جام جان

🌻🔆کد آفرینش🔆🌻

- اندازه متن +

🌼🔆🌼همه درّ یتیم‌اند🌼🔆🌼

🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹

🔅🌹 «اسرار سال و تجدید سال»  «بهار هستی»  «شجره آفرینش» «تنفس صبح»  «شرح دعای 6 صحیفه سجادیه» و … چکیده با تکمله       1405.01.06    علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌹🔅

🌼🌸☘️🌷🌹🌻 🕋  🤲 🌙 ✳️✅ ❇️ ✨🔆💫🔆

(1) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ بِقُوَّتِهِ (2) وَ مَيَّزَ بَيْنَهُمَا بِقُدْرَتِهِ (3) وَ جَعَلَ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا حَدّاً مَحْدُوداً، وَ أَمَداً مَمْدُوداً (4) يُولِجُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِي صَاحِبِهِ، وَ يُولِجُ صَاحِبَهُ فِيهِ بِتَقْدِيرٍ مِنْهُ لِلْعِبَادِ فِيمَا يَغْذُوهُمْ بِهِ، وَ يُنْشِئُهُمْ عَلَيْهِ

🤲 🌙 ✳️✅ ❇️ ✨🔆💫🔆 🌼🌸☘️🌷🌹🌻 🕋 

(1) تایش خدایی را که شب و روز را به نیروی خویش آفرید،

(2) و میان آن دو به قدرت خویش جدایی افکند،

(3) و برای هر یک از آن دو حدّی معین و مدتی ممتد قرار داد.

(4) هر یک را در دیگری درآورد و دیگری را در آن به تقدیر خویش برای بندگان، در آنچه روزی‌شان می‌کند و بر آن پرورششان می‌دهد.

 (5) پس شب را برای آنان آفرید تا در آن از رنج حرکت و تلاش خستگی‌فرو نشانند، و آن را پوششی قرار داد تا از آرامش و خوابش بهره گیرند؛ تا برایشان مایه‌ی آسایش و قوّت باشد و لذّت و شهوتی را با آن دریابند.

✅دستورالعمل‌های خاص و نوین بر آغاز سال جدید

❇️کد آفرینش هر فرد

🔸تو منحصر بفردی قدر خود بدان، تو درّ یتیم خدائی

خدائی که «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْن‏» است کاری تکراری نمی‌کند، هر فرد شأنی از شئونات بی‌نظیر خداست!

هر فرد یک شماره ویژه، یک اراده مخصوص منحصر بفرد خداست!

❇️سنجش میزان آمادگی بندگی

🔸بنده منحصر به فرد خدا، بایستی شگفتانه‌های منحصر بفردی در بندگی خدا داشته باشد!

💫🔆ما روي عن أمير المؤمنين ع حيث قال‏ رحم‏ اللَّه‏ امرء أعد لنفسه و استعد لرمسه و علم من‏ أين‏ و في أين و إلى أين[1]

🔆این حدیث شریف از امیرالمؤمنین (ع) است که می‌فرمایند:

«رحم الله امرءً أعدّ لنفسه واستعدّ لرمسه، و علم من أين؟ وفي أين؟ وإلى أين؟»

«خداوند رحمت کند مردی را که برای خودش آماده شود و برای [زندگی در] قبرش مهیا گردد، و بداند [این روح] از کجا آمده است؟ و در کجا [اکنون] است؟ و به کجا [در نهایت] خواهد رفت؟»

🔸تو منحصر بفردی، عمرت نیز منحصر بفرد است، پس بایستی اعمال و افکار و آمالت نیز منحصر بفرد باشد!

🔸عمر خود را برآورد کن، چقدر گذشته، چه کرده‌ای و چقدر باقی است و چه خواهی کرد؟!

🔸چه می‌توانستی، چه می‌بایستی؟!

🔸چه خواهی کرد، عزم و جزم تو چیست؟!

❇️شاهکار بندگی تو چیست؟

چه چیز خوشایندی از خود ظاهر نموده‌ای؟!

برای دلبری و دلربائی با معبودت چه کرده‌ای؟!

به چه زیورهائی خود را آراسته‌ای؟!

✨🔆الأعراف : 31   يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ

🔆اى فرزندان آدم، در وقت هر نماز و در هر مسجدى آرايش و زينتتان را برگيريد، و از (همه خوراكى‏هاى حلال خداوند) بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد، كه او اسراف‏كنندگان را دوست ندارد.

🔸همه حال و احوالت باید به مسجد الهی تبدیل شود، خود را بایستی به کمال زیورهای ظاهری و باطنی بیارائی!

❇️پرده‌برداری از جمال

تمثال جمادی و نباتی و حیوانی و انسانی و فرشته‌ای تو چیست؟

❇️کارنامه‌نمائی

ده کار خوب خود را فهرست کن!

ده فکر خوب، ده برنامه آتی خود را!

شناخت خود را آنالیز کن!

❇️تمرین رستاخیز

فکر کن مرده بودی و زنده شدی! حال چه میخواهی بکنی؟! پس عزمت را به تحققش جزم کن.

ای‌کاش‌های تو اگر محقق می‌شدند! چه می‌کردی؟ ای کاش‌های فردای تو در این حال تحقق دارند پس نابودشان مکن!

❇️جای تو خالی

اگر درخت بودی!

اگر جهان بودی و جهان مال تو بود!

اگر زیباترین بودی!

چه می‌کردی؟

آیا میدانی دیگر موجودات امکانات تو را  اشتند، انسانیت و آدمیت و امتیازهایت را داشتند،  چه می‌کردند؟! پس کوتاهی مکن!

همه آرزوی مقام و جایگاه تو را دارند!

❇️تو اولینی و اولین باش

تو درّ یتیم خدائی!

از تو، فقط خود توئی!

باید تو اولین باشی! چون اولین هستی! چون منحصر بفردی، تکراری نداری، از تو تنها خود تو به خودت شبیهی! چون ابداع اوئی!

به اول بودن فکر کن!

حتی از انبیاء و ملائک سبقت بگیر! چون دستر سبقت جستن داری!

✨🔆البقرة : 148   وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَميعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ

🔆و براى هر گروهى قبله‏اى است كه (روى خود) بدان سوى مى‏گردانند  پس به سوى كارهاى خير سبقت جوييد؛ هر جا كه باشيد خداوند همه شما را (به صحنه محشر) خواهد آورد (تا جزاى عمل دهد)، همانا خداوند بر همه چيز تواناست.

✨🔆المؤمنون : 61   أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ

🔆آنهايند كه در همه عمل‏هاى خير شتاب مى‏ورزند و آنها هستند كه به آن خيرات (از ديگران) سبقت‏گيرنده‏اند.

✨🔆الحديد : 21   سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ

🔆به پيش تازيد براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براى كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آورده‏اند؛ آماده شده است، اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد مى‏دهد؛ و خداوند صاحب فضل عظيم است!

❇️جهان سیمای من و من سیمای جهان

🔸تو می‌توانی نه شاه‌کار که شاه‌جهانی کنی، جهان را در خود کشت کنی و جهان‌ها برداشت کنی و خود را به جهان کشت کنی و از دل جهان چون خودت جان جهان برداشت کنی!

🔸من در جهان و جهان در من،  صورت و مناظر جهان در من و من در سیمای جهانم.

🔸دانه من در جان جهان و جان جهان در جان من چون دانه، شکوفه من در جهان و شکوفه جهان در من.

❇️بهاریابی جان

خود را ارزیابی کن از حیث بهاری و حاصلخیزی

❇️ختم بندگی

بترس که بهارت مرده باشد، جانت رو به زوال رود، بترس که به اسفل سافل سقوط کرده باشی و جوهر نابت شکسته باشد، بترس از ختم القلوبی و بترس از ختم الحیاتی.

❇️سال تکمیل یا تقلیل

در سال جدید، سنجش کن تغییرات جدید در وجود خودت، در جوهر جانت.

نتیجه این دستگاه عظیم آفرینش چیست، کل جهان هستی در خدمت تو بود، نتیجه آن چه شد؟!

مثال عرشی تو، مثال کرسیّ تو، تمثال اسماء حسنای تو، تمثال محمدی و آل محمدی تو، چگونه است؟

حدس جمال جوهر ناشدنی است، جوهر آدمی فراتر از هستی آدمی است، هر چه هست و علم، هضم جوهر است!

مباد مثال اسفل سافلینی!

آسمانها و زمین و هر چه هست در تسخیر و استخدام توست! بالاتر از آنها خدای متعال فراسرمایه توست! پس با این ثروت بیکران و فراتر از ثروت و سرمایه چه کرده‌ای؟!

✨🔆لقمان : 20   أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنيرٍ

🔆آيا نديديد كه خداوند آنچه را در آسمان‏ها و آنچه را در اين زمين است براى شما مسخّر و رام نموده (تا آنها را در طريق منافع خويش به كار گيريد) و نعمت‏هاى آشكار و نهان خود را (مانند آنچه بدن‏هايتان از آن استفاده دارد و نظير آنچه جان‏ها و مغزهايتان از آن بهره‏مند است) بر شما وسعت و تماميّت بخشيده؟! و برخى از مردم درباره خدا بدون هيچ دانش (و دليلى از عقل) و رهنمود (ى از وحى و الهام) و كتاب (آسمانى) روشن و روشنگرى محاجّه و مجادله مى‏كنند.

✨🔆الجاثية : 13   وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً مِنْهُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

🔆و آنچه در آسمان‏ها و آنچه در اين زمين است همه را كه (وجود و حفظ و تدبيرشان) از اوست به سود شما مسخر نمود. حقّا كه در اين (تسخير) نشانه‏هايى (از توحيد و قدرت و رحمت او) است براى گروهى كه مى‏انديشند.

🔸با این سرمایه عظیم چه کردیم؟

🔸از دل این سرمایه و این دستگاه عظیم چه برون آمد؟

❇️بلوغ در بلوغ

تغییرات کمّی و کیفی، حال و هوا و حس و احوال تو چگونه است؟ چه تغییر و تحولی حس می‌کنی؟

هر بلوغ با زایش و رویش حواس جدید همراه است!

❇️آیا آن جوهر تک جانم با آن یگانه تک است

جوهر جان ما، منِ «منِ من» در کدام مختصات آفرینش قرار دارد؟!

در کدامین نقطه کلمة الله، جمال الله، کمال الله، عظمة الله قرار داریم؟

نقش ما در تجلی اسماء حسنای الهی چیست؟

❇️تکرار بی‌تکرار

تکرار حال به هم زن است!

❇️تکرار نداریم!

او هر یوم در شأن جدید است.

عمر تکراری نیست، جهان تکرار نمی‌شود، جهان تازه می‌شود، تکرار نمی‌شود.

سال تکرار نمی‌شود، همچنین است روز و شب، لحظات هر لحظه جدید هستند، هر لحظه غیر لحظه قبلی است، هر لحظه یک جهان جدید است، یک مرحله بدیع است، یکسان پنداری نشانه بی سوادی است.

هر لحظه یک اراده فرا و فارغ از زمان خداست، خود زمان نیز یک اراده خداست، اراده زمانش فارغ از زمان است!

❇️چه سیاه، سیاه نیست

نه سیاه سیاه است نه سفید سفید، این ترجمه ذهنی ماست، پردازش و تصورات ماست،

هیچ دو رنگ یکسانی به جهان نمی‌توان یافت، هر رنگ شماره وجودی خاص خود را داراست!

رتبه و درجه و شماره ارادی هر موجود منحصر به همان موجود است! موجود تکراری به عالم نداریم!

نه شب، شب است نه روز، روز ، یعنی آن تصوری که ما از روز و شب داریم حقیقتش آن نیست!

شب بعد را با شب قبل و روز بعد را با روز قبل یکسان پنداری، بی سوادی و کم علمی ماست!

هیچ تکراری در جهان هستی وجود ندارد!

هیچ رنگی تکراری نیست !

و هیچ شبی تکراری نیست!

شب آن چیزی نیست که ما می‌پنداریم نه روز آن چیزی که تصور می‌کنیم.

ما تفسیری از شب و تفسیری از روز را در می‌یابیم یک سال یک کتاب جامع سالانه است یک گردش کامل است.

❇️از قاب جان به جهان و از قاب جهان به جان بنگر

پرده‌برداری از تصویر جدید جهان هستی در هر لحظه و سالانه

از پنجره جان خود، جهان هستی را بنگر! به تابلوی آفرینش!

از قاب جان به جمال جهان نظاره کن!

تابلوی هستی به کجا رسیده؟

توانائی خواندنش را داری؟ قرائت نقش هستی را بلدی؟!

شکوفه جهان هستی چقدر پر کشیده و شکوفه جوهر جان تو چگونه است؟

❇️تنفس هستی، تنفس بندگی

هستی تنفس نکند! آفرینش از نفس می‌افتد.

همچنین است: تنفس زیبائی، تنفس شکوه، تنفس عظمت، تنفس محبت و تنفس اسماء حسنا

هر لحظه یک سال جدید است!

تنفس صبح هستی، هسته حیات آفرینش است. هم نفسی با صبح هستی دوام بهار جان آدمی است!

✨🔆 التكوير : 15   فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

✨🔆 التكوير : 16   الْجَوارِ الْكُنَّسِ

✨🔆 التكوير : 17   وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ

✨🔆 التكوير : 18   وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ

🔆 سوگند به ستارگانى كه بازمى‏گردند، (15)

🔆 حركت مى‏كنند و از ديده‏ها پنهان مى‏شوند، (16)

🔆 و قسم به شب، هنگامى كه پشت كند و به آخر رسد، (17)

🔆 و سوگند به صبح، هنگامى كه تنفّس كند، (18)

(فَلا أُقْسِمُ) يعنى فاقسم. پس سوگند ياد ميكنم ولاء زايد است و ما ياد كرديم اختلاف علماء را در باره لا در آيه‏ (لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ) (بِالْخُنَّسِ) و آنها ستارگانى هستند كه روز پنهان ميشوند و شب ظاهر ميشوند. (الْجَوارِ) صفت خنّس است زيرا آنها در مدار و افلاك خود سير ميكنند (الْكُنَّسِ) نيز از صفات آن ستارگان است كه متوارى و پنهان در بروج خود ميشوند چنان كه، آهوان در لانه‏هاى خود پنهان ميشوند. حضرت على عليه السّلام ميفرمايد آنها پنج ستاره هستند: 1- زحل 2- مشترى 3- مريخ 4- زهره- 5- عطارد و بعضى گفته‏اند: يعنى آنها در روز غايب و مخفى ميشوند و ديده نميشوند و در وقت غروبشان متوارى ميگردند. و اينست خنوس و كنوس آنها و بگفته ابن مسعود آنها گاو وحشى است و بگفته ابن جبير آنها آهوان هستند.

(وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ) حضرت على عليه السّلام و ابن عبّاس و مجاهد و قتاده گويند: يعنى آن گاه كه به تاريكى خود ادبار نمود و بگفته حسن آن گاه كه بتاريكيش اقبال نمود. و بگفته جبائى آن گاه كه به پرده خود جهان را تاريك نمود.

وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ) يعنى آن گاه كه صبح پرده از چهره خود بر گرفت و روشن نمود و مقصود اينكه روشنايى آن كشيده شد تا روز گرديد.[2]

❇️صبح عدالت خواهد دمید

💫🔆عَنْ أُمِّ هَانِئٍ، قَالَتْ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ* الْجَوارِ الْكُنَّسِ‏ قَالَتْ: فَقَالَ:

«إِمَامٌ يَخْنِسُ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ، ثُمَّ يَظْهَرُ كَالشِّهَابِ يَتَوَقَّدُ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ، وَ إِذَا أَدْرَكْتِ زَمَانَهُ قَرَّتْ عَيْنُكِ».[3]

💫🔆 از ام‌هانی (رضوان‌الله علیها) روایت شده است که گفت: از ابوجعفر، محمد بن علی (علیهماالسلام) درباره قول خداوند عزوجل: «فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوارِ الْکُنَّسِ» (سوگند به پنهان‌شوندگان و به ستارگانِ پنهان‌گر) پرسیدم. او فرمود:

«امامی است که خود را دویست و شصت سال پنهان می‌کند، سپس مانند شهابی در شب تاریک می‌درخشد؛ و اگر به زمان او برسی، چشمانت روشن می‌شود».

❇️شهاب واقد سال هستی را نو خواهد نمود

💫🔆عَنْ أُمِّ هَانِئٍ، قَالَتْ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ):

مَا مَعْنَى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ‏؟ فَقَالَ: «يَا أُمَّ هَانِئٍ، إِمَامٌ يَخْنِسُ نَفْسَهُ حَتَّى يَنْقَطِعَ عَنِ النَّاسِ عِلْمُهُ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ، ثُمَّ يَبْدُو كَالشِّهَابِ الْوَاقِدِ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ، فَإِنْ أَدْرَكْتِ ذَلِكِ الزَّمَانَ قَرَّتْ عَيْنُكِ».[4]

💫🔆 از ام‌هانی روایت شده است که گفت: به ابوجعفر محمد بن علی باقر (علیهماالسلام) گفتم:

معنای کلام خداوند عزوجل: «فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ» چیست؟ فرمود: «ای ام‌هانی، امامی است که خود را پنهان می‌کند تا دانش مردم از او قطع شود [به مدت] دویست و شصت سال، سپس مانند شهاب افروخته‌ای در شب تاریک آشکار می‌شود؛ پس اگر به آن زمان برسی، چشمانت روشن می‌شود».

❇️بازدم صبح هستی بشارت دانش و فرزانگی است

💫🔆عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ، عَنْ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: … فَقَالَ: وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ‏؟ قَالَ: «يَعْنِي بِذَلِكَ الْأَوْصِيَاءَ، يَقُولُ: إِنَّ عِلْمَهُمْ أَنْوَرُ وَ أَبْيَنُ مِنَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ».[5]

💫🔆 از اصبغ بن نباته، از علی (علیه السلام) روایت شده است که گفت:  …

ابن‌کوا پرسید: «وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ» (و صبحگاهان هنگامی که بدمد) چیست؟ فرمود: «بدین معناست که اوصیا مرادند؛ می‌فرماید: دانش آن‌ها روشن‌تر و آشکارتر از صبحگاهان است هنگامی که بدمد».

❇️نفس صبح در جان ما

تا صبح در جان ما تنفس نکند خورشید جان ما طلوع نخواهد نمود!

تنفس صبح، یعنی حیات آفرینش، شش خلقت، سبب اتصال بین الارض و السماء، بقیة الله، حجة الله، ولیّ الله، وسیلة الله.

دیدار با صبح تمام، صبح جهان هستی، صبح حقیقت، صبح نور، صبح آرامش، صبح عدالت، صبح بندگی، صبح ازلیت، صبح ابدیت.

❇️دم و بازدم صبح

دم و بازدم صبح، یعنی، تجدید حیات، استمرار حیات، با دمش جان می‌گیرد و با بازدمش جان جان می‌بخشد.

حیات مادی وابسته به اکسیژن است و حیات ملکوتی عنصر خاص خود می‌طلبد، تنفس صبح پهنه کل جغرافیای هستی است. انسان ساکن زمین نیست بلکه اقامتش کل هستی است.

تنفس جان پاک، دم و بازدمش زیباست، جان می‌دهد، صفا می‌بخشد! حیات را پاک و نو می‌سازد.

❇️سقوط از اوج در اوج

جهان رو به جلواست، عقب‌گردی نیست.

پژمردگی و فرسودگی نیز در همان اوج انجام می‌گیرد، سقوط نیز در همان اوج است، سقوط رتبی است!

زمان به عقب بر ‌نمی‌گردد.

❇️میوه شجره آفرینش

هر فرد در شجره جهان هستی قرار دارد، میوه‌ای از آن را تشکیل می‌دهد، روزی وقت چیدنش خواهد رسید، شیرین یا کرم خورده، گل یا علف هرز.

🔅🌼مومن جان بهاران 🌼🔅

مومن مثل بهار است، روزی خواهد رسید که مومن مثل بهار رونمایی خواهد شد.

اگر فصل بهار روح زمان است انسان پاک روح بهار است!

💫🔆 السَّلَامُ عَلَى الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْغَائِبِ الْمُشْتَهَرِ السَّلَامُ عَلَى السَّيْفِ الشَّاهِرِ وَ الْقَمَرِ الزَّاهِرِ وَ النُّورِ الْبَاهِرِ السَّلَامُ عَلَى شَمْسِ الظَّلَامِ وَ الْبَدْرِ التَّمَامِ السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَيْتَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّامِ‏ السَّلَامُ عَلَى صَاحِبِ الصَّمْصَامِ وَ فَلَّاقِ الْهَامِ السَّلَامُ عَلَى الدِّينِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ السَّلَامُ عَلَى بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي بِلَادِهِ وَ حُجَّتِهِ عَلَى عِبَادِهِ الْمُنْتَهَى إِلَيْهِ مَوَارِيثُ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَدَيْهِ مَوْجُودَةٌ آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ الْمُؤْتَمَنِ عَلَى السِّرِّ وَ الْوَلِيِّ [الْوَالِي‏] عَلَى الْأُمَمِ السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ بِهِ الْأُمَمَ أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَ يَلُمَّ بِهِ الشَّعْثَ وَ يَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا وَ يُمَكِّنَ لَهُ وَ يُنْجِزَ لَهُ مَا وَعَدَ الْمُؤْمِنِين‏[6]

💫🔆 درود بر قائمِ منتظر و غایبِ مشهور

درود بر شمشیرِ آخته و ماهِ درخشان و نورِ پر فروغ

درود بر خورشیدِ تاریکی و ماهِ کامل

درود بر بهارِ یتیمان و زیباییِ روزگار

درود بر صاحبِ شمشیرِ برنده و شکسته‌نده‌ی سرها

درود بر دینِ ماثور (منتقل شده) و کتابِ مسطور (نوشته شده)

درود بر باقیه‌ی خدا در زمینش و حجت‌اش بر بندگانش

پایان‌گاه میراث‌های انبیا به سوی اوست و آثارِ پاکان نزد او موجود است

امین بر راز و ولی بر امت‌ها

درود بر مهدی‌ای که خداوند به امت‌ها وعده داده است که به وسیله او کلمات را یکپارچه کند و پراکندگی‌ها را جمع کند و زمین را به وسیله او پر از قسط و عدل سازد و برای او تکیه‌گاهی قرار دهد و آنچه را به مؤمنان وعده داده است، برای او محقق گرداند.

💫🔆 السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام‏[7]

🔅🌼شکوه نام خدا با شکوفه‌های خدا 🌼🔅

هر شکوفه، لوح جمای زیبای خداست.
هر گل، خط خوش زیباآفرین زیباترین است.

❇️بهار بهاران جان

بهار آدمی، شکافتن و شکفتن جان اوست.

بهار، نشان تحقق وعده الهی بر نابودی ظلم و ظلمت و جمود و سردی است.

بهار، تحولی عمیق به ژرفای زیبایی است.

🔅🌼 بهار جان جان‌بخش جان‌هاست🌼🔅

بهار جان، آغاز سبز شدن دلهاست.

بهار، آغاز و حیات پرواز پروانه‌ها و سرود خوانی پرندگان عاشق ارضی و سماوی و جوشش نوای دلهای رمیده از سکوت غافلان است.

بهار شوید و وارد جان‌ها شوید.

منظره جهان هستی در اتحاد و انسجام با زیبائی و پاکی است.

هر فرد یک حرکت، یک حرف، یک کلمه، یک جمله، یا یک جهان از منظومه عظیم زیبائی است.

🔅🌼تحویل بهاری 🌼🔅

بهار قلب‌ها، آغاز تحویل جوهر جان است.

بهار ملکوت و جبروت، بر بهار زمین بارش می‌کند.

بهار، نشان بخشش و مغفرت و محبت خداست.

بهار مخبر بهشت برین است.

بهار، ورقی از رخ نمائی دفتر بهشت برین است.

هر بهار، تولد دوباره زمین به حیات جدید است.

در هر لحظه، ندای فتبارک الله احسن الخالقین بایستی بلند باشد.

🔅🌼بهار رسواگر جاهلان است 🌼🔅

جاهل جهیل کسی است که بهار را می‌بیند و معاد را انکار می‌کند.

بهار، نگاه عاشقانه زمین به آسمان است.

🔅🌼 هنر خداوندی🌼🔅

رنگها حروفات الهی و گلها کلمات زنده الهی‌اند.

🔅🌼بهار را عاشق خود ساز 🌼🔅

در زمستان‌ترین زمستان بهار باش، در سیاه‌ترین لحظه حیات، نور درخشان.

کسی که دلش سرد است روحش بهار را تجربه نخواهد کرد.

بهار عطر و بوی حیات جاودانه می‌دهد.

زمستان امتداد بهار است نه انهدام بهار.

بهار، سکوت را می‌شکند.

بهار آمد تا که از حیات و رشد عقب نمانی.

بهار تجلی المحیی المیت است.

🔅🌼 بهار، نمایشگاه احیاگر حیات است🌼🔅

✨🔆البقرة : 164   إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتي‏ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْريفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

🔆در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتيهايى كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏هايى است (از ذات پاك خدا و يگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى‏انديشند!

🔸 این آرایش عظیم، این نظم بی‌نظیر، این قانون بی‌بدیل امضاء بی‌بدیل اوست.

🔅🌼 بهار، نگاه زیبا میخواهد و دل بیدار🌼🔅

✨🔆البقرة : 259   أَوْ كَالَّذي مَرَّ عَلى‏ قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيي‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى‏ حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ

🔆يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى (ويران شده) عبور كرد، در حالى كه ديوارهاى آن، به روى سقفها فرو ريخته بود، (و اجساد و استخوانهاى اهل آن، در هر سو پراكنده بود؛ او با خود) گفت: «چگونه خدا اينها را پس از مرگ، زنده مى‏كند؟!» (در اين هنگام،) خدا او را يكصد سال ميراند؛ سپس زنده كرد؛ و به او گفت: «چقدر درنگ كردى؟» گفت: «يك روز؛ يا بخشى از يك روز.» فرمود: «نه، بلكه يكصد سال درنگ كردى! نگاه كن به غذا و نوشيدنى خود (كه همراه داشتى، با گذشت سالها) هيچ گونه تغيير نيافته است! (خدايى كه يك چنين مواد فاسدشدنى را در طول اين مدت، حفظ كرده، بر همه چيز قادر است!) ولى به الاغ خود نگاه كن (كه چگونه از هم متلاشى شده! اين زنده شدن تو پس از مرگ، هم براى اطمينان خاطر توست، و هم) براى اينكه تو را نشانه‏اى براى مردم (در مورد معاد) قرار دهيم. (اكنون) به استخوانها (ى مركب سوارى خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته، به هم پيوند مى‏دهيم، و گوشت بر آن مى‏پوشانيم!» هنگامى كه (اين حقايق) بر او آشكار شد، گفت: «مى‏دانم خدا بر هر كارى توانا است».

🔸 معجزه الهی هر لحظه زیر چشمان ماست! از طین لازب از خاک متعفن خلق احسن خود را به نمایش می‌گذارد!

خاک بی روح را به درختی شاد و خرم تبدیل می‌سازد.

✨🔆 الصافات : 11   فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طينٍ لازِبٍ

🔆 پس از اينان (مشركان مكه) بپرس كه آيا اينان از نظر خلقت محكمترند يا كسانى كه ما آفريده‏ايم (از فرشتگان و آسمان‏ها و زمين)؟ همانا ما اينان را از گلى چسبنده آفريده‏ايم (پس در خلقت ضعيف‏ترند و در عصيان قوى‏تر).

❇️ «دستورالعملی بر آغاز سال جدی»

۱. شناخت ارزش وجودی: بدان که منحصر‌به‌فردی و قدر خود را بشناس.

۲. محاسبه و آمادگی برای آخرت: عمر خود را برآورد کن (چقدر گذشته و چه مانده)، ببین چه کرده‌ای و چه خواهی کرد، و همیشه برای سفر آخرت و قبر آماده باش.

۳. زینت بندگی و آراستگی: برای دلبری پیش درگاه خدا، خود را با اخلاق نیک و اعمال صالح بیارای و در هر نماز و مسجد، ظاهر و باطن خود را زینت ده.

۴. خودارزیابی و کارنامه‌نویسی: ده کار خوب، ده فکر خوب و ده برنامه آتی خود را فهرست کن و وضعیت خود را تحلیل کن.

۵. تمرین رستاخیز: گاهی فکر کن مرده بودی و زنده شده‌ای؛ ببین در این فرصت دوباره چه می‌کنی و «ای‌کاش‌هایت» چیستند.

۶. جایگاه‌سازی و اولویت: بدان که در جهان هستی جای تو خالی است. تلاش کن «اولین» باشی و در مسیر بندگی و کمال، حتی از انبیا و ملائکه در اهداف بندگی خدا سبقت بگیر.

۷. وحدت با جهان هستی: خود را بخشی از جهان بدان که جهان در تو و تو در جهانی؛ مانند دانه‌ای که شکوفه‌اش در جهان و شکوفه جهان در او است.

۸. تنفس هستی و حیات: تنفس را فقط جسمی ندان؛ بلکه تنفس معنوی و زیبایی داشته باش تا «صبح حقیقت» در جانت طلوع کند.

۹. پرهیز از یکسان‌پنداری: بدان که هیچ لحظه، روز یا سالی تکراری نیست. جهان هر لحظه نو و بدیع می‌شود و تکرار بینی، نشانه بی‌سوادی است.

۱۰. بهار بودن: مؤمن باید چون بهار باشد، دل‌ها را زنده کند و در سخت‌ترین شرایط (زمستان‌های زندگی)، نور و امید باشد.

۱۱. استفاده از سرمایه هستی: خداوند تمام هستی را در اختیار تو گذاشته است؛ بررسی کن که با این سرمایه عظیم چه کرده‌ای و چه میوه‌ای از درخت وجودت روییده است.

۱۲. امید به ظهور و تحول: بهار، نماد بازگشت حیات و وعده الهی برای نابودی ظلم و ظهور منجی (مهدی عج) است؛ با این دیدگاه به آینده امیدوار باش.

۱۳. عبور از تکرار به نو شدنِ ابدی

در جهان هستی، «تکرار» توهم ذهن است. خداوند «احسن الخالقین» است و هر لحظه آفرینش را در شأنی جدید تجدید می‌کند. سال جدید برای شما تکرار سال گذشته نیست، بلکه یک «جلوه» کاملاً جدید از رحمت و قدرت الهی است. شما نیز باید مانند طبیعت، پوست‌اندازی کنید. عادت‌های کهنه و مکانیکی را رها کنید و با «ذهنیت نو» وارد سال شوید. گویی برای اولین بار است که پا به این جهان می‌گذارید.

۱۴. دیپلماسی هستی و نقش «میوه» در شجره وجود

انسان مانند میوه‌ای در درخت شجره طیبه هستی است. اگر میوه‌ای شیرین و پربرکت باشید، جهان هستی (اشیاء، افکار و مردم) در خدمت شیرینی شما خواهند بود. اما اگر میوه‌ای کرم‌خورده یا تلخ باشید، همان جهان ابزارهایی برای عذاب و تلخی شما خواهد شد. در سال جدید، مسئولیت «طعم» زندگی‌تان را بپذیرید. تغییر جهان بیرونی، در گرو تغییر کیفیت میوه‌ای است که از درخت وجودتان بار می‌دهد.

۱۵. تنفسِ صبح و اکسیژنِ معنوی

تا زمانی که روح شما از «اکسیژن» توحید، محبت و معرفت تنفس نکند، خورشید حقیقت در وجودتان طلوع نخواهد کرد. خواب غفلت، مانع این تنفس است. سال جدید را سال «بیداریِ سحری» بدانید. سعی کنید قبل از درگیر شدن با هیاهوی دنیا، جانتان را با مناجات و ذکر اکسیژن‌دار کنید تا در طول روز، دچار خفگی معنوی نشوید.

۱۶. سقوط در اوج؛ پذیرش تغییرات کیفی

جهان رو به جلو حرکت می‌کند و عقب‌گردی ندارد. گاهی آنچه ما «سقوط» یا «شکست» می‌نامیم، در واقع یک سقوط در اوج است؛ یعنی سقوط پوسته‌های کهنه برای رشد هسته مرکزی. در سال جدید، از تغییرات نترسید. اگر حال و هوای شما تغییر کرد یا اوضاع مادی دگرگون شد، بدانید که این‌ها نشانه «حرکت» است. سکون مرگبار است، حتی اگر به ظاهر امن باشد. به دنبال تحولات کیفی باشید، نه حفظ وضعیت موجود.

۱۷. هنرِ خواندنِ تابلوی هستی

«توانائی خواندنش را داری؟» جهان هستی مانند یک تابلوی نقاشی عظیم و زنده است که هر لحظه رنگی جدید به آن افزوده می‌شود. سال جدید، سال «قرائت صحیح» است. یاد بگیرید زبان هستی را بفهمید. در هر اتفاقی، پیامی از جمال و کمال خدا را جستجو کنید. بینش خود را از دیدن ظواهر مادی، به دیدن اسرار باطنی ارتقا دهید.

۱۸. بهارِ درونی و رسواییِ جاهلان

بهار زمین نمادی از بهار دل مؤمن است. اما جاهلان کسانی هستند که با دیدن این زیبایی و نظم، معاد و خالق را انکار می‌کنند. در سال جدید، خود را در زمره «عاقلان» قرار دهید که با دیدن یک گلبرگ، به خالق آن می‌رسند. دل خود را چنان بهاری و زنده نگه دارید که زمستان‌های سختی زندگی، نتوانند بر سرمای آن غلبه کنند. شما باید «بهارِ پیرامون» خود باشید.

۱۹. مسئولیت‌پذیری در برابر نعمت‌های مسخر

تمام آنچه در آسمان‌ها و زمین است مسخر انسان است. «با این سرمایه عظیم چه کردیم؟» سال جدید، سال حساب‌کشیِ شخصی است. بررسی کنید که از زمان، سلامت، ثروت و استعدادهای خود چگونه استفاده کرده‌اید. آیا این سرمایه‌ها را صرف خودخواهی کردید یا در مسیر بندگی و خدمت به خلق هزینه نمودید؟

۲۰. اتصال به «ربیع الانام» (بهار حقیقی)

در پایان، همه بهار‌های زمینی، سایه‌ای از بهار حقیقی یعنی امام مهدی (عج) هستند. سال جدید را با امید به ظهور و تحول جهانی آغاز کنید. همان‌طور که زمین مرده زنده می‌شود، وعده الهی بر زنده شدن عدالت در جهان قطعی است. برنامه‌ریزی سالانه خود را با این دیدگاه کلان تنظیم کنید که قدم‌های شما، هرچند کوچک، در راستای آماده‌سازی زمین برای آن بهار بزرگ باشد.

۲۱. تمرین عملی: فهرست «ای‌کاش‌های محقق شده»

به جای غصه خوردن برای گذشته، تمرین کنید که اگر «ای‌کاش‌های» شما (کارهایی که می‌خواستید بکنید اما نکردید) الان محقق شده بودند، چه حسی داشتید و چه کاری انجام می‌دادید؟ آن حس و آن عمل را همین امروز شروع کنید.

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼

۱. حقیقت زمان و ابدیت لحظه

امام سجاد (ع) در دعای ششم صحیفه سجادیه، انسان را با حقیقتی عمیق آشنا می‌کنند: هر لحظه، سالی نو و تحویلی دوباره برای عمر انسان است. در این دیدگاه، هر لحظه یک عمر کامل و یک بندگی تمام است که انسان در آن می‌تواند از ازل تا ابد را طی کند. این امر بدان سبب است که هر لحظه، تجلی اراده‌ای خاص از خداست؛ اراده‌ای که فراتر از مرزهای زمان و مکان و از هرگونه حد و حدودی مبراست. در این میدان هستی، هر موجود از ذره تا کهکشان و از انسان تا ملکوت دارای یک «شماره وجودی» و کد منحصر‌به‌فرد پروردگار است که یگانگی و بی‌بدیلی او را می‌رساند. آفریده‌های خدا، بازتاب اراده‌های بی‌نظیر اویند و هر ذره در این جهان، تک، تازه و بی‌همتاست.

۲. صبح هستی و تنفس حیات

قسم به ستارگان تندرو و شبِ پشت‌کن، و صبحی که تنفس می‌کند، راز حیات را آشکار می‌سازد. اگر صبح تنفس نکند، هیچ طلوع و درخششی در جهان نخواهد بود و نفس تمام جهانیان بند خواهد شد. آن صبحِ تنفس‌کننده، وجود نازنینی است که حیات، زیبایی و محبت را به خلقت می‌بخشد و نور و روشنایی را می‌افشاند. این صبح، همان نور درخشان خدا و عظمت متعال اوست که در قالب «صبح» تجلی یافته است. این حقیقت بر وجود والای مولای موعود، حجت بن الحسن (عج) صدق می‌کند؛ ایشان که صبح هستی‌اند، به کل جهان اکسیژن و دوام می‌بخشند و نفس بندگی خدا را به جان هستی می‌دمند. اگر لحظه‌ای ارتباط ما با آن نفس قطع شود، مرگ ما فرا خواهد رسید.

۳. سرمایه عظیم هستی و جایگاه انسان

باید بدانیم که خدای متعال کل جهان هستی را به خدمت ما درآورده تا به اوج بلوغ برسیم و راه بندگی را طی کنیم. ما تنها صاحب این بدن نیستیم، بلکه مالکیت کل این جهان به ما سپرده شده است تا از آن بهره‌مند شویم. خداوند که صادق‌ترین است، فرموده است: «خداوند آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است را تسخیر شما کرد و نعمت‌های آشکار و پنهانش را به شما بخشید.»  بالاتر از همه آنها خدایی چون «الله» است که عالم الغیب و الشهاده، الملک و القدوس است. با این فراتر از سرمایه عظیم، انسان باید به فراسوی جهان بپرد و سینه هستی را بشکافد تا حیاتی نو و جلوه‌ای تازه بیافشاند، همان‌گونه که خدا شکافنده است و می‌خواهد انسان را بشکافد.

۴. یگانگی جوهر و خودشناسی

هر فرد در شجره جهان هستی، میوه‌ای منحصر‌به‌فرد است. هیچ جوهری و ذره‌ای در این جهان نظیر ندارد، زیرا خدا کار تکراری نمی‌کند و هر جوهری را با ویژگی «تک» آفریده است. انسان باید جوهر خود را بشناسد تا نشانه‌ای از خدا بیابد. او دارای تمثال‌هایی بی‌شمار از اسامی حسنی و حتی تمثال محمد و آل محمد (ص) است. اما اگر انسان خود را به اسفل‌السافلین سرنگون کند، سرمایه وجودش را باخته است. شناخت این یگانگی، انسان را به بندگی خدا فرامی‌خواند؛ بندگی که در حقیقت نیکی کردن به خود است تا لطف و رحمت الهی را کسب کند. باید دانست از کجا آمده‌ایم، در کجاییم و به کجا می‌رویم تا برای مأموریت وجودی خود آماده شویم.

۵. سبقت در بندگی و تمرین رستاخیز

چون انسان اراده‌ای منحصر‌به‌فرد از خداست، باید کاری منحصر‌به‌فرد انجام دهد و همواره در بندگی خدا از دیگران حتی انبیا و فرشتگان سبقت بجوید؛ زیرا این فرمان خداست و کوتاهی در آن معصیت محسوب می‌شود. انسان باید خود را برای خدا آماده کند. باید پرسید اگر روزی از ما بخواهند شاهکار عمرمان را عرضه کنیم، چه خواهیم داشت؟ آیا ده کار نیک، ده فکر پاک و ده برنامه برای آینده داریم؟ یا اینکه اشتهای دنیوی تمام افکار ما را بلعیده است؟ باید تمرین رستاخیز کنیم، گویی مرده‌ایم و زنده شده‌ایم تا ارزش لحظه را دریابیم و «ای کاش»‌های خود را اکنون مرور کنیم، نه در روزی که جزع و فزع سودمند نیست.

۶. زینت مسجدی و معاینه وجود

فرمان خدا بر آن است که در هر مسجدی و به تعبیر کلّی، در هر لحظه و هر تپش قلب خود را بیاراییم. باید تمام عمر، لحظات و کیفیات ما به مسجد خدا تبدیل شود. روزی پرده از جمال واقعی ما برداشته خواهد شد؛ باید ببینیم اگر سنگ بودیم، یاقوت و مرجان بودیم یا خاک؟ اگر گیاه بودیم، گل لاله بودیم یا علف هرز؟ باید چهره خود را معاینه کنیم و ببینیم آیا در سال گذشته رشدی داشته‌ایم یا سقوط؟ آیا تغییرات کمی و کیفی در خود احساس می‌کنیم؟ هر لحظه باید در حال آمادگی و زینت‌گری برای خدا باشیم تا وقتی پرده برداشته می‌شود، زیبا و آراسته نمایان شویم.

۷. بهاریت روح و هماهنگی با صبح هستی

مؤمن واقعی، بهار دل‌هاست. باید نفس خود را با نفس صبح جهان هستی هماهنگ کنیم تا حیات واقعی را حس کنیم. بهار بودن در وجود، یعنی زنده کردن دل‌ها به یاد خدا و نابود نکردن آن با فراموشی. مؤمن باید هنر خواندن تابلوی جهان و اتصال به «ربیع الانام» را بیاموزد تا همیشه بهاری بماند. بهار، شکوفایی جان انسان، آغاز سبز شدن دل‌ها و نوای خروش عاشقان خداست. بهار واقعی، نشان بخشش و محبت خدا و مخبری از بهشت برین است. حتی در سیاه‌ترین لحظات و زمستان‌ترین روزگار، انسان باید بهار باشد و نور درخشان جهان باشد؛ زیرا بهار، نگاه عاشقانه خدا به اهل زمین است و انسانِ پاک، روح بهار است.

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼

بسط، توسعه و تعمیق بعضی از مباحث «کد آفرینش» «همه درّ یتیم‌اند».

تبیین بعضی از ابعاد پنهان این اندیشه

🔆 تکمله‌ی اول: فلسفه‌ی «درّ یتیمی» و ابعاد وجودی انسان

عنوان «همه درّ یتیم‌اند»، شاید در نگاه اول غم‌انگیز به نظر برسد، اما در فرهنگ عرفان و قرآن، «یتیم بودن» نسبت به خدا، اوج عزت است.

یتیمی، ریشه در آزادی است

🔸درّ یتیم، یعنی گوهری که صاحب ندارد جز خالقش. اگر انسان وابسته به غیر خدا باشد (پول، مقام، دیگران)، بنده‌ی آن غیر است. اما وقتی «یتیمِ خدا» باشد، از هر قید و بند غیر الهی رها شده است. این یتیمی، به معنای «بی‌نیازی از خلق» است تا «نیاز به خالق».

🔸تو درّ یتیمی، پس هیچ‌کس قدرتِ خرید تو را ندارد. نه دنیا می‌تواند تو را بخرد و نه شیطان. تو قیمت نداری چون «بی‌نظیر» هستی. این آگاهی، تو را در برابر وسوسه‌های مصلحت‌اندیشی و چاپلوسی اجتماعی ایمن می‌کند.

شأنِ تک‌تک بودن

🔸خداوند «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ» است. یعنی هر لحظه، اراده خداوند در حال تجلی به شکلی جدید است. چون تجلی‌گاه اراده خدا منحصر‌به‌فرد است، پس تجلی او در تو نیز منحصر‌به‌فرد خواهد بود.

🔸هیچ دو انسانی در طول تاریخ، «بندگی» یکسانی نداشته‌اند. نماز تو، با وجود اینکه ظاهرش با نماز پیامبر (ص) یکی است، اما باطنش و «کدِ وجودی»‌اش متفاوت است. خداوند به دنبال «کپی» نیست؛ او به دنبال «پدیدآورندگانِ جدیدِ معرفت» است.

🔆 «تنفس صبح» و مکانیک حیات ملکوتی

«وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ». این تنفس، تنها طلوع خورشید نیست، بلکه «تزریق حیات» به کالبد جهان است.

اکسیژن مادی و اکسیژن ملکوتی

🔸انسان برای حیات جسمانی به اکسیژن نیاز دارد. اما جانِ انسان (روح)، غذایی به مراتب بالاتر می‌طلبد: «نورِ صبحِ هستی».

🔸بسط: وقتی صبح می‌شود، تنها روشنایی فیزیکی رخ نمی‌دهد؛ بلکه «امواجِ رحمت» و «بارانِ برکات» نازل می‌شود. اگر انسان در این ساعت با «دل بیدار» باشد، این امواج را جذب می‌کند (مانند باتری که شارژ می‌شود) و اگر در خواب غفلت باشد، این ثروت هدر می‌رود.

🔸تمرین عملی: سعی کنید بعد از سپیده صبح بیدار بمانید و لحظاتی را در سکوت و تامل، تنها با خدا حرف بزنید. این لحظات، «تنفسِ روح» است.

صبح، نمادِ قیامِ قائم (عج)

🔸همانطور که در روایات آمده، «تنفس صبح» اشاره به ظهور نور حقیقت (امام مهدی عج) دارد. جهان در «شبِ طولانیِ ظلم و غفلت» فرو رفته است. طلوع صبح، شکستن این تاریکی است.

🔸تعمیق: منتظرِ واقعی بودن، یعنی خودت تبدیل به یک «صبح» شوی. باید در دلِ تاریکیِ جامعه، چنان نورانی باشی که دیگران از تو گرما بگیرند. تو باید «تنفسِ صبح» را در وجودت احساس کنی تا بتوانی ظهور منجی را درک کنی.

🔆«تکرار نداریم» و فلسفه‌ی زمان در قرآن

هر لحظه، یک آفرینش جدید

🔸قرآن می‌فرماید: «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ». این یعنی جهان «استاتیک» (ایستا) نیست. جهان در هر لحظه در حال «نوسازی» است. ثبات ظاهری سنگ و درخت، نتیجه‌ی سرعتِ بالایِ تجدیدِ خلقتِ آن توسط خداست (مانند چرخش پره‌ی پنکه که یکپارچه دیده می‌شود).

🔸بسط: تو در لحظه‌ی قبل، غیر از تو در لحظه‌ی فعلی هستی. تو در حال «شدن» هستی، نه «بودن». پس غمِ گذشته و نگرانیِ آینده، بی‌معناست؛ چون آن «تو» دیگر وجود ندارد یا هنوز خلق نشده است.

رنگ‌ها و اعدادِ وجودی

🔸هیچ دو رنگی در طبیعت کاملاً یکسان نیستند. هیچ دو برگی دقیقاً مشابه هم نیستند. این «تنوعِ بی‌نهایت»، نشانه‌ی «بیکران بودنِ اراده خالق» است.

🔸نتیجه‌گیری اخلاقی: اگر خداوند در طبیعت تکرار را دوست ندارد، در بندگی تو نیز تکرار را دوست ندارد. تکرارِ اعمالِ مکانیکی (مثل نماز خواندن بدون حضور قلب)، با قانونِ آفرینش در تضاد است. بندگی تو باید «خلاقانه» باشد.

🔆 «شاهکار بندگی» و زیبایی‌شناسی اسلامی

«شاهکار بندگی تو چیست؟». این سوال، انسان را به چالش می‌کشد.

دین، زیبایی است

🔸آیه «يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» نشان می‌دهد که خداوند زیبایی را دوست دارد. اما این زیبایی تنها ظاهری نیست.

🔸توسعه: زیباترین زینت، «زینتِ اخلاق» و «زینتِ معرفت» است. وقتی تو با محبت، تواضع و علم به میان مردم می‌آیی، در واقع «مسجدِ وجودی» خود را زینت داده‌ای. شاهکار بندگی تو، زمانی است که دیگران با دیدن تو، به یاد خدا بیفتند.

هنرِ زندگی کردن

🔸انسانِ مؤمن، یک هنرمند است. او زندگی را با قلمِ اراده‌اش می‌نویسد.

🔸تمرین: لیست ده کار خوب خود را بنویس، اما نه به عنوان کارهای انجام شده، بلکه به عنوان «آثار هنری» تو. مثلاً «یک لبخند به چهره‌ی غمگین»، یک شاهکار است. «یک نمازِ اولِ وقت» در شلوغیِ کار، یک شاهکار است. این دیدگاه، به زندگی معنا می‌بخشد.

🔆 «جهان سیمای من و من سیمای جهان»

این بخش به رابطه‌ی میان انسان و جهان می‌پردازد.

انسان، اکبرِ جهان

🔸تعمیق: اگر در جهان هستی، نظم و زیبایی است، در وجود تو نیز باید نظم و زیبایی حاکم باشد. اگر جهان در حال حرکت و تکامل است، تو نیز باید در حال رشد باشی. سکونِ انسان، برخلافِ قانونِ هستی است.

جذب و دفع

🔸قانونِ «شکوفه جهان در من و من در جهان»، یعنی قانونِ ارتعاش.

🔸بسط: اگر تو «بهار» شوی، جهان به سمت تو بهار می‌آید. اگر دلِ تو خزان ببیند، جهان برایت سیاه می‌شود. تغییرِ جهان بیرونی، در گروِ تغییرِ جهان درونی است. این همان معنای حدیث «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» است.

🔆 جمع‌بندی: دعوت به «اولین بودن»

🔸«تو اولینی و اولین باش». این فراخوان، برای رقابت با دیگران نیست، بلکه برای رقابت با «خودِ دیروزِ» خودت است.

🔸پیام نهایی: در سال جدید و در هر لحظه‌ی زندگی، سعی کن نسخه‌ی «بهتر» و «جدیدتر»ِ خودت باشی. از تکرارِ مکانیکی بپرهیز و با «تنفسِ صبحِ معرفت»، جانت را نو کن. تو یک «درّ» هستی؛ بگذار درخششِ تو، جهان را روشن کند.

«وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»

(و کسانی که ستم کردند (به خود و دیگران) به زودی خواهند دانست که به چه بازگشتی بازمی‌گردند).

✅ده بیان و انتخاب

💫۱. «تو منحصر بفردی قدر خود بدان، تو درّ یتیم خدائی»

بدون پذیرش این «یگانگی» و «ارزش ذاتی»، هیچ تلاشی برای بندگی و خودسازی معنا پیدا نمی‌کند. این جمله، نقطه آغازین مسیر کمال است.

💫۲. «خدائی که «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْن‏» است کاری تکراری نمی‌کند، هر فرد شأنی از شئونات بی‌نظیر خداست!»

این جمله، فلسفه‌ی هستی‌شناسی متن را تبیین می‌کند. انسان را از روزمرگی و تکرار نجات می‌دهد و به او می‌فهماند که چرا «منحصر‌به‌فرد» است؛ زیرا اراده خداوند تکرارپذیر نیست و تجلی‌اش در هر فرد خاص است.

💫۳. «رحم الله امرءً أعدّ لنفسه واستعدّ لرمسه، و علم من أين؟ وفي أين؟ وإلى أين؟»

این حدیث شریف، نقشه‌ی راه عملی برای انسان است. سوالات سه‌گانه «از کجا؟ در کجا؟ به کجا؟»، دقیق‌ترین معیار برای سنجش میزان بندگی و آگاهی انسان در هر لحظه از عمر است.

💫۴. «هستی تنفس نکند! آفرینش از نفس می‌افتد.»

این جمله، مفهوم «تنفس صبح» را به زیباترین شکل بیان می‌کند. آن را به یک قانون فراگیر تبدیل می‌کند که نه فقط برای صبح طبیعی، بلکه برای حیات روحی و ملکوتی انسان نیز صادق است. حیات بدون «نفسِ جدید»، مرگ است.

💫۵. «تکرار نداریم! او هر یوم در شأن جدید است.»

این جمله، انقلابی در نگاه به زمان ایجاد می‌کند. غفلت بزرگ انسان، پنداشتنِ تکرار در روزگار است. این جمله انسان را به «حفظ غنائم لحظات» و شناخت ارزشِ هر لحظه وامیدارد.

💫۶. «تو می‌توانی نه شاه‌کار که شاه‌جهانی کنی، جهان را در خود کشت کنی و جهان‌ها برداشت کنی»

این جمله، مرزهای وجودی انسان را می‌شکند. به انسانِ مؤمن نشان می‌دهد که اوج کمال، این است که جهان در او حلول کند و او تجلی‌گرِ تمام زیبائی‌های الهی باشد.

💫۷. «بنده منحصر به فرد خدا، بایستی شگفتانه‌های منحصر بفردی در بندگی خدا داشته باشد!»

این جمله، استاندارد بندگی را تعیین می‌کند. بندگی تقلیدی و کورکورانه مردود است؛ بندگیِ انسانِ منحصر‌به‌فرد، باید خلاقانه و بدیع باشد.

💫۸. «فکر کن مرده بودی و زنده شدی! حال چه میخواهی بکنی؟! پس عزمت را به تحققش جزم کن.»

این جمله، یک تمرین رستاخیزِ قدرتمند است. با یک تصویرسازی ساده، انسان را از قید و بندهای مادی رها کرده و او را با اهداف واقعی و آرزوهای اصیلش روبرو می‌کند.

💫۹. «بترس که بهارت مرده باشد، جانت رو به زوال رود»

این جمله، هشدار و زنگ خطر متن است. در میان تمام صحبت‌های امیدوارکننده، این جمله انسان را از خطر «ختم القلوب» و جمود روحی آگاه می‌کند و انگیزه‌ای برای تلاش مستمر ایجاد می‌کند.

💫۱۰. «مومن مثل بهار است، روزی خواهد رسید که مومن مثل بهار رونمایی خواهد شد.»

این جمله، چشم‌انداز نهایی و وعده‌ی زیبای متن است. انسان را به امید واری دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که نتیجه‌ی این همه تلاش و خودسازی، رسیدن به بهاری شدن در دنیای ظلمت است.

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼


[1] الوافي ؛ ج‏1 ؛ ص116  فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، كتابخانه امام أمير المؤمنين على عليه السلام – اصفهان، چاپ: اول، 1406 ق.

[2] ترجمه تفسير مجمع البيان    ج‏26    336 طبرسى، فضل بن حسن، ترجمه تفسير مجمع البيان، 27جلد، فراهانى – ايران – تهران، چاپ: 1.

[3] البرهان في تفسير القرآن    ج‏5    595  بحرانى، هاشم بن سليمان، موسسة البعثة، قسم الدراسات الإسلامية – ايران – قم، چاپ: 1، 1415 ه.ق.

[4] البرهان في تفسير القرآن    ج‏5    595  بحرانى، هاشم بن سليمان، موسسة البعثة، قسم الدراسات الإسلامية – ايران – قم، چاپ: 1، 1415 ه.ق.

[5] البرهان في تفسير القرآن    ج‏5    595  بحرانى، هاشم بن سليمان، موسسة البعثة، قسم الدراسات الإسلامية – ايران – قم، چاپ: 1، 1415 ه.ق.

[6] البلد الأمين و الدرع الحصين ؛ النص ؛ ص286  كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات – بيروت، چاپ: اول، 1418 ق.

[7] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏99 ؛ ص101  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply