چطور میتوان حالت اخلاصی که در اضطرار داریم را تبدیل به حالت دائمی بکنیم
سوال760 :
با توجه به آیه زیر که انسان خدا را در حال اضطرار با اخلاص می خواند، و وقتی اضطرار رفع شد، به حالت شرک و دوری از اخلاص بازمیگردد، سوالم این است چطور میتوان حالت اخلاصی که در اضطرار داریم را تبدیل به حالت دائمی بکنیم؟ و وقتی حالمان خوب است باز هم خدا را با همان حالت اضطرار و از عمق وجود طلب کنیم؟
فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ (العنکبوت/65)
و هنگامى كه بر كشتى سوار مىشوند، خدا را پاكدلانه مىخوانند، و[لى] چون به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، بناگاه شرك مىورزند.
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ760
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🔆🔅🌱شناخت و محبت مواد اولیه خلوص میباشند، توفیق خلوص و توبه ابتدائا از ناحیه خدای مهربان ارزانی میشود که بایستی پاس اش داشت.
🌸🔅🌱… وَ سَبَبُ الْإِخْلَاصِ فِي الطَّاعَاتِ التَّوْفِيقُ وَ أَصْلُ ذَلِكَ أَنْ يُرَدَّ الْعُمُرُ إِلَى يَوْمٍ وَاحِدٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الدُّنْيَا سَاعَةٌ فَاجْعَلْهَا طَاعَةً وَ بَابُ ذَلِكَ كُلِّهِ مُلَازَمَةُ الْخَلْوَةِ بِمُدَاوَمَةِ الْفِكْرِ وَ سَبَبُ الْخَلْوَةِ الْقَنَاعَةُ وَ تَرْكُ الْفُضُولِ مِنَ الْمَعَاشِ وَ سَبَبُ الْفِكْرِ الْفَرَاغُ وَ عِمَادُ الْفَرَاغِ الزُّهْدُ وَ تَمَامُ الزُّهْدِ التَّقْوَى وَ بَابُ التَّقْوَى الْخَشْيَةُ وَ دَلِيلُ الْخَشْيَةِ التَّعْظِيمُ لِلَّهِ تَعَالَى وَ التَّمَسُّكُ بِخَالِصِ طَاعَتِهِ فِي أَوَامِرِهِ وَ الْخَوْفُ وَ الْحَذَرُ مَعَ الْوُقُوفِ عَنْ مَحَارِمِهِ وَ دَلِيلُهَا الْعِلْمُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
مصباح الشريعة، ص: 24
❄️🔅🌱… و البته توفيق اخلاص در بندگى و عبادت وقتى براى انسان حاصل مىشود كه، انسان در مجموع زندگى خود تفكر كرده، و مدت عمر خود را چون يك روز ببيند، چنان كه حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: زندگى دنيا چون ساعتى است پس آن يك ساعت را در طاعت خدا مصروف بدار. و اين معانى متوقف است به ملازمت و اختيار خلوت از مردم، مشروط بر آنكه پيوسته در فكر سعادت خود باشد. و خلوت از مردم موقعى آسان شود كه، انسان قناعت را پيشه خود گرفته، و از فضولات و تجملات زندگى صرف نظر كند.
و اما در فكر سعادت خود بودن و انديشه كردن، متوقف است به فراغت قلب. و فراغت قلب، بزرگترين اساسش زهد است. و حقيقت و تماميت زهد و ترك دنيا، با پرهيزگارى و تقوى حاصل مىشود. و راه تقوى: خوف از خدا و خشيت مىباشد. و باب خشيت: تجليل و تعظيم پروردگار، و در مقابل اوامر او بندگى و عبادت خالص بجا آوردن، و خوف و حذر و توقف از محرمات است. و راهنماى اينها علم است، چنان كه مىفرمايد- انما يخشى اللَّه من عباده العلماء- تنها علماء هستند كه در مقابل عظمت پروردگار خشيت دارند.
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى، متن، ص: 15
🌸🔅🌱قالَ الصَّادِقُ ع الْإِخْلَاصُ يَجْمَعُ فَوَاضِلَ الْأَعْمَالِ وَ هُوَ مَعْنًى مِفْتَاحُهُ الْقَبُولُ وَ تَوْقِيعُهُ الرِّضَا فَمَنْ تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْهُ وَ يَرْضَى عَنْهُ فَهُوَ الْمُخْلِصُ وَ إِنْ قَلَّ عَمَلُهُ وَ مَنْ لَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْهُ فَلَيْسَ بِمُخْلِصٍ وَ إِنْ كَثُرَ عَمَلُهُ اعْتِبَاراً بِآدَمَ ع وَ إِبْلِيسَ عَلَيْهِ اللَّعْنَةُ وَ عَلَامَةُ الْقَبُولِ وُجُودُ الِاسْتِقَامَةِ بِبَذْلِ كُلِّ مَحَابٍّ مَعَ إِصَابَةِ عِلْمِ كُلِّ حَرَكَةٍ وَ سُكُونٍ وَ الْمُخْلِصُ ذَائِبٌ رُوحُهُ بَاذِلٌ مُهْجَتَهُ فِي تَقْوِيمِ مَا بِهِ الْعِلْمُ وَ الْأَعْمَالُ وَ الْعَامِلُ وَ الْمَعْمُولُ بِالْعَمَلِ لِأَنَّهُ إِذَا أَدْرَكَ ذَلِكَ فَقَدْ أَدْرَكَ الْكُلَّ وَ إِذَا فَاتَهُ ذَلِكَ فَاتَهُ الْكُلُّ وَ هُوَ تَصْفِيَةُ مَعَانِي التَّنْزِيهِ فِي التَّوْحِيدِ كَمَا قَالَ الْأَوَّلُ هَلَكَ الْعَامِلُونَ إِلَّا الْعَابِدُونَ وَ هَلَكَ الْعَابِدُونَ إِلَّا الْعَالِمُونَ وَ هَلَكَ الْعَالِمُونَ إِلَّا الصَّادِقُونَ وَ هَلَكَ الصَّادِقُونَ إِلَّا الْمُخْلِصُونَ وَ هَلَكَ الْمُخْلِصُونَ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ هَلَكَ الْمُتَّقُونَ إِلَّا الْمُوقِنُونَ وَ إِنَّ الْمُوقِنِينَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى- وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ وَ أَدْنَى حَدِّ الْإِخْلَاصِ بَذْلُ الْعَبْدِ طَاقَتَهُ ثُمَّ لَا يَجْعَلُ لِعَمَلِهِ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً فَيُوجِبَ بِهِ عَلَى رَبِّهِ مُكَافَأَةً بِعَمَلِهِ لِعِلْمِهِ أَنَّهُ لَوْ طَالَبَهُ بِوَفَاءِ حَقِّ الْعُبُودِيَّةِ لَعَجَزَ وَ أَدْنَى مَقَامِ الْمُخْلِصِ فِي الدُّنْيَا السَّلَامَةُ مِنْ جَمِيعِ الْآثَامِ وَ فِي الْآخِرَةِ النَّجَاةُ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزُ بِالْجَنَّةِ
مصباح الشريعة، ص: 38
❄️🔅🌱 حضرت صادق (ع) فرموده است: اخلاص جمع مىكند اعمال فضيلت- دار و آثار اعمال نيكو را، زيرا اخلاص موجب كمال و برترى هر عملى است، و چون اخلاص متحقق شد بسيارى از فضائل و محاسن اعمال نيز متحقق است.
و اخلاص مفهومى است كه به وسيله قبول شدن عمل منكشف و باز و معلوم گردد، و با رضا و خوشنودى پروردگار متعال خاتمه پيدا كرده و امضاء مىشود. پس هر آن كسى كه اعمالش به درگاه الهى مورد قبول واقع شده و خداوند متعال از آن راضى گشت، او از مخلصين است. و كسى كه اعمال او مورد قبول و رضاى الهى قرار نگرفت او مخلص نيست. اگر چه در صورت اول عمل قليلى باشد، و در صورت دوم عمل بسيارى بجا آورده شود.
و در اين مورد صدق و خلوص و توبه حضرت آدم (ع) نمونه بارز و روشنى است، از لحاظ قبول شدن، و همچنين عبادت طولانى و ممتد ابليس كه مردود و مطعون واقع شد. و علامت قبول شدن عمل؛ استقامت پيدا كردن است در راه اخلاص و در انجام دادن آن عمل نيكو، با صرف نظر كردن و گذشتن از همه آنچه دوست داشته و علاقهمند بوده است، و با درك صواب و صحت در اطلاع و علم به اعمال و حركات و سكنات. يعنى استقامت داشتن، و انقطاع از علائق، و آگاهى كامل و صحيح. و شخص مخلص به اندازهاى مراقب خود و متوجه دقايق اعمال خويش است كه گوئى در اثر رياضت و مجاهده، نفس خود را آب كرده و مىگذارد، و خون خود را بذل نموده و از آن مىگذرد، تا بتواند روح و شعاع علم و عمل و شخصيت عامل و معمول به عمل را از كدورات و اخلاط نفسانية پاك و تزكيه كند. و برگشت اين تزكيه و اخلاص به اين حقيقت است كه در مقام توحيد مراحل تنزيه را پيموده و نفس خود را از غل و غش و كدورات تصفيه مىكند، و در حقيقت معنى اخلاص؛ طى مراحل توحيد مىباشد.
و چون كسى چنين توفيقى به دست آورد به طور مسلم هر گونه خير و صلاح و نيكويى را به دست آورده است، و اگر كسى از اين مراحل محروم گشت؛ از همه نيكوئيها و خيرات دور مانده است.
چنان كه امام اول فرموده است: زيانكار و نابود مىشوند عملكنندگان مگر آنان كه اشتغال به بندگى و عبادت پيدا مىكنند، و زيانكار مىشوند عبادتكنندگان مگر آنان كه دانا و آگاه هستند، و هلاك و زيانكار شدند دانايان مگر آنان كه روى صدق و حقيقت باشند، و زيانكار شدند صادقين و درستكاران مگر آنان كه روى نيت خالص عمل كنند، و زيانكار شدند مخلصين مگر آنان كه اهل تقوى هستند، و زيانكار شدند متقين مگر آنان كه به مرحله يقين رسيدند، و صاحبان يقين نيز پيوسته مىبايد مراقب خود و متوجه پيش آمدهاى خطرناك گردند، زيرا هميشه در معرض خطر هستند. پس انسان مىبايد در مقام به دست آوردن صفت صدق و اخلاص و تقوى و بالاخره در فكر تحصيل يقين باشد، چنان كه خداوند متعال در سوره 15/ آيه 99 مىفرمايد- و اعبد ربك حتى يأتيك اليقين.
و كمترين مرتبه اخلاص آنست كه: به قدر استطاعت در مقام اطاعت و عبادت كوشش و مجاهدت شود، و سپس براى عمل خود نزد پروردگار متعال اجر و ارزش و جزايى پيش بينى نكند، زيرا اگر بندهاى در اثر انجام وظائف طاعت و بندگى متوقع اجر و جزا باشد؛ پروردگار متعال متقابلا مىتواند در خواست انجام كليه وظائف بندگى را نموده، و كوچكترين تخلف و كوتاهى را به حساب تقصير و عصيان در آورد. آرى بنده مىبايد پيوسته به مقتضاى حقوق بندگى خود، در راه اطاعت و انجام اوامر مولى و عمل به وظائف مقرر خود باشد، و از اين بابت هيچ گونه حق مطالبه اجر و جزاء از مولاى خود ندارد.
و كمترين نتيجه و اثر اخلاص اينست كه: در دنيا از تمام معاصى و خلافها محفوظ مانده، و در آخرت نيز از عذاب آتش نجات يافته و از نعمتهاى بهشتى مستفيض خواهد شد.
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى، متن، ص: 337
نظرتون در مورد این پست چیه؟