خاک تا افلاک🌼🔆🌼

🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹

🔅🌹 «قوه ممیزه در آب»  «کیمیاگری دانه با خاک»  «راز درهم تنیدگی» «تمییز از دنیا تا عقبی»  «شرح دعای 6 صحیفه سجادیه» و … چکیده با تکمله       1405.02.10    علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌹🔅

✳️✅ ❇️ 🔆✨💫🔆 🌸☘️🌷🌹🌻 🌼 🕋 🌙  🤲 🌙 🕌 📖 🍃🪴

💫🌹 (1) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ بِقُوَّتِهِ (2) وَ مَيَّزَ بَيْنَهُمَا بِقُدْرَتِهِ🌹💫

❇️تمییز از خاک تا افلاک

او شکافنده خاک و افلاک است، شکاف‌های شکافتنش خطور اسرار و حکمت والای اوست!

شکافها دست‌خط ید قدرت و قوت اوست!

هر لحظه بیک بنگ نو، مهبانگ تازه، هر لحظه کن فیکون اوست! تجلی اراده اوست!

❇️ تمییز خاک هنر‌نمائی با حاک

الله علیم بر جان ذرات و آفریده‌هایش تزریق علم می‌کند!  علم تمییز را نیز یادشان داده!

علم، تیشه‌ی قلم زن خلاق علیم است!

علم تمییز در جان «حب و نوی» غوغای زیبائی‌هاست!

به دانه و هسته و صبح یاد داد تا هنرنمائی و معماری کنند، یا قوه تمییز شاهکاری کنند! و جهانی را از دل خود خارج کنند،

دانه با خاک کار افلاکی می‌کند!

خاک را به کیمیا تبدیل می‌سازد.

زیبائی و طعم و مطعومات و محسوسات و ملذوذات را از دل آن خارج می‌کند!

علم آموزی یعنی صنعت‌آفرینی!
او تک تک ذراتش را عالم نمود!

بالاترین هنر ذکر و ابراز عشق است!

❇️تمییز جهان تفسیر جهان است

صدف صنایع گوهر سازی است خالق به قوه تمییزش صدف را تایید نموده است!

صدف با تمییز افزار علم تولید لؤلؤ و مرجان می‌کند.

هر سلول یک صنعت‌گر یک دانشمند است، با علم الهی چه‌ها که  نمی‌کند!

در دل سلول چه نهفته است که چنان به قدرت تمییز الهی مجهز است که چنین شبکه عظیم سامان جسم آدمی را با این تنوع و با دستگاه‌های متمایز و متنوع و با کارکردهای مختلف و خصوصیات گوناگون معماری می‌کند.

❇️ تمییز و تمحیص

قوه تمییز در جهان هستی راز زیبائی و پاکیزگی است! و با قوه تمییز صنعت تصفیه خانه آفرینش فعال می‌شود! چه در پهنه طبیعت چه در جان آدمی! هر یک از اندام به این قوه مجهز‌اند! از کبد و کلیه و دیگر اعضا و جوارح و غدد بدن!

❇️صنعت تمییز

دو نیم سلول تبدیل به جهانی باشکوه می‌شود!

طبیعت در تمحیص از بشر سبقت گرفته است! از میان آلودگی‌های و کثافات به زیور و زینت و به آراستگی است.

✨🔆 يونس : 24   إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

✨🔆 مثل زندگى دنيا، همانند آبى است كه از آسمان نازل كرده‏ايم؛ كه در پى آن، گياهان (گوناگون) زمين- كه مردم و چهارپايان از آن مى‏خورند- مى‏رويد؛ تا زمانى كه زمين، زيبايى خود را يافته و آراسته مى‏گردد، و اهل آن مطمئن مى‏شوند كه مى‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام يا در روز، (براى نابودى آن) فرامى‏رسد؛ (سرما يا صاعقه‏اى را بر آن مسلّط مى‏سازيم؛) و آن چنان آن را درو مى‏كنيم كه گويى ديروز هرگز (چنين كشتزارى) نبوده است! اين گونه، آيات خود را براى گروهى كه مى‏انديشند، شرح مى‏دهيم!

❇️آب گوارا معجزه تمییز الهی است

✨🔆الرعد : 17   أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ

🔆خداوند از آسمان آبى فرستاد؛ و از هر درّه و رودخانه‏اى به اندازه آنها سيلابى جارى شد؛ سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد؛ و از آنچه (در كوره‏ها،) براى به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگى، آتش روى آن روشن مى‏كنند نيز كفهايى مانند آن به وجود مى‏آيد- خداوند، حق و باطل را چنين مثل مى‏زند!- امّا كفها به بيرون پرتاب مى‏شوند، ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند [آب يا فلز خالص‏] در زمين مى‏ماند؛ خداوند اينچنين مثال مى‏زند.

❇️ آب گوارا از دل آلودگی ها

طبیعت با فضولات مختلف انسانی و حیوانی و جوشیدن آب گوارا از دل چشمه‌ها از نمونه اعجاز با عصای تمییز است!

اگر تمییز نبود پاکیزگی و گوارائی و طراوت و صفا و زیبائی معنائی نداشت، یافت نمی‌شود.

❇️ خبیث از طیب باز شناخته نمی‌شد، اگر تمییز نبود

اگر قوه ممیزه نبود طیب تا الی الابد مدفون خبائث بود!

نور از ظلمت، طیب از خبیث باز شناخته نمی‌شد.

❇️ تمییز راز عجایب

تمییز تجلی شکوه قدرت الهی است، میته سگ و خوک و دیگر جانوران و فضولات حیوانی و خبائث تبدیل به گل ناب می‌شود!

چگونه به زیبائی و ظرافت فضولات و سمومات بدن دفع می‌شود! رجاسات ردپای ظلمات خفته در جان آدمی است! دل و جان آدمی نیز مدفن ظلمات است که باید اخراج شود!

❇️زندان ظلمات

 مومنی که با کافر در هم آمیخته است! حیات واقعی خارج از حوزه ظلمات است!

وقتی پرده از رخ مومن کشیده شود! حقیقت مومن آشکار می شود!

✨🔆البقرة : 257   اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ

🔆خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوى نور بيرون مى‌برد. (اما) كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوتها هستند؛ كه آنها را از نور، به سوى ظلمتها بيرون مى‌برند؛ آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.

اگر از جان مومن ظلمات خارج شود و از جان کافر نور، شباهات آنها نسبت به هم به صفر خواهد رسید،

❇️تمییز از تخلیط- تمیز دادن (اصالت) از آمیختگی

💫🔆عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ حَدِيثٌ طَوِيلٌ فِي طِينَةِ الْمُؤْمِنِ وَ الْكَافِرِ وَ فِيهِ‏ أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ‏ فَكَانَ مَوْتُهُ اخْتِلَاطَ طِينَتِهِ مَعَ طِينَةٍ الْكَافِرِ، وَ كَانَ حَيَوتُهُ حِينَ فَرَّقَ اللَّهُ بَيْنَهُمَا بِكَلِمَتِهِ، كَذَلِكَ يُخْرِجُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُؤْمِنَ فِي الْمِيلَادِ مِنَ الظُّلْمَةِ بَعْدَ دُخُولِهِ فِيهَا إِلَى النُّورِ، وَ يُخْرِجُ الْكَافِرَ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلْمَةِ بَعْدَ دُخُولِهِ إِلَى النُّور[1]

💫🔆 از امام صادق (علیه‌السلام) روایتی بلند درباره «جنس و ذات» مؤمن و کافر نقل شده است که در آن آمده است:

«آیا کسی که مرده بود، ما او را زنده کردیم؟ پس مرگ او، آمیختن جنس (ذات) او با جنس کافر بود، و حیات (زندگی) او زمانی است که خداوند عزّوجلّ با کلام خود میان آن دو جدایی انداخت.

به همین ترتیب، خداوند عزّوجلّ مؤمن را در هنگام تولد، پس از ورود او به تاریکی، از تاریکی به سوی نور بیرون می‌آورد؛ و کافر را پس از ورود او به نور، از نور به سوی تاریکی بیرون می‌آورد.

❇️نور ممیزه

نور ممیزه نباشد مومن آلوده به کفر می‌شود!

نور ممیزه مومن را از خطراک مهالک حب دنیا نجات می‌بخشد!

زمانی که طینیت مسموم مخفی در جان مومن خارج شود، مومن مثل خورشید می‌درخشد!

✨🔆 الأنعام : 122   أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ

🔆 آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مى‏دادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است.

❇️مومن هر چه صاف‌تر زنده‌تر!

حیات طیبه زیباترین و درخشان‌ترین حیات است، که تنها در سایه آمیختگی ایمان با عمل صالح رخ می‌دهد! و مومن برجسته‌تر از همه شناخته می شود! مومن با عمل صالح از دیگران متمایز می‌شود.

✨🔆 النحل : 97   مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ

✨🔆 هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم؛ و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.

اعمال مومنان طینت آنها را دگرگون می‌سازد!

در هم تنیدگی اعظم، تعجین طینت مومنان با اهل بیت علیهم السلام است!

حال اهل بیت به مومنان منتقل می شود! در هر فاصله‌ای که باشند!

💫🔆عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّا وَ شِيعَتَنَا خُلِقْنَا مِنْ‏ طِينَةٍ وَاحِدَةٍ وَ خُلِقَ عَدُوُّنَا مِنْ طِينَةِ خَبَالٍ‏ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ‏[2]

از ابوبصیر (اسماعیل بن زیاد) روایت شده است که از امام جعفر صادق (علیه‌السلام) پرسیدند و ایشان فرمودند:

«ما و شیعیانمان از گِلِ یگانه‌ای آفریده شده‌ایم و دشمنان ما از گِلِ فاسد و ناپاک، از گلی که از آبِ گِل‌آلودِ پوسیده شده است (حمأ مسنون)، خلق شده‌اند.»

💫🔆حَدَّثَنِي الْعَبَّاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ النَّبِيِّينَ مِنْ طِينَةِ عِلِّيِّينَ قُلُوبَهُمْ وَ أَبْدَانَهُمْ وَ خَلَقَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ‏ مِنْ تِلْكَ الطِّينَةِ وَ خَلَقَ أَبْدَانَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ وَ خَلَقَ الْكُفَّارَ مِنْ طِينَةِ سِجِّينٍ قُلُوبَهُمْ وَ أَبْدَانَهُمْ فَخَلَطَ بَيْنَ الطِّينَتَيْنِ فَمِنْ هَذَا يَلِدُ الْمُؤْمِنُ الْكَافِرَ وَ يَلِدُ الْكَافِرُ الْمُؤْمِنَ وَ مِنْ هَاهُنَا  يُصِيبُ الْمُؤْمِنُ السَّيِّئَةَ وَ مِنْ هَاهُنَا يُصِيبُ الْكَافِرُ الْحَسَنَةَ فَقُلُوبُ الْمُؤْمِنِينَ تَحِنُّ إِلَى مَا خُلِقُوا مِنْهُ وَ قُلُوبُ الْكَافِرِينَ تَحِنُّ إِلَى مَا خُلِقُوا مِنْهُ. [3]

💫🔆 عباس بن معروف از من روایت کرد که گفت: حماد بن عیسی از ربیع بن ابی عبدالرحمن روایت کرد که از امام علی بن الحسین (علیه‌السلام) شنیدم که فرمودند:

«خداوند متعال پیامبران را از گِلِ “علّیّین” (بالاترین و پاک‌ترین مرتبه) خلق کرد؛ هم دل‌هایشان و هم جسمانشان. سپس دل‌های مؤمنان را از همان گِل (اما در مرتبه‌ای پایین‌تر) و جسمان مؤمنان را از ماده‌ای غیر از آن آفرید. و کافران را از گِلِ “سجین” (پایین‌ترین و تاریک‌ترین مرتبه) خلق کرد؛ هم دل‌هایشان و هم جسمانشان.

پس خداوند میان این دو گِل (گِل پاک و گِل ناپاک) اختلاطی ایجاد کرد؛ از این رو مؤمن ممکن است کافری به دنیا آورد و کافر ممکن است مؤمنی به دنیا آورد. و از همین جهت است که گاهی مؤمن به بدی دچار می‌شود و گاهی کافر به نیکی.

دل‌های مؤمنان به چیزی که از آن آفریده شده‌اند (به اصل پاک خود) هوس و شوق می‌کند و دل‌های کافران به چیزی که از آن آفریده شده‌اند (به اصل ناپاک خود) شوق دارد.»

💫🔆عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ: كُنْتُ مَعَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَقَالَ‏  ع يَا جَابِرُ خُلِقْنَا نَحْنُ وَ مُحِبِّينَا مِنْ طِينَةٍ وَاحِدَةٍ بَيْضَاءَ نَقِيَّةٍ مِنْ أَعْلَى عِلِّيِّينَ فَخُلِقْنَا نَحْنُ مِنْ أَعْلَاهَا وَ خُلِقَ مُحِبُّونَا مِنْ دُونِهَا فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ الْتَفَّتِ الْعُلْيَا بِالسُّفْلَى وَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ ضَرَبْنَا بِأَيْدِينَا إِلَى حُجْزَةِ نَبِيِّنَا وَ ضَرَبَ أَشْيَاعُنَا بِأَيْدِيهِمْ إِلَى حُجْزَتِنَا فَأَيْنَ تَرَى يُصَيِّرُ اللَّهُ نَبِيَّهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ وَ أَيْنَ تَرَى يُصَيِّرُ ذُرِّيَّتُهُ مُحِبِّيهَا فَضَرَبَ جَابِرٌ يَدَهُ عَلَى يَدِهِ فَقَالَ دَخَلْنَاهَا وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ ثَلَاثاً. [4]

💫🔆 از جابر جعفی روایت شده است که گفت:

«من نزد محمد بن علی (امام باقر علیه‌السلام) بودم. ایشان فرمودند:

«ای جابر! ما و دوستدارانمان از گِلِ یگانه‌ای سفید و پاک، از بالاترین مرتبه “علّیّین” خلق شده‌ایم. ما از بالاترین بخش آن و دوستدارانمان از بخش پایین‌تر آن خلق شده‌ایم.

آنگاه که روز قیامت فرا رسد، بخش بالاتر به بخش پایین می‌پیوندد (و یکی می‌شوند). و در آن روز، ما با دست‌هایمان به سمت پهلوهای (حجزه) پیامبرمان می‌گذاریم و شیعیان ما با دست‌هایشان به سمت پهلوهای ما می‌گذارند.

تو کجا می‌بینی که خداوند پیامبر و ذریه‌اش را قرار می‌دهد؟ و کجا می‌بینی که ذریه پیامبر، دوستداران خود را قرار می‌دهند؟»

سپس جابر دست خود را بر دست امام گذاشت و سه بار گفت: «سوگند به پروردگار کعبه، وارد آن (بهشت و مقام والای آن‌ها) شدیم.»

❇️مومن بهشت کافر و کافر جهنم مومن است

کافر مدفن مومن است در این دنیا!

حیات واقعی مومن بعد از تمییز طینت کفری از طینت او ظاهر خواهد شد!

💫🔆 عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ‏ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ «يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ» فَالْحَيُّ الْمُؤْمِنُ الَّذِي تُخْرَجُ طِينَتُهُ مِنْ طِينَةِ الْكَافِرِ، وَ الْمَيِّتُ الَّذِي يُخْرَجُ مِنَ الْحَيِّ هُوَ الْكَافِرُ الَّذِي يُخْرَجُ مِنْ طِينَةِ الْمُؤْمِنِ، فَالْحَيُّ الْمُؤْمِنُ وَ الْمَيِّتُ الْكَافِرُ، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ» فَكَانَ مَوْتُهُ اخْتِلَاطَ طِينَتِهِ مَعَ طِينَةِ الْكَافِرِ وَ كَانَ حَيَوتُهُ حِينَ فَرَّقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَيْنَهُمَا بِكَلِمَتِهِ، كَذَلِكَ يُخْرِجُ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ الْمُؤْمِنَ فِي الْمِيلَادِ مِنَ الظُّلْمَةِ بَعْدَ دُخُولِهِ فِيهَا إِلَى النُّورِ، وَ يُخْرِجُ الْكَافِرَ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلْمَةِ بَعْدَ دُخُولِهِ إِلَى النُّورِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ «لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ»[5]

💫🔆 از امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی بلند نقل شده است که ایشان فرمودند:

خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده.»

پس «زنده»، مؤمنی است که جنس (ذات) او از جنس کافر بیرون کشیده شده است؛ و «مرده»، کسی است که از زنده بیرون کشیده می‌شود؛ یعنی کافری که از جنس مؤمن بیرون کشیده شده است.

بنابراین، «زنده» همان مؤمن است و «مرده» همان کافر.

و این سخن خداوند عزّوجلّ است که می‌فرماید: «آیا کسی که مرده بود، ما او را زنده کردیم؟» پس مرگ او، آمیختن جنس او با جنس کافر بود و حیات او زمانی است که خداوند عزّوجلّ با کلام خود میان آن دو جدایی انداخت.

به همین ترتیب، خداوند جلّ و علا مؤمن را در هنگام تولد، پس از ورود او به تاریکی، از تاریکی به سوی نور بیرون می‌آورد؛ و کافر را پس از ورود او به نور، از نور به سوی تاریکی بیرون می‌آورد.

و این همان سخن خداوند عزّوجلّ است که می‌فرماید: «تا کسی را که زنده است (به حق هدایت کند) هشدار دهد و گفتار (عذاب) بر کافران حقی شود.»

❇️جریمه کفر طینت سجین

باید متوجه باشیم که طینت کافر بعد از کفر است، در جهان پیشا دنیائی بخاطر کفر، با طینت سجینی، سرشت کافر سرشته شده است!

به واقع تخلیط طینت‌ها گواه تشکیل آزمون متعالی میان انسان‌هاست که باید جوهر اصیل بندگی خود را از هر طینت ناپاک دور سازند! طینت ناپاک اگر زدوده شود جوهر ناب خواهد درخشید، که این تحقق به انتخاب راستین آدمی گره خورده است!

پس جبران گذشته پیشا دنیائی آدمی در عرصه عالم دنیا امکان‌پذیر است!

آمیختگی طینت مومن با طینت کافر برای این است که مومن خود را در انتهای جاده آزمون فرض نکند و آمیخته شدن طینت کافر با طینت مومن برای این است که کافر خود بازنده مطلق نپندارد و در صدد جبران و گذر به اصالت اولیه برآید!

مومن باید شاهکار کند و طینت کافری را به ایمانی تبدیل سازد همانطوری‌که دانه، خاک را به گل و گیاه و میوه شیرین تبدیل می‌سازد!

کافر نیز باید از فرصت همراهی با طینت مومن بهره جسته طینت کفری را در ایمانی ذوب نماید، توبه یار نیکی برای تحقق این امر است!

❇️انسان تمییز کندوی طراوت و صفاست

فضولاتی و مدفوعات آدمی نشان همان آمیختگی طینت کفری با طینت ایمانی اوست،

فضولات و نجاسات و ترشحات مذموم همه نشان نفوذ ظلمت و مرگ با جان آدمی است، زمانی که ظلمت و مرگ از جان آدمی جدا شود بجای مدفوعات مشمئز کننده از جانش نور و طراوت و شهد‌های شیرین‌تر از عسل ترشح خواهند کرد!

وقتی رجاسات از مومن و طیبات از کافران گرفته شود، اندام مومن به نظام احسن منقلب می شود و اندام کافر به نهایت مسوخیت مسخ می گردد.

❇️تبعیت از رضوان الله راز تمییز و تمحیص متعالی است

✨🔆المائدة : 16   يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‌ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ

🔆خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند، به راه‌هاى سلامت، هدايت مى‌كند؛ و به فرمان خود، از تاريكيها به سوى روشنايى مى‌برد؛ و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مى‌نمايد.

❇️ به میزان تمییزات درجات رقم می‌خورد.

✨🔆آل‌‌عمران : 179   ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى‌ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي‌ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيمٌ

🔆چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همان‌گونه كه شما هستيد واگذارد؛ مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد. و نيز چنين نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند (تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد؛ اين بر خلاف سنت الهى است؛) ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد برميگزيند؛ (و قسمتى از اسرار نهان را كه براى مقام رهبرى او لازم است، در اختيار او مى‌گذارد.) پس (اكنون كه اين جهان، بوته آزمايش پاك و ناپاك است،) به خدا و رسولان او ايمان بياوريد! و اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش بزرگى براى شماست.

✨🔆 الأنفال : 37   لِيَميزَ اللَّهُ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ يَجْعَلَ الْخَبيثَ بَعْضَهُ عَلى‏ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَميعاً فَيَجْعَلَهُ في‏ جَهَنَّمَ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ

🔆 (اينها همه) بخاطر آن است كه خداوند (مى‏خواهد) ناپاك را از پاك جدا سازد، و ناپاكها را روى هم بگذارد، و همه را متراكم سازد، و يك جا در دوزخ قرار دهد؛ و اينها هستند زيانكاران!

❇️معاد میعاد تمییز نهائی است!

خلوص با غنای صد به گاه میعاد معاد است!

💫🔆عَنْ عَجْلَانَ بْنِ صَالِحٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ‏ لَا تُمْضَى الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى يُنَادِيَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ يَا أَهْلَ الْبَاطِلِ اعْتَزِلُوا فَيُعْزَلُ هَؤُلَاءِ مِنْ هَؤُلَاءِ، وَ يُعْزَلُ هَؤُلَاءِ مِنْ هَؤُلَاءِ قَالَ: قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ: يُخَالِطُ هَؤُلَاءِ هَؤُلَاءِ بَعْدَ ذَلِكَ النِّدَاءِ؟ قَالَ كَلَّا إِنَّهُ يَقُولُ فِي الْكِتَابِ: ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى‏ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ‏.[6]

🔆از عجلان بن صالح نقل شده است که گفت: «شنیدم امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمودند:

«روزها و شبان گذر می‌کنند تا زمانی که منادی‌ای از آسمان ندا دهد: ای اهل باطل! کنار بروید (از میان مؤمنان جدا شوید).

پس این گروه از آن گروه جدا می‌شوند و آن گروه از این گروه جدا می‌گردد.»

گفتم: ای حضرت! آیا پس از این ندا، این گروه با آن گروه مخلوط می‌شوند؟

ایشان فرمودند: «هرگز! خداوند در کتابش فرموده است: «خداوند مؤمنان را بر حال شما (و اختلاط با باطل) نگذاشته مگر اینکه دگرگون کند تا پلید را از پاک جدا سازد.»»

❇️معاد مرکز جدایش حقیقت‌هاست

در قیامت هر چیز در جایگاه واقعی خودش خواهد بود!

✨🔆يس : 59   وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ

🔆 (و به آنها مى‏گويند:) جدا شويد امروز اى گنهكاران!

❇️ آب از ممیزات متعالیات است

از آب طبیعت تا آب ملکوت تا آب آفرینش تا آب اول «ما خلق الله».

الله قادر متعال با آب اول کل آفرینش را سسامان داد!

💫🔆قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ:

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا خَلَقَ‏ الْمَاءَ فَجَعَلَ عَرْشَهُ عَلَيْهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ:

هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ- وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ  [يَعْنِي وَ كَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ]  قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ.[7]

❇️مادر آب

آب اول مادر آبهاست و خدا با آن هر چیزی را خلق نمود!

💫🔆وَ لَكِنَّهُ كَانَ إِذْ لَا شَيْ‏ءَ غَيْرُهُ وَ خَلَقَ الشَّيْ‏ءَ الَّذِي جَمِيعُ الْأَشْيَاءِ مِنْهُ وَ هُوَ الْمَاءُ الَّذِي خَلَقَ الْأَشْيَاءَ مِنْهُ

اما او بود آن‌گاه که هیچ چیزی جز او نبود، و چیزی را آفرید که همه اشیا از آن‌اند، و آن آب است که اشیا را از آن آفرید.

فَجَعَلَ نَسَبَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِلَى الْمَاءِ وَ لَمْ يَجْعَلْ لِلْمَاءِ نَسَباً يُضَافُ إِلَيْهِ

پس نسبت هر چیزی را به آب بست، و برای آب نسبتی که به چیز دیگری نسبت داده شود قرار نداد. [8]

❇️آب مثل کلید با ظرافت جداینده است

✨🔆الرعد : 4   وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى‌ بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى‌ بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ في‌ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

🔆و در روى زمين، قطعاتى در كنار هم قرار دارد كه با هم متفاوتند؛ و (نيز) باغهايى از انگور و زراعت و نخلها، (و درختان ميوه گوناگون) كه گاه بر يك پايه مى‌رويند و گاه بر دو پايه؛ (و عجيب‌تر آنكه) همه آنها از يك آب سيراب مى‌شوند! و با اين حال، بعضى از آنها را از جهت ميوه بر ديگرى برترى مى‌دهيم؛ در اينها نشانه‌هايى است براى گروهى كه عقل خويش را به كار مى‌گيرند!

❇️پیشا‌شیء را شکافت و آنگاه شیء شکافته شد

حب و نوی و اصباح را فلق نمود.

حکم را فصل  و تحکیم به تفصیل رساند.

هر چیزی را از رتق به فتق رساند.

❇️سر انگشت آفرینش

اراده الهی مثل سر نشان علم الهی است

هر لحظه آفرینش یک اثر اراده الهی است، مثل سر انگشتان بی‌نظیر است.

❇️ اگر تمییز نبود انسان در گذشته آمیخته می‌شد

❇️در هم تنیدگی زمان، تمام زمان در یک زمان(آغاز تجربه فرازمانی)

 در هم تنیدگی اولیه باعث می شود که هر شیء در موقعیت تفکیک و تمییز، تغایرشان به نسبت خاصی به همه گسترش یابد، آنهم به آنی.

 هر تغییری که در هر یک از اجزاء جدا شده رخ دهد تغییراتی متناسب با ساختار همان جزء اما با تناسب اولیه تسری می‌یابد.

❇️معبودا قوه تمییزم را به صد فعال فرما

دعای امام سجاد(ع) تنها ستایش آفرینش فیزیکی نیست، بلکه دعوت به بیداری معرفتی و علمی به جان و فراسوی جهان است است.

 انسان مؤمن باید با فعال‌سازی «قوه تمییز» خود، جهان را نه به عنوان یک عادت تکراری، بلکه به عنوان «کتابی تفصیل‌یافته» و «نشانه‌های خدا» بخواند. این خوانش، راه را برای رسیدن به «فرقان» (قدرت تشخیص حقیقت) و در نهایت قرب الهی هموار می‌سازد.

❇️تکمله کیهان‌شناختی و فیزیک نوین:

 بازخوانی تمییز و فتق از منظر علم روز

✨ «از تکینگی تا تفصیل: نگاه فیزیک کوانتوم به دعای 6  صحیفه سجادیه» ✨

در متن اصلی، امام سجاد(ع) آفرینش را با «قوت» (ایجاد هستی) و تمییز آن را با «قدرت» (نظم‌دهی و جداسازی) تبیین کردند. در فیزیک نوین، این دو مرحله دقیقاً با مفاهیمی مانند:

 «تولد کیهان از تکینگی»

 و

 «شکست تقارن»

هم‌خوانی شگفت‌انگیزی دارند.

💫۱. خَلَقَ بِقُوَّتِهِ: آفرینش جهان مادی از «هیچ چیز» و تنها انرژی خالص

در فیزیک کلاسیک، ماده از ماده ساخته می‌شود. اما در نسبیت عام اینشتین و مدل بیگ‌بنگ، کل جهان از یک نقطه با چگالی و دمای بی‌نهایت به نام «تکینگی» (Singularity) سرچشمه گرفته است.

ارتباط با متن: عبارت «وَ كَانَ الْخَالِقُ قَبْلَ الْمَخْلُوقِ» و «إِذْ لَا شَيْءَ غَيْرُهُ» دقیقاً توصیف‌کننده حالت قبل از بیگ‌بنگ است. در آنجا زمان، مکان و ماده به معنای مرسوم وجود نداشتند.

دیدگاه کوانتومی: در نظریه میدان‌های کوانتومی (QFT)، «خلأ» (Vacuum) پوچ نیست، بلکه سرشار از انرژی نقطه صفر (Zero-Point Energy) و نوسانات کوانتومی است. آفرینش جهان مادی، تبدیل این «امکان مطلق» (انرژی پتانسیل خالص) به «وجود مادی» (ماده و پرتو) است. این همان «قوت» الهی است که از عدم، وجود را بیرون می‌کشد.

💫۲. مَيَّزَ بَيْنَهُمَا بِقُدْرَتِهِ: شکست تقارن (Symmetry Breaking)

کلید اصلی تمییز در فیزیک ذرات و کیهان‌شناسی، پدیده‌ای به نام «شکست تقارن خودبه‌خودی» (Spontaneous Symmetry Breaking) است.

در حالیکه این شکست خودبخودی نیست بلکه به اراده حضرت قویّ قادر متعال است!

توضیح علمی: در لحظات اولیه پس از بیگ‌بنگ، تمام نیروهای بنیادین (الکترومغناطیس، هسته‌ای ضعیف، هسته‌ای قوی و گرانش) در هم آمیخته و یک «نیروی واحد» بودند. جهان در حالتی متقارن و بدون تمایز بود.

لحظه تمییز: با سرد شدن جهان، این تقارن شکست. نیروها از هم جدا شدند. الکترومغناطیس از نیروی هسته‌ای ضعیف جدا شد. الکترون‌ها از فوتون‌ها متمایز شدند.

ارتباط با متن: این دقیقاً مصداق «مَيَّزَ بَيْنَهُمَا بِقُدْرَتِهِ» است. اگر این تمییز (شکست تقارن) رخ نمی‌داد، جهان همچنان یک سوپ پلاسمایی متقارن و بی‌شکل باقی می‌ماند و هیچ ستاره، سیاره یا زندگی‌ای شکل نمی‌گرفت. تمییز، شرطِ شکل‌گیریِ «ساختار» است.

💫۳. فتق و تورم کیهانی (Cosmic Inflation)

 مفهوم «فتق» در متن، با نظریه تورم کیهانی (Inflation) و پایداری ستاره‌ای هم‌خوانی دارد.

فتق به معنای انفجار و گسترش: نظریه تورم بیان می‌کند که جهان در کسری از ثانیه، با سرعتی بسیار بیشتر از نور منبسط شد. این «شکافتن» فضا-زمان است.

فتق دانه و هسته: در فیزیک هسته‌ای، واکنش‌های همجوشی (Fusion) در ستارگان، هسته‌های سبک را به سنگین تبدیل می‌کند و انرژی عظیمی آزاد می‌سازد (فتق هسته). همچنین در بیولوژی کوانتومی، فرآیندهای زیستی بر پایه تفکیک بارهای الکتریکی و پمپ‌های یونی (فتق شیمیایی) استوارند.

💫۴. زوجیت در فیزیک کوانتوم: ذره و پادذره (Matter-Antimatter)

متن بر «زوجیت» تأکید دارد. در فیزیک ذرات، بنیادی‌ترین قانون بقا، تولد جفت‌های ذره-پادذره (Particle-Antiparticle Pairs) است.

توضیح: هر بار که انرژی به ماده تبدیل می‌شود، به صورت جفت‌های متقابل (مثلاً الکترون و پوزیترون) ظاهر می‌شوند. این‌ها «زوج» کامل هستند؛ یکی بار مثبت و دیگری منفی، یکی ماده و دیگری پادذره.

حکمت زوجیت: این زوجیت شرط برهم‌نهی و ایجاد میدان‌های نیرو است. بدون این تمییز بین بار مثبت و منفی، هیچ اتمی، هیچ مولکولی و هیچ ساختار شیمیایی‌ای شکل نمی‌گرفت. این همان «تمییز» است که اجازه می‌دهد «نظم» از دل «انرژی» متلاطم متولد شود.

💫۵. قوه تمییز و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ (Heisenberg Uncertainty Principle)

آیا «قوه تمییز» انسان با اصل عدم قطعیت در تضاد است؟

توضیح: هایزنبرگ می‌گوید نمی‌توان همزمان مکان و تکانه یک ذره را با دقت بی‌نهایت سنجید. این به معنای «ناشناختی مطلق» نیست، بلکه به معنای این است که واقعیت در لایه بنیادین، پتانسیل‌های چندگانه دارد.

نقش ناظر (Observer): در تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتوم، «اندازه‌گیری» یا «توجه ناظر»، تابع موج را فرو می‌ریزد (Collapse) و یک حالت مشخص را عینیت می‌بخشد.

ارتباط عرفانی-فیزیکی: «قوه تمییز» انسان، نوعی «اندازه‌گیری آگاهانه» است. وقتی انسان با تفکر (قوه فرقان) به پدیده‌ها نگاه می‌کند، از حالت‌های احتمالی کوانتومی به واقعیت‌های ملموس دست می‌یابد. تمییز، تبدیل «احتمال» به «حقیقت عینی» است.

💫۶. فرا-کوانتوم و فیزیک اطلاعات: جهان به مثابه کد

در نظریه‌های پیشرفته‌تر مانند فیزیک اطلاعات کوانتومی (Quantum Information Theory) و فرضیه «جهان هولوگرافیک» (Holographic Principle):

جهان به عنوان اطلاعات: هستی ممکن است از داده‌های کوانتومی (کیوبیت‌ها) ساخته شده باشد. هر ذره، حامل اطلاعاتی است.

تمییز به عنوان دیفرانسیل اطلاعات: «تمییز» یعنی خواندن این اطلاعات. وقتی ما شب را از روز تشخیص می‌دهیم، در حال پردازش تفاوت در الگوهای فیزیکی (فرکانس نور، چرخش زمین) هستیم.

تفصیل: عبارت «و کُلَّ شَیءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِیلاً» را می‌توان این‌گونه خواند که خداوند کد منبع (Source Code) واحد هستی را، در لایه‌های مختلف واقعیت (میکروسکوپیک و ماکروسکوپیک) دی‌کدگذاری (Decode) کرده است. هر پدیده، یک «بایت» اطلاعاتی منحصر‌به‌فرد در کل سیستم هستی است.

💫۷. پیوستگی کوانتومی (Quantum Entanglement)

متن به «ریشه واحد» اشاره می‌کند که تفصیل یافته است. در کوانتوم، پدیده‌ای به نام پیوستگی کوانتومی (Entanglement) وجود دارد.

هم قل

توضیح: دو ذره که زمانی با هم تعامل داشته‌اند، حتی اگر میلیاردها سالنور از هم دور باشند، همچنان یک سیستم واحد محسوب می‌شوند. تغییر در یکی، بلافاصله بر دیگری تأثیر می‌گذارد.

ارتباط عرفانی: این نشان‌دهنده «وحدت شهودی» در عین «کثرت ظاهری» است. شب و روز، زمین و آسمان، اگرچه متمایزند (تمییز)، اما از نظر بنیادین به یک منبع انرژی متصل‌اند (پیوستگی). این همان راز «زوجیت» است؛ جدایی ظاهری برای شناخت، اما پیوستگی باطنی برای حیات.

-هر اتفاق در روز شب را متاثر و بالعکس و درک راز ایلاج!

💫۸. جمع‌بندی نهایی: تمییز؛ پلی بین ماده و معنا

از منظر فیزیک نوین:

انرژی = تبدیل انرژی خالص به ماده (E=mc²).

اما قوت الهی را نمی‌توانیم انرژی تعریف شده در نظر بگیریم، چرا که نهایتی ندارد تا با امری برابر انگاشته شود و فرمول برای آن ساخته شود!

قدرت و تمییز = شکست تقارن و شکل‌گیری ساختارهای پایدار.

فتق = انبساط فضا-زمان و جدایی لایه‌های واقعیت.

زوجیت = تعادل بارها و نیروها برای پایداری اتمی.

بنابراین، «تمییز» تنها یک مفهوم ذهنی یا اخلاقی نیست؛ بلکه اصلی‌ترین فرآیند فیزیکی است که جهان را از آشوب (Entropy بالا) به سوی نظم (Entropy پایین و ساختار یافته) هدایت می‌کند. امام سجاد(ع) با فرمول‌بندی «خلق به قوت، تمییز به قدرت»، پیشگویی علمی دقیقی از مراحل تکامل کیهان ارائه داده‌اند که قرن‌ها بعد در معادلات فیزیک کوانتوم و نسبیت تجلی یافت.

پایان تکمله

والسلام علی من اتبع الهدی 🌹✨

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼

❇️تکمله «نگاه فراکوانتومی به لیل و نهار»

🔸منظر فلسفی، کلامی و عرفانی (درون‌متنی و سنتی) و تلفیق آن با منظر علمی و فیزیک (برون‌متنی و تطبیقی)

🔸«تمییز» به عنوان اصل فعال: برخلاف دیدگاه‌های سکون‌گرا، متن بر «تمییز» به عنوان یک فرآیند پویا و جاری در لحظه (کن‌فیکون)  نظر می‌کند.

🔸ارتباط خاص پدیده‌های بیولوژیک با معنویت:

تشبیه «فضولات بدن» به «ظلمات جان» یا «ترشحات سمی» تشبیه ظاهر  به باطن «گناه»، است

پروسه‌ی دفع سموم از بدن که یک فرآیند فیزیولوژیک است، به واقع یک سامانه تمییز بیولوژیکی است.

برای دفع گناه نیز سامانه‌های خاصی در جان آدمی تعبیه شده است مثل توبه و انابه.

🔸تشابه میان «تمییز» و «شکست تقارن»: هر دو مفهوم فرآیندی هستند که در آن یک وضعیت متقارن و یکنواخت، به وضعیت‌های متمایز و ساختاریافته تبدیل می‌شوند.

🔸جهان ظاهر نمایشی از جهان باطن است، پیوستگی کوانتومی هر چند که به ظاهر یک پدیده‌ی آماری و اطلاعاتی در سطح ذرات زیراتمی است ولی در عین حال نمایشی از  جهان متافیزیکی است.

✅تحلیل نهایی «نگاه فراکوانتومی به لیل و نهار»

💫۱. رفع شبهه‌ی جبرگرایی: طینت به مثابه «پتانسیل»، نه «حتمیت»

طینت، نتیجه‌ی انتخاب پیشا-دنیا است، نه شروعِ اجباری: طینت سجین یا علّیّین، ذاتیِ ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه «سرمایه‌ی انباشته‌شده» از انتخاب‌های آگاهانه در جهان پیشا-دنیاست. بنابراین، طینت کافر، حکمِ ابدیِ محکومیت نیست، بلکه «شرایط اولیه‌ی سخت‌تر» برای آزمون است.

امکان جبران در دنیا (تبدیل کیمیاگرانه): دنیا محل «تبدیل طینت» است، نه فقط «تشخیص» آن. همان‌طور که دانه خاک را به گل تبدیل می‌کند، مؤمن می‌تواند با «توبه و عمل صالح»، طینت کفری (حتی در خود یا دیگران) را به ایمان تبدیل کند.

✨هدف از آمیختگی، هدایت‌گری متقابل است:

آمیختگی طینت مؤمن با کافر، آزمونِ قدرتِ اثرگذاری مؤمن است (آیا می‌توانم تاریکی را به نور تبدیل کنم؟).

آمیختگی طینت کافر با مؤمن، آزمونِ امید و بازگشت کافر است (آیا می‌توانم به اصالت اولیه‌ام بازگردم؟).

✨نتیجه: انسان بازنده‌ی مطلق نیست. توبه و انابه، «سامانه‌ی بازگشت» تعبیه‌شده در جان آدمی است که امکان پاکسازی طینت ناپاک و درخشش جوهر اصیل را فراهم می‌کند.

💫۲. تبیین علمی‌تر تشبیهات بیولوژیک: از استعاره تا «سامانه‌ی تمییز»

این تشبیهات «جهش غیرمنطقی» نیستند، بلکه «مشابهت ساختاری در کارکرد سامانه‌های تمییز» هستند:

✨تشبیه ظاهر به باطن: فضولات بدن (ظاهر) نشان‌دهنده‌ی وجود ناخالصی‌هاست. گناه (باطن) نیز نوعی «ناخالصی معنوی» است.

✨سامانه‌های دفع مشابه:

در بدن: کلیه‌ها و کبد، با «قوه‌ی تمییز بیولوژیک»، مواد سمی را از خون جدا و دفع می‌کنند تا حیات فیزیکی حفظ شود.

✨در جان: «توبه و انابه»، سامانه‌ی تمییز اخلاقی است که گناه (سمِ روحی) را از قلب جدا و دفع می‌کند تا حیات معنوی حفظ شود.

✨نتیجه: این تشبیه، نه به معنای یکی بودن فرآیندها، بلکه به معنای «طراحی الگوریتمیک مشابه» توسط خالق حکیم است. خداوند یک «قانون تمییز» واحد را در مقیاس‌های مختلف (میکروبیولوژیک تا متافیزیکی) اجرا کرده است.

💫۳. بازخوانی دقیق‌تر فیزیک کوانتوم: از «اثبات علمی» به «نمایش متافیزیکی»

جهان ظاهر، نمایشی از جهان باطن: فیزیک کوانتوم (مانند پیوستگی کوانتومی) فقط یک «مدل ریاضی» برای ذرات نیست، بلکه «نمایشی عینی» از اصول متافیزیکی است.

تشابه ساختاری، نه هویت یکسان:

«شکست تقارن» در فیزیک، شبیه خاصی با فرآیند «تمییز» در قرآن دارد که وضعیت یکنواخت (متقارن) را به وضعیت ساختاریافته (متمایز) تبدیل می‌کند.

✨ نتیجه: ما ادعا نمی‌کنیم «قرآن کتاب فیزیک است»، بلکه می‌گوییم «قرآن تبیان هر چیزی است»

حتی اگر نظریه‌های فیزیک تغییر کنند، اصلِ «تمییز و شکست تقارن» به عنوان یک حقیقت فلسفی باقی می‌ماند.

💫 جمع‌بندی اصلاح‌شده (نسخه نهایی)

✨این متون جبرگرایی را رد می‌کند: طینت، «پتانسیل» است و «اراده‌ی انسان» در دنیا، عامل «تغییر و تبدیل» آن است.

✨تشبیهات بیولوژیک: متن تشبیهات بیولوژیک را به عنوان «مشابهت در کارکرد سامانه‌های تمییز» (دفع سموم فیزیکی و دفع گناههای معنوی) معرفی می‌کند.

✨تنظیم رابطه‌ی علوم روز و دین: علوم روز، «نمایش‌گر» حقایق متافیزیکی است، نه «معیارِ سنجش» آن‌ها.

✨«دنیا، کارگاهِ تبدیلِ طینت‌هاست؛ جایی که مؤمن با قوه‌ی تمییز خود، کفر را به ایمان و خاک را به گل تبدیل می‌کند، و کافر با توبه، سجین را به علّیّین پیوند می‌زند. این آزمونِ متعالی، نشان می‌دهد که هیچ طینتی ابدی نیست، مگر آنکه با انتخابِ رستگارانه، به اصالتِ خویش بازگردد.»

 🌹

☀️🌹✳️✅ ❇️ ✨🔆💫🔆

✅ارائه و تبیین متن با ادبیات علمی-فلسفی (منطق، کیهان‌شناسی، فیزیک کوانتوم و کلام اسلامی) تبیین.

تبیین فلسفی-علمی «تمییز» در آفرینش: از متافیزیک تا فیزیک کوانتوم

دعای ششم صحیفه سجادیه و مفاهیم نوین فیزیک

💫۱. مقدمه: طرح مسئله و ضرورت بحث

دعای ششم صحیفه سجادیه و مراحل بنیادین در پیدایش و سازماندهی جهان هستی

الخلق بالقوة: ایجاد هستی از عدم (پدیدار شدن ماده/انرژی).

التمییز بالقدرت: تفکیک، نظم‌دهی و ساختارمندسازی ( emergence of structure).

این نوشتار با رویکردی میان‌رشته‌ای، مفهوم «تمییز» را نه صرفاً به عنوان یک فرآیند ادراکی انسانی، بلکه به عنوان یک اصل کیهان‌شناختی و هستی‌شناختی تبیین می‌کند و آن را با مفاهیم فیزیک نوین (مانند شکست تقارن، آنتروپی و پیوستگی کوانتومی) هم‌راستا می‌سازد.

💫۲. مبانی هستی‌شناختی تمییز

۲.۱. تمییز به مثابه شرط امکانِ «هستی»

در فلسفه، «عدم» پوچی مطلق است و «وجود» نیازمند تعین و تمایز است. اگر تمییزی بین «لیل» و «نهار» (شب و روز)، «طیب» (پاک) و «خبیث» (ناپاک) نباشد، هویت هیچ پدیده‌ای شکل نمی‌گیرد.

استدلال منطقی: هر «شیء» با «غیرِ خود» خود تعریف می‌شود. پس تمییز، پیش‌شرطِ تعین‌یافتگی و شناخت‌پذیری جهان است.

تبیین علمی: در ترمودینامیک، گذار از حالت بی‌نظمی (آنتروپی بالا) به نظم (ساختار)، نیازمند فرآیندی است که اجزا را از یکدیگر جدا کند. تمییز الهی، همان عاملی است که آشوب اولیه را به نظم کیهانی تبدیل می‌کند.

۲.۲. تمییز در زیست‌شناسی و شیمی: کیمیاگری حیات

دانه و خاک، نماد این فرآیند هستند. دانه با دریافت انرژی خورشیدی (نور) و تعامل با خاک (ماده)، از طریق قوه ممیزه درونی، عناصر را تفکیک و به ساختارهای پیچیده‌تر (سلول، بافت، اندام) تبدیل می‌کند.

نکته کلیدی: سلول زنده، یک «سیستم تمییزگر» خودکار است که ورودی‌ها را پردازش، ضایعات (خبائث) را دفع و مواد مفید (طیبات) را جذب می‌کند. این فرآیند، تجلی جزئی «قوه تمییز» الهی در ماده است.

💫۳. تبیین کیهان‌شناختی و فیزیک کوانتوم (تکمیه علمی)

این بخش، مفاهیم عرفانی متن اصلی را با یافته‌های فیزیک مدرن پیوند می‌زند.

۳.۱. مرحله اول: «خَلَقَ… بِقُوَّتِهِ» (آفرینش از تکینگی)

دیدگاه متنی: خداوند قبل از آفرینش، هیچ موجودی جز خود نداشت.

دیدگاه فیزیک (مدل بیگ‌بنگ): جهان از یک «تکینگی» (Singularity) با چگالی و دمای بی‌نهایت آغاز شد. در این لحظه، مفاهیم زمان، مکان و ماده به معنای معمول وجود نداشتند.

تطبیق: «قوت» الهی، معادل تبدیل «انرژی نقطه صفر» (Zero-Point Energy) یا «خلأ کوانتومی» به «ماده و تابش» است. این همان تبدیل «امکان مطلق» به «وجود مادی» است.

۳.۲. مرحله دوم: «مَيَّزَ… بِقُدْرَتِهِ» (شکست تقارن)

دیدگاه متنی: خداوند بین شب و روز، و بین پاک و ناپاک تمایز قائل شد.

دیدگاه فیزیک (شکست تقارن خودبه‌خودی): در لحظات اولیه پس از بیگ‌بنگ، چهار نیروی بنیادین (گرانش، الکترومغناطیس، هسته‌ای ضعیف، هسته‌ای قوی) در هم آمیخته و یک نیروی واحد بودند. با سرد شدن جهان، این «تقارن» شکست و نیروها از هم جدا شدند.

تطبیق: این «شکست تقارن»، مصداق عینی «تمییز» است. بدون این تمایز (جداسازی نیروها)، جهان یک ابرِ پلاسمایی یکنواخت بود و هیچ ستاره، سیاره یا ساختار پیچیده‌ای شکل نمی‌گرفت.

۳.۳. پیوستگی کوانتومی (Entanglement)

دیدگاه متنی: ریشه همه مخلوقات یکی است، اما ظاهرشان متفاوت است.

دیدگاه فیزیک: پدیده «درهم‌تنیدگی کوانتومی» نشان می‌دهد که دو ذره، حتی در فواصل نجومی، می‌توانند بخشی از یک سیستم واحد باشند. تغییر در یکی، بلافاصله بر دیگری اثر می‌گذارد.

تطبیق فلسفی: تمییز ظاهری (جدایی ذرات)، مانع از پیوستگی باطنی نیست.

💫۴. تمییز اخلاقی و معنوی: از طینت تا نور

۴.۱. تمییز در سیر و سلوک انسانی

انسان نیز دارای دو بُعد «طینت» (ذات آفرینشی) و «اختیار» است.

طینت مؤمن: بر اساس روایات اهل بیت (ع)، مؤمنان از «طینت علّیّین» (پاک‌ترین مرتبه خلقت) و کافران از «طینت سجین» (پست‌ترین مرتبه) خلق شده‌اند.

عملکرد تمییز: قوه ممیزه در انسان، وظیفه دارد این دو طینت را از هم تفکیک کند. وقتی انسان از طریق ایمان و عمل صالح، طینت کفری (شبهات، هوای نفس) را از طینت ایمانی جدا می‌کند، به «حیات طیبه» دست می‌یابد.

✅ باید متوجه باشیم که طینت کافر بعد از کفر است، در جهان پیشا دنیائی بخاطر کفر، با طینت سجینی، سرشت کافر سرشته شده است!

به واقع تخلیط طینت‌ها گواه تشکیل آزمون متعالی میان انسان‌هاست که باید جوهر اصیل بندگی خود را از هر طینت ناپاک دور سازند! طینت ناپاک اگر زدوده شود جوهر ناب خواهد درخشید، که این تحقق به انتخاب راستین آدمی گره خورده است!

پس جبران گذشته پیشا دنیائی آدمی در عرصه عالم دنیا امکان‌پذیر است!

آمیختگی طینت مومن با طینت کافر برای این است که مومن خود را در انتهای جاده آزمون فرض نکند و آمیخته شدن طینت کافر با طینت مومن برای این است که کافر خود بازنده مطلق نپندارد و در صدد جبران و گذر به اصالت اولیه برآید!

مومن باید شاهکار کند و طینت کافری را به ایمانی تبدیل سازد همانطوری‌که دانه، خاک را به گل و گیاه و میوه شیرین تبدیل می‌سازد!

کافر نیز باید از فرصت همراهی با طینت مومن بهره جسته طینت کفری را در ایمانی ذوب نماید، توبه یار نیکی برای تحقق این امر است!

۴.۲. نور ممیزه در مقابل ظلمات

آیه ۱۲۲ سوره انعام: «أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ…»

تحلیل: «نور»، نماد علم و تمییز است. انسان بدون قوه تمییز (نور)، در تاریکی جهل و گناه گرفتار است. تمییز صحیح، مانند نوری است که راه را روشن می‌کند و مانع از آمیختگی حق با باطل می‌شود.

نتیجه‌گیری روان‌شناختی-عرفانی: سلامت روان و معنویت، در گروِ «تمیز سالم» است. بیماری‌های روحی ناشی از «تخلیط» (آمیختگی ارزش‌ها، تشخیص ندادن مرز حق و باطل) است.

۴.۳. معاد: محل نهایی تمییز

آیه ۱۷۹ سوره آل‌عمران: «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى‌ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ…»

تبیین: دنیا «دار امتحان» و «دار تمییز نسبی» است. در اینجا مؤمن و کافر، نیکوکار و بدکار در کنار هم زندگی می‌کنند. اما «معاد»، «دار جدایی قطعی» است. در قیامت، پرده‌ها کنار می‌رود و هر چیز به جای واقعی خود باز می‌گردد. این اوج «تمییز» است که در آن، حقیقتِ هر چیزی آشکار می‌شود.

💫۵. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

مفهوم «تمییز» در نظام آفرینش، یک فرآیند چندلایه است:

لایه فیزیکی: شکست تقارن و جدایی نیروها برای شکل‌گیری ساختارهای مادی.

لایه زیستی: تفکیک مواد مفید از مضرات در موجودات زنده (سلول‌ها و اندام‌ها).

لایه معرفتی: توانایی انسان در تشخیص حق از باطل و پاک از ناپاک.

لایه اخروی: جدایی نهایی مؤمنان از کافران و حقیقت‌یابی نهایی.

✨ پیام نهایی:

انسان مؤمن باید با فعال‌سازی «قوه تمییز» خود، نه تنها درک درستی از جهان فیزیکی داشته باشد، بلکه در مسیر سیر و سلوک، طینت کفری و آلودگی‌های روحی را از طینت ایمانی جدا کند. این تمییز، کلید دستیابی به «حیات طیبه» و قرب الهی است. همان‌گونه که خداوند جهان را از آشوب به نظم رساند، انسان نیز باید با تلاش خود، روح خود را از آشوب گناه به نظم ایمان برساند.

☀️🌹✳️✅ ❇️ ✨🔆💫🔆

❇️ خلاصه‌ی بحث «نگاه فرا کوانتومی به لیل و نهار»

✅تمییز؛ اصل حاکم بر آفرینش و تکامل انسان

💫۱. مقدمه: دو مرحله‌ی بنیادین خلقت

 پیدایش جهان در مراحل خاص مجزا اما پیوسته انجام یافته است:

✨الخلق بالقوة: پدید آوردن هستی از عدم (تبدیل انرژی خالص به ماده).

✨التمییز بالقدرت: نظم‌دهی، تفکیک و ساختارمندسازی اجزا برای شکل‌گیری حیات و معنا.

این «تمییز»، تنها یک فرآیند فیزیکی نیست، بلکه اصلِ حاکم بر تمام لایه‌های واقعیت (از ذرات زیراتمی تا روح انسان) است.

💫۲. لایه‌ی کیهان‌شناختی: تمییز به مثابه‌ی شکست تقارن

✨از یکنواختی به ساختار: در لحظات آغازین (بیگ‌بنگ)، جهان در حالتی متقارن و یکنواخت بود. شکست تقارن تفسیری از «تمییز الهی»  است که باعث جدایی نیروها و شکل‌گیری ساختارهای پیچیده (ستارگان، سیارات، حیات) شد.

✨پیوستگی: پدیده‌ی درهم‌تنیدگی کوانتومی (Entanglement) نشان می‌دهد که با وجود تمایز ظاهری ذرات، آن‌ها از نظر بنیادین به یک مرکز و ریشه واحد متصل‌اند.

✨نتیجه: جهان فیزیکی، «نمایشی» از اصول متافیزیکی است. تمییز، شرطِ وجودِ «شکل» و «هویت» است.

💫۳. لایه‌ی زیستی: سامانه‌های تمییز در حیات

✨کیمیاگری طبیعت: موجودات زنده (از دانه تا سلول انسان)، مجهز به سامانه‌های هوشمند تمییز هستند. آن‌ها مواد اولیه را گرفته، ناخالصی‌ها را دفع و مواد مفید را به ساختارهای پیچیده‌تر (گل، میوه، اندام) تبدیل می‌کنند.

✨تشابه ساختاری دفع سموم و گناه:

در بدن: کلیه‌ها و کبد، با تمییز بیولوژیک، سموم فیزیکی را دفع می‌کنند.

در جان: توبه و انابه، با تمییز اخلاقی، سموم معنوی (گناه) را دفع می‌کنند.

نکته کلیدی: این دو فرآیند، اگرچه در مقیاس‌های مختلف رخ می‌دهند، اما از یک «الگوریتم الهی» واحد پیروی می‌کنند: تشخیص، جداسازی، و دفعِ ناپاک.

💫۴. لایه‌ی اخلاقی و معنوی: طینت، اراده و تکامل روح

✨طینت، پتانسیل است نه جبر:

طینت مؤمن (علّیّین) و کافر (سجین)، نتیجه‌ی انتخاب‌های آگاهانه در جهان پیشا-دنیا است.

طینت، سرنوشتِ ابدی نیست، بلکه «شرایط اولیه» و «سرمایه‌ی اولیه» هر انسان است.

✨دنیا، کارگاهِ تبدیلِ طینت‌هاست:

نقش مؤمن: مؤمن مانند «دانه‌ای» است که می‌تواند «خاکِ کفر» را به «گلِ ایمان» تبدیل کند. او باید با قدرت تمییز خود، ناخالصی‌ها را دفع و جوهر ناب را درخشان سازد.

نقش کافر: کافر هرگز بازنده‌ی مطلق نیست. با استفاده از توبه و انابه، می‌تواند طینت سجینی را پاکسازی کرده و به اصالت اولیه (علّیّین) بازگردد.

✨هدف از آمیختگی طینت‌ها:

آمیختگی طینت مؤمن با کافر، آزمونِ قدرتِ اثرگذاری و هدایتگری مؤمن است.

آمیختگی طینت کافر با مؤمن، آزمونِ امید و بازگشت کافر است تا بداند جبرانِ گذشته‌ی پیشا-دنیایی در دنیا امکان‌پذیر است.

💫۵. لایه‌ی معاد: جدایی نهایی و حقیقت‌یابی

✨دنیا: دار امتحان و آمیختگی نسبی: در دنیا، مؤمن و کافر در کنار هم هستند تا آزمونِ تمییز و انتخاب رخ دهد.

✨معاد: دار جدایی قطعی: در قیامت، پرده‌ها کنار می‌رود و تمییز به اوج خود می‌رسد.

مؤمنان به نور و بهشت (حقیقتِ اصیل خود) باز می‌گردند.

کافران به ظلمت و جهنم (نتیجه‌ی انتخابِ خود) محکوم می‌شوند.

✨نتیجه نهایی: معاد، محلِ «حکم قطعی» و «نمایش نهایی حقیقتِ هر طینت» است.

💫۶. جمع‌بندی فلسفی-علمی

مفهوم «تمییز»، پلی است میان:

فیزیک: (شکست تقارن و شکل‌گیری ساختار)

زیست‌شناسی: (تصفیه‌ی سلول‌ها و حفظ حیات)

اخلاق: (توبه و پاکسازی روح)

معاد: (جدایی حق از باطل)

✨پیام محوری:

انسان آزاد است. طینت او ممکن است از پیش آلوده یا پاک باشد، اما اراده‌ی او در دنیا تعیین‌کننده‌ی سرنوشت نهایی اوست. مؤمن باید با فعال‌سازی «قوه‌ی تمییز» خود، کفر را به ایمان تبدیل کند و کافر باید با توبه، سجین را به علّیّین پیوند زند. این، رازِ «حیات طیبه» و کمالِ نهایی انسان است.

🌹✨والسلام علی من اتبع الهدی

✨ عنوان: تبیین جامع مفهوم «تمییز» در نظام آفرینش

💫۱. محور هستی‌شناختی و کیهان‌شناختی (از آفرینش تا ساختار)

دو مرحله‌ی خلقت:  

🔅 الخلق بالقوة: پدید آوردن هستی از عدم (تبدیل انرژی خالص به ماده)، که در فیزیک مدرن معادل «بیگ‌بنگ» و خروج از «تکینگی» است.

🔅 التمییز بالقدرت: نظم‌دهی و تفکیک اجزا، که در فیزیک معادل «شکست تقارن» (Symmetry Breaking) است. بدون این تمایز، جهان یک ابر پلاسمایی یکنواخت و بی‌شکل باقی می‌ماند.

🔅 فتق و تفصیل: «فتق» به معنای شکافتن و گسترش است که با نظریه‌ی «تورم کیهانی» (Cosmic Inflation) و فرآیندهای همجوشی در ستارگان همخوانی دارد.

🔅 پیوستگی: پدیده‌ی «درهم‌تنیدگی کوانتومی» (Entanglement) نشان می‌دهد که با وجود تمایز ظاهری ذرات، آن‌ها از نظر بنیادین به یک مرکز واحد مرتبط‌اند.

💫۲. محور زیستی و طبیعی (کیمیاگری طبیعت)

🔅 قوه‌ی ممیزه در ماده: طبیعت و موجودات زنده مجهز به سیستم‌های تمییزگر هستند.

🔅 سلول: به عنوان یک کارخانه‌ی هوشمند، مواد مفید را جذب و ضایعات را دفع می‌کند.

🔅 دانه و خاک: تبدیل مواد ساده به ساختارهای پیچیده و زیبا (گل و میوه) نشانه‌ی علم تمییز تزریق شده به ذرات است.

🔅 آب به مثابه‌ی نماد تمییز: آب گوارا از دل مواد آلوده و فضولات بیرون می‌آید. این فرآیند تصفیه، تجلی «عصای تمییز» الهی است که خبیث را از طیب جدا می‌کند.

🔅 تنوع از یگانگی: درختان و گیاهان با وجود نوشیدن یک نوع آب، میوه‌ها و طعم‌های متفاوتی تولید می‌کنند؛ این نشان‌دهنده‌ی توانایی تمییز و تفصیل در طبیعت است.

💫۳. محور معرفتی و اخلاقی (سیر و سلوک انسان)

🔅 نور ممیزه: قوه‌ی تشخیص، نوری است که انسان را از تاریکی جهل و گناه به سوی روشنایی هدایت می‌کند.

🔅 طینت مؤمن و کافر:

مؤمنان از «طینت علّیّین» (پاک‌ترین مرتبه) و کافران از «طینت سجین» (پست‌ترین مرتبه) آفریده شده‌اند.

باید متوجه باشیم که طینت کافر بعد از کفر است، در جهان پیشا دنیائی بخاطر کفر، با طینت سجینی، سرشت کافر سرشته شده است!

مرگ مؤمن، همان طینت کفری از او است و حیات او، زمانی است که خداوند این دو را از هم جدا می‌کند.

گاهی آمیختگی ظاهری (زاییدن مؤمن توسط کافر یا برعکس) به دلیل اختلاط طینت‌ها در عالم ماده رخ می‌دهد.

🔅 تزکیه‌ی نفس: هدف از تمییز اخلاقی، دفع «رجاسات» (ناخالصی‌های روحی) و حفظ «طیبات» است. هرچه مؤمن صاف‌تر باشد، حیاتش زنده‌تر و درخشان‌تر است.

💫۴. محور معاد و قیامت (جدایی نهایی)

🔅 دار امتحان تا دار حقیقت: دنیا محل آمیختگی نسبی مؤمن و کافر است، اما معاد محل جدایی قطعی است.

🔅 فرودگاه تمییز: در روز قیامت، منادی از آسمان ندا می‌دهد تا اهل باطل از اهل حق جدا شوند.

🔅 حقیقت‌یابی نهایی: در آن روز، هر چیز به جایگاه واقعی خود باز می‌گردد؛ مؤمنان به بهشت (نور) و کافران به جهنم (ظلمت) می‌روند. این اوج فرآیند تمییز است که در آن «خبیث از طیب» برای همیشه جدا می‌شود.

💫 نتیجه‌گیری نهایی

مفهوم «تمییز»، راز اصلی نظم، زیبایی و حیات در جهان است. این مفهوم پلی است میان:

🔅 فیزیک: (شکست تقارن و شکل‌گیری ساختار)

🔅 زیست‌شناسی: (تصفیه‌ی سلول‌ها و رشد گیاهان)

🔅 عرفان و اخلاق: (جدا شدن روح پاک از آلودگی‌ها)

🔅 معاد: (جدایی نهایی حق و باطل)

انسان مؤمن با فعال‌سازی «قوه‌ی ممیزه» خود، نه تنها جهان فیزیکی را درک می‌کند، بلکه در مسیر تکامل روحی، ناخالصی‌های وجودی را دفع کرده و به قرب الهی و «حیات طیبه» دست می‌یابد.

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼


[1] تفسير نور الثقلين    ج‏1    265  حويزى، عبدعلى بن جمعه، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.

[2] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص15  صفار، محمد بن حسن، ، مكتبة آية الله المرعشي النجفي – ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.

[3] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص15  صفار، محمد بن حسن، ، مكتبة آية الله المرعشي النجفي – ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.

[4] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص15  صفار، محمد بن حسن، ، مكتبة آية الله المرعشي النجفي – ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.

[5] تفسير نور الثقلين    ج‏1    764  حويزى، عبدعلى بن جمعه، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.

[6] تفسير نور الثقلين    ج‏1    414  حويزى، عبدعلى بن جمعه، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.

[7] التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام ؛ ؛ ص144  حسن بن على عليه السلام، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.

[8] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏8 ؛ ص94  كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply