مصلح فقط خداست
🌻🔆مصلح فقط خداست🔆🌻
🌼🔆🌼عیب دانی، دانش متعالی🌼🔆🌼
🔹جلسات هفتگی شرح و تفسیر صحیفه سجادیه
📅 تاریخ: 1404/04/26 – 21 محرم 1447
✨ جلسه: مشکات نور
🎤 سخنران: استاد علی ساعی
برخی موارد مطرح شده درجلسه:
دعای بیستم صحیفه سجادیه ✨
اللهم صل علی محمد و آل محمد فراز پنج
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ مَتِّعْنِی بِهُدًی صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ، وَ طَرِیقَةِ حَقٍّ لَا أَزِیغُ عَنْهَا، وَ نِیةِ رُشْدٍ لَا أَشُک فِیهَا، وَ عَمِّرْنِی مَا کانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِک، فَإِذَا کانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیک قَبْلَ أَنْ یسْبِقَ مَقْتُک إِلَی، أَوْ یسْتَحْکمَ غَضَبُک عَلَی.
اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ خَصْلَةً تُعَابُ مِنِّی إِلَّا أَصْلَحْتَهَا، وَ لَا عَائِبَةً أُوَنَّبُ بِهَا إِلَّا حَسَّنْتَهَا، وَ لَا أُکرُومَةً فِی نَاقِصَةً إِلَّا أَتْمَمْتَهَا.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَبْدِلْنِی مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ الْمَحَبَّةَ، وَ مِنْ حَسَدِ أَهْلِ الْبَغْی الْمَوَدَّةَ، وَ مِنْ ظِنَّةِ أَهْلِ الصَّلَاحِ الثِّقَةَ، وَ مِنْ عَدَاوَةِ الْأَدْنَینَ الْوَلَایةَ، وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِی الْأَرْحَامِ الْمَبَرَّةَ، وَ مِنْ خِذْلَانِ الْأَقْرَبِینَ النُّصْرَةَ، وَ مِنْ حُبِّ الْمُدَارِینَ تَصْحِیحَ الْمِقَةِ، وَ مِنْ رَدِّ الْمُلَابِسِینَ کرَمَ الْعِشْرَةِ، وَ مِنْ مَرَارَةِ خَوْفِ الظَّالِمِینَ حَلَاوَةَ الْأَمَنَةِ.
خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست 🌹
خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا با هدایت صالح بهرهمند گردان، تا آن را با هیچ بدلی عوض نکنم و مرا به طریق حق راهنمایی فرما که به هیچ وجه از آن منحرف نگردم و مرا به نیت رشد معید فرما که به هیچ وجه در آن شک نکنم. خداوندا، به من چنان عمری ببخش که در طاعت تو آن را بذل کنم و کهنه سازم، هزینه کنم و زمانی که عمرم برای شیطان چراگاه شد، خداوندا آن جانم را به سوی خودت قبض فرما قبل از آن که خشم تو نسبت به من پیشی گیرد و یا غضب تو بر من غالب و محکم شود. خداوندا، هیچ خصلتی را در من رها مکن که برای من عیبی است، مگر اینکه آن را اصلاح فرمایی. و آن عیبی که مایه سرزنش من است، آن را نیکو گردانی و هیچ کرامتی را در من به ناقص مانده است، مگر آن که آن را تمام فرمایی.
توجه به مفاهیم و ارتباط با الله ✨
پس از خواندن این مناجات زیبا، چه باید کرد؟ هدف از خواندن این مناجات، ارتباط با الله است، به زیباترین شکل ممکن، با کلام امام سجاد (ع).
حالا زمانها به متن اضافه شد.
ارزیابی و محاسبه مناجات ✨
من خواستم به سوی پروردگار خود پرواز کنم، دلم را به سویش آزاد کنم، آیا نتیجه این مناجات در جان من به قمر نشست؟ آیا من با عزم و تصمیم راسخ قصد مناجات با خدا را دارم؟ چه مناجاتی نمودم؟ باید خودم را بسنجم، مناجات خودم را محاسبه کنم. آیا خواندم یا مناجات کردم؟ آیا من توانستم به سوی پروردگارم پرواز کنم یا اینکه فقط کلامی را خواندم؟ تصمیم و عزم من چه بود؟ پس باید با خواندن این مناجات عزم و تصمیم من این باشد که عمرم را فقط و فقط هزینه پروردگارم کنم. من این مناجات را کردم و در واقع پیمانی با پروردگارم منعقد نمودم. یعنی به خدایم چنین وعده دادم، چنین تعهد دادم که جانم را خرج طاعتش سازم. تنها روغن جانم را در اطاعتش بسوزانم، خودم را تنها برای خدایم خرج کنم و تمام کنم.
عهد و پیمان با خدا 🌟
وقتی من سخن از بذل طاعت میکنم، یعنی اعلام میکنم: “خداوندا، من نوکر دائمی تو هستم. خداوندا، میخواهم چراغ اطاعتت را روشن کنم و تا آخر عمر این چراغ فقط برای تو بسوزد.” خداوندا، آمدم خواستم اعلام نوکری کنم تا نوکریام را بپذیری. میخواهم نوکر تمام تو گردم. این مناجات را خواندم، آیا متوجه این عهد و پیمان بودم یا نه؟ مناجات امام سجاد (ع) با الله رب العلی است. امام به من طراحی عمر را یاد میدهد: چگونه باید عمرم را طراحی کنم، چگونه فقط خودم را مشغول او سازم. امام سجاد (ع) یاد میدهد که من باید خرج او شوم، مشغول او شوم. او خدایم، جز خدایم هیچ مشغولیتی نداشته باشم.
چراغ عمر برای خدا 🌙
باید خلق شایستهی خالق احسنالخلقین گردم. باید چراغ عمرم فقط برای خدا بسوزد. مبادا چراغ شیطان شوم، مبادا محفل شیطان را روشن کنم، رونق بازار گناه و معصیت کنم، که مرگ بهتر از زندگی برایم خواهد بود. امام یادم میدهد که کدام حالت باید آرزوی مرگ کنم، این مرگ مقدس را از خدا طلب کنم نه اینکه زمانی که انسان دید، مرتع شیطان است، آرزوی مرگ کند. باید تبدیل به گلستان جهان هستی شود و کل آن را تقدیم اطاعت و بندگی خدا کند، نه اینکه تبدیل به مرتع شیطان شود و آرزوی مرگ کند.
طراحی عمر و مرگ مقدس 🌱
هم باید عمر خود را طراحی کند، هم مرگش را. مرگش آغاز زندگی دیگری باشد. مگر ما شیعیان امام حسینی (ع) نیستیم؟ حیات عمر شریفشان چه با شکوه بود و بعد شهادت، حیاتشان ابدی شد، هم در این دنیا، هم در سرای باقی. کدامین جهانها را میشکافند؟ امام سجاد (ع) یادمان میدهد که باید عمرمان بازار بندگی خدا را داغ کند و همچنین مرگمان باید مردن امام (ع) باشد. این مردن، این موت، این میته از هزار هزار چراغ حیات درخشانتر است. نفس میکشیم، باید بعد از مرگمان نیز در این عالم دنیا نفس بکشیم، نفس بندگی بدمیم به حیات جهان مادی.
چرخ دندههای بندگی خدا 🔥
ما باید چرخدندههای بندگی خدا را بچرخانیم، صنایع بندگی خدا را فعالتر کنیم. باید تبدیل به عود و نور خدا شویم، وجودمان عطر بندگی خدا گردد و مشام خلایق را به سوی عبادت و بندگی خدا تحریک کند. بسوزیم و خودمان را فقط برای خدایمان تمام کنیم. پس حیاتمان باید بر رواج بندگی بیفزاید و مماتمان نیز بر بازار عشق و بندگی خدا بیفزاید. همان توفیق این مناجات در زیارات عاشورا است: اللهم جعلنی مهیای مهیا و مماتی ممات محمد و آل محمد ص . این حیات یعنی عالیترین درجه حیات در این جهان هستی. اگر به این فیض عظما برسیم، حیاتمان حیات محمدی و مماتمان ممات محمدی و آل محمدی میشود. این مقال عالی بندگی است. انسان چه کم دارد که هم حیات را صاحب شده و هم مماتش از هزار حیات، حیاتتر است و باشکوهتر.
خواندم چه کنم؟ 🪞
خواندم، چه کنم؟ یعنی ایستادهام در برابر مصلح خدایم، میخواهم مرا اصلاح کند. انسان وقتی به آرایشگری میرود باید به آرایشگرش بگوید که چگونه او را اصلاح کند و معایبش را برطرف کند. آیا من در برابر آیینه معرفت ایستادهام تا عیوبم را ببینم؟ تا بنشینم پای میز آرایش پروردگارم در زمان مناجات و نماز بگویم: “آی آرایشگر وجودم، ای آفریدگار من، اصلاحم کن! اینها عیوب من است و بسیاری را هم نمیدانم. خدایا، تو میدانی، اصلاح کن.” هرچه نازیبایی در وجودمان هست عرضه کنیم و التماسش کنیم تا اصلاحمان کند. اصلاحگر و آرایشگر الله جمیل است، خالق علیم است، مقتدر توانا است، علیم و حکیم است، لطیف است. خودم را به او میسپارم تا اصلاحم کند. خداوندا، من با این حال و هوا صحیفه سجادیه میخوانم، اصلاحم کن، زیباییم کن، درخشانم کن، به همان احسنالنظامی که بودم و آفریده بودم برسانی مرا و باز شکوه خلاقیت خود را ادامه دهی. تویی که در هر یوم در شان حدید هستی، مرا در شانوات حدید خود سیر دهی تا شکوه این جهان هستی به زیبایی بیشتر بدرخشد. من هم خواهم ستاره درخشان و زیبای این جهان زیبا و باشکوه تو گردم.
طراحی حیات و ممات خود 🌱
پس باید طراح حیات و ممات خود شوم. آیا وزارتخانه حیات و ممات دارم؟ تا خودم را در آن وزارتخانهها اصلاح کنم و تقدیم پروردگارم کنم؟ عزم و جزم من چگونه است؟ باید که من چراغ اصلاح مستمر و مستقر پروردگارم را روشن کرده باشم. با خودم گفتگو میکنم: “خداوندا، متوجه احوالات من است. به خدا میشنود، به خدا توجه کرده است. خدا آن چراغ اصلاحگرش را در جان من قرار داده است. هر آن به اصلاح من مشغول است. آن چراغ، چراغ عقل است، پیک خداست، سفیر خداست. پاسخام را میدهد. آن سفیر خدا، آری، من هم با خدایم پیوستم و به ارتباط هستم. به من هم الهام میکند، به من هم تلقین میکند. این عقل، رسول باطنی خداست. من کشتهام، من از جانم راندهام، ولی کافی است رو به خدایم کنم تا باز آن سفیر خودش را در این دلم جای دهد.”
عقل و الهامات خدا 🌟
عقل پیک حق است، پیک خداست. پیک همیشه همراه آدمی است. الهامات خدا پیوسته در جان آدمی جاری است. عقل در جان آدمی یعنی نظر شامل و پیوسته خدا بر جان آدمی. این عقل همان پیک اصلاحگر خداست. این عقل، یعنی دعای اجابتشده ما. خدا اجابت کرده است و عقل را در جان ما قرار داده. اگر پیمان بشکنیم، سفیر خدا رحلت میکند. پس دل خود را به الهامات خدا آشنا سازیم. چگونه؟ کافی است خودمان را دمی با قرآن و عطر آن ملازم سازیم. حال و هوای الهامات ربانی در جان ما بپیچد. آنگاه به پیام الهی گردیم. اگر این عقل را از خود برانیم، شیطان است که با وسوسههایش به ما تلقیات خود را تزریق خواهد کرد و ما را به دام خود خواهد انداخت.
وحی شیطان و ولایت او ⚖️
شیطان به دوستانش وحی میکند، یعنی کسانی که ولایت شیطان را پذیرفتهاند، شیطان به آنها وحی میکند. پس باید مواظب خود باشیم. عقل را همچون نگین گرانبهایی در وجودمان حفظ کنیم. مبادا رحلت کند و جهل غالب شود، جهل مزمن در جانمان مستقر و پیشوای ما گردد. این عصر، عصر غلبه جهل بر جان آدمی است. عصر غلبه فوقالعاده جهل. جهل در این عصر حکومت میکند و در برابر عقل ایستاده است. جهان در این عصر به جهل و شیطان اقتدا نموده است. وضعیت امروزی جهان سقوط اخلاق و انسانیت است. طی طریق انسان در دره حیوانیت، اخلاق زیر پای بد اخلاقیها لگدمال میشود. رسانههای شیطانی که زبانهای جهل و شیطانی هستند، بر جان آدمیان مستقر هستند.
خوراک جهل و پایان آن 🌑
اما این جهل نیز اجلی دارد و خاموش خواهد شد. جهل خوراکش جاهل است، از جان جاهل تغذیه میکند. وقتی انسان میمیرد، کرم جای او را میگیرد. آن کرم از مجا پیودا شد، آن نفسی که در جان شخص میگردید قطع شد و آن کرم توانست خود را زنده و فعال کند و از خوراکش تغذیه کند. وقتی جاهل عقل را از خود میراند، میمیرد و میگندد. همان جهل و جهنم او، مثل کرم به جانش میافتند، میبلعند و آلودهاش میسازند. آن شخص میگندد.
قدر خود را بدانیم 🌟
پس قدر خود بدانیم و از خود مراقبت کنیم و بگوییم: “خدایا، ما خادم و نوکر تو هستیم، ما را تنها به خودت مختص فرما، از خودت مران.” زمانی که انسان آن مقام والای نوکری خدا را فراموش میکند، به دام جهل و شیطان میافتد و قدر خود را فراموش میکند. هر کس ارزش خود نداند، ارزش هیچ چیزی را نخواهد دانست. هر کس خودش را فراموش کند، کل جهان را فراموش خواهد کرد. اگر ارزش خود را زیر پا بگذارد، کل جهان هستی را زیر پا خواهد گذاشت. این کلام مولا امیرالمؤمنین ابعاد گستردهتری دارد، یک معنا ندارد، هزاران معنا دارد. حکمت پربرکتی است که چشمههای جدید و معنای جدید از دل این حدیث و تمام احادیث ائمه میجوشد.
قیمت هر شخص 💎
قیمت هر شخص به آن چیزی است که آن را نیکو میشمارد، نیکو میداند. معنای دیگر این است که معیار قیمت اشخاص، نیکو دانی همان اشخاص است. خوبی و زیبایی و ارزش از منظر او چیست؟ از نگاه دیگر، هر کس عاشق و دلباخته هر چیزی شد، قیمتش به همان معشوق اوست. دنیا معشوق اوست، پس ارزشش به همان میزان است. از این جاست که فریاد الهی “هبلی کمال انقطاع الیک، الهی مرا به اوج گستتگی برسان، به سوی خودت از هرچه هست بگسلم و به تو برسم.” “انا لله و انا الیه راجعون” را به تمام تفسیر کنم. همان کلام امام حسین (ع) است: “اللهی ترددی فی آثار یوحب بعد المزار.” امام حسین همان چیزی را طلب میکند که مولا امیر (ع) طلب نمود. چه زیباست آیینه در برابر آیینه، سخن در برابر سخن زیبایی. قرار دهم تصویرش همان کلام امام حسین (ع) است که میدرخشد.
ارزش و قیمت انسان 🌟
ارزش و قیمت هر شخص به مهارت اوست و انجام کارهای اوست که با نهایت دقت به سرانجام میرسد. عشق ورزی، مشغولیتهای ذهنی، قلبی و عملی. پس کارمان زیبا است که چراغ اصلاح خدا را همیشه در جانمان روشن نگهداریم و لحظهای فروغش را به خاموشی نکشانیم. حضور عقل در جان ما، ما را تبدیل به معدن الماس و جواهرات خدا میسازد. با عقل، انسان معدن جواهرات خدا میشود. کافی است عقل در جان ما تمام شود و فروغش به نهایت برسد. انسان خودش معدن ناب جواهرات خدا میگردد.
کمال عقل و قدرت کلام 🧠
زمانی که عقل کامل شد، تمام شد؛ کلام کوچک میشود، ناقص میشود، یعنی کم میشود. انسان بدون عقل کوه از کلام را از خود صادر میکند. اما انسان با عقل تنها یک کلام میگوید. قدر و قیمتش به افق و کوهی از کلام است. کلام الماسین انسان تنها در سایه عقل امکانپذیر است. با عقل، خواب انسان نیز زیبا و بهتر از بیداری جاهلان میگردد. با عقل، نیات آدمی تبدیل به جواهرات ناب میشود.
نفس آدمی و کمال آن 🌱
با عقل است که نفس آدمی به کمال میرسد و به بلوغ خود نائل میشود. هر آن کسی که آن نفس پست خود را از خود کند، نمیکند. هیچکسی آن نفس پست خود را مگر آن کسی که به کمال برسد. وقتی هوای نفس را انسان از حکومت دل ساقط میکند، به کمال میرسد و کمال نشان حضور عقل در جان اوست. باید نواقصات جانمان را به نواقصات جانمان آشنا شویم تا اصلاح را از حضرت مصلح الله طلب کنیم. هر آن منقوص، هر آن کسی که به نواقصات خود آشنا شود، آن را بد میشمارد، چون عیب خود را در وجودش میفهمد. شناخت نواقصات خودش نشان کمالات آدمی است. اگر نفهمد و به نواقصات وجود خودش فخر میفروشد، فخر فروشی به نواقصات جان نشان بیعقلی و حماقت محض است.
عقل و نواقصات انسان 💡
احمق با خاری به نیکویی نمیرسد و از او نواقصات و زیان و خسران قطع نمیشود. احمق همپیمان نقص و خسران است، پیوسته به زیان است. احمقتر از احمق کسی است که آخرتش را به دنیایش میبازد. از انسان هرچقدر دنیا ناقصتر باشد، کمالاتش افزونتر است. هر آن کسی که به پیوست هدر تلاش است اما به نواقصاتی میرسد، این نواقصات کمالات او میگردد و مایه رشد او میشود. اما کسی که در سایه تبنیلی و سستی محروم از نعمات دنیوی میگردد، این شخص همان کسی است که دنیا سوزی و نعمت سوزی کرد. اما عاقل دنیا را به دست میآورد و آن را تبدیل به عقل میسازد و در خدمت بندگی خدا آن را خرج میکند. هر آن چیزی که در دنیا به هر شخصی افزوده میگردد، آخرتش را به نقصانی میکشاند. رابطه دنیا و آخرت یعنی غلبه مهر دنیا بر دل آدمی. عشق آخرت را از وجود او میکند. هر کس عاشق دنیا شد، آخرت از او متنفر شد. به هرکدام رو کنیم، از دیگری دور خواهیم شد. “ما نقص فی ادنیا زاد الآخرت.” هر آنچه از دنیا کم شود، به آخرت فزوده میشود. انسان باید دنیا را به دست بگیرد نه اینکه خادم دنیا شود. تلخیهای دنیا، شیرینیهای آخرت هستند. شخص پست و لعین هرچقدر به مقامات بالا برسد، جماعت در دیده او ناقص و کمارزشتر میگردند. اما اگر شخصی کریم به مقامات والا برسد، عزت و احترام مردم در دیده او بالا میرود.
نواقصات انسان و رفع آنها 💎
بحث ما در نواقصات و عیوب است و این مباحث در ارتباط با همین موضوع است. این احادیث حول این مناجات زیبا میچرخند. عاجزترین مردم آن کسی است که قدرت و توانایی رفع نواقصات را دارد، میتواند نواقص جانش را برطرف کند، اما آن را انجام نمیدهد. خداوند آن توانایی را به او داده که نواقص خود را برطرف کند، اما او فردا، فردا میکند و بیاعتنا است. این شخص از عاجزترین اشخاص است در روی زمین، یعنی عدم رفع نقص خود نقصی بزرگتر است.
شایستهترین افراد به پارسایی 🌿
شایستهترین افراد به پارسایی، آن کسی است که ناقص بودن دنیا را بداند و بشناسد. یعنی هر آن کسی که بیشتر اسیر دنیا شد، بیشتر بر نواقص خود افزود. هرچقدر عشق دنیا در وجود ما موج زند، نیازهای افزونتر و عیوب و نواقص ما بیشتر میشود. هرچه با ولع به سوی دنیا چنگ زنیم، ناقصتر خواهیم شد. پس کندن مهر و ولع دنیا از دل، رفع نواقص از جان آدمی است.
بدترین گزینش آدمی 🌀
بدترین گزینش آدمی، رضا دادن به نقص است. انسان دچار نقص روحانی و اخلاقی است، اما وقتی راضی است به آن نقصان، این بدترین گزینشی است که انسان میتواند از خود بروز دهد. اشخاصی که متوجه نواقصات روحانی و قلبی خودشان نمیگردند، خود شیفتگان هستند. آن کسانی هستند که عیوبشان از آنها مستور است؛ یعنی عیب خویش را نمیبینند. و زمانی که محاسن دیگران را دیدند، آن را میپوشانند، چراکه آن وقت متوجه نواقص خود میشوند. برای اینکه مردم متوجه عیوب او نگردند، منکر محاسن دیگران میشوند و دیگران را میکوبند تا خودشان همیشه در دیدهها بچرخند.
خودشیفتگی و عقل 🧠
خودشیفتگی شخص نسبت به خودش، نشان بارز نقص اوست و عنوان ضعف عقل اوست. میخواهم با این حدیث این نقص عظیم را به خود معرفی کنم تا زمانی که از خدا میخواهم عیوبم را برطرف کند، اول از همه این خودشیفتگی را بخواهم که از وجودم بکند و برطرفش سازد. مبادا نسبت به خودت خودشیفته گردی که نقص و بدی بر جانت غالب میشود. انسان وقتی خودشیفته شد، اسیر نفس و عیوب میشود.
راز دعا و کمال 🌹
انسان به کمال نمیرسد و به کمال دست نمییابد مگر اینکه از نقص بپرد و جدا شود. باید بجهد تا ما از نقص نپریدهایم، به کمال نرسیدهایم. پس این است راز این دعا، قسمتی از راز این دعا این است:
اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ خَصْلَةً تُعَابُ مِنِّی إِلَّا أَصْلَحْتَهَا، وَ لَا عَائِبَةً أُوَنَّبُ بِهَا إِلَّا حَسَّنْتَهَا، وَ لَا أُکْرُومَةً فِی نَاقِصَةً إِلَّا أَتْمَمْتَهَا.
الگو گرفتن از آسمانها 🌌
نگاه کنیم به آسمانها تا از آنها الگو بگیریم. الگوی زیبایی تا بدانیم و بفهمیم از خدایمان چه بخواهیم. از او بخواهیم تا آسمانی شویم، در کمال نظم و انضباط بگردیم، در عشق او بچرخیم و سیر کنیم. سیاحت کنیم، ما نیز همآوای تسبیح کائنات گردیم با نظمی خاص و زیبا. آری، خدا آن کسی است که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در آفرینش خداوند هیچ تضاد و عیبی نمیبینی. بار دیگر نگاهت را بچرخان، آیا هیچ شکاف و خللی در آن مشاهده میکنی؟
تلاش برای رسیدن به کمال ✨
من به آسمان نگاه نکردهام تا از او بخواهم مثل آسمان گردم. بار دیگر نگاه کن، سرانجام دیدگانت بعد از جستجو ناکام میشوند و باز میمانند، به سوی تو برمیگردند در حالی که خسته و ناتوان و کوفتهاند. هیچ خلل و نازیبایی در این جهان هستی نخواهی دید. شرمنده خواهیم شد، آنگاه است که به عیوب و نواقص خود پی خواهیم برد. ما در کدام گزینش اشتباه کردهایم که اینچنین از نظم برون افتادهایم؟ باید به درون نظم این هماهنگی عجیب هجوم ببریم. از خدا بخواهیم ما نیز شمع او گردیم و شمس او گردیم.
نظرتون در مورد این پست چیه؟