تسخیر اراده فراتر از سحر
🌻🔆🔆🌻
🌼🔆🌼مصادره شیطان🌼🔆🌼
🔹جلسات هفتگی شرح و تفسیر صحیفه سجادیه دعای بیستم
📅 تاریخ:1404/11/16 -16 شعبان 1447
✨ جلسه: مشکات نور
🎤 سخنران: استاد علی ساعی
📝 برخی موارد مطرح شده در جلسه:
تفکر، غذای رحمانی روح و راه رسیدن به عظمت
تفکر یعنی تغذیه انسان از منافع رحمانی. تفکر به معنای اشتعال باطن، روشنایی درونی و تدبیر طرح و نقشه برای عملیات انسانی است؛ یعنی عمل به تکالیف متعالی. این انسان، زمانی که اسیر «تمنیات» (آرزوهای پست) و «تزئینات» (جلوههای فریبنده) میشود، سرش به زیر میافتد و در اسارت فرو میرود. اما زمانی که مشغول ذکر عظمت خداوند شد، سرش به سوی بالا، به سوی عظمت برمیگردد و بزرگ میشود. هرچقدر انسان مشغول عظمت خدا شود، به همان میزان عظمت وجودیاش ارتقا مییابد؛ بلند میشود، بزرگ میشود.
انسان با عظمتش بر جهان هستی عظمت میبخشد. انسان وقتی به تکامل رسید، این جهان هستی را نیز به تکامل میرساند. این انسان که باید گل آفرینش شود، گلها را به سوی خود خیره میسازد. یعنی همان لطایفی که از گل در این جهان هستی منتشر میشود، لطافت و طراوت انسان کامل چنان بالا میرود که تمام زیبایان عالم هستی را به سوی خود جلب مینماید. انسان باید به ذکر عظمت پروردگار با آوای خوش جهان هستی تبدیل گردد. چنان با معبودش مناجات کند که این جهان هستی را به شور و شوق وادارد. انسان باید با شور مناجات خدا، تبدیل به قلب تپندهٔ این جهان هستی شود و با نبض، ضربان و آهنگ یاد خدا، به این جهان هستی خرّمی بخشد و بر زیباییاش بیفزاید.
امام سجاد (ع): امام زرگران و استاد تبدیل پلیدی به پاکی
آری، این انسان باید تبدیل به دلِ مناجات این گیتی شود؛ هم پروانه شود، هم گل، هم پرنده، هم دریا و هم آسمان و ستاره. بدرخشد، بجوشد، بخروشد و نواهای نام خدا را در این جهان هستی به زیبایی تمام، طنینانداز کند.
امام سجاد (ع) امام زرگران است. امام سجاد (ع) با زبان مناجات، لطیفترین اسرار خلقت را به ما آموزش میدهد. ایشان آن حکمت والا را درون این نواها و مناجاتها قرار داده است. عجب مناجاتهایی است این مناجات سجادیه که روحی عظیم دارد و به انسان حیاتی والا میبخشد. امام در همین چند فراز، چنان شور و شوق ما را برمیانگیزد که بحران را به فرصتی طلایی میکشاند، آتش را به گلستان و فاضلاب را به آب پاک و زلال تبدیل میسازد. این امام سجاد (ع) است که سرّ استحصال زر و الماس را از خاک متعفن به ما آموزش میدهد. به ما میآموزد که چگونه مثل خاک پاک و مستعدی باشیم که مردار و مکاره را به مکارم تبدیل سازیم.
امام سجاد (ع) راز رهایی از پلیدیها و همچنین نحوهٔ تبدیل پلیدی به پاکی را به ما آموزش میدهند. ایشان به ما یاد میدهند که باید تمام بیماریها درمان شود. شیطان و هوای نفس، همان بیماری غالب بر جان و جهان ماست و باید که طبابت شود؛ باید که این بیماری به درمان تبدیل شود. سهم منِ انسان که تاج کرامت خدا را بر سر دارم چیست؟ آیا در انجام مأموریت خود در پاکسازی این جهان هستی موفق بودهام؟ آیا توانستهام پلیدیهای شیطان و نفس را شستشو دهم و جان بیمار جهان را به خاطر این پلیدیهای شیطانی مداوا کنم؟ و یا اینکه آتش شیطان و نفس را به حال خود رها کردهام و این آتش هم جان مرا میسوزاند و هم جهان را به آتش میکشاند؟ نباید پلیدی را به حال خود رها کرد، نباید بیماری را به حال خود گذاشت، نباید آتش را رها نمود که جهان و جان را میسوزاند.
فلسفه وجود شیطان: حریف تمرینی در میدان بندگی
امام سجاد (ع) رموز پاکسازی و طبابت جان و جهان را به ما یاد میدهند. به ما آموزش میدهند که چگونه ضربهای کاری بر جان شیطان وارد سازیم. شیطان، «روع» (مرکز ادراک و اراده) ما را هدف میگیرد و ما باید کل هستی شیطان را هدف قرار دهیم و کل جان پلید او را نابود سازیم. امام سجاد به ما آموزش میدهند که نباید در برابر شیطان حالت تدافعی داشته باشیم، بلکه باید حالت تهاجمی یابیم و شیطان را از شیطنتش مأیوس سازیم، پشیمانش کنیم؛ چنانش کنیم که آرزوی مرگ کند و از خدا بخواهد تا آن «یوم معلوم» را نزدیک سازد. آری، رفتار، کنش و واکنش ما بر نفس و شیطان بایستی با نظام سجادیه انتظام یابد.
شیطان یکی از مواد آزمون در مسیر بندگی خداست. خدا چرا شیطان را خلق نموده است؟ بیشک برای این خلق ننمود تا شیطنت کند. اما آن شیطانی که شیطنت کرد، خدای علیم و حکیم ما، شیطنت او را به نفع جهان هستی مصادره کرد و آن را در مسیر امتحان و بندگی خدا قرار داد. پس شیاطین صرفاً برای مزاحمت نیستند؛ برای این آفریده نشدهاند که انسان خود را ببازد و تحقیر کند، بلکه حریفِ بندگی خداست. در مسیر بندگی قرار داده شده است تا انسان بتواند بندگی خود را در برابر حق تعالی به محک بکشد. این شیطان وزنهای است که باید انسان آن را بلند کند، از سر راه بردارد، زیر پا بگذارد و کمرش را بشکند تا اثبات کند که مرد میدان بندگی خداست.
اگر لحظهای تصور کنیم که شیطان نبود، یعنی یکی از مواد امتحانی مسیر بندگی خدا کم بود و میبایست از جای دیگر جبران میشد. اگر شیطان نبود، قهرمان میدان بندگی خدا چگونه شناخته میشد؟ آیا کلاس بندگی خدا در این عالم دنیا ناقص نمیماند؟ آری، قهرمانی تنها در میدان مسابقه مشخص میشود. پس انسان باید بحران شیطنت شیطان را به فرصت طلایی برای رشد و بندگی خدا مصادره نماید. این شیطانی که چنان خواب را بر خود حرام نموده تا این انسان را به خواب کند، نمیخوابد تا انسان را خوابنما کند. ولی این انسان است که بیداری را بر خود حرام نموده است. انسانی که میبایست حتی بیداری را نیز بیدار کند و از دل روشنایی، نوری دیگر درآورد. انسان به معنای واقعی کلمه، دشمن را به سرمایه خود تبدیل میسازد؛ شیطنت شیطان را همچون سرمایهای، هزینهٔ بندگی خدا میکند و به نفع خود مصادره مینماید. این همان رموزاتی است که امام سجاد (ع) به ما آموزش میدهند.
ابزار و تجهیزات نبرد: شناخت دشمن و سلاح مؤمن
شیطان پیوسته به کمین است؛ دامهایش را پهن میکند، کلاههایش را رنگیتر میسازد، زنجیرهایش را طلاییتر میکند و طعمههای لذیذتری بر سر راه انسان میگذارد تا اشتهای نفسانیت او را تحریک نماید. نقابها دارد، تسویلات (زیبا جلوه دادن زشتیها) دارد و خود را به چهره دوست و محبوب درمیآورد. اگر انسان حریف را نشناسد و نقشههایش را نقش بر آب نکند، باخته است.
شیطان در برابر انسان حقیر است؛ حتی لیاقت آن را ندارد که نوکر انسان شود، چه برسد به اینکه انسان، شیطان را به آقایی خود انتخاب کند. آدمی باید که سرور شیطان شود، او را تنبیه کند و حتی او را به سوی توبه و خدا برانگیزاند. شیطانی که به خاطر تمرد از سجده بر آدم رانده شد، این چگونه آدمی است که به شیطان سجده میکند و او را عبادت میکند؟ این یعنی انسان خودش را از اوج شرافت به حضیض ذلت و سیاهی میکشاند.
پس چه کنیم؟ باید که خود را به انواع سلاح مجهز کنیم تا بتوانیم این شیطان را ادب کنیم و پشیمان سازیم. خود را به قدرت خدا، غیرت الله و کلام الله مجهز کنیم تا بتوانیم این ذلیل درگاه خدا را ذلیلتر سازیم. «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ…» (هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها آماده سازید و اسبهای ورزیده تا به وسیلهٔ آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید). پس من باید هم در جبهه باطنی و هم ظاهری، بر علیه دشمنان شیطانی انسی و جنی، خودم را به انواع سلاحهای عظیم مجهز و مجهزتر سازم.
وقتی آیهای از آیات خدا را میخوانم، باید از عبارتهایش بگذرم، روح عبارتهایش را دریابم، خودم را به روح و اشارت آن و به لطایف و حقایق آن مجهز سازم تا بتوانم بیشتر و بیشتر بر دشمن لعین غالب شوم. هرگونه تسامح و تساهل در این جبهه، برای انسان خسارتی جبرانناپذیر به بار خواهد آورد. پس با خدا باشیم تا بتوانیم بر دشمن خدا غالب شویم. یاد شیرین خدا و ذکر عظمت او را پیوسته در دلمان فروزان سازیم تا هیچ دشمنی امکان نفوذ در ما نیابد. زمان غفلت است که تیر چند شعبه شیطان به «روع» انسان، به قلب انسان، به نقطهٔ مرکزی جان آدمی نفوذ میکند.
نبرد نهایی: تسخیر «روع» و انحطاط اشتها
آیا با شما عهد نکردم و پیمان نگرفتم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید که او برای شما دشمنی آشکار است؟ آن فرد معصیتکار، در واقع شیطان را عبادت میکند؛ چه شیطان جنی را، چه شیطان نفسی را. این نفس آدمی از آن شیطان، شیطانتر است. بزرگترین دشمن، این هوای نفس آدمی است.
شیطان زیرکی میکند؛ اگر بتواند «روع» انسان را تسخیر کند، دیگر نیازی به شکستن قلعه عظیم انسانیت نیست. کافی است روزنهای بیابد، از آن روزنه به درون قلعه نفوذ کند و زهرش را به «روع» انسان بریزد. آنگاه این انسان به تمام و کمال به تسخیر شیطان درمیآید. اگر «روع»، این دستگاه ادراکی، این مرکز تصمیمگیری و اطلاعات و عملیات آدمی با تیر شیطان مسموم شود، انسان مسخّر شیطان میشود و ارادهاش به تسخیر شیطان درمیآید. این مرحله، یعنی تسخیر شدن اراده آدمی، از مسحور (سحر) شدن بدتر است. سحر قابل درمان است، اما تسخیر شدن اراده، درمانش سخت است.
زمانی که «روع» انسان به تسخیر شیطان درآمد، دیگر چیزی برای باختن نخواهد داشت. هرچه دارد، تمامش در خدمت شیطان خواهد بود. شیطان مواظب این انسان خواهد شد که مبادا این سرمایه را به مفت ببازد، بلکه ذرهذره این انسان را در پلیدیهای خود به کار خواهد گرفت و تمام آرزوهای خود را با همین انسان محقق خواهد نمود.
این تسخیر از کجا آغاز میشود؟ از «تمنّی». «تمنّی» یک روزنه، یک پنجره خاص است. تمنی همان خواهش و آرزوی دنیوی، همان آرزوهای دروغین و آمیخته به جهل است. همان اشتهای مسمومی است که جهل و شیطان آن را پروراندهاند. اشتهای آدمی دیگر ملکوتی نیست، بالاتر از لذت خاک را نمیشناسد و لذت را در پلیدیها میجوید. اشتهای او حیوانی میشود؛ قسمتهای انسانی مغزش خاموش و قسمتهای حیوانی او فعال میگردد. اشتهای فراکیهانیاش فروکش میکند و اشتهای دنیویاش زبانه میکشد. اشتهای او انگلی، سوسکی و موشی میشود و به سوی فاضلابها پر میکشد. تمنیات او خُرد و پست خواهند شد.
راهکار سجادیه: دعای تبدیل وسوسههای شیطانی به ذکر رحمانی
(زمان: ۱۰:۲۸ شب)
امام سجاد (ع) راه مقابله با این تهاجم ویرانگر را به ما میآموزد. ایشان به ما یاد میدهند که چگونه انرژی منفی و ویرانگر شیطان را به نفع خود مصادره کرده و آن را به نیرویی سازنده برای قرب الهی تبدیل کنیم:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یلْقِی الشَّیطَانُ فِی رُوعِی مِنَ التَّمَنِّی وَ التَّظَنِّی وَ الْحَسَدِ ذِکراً لِعَظَمَتِک، وَ تَفَکراً فِی قُدْرَتِک، وَ تَدْبِیراً عَلَی عَدُوِّک…»
ترجمه:
«خداوندا! آنچه را که شیطان در جانم (روعم) میافکند، از آرزوهای باطل (تمنّی)، و گمانهای بد (تظنّی)، و حسد، به امور زیر تبدیل گردان:
- یاد کردِ عظمت تو،
- و اندیشیدن در قدرت تو،
- و چارهاندیشی علیه دشمن تو (شیطان)…»
این همان هنر زرگری امام سجاد (ع) است: تبدیل کردن زهر به پادزهر، تبدیل کردن تهدید به فرصت و تبدیل کردن نیروی شیطانی به سکوی پرتابی به سوی عظمت الهی.
نظرتون در مورد این پست چیه؟